هدایت شده از مطالعات یمن
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 تحرک نظامی ترکیه در جیبوتی؛ آیا پای یمن در میان است؟
یک فروند هواپیمای ترابری نظامی A400M Atlas نیروی هوایی ترکیه با شماره ثبت 180094 وارد پایگاه لمونیه جیبوتی شده است.
با توجه به موقعیت راهبردی جیبوتی در کنار بابالمندب و تحولات اخیر یمن و پیمان دفاعی مکه میان عربستان و ترکیه و پاکستان، این تحرک قابل توجه است.
❓ آیا ترکیه در حال آمادهسازی برای ورود به معادله یمن است؟
❓ آیا در روزهای آینده شاهد نقشآفرینی مستقیم ترکیه و پاکستان در جنگ یمن خواهیم بود؟
نظر شما چیست؟
🔸 کانال مطالعات یمن
@yemenstudies_ir
هدایت شده از مطالعات یمن
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 وزیر دفاع صنعا در مناطق تازه آزادشده؛ نبرد برای آزادی یمن ادامه دارد
محمد ناصر العاطفی، وزیر دفاع دولت صنعا با حضور در مناطق تازه آزادشده در ساحل غربی یمن، بر ادامه مبارزه برای آزادسازی بخشهای باقیمانده کشور تأکید کرد و وعده داد این مسیر تا آزادی کامل سرزمین یمن ادامه خواهد یافت.
✍ انتشار تصاویر حضور العاطفی در مناطق عملیاتی، ادعاهای مطرحشده درباره ترور او در روز گذشته را زیر سؤال برده است.
🔸 کانال مطالعات یمن
@yemenstudies_ir
🔹دنی(دنیس) سیترونویچ (تحلیلگر امنیتی اسرائیلی):
راستش را بخواهید: تحولات اخیر در یمن نه تنها ابعاد چالش حوثیها، بلکه عمق شکست استراتژیک در مواجهه با آن را برملا میکند.
🔸الف. عربستان سعودی ناآماده وارد این نبرد شد.
ریاض از آمادگی حوثیها برای نقض نقشه راه و ادامه نبرد تا زمان رفع محاصره شگفتزده شد. این فرض عربستان که میتوان آرامش را در طول زمان از طریق توافقات اقتصادی و سیاسی حفظ کرد، اشتباه از آب درآمد.
🔸ب. سیاست مهار عربستان سعودی به بنبست رسیده است.
تا پیش از وقوع بحران فعلی، رویکرد عربستان عمدتاً بر پایه مهار حوثیها بود، از جمله انتقال بودجه برای کمک به تأمین هزینههای اداری آنها. با این حال، جنگ علیه ایران این تصور را در صنعا تقویت کرد که عربستان سعودی ضعیفتر و آسیبپذیرتر از آن چیزی است که قبلاً تصور میشد. این تصور نقش مهمی در آنچه امروز میبینیم ایفا میکند.
🔸ج. ارسال پیام به تهران مشکل را حل نخواهد کرد.
ایران به حوثیها به چشم یک دارایی استراتژیک درجه یک مینگرد، اما توانایی آن در کنترل فرآیند تصمیمگیری آنها محدود است.
ما در گذشته نیز دیدهایم که چگونه حوثیها با وجود تهدیدات واشنگتن به تهران، وارد رویارویی با ایالات متحده شدند.
حوثیها خود را نیابتیهای ایران که منتظر دستور باشند نمیدانند؛ از دیدگاه خودشان، آنها شریک در محور هستند و تصمیمات مربوط به جنگ و صلح را خودشان میگیرند.
🔸د. بسیار بعید است که واشنگتن بخواهد به یک نبرد مستقیم علیه حوثیها بازگردد.
ایالات متحده پیش از این نبردی را علیه آنها انجام داده که دستاوردهای محدودی داشته است، و سخت میتوان تصور کرد که به نبردی شتابزده بازگردد که نیازمند تخصیص نیروها و منابع اضافی باشد و داراییهای آمریکا را بهویژه در دریا در معرض آسیب قرار دهد.
