🔹دنی(دنیس) سیترونویچ (تحلیلگر امنیتی اسرائیلی):
یک نکته از آخرین مصاحبه با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و یکی از قدرتمندترین چهرههای امروز تهران، باید کاملاً روشن باشد: ایران در حال آماده شدن برای افزایش تنش است، نه تسلیم.
وضعیت اقتصادی ایران ممکن است بهمراتب بدتر از آن چیزی باشد که رضایی حاضر به اعتراف به آن است، یا شاید حتی بهطور کامل آن را درک میکند.
اما واشنگتن نباید فشار اقتصادی را با تسلیم راهبردی اشتباه بگیرد.
تهران هیچ نشانهای از دست کشیدن از اهرم فشار خود بر تنگه هرمز نشان نداده است.
آخرین تهدیدهای رضایی مبنی بر ایجاد یک «منطقه ممنوعه» جدید، تنها مهر تأییدی بر همین موضوع است.
این وضعیت، دولت ترامپ را در برابر یک نقطه تصمیمگیری حیاتی قرار میدهد.
ایران و عمان روی چهارچوبی برای مدیریت رفتوآمد دریایی از طریق تنگه هرمز کار کردهاند، در حالی که تهران همچنان اصرار دارد که بازگشایی هرمز باید به امتیازدهی از سوی آمریکا، از جمله کاهش محاصره دریایی، گره بخورد.
اگر دولت آمریکا توافق عمان و ایران را به عنوان مبنایی برای دیپلماسی دوباره بپذیرد، ممکن است هنوز راهی به سوی کاهش تنش وجود داشته باشد.
اما اگر چنین چهارچوبی را رد کند و اصرار داشته باشد که فشارهای اقتصادی و نظامی در نهایت تهران را عقب خواهد نشاند، اجتناب از دور دیگری از افزایش تنش بهشدت دشوار خواهد شد.
مهمترین نشانه هشداردهنده این است که ایران پیش از این از خط قرمز دیگری عبور کرده است: شلیک موشکهای بالستیک به سمت تجهیزات عمده نیروی دریایی آمریکا، از جمله یک ناو هواپیمابر.
نتیجه تاکتیکی این حملات هرچه که باشد، پیام راهبردی آن حائز اهمیت است.
تهران دارد نشان میدهد که حتی تحت فشار شدید اقتصادی، به جای دست کشیدن از اهرمهای فشار خود، آماده است تا پلههای نردبان تصاعد تنش را بالا برود.
#جنگ_ایران
https://fxtwitter.com/citrinowicz/status/2096739778053980507
🔻پیوند به این فرسته درX:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2096783443107430516
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
اسرائیل در روز روشن در حال محو کردن تمام روستاها از نقشه در جنوب لبنان است — و سپس جنایات جنگی خود ر
🔹تریتا پارسی:
این روستای بنیحیان در جنوب لبنان است که توسط اسرائیل به خاکستر تبدیل میشود [به هوا فرستاده میشود].
ایالات متحده یادداشت تفاهمی را امضا کرده بود که از اسرائیل میخواست از لبنان خارج شود.
اما به نظر میرسید دولت لبنان از این موضوع ناراضی بود (است )و توافق خودش را با اسرائیل امضا کرد که طبق آن، اسرائیل تنها زمانی لبنان را ترک میکند که حزبالله خلع سلاح شده باشد.
به نظر میرسد دولت لبنان با نابود کردن جنوب لبنان توسط اسرائیل موافق است، به این امید که این کار حزبالله را تضعیف کند.
چرا که تضعیف حزبالله برای تبدیل شدن لبنان به تحتالحمایه اسرائیل، ظاهراً برای آن مهمتر از دفاع از لبنان است.
https://fxtwitter.com/tparsi/status/2096688051074265547
🔴وزیر جنگ اسرائیل میگوید این کشور خود را برای «جنگی همهجانبه» در کرانه باختری آماده میکند
رسانههای عبریزبان گزارش میدهند که اسرائیل کاتس، وزیر جنگ اسرائیل، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این کشور، به نیروهای اشغالگر اسرائیلی دستور دادهاند تا برای آغاز یک «جنگ همهجانبه» علیه مقامات ارشد و ارگانهای تشکیلات خودگردان فلسطین (PA) و گروههای وابسته به آن آماده شوند «تا شکست کامل آنها بهسرعت محقق شود.»
