eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
💢 جنگ رمضان: نوشته سی‌وششم: سقوط علی‌الطاهر و چالش‌های فراروی حزب‌الله 🕘 15شهریور 1405  1️⃣ بخش اول
💢 جنگ رمضان: نوشته سی‌وششم: سقوط علی‌الطاهر و چالش‌های فراروی حزب‌الله 🕘 15شهریور 1405 2️⃣ بخش دوم 🟦 ب: عامل دوم به روی کارآمدن دولت جدید در لبنان بازگشت دارد. دولتی که قدرت گرفتنش بیش از هر ‌چیز مدیون ناتوانی حزب‌الله در استمرار بازدارندگی در جنگ 2024 و بدتر از آن سقوط دمشق و روی ‌کارآمدن دولت احمد الشرع بود. اگرچه واقعیت آن است که در چهار دهه گذشته تمام دولت‌های لبنان (حتی ‌دولت 12 ساله رفیق حریری) متاثر از پیوند جدی با امریکا و سعودی به نوعی با حزب‌الله مساله داشته و ‌هر یک به نوعی به دنبال تغییر رفتار یا خلع‌سلاح حزب‌الله بودند اما دولت کنونی لبنان به پیشتوانه ‌حمایت‌های خاص امریکا و عربستان سعودی و متاثر از تغییر موازنه قدرت در سطح منطقه‌ای در سه ‌سال گذشته، رودربایستی را کناری گذاشته و به صراحت پروژه اصلی خود را خلع‌سلاح حزب‌الله و ‌عادی‌سازی روابط با اسرائیل تعریف کرده است. ‌ ❇️ با این حال نباید فراموش کرد که این دولت نه صرفا یک دولت عادی که برخوردار از شبه اجماعی نسبی ‌در دو طائفه مسیحی و سنّی در لبنان است. در کمینه آن می‌توان ادعا کرد که خلال یک سال و اندی ‌گذشته جز مواردی معدود و از زبان افرادی فاقد جایگاه تاثیرگذار، صدای مخالف بلند و قدرت‌مندی از ‌نخبگان این دو طائفه در برابر روند سازش و ضدمقاومتی جوزف عون-نواف سلام شنیده نشده است که ‌برعکس حتی رهبران مذهبی این دو طیف نیز توجیهات دینی برای این روند تراشیده‌اند. در نتیجه چنین ‌وضعیتی هر تنشی میان حزب‌الله با دولت مستقر کنونی می‌تواند به سرعت شعله‌های یک جنگ مذهبی و ‌طائفه‌ای را در لبنان شعله‌ور ساخته و به‌ طور طبیعی بهانه‌های لازم برای مداخله نظامی دمشق علیه ‌مقاومتبه طور خاص و جامعه شیعی لبنان به طور عام را فراهم سازد. خویشتن‌داری حزب‌الله در برابر ‌صدور حکم اخراج سفیر ایران، بازداشت برخی از نیروهای حزب‌الله و مصادره برخی از تسلیحات ‌مقاومت از سوی دولت فعلی لبنان با هدف ممانعت از کلیدخوردن چنین روندی بوده است. ‌ در نتیجه ترس از اقدام نظامی دولت لبنان علیه عقبه مقاومت، حزب‌الله یک سوم دیگر از توان عملیاتی ‌خود را به صورت احتیاط در خارج از جبهه و به طور مشخص در شهرهای بیروت، صور و صیدا نگه ‌داشته باشد.‌ ✳️در نتیجه چنین وضعیتی حزب‌الله برای نخستین بار خود را فراروی سه جبهه خطرناک می‌بیند. از جنوب ‌و آسمان و دریا در مقابله با اسرائیل. از شرق و شمال شرق با دولت احمدالشرع و در داخل با دوگانه ‌عون-سلام. پس بسیار طبیعی است که خلال شش ماهه گذشته حزب‌الله عملا دو سوم توان عملیاتی خود ‌را خارج از میدان نبرد با رژیم اسرائیل تعریف کرده است و صرفا با بخشی از یک سوم توان عملیاتی ‌خود در میدان حاضر بوده است. ‌ 🟥 ج: با این حال از دید نویسنده در کم و کیف سقوط علی‌الطاهر و سقوط جنوب دو مولفه پیش‌گفته عامل ‌مشدّده بوده است و نه عامل اصلی. برای همین است که بر این باورم که حضور آن دو سوم دیگر در ‌جنگ بیش‌تر از آن‌که صحنه بازی روی زمین را عوض کند، تلفات حزب‌الله را افزایش می‌داد.‌ ❇️ آن طور که دنبال‌کنندگان منبثات پیش از این نیز خوانده اند، نویسنده این سطور بر این باور است که اصلی ‌ترین عامل رسیدن حزب‌الله به وضعیت کنونی جدای از تشکیلاتی شدن افراطی امر نهضت، همانا ضعف ‌مشهود آموزش‌های جنگ نامتقارن در نسل جدید حزب‌الله است. دلیل اصلی این وضعیت نیز چیزی جز ‌تلاش دو دهه‌ای حزب‌الله برای تبدیل به یک ارتش شبه‌کلاسیک با توان موشکی و پهپادی دوربرد نبوده ‌است. البته باید اعتراف کرد که مشکل صرفا در اصل این رویکرد که بیش‌تر در تمرکز افراطی بر آن و ‌توسعه یگان‌های موشکی و پهپادی به زیان سایر تخصص‌ها بوده است. چیزی که می‌توان از آن به ‌سندروم موشک‌زدگی-پهپادزدگی