واشنگتن میتواند اطلاعات و کمکهای نظامی قابل توجهی در اختیار عربستان قرار دهد، اما حتی در اینجا نیز یک مشکل آشکار میشود: نیروهای تحت حمایت ریاض برای نبرد فعلی آماده نبودند.
برای یک مدت طولانی، عربستان بیشتر مشغول اخراج حضور اماراتیها از جنوب یمن بود تا آمادهسازی جبهه خود برای رویارویی مجدد با حوثیها.
🔸هـ. در همین حال، حوثیها در حال کسب دستاوردهای استراتژیک هستند.
پیشروی آنها به سمت بابالمندب، تواناییشان را برای تهدید یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان تقویت میکند.
در عین حال، «ائتلاف ضربت» هنوز در حال بررسی نحوه پاسخگویی است.
و حتی اگر تصمیم به مداخله جدیتر بگیرد، اصلا مشخص نیست که این امر برای تغییر الگوی رفتاری حوثیها کافی باشد.
و. بنابراین، استراتژی علیه حوثیها باید تغییر کند.
نمیتوان این رویارویی را تنها بر دوش عربستان سعودی رها کرد.
این ممکن است یک فرآیند طولانی، پرهزینه و پیچیده باشد، اما نیاز به ساخت یک ائتلاف بینالمللی قابل توجه وجود دارد که در طول زمان با تهدید حوثیها مقابله کند.
این تهدیدی است که انتظار نمیرود به این زودیها — اگر اصلاً برطرف شود — از بین برود.
🔸ز. حوثیها قادر مطلق نیستند.
آنها نقاط ضعفی دارند و ضربه زدن به آنها ممکن است.
مشکل این است که ایجاد یک موازنه بازدارندگی پایدار در برابر آنها بسیار دشوار است.
ایدئولوژی آنها، آمادگیشان برای پرداخت هزینه، و تواناییشان در استفاده از تسلیحات استراتژیک که ایران در اختیارشان قرار داده یا به تولید آن کمک کرده است، ایجاد بازدارندگی کلاسیک را فوقالعاده سخت میکند.
و آنچه تجربه عربستان پیش از این ثابت کرده این است که حتی پول هم نمیتواند یک راهکار استراتژیک برای این مشکل بخرد.
🔹نتیجهگیری:
روز به روز روشنتر میشود که این یک دستاورد بزرگ برای محور مقاومت است.
ایالات متحده و کشورهای «ائتلاف ضربت» اکنون با یک سردرگمی و چالش سخت روبرو هستند، زیرا بازگشت به وضع موجود قبلی کمکم غیرممکن به نظر میرسد.
از دیدگاه ایران، این یک دستاورد استراتژیک واضح است: ممکن است ایران تصمیمات حوثیها را کنترل نکند، اما قطعاً از توانایی آنها در تهدید آزادی کشتیرانی در بابالمندب و اعمال فشار بر ایالات متحده، عربستان سعودی و کل سیستم بینالمللی سود میبرد.
https://fxtwitter.com/citrinowicz/status/2097964872461889958
🔻پیوند به این فرسته درX:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2097992190123290952
🔹حمیدرضا عزیزی:
مهمتر از خود این گزارش، که در نوع خود بسیار حائز اهمیت است، این واقعیت است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دقیقاً میدانست چه هدفی را نشانه گرفته و چه خسارت واقعی و عملی وارد کرده است.
در بیانیهای که کوتاهزمانی پس از این حمله منتشر شد، سپاه پاسداران اعلام کرد که چند فروند هواپیمای آمریکایی با موفقیت هدف قرار گرفتهاند.
این امر نشان میدهد که جدا از توانمندیهای نظامی و اراده سیاسی برای پذیرش ریسک و اقدام تهاجمیتر، چیزی در حوزه اطلاعات نظامی نیز به شکل بنیادی تغییر کرده است — که به احتمال بسیار زیاد با کمک شرکای ایران، یعنی روسیه و چین، صورت گرفته است.
https://fxtwitter.com/HamidRezaAz/status/2097969616605581716
🔻پیوند درX:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2097993980696838153
🇮🇷🇨🇳
بر اساس گزارشها، ایران نفت تحریمشده را بدون ارسال پول از طریق سیستم بانکی بینالمللی، به میلیاردها دلار کالای چینی تبدیل کرده است.
