2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اشاره پوتین؛ رئیس جمهور روسیه به کمپین جانفدا که در یک هفته میلیونی شد!
متن زیر در ارتباط با سوریه را یکی از آشنایان مقیم امریکای شمالی در یک کانال تلگرامی خصوصی پست کردند.
خواندنی و اطلاع دهنده است.
سلام علیکم،
چند روز پیش با یکی از همکاران که از شیعیان بسیار مذهبی و اهل بیتیِ سوریه هستند صحبت میکردم.
ایشان تقریباً ۱۰ روز پیش از مسافرت سوریه برگشتند.
اولین بار بود که بعد از سقوط اسد رفته بودند سوریه. آنها از خانوادههای اصیل سوریه هستند که جزو خدام حرمهای مختلف بودهاند.
راجع به مشاهداتش و نظر مردم نسبت به شرایط جدید صحبت کردیم. این موارد را مطرح کرد:
* گفتند که قبل از رفتن بهشان هشدار داده بودند که در جاهای شلوغ خیلی باید مواظب بچهها باشند چون خطر آدمربایی هست.
* بعد از سالها, فرودگاه بینالمللی دمشق به راه افتاده است. تا قبل از این, برای رفتن به سوریه مجبور بودند به لبنان بروند و بعد از آنجا به سوریه بروند. و متأسفانه لبنانیها هم رفتار مناسبی با سوریهایها نداشتند.
الان خطوط هوایی ترکیه، قطر و امارات به دمشق پرواز دارند و از این جهت این راحتترین سفری بود که در این سالها داشتند.
* گفت اگر بخواهم شرایط را مختصر توصیف کنم این هست که شرایط اقتصادی خوب نیست, ولی به نسبتِ گذشته یک امیدی در دل عموم مردم هست که شرایط در آینده بهتر شود. و این امید قبلاً نبود.
* اینکه اسد دیکتاتور بود و میشود گفت همه از رفتنش خوشحال هستند. یعنی حرف این هست که او باید میرفت.
حالا راجع به حکومتی که جانشین شده, تقریباً همه مردم میدانند که او دستنشانده آمریکا هست. اینطور نیست که ندانند.
ولی نظر عموم مردم این هست که اسد زیر سلطه ایران و سوریه بود و دستور کار/برنامههای آنها را دنبال/اجرا میکرد و حالا جولانی زیر سلطه آمریکا هست و دستور کار/برنامههای آنها را دنبال/اجرا میکند.
یعنی از این نظر تغییری صورت نگرفته، فقط شکل آن عوض شده؛ با این تفاوت که شرایط زندگی آن موقع پایدار/قابل تحمل نبود, ولی الان یک امید برای بهبود هست.
* بعد هم اینکه باز مردم میدانند که جولانی با این فرضیه به قدرت آمده که در مقابل اسرائیل لبهایش را زیپ کند (ببندد). مردم این را میدانند و آنطور نیست که راجع به این قضیه خوشحال باشند.
منتها شرایط سوریه به جایی رسیده بود که مردم میگویند کار دیگری بعد از این همه سال درگیری با اسرائیل دیگر نمیتوانند بکنند. و فلسطین در این شرایط اولیت مردم نیست چون نمیتواند باشد.
سوریه مثل کسی هست که خودش دارد غرق میشود و به اصطلاحِ پزشکی روی دستگاه علائم حیاتی/مراقبتهای ویژه هست و یکچنین کسی تنها کاری که میتواند بکند این هست که سعی کند تا خودش زنده بماند/دوام بیاورد و کاری از دستش برنمیآید تا برای فلسطین انجام دهد.
* اینکه مردم میدانند که سیستم دفاعی سوریه ضعیف هست. میدانند اسرائیل کلی از دفاعشان را بمباران کرده است و این باعث نگرانیشان هست، ولی باز روی هم رفته امید بیشتر از نگرانی هست.
* بعد اسم یک شهر را آورد که در خاطرم نیست. گفت که پدر و مادرش آنجا مزرعه دارند و اینکه کمی پایینتر از آنجا، سربازان اسرائیلی در خاک سوریه هستند. نه اینکه پایگاه رسمی داشته باشند، ولی آنجا حضور دارند و از خاکش برای امور نظامیشان استفاده میکنند. و بعد با دستش به حالت زیپ لبهایش را بست و گفت: “این هم واکنش جولانی هست.”
