eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
52.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 رژیم صهیونیستی به دنبال پروژه‌ی لی‌لی‌پوت سازی در منطقه است/ رژیم صهیونیستی در حال بازتولید شکل نوینی از قدرت شبکه ای و ترکیبی برای تبدیل شدن به ژاندارم منطقه است. اسرائیل در حال تبدیل تروریسم دولتی خود به نوع جدیدی از نظام تنبیه و مجازات در منطقه با ترکیب قدرت هوایی، قدرت اطلاعاتی و امنیتی و فناوری های نوین نظامی و اطلاعاتی برای مقاومت زدایی و ساخت زدایی از منطقه است. 🎙علی عبدی در گفتگو با اندیشکده و مدرسه گفتمانی تمدن فردا
دوستان کانال یکبار دیگه این تحلیل رو ببینند. سه هفته قبل این تحلیل رو بیان کردم و منتشر شد حمله هوایی امروز به دوحه قطر دقیقا در همین چارچوب و با همین نیت انجام شد. رژیم صهیونیستی در حال توسعه و تثبیت نظام تنبیه و مجارات صهیونیستی بر سراسر منطقه غرب آسیا است و اگر برای آن چاره اندیشی نشود روزهای تاریکی رد انتظار تمام کشورها و تمام ملت های منطقه خواهد بود. این رویه هیچ استثنایی نمی پذیرد، حتی قطر که مقر سنتکام در آن قرار دارد. ✍️علی عبدی https://t.me/kriyaassess
‏⭕️گسترش جغرافیای جنگ اسرائیل با حمله به دوحه/ نخستین حمله به یک کشور حاشیه خلیج‌فارس 🔻حمله هوایی بی‌سابقه اسرائیل به دوحه قطر برای هدف قرار دادن رهبران حماس، نخستین حمله این رژیم به یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس از ابتدای تأسیس آن تاکنون بوده است. در واقع، پای تجاوزات اسرائیل به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هم باز شده است که می تواند تهدیدی معنادار برای همه اعضای شورای همکاری خلیج فارس باشد. 🔻این واقعه عملاً نشان‌دهنده گسترش جغرافیایی درگیری‌های نظامی اسرائیل به یکی از کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس است—که تا قبل از این عمدتاً به همسایگان نزدیک‌تر محدود می‌شد. 🔻این حمله حاکی از تغییر در راهبرد، الگوی رفتاری و قواعد نظامی اسرائیل است که اکنون مرزهای جغرافیایی محدودگر پیشین را پشت سر گذاشته است. این عمل پیام روشنی دارد: هیچ خاکی—حتی از میان متحدان غربی یا کشورهای میانجی—از شمول اقدامات اسرائیل مصون نیست، اگر هدفی راهبردی در آن شناسایی شود. 🔻از سوی دیگر، میتوان با اطمینان بیشتری گفت اقدامات نظامی و امنیتی اسرائیل در سراسر منطقه در همپوشانی راهبردی و هماهنگی تمام عیار و کم سابقه عملیاتی با آمریکا قرار دارد که هدف آن چیزی جز تغییر نظم امنیتی-سیاسی منطقه و بازآرایی موازنه قوای منطقه‌ای به نفع اسراییل نیست./ ‎ 👤مصطفی نجفی
⭕️حمله به دفتر حماس در دوحه حمله به نقش تقریبا ۳۰ ساله قطر در منطقه بود! 👤نویسنده: جواد میرگلوی‌بیات برای بسیاری جای سوال است که چگونه شد که برای مثال کویتی که زمانی محل مطبوعات آزاد و رسانه‌های فعال منطقه‌ای و محل رفت و آمد گروه‌های مختلف اپوزیسیون و اسلامی بود جای خود را به قطر داد؟ یا چه شد که امارات که محل امنی برای جریان‌های اخوانی بود تبدیل به دشمن اسلام سیاسی و اخوان شد و جریان‌های شبه‌ناصری و سکولار جای‌گزین آنها شدند و اساسا چه شد که قطر تبدیل به مرکز رسانه‌ای و گروه‌ها و اشخاص معتقد به اسلام سیاسی منطقه شد؟ قطر نه تنها میزبان امنی برای دوران حیات افراد و گروه‌های اسلام‌گرا است که در وطن خود جایی نداشتند بلکه مدفن افرادی مانند شهید هنیه، عباس مدنی الجزایری، ضرقاوی مصری و الصیرفی سوری و..