گفته میشود طی یک سال گذشته حدود ۲ تا ۲.۵ میلیارد دلار از طریق این سیستم پایاپاینما (بارتر) جابهجا شده است که درآمد حاصل از نفت ایران را به اعتبار لازم برای خرید داروها، خودروها و تجهیزات ارتباطی چینی تبدیل میکند.
منابع میگویند این مکانیسم دستکم یک بار نیز در ارتباط با قراردادهای پدافند هوایی به ارزش میلیونها دلار مورد استفاده قرار گرفته است.
در همین حال، چین ضمن تاکید مجدد بر مخالفت خود با تحریمهای یکجانبهای که به تایید شورای امنیت سازمان ملل نرسیده است، اعلام کرد از چنین توافقی بیاطلاع است.
منبع: رویترز
https://fxtwitter.com/MarioNawfal/status/2097985935325417724
⭕️ چند پرسش دربارهٔ ایدهٔ همهپرسی جنگ و صلح
✍️ محمدرضا جلائیپور
تعدادی از چهرههای شاخص سیاسی در روزهای گذشته ایدهٔ برگزاری همهپرسی دربارهٔ جنگ و صلح را طرح کردهاند. دربارهٔ این ایده پرسشهایی از این دست به ذهن میرسد که پاسخ قانعکنندهای برایش نشنیدهام:
1️⃣ آیا اساسا امروز (و نه چند ماه قبل یا چند ماه بعد) پیشنهاد صلحی روی میز ایران هست که به همهپرسی گذاشته شود؟ در شرایطی که امروز از رئیس جمهور و وزیر خارجه و رئیس مجلس/رئيس تیم مذاکرات تا رئیس بسیج و دبیر شعام همه میگویند اگر آمریکا عملا مفاد تفاهم اسلامآباد را اجرا کند ایران هم خواهد کرد و در مقابل رئیس جمهور آمریکا رسما میگوید به احیای این تفاهم فکر نمیکند و در عمل هم ضمن تشدید محاصره و تحریم، روزانه در حال تهدید ایران و چند روز یکبار در حال تجاوز نظامی به ایران است و میانجیها هم میگویند آمریکا فعلا دنبال احیای تفاهم نیست و اگر بعدا دنبال تفاهم بیاید هم فراتر از تفاهم قبلی را طلب میکند، برگزاری همهپرسی بین دو گزینه که یکیاش اساسا فعلا روی میز نیست چه معنایی دارد؟
2️⃣ تصمیم دربارهٔ دفاع میهنی در برابر متجاوز یا جنگ و صلح در کدام جنگ و کدام دموکراسی در تاریخ جنگهای جهان بر اساس همهپرسی گرفته شده است؟ در همان صدر اسلام آیا مشورت پیامبر با «فرماندهان و مشاوران اصلی» و حاضرانِ در میدان جنگهای بدر و احد دربارهٔ «چگونگی جنگ» قابل قیاس با برگزاری همهپرسی عمومی بر سر اصل موضوع بسیار فنی و چندوجهی جنگ و صلح در قرن ۲۱ مبتنی بر اطلاعات دقیق و محرمانه در شرایط به شدت پیچیده و متغیر است؟
3️⃣ آیا اساسا در این زمینه با دوگانهٔ سادهٔ جنگ و صلح مواجهیم که رفراندومپذیر باشد؟ همهٔ پیچیدگی مساله دربارهٔ «شرایط تفاهم» و «چگونه و تا کجا جنگیدن» است، واگرنه هیچ نیروی بزرگی طرفدار «جنگ برای جنگ» نیست. در نظرسنجیهای معتبر هم اکثریت ایرانیان هم طرفدار مقاومت و دفاع نظامی نیروهای مسلح بودهاند و هم حامی مذاکراتی که در آن اهرمها و لوازم قدرت ملی واگذار نشود. این گروه بزرگ به کدام یک از این دوگانهٔ سادهشده باید رای بدهند؟