تعبیر کرد. ✳️ این وضعیت در نهایت منجر به آن شد تا حزب‌الله هم بخش مهمی از قابلیت‌های رزمی قدیمی خود را ‌رفته‌رفته از دست داده و به نسل جدید منتقل نکند و هم از به‌روزرسانی یگان‌های خود به فناوری‌های ‌جدیدتر و موثرتر غافل بماند. نمونه بارزش بی‌توجهی به تغییر پارادایم جنگ‌ها با محوریت ریزپرنده‌ها در ‌یک دهه گذشته است. علی‌رغم تراکمی از تجارب از سوی گروه‌هایی مانند داعش و بعدتر اوکراینی‌ها و ‌روس‌ها. آن هم درست جلوی چشم فرماندهان حزب‌الله. ❎ نکته تلخ داستان هم آن است که با توجه به دست ‌بالاتر دشمن در تکنولوژی و پدافند هوایی عملا در جنگ‌های جدید (برخلاف جنگ 33 روزه) از این ‌حجم از موشک و پهپاد نیز کاری برنیامد.‌
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
💢 جنگ رمضان: نوشته سی‌وششم: سقوط علی‌الطاهر و چالش‌های فراروی حزب‌الله 🕘 15شهریور 1405 2️⃣ بخش دوم
💢 جنگ رمضان: نوشته سی‌وششم: سقوط علی‌الطاهر و چالش‌های فراروی حزب‌الله 🕘 15شهریور 1405 3️⃣ بخش سوم ✅ باور نویسنده آن است که اگر حزب‌الله خلال جنگ اخیر در روی زمین عمل‌کرد میدانی دل‌گرم کننده‌تری ‌می‌داشت و لااقل موفق به واردکردن تلفات انسانی موثرتری بر رژیم می‌شد، روی‌کرد دمشق و دولت ‌لبنان نیز متاثر از این امرواقع، نرم‌تر و عمل گرایانه‌تر می‌شد. بخشی از حکمت تندی ادبیات این دو در ‌قبال مقاومت به احساس ایشان از ضعف شدید حزب‌الله و امکان خلع سلاح آسان و کم هزینه آن بازگشت ‌دارد. احساسی که عمل‌کرد نظامی حزب‌الله در شکل‌گیری آن حتما نقش داشته است.‌ 3️⃣ ‌در نتیجه آن‌چه گذشت، حزب‌الله با چند چالش جدی مواجه است. نخست تغییر موازنه منطقه‌ای به ‌زیان محور مقاومت از سال 2024 بدین سو. دوم از دست رفتن دمشق و خصمانه‌شدن اراده دمشق در ‌قبال مقاومت. سوم خصومت علنی و صریح و معطوف به کنشِ دولت جدید لبنان علیه مقاومت و در نهایت ضعف‌های اساسی و مشهود حزب‌الله در استراتژی تسلیح و آموزش‌های تاکتیکی و تکنیکی در سازمان ‌رزم خود. (حتی در داستان تحول مرتبط با ریزپرنده‌ها در ماه‌های گذشته و علیرغم دل‌گرمی‌های اولیه اما ‌ضعف اپراتورهای حزب‌الله و ناتوانی در تشخیص و هدف قراردادن موثر دشمن اسرائیلی، بسیار مشهود ‌و دل‌سردکننده بود. بماند که در درگیری‌های منتهی به سقوط علی‌الطاهر تقریبا هیچ اثری از حضور و ‌ظهور ریزپرنده‌ها نبود.)‌ ❎در نتیجه چنین وضعیتی، استمرار مقاومت از سوی حزب‌الله صرفا با منطق شرافت و الاهیات شهادت یا ‌امید به فرجی در ترتیبات منطقه‌ای (برای مثال احتمال خصمانه‌شدن روی‌کرد سوریه نسبت به اسرائیل) و ‌یا لااقل خودکشی‌نکردن از ترس تب قابل توجیه است. با این حال حزب‌الله حتی اگر می‌خواهد بی‌اعتنا به ‌ترتیبات جدید داخلی و منطقه‌ای به مقاومت در برابر ماشین نظامی اسرائیل ادامه بدهد، می‌بایست تحولی ‌اساسی در سازمان رزم خود ایجاد کند. تغییرات پیش گفته در یادداشت بیست‌وپنجم خوب، اما عمیقا ناکافی به ‌نظر می‌رسد.‌
💢 جنگ رمضان: نوشته بیست‌وپنجم: حزب‌اللهی که بود؛ حزب‌اللهی که هست 🕤 ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🌍 بیروت ✅ با گذشت ده روز از حضور در لبنان و بر اساس ترکیبی از مشاهدات مستقیم و گفتگوهای متعدد به وضوح و فارغ از پروپاگاندای رسانه‌ای، می‌توان مدعی شد که امروزه مقاومت از جهت میدانی و سازمانی در شرایط بسیار مطلوب‌تری نسبت به جنگ ۶۶ روزه به‌سر می‌برد. به طور مشخص، عمل‌کرد میدانی در رویارویی اخیر نشان‌دهنده نوعی بازتنظیم درون‌سازمانی و عبور از برخی الگوهای پیشین (فراتر از سطح تجهیزات یا تاکتیک‌های جزئی) است: 1⃣ در حوزه کنترل و فرماندهی، تداوم عملیات در چند محور و فقدان وقفه‌ در عمل‌کرد میدان و نیز تداوم ارتباط میان ستاد و میدان، بیان‌گر آن است که سازوکارهای ارتباطی و تصمیم‌گیری نسبت به جنگ ۶۶ روزه بسیار کارآمدتر شده‌اند. درست به همین دلیل است که حتی در بدترین شرایط، زنجیره