دیدگاهی که همهی بحرانها را تنها به یک عامل فرو میکاهد و حکومت را بهمثابه شرّ مطلق معرفی میکند، در واقع بیش از آنکه راهحلساز باشد، ما را در بنبست مطلقگرایی گرفتار میسازد. ناکارآمدیها، فسادها و فجایع حکومت بر کسی پوشیده نیست؛ اما وقتی کنشگری فقط و فقط بر افشای این بدیهیات بدون لکنت زبان اصرار ورزد، در عمل چیزی جز تکرار یک تفسیر کاملاً سیاه به دست نمیدهد. این مطلقسازی سیاه نه راهی برای تغییر میگشاید و نه امکان کنشی مسئولانه را فراهم میسازد.
کنشگر مسئول باید بتواند در کنار دیدن و نقد مشکلات، امکانها و ظرفیتهای موجود را نیز مورد توجه قرار دهد. باید باقی جهات را هم ببیند و مهمتر از همه، منطق قدرت را درک و هضم کند. بدون درک شرایط واقعی، نیروهای فعال در میدان و تأثیر متقابل آنها، هیچ راه گریزی یافت نمیشود. مسئولیتپذیری سیاسی یعنی دیدن همهی ابعاد صحنه، نه محدود شدن به نفی مطلق یک قطب.
نمونهای مانند دکتر عبدالکریمی نشان میدهد که نقد حقیقی فقط نقد حکومت نیست. او حتی پس از اخراج از دانشگاه و بازگشت دوباره نیز نقد خود را متوقف نکرد؛ اما نقد او فراتر از حاکمیت، متوجه جریانهای مؤثر و روشنفکری نیز بود. هشدارهای او درباره خطرات احتمالی و تلاشش برای نزدیک کردن دیدگاههای دو قطب جامعه، همان چیزی است که خود او بندبازی و ما آن را میانهروی مسئولانه مینامیم. این رویکرد میکوشد میان نقد و مسئولیت تعادل برقرار کند و مانع از سقوط جامعه در ورطهی افراط شود.
در سوی دیگر، نمونههایی همچون دکتر مهرآیین نشان میدهد که نقد رادیکال، هرچند تند و صریح باشد، وقتی فقط بر پایه یک منظر از حکومت شکل بگیرد، نهایتاً از تولید راهحل ناتوان است. چنین نقدی به انذار محدود میماند، اما در ادامه اثرگذاری سیاسی و اجتماعی جدی ندارد. نقدی که راهحل نسازد و امکان تغییر ندهد، هرقدر رادیکال باشد، نه مفید است و نه مسئولانه.
به همین دلیل باید از رادیکالیسم عبور کرد. رادیکالیسم چه در دفاع از حکومت و چه در نقد آن، تنها به قطبیسازی، نفی گفتگو و تولید خشونت میانجامد. میانهروی، برعکس، تلاشی است برای فراهم کردن امکان تغییر در دل شرایط موجود، کاهش هزینههای تحول، و باز کردن راه گفتوگو و اجماع. تنها از مسیر میانهروی است که میتوان امید داشت تغییری واقعی و پایدار رقم بخورد، بیآنکه جامعه به دام آشوب و فاجعه فروغلتد.
نمونههای تاریخی بسیار بدتری از حکومتها در جهان وجود دارد؛ اما اگر به تاریخ سیاسی ایران نگاه کنیم، میبینیم که اوج و فرودها و تکانههای شدید اغلب محصول سیاستورزی عمومی و نبود وفاق ملی بودهاند. از همینرو، راهی مطمئنتر از اجماع نخبگانی، ایجاد تفاهم میان قطبها و تقویت نیروی مدنی برای حمل تغییر وجود ندارد. در غیر این صورت، تمام گزینههای دیگر پرهزینه، پرخطر و با نتایجی نامعلوم خواهند بود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
دیدگاهی که همهی بحرانها را تنها به یک عامل فرو میکاهد و حکومت را بهمثابه شرّ مطلق معرفی میکند،
ارسالشده توسط آقای فریبرز در یکی از گروههای مجازی.