4️⃣ با شناختی که گویندگان از ترتیبات نهادی در ایران و ممکنات سیاسی در وضعیت کنونی دارند، آیا حتی یک درصد هم احتمال میدهند همهپرسی در این زمینه ممکن شود؟ منازعهٔ سیاسی آنهم حول پیشنهادی ناممکن چه سودی دارد؟
4️⃣ فرض کنیم گزینهٔ صلح عزتمندانه و پایان بادوامِ جنگ بدون عدول از منافع حیاتی ایران همین امروز روی میز ایران و معطل تصمیم ایران باشد، و همچنین فرض کنیم برگزاری همهپرسی در این زمینه موجه و ممکن بود، آیا نتیجهٔ چنین همهپرسیای همسو با گرایش پیشنهاددهندگان میشد؟ (فراموش نکنیم که تجربهٔ جنگهای ۱۲ روزه و رمضان در میانهٔ مذاکرات، هم بر درصد حامیان مقاومت نظامی و بیاعتمادان به آمریکا افزوده و هم امیدواران به توافق با آمریکا را کاسته است و طبق نظرسنجیهای معتبر جامعهٔ ایران در این زمینه سهچهار پارهاست و هیچ پارهای نصف به اضافه یک نیست و در میان مشارکتکنندگان در انتخابات حامیان تداوم مقاومت گروه بزرگتری شدهاند)
6️⃣ آیا پیشفرضها و جهانِ تحلیلیِ بخشی از پیشنهاددهندگان همچنان در فضای برجامی قفل نشده؟ آیا منطقه و جهان هنوز در فضای برجامی است؟ آیا با تجربهٔ جنگهای اخیر جامعهٔ ایران هم آرایش برجامی دارد؟
6️⃣ فرض کنیم که همهپرسی در این زمینه معنادار و ممکن بود و حتی نتیجهاش هم دلخواه پیشنهاددهندگان میشد. آیا چنین نتیجهای عملا دست ایران را نمیبست و احتمال توافق با شرایطی که اقتضای منافع و امنیت بلندمدتِ ملی ایران است را نمیکاست؟ طرف آمریکایی چرا باید به ایرانی که طبق نتیجهٔ چنین رفراندومی مجبور به تفاهم و پذیرش شرایط دیپلماسیِ اجبارِ آمریکا است امتیاز بدهد؟ اساسا چرا باید محاصره و حملات نظامی علیه چنین ایرانی که بر اساس چنین رفراندومی توان دفاع و جنگیدنش کاسته شده را متوقف کند؟
7️⃣ آیا پیشفرض و جهانِ تحلیلیِ بخش دیگری از پیشنهاددهندگان در فضای سال ۶۷ قفل نشده است؟ در سال ۶۷ یک پیشنهاد صلحِ پایدار و عزتمندانه روی میز ایران بود و پیام «نداریم و نمیتوانیم ادامه دهیم» با کارسازی آیتالله هاشمی و شجاعت تصمیمِ رهبر انقلاب در پذیرش آتشبس کار میکرد و به سود منافع ملی بود. آیا امروز که شرایط ۶۷ ای نیست و اساسا پیشنهاد صلحی عزتمندانه فعلا روی میز ایران نیست و انواع تهدید لفظی و میدانیِ روزانهٔ متجاوزان تداوم دارد، پیام «نداریم و نمیتوانیم ادامه دهیم» اثر عکس ندارد و عملا باعث تمدید و تشدید محاصره و جنگهای کمشدت و پرشدت نمیشود؟
ادامه در فرستهٔ بعد👇
ادامه از فرستهٔ قبل👆
8️⃣ بر فرض امکان همهپرسی در این زمینه، آیا بلافاصله عرصهٔ سیاسی و تجمعهای شبانهٔ خیابانی را میدانِ صفآرایی و منازعهٔ داخلی حول مقاومت و تفاهم نمیکند و حتی در دیپلماسی دست ایران را ضعیف نمیکند؟ آیا برای پایان زودتر و عزتمندانهٔ جنگ نباید در شرایط کنونی به جای صفآرایی داخلی، با همبستگی حداکثری در برابر متجاوز و محاصرهگر صفآرایی کرد؟