کاتس گفت: «ما اجازه نخواهیم داد شرایط به انتفاضهای چندساله و مداوم مانند گذشته بازگردد، بلکه کارزاری جامع را علیه تشکیلات خودگردان و تمام زیرساختهای تروریستی در [کرانه باختری] آغاز خواهیم کرد؛ از جمله ترورهای هدفمند مقامات ارشد، تخلیه ساکنان از شهرها و روستاهایی که فعالیتهای تروریستی از آنها صورت میگیرد، نابودی تروریستها، انهدام تمامی زیرساختهای تروریستی محلی و باقی ماندن [نیروهای اشغالگر اسرائیلی] در مناطق تخلیهشده—دقیقاً همان کاری که در مناطق امنیتی غزه و لبنان انجام دادیم.»
https://fxtwitter.com/TheCradleMedia/status/2096891389581636069
پیوند به این فرسته درX:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2096897793126273518
🔵چند نکته کلیدی از مصاحبه دیشب محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی #ایران.
✍حمیدرضا عزیزی
🔹 رضایی عملاً اذعان کرد که رفتوآمد دریایی از تنگه هرمز متوقف نشده است. او گفت روزانه ۷ تا ۸ فروند کشتی در حال عبور هستند و در عین حال اعتراف کرد که آمریکا به برخی از شناورها برای عبور از مسیر جنوبی کمک میکند.
مهمتر از آن، او ادعا کرد که ایران تمامی نفتکشها را هدف قرار نمیدهد. او علت این مسئله را نگرانیهای زیستمحیطی دانست، اما محدودیتهای عملیاتی و تضعیف توانمندیهای ردیابی و هدفگیری ایران نیز احتمالاً بخشی از این محاسبات است.
🔹 به نظر میرسد تهران در حال گسترش فشارهای دریایی خود به فراتر از تنگه هرمز است.
رضایی گفت ایران بهزودی منطقه ممنوعه جدیدی را اعلام خواهد کرد که به بخشهای دیگر خلیج فارس نیز امتداد مییابد. نکته جالب این است که او از «تحریم» شناورهایی که وارد این منطقه میشوند سخن گفت.
این امر میتواند به معنای توقیف، مصادره یا هدفگیری انتخابی در چارچوب قانونِ ازپيشمعرفیشده «سازمان تنگه خلیج فارس» باشد. در هر صورت، ایران در تلاش است هزینهها را برای کسانی که برای عبور از تنگه به آمریکا متکی هستند، افزایش دهد.
🔹 رضایی همچنین تأیید کرد که ایران یک موشک ضدکشتی به سمت نیروهای دریایی آمریکا شلیک کرده است، زیرا واشنگتن «تهدیدات قبلی ایران را جدی نگرفته بود».
منطق این اقدام حائز اهمیت است: تهران از اقدام نظامی محدود برای اعتباربخشی به خطوط قرمز خود استفاده میکند؛ آمریکا نیز متقابلاً با هدف قرار دادن نفتکشهای ایرانی پاسخ میدهد.
به عبارت دیگر، هر دو طرف اکنون در تلاشاند تا مرزهای تقابل و تشدید تنشِ پذیرفتهشده را از طریق اعمال زور تعیین کنند.
🔹 شاید مهمتر از آن، رضایی اشاره کرد که «خویشتنداری» قبلی ایران در قبال تلفات نیروهای آمریکایی تغییر کرده است.
او گفت ایران در گذشته اهداف مشخصی از آمریکا را در اردن و اربیل شناسایی کرده بود، اما تعمداً از حمله به آنها خودداری کرد. به گفته او، آن محاسبات دیگر معتبر نیست.
اینکه آیا ایران واقعاً تلفاتی به نیروهای آمریکایی وارد کرده است یا خیر، مسئله دیگری است؛ اما در سطح سیاستگذاری، این یک تغییر چشمگیر محسوب میشود.
🔹 در بعد داخلی، رضایی گفت تهران انتظار دارد آمریکا و اسرائیل تلاش کنند ناآرامیهای داخلیِ تجدیدشده را با دور دیگری از حملات نظامی ترکیب کنند.
به نظر میرسد این موضوع اکنون یک نگرانی مرکزی در نهادهای امنیتی ایران باشد؛ اینکه فشارهای اقتصادی، عملیات روانی/اطلاعاتی، ناآرامیهای مسلحانه و حملات خارجی همزمان همگرایی پیدا کنند.