⭕️سریع القلم و مسافرت های بی نتیجه اش!
🔹تلاش برای ارائه پاسخ های ساده به مسائلی که ماهیتا پیچیده و چند وجهی هستند، از همان ابتدا ناکام خواهد بود. در همین رابطه محمود سریع القلم، استاد علوم سیاسی و نظریه پرداز توسعه، معتقد است که یکی از عوامل ترقی و توسعه جوامع بشری، دنیا دیدگی (مسافرت های خارجی) نخبگان فکری و اجرایی یک کشور است. با این حال نگاه دقیق تر به تاریخ چیزی دیگری را شهادت می دهد. بسیاری از افرادی که زندگی در دیگر مناطق دنیا را تجربه کرده اند، عملکرد متفاوتی در کشور خودشان نداشته اند. با وجود چنین مغایرت هایی سریع القلم همچنان بر اهمیت سفر به خارج تاکید دارد. در اینجا مدعیات سریع القلم به طور کامل نفی نمی شود اما استدلال می شود که به شدت تقلیل گرایانه است. در همین رابطه برای زدودن چنین نگاه متصلبانه ای، باید دسته بندی چندگانه ای را درباره تاثیرات سفرهای خارجی ارائه کرد.
🔹به طور کلی، در یک دسته بندی ساده سازی شده، می توان افراد بازگشته به وطن را در چهار گروه قرار داد:
▪️خنثی ها: مسافرت کردن و یا نکردن این گروه، هیچ تاثیر مثبت و یا منفی خاصی بر نگرش آن ها ندارد (بسیاری از ماموران دولتی).
▪️خوشگذران ها: سفر به خارج برای بسیاری از دولتمردان تاریخ معاصر ایران، از زمان قاجاریه تا به حال، نوعی تفریح و خوشگذرانی بوده است (شاهان و درباریان ایرانی و بسیاری از سفرهای دولتی و غیردولتی).
▪️غرب زدگان: این دسته پس از مسافرت به غرب، مبهوت دستاوردهای مادی آن شده اند و نوعی شیفتگی در آن ها پدید آمده است (میرزا ملکم خان و برخی از شخصیت های پس از انقلاب).
▪️اصلاحگران: اقلیتی از ایرانیانی که تجربه مسافرت به غرب و دیگر مناطق جهان را داشته اند، آن ها تحت تاثیر تحولات مدرن قرار گرفته اند و سعی داشته اند پس از بازگشت به ایران، آن ها را در قالب اصلاحات موثر و سازنده در ایران پیاده سازی کنند (امیرکبیر).
🔹در یک نتیجه گیری منصفانه می توان گفت دنیادیدگی می تواند بر نگرش رهبران سیاسی بسیار موثر و مفید باشد، البته به شرطی که با دغدغه و بصیرت های ذاتی آن ها توام شود. به عبارت دیگر اصل سفر تنها ملاک نمی تواند باشد بلکه این که چه کسی به سفر می رود، مهمتر است. به نظر می رسد خود سریع القلم علی رغم سفرهای زیاد، فاقد بصیرت کافی بوده باشد.
🔹سفرهای خارجی به دو شیوه می توانند تاثیرگذار باشند. اولا آشنا شدن هر فرد به طور مستقیم با محیط های دانشگاهی، صنایع، نظام سیاسی، سیستم های مدیریتی و غیره می تواند نقش آموزشی برای دیگران داشته باشد. ثانیا لمس مستقیم تجارب دیگران به لحاظ روان شناختی می تواند انگیزه و اراده بیشتری را به منظور اعمال تغییرات پدید آورد، حتی اگر آن فرد پیش از آن به طور نظری با آن ها آشنا باشد.