* گفت که فرقهگرایی قطعاً یک مشکل هست و اینکه در اقلیت بودن سخت هست، با در نظر گرفتنِ اینکه شیعهها کمتر از ۳ درصد و علویها کمتر از ۱۰ درصد جمعیت سوریه هستند (و جالب هست که علویها جزو "شیعهها" حساب نمیشوند).
و از آنجایی که ۷۵٪ سنی هستند، بعضیهایشان با شیعهها خیلی خوب هستند، بعضیها اگر هم خیلی خوب نیستند مزاحمتی هم ایجاد نمیکنند، ولی بعضیهایشان از شیعهها متنفر هستند/کینه دارند و باید در روابط/ارتباطاتت مواظب باشی چون نمیدانی با کی داری تعامل/معامله میکنی.
* اینکه جولانی شخصاً با رهبران شبهنظامیان که قوم اینها را هم شامل میشد دیدار کرد و از آنها خواست تا داوطلبانه سلاحهای خودشان را تحویل دهند و به آنها گفت که ماموران رسمی حکومت مسئولیت کنترل و حفاظت حرم سیده رقیه و سیده زینب (س) را به عهده میگیرند.
و اینکه رهبران شبهنظامیان قبول کردند و سلاحهایشان را دادند و تا حالا هم الحمدالله مشکل خاصی در حرمها نبوده.
* گفت که خودش به حرم سیده رقیه (س) در این سفر رفت. حرم در قسمت تاریخی و شلوغ شهر و نزدیک منطقه خرید/بازار هست و در مجموع امن هست. فرقی که با قبل داشته این هست که قبلاً ۲۴ ساعته باز بود، ولی الان ساعات محدود/محدودیت زمانی دارد.
و اینکه چون خودِ حرم خیلی بزرگ نیست، شیعیان قبلاً خواسته بودند تا یک مسجد بسیار زیبا و بزرگ که برای سنیها بوده و نزدیک حرم هست را تصرف کنند/تحت کنترل بگیرند و اسد هم این اجازه را به آنها داد 😬.
و وقتی حکومت عوض شد، سنیها مسجد را پس گرفتند. الان که فکر میکنم احتمالاً منظورش همان مسجد اموی بوده.
* از آن جایی که حرم حضرت زینب (س) پایین دمشق هست، آن امنیت حرم حضرت رقیه را ندارد و خود همکارم در این سفر به آنجا نرفت. ولی شوهرش رفت و در مجموع اوکی بود و با مشکلی مواجه نشد.
* گفت یکی از کارهایی که جولانی کرد و مورد استقبال مردم قرار گرفت این بود که خدمت سربازی را از اجباری به داوطلبانه تغییر داد. در زمان اسد خدمت سربازی تقریباً کاملاً مشابه/یکسان با سیستم ایران بود که اجباری بود مگر اینکه دانشجو باشی یا اینکه معاف باشی و یا اینکه بخری که آخرین قیمت برای خرید درست قبل از سقوط اسد، ۸ هزار دلار بود.
گفت جولانی به سربازها بیشتر میرسد و پول بیشتری از قبل میگیرند. یکی از دلایل این کار این بود که سربازهای اجباری، وفاداری/تعهد نداشتند.
* راجع به فعالیتهای ایران در سوریه قرار شد مفصلاً صحبت کنیم. چیزی که مختصراً راجع به نگاه جامعه شیعیان نسبت به حکومت ایران گفت این بود که اینکه هر عمل سیاسیای را «تحت پرچم دین» انجام میدهند نمیپسندند. یعنی اینکه هر کار سیاسی را با گره به دین ارائه بدهند.
* در آخر گفت که هزینههای زندگی در سوریه بالا رفته، ولی درآمدها به آن نسبت بالا نرفته. البته یک سری شرکتها شروع کردند به آمدن به سوریه و این امید را در دل مردم نگه میدارد که آینده روشن باشد.
ولی همین الان میشود دید که کشور باثبات/پایدار نیست و اگر هر چه زودتر جولانی نتواند شرایطِ اقتصادی را بهبود بخشد، با مشکلات بزرگی روبرو خواهد شد چرا که نارضایتی در میان مردم در حال افزایش است.
