eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
543 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
عده‌ای در ایران می‌گفتند که علت حضور هند در بندر چابهار جلوگیری از توسعه‌ی این بندر به نفع بنادر اماراتی است. همین منطق را این بار استاد دانشگاه جواهرلعل نهرو در رابطه با توسعه‌ی بریکس به کار می‌برد. او می‌گوید: «هدف واقعی هند باید بی‌اثرکردن بریکس باشد» چراکه قدرتمندشدن بریکس آن را تبدیل به ابزاری در دست چین می‌کند. نویسنده از افزایش تعداد اعضای بریکس به‌عنوان یکی از راه‌های کم‌اثرکردن بریکس نام می‌برد. یادآوری آنکه در زمان عضویت ایران در بریکس این‌طور گفته می‌شد که چین مخالف پیوستن ایران بوده و هند به نفع حضور ایران مداخله کرده است. متن کامل مقاله‌ی راجش راجاگوپالان در پست بعدی 👇
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
عده‌ای در ایران می‌گفتند که علت حضور هند در بندر چابهار جلوگیری از توسعه‌ی این بندر به نفع بنادر اما
هدف واقعی هند باید بی‌اثر کردن بریکس باشد راجش راجاگوپالان نشست سران بریکس که هند این آخر هفته میزبان آن است، نمونه‌ی خوبی از مشکلاتی است که سیاست خارجی هند با آن روبه‌روست. هند همچنان تلاش می‌کند در سیاست جهانی جایگاهی میانه پیدا کند؛ جایگاهی که در واقعیت تا حد زیادی از زیر پایش ناپدید شده است. اما بخشی از مشکل این است که هند حاضر نیست این واقعیت را به رسمیت بشناسد. بریکس نمونه‌ی خوبی برای نشان دادن این وضعیت است. اگر بریکس اساساً به یک گروه مؤثر تبدیل شود، احتمالاً به گروهی تبدیل خواهد شد که چین از آن برای پیشبرد منافع خود، منزوی کردن هند و تضعیف شرکای اصلی هند در هند-اقیانوس آرام استفاده خواهد کرد. با توجه به اینکه هند به دلیل ضعف نسبی خود در برابر چین به همین شرکا نیاز دارد، نباید علاقه‌ای به چنین روندی داشته باشد. بنابراین، منافع هند ایجاب می‌کند تا آنجا که می‌تواند بریکس را مختل و بی‌اثر کند، مبادا این گروه به غلتکی تبدیل شود که منافع هند را زیر بگیرد. دیگر هیچ راهی برای دور زدن این مشکل وجود ندارد. این مسئله از ابتدا قابل پیش‌بینی بود. کاری که چین در تلاش برای انجام آن است، همان کاری است که قدرت‌های بزرگ همواره انجام داده‌اند: استفاده از گروه‌ها و نهادهای بین‌المللی در جهت منافع خود. اینکه تصور کنیم نهادهای بین‌المللی دارای نوعی منفعت مستقل و فراتر از منافع کشورهای عضو هستند، ساده‌لوحانه است. تصمیمات و اقدامات این نهادها نیز حاصل نوعی تجمیع سیاسی منافع متعارض ملی نیست. برعکس، آنها عمیقاً تحت تأثیر قدرت مادی نسبیِ طرف‌هایی قرار دارند که در این فرایند مشارکت دارند؛ که به زبان ساده یعنی این گروه‌ها تحت کنترل قدرتمندترها هستند. امروز، این کشور چین است و فاصله‌ی آن با دیگران بسیار زیاد است. هیچ سخنی درباره‌ی چندقطبی‌گرایی نمی‌تواند نابرابری تأسف‌بار قدرت میان چین و دیگر اعضای بریکس را پنهان کند. هند قطعاً آن‌قدر قدرتمند نیست که بتواند این گروه را کنترل کند. ممکن است زمانی که بریکس