هدایت شده از خبرگزاری فارس
همزمانی تحرکات سیاسی و فشارهای خارجی: نشانههای یک پازل هماهنگ؟
🔹در روزهای اخیر، صحنۀ سیاسی ایران شاهد موجی از بیانیهها و مواضع تازه اصلاحطلبان بوده است.
🔹جبهۀ اصلاحات ۱۱ محور عملیاتی پیشنهاد داد؛ از آزادی زندانیان سیاسی و محدودیت نیروهای نظامی تا پذیرش نظارتهای گسترده آژانس و تعلیق غنیسازی و مذاکره با آمریکا و همکاری با عربستان.
🔹چند قبل از این بیانیه نیز، ظریف در فارن پالیسی خواستار گذار از «پارادایم تهدید» به «پارادایم فرصت» و مذاکره با غرب شد.
🔹روحانی هم در تحلیلی ویدیویی کاهش تنش با آمریکا را «واجب» دانست و بر لزوم استراتژی نوین ملی تأکید کرد. این اظهارات با محورهای بیانیه جبهۀ اصلاحات و مقالۀ ظریف همپوشانی قابل توجهی دارد.
🔹همزمان، فعالان فرهنگی و رسانهای نزدیک به اصلاحطلبان در فضای مجازی همین خط فکری را پررنگ کردند؛ اقدامی که به شکل یک کمپین رسانهای دیده میشود.
🔹در سوی دیگر، نتانیاهو با پیامهایی مستقیم مردم ایران را خطاب قرار داد، از «فروپاشی همهجانبه» گفت و مردم را به حضور در خیابانها دعوت و تأکید کرد که هدف براندازی باید از داخل ایران پیگیری شود.
🔹نتانیاهو پیشتر نیز اصلاحطلبان را «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» توصیف کرده بود، اظهاراتی که با عقبنشینی از جنگ مستقیم به کنشگری رسانهای همخوانی دارد.
🔹در این میان، یادآوری تجربه برجام هم دوباره مطرح است؛ توافقی که با «مکانیسم ماشه» راه تحریمهای جدید را باز گذاشت و امروز به ابزار فشار اروپا و آمریکا تبدیل شده است.
🔗متن کامل بیانیۀ جبهۀ اصلاحات را اینجا بخوانید
@Farsna - Link
ته حرف غربگراها و برخی از نیروهای گفتمان اصلاحات یک چیز است؛ تسلیم، بدون جنگ.
تمام.
⭕️ چند پرسش از دوستان جبههٔ اصلاحات
✍🏻 محمدرضا جلائیپور
از منظر اصلاحگرانه برایم چند پرسش از نویسندگان بیانیهٔ امروز جبههٔ اصلاحات مطرح شد که برای مشارکت در گفتگوی عمومی و درونجریانی به اختصار میپرسم:
🔹 این بیانیه اگر قبل از دفاع میهنی ۱۲ روزه و قبل از نسلکشی غزه و حتی قبل از بهاربهخزانکشیدهٔ عربی نوشته میشد دقیقا چه فرق مهمی میکرد؟ آیا این اتفاقات بزرگ نباید تاثیری در بخشی از محتوا و رویکرد متن نیروی سیاسی ملی بگذارد؟ آیا بازگشت به تنظیماتِ کارخانهایِ قبل از جنگ فقط برای حکمرانان خطا است و برای نیروهای سیاسی مطلوب است؟
🔹 چرا متن گویی در دههٔ نود میلادی و غلبهٔ خوشبینی/خوشخیالی به نظم تکقطبیِ لیبرالِ جهانی نوشته شده است و هیچ ردی از تغییرات صحنهٔ جهانی و افزایش قدرت چین و ضرورت بیشترِ پیمانها و ائتلافسازیهای جدید منطقهای در آن دیده نمیشود؟ آیا نیروی سیاسی نباید متناسب با درسآموختههای منطقه و جهان چارچوبهای تحلیلی و فرضهای نظری و زبان و رفتارش را روزآمد کند؟
🔹 مثلا اگر این بیانیه نه برای ایرانِ ۱۴۰۴ در این منطقه بعد از درسآموختههای توسعههای توافقمحور جهان و شکستهای گذارهای منطقه و شکستهای اجماع واشنگتنی، بلکه قرار بود مثلا چند دهه قبل برای کرهٔ جنوبیِ وابستهٔ آمریکا در برابر کرهٔ شمالیِ وابستهٔ شوروی نوشته شود چه تفاوت رویکردی میداشت؟
🔹 یا مثلا اگر ترامپ رئیس جمهور آمریکا نبود و همین چند هفته پیش وسط مذاکرات با جنگدهٔ بیدو ایران را بمباران نکرده بود یا نسلکشی نشده بود متن این بیانیه چه تفاوتی میداشت؟ یا اگر راهبرد فشارمحور و گذاریِ بخشی از نیروهای سیاسی در دهههای گذشته عملا بینتیجه یا با نتایج عکس نمیشد، متن این بیانیه چه فرقی میداشت؟