گزارشهای اخیر از کشف و ضبط سلاح و درگیری با شبکه گروههای مسلح در کردستان و سیستان و بلوچستان نیز باید در همین راستا تحلیل شود.
🔹 در نهایت، در مورد لبنان، آنچه رضایی نگفت شاید مهمتر از گفتههایش بود.
او پیشرویهای اسرائیل را پذیرفت و پاسخ آینده لبنان را پیشبینی کرد، اما هیچ تعهدی از سوی ایران برای مداخله مستقیم یا تعیین خط قرمز جدید ارائه نداد.
بر این اساس، به نظر میرسد تمرکز تهران بر حفظ فشار بر آمریکا قرار دارد و در عین حال از تشدید تنش مستقیم جدید با اسرائیل سر موضوع لبنان اجتناب میکند.
https://fxtwitter.com/HamidRezaAz/status/2096899496663806405
🔻پیوند به این فرسته در X:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2096910629290360917
علیرضا مجیدی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه:
هیچ ارتباطی میان برهمخوردن تفاهم اسلامآباد با اشغال علیالطاهر وجود ندارد/ اسرائیل قبل از برهمخوردن تفاهم، عملیات در محور علیالطاهر را از سر گرفت/ همچنان شانسی برای پیروزی نتانیاهو در انتخابات کنست دیده نمیشود
September 5, 2026
یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه گفت: پیشروی اسرائیل در 60 روستا و شهرک، مربوط به پس از آتشبس ایران و آمریکاست و به علاوه، اسرائیل قبل از برهمخوردن تفاهم اسلامآباد، عملیات در محور علیالطاهر را از سر گرفت.
ضمن اینکه اساسا رژیم صهیونیستی هرگز حتی یک روز هم خود را به تفاهم ایران و آمریکا مقید ندانست و حملات به لبنان را متوقف نکرد.
بنابراین، تصرف علیالطاهر توسط اسرائیل، ربطی به برهمخوردن تفاهم اسلامآباد ندارد.
علیرضا مجیدی در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به اشغال بلندیهای علیالطاهر توسط رژیم صهیونیستی، اظهار کرد: موقعیت جغرافیایی ارتفاعات علیالطاهر یک بحث است و تأسیسات زیرزمینی آن، بحث دیگر. در خصوص مورد دوم، باید گفت طبق ادعاهای رژیم صهیونیستی، این ارتفاعات به دو جهت دارای اهمیت راهبردی است؛ نخست اینکه تأسیسات زیرزمینی علیالطاهر، مهمترین شهر موشکی در جنوب لبنان محسوب میشود و دوم اینکه فرماندهی یکی از سه یگان عملیاتی حزبالله در جنوب لبنان نیز در آنجا قرار دارد.
به لحاظ موقعیت جغرافیایی نیز اگر علیالطاهر به صورت کامل و تثبیتشده در دست اسرائیل قرار گیرد، این رژیم بر شهر نبطیه (یکی از دو شهر بزرگ جنوب لبنان) اشراف کامل توپخانهای کامل خواهد داشت و برای حمله به این شهر، دیگر نیاز به استفاده از نیروی هوایی ندارد.
وی در خصوص ارتباط میان وضعیت کنونی علیالطاهر با برهمخوردن تفاهم اسلامآباد، بیان کرد:
این دو هیچ ارتباطی با هم ندارند، زیرا اساسا تفاهم ما و آمریکا، هیچ اهمیتی برای اسرائیل نداشت.
در جنگ رمضان، حزبالله به خاطر ایران و به خونخواهی از ولیفقیهش وارد نبرد با اسرائیل شد و در کل 40 روز جنگ، در هیچ نقطهای از خط نبرد، شکست معناداری نخورد، زیرا نیروی هوایی اسرائیل درگیر ایران بود و نهایت ادعای اسرائیل طی جنگ 40 روزه، پیشروی در سه روستای جنوب لبنان بود که از همان هم هیچ تصویری منتشر نشد.
در روز 8 آوریل و به محض پذیرش آتشبس از سمت ایران، رژیم صهیونیستی جنوب لبنان را به شدت بمباران کرد و رسما عملیاتی تحت عنوان «تاریکی ابدی» را کلید زد.
