eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️عبدالکریمی چه می‌گوید؟ ✍دکترمحمدحسن علایی ۱۷ آذر ۱۴۰۳ نگارنده به عنوان جامعه‌شناس آشنا با فلسفه، شناخت آرای فلسفی و جامعه شناختی دکتر بيژن عبدالكريمي و نسبت آرای ایشان با مسائل و بحران‌های جامعه ایران را وجهه همت خویش قرار داده است لذا می‌تواند در خصوص این پرسش که "عبدالکریمی چه می‌گوید؟!" اظهار نظر صریح و شفاف داشته باشد اولا از جهت اهمیتی که به آرای ایشان برای صورت‌بندی پروبلماتیک ایران قائل است ثانیا در جهت رفع برخی سوءتفاهمات و سوءبرداشت‌هایی که اخیرا در میان طیف وسیعی از مخاطبان و علی الخصوص جامعه روشنفکری در باب آرای وی پدید آمده است و ثالثا به جهت تاکید بر انتقادت خویش به برخی مواضع و مواجهات وی که پیشتر نیز ابراز داشته است. ✅عبدالکریمی با توجه به فهم عمیقی که از ابربحران های مبتلی به کشور دارد به شدت نسبت به وخامت اوضاع کشور و عمق فجایع و بحران‌های سترگ موجود در تمام عناصر اربعه حیات اجتماعی-سیاسی ما ایرانیان دلنگران و حتی مضطرب است. ️✅️عبدالکریمی بر خلاف اکثریت قریب به اتفاق روشنفکران نسبت به اوصاف نیهیلیستیک جهان جدید و نظام به شدت ناعادلانه مناسبات جهانی آگاه هست فلذا در مقام یک دانش‌آموخته و معلم فلسفه نسبت به پیامدهای خطیر آن در سطوح خرد و کلان چه در میان کنشگران اجتماعی و چه در میان بازیگران عرصه های ملی، منطقه‌ای و جهانی اندیشناک و دلنگران است. ✅عبدالکریمی نمی تواند به مانند برخی روشنفکران با رسانه‌ها و بنگاه‌های خبرپراکنی داخلی و خارجی هم صدایی کند چرا که نسبت به وزن و اثرگذاری نیروهای تاریخی و اجتماعی دارای حساسیت نظری است و حاضر نیست با پیوستن به صف کنشگران هیجانی در شکل دادن به تکرار تجربه‌های شکست خورده‌ی پیشین در یک جامعه پساانقلابی شراکت داشته باشد. ️✅️عبدالکریمی به رغم اکثریت قریب به اتفاق روشنفکران ریشه‌ی همه‌ی مشکلات کشور را در سطح سیاست قلمداد نمی‌کند بلکه حتی اوضاع نابسامان سیاسی امروز را تابعی از وضعیت توسعه‌نیافتگی تاریخی کشور تلقی می کند لذا کلید حل مسائل کشور را در فروریختن ساختارهای سیاسی نمی‌جوید. چرا که نسبت به تحمیل هزینه های سنگین آن برای جامعه و نسل‌های آینده آگاه است. ✅عبدالکریمی در جهت هر نوع تحول و تغییر اجتماعی و سیاسی که آن را یک مطالبه ی به حق ملی قلمداد می کند نسبت به ضرورت حفظ انسجام و وفاق ملی به عنوان پیش شرط هر نوع تحولی تاکید می ورزد؛ فلذا نسبت به عواقب خطیر دوقطبی‌سازی ها و تفرقه‌افکنی ها و تجزیه طلبی‌ها تذکار می دهد. ️✅️عبدالکریمی به نقش و ظرفیت نیروهای تاریخی کشور در قالب نیروهای گفتمان انقلاب در جهت هر گونه تحول خواهی برای آینده ایران تاکید می کند و می کوشد تا با تمهید لوازم فکری و گفتمانی، از خطر اتلاف و هدر رفت نیروها و فرو غلتیدن کشور در آتش حرکت‌های کور و کنترل‌ناپذیر که امنیت و تمامیت کشور را تهدید می کند بکاهد. ✅️عبدالکریمی با توجه به اوضاع خطیر منطقه در یکسال اخیر با اتخاد مواضع تند و گاه حتی شتابزده، موجبات آزردگی برخی از دوستان خویش و هم‌قطاران روشنفکرش و از جمله خود نگارنده را فراهم ساخته است اما شکی نیست که او خطر را نزدیک