اکنون این تلقی در سطح منطقه در حال پمپاژ است که ایران توان مقابله با اسرائیل را ندارد، زیرا چنانچه میتوانست چنین کند، اکنون نباید در برابر علیالطاهر سکوت میکرد.
شیوع این باور، به موقعیت ما آسیب اساسی میزند، زیرا در این صورت دیگر مسأله ما صرفا در برابر اسرائیل نیست و ممکن است رفتار عربستان و سوریه نیز تغییر کند و خطوط قرمزی که ما قبلا برای آنها ترسیم کرده بودیم را زیر پا بگذارند.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با تأکید بر اینکه بنابراین ما حتما باید پاسخ مناسبی را به اسرائیل بدهیم، بیان کرد: قطعا اقداماتی مانند حمله شب گذشته به اردن، تصویر گفتهشده را عوض نمیکند.
پاسخ مناسب میتواند هم حمله به اسرائیل باشد و هم حملات بسیار شدید به مواضع آمریکا در منطقه، اما حملات مرسوم چند ماه اخیر ما به پایگاههای منطقهای آمریکا، نمیتواند پاسخی همسطح به تصرف علیالطاهر باشد، زیرا این اتفاقی است که ایران بارها آن را به عنوان خط قرمز خود اعلام و به انجام اقدامات شدید تهدید کرده بود.
مجیدی در خصوص تأثیر تصرف علیالطاهر و همچنین افزایش پیشرویها در کرانه باختری بر نتیجه انتخابات دو ماه آینده کنست، گفت: شواهد موجود نشان میدهد در حال حاضر، نتانیاهو واقعا شانسی برای این انتخابات ندارد، اما اگر بتواند به دستاورد بزرگی برسد که بازی را عوض کند، ممکن است تغییراتی در موقعیت انتخاباتیاش ایجاد شود.
تصرف علیالطاهر و اتفاقات فعلی کرانه باختری، چنین دستاوردی نیست. مثلا اتفاقی در حد خلع سلاح حزبالله، میتواند بازی را تغییر دهد و برخی معتقدند ممکن است در این فاصله دو ماهه تا انتخابات کنست، چنین اتفاقی رخ دهد.
با توجه به اینکه ممکن طی این دو ماه، نتانیاهو نتواند به چنین دستاوردی برسد که موقعیت انتخاباتیاش را متحول کند، اکنون تلاش او معطوف به دو اقدام است؛ نخست اینکه اجازه ندهد تعداد کرسیهای اپوزیسیون اسرائیل، به حدّ نصاب برسد.
وی ادامه داد: کنست 120 کرسی دارد و در انتخاباتها، یک تعداد کرسی به ائتلاف متبوع دولت مستقر میرسد، یک تعداد به جناح اپوزیسیون و تعدادی دیگر به جریانات خارج از این دو دسته که اصلیترین آنها جریانات عربی است.
هر جریانی برای اینکه بتواند دولت را تشکیل دهد، باید 61 کرسی کسب کند و اگر هیچ جریانی نتواند به 61 کرسی برسد، انتخابات تجدید میشود و در فاصله تجدید انتخابات، دولت موجود همچنان بر سر کار میماند.
این سناریو، نهایتا به نفع نتانیاهو تمام میشود و لذا او که میداند جریان خودش نمیتواند 61 کرسی را به دست آورد، در تلاش است که نگذارد اپوزیسیون نیز به 61 کرسی برسد.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه در کنار این، نتانیاهو راهبرد دیگری را هم برای افزایش شانس انتخاباتی خود در نظر گرفته، افزود: در انتخاباتهای اسرائیل، هر جریانی که کمتر از 3.25 آراء را کسب کند، نمیتواند وارد پارلمان شود، اما اگر به این حدّ نصاب برسد، حداقل 4 کرسی را در پارلمان به دست میآورد. نتانیاهو در تلاش است جریاناتی که نه جزو اپوزیسیون اند نه جزو جناح حاکم، حدنصاب را در انتخابات کنست به دست آورند تا به حداقل 4 کرسی برسند.
