⭕️«معمای بقا»؛ سد تاریخی توسعه در ایران
👤مصطفی نجفی
🔸اقتصاد قوی، تسلیحات متعارف قوی، روحیه دفاعی قوی، روابط خارجی گسترده خارجی و... بدون حل معمای تاریخی بقا حاصل نخواهد شد. پروژه توسعه ایران حداقل در ۱۰۰ سال اخیر به شدت متأثر از ترس نخبگان ایرانی از معضله بقا بوده است.
🔸در واقع، یکی از محوریترین ویژگیهای تاریخ معاصر ایران، غلبهی «ترس از بقا» بر ذهنیت نخبگان سیاسی و فکری بوده است. از ابتدای قرن نوزدهم، شکستهای نظامی ایران از روسیه، جدایی بخشهایی از سرزمین و نفوذ قدرتهای استعماری، این تصور را در ذهن نخبگان ایجاد کرد که موجودیت ایران به عنوان کشور و ملت همواره در معرض نابودی است. از این رو، هر پروژهی اصلاحی و توسعهای، نه بر مبنای رفاه یا پیشرفت اجتماعی، بلکه بهعنوان واکنشی اضطراری برای حفظ موجودیت سیاسی ـ سرزمینی شکل گرفت.
🔸در دوران قاجار، اصلاحاتی چون تأسیس دارالفنون، ارتش جدید عباسمیرزا یا اعزام دانشجو به اروپا، همه پاسخی به تهدید نظامی و خطر تجزیه بودند. در انقلاب مشروطه نیز، مطالبهی قانون و عدالتخانه بیش از آنکه صرفاً از دل اندیشههای لیبرال برخاسته باشد، ناشی از نگرانی از فروپاشی و سلطه بیگانه بود. رضاشاه با تمرکز قدرت، ایجاد ارتش مدرن و راهآهن، بیش از هر چیز دغدغهی انسجام و ممانعت از تجزیه را دنبال میکرد.
🔸در دههی ۱۳۳۰، نهضت ملی شدن نفت نیز علاوه بر عدالت اقتصادی، پاسخی بود به ترس از سلطه خارجی و از دست رفتن استقلال ملی. پس از انقلاب ۱۳۵۷ هم، جنگ هشت ساله، برنامه هستهای و سیاستهای منطقهای در چارچوب همین ذهنیت بقا قابل فهماند: غلبهی امنیت و حفظ موجودیت بر توسعهی اقتصادی و اجتماعی.
🔸این ذهنیت پیامدهای مهمی داشته است. نخست آنکه همواره امنیت بر توسعه اولویت یافته؛ ارتش، سیاست خارجی و انسجام قدرت مقدم بر آموزش، بهداشت و رفاه عمومی بودهاند. دوم، توسعه پایدار هیچگاه مجال استقرار نیافته و در نتیجه تهدید بقا همواره بازتولید شده است. سوم، هویت سیاسی ایران بیش از آنکه توسعهمحور باشد، امنیتی باقی مانده و این چرخه همچنان ادامه دارد.
🔸به این ترتیب، معمای تاریخی ایران آن است که توسعه همواره در سایه اضطراب بقا متوقف یا ناقص مانده است. تا زمانی که مسئلهی بقا به شکلی پایدار حل نشود، پروژهی توسعه نیز ناگزیر همچنان واکنشی و مقطعی خواهد ماند، نه برنامهای آگاهانه و پایدار برای آینده.
🔸تجربه تاریخی به ما می گوید، بازدارندگی کارآمد و پایدار در ایران هم لزوما با بازدارندگی متعارف به دست نمیآید!
🔗بازدارندگی هسته ای و بازگشت به ریل توسعه اقتصادی
irdiplomacy.ir/fa/news/1998001
#امنیت #بقا #قدرت #نظم #دولت #بازدارندگی #جغرافیا
🆔@nazm_jahani
👤امیر علی ابوالفتح:
خروج از NPT بدون تصمیم برای ساخت سلاح اتمی، عبث است.