و بحران را صعب و سخت تشخیص داده است فلذا بایستی در اصل دغدغه‌مندی و دلنگرانی‌های وی با او همدلی کرد و سپس زبان به انتقاد گشود. ✅عبدالکریمی در گفتگو با روشنفکران و اهل نظر، علی رغم همه‌ی دلنگرانی‌ها و اضطراب‌هایش، بسی نیکوتر است که در نحوه‌ی بیان‌، ادبیات و میزان حرارت کلام خویش تجدید نظر کند ولو بر سر مواضع خویش اصرار ورزد. هر چند باید اذعان داشت در خصوص فراخوان به گفتگو و گشودن باب همزبانی و دغدغه‌ی گفتمان سازی بی تردید فضل تقدم از آن وی می باشد. ️✅️همچنین عبدالکریمی شایسته‌تر است نسبت به شنیدن صدای متخصصین حوزه‌های مختلف از جمله متخصصین حوزه روابط بین‌الملل و دیپلماسی، ژئوپلیتیک؛ نظامی-امنیتی و ... گشوده‌ باشد و اساسا نسبت به شنیدن صدای مخالف شرح صدر بیشتری نشان دهد و ایده‌های تحلیلی‌تری در حمایت از ایده مقاومت ابراز نماید. ✅️نا گفته نماند عبدالکریمی ضمن عنایت به فرهنگ و سنت ایران زمین و با حضور در میان طیف‌های مختلف فکری و شنیدن آرای ایشان، به نحو همدلانه نسبت به عواقب بسیاری از تندوری‌ها و کج‌روی‌ها و خوارجی‌گری‌ها در مواجهه با نسل‌های جوان تذکار داده‌است و ضرورت به رسمیت شناختن اقتضائات سوژه مدرن و درک سبک زندگی دختران و پسران جوان را مکررا ابراز داشته است. ✅️ترسیم چارچوب های کنش سیاسی در داخل زمین منافع ملی؛ اصرار به ارتقای خودآگاهی ملی و حس تعلق به کشور؛ و ایفای نقش آگاهی بخشی و انگیزه آفرینی برای ماندن و ساختن کشور از جمله مواردی است که هر آزاده جانی می تواند در پویه‌های فکری و تلاش‌های بی شائبه عبدالکریمی تشخیص دهد لذا همین ویژگی‌ها می تواند صف منتقدان منصف وی را از نامنتقدین نافرهیخته‌ی او ممتاز سازد.
دیپلماسی در ایران درست فهم نشده است. دیپلماسی، مدیریت ابزارهای قدرت برای تأمین منافع ملی است؛ نه تأکید مستمر و بی‌معنا بر مذاکره و دیدار و گفت‌وگو. 👤مهدی خانعلی‌زاده
موشک_ایرانی_در_نظام_ادراکی_اسرائیل؛_سویه_های_سخت_ونرم_3.pdf
حجم: 763K
موشک ایرانی در نظام ادراکی اسرائیل؛ سویه‌های سخت و نرم دکتر سعید ساسانیان | عضو هیئت علمی پژوهشکده ابرار معاصر تهران منتشرشده در ماهنامه امنیت بین‌الملل ۷۳ رژیم صهیونیستی موشک ایرانی را واجد دو ویژگی می‌داند؛ نخست، موشک ایران ابزاری مهم برای تلافی‌جویی است که می‌تواند در نهایت سطحی از بازدارندگی را برای آن رقم بزند. موشک ایرانی، مشخصاً در جنگ ۱۲ روزه، با همه ضعف‌ها و نقص‌هایش توانست سهمی درخور در پایان‌بخشی به جنگ داشته باشد. اسرائیل پیش از جنگ از چنین قابلیت موشک ایرانی آگاه بود و کوشید تا مانع از اثرگذاری آن شود. ویژگی دوم موشک ایرانی در نظر اسرائیل، نسبت آن با پیوند مردم ایران با حاکمیت است، به‌گونه‌ای که می‌توان موشک را درعین سخت‌بودن، منبعی برای تولید قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در داخل به‌ویژه در هنگامه جنگ دانست. از نظر اسرائیل، انهدام توان موشکی ایران باعث می‌شود تا ضمن شکل‌گیری برخی اختلافات در سطوح مقامات سیاسی و نظامی، موجی از ناامیدی در میان مردم شکل گیرد، به‌گونه‌ای که اسرائیل خواهد توانست مراحل دیگر جنگ تا دستیابی به تغییر نظام سیاسی را در ایران پیگیری کند.