فرماندهی توانسته انسجام خود را حفظ کرده و مانع از فروپاشی سازمان رزم شود. وضعیت کنترل و فرماندهی چنان قابل قبول است که برخلاف جنگ قبلی، کماکان جای‌گزینی نیروهای میدانی در بازه‌های زمانی مشخص و بر اساس جدول‌های از پیش‌تعریف شده و به سهولت صورت می‌گیرد. در وضعیت جدید منطق جای‌گزینی نیروها، نه صرفاً پر کردن خلأ عددی، بلکه حفظ سطح تعریف‌شده‌ای از کارایی رزمی است. یکی از اصلی‌ترین دلایل این موفقیت، سیاست دبیرکل جدید در متمرکزسازی فرماندهی نظامی و میدان‌دادن به فرماندهان جوان و باانگیزه است. 2⃣ در سطح سازمان رزم، نشانه‌هایی از حرکت به‌سوی ساختارهای منعطف‌تر دیده می‌شود. به‌نظر می‌رسد تجربه جنگ ۶۶ روزه، فرماندهان مقاومت را به سمت کاهش نقش ستاد در اتخاذ تصمیمات و افزایش آزادی عمل واحدهای میدانی سوق داده است. این تغییر به‌ویژه در شرایطی که فشارهای عملیاتی بالا بوده، امکان تداوم را بدون وابستگی مطلق به ستاد فرماندهی جنگ فراهم کرده است. 3⃣ ترجیح کیفیت بر کمّیت در هر دو بعد انسانی و تسلیحاتی از دیگر درس‌های حزب‌الله از جنگ قبلی است: ترجیح نیروی ویژه و سلاح کیفی و موثر بر سیاهی‌لشکر و آتش انبوه؛ تمرکز بر به جای . حزب‌الله در جنگ قبلی با عقلیه و الگوی جنگ سوریه وارد نبرد شد که نتایج تلخی را در پی داشت. این تغییر رویه اما نقشی اساسی در کاهش شهدای خودی و افزایش تلفات در جبهه دشمن داشته است. این روزها با تعداد زیادی از رزمندگان مقاومت برخورده‌ام که با وجود پافشاری‌شان اما با گذشت دو ماه از آغاز جنگ هنوز با حضورشان در خطوط مقدم موافقت نشده است. اینک تنها بخش اندکی از یگان‌های تخصصی مقاومت در میدان نبرد حاضرند و اکثریت نیروها در وضعیت احتیاط و در عقبه هستند. 4⃣ تحول مهم دیگری که در سطح دکترین رزمی حزب‌الله اتفاق افتاده است‌: فاصله گرفتن از الگوی "دفاع از زمین به هر قیمت" و محوریت‌بخشی به "تحمیل هزینه به دشمن به هر روش". این رویکرد، که بر فرسایش تدریجی و افزایش تلفات دشمن متمرکز است، نشان‌دهنده نوعی بازتعریف از مفهوم موفقیت و پیروزی در میدان نبرد است. در این‌ معنا ممانعت از تثبیت، مهم‌تر از ممانعت از اشغال زمین خواهد بود. بر اساس این دکترین احتمالا حزب‌الله این‌گونه می‌اندیشد که حتی سقوط منطقه جنوب لیتانی نیز (که متصور هم هست) دیگر شکست تلقی نخواهد شد. چنین اتفاقی اگرچه تلخ است اما فارغ از آن‌که تقویت‌کننده مشروعیت اجتماعی و سیاسی مقاومت بوده و کاهش فشار داخلی از روی حزب را به دنبال خواهد داشت، با افزایش پتانسیل تلفات‌گیری (به ویژه با بهره‌گیری از الگوی ریز‌پرنده‌ها) در نهایت اسرائیل را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد. ولو در بازه زمانی بلندمدت و چندساله؛ مانند وضعیت دهه هشتاد و نودمیلادی. 5⃣ در کنار تحولات فوق‌الذکر، روحیه جمهور مقاومت و نیروهای میدانی آن نیز به طرز ملموسی افزایش یافته است. به طور معین انباشت حس تحقیر ناشی از ناکارآمدی در جنگ اِسناد و جنگ ۶۶ روزه، سرخوردگی ناشی از شهادت صدها عضو حزب‌الله در دوره آتش‌بس بدون شلیک حتی یک گلوله از این سمت، خشم و غضب برآمده از ترور آیت‌الله خامنه‌ای و در نهایت نتایج مثبت بازسازی سازمان رزم در میدان (به ویژه با انتشار فیلم ریزپرنده‌ها) از مهم‌ترین دلایل بهبود انگیزه و افزایش روحیه و تاب‌آوری دوگانه مقاومت است. ❎ با این همه، چالش و تهدید اصلی حزب‌الله در این مقطع نه لزوماً در میدان، بلکه در تحولات محیط داخلی لبنان است. بحران پناهندگان و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن و هم‌چنین تلاش برخی بازی‌گران داخلی برای تشدید تنش‌های سیاسی و طائفه‌ای، عواملی هستند که می‌توانند بر عمل‌کرد مقاومت در میدان تأثیر منفی بگذارند. در نتیجه با وجود نشانه‌های آشکار از بهبود کارایی و سازگاری در میدان نبرد، اما تداوم این وضعیت بی‌تاثیر از نحوه مدیریت چالش‌های داخلی لبنان نخواهد بود.