🔹 بیانیهٔ «جام زهر» مجلس ششم چه اشکالی داشت که عملا راهگشا نشد و با چه تحلیلی تکرار همان محتوا و لحن و رویکرد سودمند محسوب میشود؟
🔹 آیا ایران فقط بین دو گزینهٔ تسلیم و جنگ مخیر است؟ آیا گزینهٔ سومی که میتواند طراحی و خلق شود، نباید در متن توضیح داده شود؟ فرض کنیم ایران حتی به سبک جولانی یکسره تسلیم شود، آیا همانطور که نتانیاهو به قوای دفاعی سوریه، آنهم حین مذاکرات جولانی با نتانیاهو و علیرغم حمایت ترامپ از او، حمله کرد، به بهانهٔ دیگری به ایران حملهٔ نظامی یا اقتصادی نخواهد شد؟
🔹 چرا بعد از حملهٔ دو قدرت اتمی به ایران و در کنار تاکید بهجا بر ضرورت ابتکار عمل دیپلماتیک و ذینفعسازی اقتصادیِ همسایگان و قدرتهای جهانی در رشد و امنیت ایران و افزایش رضایت عمومی و همبستگی ملی، در متن بیانیه تاکیدی بر ضرورت تقویت قوای نظامی و دفاعی ایران نمیشود؟ آیا تصویر نویسندگان از اقتضائات امنیت ملی ایران در این منطقه و جهان زیاده سادهانگارانه و عقبمانده از زمان نیست؟
🔹 چرا یازده پیشنهاد متن شامل لوازم افزایش تابآوری اقتصادی محرومترین شهروندان ایران - مهمترین قربانیان جنگ - نمیشود و صرفا رضایت طبقه متوسط و فرادستان اقتصادی را هدف میگیرد؟
🔹 در متن، نظام به ترک «تخاصم خارجی» دعوت شده است. آیا مخاصمهجو ایران است که در حال مذاکره با آمریکا بود یا نتانیاهو و ترامپ که به ایران حملهٔ تجاوزکارانه کردند؟
🔹 به فرض پذیرشِ مخاصمهجویی ایران، آیا ترک تخاصم و ترک زبانِ سیاستِ ستیز و تقویت توافقگرایی فقط در برابر ترامپ مطلوب است و در سیاست داخلی عبور از قطبیسازی و زبانِ ستیز و تقویت توافقگرایی و توافقسازیِ حل مسالهای مطلوب نیست؟
🔹 آیا اینکه پیام اخیر حسن روحانی و مقالات جدید جواد ظریف و مواضع اخیر علی لاریجانی و زبان تعدادی از اعضای کابینه به نسبت این بیانیه موثرتر و راهگشاتر بودهاند از جمله به خاطر لحن و زبان مناسبتر و توازن محتوایشان نیست؟
🔹 آنچه در بیانیه به عنوان نقشهٔ راه ذکر شده در واقع لیست اهداف و آرزوهای جبهه نیست؟ آیا نیروی سیاسی مصلح نباید از لیست کردن اهداف فراتر برود و زبان و مسیر متناسب با تحققشان و گشایشگری عملی را برگزیند؟ اگر نقشهٔ راهِ ممکن و متناسب با ظرفیتها بود، آیا نباید در موارد متعددی که در سالهای قبل تقریبا بدون تفاوت در محتوا و زبان لیست شده بودند محقق میشدند؟ اگر از دو موردی که علاوه بر «امکان» در «مطلوبیت»شان هم تردید هست بگذریم، گامهای غیرآرزواندیشانه و برنامهٔ جبهه برای تحقق این اهداف چیست؟
🔹 آیا شرایط پرمخاطرهٔ ایران و مسائل انباشتهٔ کشور نمیطلبد که جبههٔ اصلاحات با بازاندیشی راهبردی، رقبای سیاسیاش را بخشی از راه حل کند (و نه صرفا بخشی از مساله) و با روش و زبانی سیاست بورزد که بتواند به جای قطبیسازی، توافقهای راهگشا بسازد و کارگزار اصلاح عملی شود (به جای صرفِ طلبِ اهداف رادیکال) و در نظر رقبایش هم اصلاحگران بخشی از راه حل شوند و نه بخشی از مساله؟
@jalaeipour
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️ چند پرسش از دوستان جبههٔ اصلاحات ✍🏻 محمدرضا جلائیپور از منظر اصلاحگرانه برایم چند پرسش از نوی
محمدرضا جلایی پور، یک فعال سیاسی اصلاحطلب. چندباری هم در 88 و سایر شلوغیها بازداشت شده.