⭕️جلال آل‌احمد از نگاه رهبر انقلاب اسلامی به نام خدا. با تشکر از انتشارات رواق ـ اولاً به ‌خاطر احیای نام جلال آل‌احمد و از غربت درآوردن کسی که روزی جریان روشنفکری اصیل و مردمی را از غربت درآورد و ثانیاً به ‌خاطر نظرخواهی از من که بهترین سال‌های جوانی‌ام با محبت و ارادت به آن جلال آل‌ قلم گذشته است. ـ دقیقاً یادم نیست که کدام مقاله یا کتاب مرا با آل‌احمد آشنا کرد. دو کتاب «غربزدگی» و «دست‌های آلوده» جزو قدیمی‌ترین کتاب‌هایی است که از او دیده و داشته‌ام. اما آشنایی بیشتر من به وسیله و برکت مقالهٔ «ولایت اسرائیل» شد که گله و اعتراض من و خیلی از جوان‌های امیدوار آن روزگار را برانگیخت. آمدم تهران (البته نه اختصاصاً برای این‌کار) تلفنی با او تماس گرفتم و مریدانه اعتراض کردم. با اینکه جواب درستی نداد، از ارادتم به او چیزی کم نشد. این دیدار تلفنی برای من بسیار خاطره‌انگیز است. در حرف‌هایی که ردوبدل شد هوشمندی، حاضرجوابی، صفا و دردمندی کسی که آن‌روز در قلهٔ «ادبیات مقاومت» قرار داشت، موج می‌زد. ـ جلال قصه‌نویس است (اگر این را شامل نمایشنامه‌نویسی هم بدانید)، مقاله‌نویسی کار دوم او است. البته محقق و عنصر سیاسی هم هست. اما در رابطه با مذهب؛ در روزگاری که من او را شناختم به هیچ‌وجه ضد مذهب نبود، بماند که گرایش هم به مذهب داشت، بلکه از اسلام و بعضی از نمودارهای برجستهٔ آن به‌ عنوان سنت‌های عمیق و اصیل جامعه‌اش، دفاع هم می‌کرد. اگرچه به اسلام به چشم ایدئولوژی که باید در راه تحقق آن مبارزه کرد، نمی‌نگریست اما هیچ ایدئولوژی و مکتب فلسفی شناخته‌شده‌ای را هم به این صورت جایگزین آن نمی‌کرد. تربیت مذهبی عمیق خانوادگی‌اش موجب شده بود اسلام را ــ اگرچه به ‌صورت یک باور کلی و مجرد ــ همیشه حفظ کند و نیز تحت تأثیر اخلاق مذهبی باقی بماند. حوادث شگفت‌انگیز سال‌های ۴۱ و ۴۲ او را به موضع جانبدارانه‌تری نسبت به اسلام کشانیده بود و این همان چیزی است که بسیاری از دوستان نزدیکش نه آن‌روز و نه پس از آن، تحمل نمی‌کردند و حتی به رو نمی‌آوردند! اما توده‌ای بودن یا نبودنش؛ البته روزی توده‌ای بود. روزی ضد توده‌ای بود و روزی هم نه این بود و نه آن. بخش مهمی از شخصیت جلال و جلالت قدر او همین عبور از گردنه‌ها و فرازونشیب‌ها و متوقف‌‌نماندن او در هیچ‌کدام از آنها بود. کاش چند صباح دیگر هم می‌ماند و قله‌های بلندتر را هم تجربه می‌کرد. ـ اگر هر کس را در حال تکامل شخصیت فکری‌اش بدانیم و شخصیت حقیقی او را آن‌چیزی بدانیم که در آخرین مراحل این تکامل بدان رسیده است، باید گفت «در خدمت و خیانت روشنفکران» نشان‌دهنده و معین‌کنندهٔ شخصیت حقیقی آل‌احمد است. در نظر من، آل‌احمد، شاخصهٔ یک جریان در محیط تفکر اجتماعی ایران است. تعریف این جریان، کار مشکل و محتاج تفصیل است. اما در یک کلمه می‌شود آن را «توبه روشنفکری» نامید؛ با همهٔ بار مفهوم مذهبی و اسلامی که در کلمه «توبه» است. جریان روشنفکری ایران که حدوداً ۱۰۰ سال عمر دارد با برخورداری از فضل «آل‌احمد» توانست خود را از خطای کج‌فهمی، عصیان، جلافت و کوته‌بینی برهاند و توبه کند؛ هم از بدفهمی‌ها و تشخیص‌های غلطش و هم از بددلی‌ها و بدرفتاری‌هایش. آل‌احمد، نقطه شروع «فصل توبه» بود و کتاب «در خدمت و...» پس از غربزدگی، نشانه و دلیل رستگاری تائبانه. البته این کتاب را نمی‌شود نوشته سال ۴۳ دانست. به گمان من، واردات و تجربیات روزبه‌روز آل‌احمد، کتاب را کامل می‌کرده است. در سال ۴۷ که او را در مشهد زیارت کردم، سعی او در جمع‌آوری مواردی که «کتاب را کامل خواهد کرد» مشاهده کردم. خود او هم همین را می‌گفت. ـ به نظر من سهم جلال [در انقلاب اسلامی ایران] بسیار قابل ملاحظه و مهم است. یک نهضت انقلابی از «فهمیدن» و «شناختن» شروع می‌شود. روشنفکر درست آن کسی است که در جامعهٔ جاهلی، آگاهی‌های لازم را به مردم می‌دهد و آنان را به راهی ‌نو می‌کشاند و اگر حرکتی در جامعه آغاز شده است؛ با طرح آن آگاهی‌ها، بدان عمق می‌بخشد. برای این‌کار، لازم است روشنفکر اولاً جامعهٔ خود را بشناسد و ناآگاهی او را دقیقاً بداند. ثانیاً آن «راه نو» را درست بفهمد و به آن اعتقادی راسخ داشته باشد، ثالثاً خطر کند و از پیشامدها نهراسد. در این صورت است که می‌شود: «العلماء ورثه الانبیا». آل‌احمد، آن اولی را به تمام و کمال داشت (یعنی در فصل آخر و اصلی عمرش). از دوم و سوم هم بی‌بهره نبود. وجود چنین کسی برای یک ملت که به سوی انقلابی تمام‌عیار پیش می‌رود، نعمت بزرگی است و آل‌احمد براستی نعمت بزرگی بود. حداقل، یک نسل را او آگاهی داده است. و این برای یک انقلاب، کم نیست. انتشارات کتاب سعدی با کمی تلخیص از صفحات ۵۳۱ و ۵۳۲.