و تلاش برای ساخت سلاح اتمی یعنی رفتن به استقبال جنگی به مراتب شدیدتر از جنگ 12 روزه
بدون کسب بازدارندگی غیر اتمی، رسیدن به بازدارندگی اتمی برای ایران ویرانگر خواهد بود.
https://x.com/Abolfath/status/1961326620930683180?t=7ewYPDu-kzbjBgsjLs_L2w&s=19
#قدرت #بازدارندگی #امنیت #بقا #دیپلماسی #جنگ #جغرافیا #ژئوپلیتیک #کارشناسی #علم
👤امیر علی ابوالفتح:
پرسیده اند منظورت از بازدارندگی غیر اتمی چیست؟
پاسخ من:
از جمله اقتصاد قوی، تسلیحات متعارف قوی، روحیه قوی دفاعی، انسجام داخلی قوی، روابط خارجی گسترده، ارتباط راهبردی با روسیه و چین
https://x.com/Abolfath/status/1961388488911130726?t=QO55DzV3yW-GxfCOtcLksQ&s=19
#تسلیحات_متعارف_قوی #روحیه_قوی_دفاعی #انسجام_داخلی_قوی #روابط_خارجی_گسترده #سیاست_خارجی_فعال #ارتباط_راهبردی_با_روسیه_و_چین
#اقتصاد_قوی
آیا ایران میتواند از الگو چین استفاده کند؟
در زمان عادیسازی رابطه چین و #آمریکا،
۱-چین بمب اتم داشت.
۲-مشکلی به اسم اسرائیل نداشت.
۳-برای عادیسازی روابط با چین در بین نخبگان سیاسی و اقتصادی آمریکا اجماع وجود داشت.
هیچکدام از موارد بالا برای ایران صادق نیست.
🖋 فواد ایزدی
بر اساس اطلاعات بهدستآمده، پس از سخنرانی شیخ نعیم قاسم، دولت عربستان سعودی فشار زیادی بر نواف سلام و برخی دیگر از مقامات لبنانی وارد کرده تا پاسخی تند به سخنان شیخ نعیم بدهند.
نواف سلام نیز در مصاحبهای با روزنامه «الشرق الأوسط»، با لحنی تند به حزبالله پاسخ داده است.
سعودیها به عوامل خود در لبنان دستور دادهاند که موضوع «تسلیم سلاح» را به هر قیمتی پیش ببرند و از «جنگ داخلی» نیز هراسی به خود راه ندهند.
اگر توافق پکن طرف سومی دارد که باید عدم پایبندی یکی از طرفها را گزارش دهد، اکنون زمان آن است که این توافق یکطرفه مورد محاسبه و بازنگری قرار گیرد.
🖋 حسین پاک
سه تئوری وجود دارد:
۱. تئوری جنگ
۲. تئوری تسلیم
۳. تئوری مقاومت
- تئوری جنگ، برای آمریکا و چند کشور اروپایی و رژیم صهیونیستی است. آنها بودند که بعد از فروپاشی شوروی، نظریۀ جنگ تمدنها را مطرح کردند و براساس این نظریه، مرزهای خونین بین کشورها و تمدنها تعریف کردند و وارد جنگ با دنیای اسلام شدند.
- مُکَمّل تئوری جنگ، «تئوری تسلیم» است که میگوید چون نظام استکباری قدرت و زور دارد، ما باید تسلیم شویم: در کفِ شیرِ نرِ خونخوارهای/ غیرِ تسلیم و رضا کو چارهای! درواقع، تئوری جنگ، آنهنگامی موفق و محقق میشود که طرف مقابلش تسلیم شود!
تئوری تسلیم در برابر استکبار، تئوری طرفداران «اسلام آمریکایی» در کشور ما و در منطقه است.
- اما جبهۀ مقاومت، نه اهل جنگطلبی است و نه اهل تسلیم در برابر ظلم و زور؛ بلکه اهل ایستادگی در برابر تجاوز و زیادهخواهی است.
