معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🌐پروژه بازمهندسی حشد الشعبی و حصر سلاح چگونه پیش میرود؟
#مقاله_تحلیلی
#عراق
📝سینا علیزاده
🔹پرونده بازمهندسی حشد الشعبی و حصر سلاح در عراق در سال ۲۰۲۶ به محور اصلی بازتعریف معماری امنیتی این کشور تبدیل شده است. دولت علی فالح الزیدی با ادعای اصل حاکمیت و انحصار تصمیم نظامی تحت فشار دولت دونالد ترامپ، دو لایحه کلیدی «قانون جامع هیئت حشد الشعبی» و «قانون خدمت و بازنشستگی مجاهدان» را همزمان با فرآیند «حصر سلاح» پیش میبرد. این تحولات نه در قالب خلع سلاح قهری، بلکه در مسیر تدریجی تضعیف گروه های مقاومت و انتقال کنترل عملیاتی از فصائل به دولت تحت نفوذ امریکا و جلوگیری از رویارویی مستقیم شکل گرفته است.
💢قانون خدمت و بازنشستگی
🔸قانون خدمت و بازنشستگی که از ۲۰۲۴ با حدود ۷۸ ماده به پارلمان ارسال و دو قرائت را پشت سر گذاشت، در ۲۰۲۵ به دلیل اختلاف بر سر سن بازنشستگی، خروج ناگهانی حدود چهار هزار نفر از فرماندهان نسل اول و فشار آمریکا پس گرفته شد. نسخه اصلاحشده ۲۰۲۶ با تعیین بازه سنی تقریبی ۵۰ تا ۵۷ سال برای مجاهدان عادی، امکان تمدید محدود توسط نخستوزیر تا سقف ۶۸ سال و دوره انتقالی برای بازنشستگان، بار دیگر در دستور کار قرار گرفته است. این قانون فراتر از یک قانون عادی، ابزاری برای کنترل چرخه نیروی انسانی و ایدئولوژیک، تغییر نسل فرماندهی و کاهش استقلال عملیاتی حشد و گروه های مقاومت محسوب میشود.
💢قانون جامع حشد
🔸قانون جامع حشد نیز مسیری مشابه پیموده است. پیشنویس ۱۸ مادهای ۲۰۲۵ که حشد را بهعنوان نهاد مستقل با بودجه تسلیحاتی گسترده، آکادمی نظامی و شرکت المهندس تعریف میکرد، تحت فشار آمریکا و اختلافات داخلی متوقف گردید. نسخه تعدیلشده ۲۰۲۶ با حذف بندهای مورد اعتراض واشنگتن، محدود کردن اختیارات عملیاتی، کاهش حضور در شهرها، تقلیل امتیازات فرماندهان و تأکید بر عدم رقابت با ارتش، در پی تثبیت حشد بهعنوان بخشی رسمی از نیروهای مسلح تحت فرمان مستقیم نخستوزیر است. هدف، حفظ موجودیت نهادی حشد همراه با کاهش استقلال سازمانی و فصائلی آن است.
💢فصائل و حصر سلاح
🔸همزمان، مفهوم حصر سلاح از ادبیات خلع و نزع فاصله گرفته و به مدل میانه ثبت و نگهداری سلاح تحت نظارت حشد تبدیل شده است. در این چارچوب، تسلیحات راهبردی از جمله پهپادها و موشکها در ساختار حشد ثبت و در بانک داده متمرکز نگهداری میشوند و اختیار نهایی جابهجایی و بهکارگیری به فرمانده کل نیروهای مسلح منتقل میگردد. گزارشهایی از ثبت حدود شش میلیون قبضه سلاح و تعطیلی دهها مقر، همراه با آغاز فک ارتباط برخی گروهها مانند عصائب اهل الحق و کتائب امام علی، نشاندهنده پیشرفت نسبی این مدل است. گروههای اصلی مقاومت از جمله کتائب سیدالشهدا و نجباء و حزب الله و انصارالله الاوفیا با طرح شروط چند گانه عملا مخالف و یا وارد مذاکرات سخت شدهاند. کمیته سیاسی چارچوب هماهنگی با نقش العامری، المالکی و السودانی نقش میانجی و ضربه گیر را ایفا میکند.