🔹گاهی بینش های پدید آمده از سفر به قدری اهمیت دارند که قادرند سرنوشت جوامع را تغییر دهند. در همین رابطه اندیشمندانی مثل جرد دایموند، معتقدند علت شکست و ناکامی ژاپن در دهه های 1930، 1940 و سرانجام جنگ جهانی دوم به تفاوت در تعداد سفرهای نخبگان ژاپنی نسل اول اصلاحات میجی (از 1868 تا جنگ جهانی اول) و نسل دوم آن ها (بین دو جنگ جهانی) باز می گردد. گروه اول با مسافرت های سیاسی خود درک دقیق تری از مناسبات قدرت بدست آورده بودند اما نسل دوم، اساسا تجربه سفر نداشتند که از آن بتوانند بینش کسب کنند. در همین رابطه دایموند می گوید:
«بسیاری از ژاپنی های عصر میجی- از جمله رهبران نیروهای مسلح کشور- به خارج سفر کرده، به این ترتیب معلومات بی واسطه ای درباره چین، ایالات متحده، آلمان، روسیه و ارتش و نیروی دریایی آن ها کسب کرده بودند... برعکس، ارتش ژاپن در خشکی اصلی آسیا در دهه 1930 را افسران جوان سرکشی هدایت می کردند که به خارج کشور (به جز آلمان نازی) نرفته و از دستور رهبران مجرب ژاپنی در توکیو اطاعت نمی کردند... ایشان روانشناسی آمریکایی را نمی شناختند و آمریکایی ها را ملتی متشکل از مغازه دارها می دانستند که به جنگ روی خوش نشان نمی دهد.»*
🔹تقریبا همه بنیانگذاران اصلی جمهوری اسلامی، به جز محمد بهشتی، تجربه زندگی در خارج ایران را نداشته اند و اگر هم داشته اند الزاما از بصیرت کافی برای فهم پیچیدگی های دنیای امروز برخوردار نبوده اند. همزمان به دلیل نداشتن تحصیلات مرتبط و همچنین عدم تسلط بر زبان های روز دنیا، حتی از فرصت شناخت نظری غرب نیز محروم مانده اند. به عبارت دیگر شناخت نظری و عملی آن ها از ابعاد مختلف تمدن غرب و جهان، بسیار قشری، ناقص، مبتنی بر ترجمه های نه چندان دقیق بوده است.
🔹تحت چنین شرایطی اگر آن ها واجد هر دو شرط مذکور (مسافرت و بصیرت اصلاحگرایانه) بودند سرنوشت ایران چگونه رقم می خورد؟ سیاست های اقتصادی، فرهنگی و خارجی ایران چگونه شکل می گرفت؟ و غیره
*دایموند، جرد، آشوب: نقاط عطف برای کشورهای بحران زده، نشر طرح نو، صص ۷۸-۱۷۷
#خوابگرد
هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
#گزارش_خارجی
ادعای نیویورک تایمز:
اسرائیل برای هدف قرار دادن مقامات و فرماندهان ایران یک حلقه ضعیف پیدا کرد
محافظان آنها
رونن برگمن در نیویورک تایمز مدعی شد محافظان شخصی با تلفنهای همراه در اطرافشان میچرخیدند و حتی محتوا در شبکههای اجتماعی منتشر میکردند. این موضوع هم در ایران و هم در اسرائیل تأیید شده و باعث افزایش تعداد محافظان شده است: «ما این ضعف را بر آنها تحمیل کردیم و از آن بهره گرفتیم.»
بر اساس گزارش، مقامات ایرانی سالها یاد گرفته بودند تلفن همراه همراه خود نبرند. با این حال، در جریان «جنگ ۱۲ روزه»، اسرائیل از طریق محافظان شخصی توانست رد مقامات و دانشمندان را بگیرد. تحقیق نیویورک تایمز – به قلم، رونن برگمن – جزئیات گزارش اطلاعاتی ایران پس از حمله را منتشر کرده، با تأیید منابع ایرانی و اسرائیلی.
سه روز پس از حمله غافلگیرکننده آغاز جنگ، جلسهای محرمانه در شورای عالی امنیت ملی ایران در پناهگاهی ۳۰ متری در غرب تهران برگزار شد. در آن نشست رئیسجمهور مسعود پزشکیان، رؤسای قوه قضاییه، وزارت اطلاعات و فرماندهان عالیرتبه حضور داشتند. هیچیک تلفن نداشتند. اما جنگندههای اسرائیلی درست پس از آغاز جلسه، ورودی و خروجیهای بونکر را بمباران کردند. حاضران در زیرزمین زنده ماندند، ولی هنگام خروج با پیکر محافظان خود که بیرون مانده بودند روبهرو شدند.