یکی از اضلاع ائتلاف حاکم یعنی جریان منتسب به اسموتریچ (وزیر تندروی کابینه نتانیاهو) که یک جریان صهیونیست مذهبی محسوب میشود، کمتر از حدنصاب رأی دارد و نتانیاهو در تلاش است آن را به حدّ نصاب برساند و در این راستا، در حال فشار بر بنگویر است تا او را وادار به ائتلاف مجدد با حزب اسموتریچ کند.
موفقیتهای میدانی اخیر نتانیاهو در لبنان و کرانه باختری، نهایتا وزن نتانیاهو را برای بازیگری تنها در چنین سطوحی افزایش میدهد و به تنهایی نمیتواند باعث پیروزی او در انتخابات شود.
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1726008
خلع سلاح حزبالله؛ یا خلعِ دفاع و بازدارندگی لبنان؟
✍علي صمدزاده
یک سؤال ساده، تمام تناقض پروژه «حصر سلاح در دست دولت» در لبنان را آشکار میکند:
اگر هدف واقعاً انتقال مسئولیت دفاع از لبنان به دولت است، برنامه تجهیز ارتش لبنان برای بازدارندگی در برابر اسرائیل کجاست؟
برای خلع سلاح حزبالله فشار، جدول زمانی و سازوکار اجرایی وجود دارد؛ اما برای ساخت ارتشی که حتی بتواند هزینه تجاوز برای اسرائیل را بالا ببرد، هیچ معماری بازدارندگی متناسبی دیده نمیشود.
تناقض بزرگتر درست مقابل چشم دولت در جنوب در حال وقوع است:
اسرائیل فقط سلاح حزبالله را هدف نمیگیرد؛ دارد جغرافیای انسانی، زیرساخت و امکان بازگشت به بخشهایی از جنوب لبنان را نیز تخریب میکند.
دولتی که میخواهد ابزار بازدارندگی موجود را جمع کند، در همان زمان قادر نیست مانع تخریب خانهها و روستاهایی شود که فردا قرار است «حاکمیت دولت» بر آنها برقرار شود.
پس پرسش فقط این نیست که سلاح حزبالله به چه کسی تحویل داده میشود؛ پرسش مهمتر این است:
پس از خلع سلاح، چه چیزی برای دفاع باقی میماند و چه چیزی از جنوب لبنان باقی مانده است که دولت بر آن اعمال حاکمیت کند؟
پروژهای که برای خلع سلاح مقاومت نقشه دارد، اما برای بازدارندگی لبنان و جلوگیری از تخریب سرزمین نقشهای ندارد، پروژه «حصر سلاح» نیست؛ تثبیت انحصار برتری نظامی اسرائیل است.
https://fxtwitter.com/A_Samadzadeh/status/2096830007091876205
🗞️ چرا مشارکت راهبردی ایران و چین شکل نمیگیرد؟
✍️ سعید نریمان، مهمترین پیششرط موفقیت سیاست نگاه به شرق را بازسازی ظرفیتهای تصمیمسازی در داخل ایران میداند.
🔹ایران و چین امروز بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر نیاز دارند. این نیاز، نه حاصل یک انتخاب مقطعی سیاسی، بلکه محصول تغییرات عمیق در نظم بینالملل و جایگاه دو کشور در آن است. در یک دهه گذشته، تقابل امریکا و متحدانش با ایران از سطح اختلافات سیاسی یا پرونده هستهای فراتر رفته و به تعارضی راهبردی تبدیل شده است. در حال حاضر مسئله نه هستهای و نه حتی جمهوری اسلامی ایران بلکه خود ایران و قلمروی مرزی یکپارچه بالای خلیج فارس است. در چنین شرایطی، انتظار اینکه با تغییر دولتها یا توافقهای موقت، ایران بتواند به گشایش پایدار در روابط با غرب، جذب سرمایه خارجی و ادغام در اقتصاد جهانی دست یابد، بیش از آنکه مبتنیبر واقعیت باشد، ناشی از خوشبینی سیاسی است. باید این واقعیت را پذیرفت که غرب از ایران عبور کرده و ایران مطلوب برای غرب اسرائیلمحور، ایران ویران یا ایران تجزیهشده است. انتظار بازگشت به یک گشایش راهبردی با غرب، در بخشهایی از بروکراسی ایران تبدیل به یک انتظار فرساینده شده است. اگر توسعه نیازمند سرمایه، فناوری، بازار و تعاملات گسترده اقتصادی است، ایران ناگزیر است مسیرهای جایگزین را دنبال کند و در این میان، چین مهمترین گزینه پیشروی کشور بهشمار میرود.