🔸معیار موفقیت این فرآیند نه تعداد سلاحهای تحویلشده، بلکه میزان واقعی انتقال اختیار تصمیمگیری در سه سطح مالکیت، کنترل عملیاتی و تصمیم سیاسی-امنیتی است. دولت در کوتاهمدت بیشتر به دنبال انحصار فرماندهی عملیاتی است تا جمعآوری کامل ظرفیت های راهبردی. این روند تحت تأثیر فشار آمریکا و محاسبات منطقهای محور مقاومت قرار دارد و با سه مانع توازن سیاسی شیعی، احتمال واکنش فصائل و نقش محوری جبهه مقاومت مواجه است.
💢چشمانداز آینده
✅چشمانداز تصویب قوانین تا پایان ۲۰۲۶ یا اوایل ۲۰۲۷ محتمل اما مشروط به اجماع درونشیعی است. پنج شاخص رصد شامل رفتار دولت در مناطق حساس مانند جرف الصخر، سرنوشت مذاکرات کمیته هماهنگی، متن نهایی قوانین، برخورد قضایی با نیروهای مقاومت و موضع واشنگتن پس از ۳۰ سپتامبر تعیینکننده مسیر خواهند بود. در مجموع، پروژه پیشرو را باید نه حذف حشد بلکه انتقال تدریجی مرکز ثقل قدرت نظامی از فصائل به دولت، بهویژه در سلاحهای راهبردی و تضعیف استقلال عملیاتی گروههای مقاومت تحت فشار خارجی تعریف کرد.
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!
هدایت شده از کانال رسمی دکتر محسن رضایی
📌سیگنالهای متناقض رییسجمهور آمریکا، دست و پا زدن برای کنترل وضعیت است
🔻با سیگنالهای متناقض رئیسجمهور آمریکا حواستان پرت نشود؛ از «مذاکره نمیکنیم» تا «برای گفتوگو آمادهایم». معادلات مربوط به نفت و تنگهها تغییر کرده است. دست و پا زدن برای کنترل تبعات، جلوی آنچه در راه است را نخواهد گرفت.
تا زمانی که شروط ایران محقق نشود، هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود. تمام.
🔗 @dr_rezaee_ir
بصورت برنامه ریزی شده دارن علمای وطن پرست و دلسوز اهل سنت که قلبشون برای ایران میتپه و برای برادری و وحدت گام برمیدارند رو در سیستان و بلوچستان شهید میکنند. این خسارت بزرگی برای کشور و این استان است. این شهدا نزد خداوند رزق و روزی دارند و حتما ولی دمشون خداوند هست اما حس میکنم خیلیها متوجه بزرگی این جنایات نیستند.
https://fxtwitter.com/mosbatboy/status/2099526600777769089
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اشاره پوتین؛ رئیس جمهور روسیه به کمپین جانفدا که در یک هفته میلیونی شد!
متن زیر در ارتباط با سوریه را یکی از آشنایان مقیم امریکای شمالی در یک کانال تلگرامی خصوصی پست کردند.
خواندنی و اطلاع دهنده است.
سلام علیکم،
چند روز پیش با یکی از همکاران که از شیعیان بسیار مذهبی و اهل بیتیِ سوریه هستند صحبت میکردم.
ایشان تقریباً ۱۰ روز پیش از مسافرت سوریه برگشتند.
اولین بار بود که بعد از سقوط اسد رفته بودند سوریه. آنها از خانوادههای اصیل سوریه هستند که جزو خدام حرمهای مختلف بودهاند.
راجع به مشاهداتش و نظر مردم نسبت به شرایط جدید صحبت کردیم. این موارد را مطرح کرد:
* گفتند که قبل از رفتن بهشان هشدار داده بودند که در جاهای شلوغ خیلی باید مواظب بچهها باشند چون خطر آدمربایی هست.
* بعد از سالها, فرودگاه بینالمللی دمشق به راه افتاده است. تا قبل از این, برای رفتن به سوریه مجبور بودند به لبنان بروند و بعد از آنجا به سوریه بروند. و متأسفانه لبنانیها هم رفتار مناسبی با سوریهایها نداشتند.