متن خوبی است و پرسشهای خوبی رو مطرح کرده.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️ چند پرسش از دوستان جبههٔ اصلاحات ✍🏻 محمدرضا جلائیپور از منظر اصلاحگرانه برایم چند پرسش از نوی
دوازده پرسش اصلی جلائیپور و نتیجهگیری هر کدوم رو مرور کنیم:
1.چرا حوادث مهم (مثل جنگ غزه و حمله به ایران) تو بیانیه انعکاس نداره؟
نتیجه: بیانیه گویا تو یه دنیای تخیلی و غیر واقعی و فانتزی و رویایی (بدون پایهی واقعی) و قدیمی و منسوخ و ناکارآمد و کلیشهای (تکراری و نخنما و فاقد نوآوری) نوشته شده! یعنی از نقشهی بیست سال پیش برای سفر امروز استفاده میکنند در حالی که جادهها عوض شدن! اتفاقات اخیر دنیا و منطقه باید تحلیلشون رو عوض میکرد.
2.چرا تحلیلهاتون هنوز مال دهه ۹۰ میلادیه؟
نتیجه: دنیا عوض شده (چین قوی شده، آمریکا تکقطبی نیست)، ولی تحلیل شما قدیمی و بیربط به واقعیتهای امروزه.
3.نقشه راهتون کجاست؟ اینا که فقط لیست آرزو هست!
نتیجه: گفتن "ما فلان چیز رو میخوایم" کافی نیست. باید بگین چطوری و با چه برنامۀ عملی میخواین بهش برسین.
4.فقط "تسلیم" یا "جنگ"؟ راه سومی وجود نداره؟
نتیجه: باید راهی رو طراحی کنین که هم قدرت دفاعی ایران حفظ بشه، هم با دیپلماسی از جنگ جلوگیری بشه (مثلاً قوی باشی که کسی جرأت حمله نداشته باشه).
5.چرا از شکست "جام زهر" (مجلس ششم) درس نگرفتین؟
نتیجه: تکرار حرفها و روشهای قدیمی که نتیجهای نداده، بیفایده و غیرمنطقیه.
6.چرا بعد از حمله به ایران، حرفی از تقویت ارتش نزدین؟
نتیجه: امنیت فقط با حرف زدن و دیپلماسی به دست نمیاد. تو این منطقه خطرناک، نادیده گرفتن قدرت دفاعی، سادهلوحیه.
7.چرا به فکر قشر ضعیف و محروم نیستین؟
نتیجه: بیانیه فقط حواسش به طبقه متوسط و بالا هست. کسانی که بیشترین آسیب رو از جنگ و مشکلات اقتصادی میبینن (محرومین) فراموش شدن.
8.مگه ایران شروعکننده درگیری بود؟
نتیجه: وقتی ایران وسط مذاکره بود و آمریکا/اسرائیل حمله کردن، چرا تو بیانیه ایران رو به "ترک تخاصم" دعوت میکنین؟ این انصاف نداره.
9.آیا فقط با دشمن خارجی باید زبان ملایم داشت؟ با داخلیها چطور؟
نتیجه: اگر با ترامپ میشه توافقگرا بود، پس با رقبای داخلی هم باید با زبان سازنده و بدون توهین و قطبیسازی برخورد کرد.
10.چرا حرفهای رهبران دیگه (مثل روحانی، ظریف، لاریجانی) تأثیرگذارتره؟
نتیجه: لحن و محتوای بیانیه شما خشک، کلیشهای و غیرعملیه. حرفهای اونها کاربردیتر و امیدبخشتر بود.