دو دهه پیش تأسیس شد، تفاوت قدرت مادی میان اعضا به این اندازه زیاد نبوده باشد. این مسئله، و همچنین افراط‌هایی که ممکن بود در نتیجه‌ی تمرکز قدرت در دست آمریکا رخ دهد، شاید توجه‌ها را از نابرابری قدرت در داخل خود بریکس منحرف کرده باشد. اما این نیز عذری برای چشم بستن بر این واقعیت آشکار نیست. دهلی‌نو بیش از هر چیز باید به این واقعیت توجه کند، زیرا این مسئله مستقیماً بر هند تأثیر می‌گذارد. هند نباید به قدرت گرفتن چین کمک کند قطعاً در دهلی‌نو و جاهای دیگر کسانی هستند که می‌خواهند بریکس به یک نیروی جهانی ضد امپریالیستی تبدیل شود و حاضرند تهدیدی را که چین برای هند و منطقه ایجاد می‌کند نادیده بگیرند یا کم‌اهمیت جلوه دهند. آنها ترجیح می‌دهند به حملات دن‌کیشوت‌وار علیه آسیاب‌های بادی خیالی بپردازند، بی‌آنکه متوجه باشند در دنیایی خیالی از جوانمردی قدرت‌های بزرگ زندگی می‌کنند. در دنیای واقعی، هند نه یک قدرت بزرگ است و نه قدرت‌های بزرگ در برخورد با قدرت‌های ضعیف‌تر چندان اهل جوانمردی‌اند. امروز این امپریالیسم غربی نیست که هند را تهدید می‌کند، بلکه امپریالیسم چین است. اظهارنظر وزیر امور خارجه‌ی هند، اس. جایشانکار، مبنی بر اینکه بریکس یک گروه ضدغربی نیست، اشاره‌ای به همین واقعیت دارد. مسائل عملی‌ای را که هند در بریکس با آنها روبه‌روست در نظر بگیرید؛ برای مثال مسئله‌ی سلطه‌ی دلار. بله، آمریکا از قدرت دلار به‌عنوان ارز ذخیره‌ی جهانی سوءاستفاده می‌کند. اما تضعیف دلار آمریکا به هند کمکی نمی‌کند. در شرایط کنونی، حتی چین نیز خواهان چنین چیزی نخواهد بود. اما حتی اگر چین چنین چیزی بخواهد، آیا منافع هند از این طریق تأمین خواهد شد که پکن کنترل ارز جهانی را در دست بگیرد؛ چیزی که در صورت دلارزدایی رخ خواهد داد؟ همین استدلال را می‌توان درباره‌ی بسیاری از مسائل دیگر نیز مطرح کرد. در هیچ‌یک از آنها هند از قدرت گرفتن چین به قیمت تضعیف آمریکا و غرب سود نمی‌برد. هند هرچه از آمریکا گلایه داشته باشد ــ که به‌ویژه در دوران ترامپ بی‌شک گلایه‌های بسیاری وجود دارد ــ تضعیف آمریکا در نهایت به تضعیف منافع هند منجر می‌شود، زیرا به چین کمک خواهد کرد. و کمک کردن به قدرت گرفتن چین به هر شکلی واقعاً اقدامی احمقانه است، به‌خصوص اگر هند آگاهانه چنین کاری انجام دهد؛ درست مانند اینکه کسی برای لج کردن با دیگری، بینی خودش را ببرد. این وضعیت اکنون واقعاً به یک بازی با حاصل‌جمع صفر تبدیل شده است و هند دیگر این تجمل را ندارد که وانمود کند می‌تواند somehow هر دو طرف را علیه یکدیگر بازی دهد و در عین حال خود را در میانه نگه دارد. 👇
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
هدف واقعی هند باید بی‌اثر کردن بریکس باشد راجش راجاگوپالان نشست سران بریکس که هند این آخر هفته میز