⭕️ضرورت اندیشه واقع‌بینانه و مقاومت هوشمندانه در مواجهه با بحران‌های امروز؛ دفاعی از دیدگاه دکتر بیژن عبدالکریمی دیدگاه دکتر بیژن عبدالکریمی بر این مبنا استوار است که در تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی، به ویژه در شرایط پیچیده و بحرانی کنونی، باید توان تمیز دادن و تفکیک دقیق موضوعات را داشت. وضعیت کنونی کشور، که تحت فشار و تهدید جدی از سوی آمریکا و اسرائیل قرار دارد، نمی‌تواند با راهکارهای ساده‌انگارانه و یک‌سویه حل شود. عبدالکریمی تأکید می‌کند که حمایت از ساختار حکومت و نیروهای نظامی در این شرایط، نه صرفاً دفاع از قدرت، بلکه دفاعی است منطقی و استراتژیک؛ چرا که تسلیم در برابر فشارها، پیامدهایی بسیار زیان‌بارتر و غیرقابل جبران خواهد داشت. این موضع‌گیری نه انکار خطاها و مشکلات و بحران های فزاینده کشور است، و نه تحمیل شرایط کنونی به عنوان امری قطعی، بلکه تلاشی است برای یافتن امکان‌های مقاومت و حیات سیاسی-اجتماعی در دل محدودیت‌ها. او به درستی روشنفکرانی را نقد می‌کند که با ایجاد شکاف بین دولت و ملت و نادیده گرفتن خطرهای امنیتی، با ارائه راه‌حل‌هایی مانند مذاکره بی‌چون و چرا با آمریکا و تعطیلی برنامه هسته‌ای، تصور می‌کنند مشکل حل خواهد شد. اما تجربه برجام و مذاکرات پیشین نشان داده است که این مسیر به جایی نرسیده و تنها ایران را در موضع ضعف قرار داده است. اتهام تناقض‌گویی به عبدالکریمی، در واقع ناشی از عدم تفکیک درست مسائل و فهم سطحی از موقعیت است. کسانی که دیدگاه‌های ساده‌انگارانه و تسلیم‌طلبانه دارند، نه تنها پیچیدگی‌ها و ظرافت‌های واقعی مسئله را درک نمی‌کنند، بلکه به‌صورت غیرمستقیم در خدمت خواسته‌های غرب عمل می‌کنند که خواهان تسلیم بی‌قید و شرط ایران است. همچنین، بخشی از اپوزیسیون ایده‌ای واقع‌بینانه برای حل مسائل ندارد و تنها با ساده‌سازی مشکلات، تسلیم را به عنوان راه‌حل معرفی می‌کند. این رویکرد نشان‌دهنده عدم درک منطق قدرت و عدم شناخت دقیق از شرایط بین‌المللی و مناسبات پیچیده آن است. چنین نگرشی نه تنها کمکی به کشور نمی‌کند بلکه وضعیت را بحرانی‌تر می‌سازد. در شرایطی که جریان‌های و تنها به دنبال ایجاد شکاف‌های عمیق‌تر در جامعه و تولید انبوه برای جلب رضایت سطحی افکار عمومی هستند، وجود افرادی چون دکتر عبدالکریمی بسیار ضروری و حیاتی است. این افراد با ، و ، تلاش می‌کنند تا روزنه‌هایی برای امید و مقاومت هوشمندانه ایجاد کنند؛ روزنه‌هایی که متأسفانه توسط همان جریان‌های عوام‌گرا مسدود می‌شود. در واقع، این تضاد میان روشنفکران واقع‌بین و کسانی که فقط شعار و هیجان را دنبال می‌کنند، نمایانگر جدال میان عقلانیت و سطحی‌نگری است که سرنوشت کشور را تعیین می‌کند. فریبرز خداخواه