11.چرا رقباتون رو دشمن فرض میکنین؟ چرا با اونا ائتلاف نمیسازین؟
نتیجه: در شرایط بحرانی، باید همه نیروها (حتی رقبا) رو بخشی از راه حل دید و برای حل مشکلات بزرگ با همونها توافق و ائتلاف ساخت. تخریب رقیب فقط کشور رو ضعیفتر میکنه.
12.اگر ترامپ حمله نمیکرد یا رئیس جمهور نبود، این بیانیه فرقی میکرد؟
نتیجه: به نظر میاد تحلیل شما انعطافپذیر نیست و صرفاً واکنشیه. یه تحلیل راهبردی باید مستقل از شخصیتهای خاص (مثل ترامپ) باشه و بر اساس منافع ملی طراحی شه.
جمعبندی نهایی:
جبهه اصلاحات با این بیانیه:
-در زمان سفر کرده: تحلیلش قدیمی و بیربط به دنیای امروز و اتفاقات خونین اخیره.
-راهکار عملی نداره: فقط لیست آرزوهاست، نه نقشه راه اجرایی.
-درسهای تاریخ رو یاد نگرفته: میخواد روشهای شکست خورده قدیم رو تکرار کنه.
-جامعه رو فراموش کرده: به فکر محرومین نیست و فقط چشمش به طبقه متوسط و بالاست.
-رقبا رو حذف میکنه: به جای ائتلافسازی برای نجات کشور، به قطبیسازی ادامه میده.
-غیرواقعبینانه: خطرات منطقه رو دست کم میگیره و راه سومی غیر از تسلیم یا جنگ پیشنهاد نمیده.
پیشنهاد اصلی جلائیپور به اصلاحطلبان:
وقتِ یه بازاندیشی اساسی است! تحلیلها رو بهروز کنین، برنامه عملی بذارین، با رقبا برای حل بحرانها گفتگو کنین، به فکر همه مردم باشین و برای امنیت و پیشرفت ایران، همزمان هم قوی باشین هم صلحطلب.
هدایت شده از ابوقاسم
اصلا گوینده این حرف مهم نیست کی و از کدامم جناح باشد ،کاری به انگیزه ایشان هم ندارم.
عمق سیاسی شدن روند قدرت در ایران رو ببینید. می گویند حرف ها عامل جنگ و حملات احتمالی اسرائیل و آمریکا خواهد بود نه ضعف ها و روند های افول تدریجی در منطقه.
این مساله را نادیده می گیرند که بنیاد ضعف در کشور متوجه بنیادهای قدرت است نه مواضع سیاسی.
البته نمیخواهم مواضع سیاسی پزشکیان را تایید کنم، ادبیات سیاست خارجی رئیس جمهور بسیار ضعیف است.
اما باید بگم که ادراکات دشمن بر اساس حرف ها شکل نمی گیرد آن ها عنصر شناختی دقیقی از ضعف ها و بسترهای آسیب پذیر امنیتی و اطلاعاتی و اقتصادی ایران در دو دهه گذشته دارند و خود نیز عامل بخشی از آن اند.
با سیاسی کردن امنیت ملی ملت را فریب ندهید.
ای کاش حداقل چاپلوسی را از زمین خاکی شروع می کردید.
خلاصه اینکه در منطق این برادر عزیز جنگ منطقه و حملات اسرائیل و آمریکا بند چهارتا جمله است. اصلاح شود آن ها عقب خواهند رفت
می گویند اگر این ادبیات اصلاح شود یا شخص دیگری به جای پزشکیان بیاید آمریکا و اسرائیل حمله نخواهند کرد، بدون اینکه تحول خاصی بر روی زمین روی دهد.
جابه جایی آدم ها و تغییر حرف ها نمی تواند به تنهایی ضرب آهنگ میدان را تغییر دهد. چنین انتظاری از اساس اشتباه است.
انتظارات برخی آدم رو یاد عصای موسی می اندازد
ابوقاسم
https://eitaa.com/aboghasm
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
اصلا گوینده این حرف مهم نیست کی و از کدامم جناح باشد ،کاری به انگیزه ایشان هم ندارم. عمق سیاسی شدن
حرف نسبتا دقیقی است در نقد انتقاد دکتر ایزدی.