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔗 @DD_Geopolitics
🇸🇾 تظاهرات در سوریه شدت گرفت
جمعیت زیادی در شهر «معرة النعمان» به خیابانها آمدهاند و معترضان بزرگراه حلب–دمشق را مسدود کردهاند. همزمان، اعتراضات نسبت به آخرین افزایش قیمت سوخت توسط دولت «الشرع» رو به خشونت و تقابل بیشتری میرود.
قیمت گازوئیل/دیزل یکشبه ۴۰ درصد جهش داشت، در حالی که بنزین حدود ۲۶ تا ۲۸ درصد گران شد...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗 @DD_Geopolitics
در پی افزایش شدید قیمت سوخت توسط دولت الشرع، اعتراضات در سراسر سوریه در حال گسترش است.
طبق گزارشها، پس از اجرایی شدن قیمتهای جدید از روز یکشنبه، معترضان به خیابانها آمده و راهها را در چند منطقه مسدود کردهاند...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
https://x.com/DD_Geopolitics/status/2099203033871638673
🔵ایران و نظم امنیتی نوظهور در خاورمیانه
✍️ولی نصر
🔻۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶
ایالات متحده و اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶ با هدف بازشکلدهی به خاورمیانه وارد جنگ با ایران شدند. با این حال، به نظر میرسد این ایران است که از مراحل اولیهٔ جنگ آمادهتر بیرون آمده تا قدرت بیشتری را در منطقه اعمال کند، و احتمالاً نفوذ ایالات متحده بر آیندهٔ منطقه در حال افول است.
ایالات متحده و اسرائیل انتظار داشتند که حملهٔ آنها جمهوری اسلامی را سرنگون کند، و در غیر این صورت، توانمندیهای هستهای و نظامی آن را به میزان چشمگیری تضعیف نماید تا ایران دیگر تهدیدی برای اسرائیل و ایالات متحده ایجاد نکند.
با خلع سلاح و تضعیف ایران، این دو متحد میتوانستند نظم منطقهای جدیدی را در خاورمیانه شکل دهند؛ اسرائیل و عربستان سعودی روابط خود را عادیسازی میکردند و این امر چارچوبی را برای تعیین تکلیف سرنوشت فلسطینیان و آیندهٔ لبنان و سوریه ایجاد میکرد. با پشتیبانی ایالات متحده، اسرائیل سپس میتوانست به عنوان دژ امنیتی منطقه عمل کند و نفوذ سیاسی و اقتصادی آن بدون مانع در سراسر منطقه گسترش یابد.
این جنگ در عوض، محدودیتهای قدرت نظامی ایالات متحده و اسرائیل را آشکار ساخت. ایران که انتظار جنگ را داشت، آماده بود. این کشور استراتژیای را به اجرا گذاشت که مانع از دستیابی متخاصمان پیشرفتهتر و دارای قدرت هستهایاش به اهداف جنگیشان شد. ایران نه تنها خلع سلاح و تضعیف نشد، بلکه قویتر و حتی پیروزمند به نظر میرسید.
این کشور تاکنون از بدترین شرایط جنگ جان سالم به در برده و پیروزیهای استراتژیک مهمی به دست آورده است. نخستین پیروزی این بود که ایران با نابودی بخش زیادی از زیرساختهای نظامی ایالات متحده در سراسر منطقهٔ خلیج فارس، در عمل معماری امنیتیای را که ایالات متحده مدتها بر منطقه گسترانیده بود، از هم گسیخت. ویرانی چند پایگاه ایالات متحده، تردیدهایی را دربارهٔ توانایی ایالات متحده برای دفاع از خلیج فارس و حتی تمایل آن به بازسازی آنچه نابود شده، برانگیخته است.
دوم، ایران تسلط خود را بر تنگهٔ هرمز تثبیت کرد. در مرحلهٔ اولیهٔ جنگ، ایران تنگه را به عنوان یک تاکتیک نظامی مسدود کرد تا ایالات متحده را از تشدید کمپین بمباران خود بازدارد. اما بهسرعت دریافت که کنترل این آبراه حیاتی فراتر از زمان جنگ نیز کارساز است. این امر نه تنها میتوانست مانع از تجاوزات آیندهٔ ایالات متحده شود، بلکه میتوانست ایالات متحده را مجبور کند که جنگ را رها کرده و حتی دربارهٔ لغو تحریمها علیه ایران مذاکره کند—امتیازی که برنامهٔ هستهای ایران تاکنون در دستیابی به آن ناکام مانده بود.