⭕️غزه؛ میدان فروپاشی اسرائیل و خیزش چین در خاورمیانه 🔸‏جان مرشایمر اخیراً در اظهاراتی حول نقش چین، وضعیت اسرائیل و بحران خاورمیانه در چارچوب نظم بین‌الملل به تحلیل وضعیت موجود پرداخت. ‏🔸مرشایمر توضیح می‌دهد که چین به‌دلیل وابستگی شدید به نفت خلیج فارس و گسترش توانایی‌های نظامی خود، به‌ویژه با ساخت نیروی دریایی آب‌های آزاد، علاقه‌مند به ایفای نقشی پررنگ‌تر در خاورمیانه شده است. چین از تیره‌گی روابط آمریکا با ایران و عربستان بهره برده و جایگاهی تازه در مناسبات منطقه‌ای یافته است. هرچند روسیه به دلیل حضور طولانی‌مدت در سوریه هنوز بازیگر بزرگ‌تری محسوب می‌شود، اما چین در حال آماده‌سازی ابزارهای راهبردی برای اثرگذاری است. ‏🔸او سپس به همگرایی چهار کشور چین، روسیه، ایران و کره شمالی اشاره می‌کند که ایالات متحده را «دشمن مرگبار» تلقی کرده و برای مهار آن همکاری نزدیک‌تری آغاز کرده‌اند. از نظر مرشایمر، این روند توازن جهانی را تغییر می‌دهد. در این میان اسرائیل موقعیت خود را بیش از پیش وابسته به حمایت آمریکا می‌بیند؛ چرا که بدون کمک نظامی، اطلاعاتی و دیپلماتیک واشنگتن قادر به تداوم جنگ در غزه و مقابله با دشمنان منطقه‌ای خود نیست. ‏🔸مرشایمر معتقد است که اسرائیل با وجود نمایش پیروزی‌های تاکتیکی، از نظر راهبردی در موقعیت شکننده‌ای قرار دارد. حملات موشکی ایران، تداوم قدرت حماس و حزب‌الله و فشارهای یمنی‌ها همگی نشانه‌های ضعف ساختاری‌اند. او همچنین تأکید می‌کند که اسرائیل برخلاف گذشته دیگر توانایی دفاع مستقل ندارد و بدون سپر حمایتی آمریکا در معرض تهدید جدی قرار خواهد گرفت. ‏🔸در بُعد اخلاقی و سیاسی، مرشایمر غرب را به «ورشکستگی اخلاقی» متهم می‌کند؛ زیرا در حالی که مدعی ارزش‌های جهانی است، آشکارا از «نسل‌کشی در غزه» حمایت می‌کند. او می‌گوید بیرون از غرب، این تناقض به‌روشنی دیده می‌شود و حتی در درون جوامع غربی نیز امید به صداقت اخلاقی دولت‌ها رو به افول است. به باور او، این بحران مشروعیت نه‌تنها اسرائیل، بلکه موقعیت ایالات متحده و متحدان اروپایی‌اش را نیز تضعیف می‌کند و بستر را برای نقش‌آفرینی قدرت‌های نوظهوری چون چین و ائتلاف روسیه–ایران–ترکیه در آینده منطقه فراهم می‌سازد. ‏‌ youtu.be/3U_69DyZcxc?si…⁩
رژیم صهیونیستی و اختراعاتش بخش یکم از دو بخش محمدمهدی مجاهدی ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۴ رژیم صهیونیستی به عنوان اختراعی استعماری، نه‌تنها در کاربست الگوهای تروریسم دولتی صاحب سبک است، بلکه در این زمینه دست‌کم صاحب سه اختراع است: ۱. تأسیس رژیمی سیاسی و حفاظت از آن با استفاده از تروریسم؛ ۲. استفاده از تروریسم آشکار به عنوان ابزار جنگی ازجمله در دوازده روز نخست جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ و ۳. تبدیل امنیت غذایی به سلاح جنگی که بخشی جان‌گداز و روان‌سوز از واقعیت روزمره‌ی نسل‌کشی اسرائیل در غزه شده است. طرفه این که بانیان رسمی تداوم کاربست چنین اختراعات انسان‌سوزی که دادگاه کیفری بین‌المللی علیه دو نفر از ایشان کیفرخواست صادر کرده است، در پوستین نیرویی رهایی‌بخش، ریاکارانه جسارت می‌ورزند و ملت‌های تاریخی و بزرگ منطقه را مخاطب قرار می‌دهند، و از آن حیرت‌انگیزتر این که برخی جاه‌طلبان ساده‌دل یا مشتریان میان‌برهای شیطانی به ادعاهای این جانیان دل می‌سپارند و به قول حافظ، «چشم اِنعام از اَنعامی چند» می‌دارند. بی‌مناسبت نیست به تاریخچه‌ی صهیونیستی اختراع تروریسم در غرب آسیا گذرا اشاره کنیم (برگرفته از مصاحبه نگارنده، منتشرشده