حتی این نقدهای ملانقطی به متن برجام هم که این کلمه معنای تعلیق میدهد یا... هم، حاصل نگرش افراطی حقوقی است.
نمیگم غلطه ولی در واقع، یک چیز کمرنگ دیده میشه یا انکار میشه، اینکه اگر «قدرت میدانی» جدی گرفته شه، عاملیت و اثرگذاری ایران جدی گرفته شه، مدبرانه و خردمندانه و هوشمندانه باشه، آمریکا با متن غلطی نمیتونه بکنه.
اگر چه ما به عنوان یک مسلمان نسبت به تعهداتمان باید پایبند باشیم اما در اینگونه نمونههایی مانند برجام، و به طور کلی، قراردادهای بینالمللی،
متن بهانه است، قدرت تعیینکننده است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
حرف نسبتا دقیقی است در نقد انتقاد دکتر ایزدی. حتی این نقدهای ملانقطی به متن برجام هم که این کلمه مع
اساسا برجام هم حاصل عاملیت هوشمندانهی ایران و حزبالله در جنگ 2006 بود.
اساسا آمریکا به ایران حمله نکرد در 2005 بهخاطر عاملیت ایران (همان بمبهای کنار جادهای)
نه با حرف هاشمی و خاتمی و... حمله کنه... نمیگم اثر نداشته ولی سهم جدی نداره. البته اثرگذار است.
حالا اثر تصویری که اط سخنان شخص رئیس جمهور یا مواضع دولت مخابره میشود، اثرگذارتر است یا تصویری که از شکست تو در مولفههای میدانی ارسال میشود؟
تصویر ضعف ایران و اینکه ایران ضعیفترین وضعیت ممکن را در چهل سال گذشته تا به حال دارد، دقیقا با شکست سوریه ایجاد شد. زمانی که قدرت میدانی و عمق راهبردی کاسته شد.
دشمن وقتی ضعف نظامی و اطلاعاتی میبیند، طمع حمله میکند و اینکه بگیم چون رئیس جمهور اینگونه موضع گرفت درست نیست...
اگر چه بدون شک رئیس جمهور و دولت به عنوان یک عامل مهم باید در راستای تقویت مقاومت گام بردارند.
حالا شکست ایران در سوریه و در مجموع جبههی مقاومت را آسیبشناسی کنیم، تنها دولت پزشکیان مقصر است؟ یا باید موشکافانه دولت شهید رئیسی را هم ارزیابی کرد؟ آیا شکست در سوریه به یکبارگی رقم خورد؟ آیا تقصیرها تماماً متوجه دولت ش رئیسی است؟ یا به مجموعهی تصمیمسازی و تصمیمگیری برمیگردد.
اشخاص و احزاب را کنار بگذاریم و تنها دغدغهی ایران را داشته باشیم. بدون تعارف.
#قدرت_میدانی #عاملیت
هدایت شده از علیرضا زادبر
تشکیل اسرائیل بزرگ!
نخست وزیر اسرائیل رسما اعلام کرد به آرمان تشکیل "اسرائیل بزرگ" پایبند است. ایده اسرائیل بزرگ بخشی هایی از خاک اردن، عربستان سعودی، عراق و حتی ترکیه را شامل میشود. علیرغم همکاری خائنانه حکام عرب با اسرائیل، این دولت جعلی در نهایت به این کشورها خیانت خواهد کرد. در چند روز گذشته دولت های عربی با عصبانیت مواضع نتانیاهو درباره اسرائیل بزرگ را محکوم کردند!
چندی پیش اکبرنژاد یک آخوند مخالف رهبر معظم انقلاب در مناظره گفته بود ایده اسرائیل از نیل تا فرات توهم است و جمهوری اسلامی این توهم را ساخته و سر زبانها انداخته است!!!!!!
https://eitaa.com/Politicalhistory
هدایت شده از علیرضا زادبر
۱. صحبت های خطرناک و دو قطبی ساز حسن روحانی در روزهای اخیر
۲. مقاله ظریف در مجله فارین پالیسی و پیشنهادات خطرناک او برای منافع ملی
۳. و حالا بیانیه جام زهر۲ جبهه اصلاحات
همه اینها را خطرناکتر از جنگ و حمله مجدد اسرائیل بدانید.
https://eitaa.com/Politicalhistory
هدایت شده از علیرضا زادبر
تغییر پارادایم حکمرانی و ولی فقیه دوم!