ایالات متحده نه میتوانست کنترل تنگه را پس بگیرد، نه میتوانست تنگه را بمباران کند و نه آن را تحریم نماید. به طور خلاصه، ایالات متحده دیگر نمیتوانست ایران را مانند گذشته مهار کند، بلکه مجبور بود نقش پررنگتر ایران را در منطقه و همچنین در اقتصاد جهانی بپذیرد. برای ایران، این به معنای آن بود که معماری امنیتی چنددههسالهٔ منطقه—که به دوران ریاستجمهوری جیمی کارتر و رونالد ریگان بازمیگشت و بر پایهٔ مهار ایران بنا شده بود—از بین رفته و دیگر بازنخواهد گشت.
🔹از هم گسیختگی معماری امنیتی ایالات متحده
پاسخ فوری ایران به حملهٔ ایالات متحده و اسرائیل، تلافی علیه پایگاههای نظامی ایالات متحده بود که در سراسر خلیج فارس پراکنده بودند. موشکها و پهپادهای شاهد ایران سامانههای پدافندی ایالات متحده و کشورهای عربی را هدف قرار داده و خسارات سنگینی به بیش از ۱۲ پایگاه نظامی ایالات متحده وارد کردند. ایران بهسرعت حملات خود را به پایگاههای نظامی کشورهای عربی که یا میزبان تجهیزات نظامی ایالات متحده بودند یا در عملیاتهای آن شرکت داشتند، گسترش داد.
این حملات بهسرعت فراتر رفت و زیرساختهای انرژی را در سراسر خلیج فارس در بر گرفت. شاخصترین مورد، حملهٔ ایران به میدان گازی رأسلفان در تلافی حملهٔ اسرائیل به میدان گازی پارس بود، و سپس حمله به تأسیسات نفتی در بندر فجیره امارات متحده عربی و همچنین نفتکشها و شناورهای حامل گاز طبیعی متعلق به کشورهای خلیج فارس.
حملات ایران خشم همسایگان عربش را برانگیخت، اما برای حاکمان ایران، ترس و خشم اعراب در کوتاهمدت نگرانکننده نبود و تهران را از حمله به همسایگانش بازنمیداشت. کشورهای خلیج فارس نمیتوانستند ایران را به طور باورپذیری به اقدام تلافیجویانه تهدید کنند. آنها نمیتوانستند چیز زیادی به قدرت آتش ترکیبی ایالات متحده و اسرائیل اضافه کنند، و اگر وارد جنگ میشدند، ریسک حملات بزرگتر ایران را به جان میخریدند که برای جذب و تحمل آن آماده نبودند.
با این حال، ایران خواهان جنگ با همسایگان خود در خلیج فارس نبود. این کشور در حمله به قلمرو آنها دو هدف استراتژیک را دنبال میکرد: نخست، ایران قصد داشت پایگاهها و تجهیزات نظامی ایالات متحده مستقر در خلیج فارس را که برای توانایی جنگافروزی آمریکا حیاتی بودند، نابود کند. حملات ایران هواپیماها و سامانههای راداری و همچنین باندهای پرواز و تأسیسات نیروی دریایی را ویران کرد.
این اقدام کارساز شد. برای نمونه، نابودی مقر ناوگان پنجم در بحرین، فشار شدیدی بر ناوگان ایالات متحده وارد کرد که قرار بود—تا ماه سوم جنگ—مسئولیت حفظ محاصرهٔ دریایی ایران را بر عهده داشته باشد. نیروی دریایی ایالات متحده مجبور شد برای تأمین پشتیبانی لوجستیکی کشتیهای جنگی خود به روشهای بسیار دشوارتر از حد معمول متوسل شود. به همین ترتیب، از دست رفتن سامانههای راداری حیاتی، دامنهٔ اطلاعات میدان نبرد را که هدایتکنندهٔ سورتیهای بمباران ایالات متحده و اسرائیل بر فراز ایران بود، کاهش داد.
تا ماه پنجم جنگ، ایران عملاً پایگاههای نظامی ایالات متحده را از خلیج فارس برچیده بود ("پایگاهزدایی" کرده بود). حجم ویرانی پایگاهها، همراه با تهدید مداوم پهپادها و موشکهای ایرانی همزمان با کاهش ذخایر موشکهای پدافندی ایالات متحده، آمریکا را مجبور کرد که تجهیزات و عملیات خود را به پایگاههایی در اسرائیل، اردن و سوریه منتقل کند. کشورهای خلیج فارس نیز برای کاهش حجم حملات به سرزمینهای خود—بهویژه پس از حملات مداوم ایران به کویت در طول ماه ژوئیه—انتقال این پایگاهها را تشویق کردند.