الان خطوط هوایی ترکیه، قطر و امارات به دمشق پرواز دارند و از این جهت این راحتترین سفری بود که در این سالها داشتند.
* گفت اگر بخواهم شرایط را مختصر توصیف کنم این هست که شرایط اقتصادی خوب نیست, ولی به نسبتِ گذشته یک امیدی در دل عموم مردم هست که شرایط در آینده بهتر شود. و این امید قبلاً نبود.
* اینکه اسد دیکتاتور بود و میشود گفت همه از رفتنش خوشحال هستند. یعنی حرف این هست که او باید میرفت.
حالا راجع به حکومتی که جانشین شده, تقریباً همه مردم میدانند که او دستنشانده آمریکا هست. اینطور نیست که ندانند.
ولی نظر عموم مردم این هست که اسد زیر سلطه ایران و سوریه بود و دستور کار/برنامههای آنها را دنبال/اجرا میکرد و حالا جولانی زیر سلطه آمریکا هست و دستور کار/برنامههای آنها را دنبال/اجرا میکند.
یعنی از این نظر تغییری صورت نگرفته، فقط شکل آن عوض شده؛ با این تفاوت که شرایط زندگی آن موقع پایدار/قابل تحمل نبود, ولی الان یک امید برای بهبود هست.
* بعد هم اینکه باز مردم میدانند که جولانی با این فرضیه به قدرت آمده که در مقابل اسرائیل لبهایش را زیپ کند (ببندد). مردم این را میدانند و آنطور نیست که راجع به این قضیه خوشحال باشند.
منتها شرایط سوریه به جایی رسیده بود که مردم میگویند کار دیگری بعد از این همه سال درگیری با اسرائیل دیگر نمیتوانند بکنند. و فلسطین در این شرایط اولیت مردم نیست چون نمیتواند باشد.
سوریه مثل کسی هست که خودش دارد غرق میشود و به اصطلاحِ پزشکی روی دستگاه علائم حیاتی/مراقبتهای ویژه هست و یکچنین کسی تنها کاری که میتواند بکند این هست که سعی کند تا خودش زنده بماند/دوام بیاورد و کاری از دستش برنمیآید تا برای فلسطین انجام دهد.
* اینکه مردم میدانند که سیستم دفاعی سوریه ضعیف هست. میدانند اسرائیل کلی از دفاعشان را بمباران کرده است و این باعث نگرانیشان هست، ولی باز روی هم رفته امید بیشتر از نگرانی هست.
* بعد اسم یک شهر را آورد که در خاطرم نیست. گفت که پدر و مادرش آنجا مزرعه دارند و اینکه کمی پایینتر از آنجا، سربازان اسرائیلی در خاک سوریه هستند. نه اینکه پایگاه رسمی داشته باشند، ولی آنجا حضور دارند و از خاکش برای امور نظامیشان استفاده میکنند. و بعد با دستش به حالت زیپ لبهایش را بست و گفت: “این هم واکنش جولانی هست.”
* گفت که فرقهگرایی قطعاً یک مشکل هست و اینکه در اقلیت بودن سخت هست، با در نظر گرفتنِ اینکه شیعهها کمتر از ۳ درصد و علویها کمتر از ۱۰ درصد جمعیت سوریه هستند (و جالب هست که علویها جزو "شیعهها" حساب نمیشوند).
و از آنجایی که ۷۵٪ سنی هستند، بعضیهایشان با شیعهها خیلی خوب هستند، بعضیها اگر هم خیلی خوب نیستند مزاحمتی هم ایجاد نمیکنند، ولی بعضیهایشان از شیعهها متنفر هستند/کینه دارند و باید در روابط/ارتباطاتت مواظب باشی چون نمیدانی با کی داری تعامل/معامله میکنی.
* اینکه جولانی شخصاً با رهبران شبهنظامیان که قوم اینها را هم شامل میشد دیدار کرد و از آنها خواست تا داوطلبانه سلاحهای خودشان را تحویل دهند و به آنها گفت که ماموران رسمی حکومت مسئولیت کنترل و حفاظت حرم سیده رقیه و سیده زینب (س) را به عهده میگیرند.