بیانیه اصلاح طلبان و جریان طالب تغییر چه میگوید؟
.
من از اصطلاح تغییر "پارادیم حکمرانی" که اصلاح طلبان و طیف جریان روشنفکری پس از جنگ ۱۲ روزه مدام به اشکال گوناگون تکرار میکنم[ظریف و روحانی ایضا] یک چیز میفهمم: محدودیت یا تغییر در اصل ولایت فقیه؛ قالب اجرای آن نیز در قانون اساسی است.
پروژه ای که بعد از رحلت امام خمینی آغاز شد. ولایت فقیه زُدایی از جمهوری اسلامی که تئورسین دهه هفتاد آن عبدالکریم سروش است. جمهوری اسلامی سکولار!
البته جریانِ فکری از ابتدا انقلاب وجود داشت که اصل ولایت فقیه را از نظر فقهی، اعتقادی و سیاسی نپذیرفت، بلکه شخص ولی فقیه محبوب آن زمان را به ناچار و جبر شرایط قبول داشت. یعنی چه؟
آنان جایگاه امام خمینی را به دلیل شخصیت مسلط امام بعنوان "رهبر یک انقلاب بزرگ" پذیرفتند. آن جریان[نهضت آزادی] امام را بعنوان "ولی فقیه" و ولایت داشتن فقها در آخرالزمان را یک اصل فقهی در ذیل عنوان حکومت اسلامی بحساب نمی آوردند. مانع بزرگ این جریان شخص امام خمینی بود. در زمان حیات امام امکان بیرونی برای این جریانات وجود نداشت. تاکید فراوان امام مبنی بر اینکه نگذارید این انقلاب بدست لیبرال ها بیافتد را اینجا باید فهمید.
با رحلت امام، اصل ولایت فقیه مطلقه ماند اما دیگر آن ولی فقیه پرقدرت و محبوب در قید حیات نبود. حالا آن جریان با پوست اندازی طی سه دهه خود را در فضای سیاسی حفظ کرد به دولت و مجلس دست یافت. این نوبت " شخص ولی فقیه" را قابل کنترل و دور زدن میدانستند. مجرای ورود نیز ابتدا مسائل فرهنگی و سپس توسعه اقتصادی سیاسی بود.
طی سه دهه تلاش شد بین "ولی فقیه دوم" یعنی آیت الله العظمی خامنه ای و مردم فاصله ایجاد شود. مرکزیت این جدایی دو رکن داشت. دو طبقه باید از ولی فقیه فاصله و زاویه میگرفتند:
۱. طبقه متوسط جامعه ایرانی از طریق ضدیت فرهنگی با ولی فقیه مصداق مهم حجاب
۲. طبقه مستضعف با سیاست های شوک افرین اقتصادی و بی عدالتی
جنگ اخیر، این دو طبقه را به خود آورد. به ویژه طبقه متوسط ایران که همیشه تعیین کننده بوده به این نتیجه رسید که آیت الله خامنه ای چگونه شجاعانه و با تدبیر ایستاد. برای طبقه متوسط شجاعت و عقلانیت آقای خامنه ای مغفول بود چون بیش از سه دهه جریان مخالف آقای خامنه ای او را مخالف زندگی عادی و نرمال معرفی میکرد. این جنگ رابطه ولی فقیه دوم و طبقه متوسط را احیا و بازسازی کرد امری که مخالف هدف بیانیه نویسان اخیر است.[مفصل میشود در اثبات این مساله داده تاریخی آورد.]
این بار قصد دارند در "زمان ولی فقیه" از ولی فقیه عبور کنند. [البته سالهاست در سیاست فرهنگی و اقتصادی عبور کرده اند که نماد اصلی آن دولت هشت ساله روحانی است.] در حالیکه در جنگ اخیر بر همگان اثبات شد بقای ایران در آن لحظات بحرانی حذف فرماندهان نظامی و بُهت ساعات نخست جنگ، فقط بدلیل نقش آفرینی با صلابت ولی فقیه بود. چیزی که در گذشته توان به زبان اوردن نداشتند را امروز با اصطلاح "تغییر پارادایم" پیش می برند. این خط خطرناک ضد ایران و انقلاب اسلامی ایرانیان است.
#علیرضا_زادبر
https://eitaa.com/Politicalhistory