👆 راهبرد خرابکاری برای هند پس پرسش این است که هند، با توجه به اینکه عضو گروهی است که ــ هرچند هند وانمود می‌کند چنین نیست ــ آشکارا جهت‌گیری ضدغربی دارد و احتمالاً در بیشتر مسائل در کنار چین قرار خواهد گرفت، واقعاً چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ برای بیشتر اعضای بریکس، منطق کاملاً ساده است: آنها احتمالاً از بازی دادن آمریکا در برابر چین در رقابت دوقطبیِ در حال شکل‌گیری سود خواهند برد. کشورهای آفریقایی، آمریکای جنوبی و خاورمیانه نیز بعید است چینِ دوردست را تهدیدی برای خود ببینند. اما هند و دیگر کشورهایی که در پیرامون چین قرار دارند، از چنین تجملی برخوردار نیستند. بنابراین هدف هند در بریکس باید روشن باشد: اطمینان حاصل کند که این گروه چیزی بیش از یک محفل بی‌فایده برای گفت‌وگو نباشد؛ محفلی که در درون خود دچار اختلاف است و نمی‌تواند به ابزاری کارآمد برای جاه‌طلبی‌های چین به‌عنوان یک قدرت بزرگ تبدیل شود. می‌توان انتظار داشت چین تلاش کند بریکس را دقیقاً به چنین ابزاری تبدیل کند، با این تفاوت که ابزاری کارآمد باشد. اما قدرت چین به این معناست که در مقایسه با هند، موقعیت بهتری برای تحقق اهداف خود درباره‌ی این گروه دارد. تنها مزیتی که هند دارد این است که ایجاد مانع آسان‌تر از ایجاد و ساختن است و دیپلمات‌های هندی دهه‌ها در «نه» گفتن تجربه داشته‌اند؛ عمدتاً در مخالفت با جاه‌طلبی‌های غرب. اکنون هند می‌تواند همین روش را علیه چین به کار گیرد. احتمالاً پکن رقیب دشوارتری از غرب خواهد بود، زیرا صبر بسیار کمتری خواهد داشت و آمادگی بیشتری برای استفاده از قدرت اقتصادی و نظامی خود خواهد داشت. بااین‌حال، این نباید هدف هند را تغییر دهد؛ تنها مسیر رسیدن به آن را دشوارتر می‌کند. گسترش بریکس ممکن است این کار را تا حدی آسان‌تر کند، هرچند خطراتی نیز به همراه دارد. دلیل راهبردی خوبی برای گسترش بریکس وجود دارد و آن، حرف‌های ساده‌لوحانه درباره‌ی «نماینده‌تر شدن» گروه نیست. منفعت واقعی‌ای که هند می‌تواند امیدوار باشد از این گسترش به دست آورد، این است که بریکس با گسترش اعضایش انسجام و کارآمدی کمتری پیدا کند، زیرا این پیامد طبیعی گسترش چنین سازمانی است. علاوه بر این، هند می‌تواند از اختلافاتی که به‌طور طبیعی در پی پذیرش اعضای ناسازگار و اختلاف‌برانگیز پدید می‌آیند، بهره بگیرد. اختلافات آشکاری میان اعضای جدید مختلف از خاورمیانه وجود دارد ــ کشورهایی که همین حالا مشغول شلیک موشک به سوی یکدیگرند. هرچند نه به این شدت، اما میان دعوت‌شدگان از جنوب‌شرق آسیا نیز اختلافاتی وجود دارد که برخی از آنها ممکن است به عضویت بریکس درآیند. اگر اختلافات طبیعی ناشی از گسترش یک سازمان برای این منظور کافی نباشد، هند می‌تواند ــ و باید ــ فعالانه از این شکاف‌ها برای تضعیف هرگونه امکان تبدیل شدن بریکس به یک نهاد کارآمد استفاده کند. خطر این است که هند در بریکسی حتی بزرگ‌تر، بیش از پیش منزوی شود. جلوگیری از این وضعیت باید با به رسمیت شناختن هدف واقعی هند در بریکس آغاز شود: بی‌اثر کردن آن. راجش راجاگوپالان استاد سیاست بین‌الملل در دانشگاه جواهر لعل نهرو در دهلی‌نو است. او با حساب کاربری @RRajagopalanJNU در توییتر فعالیت می‌کند. دیدگاه‌های مطرح‌شده شخصی هستند.
