eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از sepahnews.ir | سپاه نیوز
💠 سردار محبی: رسانه در جنگ ترکیبی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تقویت اراده عمومی دارد معاون روابط عمومی و سخنگوی سپاه در آیین گرامیداشت روز خبرنگار و رونمایی از پوستر هفتمین جشنواره رسانه‌ای ابوذر در استان مرکزی: 🔹️جنگ امروز به دلیل ماهیت ترکیبی خود، عرصه‌های مختلفی دارد که رسانه یکی از مهم‌ترین آن‌هاست؛ زیرا رسانه به‌دلیل اثرگذاری عمیق و گسترده بر افکار عمومی، می‌تواند پیش از آغاز جنگ، روند آن را تحت تأثیر قرار دهد و در جریان جنگ نیز موجب تقویت یا تضعیف اراده عمومی شود. 🔹️مسئولیت اصحاب رسانه در شرایط کنونی، تنها روایتگری نیست؛ بلکه آنان باید در سه عرصه روایت صحیح، مقابله رسانه‌ای با دشمن و سرمایه‌سازی ملی ایفای نقش کنند. روایت رسانه‌ای باید دقیق، واقعی و مبتنی بر شناخت ابعاد آشکار و پنهان جنگ باشد تا برای نسل‌های آینده نیز قابل استفاده و ماندگار باشد. 🔹️پیشرفت جوانان متخصص و متعهد کشور در حوزه‌های دفاعی و فناوری، نمونه‌ای از ظرفیت‌های داخلی است که باید به‌صورت دقیق برای مردم روایت شود. اگر این دستاوردها تبیین نشوند، ممکن است در گذر زمان به فراموشی سپرده شوند؛ اما روایت مستمر و موشکافانه آن‌ها می‌تواند به سرمایه‌ای علمی، اجتماعی و تاریخی تبدیل شود. 🔹️اگر اراده یک ملت سست شود، حتی برخورداری از ثروت و تجهیزات نیز نمی‌تواند مانع شکست آن شود؛ اما ملت برخوردار از باور و اراده قوی می‌تواند بسیاری از کمبودها را جبران کند. 🔹️رسانه‌ها در جریان تحولات اخیر توانستند با انعکاس حضور مردم، افتخارآفرینی‌های نیروهای مسلح و جلوه‌های همدلی اجتماعی، میان میدان و جامعه پیوند ایجاد کنند و این نقش باید حفظ و تقویت شود. sepahnews.ir | سپاه نیوز @sepahnews
هدایت شده از کاوش مدیا
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ سیاستمدار فرانسوی: 📍تابستانی که پشت سر گذاشتیم را می‌توان با یک عبارت توصیف کرد: «تغییر در معماری امنیت جهانی»/در واقع، دوران «خاورمیانه آمریکایی» به پایان رسیده، آمریکا جای پای خود را از دست داده و اعتبار نظامی ایالات متحده خد‌شه‌دار شده... 🆔 @Kavoshmedia
هدایت شده از کاوش مدیا
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ کارشناسان فرانسوی: 📍ترامپ ادعا می‌کرد تنگه هرمز تحت تسلط من است اما ایران با توقیف این شناور زیرسطحی آمریکا را تحقیر کرد... 🔻مهندسان ایرانی را دست کم نگیرید و منتظر مهندسی معکوس این ابزار پیشرفته باشید... 🆔 @Kavoshmedia
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
🔻فروپاشی هژمونی دریایی آمریکا؛ تولد دکترین تازه ایران ✍🏻 مهدی محمدی آنچه در آب‌های جنوب ایران می‌گذرد، یک درگیری تاکتیکی نیست؛ نقطه عطفی در بازتعریف نظم امنیتی منطقه است. شلیک موفق به ناو هواپیمابر و ناوشکن آمریکایی، فقط یک عملیات نظامی نبود؛ اعلام تولد دکترینی تازه در راهبرد دفاعی ایران: - «پیش‌دستی راهبردی» - «پاسخ نامتوازن و چندبرابری» 🔹جنگ ترکیبی؛ از ترکیب تا ابتکار جنگ ایران و آمریکا دیگر کلاسیک نیست؛ این یک