‌. هم است. این جایگاه قطر در کشوری که جمعیت قابل توجهی از قبایل وهابی دارد، ریشه در سیاست‌های مستقل و بالذات و تفکر رهبران آن یا حاصل پویش‌های درونی ملت آن نبود! چرا که اساسا مامن اسلام سیاسی بودن در جوامع با جمعیت وهابی یک خطر بزرگ برای مونارشی‌های جنوب خلیج فارس است! در چنین فضایی اصلا نباید به سیاست‌های مستقل و هویت یابی‌ها حکومت‌های جنوب خلیج فارس توجه ویژه‌ای کرد! بلکه باید به نقشی که غرب و به‌خصوص آمریکا برای این دولت‌ها تعریف کرده است توجه داشت! جهان غرب به موازات اسلام‌گرایی پس از دهه ۱۹۷۰ و نضج آن بعد از انقلاب ایران، جبهه اسلامی الجزایر و فعال شدن اخوان در مصر در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و حضور مجاهدین در افغانستان و تشکیل القاعده و طالبان و... نیاز داشت که محلی برای ارتباط با این جریان‌های فرامرزی و فرادولتی و چریکی و نظامی داشته باشد! حملات یازده سپتامبر نیز این نیاز را بیش از پیش نشان داد. قطر از اواسط دهه ۱۹۹۰ نقشی که برای آن تعریف شده بود را اجرا کرد و با تاسیس شبکه الجزیره و اعطای اقامت به اسلام‌گرایان منطقه و سایر امکانات به آنها فرایندی را شروع کرد که از حماس تا طالبان، از اخوان تا حتی حزب الله لبنان در آنجا حضور پیدا کردند و به موازات بهبود وضعیت اقتصادی و در اختیار دادن امکانات رسانه‌ای محل جذابی برای این گروه‌ها شد. قطر که دیگر صاحب نفوذ سیاسی و قدرت نرم در منطقه شده بود با گشاده‌دستی‌های اقتصادی حاصل از فروش گاز، بعد از بهار عربی سعی در این داشت که از منافذ به‌وجود آمده در منطقه تا جایی که غرب اجازه می‌دهد برای سیاست‌ورزی مستقل خود بهره ببرد. اما پرونده اسراییل در نزد آمریکایی‌ها یک پرونده خاص است و سیاست‌های کلان مانند جنگ سرد، رقابت با چین حمله به عراق و افغانستان و جنگ اوکراین و... نتوانسته که این پرونده خاص را تابع روندهای مهم جهانی بکند. اگرچه نقش امروز قطر برای غرب بسیار مهم و مفید بوده است ولی پرونده خاص اسراییل اجازه نخواهد داد که سیاست آمریکا و غرب در قبال قطر ادامه پیدا کند. قطری که از جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ تا همین طوفان الاقصی با الجزیره توانسته بود اسراییل را آزار دهد و با ارتباط با حماس در طوفان الاقصی برای آنها بسط ید ایجاد کند و... اسراییل از قطر انتظار داشت که مانند امارات که حتی مسیر لوله‌های آب امدادی در غزه را طوری طراحی می‌کند که ماشین آدم کشی صهیونیست از آن بهره ببرد عمل کند و در پرونده‌هایی مانند سوریه یا دولت خودگردان فلسطین مانند امارات جاده صاف کن برای اسراییل باشد و ده‌ها مثال دیگر... اما قطر که به نوعی در نقش خود غرق شده بود و سعی داشت که درمنافذ منافع غرب و منافع مستقل خود البته با همکاری فدرت منطقه‌ای مانند ترکیه عمل کند اگرچه در تحمل سیاستمدارن آمریکایی اقدام می‌کرد ولی از تحمل صهیونیست‌ها خارج بود... لذا حمله امروز به حماس در دوحه حمله به نقش تقریبا ۳۰ ساله قطر در منطقه بود که قطعا عواقب مهمی در جنوب خلیج فارس خواهد داشت.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️حمله به دفتر حماس در دوحه حمله به نقش تقریبا ۳۰ ساله قطر در منطقه بود! 👤نویسنده: جواد میرگلوی‌بیا
دفتر حماس در قطر به درخواست آمریکا تاسیس شد! تاکر کارلسون، مجری مطرح آمریکایی: 🔸"حماس بارها توسط دولت آمریکا و کنگره، به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی شده، چجوری می‌تونید دفتر حماس رو اینجا داشته باشین؟" محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست وزیر قطر: 🔸"ما باید به ریشه حضور این دفتر در اینجا برگردیم ... زمانی که دفتر حماس اینجا افتتاح شد، با شفافیت و مشاوره کامل و حتی درخواست خود ایالات متحده بود."