این در حالی است که ایران، پاکستان و حتی حزبالله با انتشار بیانیههایی، اعلام کردند آتشبس شامل حال لبنان نیز میشود، اما اسرائیل این را نمیپذیرفت.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: در اینجا دو سوال پیش میآید؛ نخست اینکه چرا علیرغم موافقت آمریکا با آتشبس، این کشور از موضع اسرائیل حمایت کرد و سوال دوم اینکه آیا فقط تمرکز نیروی هوایی اسرائیل باعث شکست خط دفاعی حزبالله شد یا غافلگیری حزبالله نیز در این زمینه نقش داشت.
در هر صورت، اسرائیل از روز 8 آوریل عملیات علیه حزبالله را شدت داد و بیتوجه به مذاکرات ایران و آمریکا، حدود 60 روستا و شهرک را تصرف کرد و به فاصله سه کیلومتری علیالطاهر رسید.
این اتفاق به لحاظ زمانی، در همان روزهای امضای تفاهم بین ما و آمریکا رخ داد.
پس از امضای تفاهم، اسرائیل اگرچه پیشروی را متوقف کرد اما موقعیت خود در فاصله 3 کیلومتری علیالطاهر را به تثبیت رساند و کاملا مستقر شد.
مجیدی با بیان اینکه پیش از برهمخوردن تفاهم اسلامآباد، به مرور بمباران مواضع حزبالله توسط اسرائیل افزایش یافت که البته منجر به پیشروی آن در لبنان نشد، عنوان کرد: این وضعیت از قبل مراسم تشییع رهبر شهید در ایران آغاز شد.
پس از برگزاری مراسم، از یک طرف تفاهمنامه برهمخورد و از طرف دیگر، اسرائیل عملیات زمینی خود در لبنان را از سر گرفت.
اما همان طور که گفتم، اساسا پیشروی اسرائیل در 60 روستا و شهرک، مربوط به پس از آتشبس ایران و آمریکاست و به علاوه، اسرائیل قبل از برهمخوردن تفاهم اسلامآباد، عملیات در محور علیالطاهر را از سر گرفت.
ضمن اینکه اساسا رژیم صهیونیستی هرگز حتی یک روز هم خود را به تفاهم ایران و آمریکا مقید ندانست و حملات به لبنان را متوقف نکرد.
بنابراین، تصرف علیالطاهر توسط اسرائیل، ربطی به برهمخوردن تفاهم اسلامآباد ندارد.
وی با بیان اینکه تصرف علیالطاهر توسط اسرائیل یک شکست بزرگ برای ما محسوب میشود، اضافه کرد: ما مدام تهدید میکردیم که اجازه چنین اتفاقی را نمیدهیم.
اگر ما سکوت کرده بودیم و چیزی در این خصوص نمیگفتیم، بهتر بود تا اینکه مدام اسرائیل را به انجام اقدام تنبیهی در صورت تصرف علیالطاهر تهدید کنیم.
اکنون این تلقی در سطح منطقه در حال پمپاژ است که ایران توان مقابله با اسرائیل را ندارد، زیرا چنانچه میتوانست چنین کند، اکنون نباید در برابر علیالطاهر سکوت میکرد.
شیوع این باور، به موقعیت ما آسیب اساسی میزند، زیرا در این صورت دیگر مسأله ما صرفا در برابر اسرائیل نیست و ممکن است رفتار عربستان و سوریه نیز تغییر کند و خطوط قرمزی که ما قبلا برای آنها ترسیم کرده بودیم را زیر پا بگذارند.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با تأکید بر اینکه بنابراین ما حتما باید پاسخ مناسبی را به اسرائیل بدهیم، بیان کرد: قطعا اقداماتی مانند حمله شب گذشته به اردن، تصویر گفتهشده را عوض نمیکند.
پاسخ مناسب میتواند هم حمله به اسرائیل باشد و هم حملات بسیار شدید به مواضع آمریکا در منطقه، اما حملات مرسوم چند ماه اخیر ما به پایگاههای منطقهای آمریکا، نمیتواند پاسخی همسطح به تصرف علیالطاهر باشد، زیرا این اتفاقی است که ایران بارها آن را به عنوان خط قرمز خود اعلام و به انجام اقدامات شدید تهدید کرده بود.
مجیدی در خصوص تأثیر تصرف علیالطاهر و همچنین افزایش پیشرویها در کرانه باختری بر نتیجه انتخابات دو ماه آینده کنست، گفت: شواهد موجود نشان میدهد در حال حاضر، نتانیاهو واقعا شانسی برای این انتخابات ندارد، اما اگر بتواند به دستاورد بزرگی برسد که بازی را عوض کند، ممکن است تغییراتی در موقعیت انتخاباتیاش ایجاد شود.