مودي دارد از محبوبیت ایران به جهت مقابله با زورگویی های امریکا و اسراییل استفاده میکند. اینگونه به اصطلاح "فرصت عکاسی ها"(photo ops) بسیار مورد علاقه ترامپ است. هزینه ای برای او ندارد ولی ظاهر دستاورد دارد مثال اعلا: ملاقات با کیم‌جونگ‌اون رییس جمهور کره شمالی. ایران‌ در ازای دادن اینگونه امتیازها چه چیزی در مقابل دریافت کرده؟
فرهاد قنبری استعمارِ ذهن "غرب ضمیر ناخودآگاه ما را مستعمره خود کرده است" آنتونیو گرامشی معتقد بود، هژمونی فقط با زور و سرکوب دوام نمی‌آورد؛ سلطه وقتی کامل می‌شود که قربانی، ارزش‌ها و روایت‌های سلطه‌گر را با آغوش باز بپذیرد. در نیم‌قرن اخیر، یکی از مؤثرترین سلاح‌های امپراتوری آمریکا نه ناوهای هواپیمابر بوده، نه بمب‌افکن‌ها و نه حتی سیاستمدارانش، بلکه سلاحی ارزان‌تر و بسیار مؤثرتر به نام «صنعت فرهنگ» بوده که در رأس آن ماشین «هالیوود» ایستاده است. هالیوود صرفاً صنعت سرگرمی نیست، کارخانه تولید رؤیا برای یک امپراتوری است. کارخانه‌ای که سبک زندگی، ارزش‌ها، قهرمان‌ها و حتی تعریف خوب و بد را تولید می‌کند و به سراسر جهان می‌فروشد. هالیوود به سلطه، چهره‌ای جذاب می‌دهد و به سبک زندگی آمریکایی، عنوان «آزادی» می‌بخشد. 👈 قدرت نظامی می‌تواند سرزمین را اشغال کند، رسانه اما ذهن را هدف قرار می‌دهد. استعمار قدیم با سرباز و توپ و تفنگ می‌آمد اما استعمار جدید با ماهواره، خبرگزاری، شبکه اجتماعی و تصویر می‌آید و هدف دیگر فقط تصرف خاک نیست، بلکه تصرف ادراک انسان است. 👈 استعمار جدید به تو نمی‌گوید «بدبخت باش» بلکه کاری می‌کند که خودت تصویر یک بدبخت از خودت بسازی. به تو نمی‌گوید خانه‌ات را ویران کن، اما کاری می‌کند که با دست خودت خانه‌ و وطن‌ات را به آتش کشیده و در عین حال توهم انجام کنش سیاسی رهایی‌بخش داشته باشی. 👈 این شکل جدید استعمار حتی لازم نیست مستقیماً به جنگ متوسل شود. کافی است مردم یک کشور را آن‌قدر به جان هم بیندازد که خودشان کشورشان را فرسوده و ویران کنند و در عین حال تصور کنند مشغول مبارزه برای آزادی‌اند. امروز ممکن است هیچ مستشار آمریکایی یا اروپایی در خیابان‌های ایران قدم نزند، اما وقتی بخشی از جامعه به جایی می‌رسد که از خود آمریکایی‌ها متعصب‌تر نسبت به آمریکا می‌شود، باید فهمید با چه نوعی از استعمار روبه‌رو هستیم. 👈 استعماری که در آن فرد تحت سلطه، نه‌تنها از ارباب دفاع می‌کند، بلکه از او برای ارباب متعصب‌تر است. عیب‌هایش را نمی‌بیند، جنایتش را توجیه می‌کند و علیه منافع سرزمین خودش سینه سپر می‌کند. این بدترین صورت استعمار است. وضعیتی که در آن استعمارگر تا ناخودآگاه توده‌های جامعه هدف را تحت سلطه و انقیاد خود درآورده است.
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسن روحانی: «به مردم بگوییم قرار ما این است با قدرت‌های بزرگ بیست سال دیگر بجنگیم. اگر مردم قبول کردند برویم ادامه بدهیم. اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری نشان دادند نمی‌خواهیم بپذیریم؟» - ما در کشوری زندگی می‌کتیم که دوبار غافلگیرانه و در میان مذاکرات به آن حمله شد و در هر دو مورد دانشمندان و رهبران و چند لایه ابتدایی فرماندهان نظامی کشور به شهادت رسید. در هر دو مورد هم علارغم تلفات جانی و مالی فراوان با اولین پیشنهاد آتش‌بس از سوی دشمن، آن را پذیرفتیم. - حسن روحانی و جواد ظریف و حسین مرعشی و انبوهی از پادوهای رسانه‌ای این جماعت در کشوری زندگی می‌کنند که حاکمانش در کاخ‌های آنچنانی نشسته و همیشه دنبال جنگ‌ هستند. حاکمان کشور این جماعت نه هزینه‌ای در جنگ می‌دهند و نه هیچ آسیبی از جنگ می‌بینند. حاکمان کشور آنها نه به رای و نظر و زندگی و معاش مردم اهمیت می‌دهند و نه ارزشی برای جان آدمها قائل‌اند. حاکمان کشور آنها مشتی شر خر و ظالم هستند و نانشان در جنگ است و هدفی جز جنگ‌افروزی بیشتر ندارند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