به تاریخ ۱۳۹۴/۱۲/۱۰ در شماره پنجم نشریه اندیشه اصلاح). گروه‌های تروریستی منطقه مانند القاعده و داعش تنها تقلیدهایی ناشیانه از الگوی صهیونیستی تروریسم اند. پیش از آن که صهیونیسم مهاجم تخم زهرآگین تروریسم را در دوران معاصر در دامان و دامنه‌ی غرب آسیا بپراکند، این توحش بیمارگونه در این منطقه از جهان ناشناخته بود. تبار استفاده‌ی سازمان‌یافته از تروریسم تهاجمی برای ملت‌سازی و دیگر اهداف سیاسی و نظامی در غرب آسیا به شکل‌گیری گروهی از یهودیان مسلح به نام «بارگیورا» در سپتامبر ۱۹۰۷ در حیفا بازمی‌گردد. مؤسسان این گروه اعضای سازمانی کارگری با ماهیتی مارکسیستی‌ـ‌صهیونیستی به نام «کارگران صهیون» بودند. «کارگران صهیون» در واقع گروهی از رانده‌شدگان تشکلی به نام «بوند» (اتحادیه‌ای از برخی کارگران یهودی در روسیه‌ی بزرگ و اروپای شرقی) بودند. ادعای اعلامی «بارگیورا» در آغاز بیش‌تر تدافعی بود تا تهاجمی. اما در خلال تحولات بعدی، چهره واقعی بارگیورا آشکار شد. شعار تشکیلاتی «بارگیورا» از خصلت تهاجمی و ذهنیت خشونت‌آمیزی که در پس ذهن مؤسسان آن بود، پرده برمی‌داشت: «یهودیه در خون و آتش از پا افتاد، و در خون و آتش نیز برپا خواهد ایستاد.» (یهودیه نام تاریخی بخش‌های جنوبی سرزمین فلسطین است). چندی نگذشت که «بارگیورا» در تشکلی دیگر به نام «هَه‌‌ـ‌شومر» که در سال ۱۹۰۹ اعلام موجویت کرد، ادغام شد. نقش و طرح پرچم اسرائیل تقریبا صددرصد منطبق با نشان همین گروه مسلح است. واژه «هه‌ـ‌‌شومر» به معنای نگهبان است. مؤسسان این تشکیلات هم همگی اعضای تشکل «کارگران صهیون» بودند، با این تفاوت که خود را نه مارکسیست‌ـ‌صهیونیست، بلکه سوسیالیست‌ـ‌صهیونیست می‌دانستند. این تشکیلات جدید در واقع، حاصل دگردیسی و توسعه‌ی «بارگیورا» بود. برخلاف «بارگیورا» که تشکیلاتی نیمه‌سری بود و دامنه‌ی عمل خود را هم محدود به بخش کوچکی از فلسطین تعریف کرده بود، «هه‌‌ـ‌شومر» علنا اعلان موجودیت کرد و دامنه مأموریت خود را در سراسر سرزمین فلسطین گسترد. اغلب اعضای این گروه روسی‌تبار بودند. به همین دلیل، در خلال جنگ جهان‌گیر اول، امپراتوری عثمانی ایشان را وابسته به دشمن، تلقی و به آناتولی تبعید کرد. تنش اصلی این گروه، علاوه بر رقبا و همسایگان، با تفنگ‌داران محلی عرب بود که سنتاً و قانوناً خود را ذیل حکم‌رانی عثمانی، پاسدار و ضامن امنیت و ثبات سرزمین‌های فلسطین می‌دانستند. یازده سال بعد، در خلال سال‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۲۱، یعنی مقارن فروپاشی امپراتوری عثمانی و در بستر «قیمومت» و حکم‌رانی پادشاهی بریتانیا بر سرزمین‌های فلسطین، از زهدان «هه‌ـ‌شومر» سازمانی معروف و مخوف به نام «هه‌‌ـ‌گه‌نه» یا «هاگانا» متولد شد که نزدیک‌ترین نیای ارتش کنونی اسرائیل است. (ناگفته نگذریم که دو اصطلاح جعلی «قیمومت» و «قیمومیت» در ترازوی قواعد زبان عربی واژه‌هایی برساخته و نادرست اند و عربی‌زبانان این دو واژه را استفاده نمی‌کنند. در لغت عرب، کلمه‌ی «إنتداب» را برابر Mandate نهاده‌اند و به جای کشوهای تحت قیمومیت، از اصطلاح «تحت الإنتداب» استفاده می‌کنند. در انگلیسی، کشورهای قیم را Mandatory Powers می‌خوانند). ادامه دارد