جنگ تمام‌عیار ترکیبی (اقتصادی، شناختی، دریایی، سایبری، دیپلماتیک) است. اما آمریکا پس از ۴۰ روز: ● نه تنگه هرمز را باز کرد ● نه برنامه هسته‌ای را متوقف ساخت ● نه آشوب داخلی ایجاد کرد ● و نه توان نظامی ایران را مهار نمود 🔹پاسخ به پروژه ترامپ برای خروج از ضعف واشنگتن با بسته فشار جدید (تحریم، محاصره، عملیات شناختی) تلاش کرد اعتمادبه‌نفس ازدست‌رفته را بازیابد. اما ایران به خودِ استراتژی دشمن حمله کرد، نه فقط ابزارهایش. هدف ما: نمی‌گذاریم ترامپ هرگز اعتمادبه‌نفس بازسازی‌شده پیدا کند، چون او با اعتمادبه‌نفس، فاجعه‌سازتر است. 🔹تسویه حساب با نیروی دریایی؛ آخرین برگ نظامی آمریکا نیروی زمینی و هوایی آمریکا از محیط پیرامونی ایران اخراج شده‌اند (۱۸ پایگاه تعطیل، عقب‌نشینی تا اردن و دیگو گارسیا). تنها باقیمانده، نیروی دریایی بود که امروز هدف شلیک ایران قرار گرفته است. شلیک ساحل‌به‌دریا به ناوگانی با سطح دفاعی بالا، یکی از دشوارترین عملیات‌های موشکی جهان است. و ما به سمت غرق‌کردن ناو هواپیمابر پیش می‌رویم. 🔹فروپاشی بازدارندگی آمریکا برای دهه‌ها، آمریکا در منطقه آزادی عمل مطلق داشت. امروز ایران تنها کشوری است که در هوا، زمین و دریا به آمریکا شلیک موفق داشته است. بازدارندگی آمریکا در حال فروپاشی است و این مدال افتخار، تنها بر سینه رزمندگان ایرانی می‌درخشد. 🔹ضربه به قلب استراتژی محاصره و تحریم بسته فشار جدید آمریکا بر نیروی دریایی به‌عنوان ابزار محاصره اقتصادی استوار بود. ضربه به این ابزار = فروپاشی ترکیب «محاصره و تحریم». نتیجه: کاهش شدید توان اسکورت نفت‌کش‌ها در مسیر جنوبی تنگه هرمز. 🔹پاسخ نامتوازن؛ تولد بازدارندگی ایرانی راهبرد «پاسخ چندبرابری» به هر ضربه، حتی کوچک، ترامپ را به این نقطه می‌رساند که فشار بیشتر = مشکلات بیشتر برای آمریکا. وقتی جامعه اطلاعاتی آمریکا بپذیرد ایران زیر بار شروط نمی‌رود، بازدارندگی ایرانی متولد می‌شود. 🔹منطقه تردد ممنوع؛ برگ جدید ژئوپلیتیکی توان ساحل‌به‌دریا، به ایران امکان اعلام «منطقه ممنوعه تردد» در تنگه هرمز، خلیج فارس و دریای عمان را داده است. محاصره معکوس؛ خط قرمز جدید ایران در آب‌های جنوب. 🔹دکترین پیش‌دستی؛ تعیین‌کننده زمان و مکان درگیری دیگر دشمن تعیین‌کننده نیست؛ ما تعیین می‌کنیم جنگ بعدی کجا، کی و چگونه شروع شود. ابتکار عمل راهبردی در دست ایران. 🔸جمع‌بندی آنچه می‌بینیم، بلوغ تدریجی یک دکترین نظامی تازه است؛ مبتنی بر پیش‌دستی، پاسخ نامتناسب، تصفیه‌حساب با تمام اجزای ماشین جنگی دشمن، و بازنویسی معادله بازدارندگی. @mohammadi61
راهبرد نیابتی ایران دیگر بازنخواهد گشت جنگ کنونی، محور مقاومت را از خط مقدم دفاعی ایران به شبکه‌ای ضعیف‌تر تبدیل کرده و تهران را واداشته است امنیت خود را بر موشک‌ها، پهپادها، تنگه هرمز و احتمالاً بازدارندگی هسته‌ای استوار کند نویسنده: علی هاشم، روزنامه‌نگار و پژوهشگر جنگ‌ها، دیپلماسی و تحولات سیاسی خاورمیانه منبع: فارن پالیسی تاریخ انتشار: ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ علی هاشم می‌نویسد سه سال پیش، از روستای مروحین در مرز لبنان می‌شد حیفا را دید؛ منظره‌ای که با تصور آن زمان از «محور مقاومت» به رهبری ایران و هدف اعلام‌شده آزادسازی فلسطین هماهنگ بود. اما حمله هفتم اکتبر و سه سال جنگ در غزه، لبنان و ایران، راهبرد بازدارندگی تهران را فروپاشاند. اسرائیل تهاجمی‌تر شد و نشان داد آماده است پیش از دشمنان خود حمله کند؛ درنتیجه نیروهای نیابتی دیگر نتوانستند جنگ را از مرزهای ایران دور نگه دارند. محور مقاومت نخستین خط دفاعی ایران در برابر اسرائیل و آمریکا بود. خط دوم، زرادخانه موشکی و پهپادی و خط سوم، برتری جغرافیایی ایران شامل وسعت سرزمینی، کوهستان‌ها و به‌ویژه تنگه هرمز بود. با ناکارآمدشدن خط نخست، تهران مجبور شد به دو لایه بعدی متوسل شود و برای نخستین‌بار توانایی خود را برای جنگیدن بدون اتکا به متحدان منطقه‌ای آزمایش کند. جنگ حتی رابطه میان ایران و گروه‌های متحدش را معکوس کرد. قرار بود حزب‌الله و دیگر نیروهای محور از رسیدن جنگ به ایران جلوگیری کنند، اما تهران اکنون برای حفظ آنان مداخله نظامی و دیپلماتیک می‌کند. حزب‌الله از پیشگام رویارویی منطقه‌ای به سازمانی تحت فشار تبدیل شده است: سقوط حکومت بشار اسد مسیر تدارکاتی آن را قطع کرد و دولت لبنان نیز هم‌زمان با مذاکره با اسرائیل، این گروه را تحت فشار قرار داده است. حزب‌الله امروز دیگر همان سازمان پیش از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ نیست. نقش منطقه‌ای آن از عراق، سوریه و یمن تا حضور تاریخی در بوسنی دیگر قابل‌تکرار نیست. جنگ و سقوط اسد، حزب‌الله را به حوزه داخلی لبنان بازگردانده و کارکرد آن برای تهران و کل محور را تغییر داده است. بااین‌حال، این شبکه کاملاً از میان نرفته و ایران هنوز از وجود آن بهره می‌برد. در مقابل، فعال‌کردن اهرم هرمز برای ایران مزیتی بی‌سابقه ایجاد کرده است. تهران اکنون از جغرافیای خود برای فشار بر تجارت جهانی استفاده می‌کند، هرچند در برابر آمریکا و اسرائیل با توان هسته‌ای، نیروی هوایی پیشرفته، سامانه هشدار زودهنگام و پدافند چندلایه قرار دارد. به اعتقاد نویسنده، ترامپ در مواجهه با این راهبرد جدید، عادی‌سازی شرایط را به یک جنگ طولانی ترجیح می‌دهد. یکی از اهداف اعلام‌نشده جنگ، تغییر حکومت ایران بود. آمریکا و اسرائیل در ظاهر بر حذف تهدید هسته‌ای، نابودی زیرساخت موشکی و برچیدن شبکه منطقه‌ای ایران تأکید داشتند، اما ترامپ و نتانیاهو از سرنگونی حکومت نیز سخن گفتند. ترامپ پس از کشته‌شدن علی خامنه‌ای بارها اعلام کرد جمهوری اسلامی سقوط کرده است؛ اما حکومت در عمل در جهتی مخالف خواست واشنگتن و تل‌آویو تغییر کرد و به ساختاری منسجم‌تر و سخت‌گیرتر تبدیل شد. اختلاف‌های داخلی ادامه دارند، ولی هنوز به شکافی تبدیل نشده‌اند که کشور را به دو اردوگاه متخاصم تقسیم کند. تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی نمونه‌ای از این تحولات بود. محمدباقر ذوالقدر، جانشین علی لاریجانی که در جنگ کشته شد، بر سر نحوه برخورد با کشتی‌های عبوری از هرمز با دیگر رهبران اختلاف پیدا کرد و پس از حملات سپاه به کشتی‌ها تهدید به استعفا کرد. سپس محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه، جانشین او شد و