🔹بحران عاملیت
مهمترین مانع در مسیر شکلگیری مشارکت راهبردی با چین، بحران عاملیت است. هر تحول بنیادین در سیاست خارجی، پیش از آنکه به اسناد و توافقها وابسته باشد، به وجود عاملانی نیاز دارد که بتوانند آن تحول را طراحی، پیگیری و اجرا کنند. چرخش به شرق صرفا تغییر مقصد سفرهای دیپلماتیک نیست؛ بلکه مستلزم بازآرایی سیاست خارجی، اقتصاد، نظام بانکی، ساختارهای امنیتی، دیپلماسی اقتصادی و حتی الگوهای حکمرانی است. تحقق چنین تغییری بدون مدیران و نهادهایی که از توان راهبری این فرآیند برخوردار باشند، ممکن نیست.
🔹ناترازی شناختی
دومین مانع، ناترازی شناختی میان ایران و چین است؛ مانعی که شاید کمتر از بحران عاملیت دیده شده، اما آثار آن کمتر نیست. واقعیت آن است که دو کشور هنوز شناختی مستقیم، عمیق و روزآمد از یکدیگر ندارند. بخش قابل توجهی از شناخت نخبگان ایرانی از چین، ازطریق ادبیات، رسانهها و نظام دانشگاهی غرب شکل گرفته است. بههمینترتیب، بخش مهمی از نخبگان چینی نیز ایران را نه از دریچه منابع ایرانی، بلکه از خلال روایتهای تولیدشده در دانشگاهها، اندیشکدهها و رسانههای غربی میشناسند. این شناخت واسطهای، تصویری ناقص و گاه تحریفشده از دو کشور ایجاد کرده است. به دیگر بیان، شناخت دو طرف از یکدیگر عمدتا از پنجره غرب و در مورد چین نیز تا حدی از دریچه روایتهای کشورهای عربی خلیج فارس شکل گرفته است.
🔹اینرسی غربگرای بروکراسی
سومین مانع، ریشهایتر از دو مانع پیشین است و به عقلانیت تاریخی حاکم بر نظام اداری ایران بازمیگردد. از زمان عباسمیرزا، مسئله توسعه در ایران عمدتا با این پرسش همراه بوده که «چرا غرب پیشرفت کرد و ما عقب ماندیم؟» پاسخهای مختلفی به این پرسش داده شده، اما تقریبا همه آنها در یک نقطه مشترک بودهاند؛ توسعه، در غرب تعریف شده است. حتی زمانی که کشورهایی مانند ژاپن یا کره جنوبی بهعنوان الگو معرفی شدهاند، موفقیت آنها نیز در میزان شباهتشان به غرب تفسیر شده است. درواقع بخشهایی از نظام اداری کشور همچنان منتظر «هواپیمایی هستند که آنها را به غرب برساند»، درحالیکه فرصتهای شرق را از دست میدهند.
🔹تاکید آخر: ضرورت عبور از موانع داخلی
برآیند این سه مانع آن است که مسئله اصلی روابط ایران و چین، کمبود منافع مشترک نیست. دو کشور ازمنظر امنیت انرژی، کریدورهای ترانزیتی، موازنه قدرت، اقتصاد و حتی تحولات نظم بینالملل، به یکدیگر نیاز دارند. مسئله آن است که هنوز ظرفیتهای داخلی لازم برای تبدیل این همپوشانی منافع به یک مشارکت راهبردی پایدار ایجاد نشده است.
#نشریات
#پرونده_نگاه_به_شرق
جواد میرگلوی بیات:
🔰 در اوایل شهریور در یکی از میادین تهران در جمع ملت مبعوث شده حاضر شدم و نکاتی را عرض کردم.