⭕️ اجلاس بزرگ شانگهای در چین نظم جهانی پساآمریکایی کلید‌خورده است؟ 🔻امروز و فردا، شهر تیانجین چین میزبان رهبران و مقامات عالی رتبه کشور‌های عضو سازمان همکاری شانگهای خواهد بود. براساس پیش‌بینی‌ها بیش از ۲۰ کشور جهان و حداقل ۱۰ نهاد و سازمان بین‌المللی در این اجلاس مشارکت خواهند داشت و از این حیث، شاهد بزرگ‌ترین نشست سازمان همکاری شانگهای از زمان تأسیس آن در سال ۲۰۰۱ خواهیم بود.  ◽دلایل اهمیت نشست ۲۰۲۵ سازمان همکاری شانگهای 🔻نشست کنونی رهبران و مقامات عالی رتبه سازمان همکاری شانگهای از چند جهت حائز اهمیت تلقی می‌شود؛ در وهله اول این اجلاس در زمانی برگزار می‌شود که آشوب‌ها و منازعات سیاسی در جهان به بالاترین سطح خود پس از دوران جنگ سرد رسیده است.  🔻در وجه دوم، همزمانی برگزاری این نشست با عملکرد و اقدام‌های ترامپ در کاخ سفید نیز می‌تواند مهم و در خور توجه تلقی شود. ترامپ در کمتر از یک‌سالی که از بازگشتش به کاخ سفید می‌گذرد، آشوب و هرج و مرج عجیبی در نظام بین‌المللی ایجاد کرده است؛ اتخاذ سیاست‌های تعرفه‌ای در قبال کشور‌های مختلف جهان، اعم از متحدان و یا غیر متحدان، رویکرد‌های مبهم و بعضاً متناقض در قبال بحران‌ها و منازعات بین‌المللی، تضعیف نهاد‌های بین‌المللی و در نهایت بیرون کشیدن ایالات متحده از برخی از این نهاد‌ها و پیمان‌های بین‌المللی است. 🔻اما شاید از همه این‌ها مهم‌تر، توجهی است که به نقش فزاینده چین در تعاملات بین‌المللی شکل گرفته است. چین طی چند دهه اخیر رشد چشمگیر و تقریباً مداومی را تجربه کرده است و بر همین اساس نیز از آن به عنوان یک قدرت و در واقع ابرقدرت نوظهور جهانی یاد شده است. در عین حال پیش‌بینی‌هایی نیز مطرح شده است که این کشور به زودی و شاید در فاصله کمتر از یک دهه آینده، موقعیت هژمونی آمریکا در جهان را به چالش کشیده و در نقش تنها ابرقدرت جهان عرض‌اندام کند.  ◽دلایل و عوامل اوج‌گیری چین در دهه اخیر  الف) رویکرد‌های چین در عرصه سیاست‌گذاری عمومی: کلید پیشرفت مداوم چین را باید در اتخاذ برخی سیاست‌های باثبات داخلی جست‌وجو کرد. برتری قائل شدن برای حوزه توسعه اقتصادی و تنظیم تمامی سیاست‌گذاری‌ها در عرصه‌های داخلی و خارجی بر این مبنا را می‌توان بنیان اصلی پیشرفت چین تلقی کرد.  🔻در عین حال تمامی سیاستگذاری‌ها در داخل بر یک رویکرد واقع‌گرایانه اتکا داشت؛ اینکه باید میان سیاست‌های کشور و ظرفیت‌های واقعی آن در داخل و خارج از کشور سازگاری وجود داشته باشد. بر همین اساس در عرصه بین‌الملل این موضوع درک می‌شد که در شرایط نابرابری قدرت، به ویژه در رویارویی با قدرت‌های بزرگی چون آمریکا، باید واقعیت این نابرابری را پذیرفت و تا زمان رسیدن به سطح تبدیل شدن به یک قدرت هم‌تراز، با نظم بین‌المللی موجود تعامل و سازگاری نشان داد و در چهارچوب آن رفتار کرد.  