‌🔻اظهارات امشب سرلشکر رضایی دبیر شعام درباره تنگه هرمز و محاصره را می‌توان در یک راهبرد سه‌لایه خلاصه کرد: ‌۱) کریدور میانی ایران–عمان برای مدیریت تردد در هرمز ‌۲) ورود تقابل با ناوگان آمریکا به فاز تهاجمی ‌۳) ایجاد منطقه ممنوعه/تحریمی از خط محاصره تا هرمز و تحمیل هزینه به کشتی‌های متخلف. ‌یعنی تهران به‌جای بستن یا بازکردن صرف هرمز، در حال تعریف یک معادله جدید برای کنترل تردد، بازدارندگی و جنگ اقتصادی است. ‌
🔹تریتا پارسی: https://fxtwitter.com/tparsi/status/2096747115556880680 من تازه هشتمین نشست پرسش و پاسخ با مشترکین را به پایان رساندم و می‌ترسم که افراد را به شدت نگران و افسرده کرده باشم. اما من داشتم صادقانه صحبت می‌کردم: تمام نشانه، به یک تنش و درگیری بزرگ بین ایالات متحده، ایران و اسرائیل اشاره دارند. و بسیار احتمال دارد که این درگیری توسط خود تهران یک یا دو هفته قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای آغاز شود. من توضیح دادم که چگونه الگوی رفتاری ایران نشان‌دهنده آماده‌سازی برای آن جنگ است، از جمله اینکه چگونه آن‌ها در حال هموار کردن مسیر برای حملات بسیار مؤثرتر علیه اسرائیل هستند. و در حالی که ایالات متحده، اسرائیل را از دور دوم جنگ دور نگه داشت زیرا واشنگتن بیم آن را داشت که اسرائیل جنگ را از آنچه ایالات متحده قابل مدیریت می‌دانست فراتر ببرد، ترامپ ممکن است در این دور سوم، خود را بسیار هم‌راستاتر با خواسته اسرائیل برای یک جنگ بسیار بزرگتر ببیند. می‌توانید آن را در اینجا تماشا کنید: https://tritaparsi.substack.com/p/recording-of-sep-6-private-q-and 🔻پیوند به این فرسته درX: https://x.com/FGhoddoussi/status/2096785253113184760
🔹دنی(دنیس) سیترونویچ (تحلیلگر امنیتی اسرائیلی): یک نکته از آخرین مصاحبه با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و یکی از قدرتمندترین چهره‌های امروز تهران، باید کاملاً روشن باشد: ایران در حال آماده شدن برای افزایش تنش است، نه تسلیم. وضعیت اقتصادی ایران ممکن است به‌مراتب بدتر از آن چیزی باشد که رضایی حاضر به اعتراف به آن است، یا شاید حتی به‌طور کامل آن را درک می‌کند. اما واشنگتن نباید فشار اقتصادی را با تسلیم راهبردی اشتباه بگیرد. تهران هیچ نشانه‌ای از دست کشیدن از اهرم فشار خود بر تنگه هرمز نشان نداده است. آخرین تهدیدهای رضایی مبنی بر ایجاد یک «منطقه ممنوعه» جدید، تنها مهر تأییدی بر همین موضوع است. این وضعیت، دولت ترامپ را در برابر یک نقطه تصمیم‌گیری حیاتی قرار می‌دهد. ایران و عمان روی چهارچوبی برای مدیریت رفت‌وآمد دریایی از طریق تنگه هرمز کار کرده‌اند، در حالی که تهران همچنان اصرار دارد که بازگشایی هرمز باید به امتیازدهی از سوی آمریکا، از جمله کاهش محاصره دریایی، گره بخورد. اگر دولت آمریکا توافق عمان و ایران را به عنوان مبنایی برای دیپلماسی دوباره بپذیرد، ممکن است هنوز راهی به سوی کاهش تنش وجود داشته باشد. اما اگر چنین چهارچوبی را رد کند و اصرار داشته باشد که فشارهای اقتصادی و نظامی در نهایت تهران را عقب خواهد نشاند، اجتناب از دور دیگری از افزایش تنش به‌شدت دشوار خواهد شد. مهم‌ترین نشانه هشداردهنده این است که ایران پیش از این از خط قرمز دیگری عبور کرده است: شلیک موشک‌های بالستیک به سمت تجهیزات عمده نیروی دریایی آمریکا، از جمله یک ناو هواپیمابر. نتیجه تاکتیکی این حملات هرچه که باشد، پیام راهبردی آن حائز اهمیت است. تهران دارد نشان می‌دهد که حتی تحت فشار شدید اقتصادی، به جای دست کشیدن از اهرم‌های فشار خود، آماده است تا پله‌های نردبان تصاعد تنش را بالا برود. https://fxtwitter.com/citrinowicz/status/2096739778053980507 🔻پیوند به این فرسته درX: https://x.com/FGhoddoussi/status/2096783443107430516
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