⭕️رژیم صهیونیستی و اختراعاتش بخش دوم از دو بخش محمدمهدی مجاهدی ادامه باری، هرچند واژه «هه‌ـ‌گه‌نه‌» به معنای دفاع است، اما به اقتضای مأموریت مصرحش، خصلت تهاجمی این سازمان زود آشکار شد. این خوی تهاجمی در سال‌های بعد به‌مرور بیش‌تر و بیش‌تر به سوی کاربست درجات بالاتری از خشونت و ترور و استفاده از تکنیک‌های ارعاب جمعی متمایل شد، هرچند نام ارتشی که از درون این سازمان ارهابی و ارعابی بیرون آمد، هم‌چنان بر دفاع دلالت داشت: «نیروهای دفاعی اسرائیل.» تشکیلات «هه‌‌ـ‌گه‌نه» در طول دوران حکم‌رانی بریتانیا بر فلسطین از ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۸ به عنوان سازمانی زیرزمینی و شبه‌نظامی فعال بود. اواخر همین دوره است که با ابتکار بن‌گورین، این تشکیلات به شکل یک ارتش منظم تغییر سازمان می‌دهد. هه‌ـ‌گه‌نه پرونده‌ای تاریک و خون‌بار از تروریسم یا إرهاب (ترکیبی از ارعاب، نهب، غارت، قتل و شکنجه) به‌ویژه در آستانه‌ی تأسیس دولت اسرائیل دارد. پرونده‌ای که حتی تاریخ‌نگاران هم‌سو با پروژه‌ی اشغال صهیونیستی فلسطین هم آن را انکار نمی‌کنند، اما آن را به عنوان خودسری‌و نافرمانی‌شعبه‌های خودگردان هه‌ـ‌گه‌نه و فرماندهان محلی و اعضای دون‌پایه آن توجیه می‌کنند، که با توجه به فراگیری این الگوی تروریستی در اغلب عملیات هه‌ـ‌گه‌نه، صد البته توجیه سرد و ناگیرا و بی‌اعتباری است. در مقیاس تکنیک‌های ترور و ارعابی که در اواخر قرن نوزدهم و نیمه نخست سده بیستم در جهان شناخته شده بود، می‌توان مستدلاً نشان داد که شدت و قساوت خشونت‌های ارتکابیِ تشکیلات هه‌ـ‌گه‌نه و بعد ارتش اسرائیل که از زهدان همین تشکیلات زاده شد، در نوع خود بی‌سابقه بوده است، و تنها با بی‌رحمی خشونت‌های ارتکابی أحزاب نازی و فاشیست و بعدها داعشیان قابل مقایسه است. ذکر این پیشینه با گشودن چشم ما بر تبار بلند و صهیونیستی تروریسم و خشونت‌های سیاسی مرگ‌بار سازمان‌دهی‌شده، چه دولتی و چه فرادولتی، در خاورمیانه، به فهم دقیق‌تر و عمیق‌تری از برخی کهن‌الگوها، ریشه‌ها، علل، شبکه‌های معنایی، و ابزارهای تروریسم متأخر در قالب‌هایی مثل داعش و القاعده راه می‌برد. یادآوری این پیشینه هم‌چنین متضمن نقد و نقض دو اسطوره و افسانه‌ی مسلط درباره خشونت‌های جاری در خاورمیانه است: یکی این که خاورمیانه مسلمان‌نشین مَثَل اعلای خشونت است (در نوع و درجه)، و دیگری این که این خشونت‌ها تفاوت ماهوی و مقوله‌ای دارد با الگوهای خشونت‌ورزی که ما پیش‌تر در این منطقه شاهد بوده‌ایم. برخلاف تصور رایج، خشونت‌های سازمان‌دهی‌شده در این منطقه نه‌تنها حضوری سخت و سنگین و صدساله و صهیونیستی و نه اسلامی داشته است، بلکه منشأ تولید معانی و مفاهیم و ایماژهایی بوده است، که خشونت‌های تروریستی بعدی را به خوبی می‌توان با ارجاع به آن‌ها معنا کرد و فهمید. پیشینه صهیونیستی تروریسم، آستانه‌ها و افق‌های معنایی ما اهالی غرب آسیا از حدود امکان سبعیت تروریستی و ارتکاب خشونت را تعیین کرده ‌است. برگرفته از مصاحبه نگارنده، منتشرشده به تاریخ ۱۳۹۴/۱۲/۱۰ در شماره پنجم نشریه اندیشه اصلاح).