ب) مزایای چین در عرصه بین‌المللی: ۱. ظرفیت‌های جغرافیایی و جمعیتی چین: نباید فراموش کرد که موقعیت چین به عنوان پرجمعیت‌ترین کشور جهان (البته تا پیش از جایگرینی توسط هند) و شرایط جغرافیایی آن به عنوان یکی از وسیع‌ترین کشور‌های دنیا، تأثیر چشمگیری در موقعیت این کشور در عرصه بین‌المللی بر جای گذاشته است.  ۲. سیاست خارجی مبتنی بر بردباری و تحرک آرام و پیوسته: این که چین با وجود نارضایتی از نظم موجود، اختلافات سرزمینی و مرزی متعدد با همسایگان و تلاش همه‌جانبه رقبا برای متوقف‌سازی پیشرفت اقتصادی این کشور با ایجاد تنش‌های مختلف؛ توانست همچنان به روند رو به رشد خود در عرصه بین‌المللی ادامه دهد، تا حد زیادی مرهون آرامش و رویکرد مبتنی بر حرکت آهسته، اما پیوسته این کشور در نظام بین‌المللی است.  ۳. پذیرش تکثرگرایی در عرصه بین‌المللی: بر خلاف نظم لیبرال جهانی به رهبری آمریکا که بر لزوم پیروی جهان از یک الگوی واحد سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی تأکید دارد؛ به نظر می‌رسد که چینی‌ها به دنبال صدور ارزش‌ها و سیستم خود نبوده و بر تفاوت و تکثر فرهنگی در عرصه بین‌الملل باور دارند. بر همین اساس نیز تا کنون از مداخله در امور داخلی کشور‌ها و تعیین خط مشی داخلی برای آن‌ها پرهیز نشان داده‌اند.  ۴. جلب اعتماد جنوب جهانی: چین از همان ابتدا تلاش داشت تا خود را در دسته کشور‌های جنوب جهانی و همراه و همگام با آن‌ها نشان دهد. حتی در سال‌های اخیر که چین در جایگاه یک ابرقدرت نوظهور اقتصادی ظاهر شده، همچنان بر حفظ پیوند خود با جهان جنوب اصرار داشته است. این موضع در جلب نظر مساعد کشور‌های در حال توسعه در قبال چین بسیار تأثیر‌گذار بوده است. ◽متن کامل گزارش میراحمدرضا مشرف، پژوهشگر مسائل بین الملل را در سایت فرهیختگان بخوانید.
⭕️توسیدید در میانهٔ جنگ ۱۲ روزه سیدامیر یحیوی، پژوهشگر اندیشکده حکمرانی شریف در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت: 🔴 در ژوئن ۲۰۲۵، جهان برای ۱۲ روز شاهد یک رویارویی مستقیم و بی‌سابقه میان ایران و اسرائیل بود؛ جنگی که با چند ترور هدفمند از جانب اسرائیل علیه فرماندهان نظامی و دانشمندان ایرانی آغاز و با حمله موشکی گسترده ایران به سرزمین‌های اشغالی پاسخ داده شد. اگرچه این حوادث، جرقه‌های آشکار جنگ بودند؛ اما توسیدید (توکودیدِس)، مورخ یونانی به ما می‌آموزد که این درگیری یک «رخداد ناگهانی» نیست، بلکه نقطه‌عطفی اجتناب‌ناپذیر در یک فرایند تاریخی طولانی‌مدت است؛ فرایندی که یک گزاره مشخص درون خود داشت: ترس فزاینده اسرائیل از برآمدن و قدرت‌گیری ایران. توصیفات توسیدید از علل حقیقی و ظاهری نبرد دو دولت‌شهر یونانی، شباهت‌هایی با وضعیت کنونی خاورمیانه و درگیری اخیر میان ایران و اسرائیل دارد. اگر منطق این مورخ یونانی را به‌عنوان چهارچوب تحلیلی خود بپذیریم و ادعا کنیم امروزه نیز می‌توان از این منطق بهره برد، موضوعات زیر برجسته می‌شوند: 🔴 پروفاسیس را شاید بتوان مهم‌ترین واژه‌ای دانست