اسرائیل در روز روشن در حال محو کردن تمام روستاها از نقشه در جنوب لبنان است — و سپس جنایات جنگی خود ر
🔹تریتا پارسی: این روستای بنی‌حیان در جنوب لبنان است که توسط اسرائیل به خاکستر تبدیل می‌شود [به هوا فرستاده می‌شود]. ایالات متحده یادداشت تفاهمی را امضا کرده بود که از اسرائیل می‌خواست از لبنان خارج شود. اما به نظر می‌رسید دولت لبنان از این موضوع ناراضی بود (است )و توافق خودش را با اسرائیل امضا کرد که طبق آن، اسرائیل تنها زمانی لبنان را ترک می‌کند که حزب‌الله خلع سلاح شده باشد. به نظر می‌رسد دولت لبنان با نابود کردن جنوب لبنان توسط اسرائیل موافق است، به این امید که این کار حزب‌الله را تضعیف کند. چرا که تضعیف حزب‌الله برای تبدیل شدن لبنان به تحت‌الحمایه اسرائیل، ظاهراً برای آن مهم‌تر از دفاع از لبنان است. https://fxtwitter.com/tparsi/status/2096688051074265547
🔴وزیر جنگ اسرائیل می‌گوید این کشور خود را برای «جنگی همه‌جانبه» در کرانه باختری آماده می‌کند رسانه‌های عبری‌زبان گزارش می‌دهند که اسرائیل کاتس، وزیر جنگ اسرائیل، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این کشور، به نیروهای اشغالگر اسرائیلی دستور داده‌اند تا برای آغاز یک «جنگ همه‌جانبه» علیه مقامات ارشد و ارگان‌های تشکیلات خودگردان فلسطین (PA) و گروه‌های وابسته به آن آماده شوند «تا شکست کامل آن‌ها به‌سرعت محقق شود.» کاتس گفت: «ما اجازه نخواهیم داد شرایط به انتفاضه‌ای چندساله و مداوم مانند گذشته بازگردد، بلکه کارزاری جامع را علیه تشکیلات خودگردان و تمام زیرساخت‌های تروریستی در [کرانه باختری] آغاز خواهیم کرد؛ از جمله ترورهای هدفمند مقامات ارشد، تخلیه ساکنان از شهرها و روستاهایی که فعالیت‌های تروریستی از آن‌ها صورت می‌گیرد، نابودی تروریست‌ها، انهدام تمامی زیرساخت‌های تروریستی محلی و باقی ماندن [نیروهای اشغالگر اسرائیلی] در مناطق تخلیه‌شده—دقیقاً همان کاری که در مناطق امنیتی غزه و لبنان انجام دادیم.» https://fxtwitter.com/TheCradleMedia/status/2096891389581636069 پیوند به این فرسته درX: https://x.com/FGhoddoussi/status/2096897793126273518
🔵چند نکته کلیدی از مصاحبه دیشب محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی . ✍حمیدرضا عزیزی 🔹 رضایی عملاً اذعان کرد که رفت‌وآمد دریایی از تنگه هرمز متوقف نشده است. او گفت روزانه ۷ تا ۸ فروند کشتی در حال عبور هستند و در عین حال اعتراف کرد که آمریکا به برخی از شناورها برای عبور از مسیر جنوبی کمک می‌کند. مهم‌تر از آن، او ادعا کرد که ایران تمامی نفت‌کش‌ها را هدف قرار نمی‌دهد. او علت این مسئله را نگرانی‌های زیست‌محیطی دانست، اما محدودیت‌های عملیاتی و تضعیف توانمندی‌های ردیابی و هدف‌گیری ایران نیز احتمالاً بخشی از این محاسبات است. 🔹 به نظر می‌رسد تهران در حال گسترش فشارهای دریایی خود به فراتر از تنگه هرمز است. رضایی گفت ایران به‌زودی منطقه ممنوعه جدیدی را اعلام خواهد کرد که به بخش‌های دیگر خلیج فارس نیز امتداد می‌یابد. نکته جالب این است که او از «تحریم» شناورهایی که وارد این منطقه می‌شوند سخن گفت. این امر می‌تواند به معنای توقیف، مصادره یا هدف‌گیری انتخابی در چارچوب قانونِ ازپيش‌معرفی‌شده «سازمان تنگه خلیج فارس» باشد. در هر صورت، ایران در تلاش است هزینه‌ها را برای کسانی که برای عبور از تنگه به آمریکا متکی هستند، افزایش دهد. 🔹 رضایی همچنین تأیید کرد که ایران یک موشک ضدکشتی به سمت نیروهای دریایی آمریکا شلیک کرده است، زیرا واشنگتن «تهدیدات قبلی ایران را جدی نگرفته بود». منطق این اقدام حائز اهمیت است: تهران از اقدام نظامی محدود برای اعتباربخشی به خطوط قرمز خود استفاده می‌کند؛ آمریکا نیز متقابلاً با هدف قرار دادن نفت‌کش‌های ایرانی پاسخ می‌دهد. به عبارت دیگر، هر دو طرف اکنون در تلاش‌اند تا مرزهای تقابل و تشدید تنشِ پذیرفته‌شده را از طریق اعمال زور تعیین کنند. 