ذوالقدر به مقام مشاور مجتبی خامنه‌ای انتقال یافت؛ رهبری که به گفته نویسنده همچنان در پشت صحنه حکومت می‌کند. انتصاب رضایی حامل چند پیام بود. او در بهار و تابستان استدلال می‌کرد که ایران نمی‌تواند هم‌زمان مذاکره و جنگ کند؛ موضعی که به گفته یک مقام ناشناس ایرانی، مجتبی خامنه‌ای نیز در ماه ژوئن به مسئولان منتقل کرده بود. انتصاب رضایی هم‌زمان با پرشدن بیشتر مناصب خالی فرماندهی نظامی انجام شد و تغییر اولویت‌های دفاعی ایران را تکمیل کرد. رضایی در اواخر اوت از مواضع متعارف مقام‌های ارشد ایران فراتر رفت. او عضویت در پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را زیر سؤال برد و گفت وقتی این عضویت مانع حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران نشده است، چرا ایران نباید به‌دنبال سلاح هسته‌ای برود. این سخنان در حالی مطرح شد که مجلس خروج از پیمان را بررسی می‌کرد.
مجتبی خامنه‌ای هنوز تأیید نکرده است که به فتوای پدرش درباره ممنوعیت تولید، نگهداری، دستیابی و استفاده از سلاح هسته‌ای پایبند خواهد ماند؛ هرچند موضعی مخالف آن نیز اعلام نکرده است. ایران نیز پیش از جنگ هشدار داده بود که در صورت هدف قرارگرفتن، ممکن است دکترین هسته‌ای خود را بازنگری کند. بنابراین پرسش اصلی این است که آیا بازدارندگی هسته‌ای به‌عنوان لایه چهارم به سه لایه موجود راهبرد دفاعی ایران اضافه خواهد شد. در چارچوب جدید، شبکه متحدان همچنان باقی می‌ماند، اما اهمیت آن کاهش یافته است. حزب‌الله پس از دو جنگ دشوار با اسرائیل فرسوده شده، هرچند برای بازسازی آماده می‌شود. گروه‌های عراقی نزدیک به ایران زیر فشار قرار گرفته‌اند و نفوذ آمریکا در سیاست عراق دوباره رو به افزایش است. مسیر سوریه نیز با سقوط اسد از میان رفته است. حوثی‌های یمن در مقایسه با دیگر اعضای محور همچنان توان فشار بر عربستان را حفظ کرده‌اند. ریاض طی دو سال گذشته تلاش کرده است از ورود به جنگ از مسیر باب‌المندب جلوگیری کند و این جبهه هنوز به‌طور کامل فعال نشده است. بنابراین یمن یکی از معدود بخش‌های شبکه منطقه‌ای ایران است که ظرفیت ایجاد فشار قابل‌توجه را حفظ کرده است. موشک‌ها و پهپادها اکنون به اولویت بالاتری تبدیل شده‌اند. ایران در ماه‌های گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای افزایش اثربخشی و قدرت چانه‌زنی این تسلیحات انجام داده است. عملکرد آنها در جنگ نشان داد که برخلاف شبکه نیابتی، مستقیماً از داخل خاک ایران می‌توانند برای تهران بازدارندگی و قدرت تلافی ایجاد کنند. هرمز نیز پس از آتش‌بس به مهم‌ترین ابزار فشار ایران تبدیل شده است. تهران این اهرم را به شیوه‌های مختلف به کار می‌گیرد و می‌کوشد برای نقش و کنترل خود در تنگه یک واقعیت حقوقی و سیاسی تازه ایجاد کند. در آرایش جدید، شبکه نیابتی لایه نخست اما ضعیف‌شده است؛ موشک‌ها و پهپادها جایگاه مرکزی دارند؛ هرمز به ابزار اصلی اعمال فشار تبدیل شده و احتمال افزوده‌شدن لایه هسته‌ای نیز مطرح است. تغییر راهبرد در جنوب لبنان به‌صورت ملموس دیده می‌شود. اسرائیل مناطق بیشتری را اشغال کرده و خبرنگاران لبنانی دیگر نمی‌توانند از مروحین یا