9️⃣ آیا به دلایل فوق چنین پیشنهادهایی ناخواسته کاهندهٔ احتمال تفاهم عزتمندانه و افزایندهٔ احتمال تشدید تهدید و محاصره و تداوم جنگ نیست؟
🔟 آیا به جای چنین پیشنهادهای ناممکن و ناسنجیده، بهتر نیست برای افزایش احتمالِ پایان بادوام جنگ و تفاهمی عزتمندانه متجاوزان را از نتیجهبخشیِ محاصره ناامید کرد؟ مثلا افزایش همبستگی و کاهش شکاف در ائتلاف مسلط و جامعه و تمهید هر میزانِ ممکن صادرات نفت از شمال و افزایش ابتکار عمل و تحرکات دیپلماتیک و افزایش قدرت و ابتکارات نظامی عملا بیش از چنین پیشنهادهای فضاییای به هدف پایانِ عزتمندانهٔ جنگ کمک نمیکند؟
سونی ثانگ، مفسر سیاسی و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک:
لیبی بالاترین سطح رفاه و استاندارد زندگی را در آفریقا داشت. سپس آن را «آزاد» کردند! حالا در این کشور بازارهای بردهفروشیِ علنی وجود دارد. واقعا، به معنای واقعی کلمه، بازار بردهفروشی؛ در سال ۲۰۲۶! کسانی که این «آزادسازی» را انجام دادند، نه تنها برنگشتهاند که خرابیها را جبران کنند، بلکه مشغول پیدا کردن کشور بعدی هستند که باید «آزاد» شود!
🔸خلاصه:
استرن درو بر این باور است که «معاملهٔ تعویضی ین ژاپن» (Japan Carry Trade) در پی رسیدن شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) ماه آگوست به ۵٫۴٪ (و هستهٔ تورم به ۴٫۶٪)، که موجب جهش بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانه داری آمریکا به بالای ۴٫۹٪ و خونریزی در بازار ایالات متحده شده، در حال فروپاشی است.
با وجود تلاشهای اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، برای جلوگیری از بحران ین — از جمله فروش دلار/یورو برای خرید ین و گسترش تسهیلات FIMA — یوتو کانازاکی، یکی از مقامات بانک مرکزی ژاپن (BoJ)، هشدار داد که ژاپن با رها کردن ۱٫۴ تریلیون دلار اوراق قرضه خزانهداری آمریکا در حال «ویران کردن کل این خانه» است.
نویسنده این وضعیت را همگرایی خطرناکی از تورم داغ، شوکهای انرژی و فشارهای مالی توصیف میکند و پیشبینی مینماید که ابزارهای حمایتی کنونی ممکن است ناکافی باشند.
🔹استرن درو :
شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) ماه آگوست داغتر از حد انتظار روی ۵٫۴٪ ثبت شد و تورم هسته به ۴٫۶٪ رسید. دادههای ماه ژوئیه نیز به سمت بالا اصلاح شدند. این یعنی تورم عمدهفروشی همچنان با شدت در حال تازیدن در کل سیستم است.
بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا با وجود خریدهای مجدد و متعدد اوراق توسط اسکات بسنت، از ۴٫۹٪ عبور کرده است. بازار سهام ایالات متحده کار خود را با ریزش و خونریزی شدیدی آغاز کرد.
نرخ وامهای مسکن، وامهای خودرو و تسهیلات شرکتی... همگی در لحظه در حال گرانتر شدن هستند. اکنون دست وارش برای تثبیت و عدم تغییر نرخ بهره بسته تر از قبل شده است.