حسن روحانی: «به مردم بگوییم قرار ما این است با قدرت‌های بزرگ بیست سال دیگر بجنگیم. اگر مردم قبول کرد
به خاطر این مسائل است که می‌گوییم، جمهوری‌خواهی و دموکراسی‌خواهی در ایران بیش از هر کسی از سوی اسرائیل و سایر دشمنان ایران حمایت می‌شود و هدف نهایی آن نابودی ایران است. فقط تصور کنید در سال ۵۸ مردم به جای جمهوری اسلامی به جمهوری دموکراتیک رای می‌دانند و رئیس‌جمهور در ایران همه کاره می‌شد حال تصور کنید که بنی‌صدر و احمدی‌نژاد و روحانی و پزشکیان برای هشت سال قدرت اول و همه‌کاره تصمیم‌گیری کشور می‌شدند و برای امنیت و قدرت نظامی و همه چیز کشور تصمیم‌ می‌گرفتند. آیا امروز چیزی به نام ایران باقی مانده بود یا هر گوشه دست مافیایی بود و وضعیتی بدتر از افغانستان و سوریه را تجربه می‌کردیم و همه امروز بیل به دوش در عربستان یا سایر پادشاهی‌های منطقه دنبال عملگی و فعلگی می‌گشتیم؟
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
به خاطر این مسائل است که می‌گوییم، جمهوری‌خواهی و دموکراسی‌خواهی در ایران بیش از هر کسی از سوی اسرائ
در ایران، استبدادی از جنس عربستان نه پاسخ‌گوست و نه می‌تواند تأمین‌کننده منافع بلندمدت کشور باشد. دموکراسی هم اگر بر اساس الگوی رایج غربی پیاده شود، نه پاسخ‌گو خواهد بود و نه برای کشور مفید است. مسئله اصلی ایران، انتخاب میان «استبداد» و «دموکراسی غربی» نیست، بلکه یافتن یک الگوی حکمرانی متناسب با تاریخ، فرهنگ، ساختار اجتماعی، موقعیت ژئوپلیتیک و الزامات امنیتی کشور است. از این منظر در ایران اگر قرار بر جمهوری باشد، بهترین مدل همین جمهوری اسلامی است (که با وجود نهادها و سازوکارهای مدیریتی انتخابی) تصمیم‌گیری نهایی در حوزه سیاست‌های کلان، امنیت ملی و قدرت دفاعی در اختیار رهبری است. (در ایران حتی اگر کسی هم از پادشاهی دفاع می‌کند باید از یک پادشاهی ملیِ مشروطه که در آن ـ ضمن وجود نهادهای انتخابی و سازوکارهای قانونی- تصمیم‌گیری نهایی در حوزه‌های سیاست‌گذاری کلان، امنیت ملی و قدرت نظامی در اختیار پادشاه قرار می‌گیرد، دفاع کند، نه از این دلقک وابسته به اسرائیل که مدیریت مسائل زناشویی خود را هم برون‌سپاری کرده است) نگاهی به تجربه قدرت‌های بزرگ شرقی نیز نشان می‌دهد که موفقیت اقتصادی و ژئوپلیتیک به معنای پذیرش کامل الگوی سیاسی غرب نیست. چین و روسیه هر دو در مسیر خود، الگوهایی متناسب با شرایط تاریخی و ساختارهای داخلی‌شان ایجاد کرده‌اند. الگوهایی که نه در چارچوب دموکراسی لیبرال غربی قرار می‌گیرند و نه با مفهوم استبداد کلاسیک قابل توضیح‌اند. این کشورها توانسته‌اند بر مبنای همین الگوهای بومی، سیاست‌های بلندمدت اقتصادی، صنعتی و دفاعی خود را دنبال کنند. در مقابل، هند مسیر متفاوتی را برگزید و نظامی شبیه به الگوی دموکراسی پارلمانی غربی را توسعه داد. (هند و چین، هر دو، تجربه استعمار غرب را پشت سر گذاشتند و هند در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، از بسیاری جهات، شرایط مناسب‌تری نسبت به چین داشت. بااین‌حال، مقایسه جایگاه امروز این دو کشور، نشان می‌دهد که کدام الگو موفق بوده است) بنابراین، بحث بر سر نفی یا دفاع مطلق از یک نظام سیاسی خاص نیست بلکه بر سر این است که هر کشور باید بتواند متناسب با مختصات تاریخی، فرهنگی و ژئوپلیتیک خود، الگوی حکمرانی مناسب خویش را پیدا کند.