37.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️صلح از راه قدرت یا بازگشت به جنگ؟» سخنان جنجالی وزیر دفاع آمریکا در حضور ترامپ بار دیگر پرسشی قدیمی را زنده کرده است: آیا واشنگتن به دنبال صلح پایدار است یا بازتولید جنگ‌های بی‌پایان؟ این تغییر درست پس از نشست تیانجین و نمایش قدرت شرق رخ می‌دهد؛ جایی که چین و متحدانش بر چندجانبه‌گرایی و استقلال حاکمیتی تأکید کردند. همزمان، در سوی دیگر، استفاده بی‌محابای نتانیاهو از زور و کشتار برای رسیدن به اهداف سیاسی، تصویری از جهان دوگانه امروز را ترسیم می‌کند: نظمی که یا بر پایه همکاری و برابری بنا می‌شود، یا بر مدار جنگ و هژمونی. https://x.com/hamzeh_ir/status/1964426800378831233?s=46
هدایت شده از خبرگزاری صداوسیما
فارین افرز: لیبرالیسم نظمِ جهانیِ لیبرال را نابود کرد مجله فارین افرز امروز با انتشار مقاله‌ای مشترک از چهار استاد برجسته آمریکایی و آلمانی آورده است: 🔹نظم جهانی لیبرال رو به احتضار است و حامیان آن در سوگ به سر می‌برند. 🔹بعد از جنگ جهانی دوم، غرب به رهبری آمریکا نهادهایی مانند سازمان ملل، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تأسیس کرد؛ اما این نهادها را دستکاری کرد تا سهم نامتناسب و بیشتری بدست آورد. 🔹آنها هرگز اجازه ندادند که جریانی آزاد در جهان شکل بگیرد؛ زیرا از برابری واقعی می‌ترسیدند و در نتیجه هر اعتراضی را سرکوب کردند. 🔹یک نمونه از این امر، ایجاد NPT بود. جانسون رئیس‌جمهور وقت آمریکا حین امضای آن قول داده بود: «آمریکا از هیچ کشوری نمی‌خواهد تعهدی را بپذیرد که خود ما حاضر به پذیرش آن نیستیم» اما این وعده‌ها فریبکارانه بود. 🔹قدرت‌های هسته‌ای جهان یک «آپارتاید هسته‌ای» ساختند و چشمان خود را بر روی بازدارندگی هسته‌ای اسرائیل بستند. در مقابل، کشورهای را که به خاطر نگرانی‌های کاملاً واقعی خود به دنبال سلاح هسته‌ای بودند «سرکش»، «متمرد» و «شیطانی» نامیدند. @iribnews
هدایت شده از خبرگزاری صداوسیما
سرلشکر صفوی: هندسه نظم جدید جهانی شکل خواهد گرفت 🔹مشاور عالی فرمانده کل قوا: هندسه نظم جدید جهانی بر اساس شکل‌گیری چندجانبه و چند قطبی شدن قدرت شکل خواهد گرفت که یکی از آن قدرت‌ها بروز و ظهور قدرت جهان اسلام است. iribnews.ir/00NL1X @iribnews
هدایت شده از خبرگزاری فارس
نظم جدید جهانی در برابر نظم کهنه با محور غرب 🔹 نیوزویک در گزارشی نشست شانگهای در تیانجین را نشانه عزم کشورهای عضو برای مقابله با نظم غرب‌محور دانست. این سازمان که در سال ۲۰۰۱ تأسیس شد حالا اعضایی مثل هند دارد و به وزنه‌ای مهم در برابر گروه هفت (G7) که با محوریت آمریکا و اروپا تشکیل شد، تبدیل شده است. 🔹از طرفی اظهارات رئیس‌جمهور چین و همتای روس‌اش که پیش‌از جنگ اوکراین عضو گروه ۷ بود دربارهٔ همکاری نزدیک کشورهای عضو سازمان شانگهای، باعث شده نیوزویک این سازمان را «الگویی برای نوع جدید روابط بین‌الملل» توصیف کند. 🔹شی در نشست سازمان همکاری‌های شانگهای گفت: چین تاکنون ۸۴ میلیارد دلار در کشورهای عضو سازمان سرمایه‌گذاری کرده و ۱۰ هزار دانشجو را در قالب برنامهٔ آموزش حرفه‌ای «لوبان» به پکن جذب کرده است. 🔹او بدون نام‌بردن مستقیم از آمریکا، تعهد داد با «هژمونی‌طلبی»، «ذهنیت جنگ سرد» و «رفتارهای زورگویانه» مقابله کند. پوتین هم در همان نشست خواستار ایجاد نظام امنیتی جدیدی در اوراسیا شد. @Farsna