تصرف علیالطاهر و اتفاقات فعلی کرانه باختری، چنین دستاوردی نیست. مثلا اتفاقی در حد خلع سلاح حزبالله، میتواند بازی را تغییر دهد و برخی معتقدند ممکن است در این فاصله دو ماهه تا انتخابات کنست، چنین اتفاقی رخ دهد.
با توجه به اینکه ممکن طی این دو ماه، نتانیاهو نتواند به چنین دستاوردی برسد که موقعیت انتخاباتیاش را متحول کند، اکنون تلاش او معطوف به دو اقدام است؛ نخست اینکه اجازه ندهد تعداد کرسیهای اپوزیسیون اسرائیل، به حدّ نصاب برسد.
وی ادامه داد: کنست 120 کرسی دارد و در انتخاباتها، یک تعداد کرسی به ائتلاف متبوع دولت مستقر میرسد، یک تعداد به جناح اپوزیسیون و تعدادی دیگر به جریانات خارج از این دو دسته که اصلیترین آنها جریانات عربی است.
هر جریانی برای اینکه بتواند دولت را تشکیل دهد، باید 61 کرسی کسب کند و اگر هیچ جریانی نتواند به 61 کرسی برسد، انتخابات تجدید میشود و در فاصله تجدید انتخابات، دولت موجود همچنان بر سر کار میماند.
این سناریو، نهایتا به نفع نتانیاهو تمام میشود و لذا او که میداند جریان خودش نمیتواند 61 کرسی را به دست آورد، در تلاش است که نگذارد اپوزیسیون نیز به 61 کرسی برسد.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه در کنار این، نتانیاهو راهبرد دیگری را هم برای افزایش شانس انتخاباتی خود در نظر گرفته، افزود: در انتخاباتهای اسرائیل، هر جریانی که کمتر از 3.25 آراء را کسب کند، نمیتواند وارد پارلمان شود، اما اگر به این حدّ نصاب برسد، حداقل 4 کرسی را در پارلمان به دست میآورد. نتانیاهو در تلاش است جریاناتی که نه جزو اپوزیسیون اند نه جزو جناح حاکم، حدنصاب را در انتخابات کنست به دست آورند تا به حداقل 4 کرسی برسند.
یکی از اضلاع ائتلاف حاکم یعنی جریان منتسب به اسموتریچ (وزیر تندروی کابینه نتانیاهو) که یک جریان صهیونیست مذهبی محسوب میشود، کمتر از حدنصاب رأی دارد و نتانیاهو در تلاش است آن را به حدّ نصاب برساند و در این راستا، در حال فشار بر بنگویر است تا او را وادار به ائتلاف مجدد با حزب اسموتریچ کند.
موفقیتهای میدانی اخیر نتانیاهو در لبنان و کرانه باختری، نهایتا وزن نتانیاهو را برای بازیگری تنها در چنین سطوحی افزایش میدهد و به تنهایی نمیتواند باعث پیروزی او در انتخابات شود.
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1726008
خلع سلاح حزبالله؛ یا خلعِ دفاع و بازدارندگی لبنان؟
✍علي صمدزاده
یک سؤال ساده، تمام تناقض پروژه «حصر سلاح در دست دولت» در لبنان را آشکار میکند:
اگر هدف واقعاً انتقال مسئولیت دفاع از لبنان به دولت است، برنامه تجهیز ارتش لبنان برای بازدارندگی در برابر اسرائیل کجاست؟
برای خلع سلاح حزبالله فشار، جدول زمانی و سازوکار اجرایی وجود دارد؛ اما برای ساخت ارتشی که حتی بتواند هزینه تجاوز برای اسرائیل را بالا ببرد، هیچ معماری بازدارندگی متناسبی دیده نمیشود.
تناقض بزرگتر درست مقابل چشم دولت در جنوب در حال وقوع است:
اسرائیل فقط سلاح حزبالله را هدف نمیگیرد؛ دارد جغرافیای انسانی، زیرساخت و امکان بازگشت به بخشهایی از جنوب لبنان را نیز تخریب میکند.