⏬ وزیر بهداشت فرانسه: موج گرمای تابستانی در فرانسه ۷ هزار نفر را کشت. 👈 اگر فرانسه هم فرهنگ سیاسی و رسانه‌ای مشابه ایران داشت، امروز باید این تیترها را می‌دیدیم: - قرن بیست‌ویکم. صدها فرانسوی از گرما می‌میرند! بختت فرانسوی! ـ دیگر چه باید بشود تا مردم بی‌غیرت فرانسه به خیابان بریزند؟ - موشک‌های پوتین را ول کنید، ما اینجا هر روز کشته می‌شویم! - فردا مقابل مجلس، «اوکراین را رها کن، فکری به حال ما کن» - بعد این یکنفر جرات دارد ما را از حمله پوتین بترساند. ما اینجا هر روز در حال جنگ هستیم. - به این فکر کنید. با پول جنگ در اوکراین، چند میلیون کولر برای مردم می‌شد، خرید؟ - پایگاه‌های فرانسه در آفریقا و خاورمیانه، مردم فرانسه سهمشان از این پول چیست؟ - فرانسه؟ نه. «جمهوری اشغالی مکرون»، این‌ها فرانسوی نیستند! - کولر برای مردم نداریم، بودجه برای جنگ داریم! - فرانسه می‌سوزد، پاریس نگران کیف است! - مردم گرما می‌کشند، دولت موشک می‌شمارد! - کولر لوکس است، جنگ ضرورت ملی! - مالیات فرانسوی، آسایش اوکراینی! - جیب فرانسوی، خرج جنگ خارجی! ـ جنوب فرانسه؟ همه فرانسه قربانی شرق اوکراین!
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سعید لیلاز: "به نظر من، جنگ چهل‌روزه در ادامهٔ همان اتفاقاتی رخ داد که امروزه ایرانیان آن را با عنوان «تراستی‌ها» می‌شناسند. به بیان دیگر، عامل اصلی این جنگ تا حد زیادی همین افراد بوده‌اند. من به نقل از یکی از مقامات رسمی نظام جمهوری اسلامی، که نامش را نمی‌توانم ذکر کنم، می‌گویم که ورودی منابع نفتی کشور ماهانه بین ۲٫۷ تا ۳ میلیارد دلار بوده است. از مهر و آبان به بعد، این رقم ناگهان به ۱۵۰ میلیون دلار در ماه کاهش یافت" پ.ن: 👈 دولت می‌گوید علت این کاهش درآمد کشور در پاییز سال گذشته، فعال شدن «مکانیسم ماشه» توسط اروپا بود که امکان فروش نفت را از ایران سلب کرده و دولت را مجبور به جراحی اقتصادی کرد. 👈 منتقدان دولت می‌گویند که اسنب‌بک تاثیر چندانی در فروش نفت ایران نداشت و تراستی‌ها بودند که به بهانه اسنپ‌بک از بازگشت پول نفت به کشور جلوگیری کرده و زمینه حوادث دی ماه را فراهم کردند. - در هر دو صورت وظیفه قوه قضاییه است که ورود کرده و به صورت شفاف واقعیت‌ها را به جامعه بیان کند. اینکه تراستی‌ها چه کسانی هستند، چه نقشی در اقتصاد ایران دارند و چه میزان در بحران ارزی کشور در پاییز سال گذشته نقش داشتند.
هدایت شده از حکمران
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
افشاگری لیلاز از نقش مهم تراستی‌ها در ایجاد حوادث تلخ دی‌ماه من به نقل از یکی از مقامات رسمی نظام جمهوری اسلامی، که نامش را نمی‌توانم ذکر کنم، می‌گویم که ورودی منابع نفتی کشور ماهانه بین ۲٫۷ تا ۳ میلیارد دلار بوده است. از مهر و آبان به بعد، این رقم ناگهان به ۱۵۰ میلیون دلار در ماه کاهش یافت. اگر همین داده را به هر ماشین یا رایانه بدهید، نتیجه روشن است: انفجار. ناآرامی‌ها و شورش‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز دقیقاً بر همین اساس شکل گرفت. تمام شواهد نشان می‌دهد که رویکرد الان تراستی‌ها و عوامل اطلاعاتی دشمن هم، مجدداً ایجاد آشوب در ایران و بی‌ثباتی اجتماعی و اقتصادی، و در کنارش استفاده از ابزار نظامی است. 📺 youtu.be/7FOEA4MLR8A 🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد @HokmranOnline
هدایت شده از حکمران
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
افشاگری سعید لیلاز : یک ماه قبل از جنگ به مسئولین نظام گفته‌اند اگر کنترل نفتتان را به ما بدهید کاریتان نداریم! youtu.be/7FOEA4MLR8A 🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد @HokmranOnline