بخشی که این وضعیت را از زشت به مرحلهٔ «خطرناک» تبدیل میکند، ژاپن است.
بسنت تمام تلاش خود را برای جلوگیری از وقوع سناریوی کابوسوار انجام داد: دلار و یورو فروخت تا ین بخرد، به فدرال رزرو هشدار داد تا تسهیلات FIMA را برای ژاپن گسترش دهد، و در حالی که مدعی بود «من اکنون حاکم این بازی هستم» و اطلاعات نهانی از بانک مرکزی ژاپن و سیاستگذاران ژاپنی دارد، معاملهگران را به فروش استقراضی (Shorting) ین به مبارزه طلبید.
همهٔ این اقدامات انجام شد تا ژاپن نرخ بهره را به شدت افزایش ندهد و ذخیرهٔ ۱٫۴ تریلیون دلاری اوراق خزانهداری خود را در بازار رها نکند.
اما ناگهان، پاسخ تکاندهندهای از سوی یوتو کانازاکی، از مقامات بانک مرکزی ژاپن، منتشر شد: «میگویند حاکم بازی همیشه برنده است. این بار ژاپن فقط علیه حاکم شرطبندی نمیکند، بلکه کل این خانه را ویران میکند. این بار برای تمام سیستم کال مارجین (هشدار کسر موجودی) صادر میشود.»
این موضوع دیگر صرفاً یک «افزایش تورم» ساده نیست.
این یعنی: تورم داغ + شوک انرژی + تنشهای مالی سنگین + آغاز فروپاشی بزرگترین معاملهٔ تعویضی (Carry Trade) جهان.
دادههای اخیر، وقوع این مسیر را محتملتر کردهاند و ابزارهای حمایتی موجود ممکن است کافی نباشند.
https://fxtwitter.com/SternDrewCrypto/status/2098042276593160252?s=20
ذخایر استراتژیک نفت آمریکا (SPR) به ۲۸۵.۴ میلیون بشکه کاهش یافته که پایینترین سطح از نوامبر ۱۹۸۲ است. این کاهش به دلیل ماهیت فنی مخازن نمکی زیرزمینی، با کاهش سطح نفت، ریسک ورود آب و گلولای، کاهش شدید نرخ برداشت و خطر فروپاشی دیوارههای نمکی را افزایش میدهد.
اگر حجم ذخایر استراتژیک نفت خام آمریکا (SPR) از یک حد مشخص پایینتر برود، استخراج و برداشت از نظر فنی و مهندسی بسیار دشوارتر، کندتر و حتی خطرناک میشود.
طبق آخرین دادههای رسمی منتشرشده از سوی وزارت انرژی آمریکا (DOE)، ذخایر استراتژیک نفت خام این کشور (SPR) به
۲۸۵.۴ میلیون بشکه کاهش یافته است. این رقم پایینترین میزان ذخایر استراتژیک آمریکا از نوامبر ۱۹۸۲ (حدود ۴۴ سال گذشته) تاکنون محسوب میشود و نشاندهنده سقوط شدید امنیت انرژی این کشور است.
طبق قوانین فدرال آمریکا (قانون سیاست و حفاظت از انرژی)، افت ذخایر به زیر ۲۵۲.۴ میلیون بشکه، دست رئیسجمهور را برای برداشتهای عادی و روانسازی بازار میبندد و ورود به آن نیازمند اعلام وضعیت اضطراری شدید ملی است. عبور از این مرز، کارشناسان را با افت شدید «نرخ برداشت روزانه» مواجه میکند. سیستم دیگر نمیتواند سقف اسمی استخراج (حدود ۴.۴ میلیون بشکه در روز) را حفظ کند.
بسیاری از مهندسان ورود به زیر مرز ۲۰۰ میلیون بشکه را نقطهای بیبازگشت برای سلامت مخازن میدانند. این محدودیت شدید به دلیل ماهیت فیزیکی و سیستم مهندسی مخازنی است که نفت در آنها نگهداری میشود. برخلاف تصور عموم، این ذخایر در تانکرهای فلزی روی زمین نیستند، بلکه در گنبدها و غارهای نمکی زیرزمینی عمیق (در ایالتهای تگزاس و لوئیزیانا) ذخیره شدهاند.