مساله میانجیگری قطر و پاکستان امروز نیازمند یک تصمیم و بازنگری جدی است.
وقتی که این میانجیها توان اقدام مستقل مانند آزاد کردن منابع مسدود شده ما را ندارند، هرگونه دیدار با آنها در افکار عمومی و بهخصوص بازارهای جهانی به عنوان پالس ایران برای آرامش و نوعی اطمینان خاطر به حساب میآید که ما را تبدیل به یک بازیگر محاسبه پذیر میکند، محاسبه پذیری قطعا منافع ما را در این شرایط و در نواجه با ترامپ تامین نمیکند.
امروز که قیمت دلار بار دیگر موج تورمی در کشور ایجاد کرده است، چرا ما با اقدامات قهری و تهدید آمیز از قطر و امثال اینها منابع خودمان را پس نمیگیریم، چرا حق ملت ایران را پس نمیگیریم؟ غرامت جنگ حق ایرانیان است! نه تنها اقدامی نمیکنیم، بلکه مقامات قطری را که جز وابستگی به غرب چیزی ندارند را در صدر مینشانیم.
سفر بعدی مقامات قطری باید به همراه پالتهای دلار باشد، وگرنه یک اقدام ضد منافع ملی است.
هدایت شده از مطالعات یمن
💢آخرین نقشه از جغرافیای سلطه و نقاط تنش در یمن
🔹 بیشترین تنشها به ترتیب در ساحل غربی و سپس استان الجوف گزارش شده است. انصار الله در ساحل غربی دست برتر را داشته و در حال پیشروی است.
🔹نیروهای تحت حمایت عربستان، امروز سعی کردند با باز کردن یک جبهه جدید تنش در البیضاء، تمرکز نیروهای یمنی را از بین ببرند که تا این لحظه خبرها از شکست این حملات حکایت دارد.
🔹در خطوط شرقی نیز تا کنون درگیری جدی صورت نگرفته و بیشترین تنشها مرتبط با حمله به لجستیک دو طرف بوده است.
🔸 کانال مطالعات یمن
@yemenstudies_ir
هدایت شده از مطالعات یمن
✍البته دو منطقه حیس و الخوخة بسیار پایینتر از آن چیزی است که در نقشه نشان داده شده و این دو منطقه، آخرین مناطق باقی مانده از الحدیده و چسبیده به مرز استان تعز هستند
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
چین دارد تماشا میکند...
🔵«آلن ایر» مذاکرهکننده پیشین آمریکا: یکی از پیامدهای تراژیک جنگ علیه ایران، تداوم از بین رفتن اعتبار آمریکا بوده است.
🔵ما با متحدانمان مشورت نکردهایم و اکنون هم مشورت نمیکنیم. ما آنها را تهدید میکنیم.
🔵یکی از دلایلی که این جنگ تراژیک رخ داد، این بود که دولت فعلی، برخلاف هر دولت قبلی نمیداند چگونه دیپلماسی انجام دهد.
🔵این دولت میخواهد خیلی سریع وارد شود و خیلی سریع هم خارج شود اما در این جنگ به چنین پیروزیای دست پیدا نخواهد کرد.
🔵چین دارد میبینید که آمریکا دست به نوعی خودکشی ابرقدرتی زده، یعنی اعتبار بینالمللی خود را نابود میکند و هر روز مواضع و راهبردهای خود را تغییر میدهد.
🔵چین تماشا میکند که آمریکا چگونه بهطور جدی و مستمر به منافع خود در سراسر جهان آسیب راهبردی وارد میکند.
🔵واقعیت تلخ این است که در این مرحله، بهترین کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که عبور و مرور دریایی را از تنگه هرمز، تا حد امکان و با بیشترین سرعت ممکن، برقرار کنیم.
🔵این ممکن است به معنای کنترل کوتاهمدت تنگه توسط ایران و عمان و دریافت برخی عوارض عبور یا هزینههای خدماتی باشد.