حتی ناقوره، که اکنون تحت اشغال اسرائیل است، حیفا را مشاهده کنند. معادله جدید لبنان بخشی از نبرد گسترده‌تری است که هم‌زمان هرمز را در کانون راهبرد ایران قرار داده است. ایران دیگر مانند گذشته بر مشاهده و تهدید حیفا تمرکز ندارد و جبهه لبنانی ساخته‌شده برای این هدف اهمیت سابق را از دست داده است. بااین‌حال، تهران نفوذ خود در جنوب لبنان را کاملاً رها نخواهد کرد؛ زیرا این حضور دست‌کم یک سامانه هشدار زودهنگام نزدیک اسرائیل فراهم می‌کند که می‌تواند نشانه‌های جنگ تازه را شناسایی و زمینه بازسازی تدریجی نفوذ ایران را حفظ کند. نتیجه‌گیری نویسنده این است که ایران راهبرد امنیتی خود را کاملاً کنار نگذاشته، بلکه ترتیب و اهمیت اجزای آن را تغییر داده است. محور مقاومت باقی خواهد ماند، اما دیگر نخستین و اصلی‌ترین خط دفاعی تهران نیست. ایران اکنون بر بازسازی سریع موشک‌ها و پهپادها، استفاده از هرمز و احتمال بررسی بازدارندگی هسته‌ای تمرکز دارد. خط دفاعی قدیمی در جنوب لبنان به‌زودی بازنخواهد گشت و جایگزین آن از داخل مرزهای ایران آغاز می‌شود.
‌🔻آمریکا با هدف قرار دادن نفتکش‌ها در سواحل ایران و مشخصا خارک، علاوه بر اینکه می‌خواهد بازدارندگی معتبر در برابر رویکرد تهاجمی اخیر ایران در حمله به ناوگان دریایی آمریکا ایجاد کند، ممکن است گام تازه‌ای در راهبرد محاصره نیز باشد که براساس آن، قصد دارد حلقه فشار را از مسیرهای انتقال نفت به مبدأ حرکت نفتکش‌ها منتقل کند و صادرات انرژی ایران را از نقطه آغاز با اختلال جدی مواجه کند. ‌
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵چرا آمریکا نمی‌تواند ایران را خفه کند: منابع تاب‌آوری اقتصادی تهران ✍️اسفندیار باتمانقلیچ 🔻۸ سپتامبر ۲۰۲۶ ▪️فارین افیرز 🔸اسفندیار باتمانقلیچ بنیان‌گذار و مدیرعامل بورس و بازار و استاد مدعو در دانشکده مطالعات بین‌المللی پیشرفته دانشگاه جانز هاپکینز است. برای ایران و ایالات متحده، ۲۴ اوت تکرار یک روز تکراری (Groundhog Day) بود. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، اعلام کرد: «ما در حال آغاز یک هجوم اقتصادی علیه ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان هستیم. هدف ما قطع هرگونه شریان اقتصادی است که این رژیم مستبد را تغذیه می‌کند.» این همان وعده‌ای بود که او در آوریل نیز داده بود؛ زمانی که گفت ایالات متحده در قالب عملیاتی که کاخ سفید آن را «خشم اقتصادی» نامید، «در حال ایجاد یک خفقان مالی برای رژیم ایران» است. این اقدام همچنین شبیه به اجرای کمپین «فشار حداکثری» دولت اول ترامپ در مه ۲۰۱۸ بود که در آن مایک پمپئو، وزیر امور خارجه وقت، اعلام کرد ایران هدف «شدیدترین تحریم‌های تاریخ» قرار خواهد گرفت. و همچنین شبیه وعده باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا در سال ۲۰۱۲ بود که گفت حکومت ایران با «تحریم‌های فلج‌کننده‌تری» روبرو خواهد شد. اقتصاد ایران مطمئناً آثار همه این محدودیت‌های پی‌درپی را احساس کرده است. از زمان دوره اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ، این کشور رشد اقتصادی اندک و تورم بالایی را تجربه کرده است. در