برای بیرون کشیدن نفت از این غارهای نمکی، پمپها آب شور یا آب شیرین را به ته غار تزریق میکنند. از آنجا که نفت سبکتر از آب است، روی آب شناور میشود و فشار آب، نفت را به سمت لولههای خروجی در سقف غار هدایت میکند. اگر سطح نفت خیلی پایین بیاید، ریسک اینکه پمپها به جای نفت، آب یا گل و لای ته مخزن را مکش کنند به شدت بالا میرود. برای جلوگیری از این اتفاق، باید سرعت برداشت (Flow Rate) به شدت کاهش یابد که این امر توان عملیاتی ذخایر را در زمان بحران مختل میسازد.
دیوارههای این مخازن از سنگ نمک تشکیل شدهاند. نمک تحت فشار شدید طبقات زمین، خاصیت پلاستیک (انعطافپذیر) دارد. وجود نفت و فشار هیدرولیکی آن درون غار، مانع از فروپاشی دیوارهها میشود. وقتی نفت خارج و آب جایگزین آن میشود، آب به مرور زمان مقداری از نمک دیوارهها را حل میکند.
اگر نفت موجود از حد مشخصی کمتر شود، ساختار هندسی و پایداری مکانیکی غار به خطر افتاده و خطر ریزش یا فروپاشی ساختاری مخزن ایجاد میشود؛ آسیبی که میتواند مخزن را برای همیشه غیرقابل استفاده کند. هر چه به کف مخزن نزدیکتر شویم، کیفیت نفت به شدت افت کرده و این لجنها میتوانند سیستمهای فیلتراسیون، لولهها و پمپهای استخراج را مسدود
https://fxtwitter.com/secular_d/status/2098008250289664445?s=20
علی احمدی:
قیمت نفت امروز در حال جهش است. سه عامل در این امر نقش دارند:
۱) معاملهگران در حال قیمتگذاری این احتمال هستند که این یک «جنگ بیپایان» است و تا سال ۲۰۲۷ ادامه خواهد داشت.
۲) تقاضای خرید چین در حال بازگشت است.
۳) نشت و خروج نفت از طریق تنگه (هرمز) کاهش یافته و کندتر شده است.
Ali Ahmadi:
Oil is jumping today. There are three factors:
1) Traders are pricing in that this is an "endless war" that will go into 2027.
2) Chinese buying is coming back
3) Oil leaking through the Strait has decelerated.
https://x.com/AliR_Ahmadi/status/2098028942959497353?s=20
🔹پاتریشیا ماریتز:
چرا موفقیت پیشروی و تهاجم حوثیها تا این حد برای جهان امروز بااهمیت است؟
زیرا این امر به معنای تثبیت و تحکیم نفوذ ایران بر دو تنگه و گلوگاه حیاتی است: «تنگهٔ هرمز» و «تنگهٔ بابالمندب»؛ مسیرهایی که بخش عظیمی از تجارت جهانی انرژی و سهم عمدهای از ترانزیت کالا میان آسیا و اروپا از آنها عبور میکند.
از منظر ژئوپلیتیک، ایران در تلاش است تا حتی تحت فشارهای سنگین اقتصادی، اقتدار و نفوذ خود را گسترش دهد. منطق حاکم بر این رویکرد ظاهراً این است که «حمله، بهترین دفاع است».
🔹Patricia Marins:
Why is the success of the Houthi offensive so important for the world today?
Because it is the consolidation of the Iranian influence over the two critical chokepoints: the Strait of Hormuz and the Bab el-Mandeb Strait, through which a large share of global energy trade and a major slice of Asia to Europe goods traffic pass.
In geopolitical terms, Iran is trying to expand its power even under heavy economic pressure. The logic appears to be that attack is the best defense.
https://x.com/pati_marins64/status/2098019852321530282?s=20