و اینکه رهبران شبهنظامیان قبول کردند و سلاحهایشان را دادند و تا حالا هم الحمدالله مشکل خاصی در حرمها نبوده.
* گفت که خودش به حرم سیده رقیه (س) در این سفر رفت. حرم در قسمت تاریخی و شلوغ شهر و نزدیک منطقه خرید/بازار هست و در مجموع امن هست. فرقی که با قبل داشته این هست که قبلاً ۲۴ ساعته باز بود، ولی الان ساعات محدود/محدودیت زمانی دارد.
و اینکه چون خودِ حرم خیلی بزرگ نیست، شیعیان قبلاً خواسته بودند تا یک مسجد بسیار زیبا و بزرگ که برای سنیها بوده و نزدیک حرم هست را تصرف کنند/تحت کنترل بگیرند و اسد هم این اجازه را به آنها داد 😬.
و وقتی حکومت عوض شد، سنیها مسجد را پس گرفتند. الان که فکر میکنم احتمالاً منظورش همان مسجد اموی بوده.
* از آن جایی که حرم حضرت زینب (س) پایین دمشق هست، آن امنیت حرم حضرت رقیه را ندارد و خود همکارم در این سفر به آنجا نرفت. ولی شوهرش رفت و در مجموع اوکی بود و با مشکلی مواجه نشد.
* گفت یکی از کارهایی که جولانی کرد و مورد استقبال مردم قرار گرفت این بود که خدمت سربازی را از اجباری به داوطلبانه تغییر داد. در زمان اسد خدمت سربازی تقریباً کاملاً مشابه/یکسان با سیستم ایران بود که اجباری بود مگر اینکه دانشجو باشی یا اینکه معاف باشی و یا اینکه بخری که آخرین قیمت برای خرید درست قبل از سقوط اسد، ۸ هزار دلار بود.
گفت جولانی به سربازها بیشتر میرسد و پول بیشتری از قبل میگیرند. یکی از دلایل این کار این بود که سربازهای اجباری، وفاداری/تعهد نداشتند.
* راجع به فعالیتهای ایران در سوریه قرار شد مفصلاً صحبت کنیم. چیزی که مختصراً راجع به نگاه جامعه شیعیان نسبت به حکومت ایران گفت این بود که اینکه هر عمل سیاسیای را «تحت پرچم دین» انجام میدهند نمیپسندند. یعنی اینکه هر کار سیاسی را با گره به دین ارائه بدهند.
* در آخر گفت که هزینههای زندگی در سوریه بالا رفته، ولی درآمدها به آن نسبت بالا نرفته. البته یک سری شرکتها شروع کردند به آمدن به سوریه و این امید را در دل مردم نگه میدارد که آینده روشن باشد.
ولی همین الان میشود دید که کشور باثبات/پایدار نیست و اگر هر چه زودتر جولانی نتواند شرایطِ اقتصادی را بهبود بخشد، با مشکلات بزرگی روبرو خواهد شد چرا که نارضایتی در میان مردم در حال افزایش است.
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔗 @DD_Geopolitics
🇸🇾 تظاهرات در سوریه شدت گرفت
جمعیت زیادی در شهر «معرة النعمان» به خیابانها آمدهاند و معترضان بزرگراه حلب–دمشق را مسدود کردهاند. همزمان، اعتراضات نسبت به آخرین افزایش قیمت سوخت توسط دولت «الشرع» رو به خشونت و تقابل بیشتری میرود.
قیمت گازوئیل/دیزل یکشبه ۴۰ درصد جهش داشت، در حالی که بنزین حدود ۲۶ تا ۲۸ درصد گران شد...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗 @DD_Geopolitics
در پی افزایش شدید قیمت سوخت توسط دولت الشرع، اعتراضات در سراسر سوریه در حال گسترش است.