که توسیدید بر آن تأکید می‌کند. مقصود از آن «حقیقی‌ترین علت» است که او آن را در برابر علت ظاهری جنگ آیتیا میان دولت‌شهرهای یونانی به کار می‌برد. او می‌نویسد: «در نظر من، علت حقیقی جنگ که درباره‌اش به‌ندرت سخنی به میان آمده است، این بود که آتن نیرومند شده بود و این واقعیت اسپارتیان را چنان وحشت‌زده ساخته بود که مجبور شدند به جنگ دست بیازند. ولی تهمت‌هایی که دو طرف به یکدیگر می‌نهادند و [...] جنگ را آغاز کردند، از این ‌قرار بود...» و در ادامه به علل ظاهری نبرد می‌پردازد. از این منظر، درگیری میان ایران و اسرائیل را باید نتیجه تغییر موازنه قوا در خاورمیانه دید. براین‌اساس، عواملی چون برنامه هسته‌ای ایران، توسعه موشک‌های بالستیک و گسترش نفوذ منطقه‌ای از طریق محور مقاومت، مجموعه عواملی (درون یک فرایند) هستند که اسرائیل را دچار ترسی کردند که آن را مجبور می‌کرد دست به عملیات نظامی تهاجمی علیه ایران بزند. 🔴 توسیدید به ما می‌آموزد که درگیری میان ایران و اسرائیل، صرفا یک درگیری نظامی لحظه‌ای نبود، بلکه نتیجه نهایی (فعلاً) یا احتمالاً غیرنهاییِ (ناظر به رخدادهای آینده) یک رقابت استراتژیک طولانی‌مدت میان 2دولت، بر سر هژمونی در خاورمیانه بود. توسیدید به‌دلیل مرگ زودرس نتوانست شرح وقایع جنگ پلوپونزی را تکمیل و در پایان کتابش، جمع‌بندی‌ای از نگاه خود ارائه کند؛ اما شاید اگر امروز زنده بود، به سؤالات زیر این‌گونه پاسخ می‌داد. ⭕1- علت حقیقی رویارویی نظامی مستقیم ایران و اسرائیل چه بود؟ افزایش قدرت ایران (از بعد هسته‌ای، موشکی و نفوذ منطقه‌ای)، ترس وجودی را در اسرائیل برانگیخت؛ تاحدی‌که درگیری نظامی مستقیم از یک گزینه پرهزینه، تبدیل به یک گزینه عقلانی برای این رژیم شد. ⭕2- آیا وقوع درگیری به تصمیم‌های رهبران دوطرف بازمی‌گشت؟ تصمیم‌های رهبران در داخل چهارچوبی که فرایندها تعیین می‌کنند، قرار می‌گیرد. از این منظر، زمانی که فرایندی خصمانه آغاز می‌شود، شدت می‌یابد و به نقطه اشتعال می‌رسد، تصمیم‌های رهبران صرفا می‌تواند زمان آغاز رویارویی مستقیم را تسریع ببخشد یا کُند کند. ⭕3- درگیری قابل‌اجتناب بود؟ اگر بتوانیم چگونگی تأثیر هر علت را بر یک فرایند خصمانه شناسایی کنیم، شاید پیش از آنکه فرایند مذکور شدت یابد و به نقطه غیرقابل‌بازگشتی برسد، بتوان با صرف هزینه‌هایی، تغییری در نتیجه نهایی یا نقطه‌عطف آتی ایجاد کرد؛ اما زمانی که به آن نقطه غیرقابل‌بازگشت برسد، دیگر نمی‌توان از وقوع درگیری مستقیم اجتناب کرد. مسیری که در رابطه خصمانه اسرائیل با کشورهای منطقه طی می‌شد، مسیری فزاینده بود و نقاط عطف سال‌های گذشته، نتیجه را به شکل غیرقابل‌اجتنابی به سمت درگیری مستقیم سوق می‌داد. بنابراین هر دوطرف باید احتمال می‌دادند که دیر یا زود خود را در میانه جنگ مستقیم ببینند. ⭕ متن کامل یادداشت را در سایت بخوانید