این حمله جامعه اطلاعاتی ایران را شوکه کرد. بعداً روشن شد اسرائیل محل جلسه را از طریق نفوذ به تلفنهای محافظان کشف کرده بود. این نوع ردیابی از محافظان ایرانی تاکنون گزارش نشده بود. تایمز نوشت این بخشی از تلاش گستردهتر برای نفوذ به حلقههای امنیتی ایران است که باعث شده مقامات تهران دو ماه است در سایه حرکت کنند، در هراس از اینکه اسرائیل همه چیز را بداند.
به گفته منابع ایرانی و اسرائیلی، استفاده بیاحتیاط از موبایل توسط محافظان – حتی انتشار محتوا در شبکههای اجتماعی – عامل اصلی موفقیت روش موساد بوده است. ساسان کریمی، استاد دانشگاه تهران و معاون سابق ریاستجمهوری در امور راهبردی گفت: «ما میدانیم مقامات تلفن نمیبردند، اما اطرافیانشان – محافظان و رانندگان – این کار را میکردند. همین باعث شد رد اکثرشان زده شود.»
. گزارش تایمز بر اساس مصاحبه با پنج مقام ایرانی، دو عضو سپاه و منابع امنیتی اسرائیل است. مصطفی هاشمیطبا، معاون و وزیر پیشین، اعتراف کرد: «نفوذ به بالاترین سطح تصمیمگیری ما رسیده است.»
اوایل ماه جاری ایران یک دانشمند هستهای به نام روزبه وادی را به اتهام جاسوسی برای اسرائیل و کمک در ترور دانشمند دیگر اعدام کرد. سه مقام ایرانی و یک عضو سپاه گفتند ایران دهها نفر از ارتش، اطلاعات و دولت را به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت یا در حصر خانگی قرار داده است، برخی در ردههای بالا. اسرائیل طبق معمول نه تأیید و نه تکذیب کرد.
به گفته منابع اسرائیلی، از اواخر ۲۰۲۲ موساد دانشمندان هستهای را زیر نظر گرفت و قصد داشت در اکتبر همان سال برخی را ترور کند اما به دلیل دولت بایدن منصرف شد. از پایان سال تا ژوئن، تیم اسرائیل همه پروندهها را بررسی کرد تا لیست ترور را تعیین کند: فهرست ۴۰۰ نفره که به ۱۰۰ نفر کاهش یافت، عمدتاً بر اساس آرشیو هستهای سرقتشده در ۲۰۱۸. بنا بر ادعای ایران، اسرائیل بر کشتن ۱۳ دانشمند متمرکز شد.
احمد وحیدی، فرمانده جدید سپاه پس از کشته شدن سلفش، گفت اسرائیل علاوه بر مأموران زمینی، با فناوری پیشرفته و دادههای الکترونیک محل جلسات حساس را پیدا کرده است: «دشمن بیشتر اطلاعاتش را از فناوری، ماهواره و دادههای الکترونیکی میگیرد. میتواند افراد را شناسایی کند، صدا و تصویر بگیرد و با ماهوارههای دقیق روی اهداف متمرکز شود.»
از نگاه اسرائیل، افزایش حفاظت از مقامات ایران یک فرصت بود. زیرا محافظان با موبایل فعال بودند و حتی در شبکههای اجتماعی پست میگذاشتند. یک مقام امنیتی اسرائیل گفت: «تعداد بالای محافظان همان ضعفی بود که ما تحمیل کردیم و از آن استفاده کردیم.»