طبق گزارشها، پس از اجرایی شدن قیمتهای جدید از روز یکشنبه، معترضان به خیابانها آمده و راهها را در چند منطقه مسدود کردهاند...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
https://x.com/DD_Geopolitics/status/2099203033871638673
🔵ایران و نظم امنیتی نوظهور در خاورمیانه
✍️ولی نصر
🔻۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶
ایالات متحده و اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶ با هدف بازشکلدهی به خاورمیانه وارد جنگ با ایران شدند. با این حال، به نظر میرسد این ایران است که از مراحل اولیهٔ جنگ آمادهتر بیرون آمده تا قدرت بیشتری را در منطقه اعمال کند، و احتمالاً نفوذ ایالات متحده بر آیندهٔ منطقه در حال افول است.
ایالات متحده و اسرائیل انتظار داشتند که حملهٔ آنها جمهوری اسلامی را سرنگون کند، و در غیر این صورت، توانمندیهای هستهای و نظامی آن را به میزان چشمگیری تضعیف نماید تا ایران دیگر تهدیدی برای اسرائیل و ایالات متحده ایجاد نکند.
با خلع سلاح و تضعیف ایران، این دو متحد میتوانستند نظم منطقهای جدیدی را در خاورمیانه شکل دهند؛ اسرائیل و عربستان سعودی روابط خود را عادیسازی میکردند و این امر چارچوبی را برای تعیین تکلیف سرنوشت فلسطینیان و آیندهٔ لبنان و سوریه ایجاد میکرد. با پشتیبانی ایالات متحده، اسرائیل سپس میتوانست به عنوان دژ امنیتی منطقه عمل کند و نفوذ سیاسی و اقتصادی آن بدون مانع در سراسر منطقه گسترش یابد.
این جنگ در عوض، محدودیتهای قدرت نظامی ایالات متحده و اسرائیل را آشکار ساخت. ایران که انتظار جنگ را داشت، آماده بود. این کشور استراتژیای را به اجرا گذاشت که مانع از دستیابی متخاصمان پیشرفتهتر و دارای قدرت هستهایاش به اهداف جنگیشان شد. ایران نه تنها خلع سلاح و تضعیف نشد، بلکه قویتر و حتی پیروزمند به نظر میرسید.
این کشور تاکنون از بدترین شرایط جنگ جان سالم به در برده و پیروزیهای استراتژیک مهمی به دست آورده است. نخستین پیروزی این بود که ایران با نابودی بخش زیادی از زیرساختهای نظامی ایالات متحده در سراسر منطقهٔ خلیج فارس، در عمل معماری امنیتیای را که ایالات متحده مدتها بر منطقه گسترانیده بود، از هم گسیخت. ویرانی چند پایگاه ایالات متحده، تردیدهایی را دربارهٔ توانایی ایالات متحده برای دفاع از خلیج فارس و حتی تمایل آن به بازسازی آنچه نابود شده، برانگیخته است.
دوم، ایران تسلط خود را بر تنگهٔ هرمز تثبیت کرد. در مرحلهٔ اولیهٔ جنگ، ایران تنگه را به عنوان یک تاکتیک نظامی مسدود کرد تا ایالات متحده را از تشدید کمپین بمباران خود بازدارد. اما بهسرعت دریافت که کنترل این آبراه حیاتی فراتر از زمان جنگ نیز کارساز است. این امر نه تنها میتوانست مانع از تجاوزات آیندهٔ ایالات متحده شود، بلکه میتوانست ایالات متحده را مجبور کند که جنگ را رها کرده و حتی دربارهٔ لغو تحریمها علیه ایران مذاکره کند—امتیازی که برنامهٔ هستهای ایران تاکنون در دستیابی به آن ناکام مانده بود.
ایالات متحده نه میتوانست کنترل تنگه را پس بگیرد، نه میتوانست تنگه را بمباران کند و نه آن را تحریم نماید. به طور خلاصه، ایالات متحده دیگر نمیتوانست ایران را مانند گذشته مهار کند، بلکه مجبور بود نقش پررنگتر ایران را در منطقه و همچنین در اقتصاد جهانی بپذیرد. برای ایران، این به معنای آن بود که معماری امنیتی چنددههسالهٔ منطقه—که به دوران ریاستجمهوری جیمی کارتر و رونالد ریگان بازمیگشت و بر پایهٔ مهار ایران بنا شده بود—از بین رفته و دیگر بازنخواهد گشت.