⭕️مسئلهٔ پایان تاریخ از وزارت دفاع تا وزارت جنگ سیدجواد نقوی، خبرنگار گروه ایده حکمرانی روزنامه فرهیختگان نوشت: 🔴 سال ۱۹۸۹ فوکویاما در مقاله پایان تاریخ ادعا کرد پس از پیروزی آمریکا در جنگ سرد و ایضاً عبور از جهان دوقطبی، نقطه پایانی برای همه ایدئولوژی‌های رقیب شکل گرفته است و حالا ایده توسعه و ترقی فقط با تحقق لیبرال‌دموکراسی آمریکایی ممکن است و دیگر هر نوع اتوپیایی بیرون از ساحت لیبرالیسم ممکن نیست. 🔴 به نوعی که آمریکایی‌ها به صراحت بیان می‌کردند دیگر عصر آرمان‌خواهی و اتوپیاگرایی امکان ندارد؛ چون جهان فعلی غایت فلسفه تاریخ و انتهای پیشرفت است و هر ایده‌ای در مقابل آن شکست خواهد خورد. به همین خاطر آمریکایی‌ها طرح توسعه قدرت را در سه سطح صورت‌بندی کردند که بسیار به ایده فوکویاما نزدیک و هم‌معنا بود. ⭕۱. جهان پسا‌تاریخ: کشورهای توسعه‌یافته؛ به این معنا که نفوذ صددرصدی ایده لیبرال‌دموکراسی در این کشورها قطعی است و شباهت کاملی با خود آمریکا دارند. در واقع این کشورها شعبه‌ای دیگر از آمریکا هستند که همان ایده را با شیب کمتری ادامه می‌دهند و نقش بازو‌های اصلی آمریکا را بازی می‌کنند، مثل انگلیس و آلمان در اروپا و برزیل و هند و ژاپن در سایر قاره‌ها. در واقع این کشورها پایگاه تکمیل‌شده ایده پایان تاریخ بودند. ⭕۲. جهان در حال گذار به پایان تاریخ: این کشورها هرچند ایده صددرصدی را اجرا نکرده‌اند، اما به لحاظ فکری به‌شدت به دنبال رسیدن به دوره پسا‌تاریخ هستند. مثل ترکیه، عربستان، یونان و... . ⭕۳. کشورهای ماقبل تاریخ: هر کشوری که ایده پایان تاریخ آمریکایی را اجرا نمی‌کند، به هر دلیلی «کشور ماقبل تاریخ» معرفی می‌شود که از عراق تا افغانستان و... را شامل می‌شود. این کشورها معمولاً یا با قدرت نظامی تسخیر می‌شدند یا نقش یک بازیگر کوچک در منطقه را برای آمریکایی‌ها بازی می‌کردند. 🔴 دو خطای راهبردی از سمت آمریکایی‌ها باعث شد این صورت‌بندی‌ها و ایده پایان تاریخ در سه دهه اخیر کاملاً نقض شود و حالا ما در دروازه ورودی یک جهان چندقطبی هستیم و دقیقاً به همین جهت است که باید وزارت دفاع به وزارت جنگ تبدیل شود. ⭕خطای اول: لیبرال‌دموکراسی آن بهشت واقعی نبود و در طول سه دهه به پوپولیسم و الیگارشی لیبرال بدل شده است. 🔴 در واقع چون آمریکایی‌ها رقیب نداشتند و از این جهت نگران نبودند که افقی تازه ایجاد شود، تن به هر نوع تفکری می‌دادند و آن را آزادی معرفی می‌کردند. این منطق در کنار منطق بازار آزاد به ایدئولوژی سختی تبدیل شده بود، بی‌آنکه متوجه باشند هر دو منطق دارای تناقض است. آزادی افراطی باعث شد فردگرایی شکل بگیرد و این فردگرایی رادیکال مانع از همبستگی ملی شد و سیاست در آمریکا به پوپولیسم روی آورد. در سایر کشورهای دنیا هم زمینه به قدرت رسیدن راست افراطی (پوپولیسم) فراهم شد. ماحصل این وضعیت را می‌توان در پیروزی ترامپ و حمله هواداران او به قانون در دوره شکست از بایدن کاملاً مشهود دید. ⭕خطای دوم: کشورهای توسعه‌یافته هیچ طرحی نداشتند و در بحران‌ها هم‌راستا با آمریکایی‌ها بودند. در واقع هم‌راستایی کشورها با آمریکا صرفاً نوعی تاکتیک موقت بود و ایضاً بعد از آنکه توان حل مسائل را در سطح جهانی به دست آوردند، دیگر کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه قبول نمی‌کردند که به خاطر ایده پایان تاریخ صبر کنند و طرح‌های خود را فدای خام‌اندیشی افق آمریکایی‌ها کنند. 