نتیجه، شرکت‌های ایرانی در مقایسه با همتایان خود در سایر اقتصادهای در حال توسعه، زیرساخت‌های کمتری ساخته‌اند و فن‌آوری‌های جدید کمتری را به کار گرفته‌اند. خانوارهای ایرانی که زمانی روزبه‌روز مرفه تر می‌شدند، اکنون در معرض خطر سقوط به زیر خط فقر دولتی قرار دارند. با این حال، ایران برای بخش اعظم یک دهه توانسته است در برابر اجبار اقتصادی آمریکا مقاومت کند. تا زمان محاصره اخیر، این کشور از تکنیک‌های دور زدن تحریم‌ها برای ادامه صادرات نفت به مشتری اصلی خود، چین، استفاده می‌کرد. صنایع غیرنفتی آن نیز خود را با تحریم‌ها وفق دادند، چرا که افت ارزش پول ملی رقابت واردات را کاهش داد و محصولات ایرانی را در بازارهای منطقه‌ای رقابتی‌تر کرد و صادرات را افزایش داد. بدین ترتیب ایران از آن نوع فروپاشی اقتصادی مهارنشدنی که در سایر کشور تحت تحریم مانند سوریه و ونزوئلا دیده شد، اجتناب کرد. امروز، جنگ تاب‌آوری اقتصاد ایران را به روش‌هایی آزمایش می‌کند که تحریم‌ها به تنهایی نمی‌توانستند. حملات هوایی متعدد آمریکا و اسرائیل، تاسیسات حیاتی صنعتی از جمله برخی از مهم‌ترین کارخانه‌های فولاد و پتروشیمی ایران را هدف قرار داده است. خسارات وارد شده در طول این حملات منجر به قطعی‌های عمده در تولید کالاهای کلیدی صنعتی شده است. کاهش کلی ترافیک دریایی در تنگه هرمز و اختلالات خاص ناشی از محاصره دریایی آمریکا نه تنها صادرات ایران را کاهش داده، بلکه واردات کالاهای سرمایه‌ای و مصرفی بسیار مورد نیاز را نیز مسدود کرده است. بر اساس برآورد ماه ژوئیه صندوق بین‌المللی پول، تولید ناخالص داخلی ایران پس از انقباض کمتر از نصف این میزان در ۱۲ ماه قبل، امسال ۵.۴ درصد کاهش می‌یابد. تورم نقطه به نقطه از ۵۲.۶ درصد در دسامبر ۲۰۲۵ به ۸۸.۶ درصد در آغاز تابستان رسیده است. ارزش پول این کشور به پایین‌ترین حد خود یعنی بیش از دو میلیون ریال در برابر هر دلار رسیده است. اما حتی با وجود بدتر شدن وضعیت اقتصادی کشور، رهبری ایران همچنان بهتر از آنچه به نظر می‌رسد قادر به مقاومت در برابر آثار قهری تحریم‌ها است. وضعیت اقتصاد هنوز بر توانایی ایران برای جنگیدن تاثیر منفی نگذاشته است. ذخایر کالاهای مختلف به لطف سال‌ها تجربه تحریم همچنان عمق دارد. و حکومت ایران با ابزارهای سرکوبگرانه قوی خود، فهمیده است که چگونه بخش اعظم درد اقتصادی را به ایرانیان معمولی منتقل کند و در عین حال مطمئن شود که نیازهای خودش برآورده می‌شود. به عبارت دیگر، رویکرد ترامپ مطمئناً می‌تواند اکثریت مردم کشور را به خاک سیاه بنشاند، اما نمی‌تواند خود جمهوری اسلامی را با موفقیت خفه کند. 🔹کالبدشکافی یک بحران مقامات ایرانی به مشکلات اقتصادی کشور اذعان کرده‌اند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و یکی از کارگزاران اصلی قدرت، در ۲۱ اوت تصریح کرد: «هرچقدر هم که از نظر نظامی قوی باشیم، اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید داخلی نداشته باشیم، دوام نخواهیم آورد.» (بسنت به این نقل قول به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه جنگ اقتصادی آمریکا اثر مورد نظر خود را می‌گذارد استناد کرد.)