🔹از هم گسیختگی معماری امنیتی ایالات متحده
پاسخ فوری ایران به حملهٔ ایالات متحده و اسرائیل، تلافی علیه پایگاههای نظامی ایالات متحده بود که در سراسر خلیج فارس پراکنده بودند. موشکها و پهپادهای شاهد ایران سامانههای پدافندی ایالات متحده و کشورهای عربی را هدف قرار داده و خسارات سنگینی به بیش از ۱۲ پایگاه نظامی ایالات متحده وارد کردند. ایران بهسرعت حملات خود را به پایگاههای نظامی کشورهای عربی که یا میزبان تجهیزات نظامی ایالات متحده بودند یا در عملیاتهای آن شرکت داشتند، گسترش داد.
این حملات بهسرعت فراتر رفت و زیرساختهای انرژی را در سراسر خلیج فارس در بر گرفت. شاخصترین مورد، حملهٔ ایران به میدان گازی رأسلفان در تلافی حملهٔ اسرائیل به میدان گازی پارس بود، و سپس حمله به تأسیسات نفتی در بندر فجیره امارات متحده عربی و همچنین نفتکشها و شناورهای حامل گاز طبیعی متعلق به کشورهای خلیج فارس.
حملات ایران خشم همسایگان عربش را برانگیخت، اما برای حاکمان ایران، ترس و خشم اعراب در کوتاهمدت نگرانکننده نبود و تهران را از حمله به همسایگانش بازنمیداشت. کشورهای خلیج فارس نمیتوانستند ایران را به طور باورپذیری به اقدام تلافیجویانه تهدید کنند. آنها نمیتوانستند چیز زیادی به قدرت آتش ترکیبی ایالات متحده و اسرائیل اضافه کنند، و اگر وارد جنگ میشدند، ریسک حملات بزرگتر ایران را به جان میخریدند که برای جذب و تحمل آن آماده نبودند.
با این حال، ایران خواهان جنگ با همسایگان خود در خلیج فارس نبود. این کشور در حمله به قلمرو آنها دو هدف استراتژیک را دنبال میکرد: نخست، ایران قصد داشت پایگاهها و تجهیزات نظامی ایالات متحده مستقر در خلیج فارس را که برای توانایی جنگافروزی آمریکا حیاتی بودند، نابود کند. حملات ایران هواپیماها و سامانههای راداری و همچنین باندهای پرواز و تأسیسات نیروی دریایی را ویران کرد.
این اقدام کارساز شد. برای نمونه، نابودی مقر ناوگان پنجم در بحرین، فشار شدیدی بر ناوگان ایالات متحده وارد کرد که قرار بود—تا ماه سوم جنگ—مسئولیت حفظ محاصرهٔ دریایی ایران را بر عهده داشته باشد. نیروی دریایی ایالات متحده مجبور شد برای تأمین پشتیبانی لوجستیکی کشتیهای جنگی خود به روشهای بسیار دشوارتر از حد معمول متوسل شود. به همین ترتیب، از دست رفتن سامانههای راداری حیاتی، دامنهٔ اطلاعات میدان نبرد را که هدایتکنندهٔ سورتیهای بمباران ایالات متحده و اسرائیل بر فراز ایران بود، کاهش داد.
تا ماه پنجم جنگ، ایران عملاً پایگاههای نظامی ایالات متحده را از خلیج فارس برچیده بود ("پایگاهزدایی" کرده بود). حجم ویرانی پایگاهها، همراه با تهدید مداوم پهپادها و موشکهای ایرانی همزمان با کاهش ذخایر موشکهای پدافندی ایالات متحده، آمریکا را مجبور کرد که تجهیزات و عملیات خود را به پایگاههایی در اسرائیل، اردن و سوریه منتقل کند. کشورهای خلیج فارس نیز برای کاهش حجم حملات به سرزمینهای خود—بهویژه پس از حملات مداوم ایران به کویت در طول ماه ژوئیه—انتقال این پایگاهها را تشویق کردند.