ایران بعد از ماجرای «بِیجرها» در لبنان استفاده از گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی برای مشاغل حساس را ممنوع کرده بود. مسئول حفاظت مقامات و دانشمندان در ایران با یگان ویژه «انصارالمهدی» است. فرمانده جدید این واحد، محمد جواد اسدی، در اوت گذشته منصوب شد و از فرماندهان جوان سپاه است.
https://www.nytimes.com/2025/08/30/us/politics/israel-iran-assassination.html
هدایت شده از علیرضا زادبر
تعیین نقش
تحولات پرسرعت و دامنه دار دو سال اخیر و آنچه در آینده نزدیک رخ خواهد داد فقط ناظر بر حکومت ایران و جامعه ایرانی نیست. این تغییر نظم در سطح منطقه و جهان جریان دارد. ایرانیان حتی اگر نخواهند نیز به دلیل سابقه تاریخی و موقعیت ژئوپلیتیک در قلب تحولات قرار دارند. پس مساله فقط بر سر ایران نیست، فقط تهدید علیه انسان ایرانی نیست.
در این شرایط یکی از کاستی ها و خللهای مهم در بین ما عدم درک "نقش" خود است. تحولات و تغییر نظم فقط با دولت ها و حاکمیت ها پیش نمی رود، نخبگان، رسانه ها، هنرمندان، مردم، گروه های مرجع همگی در این چرخش نقش دارند.
اولین مساله درک و تعیین نقش خود است.
#فردا_شب این بحث را در جلسه ادامه میدهم
⭕️از تهاجم فرهنگی تا مکانیسم ماشه
👤دکتر برزویه نجی
وقتی که آیت الله خامنه ای در دهه اول رهبری دم از تهاجم فرهنگی می زد من یک نوجوان بودم که فکر میکردم منظور از تهاجم فرهنگی کاست شهرام شبپره و لیلا فروهر است و تیشرت مارک دار. نوجوان بودم ولی افسوس که بسیاری از سیاست گذاران فرهنگی ماهم همین فکر را میکردند. تلویزیون رسمی ایران هم که در ابتدای دهه هفتاد برای استاد جواد معروفی بزرگداشت میگرفت پیرو همین سطحی نگری رفت تا جایی که نشان دادن ساز را هم ممنوع کرد و هر اسم مذهبی در سریال ها شد برای آدم خوب ها و کوروش و گودرز و ... شدند آدم بدها... نتیجه این شد که مخاطب هزاردستان و سربداران و امیرکبیر دهه شصت شدند مخاطب تلویزیون های ماهواره ای. ابتدا سریال های آمریکای لاتین که گابریلا با سالوادور روی هم میریختند و فرانچسکو با ایزابلا... اما این نتیجه یک مطلوب نبود... نتوانستند تا مغز استخوان نفوذ کنند. این شد که جغرافیای داستان آمد در گوش ما، این سری آن کسی که در مثلث عشقی بود و شکمش بالا آمده بود ایزابلا نبود، زینب بود، و گزینه های ابویت علی و قدیر و اسامی دیگه که به گوش ایرانی و مسلمان آشنا بود و داستان در بستر کشوری مسلمان که اتفاقاً بر خلاف این نمایش ها جامعه ای معتقد دارد جریان داشت... خب حالا وقت اقدام جدید بود رئالیتی شو! با نمونه هایی که در داخل هم تولید می شود. رقابت عشقبازی و شهوت رانی و برهنگی افراطی به مجری گری بازیگر سرشناس ایرانی و با شرکت کنندگان ایرانی!!! نتیجه را در هر کوی و برزن دارید میبینید نیازی به اشاره نیست...
وقتی که آیت الله خامنه ای از بی اعتمادی به طرف های غربی میگفت رسانه های فارسی زبان آن طرفی و خیلی از مردم میگفتند که غرب با ایران کنار آمده است ببینید این رهبر ایران است که تنها دنبال دشمن تراشی است، اصلا دشمن تراشیدن اسباب دیکتاتورها برای بقا و سرکوب است... در صورتی که به گواه تاریخ ایشان هرگز مانع مذاکره هیچ کشوری با غرب نشد حتی با آمریکا. اما به وضوح گفت من بی اعتمادم هم به آمریکا هم به اروپا و نیاز به تضمین است.