🔹 شاید مهم‌تر از آن، رضایی اشاره کرد که «خویشتنداری» قبلی ایران در قبال تلفات نیروهای آمریکایی تغییر کرده است. او گفت ایران در گذشته اهداف مشخصی از آمریکا را در اردن و اربیل شناسایی کرده بود، اما تعمداً از حمله به آن‌ها خودداری کرد. به گفته او، آن محاسبات دیگر معتبر نیست. اینکه آیا ایران واقعاً تلفاتی به نیروهای آمریکایی وارد کرده است یا خیر، مسئله دیگری است؛ اما در سطح سیاست‌گذاری، این یک تغییر چشمگیر محسوب می‌شود. 🔹 در بعد داخلی، رضایی گفت تهران انتظار دارد آمریکا و اسرائیل تلاش کنند ناآرامی‌های داخلیِ تجدیدشده را با دور دیگری از حملات نظامی ترکیب کنند. به نظر می‌رسد این موضوع اکنون یک نگرانی مرکزی در نهادهای امنیتی ایران باشد؛ اینکه فشارهای اقتصادی، عملیات روانی/اطلاعاتی، ناآرامی‌های مسلحانه و حملات خارجی هم‌زمان همگرایی پیدا کنند. گزارش‌های اخیر از کشف و ضبط سلاح و درگیری با شبکه گروه‌های مسلح در کردستان و سیستان و بلوچستان نیز باید در همین راستا تحلیل شود. 🔹 در نهایت، در مورد لبنان، آنچه رضایی نگفت شاید مهم‌تر از گفته‌هایش بود. او پیشروی‌های اسرائیل را پذیرفت و پاسخ آینده لبنان را پیش‌بینی کرد، اما هیچ تعهدی از سوی ایران برای مداخله مستقیم یا تعیین خط قرمز جدید ارائه نداد. بر این اساس، به نظر می‌رسد تمرکز تهران بر حفظ فشار بر آمریکا قرار دارد و در عین حال از تشدید تنش مستقیم جدید با اسرائیل سر موضوع لبنان اجتناب می‌کند. https://fxtwitter.com/HamidRezaAz/status/2096899496663806405 🔻پیوند به این فرسته در X: https://x.com/FGhoddoussi/status/2096910629290360917
علیرضا مجیدی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه: هیچ ارتباطی میان برهم‌خوردن تفاهم اسلام‌آباد با اشغال علی‌الطاهر وجود ندارد/ اسرائیل قبل از برهم‌خوردن تفاهم، عملیات در محور علی‌الطاهر را از سر گرفت/ همچنان شانسی برای پیروزی نتانیاهو در انتخابات کنست دیده نمی‌شود September 5, 2026 یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه گفت: پیش‌روی اسرائیل در 60 روستا و شهرک، مربوط به پس از آتش‌بس ایران و آمریکاست و به علاوه، اسرائیل قبل از برهم‌خوردن تفاهم اسلام‌آباد، عملیات در محور علی‌الطاهر را از سر گرفت. ضمن اینکه اساسا رژیم صهیونیستی هرگز حتی یک روز هم خود را به تفاهم ایران و آمریکا مقید ندانست و حملات به لبنان را متوقف نکرد. بنابراین، تصرف علی‌الطاهر توسط اسرائیل، ربطی به برهم‌خوردن تفاهم اسلام‌آباد ندارد. علیرضا مجیدی در گفت‌وگو با خبرنگار جماران، با اشاره به اشغال بلندی‌های علی‌الطاهر توسط رژیم صهیونیستی، اظهار کرد: موقعیت جغرافیایی ارتفاعات علی‌الطاهر یک بحث است و تأسیسات زیرزمینی آن، بحث دیگر. در خصوص مورد دوم، باید گفت طبق ادعاهای رژیم صهیونیستی، این ارتفاعات به دو جهت دارای اهمیت راهبردی است؛ نخست اینکه تأسیسات زیرزمینی علی‌الطاهر، مهمترین شهر موشکی در جنوب لبنان محسوب می‌شود و دوم اینکه فرماندهی یکی از سه یگان عملیاتی حزب‌الله در جنوب لبنان نیز در آنجا قرار دارد. به لحاظ موقعیت جغرافیایی نیز اگر علی‌الطاهر به صورت کامل و تثبیت‌شده در دست اسرائیل قرار گیرد، این رژیم بر شهر نبطیه (یکی از دو شهر بزرگ جنوب لبنان) اشراف کامل توپخانه‌ای کامل خواهد داشت و برای حمله به این شهر، دیگر نیاز به استفاده از نیروی هوایی ندارد. وی در خصوص ارتباط میان وضعیت کنونی علی‌الطاهر با برهم‌خوردن تفاهم اسلام‌آباد، بیان کرد: این دو هیچ ارتباطی با هم ندارند، زیرا اساسا تفاهم ما و آمریکا، هیچ اهمیتی برای اسرائیل نداشت. در جنگ رمضان، حزب‌الله به خاطر ایران و به خون‌خواهی از ولی‌فقیه‌ش وارد نبرد با اسرائیل شد و در کل 40 روز جنگ، در هیچ نقطه‌ای از خط نبرد، شکست معناداری نخورد، زیرا نیروی هوایی اسرائیل درگیر ایران بود و نهایت ادعای اسرائیل طی جنگ 40 روزه، پیش‌روی در سه روستای