برای تهران، این موضوع صرفاً یک پیروزی استراتژیک در زمان جنگ نبود، بلکه گامی مهم در دستیابی به هدف دیرینهاش یعنی مجبور ساختن ارتش ایالات متحده به ترک منطقهٔ خلیج فارس محسوب میشد. در واقع، دو ماه نخست جنگ، تردیدهایی را دربارهٔ پایداری و ارزش آیندهٔ پایگاههای ایالات متحده هم برای ارتش آمریکا و هم برای کشورهای میزبان تزریق کرد.
ایالات متحده نمیتوانست از پایگاههای بسیار نزدیک به ایران دفاع کند و از این رو ممکن است دیگر ارزشی در بازسازی آنها نبیند. کشورهای خلیج فارس نیز این پایگاهها را به جای پوشش امنیتی، یک نقطهٔ ضعف و مسئولیت دیدند که خلیج فارس را به روی جنگ، ویرانی اقتصادی و نابودی زیرساختهای حیاتیاش گشود. ایران این نقطه را در پیامرسانیهای خود تقویت کرد و تأکید نمود که صلح آینده میان ایران و همسایگانش تنها در صورتی امکانپذیر خواهد بود که پایگاههای ایالات متحده به خلیج فارس بازنگردند.
آیندهٔ حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس نامشخص است. اما ایران پیروزی استراتژیک مهمی در کاهش دامنهٔ آن و ایجاد تردید نسبت به ارزش آن در چشمان کشورهای عربی خلیج فارس به دست آورده است. واکنش کشورهای خلیج فارس به این موضوع متفاوت خواهد بود و شکافهای داخلی آنها نیز در خدمت اهداف ایران است.
🔹تبدیل اتصال و ارتباطات خلیج فارس به نقطهٔ ضعف
دومین هدف استراتژیک ایران از حمله به کشورهای خلیج فارس، اعمال فشار بر اقتصاد جهانی بود. این امر پس از آنکه ایران زیرساختهای غیرنظامی در سرا سراسر خلیج فارس را هدف قرار داد و تنگهٔ هرمز را مسدود کرد، حادتر شد. در حالی که ایالات متحده و اسرائیل آسمان ایران را میدان اصلی نبرد میدیدند، ایران خلیج فارس را انتخاب کرد. هدف اولیه، مختل کردن حملات به ایران بود، اما هدف قرار دادن خلیج فارس، اقتصاد جهانی را به یک هدف تبدیل کرد. ایالات متحده نتوانست مانع از آن شود که ایران بر بازارهای جهانی انرژی تأثیر بگذارد و زنجیرههای تأمین جهانی را که به تجارت با خلیج فارس متکی بودند، مختل کند. قیمت نفت و گاز طبیعی و همچنین گازوئیل و سوخت هواپیما به شدت افزایش یافت. این امر بر قیمت بنزین در غرب تأثیر گذاشت و باعث کمبود سوخت در بسیاری از نقاط جهان شد و به جهش تورم و بیکاری انجامید.
علاوه بر این، اختلال در تأمین کالاهای ساختهشده و محصولات پتروشیمی—از جمله هلیوم، اوره، آلومینیوم و روغن خوراکی—و همچنین قطع دسترسی به بنادر بزرگ دبی، فعالیتهای صنعتی را در بخشهای بزرگی از آسیا مختل کرد و نگرانیها دربارهٔ امنیت غذایی در آفریقا را افزایش داد. طی دههها، خلیج فارس نه تنها برای تأمین انرژی جهانی، بلکه برای بخشهای متعدد اقتصاد جهانی به عنوان یک هاب مهم تجارت بینالملل حیاتی شده است. کشورهای خلیج فارس مدتهاست که اتصال جهانی خود را به عنوان یک دستاورد برجسته و اثباتی بر نوید الگوهای توسعهٔ اقتصادی خود مطرح کردهاند. جنگ، منطقهٔ خلیج فارس را به یک نقطهٔ ضعف برای اقتصاد جهانی تبدیل کرد.
🔻به جهت ادامه مطالعه ترجمه فارسی متن کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.