🔵شاید بتوان بخشی از داراییهای ایران را نیز آزاد کرد تا این کشور به بخشی از پول خودش دسترسی پیدا کند.
🔵مشکل اینجاست که دولت آمریکا نمیتواند چنین کاری انجام دهد، چون هر یک از این اقدامات از نظر سیاسی برای دولت آمریکا به منزله خودکشی است.
🔵هرچه فشار اقتصادی و نظامی بر ایران بیشتر شود، احتمال اینکه ایران برای متوقف کردن این وضعیت دست به تشدید تنش بزند، بیشتر خواهد شد.
🔵این بحران به این زودیها از بین نخواهد رفت اما امیدوارم به اندازه بحرانهای دیگری مانند جنگ روسیه و اوکراین و دیگر درگیریهای مشابه طولانی نشود.
هدایت شده از سیاستِ فطرت( مجتبی زارعی )
🟪 دیشب مجلس بر دهان طراح کودتا علیه دولت مستقرِ مورد حمایت ولی فقیه زد ! همچنین دیشب طراح فراخوان ها علیه قوه مقننه با اطلاعات جدید قالیباف رسوا شد !
🔻با اینکه هو کردن بد است اما چون این آقا تنها فردی بود که دیشب ضد تدابیر آقا در باره کشور داری در میانه جنگ طرحی ارائه کرد همه او را هو کردند و با اعتراض شدید نمایندگان مواجه شد ؛
🔻اگر باز هم به شانتاژش ادامه بدهد می نویسم که دیشب چرا هو شد ؟
اما سربسته می گویم: این آقا و حزب خرابکار شین دنبال کودتا علیه دولت مستقرِ مورد حمایت ولی فقیه هستند اما که مجلس ولایی و مطیع رهبری دیشب بر دهانش زد ؛
📌اگر هم لازم باشد برخی از اطلاعات دیگر جلسه را که این آقا و حزبش با آن تا بحال از مردم کلاهبرداری کردند و دکتر قالیباف بخشی از آن را با نمایندگان در میان گذاشت با افکار عمومی در میان خواهم گذاشت ؛ اطلاعات دکتر قالیباف قاطبه مجلس غیر از این آقا و اعضای خرابکار حزب شین را با ابعاد جدیدی از ماجراها بصورت همدلانه آشنا کرد
📌 هربار که علیه تدابیر ولی فقیه و فرمانده معظم کل قوا در میانه این جنگپیچیده کار سازی کنی در مقابل تو و باند تو خواهیم ایستاد ؛ یکی به تدابیر آقا هجمه کنی ده تا میخوری !
#سیاست_فطرت
#عقلانیت_انقلابی
🔺️مجتبی زارعی؛ عضو کمیسیون امنیت ملّی و سیاست خارجی
🔹ایتا:
htt
اگر چرایی شکست توافقنامه اسلامآباد را فقط از منظر نقض عهد آمریکا یا حمله ایران به کشتیها ببینیم، مسئله را به سطح رخدادها تقلیل داده و از شکاف راهبردی مستتر در متن توافق غافل ماندهایم؛ شکافی که در دو سطح نمود یافت.
یک، توافق برای اجرای تعهدات، تشخیص نقض عهد و حل اختلاف، سازوکار اجرایی مشخصی پیشبینی نکرده بود؛ از این جهت، اختلافات بجای آنکه در چارچوب سازوکارهای دیپلماتیک مهار و حل وفصل شوند دوباره به میدان منتقل شدند و دوم، آتشبس به افق مشترکی برای خروج از وضعیت جنگی متصل نشده بود.
در واقع نه مقصد سیاسی روشنی برای پس از آتشبس تعریف شده بود و نه فرایندی که بتواند توقف درگیری را به روندی پایدار برای کاهش تنش و تنظیم مجدد روابط تبدیل کند وجود داشت.
در نتیجه، توافق به جای آنکه نقطه عطفی برای بازتنظیم روابط باشد، فقط به یک مکث تاکتیکی بدل شد، مکثی که صرفا کیفیت منازعه را تغییر داد، از جنگی تمام عیار به نبردی فرسایشی زیر آستانه جنگ.
#کاتخون