جنوب لبنان بود که از همان هم هیچ تصویری منتشر نشد. در روز 8 آوریل و به محض پذیرش آتش‌بس از سمت ایران، رژیم صهیونیستی جنوب لبنان را به شدت بمباران کرد و رسما عملیاتی تحت عنوان «تاریکی ابدی» را کلید زد. این در حالی است که ایران، پاکستان و حتی حزب‌الله با انتشار بیانیه‌هایی، اعلام کردند آتش‌بس شامل حال لبنان نیز می‌شود، اما اسرائیل این را نمی‌پذیرفت. این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: در اینجا دو سوال پیش می‌آید؛ نخست اینکه چرا علی‌رغم موافقت آمریکا با آتش‌بس، این کشور از موضع اسرائیل حمایت کرد و سوال دوم اینکه آیا فقط تمرکز نیروی هوایی اسرائیل باعث شکست خط دفاعی‌ حزب‌الله شد یا غافلگیری حزب‌الله نیز در این زمینه نقش داشت. در هر صورت، اسرائیل از روز 8 آوریل عملیات علیه حزب‌الله را شدت داد و بی‌توجه به مذاکرات ایران و آمریکا، حدود 60 روستا و شهرک را تصرف کرد و به فاصله سه کیلومتری علی‌الطاهر رسید. این اتفاق به لحاظ زمانی، در همان روزهای امضای تفاهم بین ما و آمریکا رخ داد. پس از امضای تفاهم، اسرائیل اگرچه پیشروی را متوقف کرد اما موقعیت خود در فاصله 3 کیلومتری علی‌الطاهر را به تثبیت رساند و کاملا مستقر شد. مجیدی با بیان اینکه پیش از برهم‌خوردن تفاهم اسلام‌آباد، به مرور بمباران مواضع حزب‌الله توسط اسرائیل افزایش یافت که البته منجر به پیش‌روی آن در لبنان نشد، عنوان کرد: این وضعیت از قبل مراسم تشییع رهبر شهید در ایران آغاز شد. پس از برگزاری مراسم، از یک طرف تفاهم‌نامه برهم‌‌خورد و از طرف دیگر، اسرائیل عملیات زمینی خود در لبنان را از سر گرفت. اما همان طور که گفتم، اساسا پیش‌روی اسرائیل در 60 روستا و شهرک، مربوط به پس از آتش‌بس ایران و آمریکاست و به علاوه، اسرائیل قبل از برهم‌خوردن تفاهم اسلام‌آباد، عملیات در محور علی‌الطاهر را از سر گرفت. ضمن اینکه اساسا رژیم صهیونیستی هرگز حتی یک روز هم خود را به تفاهم ایران و آمریکا مقید ندانست و حملات به لبنان را متوقف نکرد. بنابراین، تصرف علی‌الطاهر توسط اسرائیل، ربطی به برهم‌خوردن تفاهم اسلام‌آباد ندارد. وی با بیان اینکه تصرف علی‌الطاهر توسط اسرائیل یک شکست بزرگ برای ما محسوب می‌شود، اضافه کرد: ما مدام تهدید می‌کردیم که اجازه چنین اتفاقی را نمی‌دهیم. اگر ما سکوت کرده بودیم و چیزی در این خصوص نمی‌گفتیم، بهتر بود تا اینکه مدام اسرائیل را به انجام اقدام تنبیهی در صورت تصرف علی‌الطاهر تهدید کنیم.
اکنون این تلقی در سطح منطقه در حال پمپاژ است که ایران توان مقابله با اسرائیل را ندارد، زیرا چنانچه  می‌توانست چنین کند، اکنون نباید در برابر علی‌الطاهر سکوت می‌کرد. شیوع این باور، به موقعیت ما آسیب اساسی می‌زند، زیرا در این صورت دیگر مسأله ما صرفا در برابر اسرائیل نیست و ممکن است رفتار عربستان و سوریه نیز تغییر کند و خطوط قرمزی که ما قبلا برای آن‌ها ترسیم کرده بودیم را زیر پا بگذارند. این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با تأکید بر اینکه بنابراین ما حتما باید پاسخ مناسبی را به اسرائیل بدهیم، بیان کرد: قطعا اقداماتی مانند حمله شب گذشته به اردن، تصویر گفته‌شده را عوض نمی‌کند. پاسخ مناسب می‌تواند هم حمله به اسرائیل باشد و هم حملات بسیار شدید به مواضع آمریکا در منطقه، اما حملات مرسوم چند ماه اخیر ما به پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا، نمی‌تواند پاسخی هم‌سطح به تصرف علی‌الطاهر باشد، زیرا این اتفاقی است که ایران بارها آن را به عنوان خط قرمز خود اعلام و به انجام اقدامات شدید تهدید کرده بود. مجیدی در خصوص تأثیر تصرف علی‌الطاهر و همچنین افزایش پیش‌روی‌ها در کرانه باختری بر نتیجه انتخابات دو ماه آینده کنست، گفت: شواهد موجود نشان می‌دهد در حال حاضر، نتانیاهو واقعا شانسی برای این انتخابات ندارد، اما اگر بتواند به دستاورد بزرگی برسد که بازی را عوض کند، ممکن است