من نه میخواهم بگویم سیاست های جمهوری اسلامی در این سالها بی نقص بوده نه اینکه ایشان دانای مطلق است. قطعاً ایشان هم از وجود مشاورینی بهره می برد که در زمینه های مختلفی یاری فکری می دهند. اما روزی که اسرائیل به ایران حمله کرد فهمیدم که اگر درایت رهبری در توسعه برنامه موشکی ایران نبود تهران هم برای دشمنی فرقی با ضاحیه نداشت.
الغرض، به نظر بنده شخص رهبری همچون هر فردی بغیر از معصومین علیهم السلام محتمل الخطا بوده و خود ایشان نیز ادعای جز این ندارند. کما اینکه در مورد بحث سیاست های فرزند آوری هم به صراحت اعلام کردند که ما اشتباه کردیم. ازین رو درب انتقاد از ایشان باید گشوده باشد کما اینکه حتی خود معصومین علیهمالسلام نیز انتقاد گریز نبودند. اما آنچه دشمن بر آن تاکید دارد کوبیدن جنبه ی حسن نیت است. برای من امروز مبرهن شده است که هشدار های آیت الله خامنه ای در این سالها خیرخواهانه و دلسوزانه بوده است و گمان میکنم دشمن نیز به چنین باوری رسیده است زیرا که امروزه هدف تریبون های دشمن دقیقاً ایجاد سوظن نسبت به حسن نیت حاکمیت در خدمت رسانی است، از بالاترین رده یعنی رهبری تا کارمندان ادارات دولتی که از بدنه مردم هستند.
امروز به نظر بنده اگر به بقا و امنیت و آبادانی میهن علاقه داریم ضروری است که ضمن ارائه سخاوتمندانه انتقادات از سیستم با هدف بالا بردن کارآمدی، هر کدام از ما شواهدی که در راستای تلاش صادقانه سیستم برای بهبود اوضاع می بینیم را بازتاب دهیم. کار آسانی نیست و از روز اول با برچسب های جیره خور و وابسته و مزدور روبرو خواهیم شد ولی به نظر من فداکاری برای میهن امروز به صورت تحمل این مرارت هاست که معنا پیدا میکند.
♦️اسرائیل با هک و ردگیری تلفن همراه محافظین مسئولان ایرانی، اقدام به ترور آنها میکرد/نیویورک تایمز
🔹اسرائیل توانست در طول جنگ ۱۲ روزه بهار امسال، با ردیابی تلفنهای همراه اعضای نیروهای امنیتی، حرکات چهرههای کلیدی ایران را ردیابی و آنها را ترور کند. این جلسه آنقدر محرمانه بود که فقط شرکتکنندگان، تعداد انگشتشماری از مقامات ارشد دولتی و فرماندهان نظامی ایران، از زمان و مکان آن مطلع بودند.
🔹۱۶ ژوئن، چهارمین روز جنگ ایران و اسرائیل بود و شورای عالی امنیت ملی ایران برای یک جلسه اضطراری در یک پناهگاه ۱۰۰ فوتی در زیر دامنه کوهی در غرب تهران گرد هم آمد. برای چند روز، بمباران بیوقفه اسرائیل، سایتهای نظامی، دولتی و هستهای اطراف ایران را نابود کرده و ردههای بالای فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای ایران را از بین برده بود.
🔹اسرائیل توانست در طول جنگ ۱۲ روزه بهار امسال، با ردیابی تلفنهای همراه اعضای نیروهای امنیتی، حرکات چهرههای کلیدی ایران را ردیابی و آنها را ترور کند. این جلسه آنقدر محرمانه بود که فقط شرکتکنندگان، تعداد انگشتشماری از مقامات ارشد دولتی و فرماندهان نظامی ایران، از زمان و مکان آن مطلع بودند.
🔹۱۶ ژوئن، چهارمین روز جنگ ایران و اسرائیل بود و شورای عالی امنیت ملی ایران برای یک جلسه اضطراری در یک پناهگاه ۱۰۰ فوتی در زیر دامنه کوهی در غرب تهران گرد هم آمد. برای چند روز، بمباران بیوقفه اسرائیل، سایتهای نظامی، دولتی و هستهای اطراف ایران را نابود کرده و ردههای بالای فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای ایران را از بین برده بود.