برای تهران، این موضوع صرفاً یک پیروزی استراتژیک در زمان جنگ نبود، بلکه گامی مهم در دستیابی به هدف دیرینهاش یعنی مجبور ساختن ارتش ایالات متحده به ترک منطقهٔ خلیج فارس محسوب میشد. در واقع، دو ماه نخست جنگ، تردیدهایی را دربارهٔ پایداری و ارزش آیندهٔ پایگاههای ایالات متحده هم برای ارتش آمریکا و هم برای کشورهای میزبان تزریق کرد.
ایالات متحده نمیتوانست از پایگاههای بسیار نزدیک به ایران دفاع کند و از این رو ممکن است دیگر ارزشی در بازسازی آنها نبیند. کشورهای خلیج فارس نیز این پایگاهها را به جای پوشش امنیتی، یک نقطهٔ ضعف و مسئولیت دیدند که خلیج فارس را به روی جنگ، ویرانی اقتصادی و نابودی زیرساختهای حیاتیاش گشود. ایران این نقطه را در پیامرسانیهای خود تقویت کرد و تأکید نمود که صلح آینده میان ایران و همسایگانش تنها در صورتی امکانپذیر خواهد بود که پایگاههای ایالات متحده به خلیج فارس بازنگردند.
آیندهٔ حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس نامشخص است. اما ایران پیروزی استراتژیک مهمی در کاهش دامنهٔ آن و ایجاد تردید نسبت به ارزش آن در چشمان کشورهای عربی خلیج فارس به دست آورده است. واکنش کشورهای خلیج فارس به این موضوع متفاوت خواهد بود و شکافهای داخلی آنها نیز در خدمت اهداف ایران است.
🔹تبدیل اتصال و ارتباطات خلیج فارس به نقطهٔ ضعف
دومین هدف استراتژیک ایران از حمله به کشورهای خلیج فارس، اعمال فشار بر اقتصاد جهانی بود. این امر پس از آنکه ایران زیرساختهای غیرنظامی در سرا سراسر خلیج فارس را هدف قرار داد و تنگهٔ هرمز را مسدود کرد، حادتر شد. در حالی که ایالات متحده و اسرائیل آسمان ایران را میدان اصلی نبرد میدیدند، ایران خلیج فارس را انتخاب کرد. هدف اولیه، مختل کردن حملات به ایران بود، اما هدف قرار دادن خلیج فارس، اقتصاد جهانی را به یک هدف تبدیل کرد. ایالات متحده نتوانست مانع از آن شود که ایران بر بازارهای جهانی انرژی تأثیر بگذارد و زنجیرههای تأمین جهانی را که به تجارت با خلیج فارس متکی بودند، مختل کند. قیمت نفت و گاز طبیعی و همچنین گازوئیل و سوخت هواپیما به شدت افزایش یافت. این امر بر قیمت بنزین در غرب تأثیر گذاشت و باعث کمبود سوخت در بسیاری از نقاط جهان شد و به جهش تورم و بیکاری انجامید.
علاوه بر این، اختلال در تأمین کالاهای ساختهشده و محصولات پتروشیمی—از جمله هلیوم، اوره، آلومینیوم و روغن خوراکی—و همچنین قطع دسترسی به بنادر بزرگ دبی، فعالیتهای صنعتی را در بخشهای بزرگی از آسیا مختل کرد و نگرانیها دربارهٔ امنیت غذایی در آفریقا را افزایش داد. طی دههها، خلیج فارس نه تنها برای تأمین انرژی جهانی، بلکه برای بخشهای متعدد اقتصاد جهانی به عنوان یک هاب مهم تجارت بینالملل حیاتی شده است. کشورهای خلیج فارس مدتهاست که اتصال جهانی خود را به عنوان یک دستاورد برجسته و اثباتی بر نوید الگوهای توسعهٔ اقتصادی خود مطرح کردهاند. جنگ، منطقهٔ خلیج فارس را به یک نقطهٔ ضعف برای اقتصاد جهانی تبدیل کرد.