تغییراتی در موقعیت انتخاباتی‌اش ایجاد شود. تصرف علی‌الطاهر و اتفاقات فعلی کرانه باختری، چنین دستاوردی نیست. مثلا اتفاقی در حد خلع سلاح حزب‌الله، می‌تواند بازی را تغییر دهد و برخی معتقدند ممکن است در این فاصله دو ماهه تا انتخابات کنست، چنین اتفاقی رخ دهد. با توجه به اینکه ممکن طی این دو ماه، نتانیاهو نتواند به چنین دستاوردی برسد که موقعیت انتخاباتی‌اش را متحول کند، اکنون تلاش او معطوف به دو اقدام است؛ نخست اینکه اجازه ندهد تعداد کرسی‌های اپوزیسیون اسرائیل، به حدّ نصاب برسد. وی ادامه داد: کنست 120 کرسی دارد و در انتخابات‌ها، یک تعداد کرسی به ائتلاف متبوع دولت مستقر می‌رسد، یک تعداد به جناح اپوزیسیون و تعدادی دیگر به جریانات خارج از این دو دسته که اصلی‌ترین آن‌ها جریانات عربی است. هر جریانی برای اینکه بتواند دولت را تشکیل دهد، باید 61 کرسی کسب کند و اگر هیچ جریانی نتواند به 61 کرسی برسد، انتخابات تجدید می‌شود و در فاصله تجدید انتخابات، دولت موجود همچنان بر سر کار می‌ماند. این سناریو، نهایتا به نفع نتانیاهو تمام می‌شود و لذا او که می‌داند جریان خودش نمی‌تواند 61 کرسی را به دست آورد، در تلاش است که نگذارد اپوزیسیون نیز به 61 کرسی برسد. این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه در کنار این، نتانیاهو راهبرد دیگری را هم برای افزایش شانس انتخاباتی خود در نظر گرفته، افزود: در انتخابات‌های اسرائیل، هر جریانی که کمتر از 3.25 آراء را کسب کند، نمی‌تواند وارد پارلمان شود، اما اگر به این حدّ نصاب برسد، حداقل 4 کرسی را در پارلمان به دست می‌آورد. نتانیاهو در تلاش است جریاناتی که نه جزو اپوزیسیون اند نه جزو جناح حاکم، حدنصاب را در انتخابات کنست به دست آورند تا به حداقل 4 کرسی برسند. یکی از اضلاع ائتلاف حاکم یعنی جریان منتسب به اسموتریچ (وزیر تندروی کابینه نتانیاهو) که یک جریان صهیونیست مذهبی محسوب می‌شود، کمتر از حدنصاب رأی دارد و نتانیاهو در تلاش است آن را به حدّ نصاب برساند و در این راستا، در حال فشار بر بن‌گویر است تا او را وادار به ائتلاف مجدد با حزب اسموتریچ کند. موفقیت‌های میدانی اخیر نتانیاهو در لبنان و کرانه باختری، نهایتا وزن نتانیاهو را برای بازیگری تنها در چنین سطوحی افزایش می‌دهد و به تنهایی نمی‌تواند باعث پیروزی او در انتخابات شود.   https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1726008
خلع سلاح حزب‌الله؛ یا خلعِ دفاع و بازدارندگی لبنان؟ ✍علي صمدزاده یک سؤال ساده، تمام تناقض پروژه «حصر سلاح در دست دولت» در لبنان را آشکار می‌کند: اگر هدف واقعاً انتقال مسئولیت دفاع از لبنان به دولت است، برنامه تجهیز ارتش لبنان برای بازدارندگی در برابر اسرائیل کجاست؟ برای خلع سلاح حزب‌الله فشار، جدول زمانی و سازوکار اجرایی وجود دارد؛ اما برای ساخت ارتشی که حتی بتواند هزینه تجاوز برای اسرائیل را بالا ببرد، هیچ معماری بازدارندگی متناسبی دیده نمی‌شود. تناقض بزرگ‌تر درست مقابل چشم دولت در جنوب در حال وقوع است: اسرائیل فقط سلاح حزب‌الله را هدف نمی‌گیرد؛ دارد جغرافیای انسانی، زیرساخت و امکان بازگشت به بخش‌هایی از جنوب لبنان را نیز تخریب می‌کند. دولتی که می‌خواهد ابزار بازدارندگی موجود را جمع کند، در همان زمان قادر نیست مانع تخریب خانه‌ها و روستاهایی شود که فردا قرار است «حاکمیت دولت» بر آنها برقرار شود. پس پرسش فقط این نیست که سلاح حزب‌الله به چه کسی تحویل داده می‌شود؛ پرسش مهم‌تر این است: پس از خلع سلاح، چه چیزی برای دفاع باقی می‌ماند و چه چیزی از جنوب لبنان باقی مانده است که دولت بر آن اعمال حاکمیت کند؟ پروژه‌ای که برای خلع سلاح مقاومت نقشه دارد، اما برای بازدارندگی لبنان و جلوگیری از تخریب سرزمین نقشه‌ای ندارد، پروژه «حصر سلاح» نیست؛ تثبیت انحصار برتری نظامی اسرائیل است. https://fxtwitter.com/A_Samadzadeh/status/2096830007091876205