🖋 سیدمحمدمهدی میرباقری
پروژه های احیا در سیاست دنبال کشف و یافتن راه حل برای مشکلات کنونی در گذشته اند. غالبا روایت های تاریخی مسلط را با خود تاریخ یکسان می گیرند. فرض می کنند روایت های تاریخی معادل خود تاریخ اند و الوده قدرت نشده اند. منکر رابطه قدرت و دانش اند و یکی از دلایل عدم موفقیت آنها همین است
🖋️ رحمان قهرمان پور
#تاریخزدگی
کاسهای بسیار داغ تر از آش!
سادهاندیشی بزرگی است اگر بخواهیم ماهیت واقعیِ روابط بینالملل را صرفاً با پارادیم و به عبارت بهتر از طریق پوشش زیبا و فریبندهٔ قانونی و حقوقی آن تعریف و تبیین کنیم؛ زیرا در این میان ابرقدرتها برای نیل به اهداف خویش هرگز خود را مقید به هیچ قانون و قاعده اخلاقی، انسانی و بینالمللی ندانسته و نمیدانند و اگر چنین است به گمانم نباید بیش از اندازه مته بر خشخاشی گذاشت که زالوها قبلاً آن را آزموده و شیره آن را تا ته مکیده اند!
🔸در سالیان گذشته و در هنگامهٔ اخیر رویاروییهای همهجانبه و مختلف دنیای غرب با ایران و دیگر ملتهای جهان؛ وقتی با برخی از دیدگاههای جامعهٔ نخبگانی این کشورها بویژه در فضای مجازی مواجه میشوم ناخواسته حکایت برخی از شخصیتهای مطرح شدهٔ کلیله و دمنه در ذهنم نقش می بندد.
🔸در کلیله و دمنه که امروزه به اقتضاء سیاست نظام سلطه جهانی جای آن را با داستان های امثال مزرعه یا قلعه حیوانات! برایمان پر کرده اند با داستان شیر درنده ای مواجهیم که قربانیان امروز و فرداهایِ او برای آنکه چند صباحی در آرامش زندگی کنند از طرف خود نماینده ای به نزد او می فرستند تا زین پس نه جناب شیر زحمت کمین و شکار به خودش بدهد و نه آنها هر لحظه با بیم و هراس زندگی کنند و قانونی! فی مابین خود وضع میکنند که از آن به بعد حیوانات نگون بخت هر روز یکی را از اجتماع خود بعنوان غذا با پای خویش به محضر شیر بزرگ بفرستند تا ....!
🔸وادادگی از این بیم و هراس از یک سو و سالها تبلیغ و ترویجِ انواع چسبندگیهایِ پست زندگیِ مدرن توسط رسانههای آنان در میان اقشار متوسطِ جوامعِ توسعه نایافته در مقایسه با اقشار تنگدست و فقیر به مراتب بیشتر و اثرگذارتر بوده است و اضافه کنید فرو ریختن بسیاری از ارزشهای اخلاقی، انسانی، دینی و حتی ملی و میهنی که روشنفکر مآبان براحتی از کنار آن گذشتند و زمینه ساز شکل گیری تفکرِ سازش و حتی تسلیم بی قید و شرط در برابر زیاده خواهان جهان شده اند تا جاییکه گمان میکنی برای آنکه چند صباحی به زعم خویش زندگی خوش و خرّمی داشته باشند حاضرند به هر قیمتی با جهان خواران توافق کنند و در این میان اگر ملتی نخواهد به آن راه و روش رفتار کند گویی چاره ای جز تنهایی و انزوا برای او نیست و زبان و قلم را فراتر از آن می فرسایند و بجای تشویق و ترغیب به چاره اندیشی، ایستادگی و مقاومت، مدام جامعه را نهیب میزنند که آنها به این حد هم بسنده نخواهند کرد و اگر تسلیم نشوید بر پیکر شما، زخمی عمیقتر از انزوا که نابودی خواهد بود وارد خواهند کرد!