🔻به جهت ادامه مطالعه ترجمه فارسی متن کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.
https://telegra.ph/Iran-and-the-Emerging-Security-Order-in-the-Middle-East-09-15
🔻پیوند به اصل مقاله:
https://www.csis.org/analysis/iran-and-emerging-security-order-middle-east
🔻پیوند در X:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2099738506167808185?s=20X:
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 Video by ibrahimkalin_tr
Kelimeler, varlığa açılan pencerelerdir. Bu pencereler olmadan düşünce de olmaz. Pencereniz ne kadar büyükse içeri o kadar ışık girer. O yüzden dilin fakirleşmesi demek, varlık evinizin karanlıkta olması demektir.
🔗 مشاهده در سایت اصلی:
https://www.instagram.com/reel/Dadg3Oag7mu/?stkn=MWk5YTczM3BzbXhiNQ==
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🎥 Video by ibrahimkalin_tr Kelimeler, varlığa açılan pencerelerdir. Bu pencereler olmadan düşünce d
⭕️ زبان؛ پنجرهای به سوی فهم هستی و واقعیت، و مسألهای برای امنیت ملی
کالین در این گفتگو به این نکته اشاره میکند که زبان و کلمات چگونه شکلدهندهی هویت یک تمدناند. او میگوید: #زبان و کلمه فقط وسیلهٔ حرف زدن نیست؛ پنجرهٔ ما به سوی فهم #هستی و #واقعیت است.
ما جهان، وجود و واقعیت را تا حد زیادی از طریق زبان و واژهها میفهمیم. بدون کلمات، #اندیشه هم شکل نمیگیرد؛ اگر واژهها و مفاهیم زبانی نداشته باشیم، نمیتوانیم درست فکر کنیم.
هرچه زبان غنیتر و عمیقتر باشد، فهم و #اندیشهٔ انسان روشنتر، دقیقتر و گستردهتر است؛ هرچه دایرهٔ واژگان و ظرفیت زبان بیشتر باشد، #آگاهی، اندیشه و درک ما از هستی بیشتر میشود.
کالین میگوید کلمات، پنجرههایی هستند که به سوی هستی گشوده میشوند؛ هرچه پنجره بزرگتر باشد، نور بیشتری به درون میآید. بنابراین، فقیر شدن زبان فقط کم شدن واژهها نیست؛ بلکه تاریک شدن راه فهم هستی و محدود شدن اندیشه است. اگر زبان فقیر شود، اندیشه هم فقیر میشود و انسان در تاریکی و محدودیت فکری و وجودی میماند.
اما مسئله زبان فقط به فهم هستی و اندیشه محدود نمیشود؛ زبان با هویت یک تمدن نیز پیوند دارد و از این جهت میتواند به یک مسئله فرهنگی و حتی امنیتی تبدیل شود.
آموزش و #امنیت از بنیادیترین مسائل بر عهده یک #حاکمیت هستند و در زمینه آموزش، میتوان نسبت به تضعیف حکمرانی ملی در این حوزه نگران بود.
مصداق این نگرانی را میتوان در آن ویدئویی دید که یک معلم ابتدایی، بدون توجه به زبان رسمی و به دلخواه خود، در حال آموزش به زبان ترکی است.
رویکرد جدید شکلگرفته در آذربایجان، اگر بدون توجه به پیوندهای تاریخی و فرهنگی این خطه با ایران ادامه پیدا کند، میتواند در بلندمدت زمینهساز نوعی گسست یا تجزیه فرهنگی شود. طبیعتاً یک کشور در حال جنگ نیز نیازمند توجه جدیتر به خطرهای عمیق امنیت ملی است.
بله، حفظ زبانهای محلی مهم است و حتی مهمتر از آن، تعریف هویت ترک ایرانی و استفاده از ظرفیت آن برای تعامل با جهان ترک؛ اما حفاظت از #زبان_ملی نیز بخشی از حفاظت از #امنیت_ملی است.
این مسئله تنها به کلاس درس محدود نمیشود. در سالهای اخیر شاهد رشد قارچگونهی بلاگرهایی هستیم که به تولید محتوای فرهنگی بیاساس و وهمآلود میپردازند و در مواردی میتوانند به شکلگیری روایت جدایی فرهنگی آذربایجان از ایران کمک کنند.