🔸نیویورکتایمز در گزارشی ادعا کرده که جلسه شعام که اسرائیل به آن حمله کرد از طریق هک گوشی محافظان صورت گرفته بود.
حواستان باشد، اینها اسمش پروژه فراری دادن نفوذیهاست
همانطور که دردهه ۹۰ باطرح #کلوپ_ترور و مازیار ابراهیمی سیستم را فرستادن دنبال نخود سیاه تا عوامل نفوذی فرار کنند.
👤داوود حشمتی
https://x.com/heshmatid/status/1961804720357491024?t=_5-EFhYWckVcj1JonTZn8g&s=19
هدایت شده از خط انرژی
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 زنگنه به ظریف: هر چه میخواهی در برجام بنویس اصلا مهم نیست، به ازای هر حرف ۱۰۰۰ دلار میدهم!
🔹بیژن زنگنه: به ظریف گفتم به ازای هر حرف توافق (برجام) ۱۰۰۰ دلار بهت میدم! هر حرف ۱۰۰۰ دلار، هر چه میخواهی بنویس اصلا مهم نیست.
🔹من باورم نمیشد و روز توافق از خوشحالی گریه کردم، چون نجات ما بود ولی بعضیها قدر نمیدانند، این فداکاری که آقای روحانی کرد.
🔹به گزارش خط انرژی، اکنون بعد از گذشت ۱۰ سال نتیجه «هر چه میخواهی بنویس» یا «هر توافقی بهتر از توافق نکردن است» را میبینیم، اقتصاد شرطی و دلار ۱۰۰ هزار تومانی.
@khate_energy
هدایت شده از خط انرژی
🔺 نماد سادهلوحی در تاریخ نفت ایران
🔹این تصویر، نماد حماقت و سادهلوحی در تاریخ نفت کشور است.
🔹روزی که برجامیون به توتال اعتماد کردند، قرارداد بستند اما این شرکت فرانسوی با انبوهی از اطلاعات فنی ایران را ترک کرد و به قطر رفت.
🔹و زنگنهای که میگفت قرارداد با توتال، اسلام را تقویت میکند!
@khate_energy
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در پایان مناظره عبدالکریمی و زیباکلام
یکی از دوستانم عربه یعنی خوزستانیه، ولی زبان مادریش عربیه.
میگه که یه دوست لیبیایی داره — آقای زیبا کلام — دو تا پا نداره، گوشتون با من هست: یک دوست لیبیایی داره دو تا پا نداره، هر دو پاشو در زندانهای معمر قذافی به خاطر شکنجه از دست داده و الان رو ویلچر نشسته.
میگه «اگر میدونستم که بعد از رفتن معمر قذافی چه بلایی سر این کشور میاد، غلط میکردم با معمر قذافی مبارزه کنم»
سقوط جمهوری اسلامی به معنای این نیست که کنشگرانی برن و رد کارپت بندازن برای دکتر زیبا کلام یا دکتر عبدالکریمی بیاد کنشگری کنه، سقوط جمهوری اسلامی به معنای تبدیل ایران به زمین سوخته است و شما هی دارید ایران رو به سوی این زمین سوخته هل میدید.
#بیژن_عبدالکریمی
هدایت شده از خبرگزاری فارس
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مرشایمر: ایرانیها اسرائیل را ترکاندند!
🔹استاد روابط بینالملل دانشگاه شیکاگو: ممکن است اسرائیلیها توان حملهٔ دوباره به ایران را نداشته باشند چون واقعیت این است که دفعهٔ قبل ایرانیها واقعاً اسرائیل را ترکاندند!»
🔹نظریهپرداز آمریکایی همچنین گفت: «بهنظر من اسرائیلیها متوجه هستند که اینبار حتی سختتر از بار قبل هدف قرار خواهند گرفت. بهنظر من نمیشود استدلال کرد که در حملاتی که بین دو طرف رخ میدهد، اسرائیل وضع بهتری خواهد داشت».
@Farsna