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، هفته گذشته در یک مصاحبه تلویزیونی از اینکه برخی از همکاران سیاسی‌اش همچنان انکار می‌کنند که تحریم‌ها به کشور آسیب می‌زند، ابراز ناامیدی کرد. وی خاطرنشان کرد: «بعضی‌ها می‌گویند تحریم‌ها اصلاً اثری ندارد، من واقعاً نمی‌دانم به این افراد چه بگویم.» اظهارات قالیباف و پزشکیان نشان‌دهنده نگرانی واقعی درباره مسیر اقتصادی ایران است. رئیس مجلس و رئیس‌جمهور با توجه به پیوندهای ذاتی میان رفاه عمومی اقتصادی و مشروعیت سیاسی، به حق نگران افکار عمومی روبه‌زوال هستند. اما مقامات آمریکایی باید مراقب تفسیر بیش از حد این اظهارات باشند. بر خلاف آنچه ممکن است به نظر برسد، هیچ‌یک از این دو رهبر پیشنهاد نمی‌کنند که اقتصاد کشور در آستانه فروپاشی است. ارزیابی‌های آمریکایی از اقتصاد ایران و موفقیت اجبار اقتصادی، روش‌هایی را که تحریم‌ها اقتصاد سیاسی ایران را تغییر داده و توزیع منابع اقتصادی را به گونه‌ای تغییر داده که ساختار قدرت موجود آن را تقویت می‌کند، نادیده می‌گیرند. آن دسته از رهبران ایرانی که بیش از همه درباره رنج مردم عادی سخن می‌گویند، نگران فروپاشی اقتصادی قریب‌الوقوع کشور نیستند؛ آن‌ها در حال ابراز مخالفت با یک اجماع سیاسی هستند که مدت‌هاست به نخبگان ایرانی اجازه داده فشار تحریم‌ها را تعمداً بر دوش مردم عادی بیندازند. قالیباف و پزشکیان از هزینه‌های اجتماعیِ یک پاسخ سیاستی شکایت می‌کنند که تا حد زیادی طبق برنامه کار کرده است. شاید مهم‌تر از آن، ارزیابی‌های ایالات متحده از اقتصاد ایران، پویاهای مهمی را ندید می‌گیرد. معمولاً آثار تحریم‌ها بر اساس شاخص‌های کلان اقتصادی از جمله نرخ رشد، تورم و کاهش ارزش پول ملی توصیف می‌شود. اما این معیارها عمدتاً سطوح قیمت‌ها را ثبت می‌کنند: ارزش کالاها و خدمات. به عبارت دیگر، آن‌ها یک نگاه مالی — و نه کارکردی — به اقتصاد ارائه می‌دهند. برای داشتن یک نگاه کارکردی، باید به پویایی‌ها در سطح بنگاه‌ها و خانوارها نگاه کرد؛ آن‌ها نشان می‌دهند که چرا آمار و ارقام رو به وخامت در سرتیتر اخبار، به تسلیم شدن ایران منجر نشده است. مقامات ایرانی بار رنج تحریم‌ها را به خانوارها و بنگاه‌ها منتقل کردند. دلمای بنیادی برای سیاست‌گذاران در هر کشور تحت تحریم جامع این است که چگونه به آسیب‌پذیری‌های موازنه پرداخت‌ها پاسخ دهند؛ مانند زمانی که ارز مورد نیاز یک کشور برای پرداخت هزینه واردات تمام می‌شود. به طور کلی دو رویکرد وجود دارد. سیاست‌گذاران می‌توانند از سیاست پولی انبساطی برای تحریک سرمایه‌گذاری