البته این مطالب، به لحاظ تاریخی و اعتبار علمی، مانند شوخیاند؛ اما اثرات بعضی شوخیها میتواند بسیار زیانبار باشد!
هیچکدام از مطالب این ویدئوها منطبق با واقعیتهای تقویمهای ترک یا سلجوقی و ... نیست.
اگر فکر میکنید این مسائل اتفاقی است، اشتباه نکنید!
تمام این جریانات را باید در نسبت با قرار گرفتن یک اندیشمند و فیلسوف سیاسیِ هوشمند و ملیگرا در رأس سازمان امنیتی ترکیه (میت) نیز مورد توجه قرار داد.
ابراهیم کالین دکتری فلسفه خود را زیر نظر سید حسین نصر از دانشگاه واشنگتن اخذ کرده و موضوع رساله وی آرا ملاصدرا بود.
وی از چهرههای نزدیک به اردوغان است و میتوان نقش او را در صورتبندی هویت آینده جهان ترک، به عنوان میراثدار و امتداد تمدن اسلامی، مورد توجه قرار داد؛ هویتی که در این زمینه با منافع و نقش تاریخی ایران در رقابت قرار دارد.
نکته فنی درباره کالین این است که او از جمله کسانی است که مسیر فکری و حرفهایاش از #فلسفه و اندیشه اسلامی و مطالعات تمدنی به #سیاست، #سیاست_خارجی و سپس حوزهی #امنیت رسیده است؛ بنابراین میتوان در خوانش او از امنیت، یک نگاه سیاسی ـ تمدنی را برجسته دید، نه صرفاً یک نگاه اجتماعی و جامعهشناختی به امنیت.
🔗در اهمیت ورود فلسفه سیاسی به مطالعات امنیت.
#تفکر #استعاره_پنجره
🆔 @world_order
هدایت شده از خبرگزاری فارس
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دبیر شورای راهبردی روابط خارجی: توقف غنیسازی هم فشار آمریکا را تمام نمیکرد
🔹دهقانی فیروزآبادی: اصلاً به آمریکاییها نمیشود اعتماد کرد؛ آنها قابل اعتماد نیستند و به تعهداتشان هم پایبند نیستند و حد یقفی هم برای آنها وجود ندارد.
🔹آمریکا در مقاطع مختلف با طرح موضوعاتی مانند حقوق بشر، تروریسم، صلح و خاورمیانه و مسئله هستهای، ایران را در یک گفتمان مشخص «تهدیدانگاری» کرده است.
🔹من تردیدی ندارم که اگر موضوع هستهای هم نبود یا مسئله هستهای حل میشد، در گفتمان دیگری ما را امنیتی میکردند.
@Farsna - Link
هدایت شده از مهدی فضائلی
📍آقای روحانی! حداقل سکوت کنید (قسمت اول)
نویسنده: مهدی فضائلی
طی روزهای گذشته سخنانی از آقای حسن روحانی منتشر شد که واکنشهایی را برانگیخت. بنده نیز میخواهم درباره آنچه منتشر شد، نکاتی را تقدیم خوانندگان ارجمند کنم.
اگرچه بنای غالب نویسنده، رعایت این توصیه امیرالمؤمنین(ع) است که «انظر الی ماقال ولاتنظر الی من قال» (به گفته توجه کن و نه به گوینده) اما همانطور که علمای دین گفتهاند در مواردی توجه و شناخت گوینده لازم است و به برداشت از سخن او نیز ربط دارد و بر آن تأثیر میگذارد.
1. آقای روحانی، که در این سخنان، روایت فتح و پیروزی فوقالعادهای از دولت خود ارائه کردهاند، رکورد «ناکارآمدترین» دولت بعد از انقلاب را به نام خود ثبت کرده است. دورهای که نهتنها رشد اقتصادی در آن تقریبا صفر بوده و به گفته اقتصاددانان تقریبا هیچ آمار اقتصادی را نمیتوان پیدا کرد که در انتهای این دهه، وضعیت بهتری نسبت به ابتدای آن داشته باشد! بلکه در امور دیگر مثل مقابله با کرونا و خاموشیهای تابستان و زمستان، شیوه افزایش قیمت بنزین و توزیع سبد کالا نیز کارنامهای سیاه از خود برجای گذاشت.
این ناکارآمدی آنقدر بود که رهبر شهید انقلاب برخلاف سیره معمول خود، بارها از دهه ۹۰ به عنوان دوران ناموفق و دولت کمکار و دوره توقف اقتصاد و... نام بردند!