دولتی که میخواهد ابزار بازدارندگی موجود را جمع کند، در همان زمان قادر نیست مانع تخریب خانهها و روستاهایی شود که فردا قرار است «حاکمیت دولت» بر آنها برقرار شود.
پس پرسش فقط این نیست که سلاح حزبالله به چه کسی تحویل داده میشود؛ پرسش مهمتر این است:
پس از خلع سلاح، چه چیزی برای دفاع باقی میماند و چه چیزی از جنوب لبنان باقی مانده است که دولت بر آن اعمال حاکمیت کند؟
پروژهای که برای خلع سلاح مقاومت نقشه دارد، اما برای بازدارندگی لبنان و جلوگیری از تخریب سرزمین نقشهای ندارد، پروژه «حصر سلاح» نیست؛ تثبیت انحصار برتری نظامی اسرائیل است.
https://fxtwitter.com/A_Samadzadeh/status/2096830007091876205
🗞️ چرا مشارکت راهبردی ایران و چین شکل نمیگیرد؟
✍️ سعید نریمان، مهمترین پیششرط موفقیت سیاست نگاه به شرق را بازسازی ظرفیتهای تصمیمسازی در داخل ایران میداند.
🔹ایران و چین امروز بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر نیاز دارند. این نیاز، نه حاصل یک انتخاب مقطعی سیاسی، بلکه محصول تغییرات عمیق در نظم بینالملل و جایگاه دو کشور در آن است. در یک دهه گذشته، تقابل امریکا و متحدانش با ایران از سطح اختلافات سیاسی یا پرونده هستهای فراتر رفته و به تعارضی راهبردی تبدیل شده است. در حال حاضر مسئله نه هستهای و نه حتی جمهوری اسلامی ایران بلکه خود ایران و قلمروی مرزی یکپارچه بالای خلیج فارس است. در چنین شرایطی، انتظار اینکه با تغییر دولتها یا توافقهای موقت، ایران بتواند به گشایش پایدار در روابط با غرب، جذب سرمایه خارجی و ادغام در اقتصاد جهانی دست یابد، بیش از آنکه مبتنیبر واقعیت باشد، ناشی از خوشبینی سیاسی است. باید این واقعیت را پذیرفت که غرب از ایران عبور کرده و ایران مطلوب برای غرب اسرائیلمحور، ایران ویران یا ایران تجزیهشده است. انتظار بازگشت به یک گشایش راهبردی با غرب، در بخشهایی از بروکراسی ایران تبدیل به یک انتظار فرساینده شده است. اگر توسعه نیازمند سرمایه، فناوری، بازار و تعاملات گسترده اقتصادی است، ایران ناگزیر است مسیرهای جایگزین را دنبال کند و در این میان، چین مهمترین گزینه پیشروی کشور بهشمار میرود.
🔹بحران عاملیت
مهمترین مانع در مسیر شکلگیری مشارکت راهبردی با چین، بحران عاملیت است. هر تحول بنیادین در سیاست خارجی، پیش از آنکه به اسناد و توافقها وابسته باشد، به وجود عاملانی نیاز دارد که بتوانند آن تحول را طراحی، پیگیری و اجرا کنند. چرخش به شرق صرفا تغییر مقصد سفرهای دیپلماتیک نیست؛ بلکه مستلزم بازآرایی سیاست خارجی، اقتصاد، نظام بانکی، ساختارهای امنیتی، دیپلماسی اقتصادی و حتی الگوهای حکمرانی است. تحقق چنین تغییری بدون مدیران و نهادهایی که از توان راهبری این فرآیند برخوردار باشند، ممکن نیست.
🔹ناترازی شناختی
دومین مانع، ناترازی شناختی میان ایران و چین است؛ مانعی که شاید کمتر از بحران عاملیت دیده شده، اما آثار آن کمتر نیست. واقعیت آن است که دو کشور هنوز شناختی مستقیم، عمیق و روزآمد از یکدیگر ندارند. بخش قابل توجهی از شناخت نخبگان ایرانی از چین، ازطریق ادبیات، رسانهها و نظام دانشگاهی غرب شکل گرفته است. بههمینترتیب، بخش مهمی از نخبگان چینی نیز ایران را نه از دریچه منابع ایرانی، بلکه از خلال روایتهای تولیدشده در دانشگاهها، اندیشکدهها و رسانههای غربی میشناسند. این شناخت واسطهای، تصویری ناقص و گاه تحریفشده از دو کشور ایجاد کرده است. به دیگر بیان، شناخت دو طرف از یکدیگر عمدتا از پنجره غرب و در مورد چین نیز تا حدی از دریچه روایتهای کشورهای عربی خلیج فارس شکل گرفته است.