استفاده کنند و مازاد تجاری را از طریق ترکیبی از صادرات بالاتر و افزایش تولید داخلی بازگردانند. در غیر این صورت، سیاست‌گذاران می‌توانند از انقباض پولی و اقدامات ریاضتی برای سرکوب تقاضای واردات استفاده کنند و مازاد تجاری را در سطوح صادراتی مشابه بازسازی کنند. سیاست‌گذاران روسی پس از مواجهه با تحریم‌های بزرگ پس از حمله به اوکراین، رویکرد اول را در پیش گرفتند. آن‌ها محرک‌های مالی را افزایش دادند و باعث گسترش سریع فعالیت‌های صنعتی و اشتغال در بخش تولید شدند که یک «اقتصاد جنگی» متمایز ایجاد کرد. این هزینه‌ها برای افزایش تولید نظامی ضروری بود، اما اثر آن تنگ‌تر کردن شدید بازار کار و افزایش دستمزدهای واقعی برای روس‌های عادی نیز بود. این امر به نوبه خود، آثار اولیه تورم ناشی از تحریم‌ها را تعدیل کرد. این رویکرد در نهایت به حدود خود رسید و تورم شروع به فشار آوردن کرد، اما این استراتژی اقتصادی به روسیه اجازه داد تا با وجود فشار تحریم‌های آمریکا، بر اهداف جنگی خود پافشاری کند. در مقابل، مقامات ایرانی مسیر دوم را انتخاب کردند. هنگامی که تحریم‌های مالی و انرژی عمده اعمال شده توسط دولت اوباما برای اولین بار در سال ۲۰۱۲ ایران را وارد رکود کرد، آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر ایران خواستار اتخاذ «اقتصاد مقاومتی» با تمرکز بر ظرفیت‌های داخلی برای خنثی کردن فشار تحریم‌ها شد. اما سیاست‌گذاران اقتصادی ایران هرگز موفق به اجرای یک سیاست صنعتی جدید یا ایجاد یک سیستم رفاهی جدید نشدند. در عوض، آن‌ها تورم را تحمل کردند و عملاً بار رنج تحریم‌ها را از دولت دور کرده و به دوش خانوارها و شرکت‌ها انداختند. آن‌ها بودجه‌های ریاضتی اجرا کردند و از عقلانی‌سازی تولید یا مصرف از طریق مدیریت مستقیم (مانند سهمیه‌بندی یا کنترل قیمت‌ها) خودداری ورزیدند. بحران اقتصادیِ در حال وخامت منجر به ضعف در بازار کار شد و به کارفرمایان اجازه داد تا دستمزدها را سرکوب کنند که این امر به فشار بیشتر بر درآمد خانوارها انجامید. در ابتدا ممکن است این امر مانند یک شکست سیاستی به نظر برسد. اما در واقعیت، به نظر می‌رسد مقامات ایرانی کاملاً از کند شدن فعالیت‌های اقتصادی ...
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔻به جهت‌ ادامه مطالعه ترجمه فارسی متن‌ کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید. https://telegra.ph/Why-America-Cant-Strangle-Iran-09-09-2 🔻پیوند به اصل مقاله: https://www.foreignaffairs.com/iran/why-america-cant-strangle-iran?check_logged_in=1