2. آقای حسن روحانی، یکی از «غیرمردمیترین» مسئولان کشور در بعد از انقلاب بوده است و نگاهی به زندگی شخصی و حکومتی او، بهوضوح این خصلت را آشکار میسازد.
3. آقای حسن روحانی، «بیادبترین» رئیسجمهور نسبت به منتقدان خود بوده است تا جایی که اهانتهای او به منتقدان را تا ۱۰۰ مورد شمردهاند که «ناقصالعقل»، «بیسواد»، «بیشناسنامه» و «بیفرهنگ» ازجمله آنهاست.
4. آقای حسن روحانی، طبق نظرسنجیهای مختلف «نامحبوبترین» رئیسجمهور در پایان دوره خود بوده است.
5. آقای حسن روحانی، «منزویترین» رئیسجمهور بعد از انقلاب اسلامی است چرا که تنها رئیسجمهوری است که پس از اتمام دورهاش شاید به دلیل همین ویژگیهای گفتهشده و برخی دلایل دیگر، هیچ سمتی به او پیشنهاد نشد و تنها سمت امروز وی «رئیسجمهور اسبق» است!
حال این ناکارآمدترین، غیرمردمیترین، بیادبترین، نامحبوبترین و منزویترین رئیسجمهور، هر از چندگاهی وزرا و استانداران زمان خود را جمع میکند و ارائه طریق میفرماید و برای برونرفت کشور از مشکلات، نسخه تجویز میکند و ناخودآگاه این ضربالمثل را تداعی میکند که «کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی»!
از منقال که بگذریم به ماقال او میپردازم.
البته در سخنان رئیسجمهور اسبق کشورمان، سخنان درست مانند پرهیز از دوقطبی، لزوم حمایت توأمان از دیپلماسی و نیروهای مسلح نیز هست ولی از کنار حرفهای سست و ابهامآفرین ایشان هم نمیتوان و نباید عبور کرد.
ناکارآمدترین رئیسجمهور پس از انقلاب، به تاسی و الگوبرداری از رسول مکرم اسلام(ص) توصیه کرده و از میان ویژگیهای بیپایان آن اشرف مخلوقات و علت آفرینش افلاک، به دو ویژگی اشاره کردهاند؛ اهل پیمان بودن و اهل مشورت با مردم بودن.
جناب آقای روحانی!
من هم با شما موافقم که پیامبر اکرم(ص) هر زمان لازم بوده، اهل پیمان و صلح نیز بوده است و ما نباید از مذاکره عزتمندانه اِبایی داشته باشیم اما چرا شما معاهدهها و صلحهای انگشتشمار پیامبر عظیمالشان اسلام (ص) را که آنها نیز مقدمه فتوحات مسلمانان بوده است، میبینید و به هر مناسبت به آن تمسک میکنید ولی دهها غزوه و سریه پیامبر(ص) را هیچگاه نمیبینید و از آن الگوبرداری نمیکنید؟
آقای روحانی!
آیه ۲۹ سوره مبارکه فتح را خواندهاید که میفرماید:
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُمْ؟
چرا نه اثری از اشداء علیالکفار که اولین ویژگی پیامبر مکرم اسلام(ص) و همه پیروان ایشان است، در سخنان و مواضع شما پیدا میکنیم و نه نشانی از رحماء بینهم؟
آقای روحانی!
به مشورت پیامبر اعظم(ص) با مردم اشاره و سپس گفتهاید:
«بگوییم مردم! قرار ما این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰سال دیگر بجنگیم، اگر مردم گفتند ما قبول داریم، خیلی هم خوب است.»
اولا، آیا یک مورد سراغ دارید که وقتی مشرکان یا کفار به مسلمانان حمله کردهاند، پیامبر(ص) برای اصل دفاع (نه مانند جنگ احد که درباره شیوه جنگ که در شهر بجنگیم یا بیرون شهر، مشورت کردند) در برابر آنها با مردم مشورت کرده باشند؟
آقای روحانی!
نمیخواهید دست از این مغالطهها بردارید و کمسوادی خود از اسلام و تاریخ اسلام را اینقدر برملا نکنید؟
🔹ادامه در مطلب بعدی...
#مهدی_فضائلی|عضو شوید👇
https://eitaa.com/Fazaeli_M