🔹اینرسی غربگرای بروکراسی
سومین مانع، ریشهایتر از دو مانع پیشین است و به عقلانیت تاریخی حاکم بر نظام اداری ایران بازمیگردد. از زمان عباسمیرزا، مسئله توسعه در ایران عمدتا با این پرسش همراه بوده که «چرا غرب پیشرفت کرد و ما عقب ماندیم؟» پاسخهای مختلفی به این پرسش داده شده، اما تقریبا همه آنها در یک نقطه مشترک بودهاند؛ توسعه، در غرب تعریف شده است. حتی زمانی که کشورهایی مانند ژاپن یا کره جنوبی بهعنوان الگو معرفی شدهاند، موفقیت آنها نیز در میزان شباهتشان به غرب تفسیر شده است. درواقع بخشهایی از نظام اداری کشور همچنان منتظر «هواپیمایی هستند که آنها را به غرب برساند»، درحالیکه فرصتهای شرق را از دست میدهند.
🔹تاکید آخر: ضرورت عبور از موانع داخلی
برآیند این سه مانع آن است که مسئله اصلی روابط ایران و چین، کمبود منافع مشترک نیست. دو کشور ازمنظر امنیت انرژی، کریدورهای ترانزیتی، موازنه قدرت، اقتصاد و حتی تحولات نظم بینالملل، به یکدیگر نیاز دارند. مسئله آن است که هنوز ظرفیتهای داخلی لازم برای تبدیل این همپوشانی منافع به یک مشارکت راهبردی پایدار ایجاد نشده است.
#نشریات
#پرونده_نگاه_به_شرق
جواد میرگلوی بیات:
🔰 در اوایل شهریور در یکی از میادین تهران در جمع ملت مبعوث شده حاضر شدم و نکاتی را عرض کردم.
مساله میانجیگری قطر و پاکستان امروز نیازمند یک تصمیم و بازنگری جدی است.
وقتی که این میانجیها توان اقدام مستقل مانند آزاد کردن منابع مسدود شده ما را ندارند، هرگونه دیدار با آنها در افکار عمومی و بهخصوص بازارهای جهانی به عنوان پالس ایران برای آرامش و نوعی اطمینان خاطر به حساب میآید که ما را تبدیل به یک بازیگر محاسبه پذیر میکند، محاسبه پذیری قطعا منافع ما را در این شرایط و در نواجه با ترامپ تامین نمیکند.
امروز که قیمت دلار بار دیگر موج تورمی در کشور ایجاد کرده است، چرا ما با اقدامات قهری و تهدید آمیز از قطر و امثال اینها منابع خودمان را پس نمیگیریم، چرا حق ملت ایران را پس نمیگیریم؟ غرامت جنگ حق ایرانیان است! نه تنها اقدامی نمیکنیم، بلکه مقامات قطری را که جز وابستگی به غرب چیزی ندارند را در صدر مینشانیم.
سفر بعدی مقامات قطری باید به همراه پالتهای دلار باشد، وگرنه یک اقدام ضد منافع ملی است.
هدایت شده از مطالعات یمن
💢آخرین نقشه از جغرافیای سلطه و نقاط تنش در یمن
🔹 بیشترین تنشها به ترتیب در ساحل غربی و سپس استان الجوف گزارش شده است. انصار الله در ساحل غربی دست برتر را داشته و در حال پیشروی است.
🔹نیروهای تحت حمایت عربستان، امروز سعی کردند با باز کردن یک جبهه جدید تنش در البیضاء، تمرکز نیروهای یمنی را از بین ببرند که تا این لحظه خبرها از شکست این حملات حکایت دارد.
🔹در خطوط شرقی نیز تا کنون درگیری جدی صورت نگرفته و بیشترین تنشها مرتبط با حمله به لجستیک دو طرف بوده است.
🔸 کانال مطالعات یمن
@yemenstudies_ir
هدایت شده از مطالعات یمن
✍البته دو منطقه حیس و الخوخة بسیار پایینتر از آن چیزی است که در نقشه نشان داده شده و این دو منطقه، آخرین مناطق باقی مانده از الحدیده و چسبیده به مرز استان تعز هستند