🔴 هر کشوری با سطح دسترسی خود به ایده‌های متفاوت و خاصی از نظم بازار آزاد دست زد که صرفاً کنترل‌کننده وضعیت باشد. به طور مثال چین و روسیه و برزیل و هند هرچند در افق اولیه با پایان تاریخ هم‌راستا بودند، اما بعد با توجه به بوم و شرایط جغرافیایی خودشان استراتژی طراحی کردند که فقط از نظر فرم شباهت به لیبرال‌دموکراسی داشت و در محتوا به‌شدت متفاوت بود. 🔴 با تضعیف آمریکا در دو دهه اخیر و عدم کنترل‌گری این کشور، راهبردهای جایگزین شکل گرفت. همه کشورهای توسعه‌یافته و حتی کشورهای در حال توسعه متوجه شده بودند قدرت اجماع‌گری آمریکا به‌شدت کاهش پیدا کرده است و در حوزه‌های مختلف از فناوری تا سیاست و نظامی، آمریکا تنها دست برتر نیست و نظم گذشته به زودی تغییر خواهد کرد. 🔴 این دو خطا کار را به امروز رسانده است و تغییر معنادارِ عبور از وزارت دفاع به وزارت جنگ به نوعی پذیرش این مسئله است که جهان چندقطبی در آستانه شکل‌گیری است و آمریکایی‌ها قصد دارند دست به قماری بزرگ بزنند تا شاید حداقل جهان چندقطبی را چند سالی به تأخیر بیندازند؛ اما به نظر می‌رسد این امکان دیگر وجود نداشته باشد. ⭕ متن کامل یادداشت را در سایت بخوانید.
⭕️شی، مودی، پوتین و ژئوپولیتیک جدید/محور تیانجین؛ وقتی ترامپ هند را به آغوش چین و روسیه هل داد/ شورای روابط خارجی 🔹 اختلاف آمریکا و هند: سیاست‌های تنبیهی ترامپ علیه هند، از جمله تعرفه‌های ۵۰ درصدی به خاطر خرید نفت روسیه، روابط دهه‌ها رو به رشد واشنگتن و دهلی را دچار سقوط دیپلماتیک کرد. 🔹 نمایش در اجلاس سازمان همکاری شانگهای: در اول سپتامبر ۲۰۲۵، صحنه دست‌دادن شی، پوتین و مودی در تیانجین نمادی از نزدیکی هند به چین و روسیه بود؛ اتفاقی که آمریکا ناخواسته در شکل‌گیری آن نقش داشت. 🔹 پیشینه روابط آمریکا و هند: روابط استراتژیک دو کشور از توافق هسته‌ای غیرنظامی ۲۰۰۸ تا همکاری‌های فناورانه (i-CET و INDUS-X) و مشارکت در «کواد» علیه چین تقویت شده بود. این دستاوردها اکنون در معرض خطر توقف یا کندی قرار گرفته‌اند. 🔹 موانع نزدیکی هند و چین: علیرغم نمایش همگرایی، اختلافات تاریخی و امنیتی عمیقی میان دو کشور وجود دارد: جنگ مرزی ۱۹۶۲، درگیری‌های مرگبار در دره گالوان، حمایت چین از پاکستان، و نگرانی هند از سیل واردات ارزان چینی. دهلی هنوز اپلیکیشن‌های چینی مثل تیک‌تاک و شرکت‌های فناوری همچون هوآوی را ممنوع کرده است. 🔹 بازگشت سیاست عدم تعهد: هند بار دیگر به سنت تاریخی خود در موازنه‌گری بین قدرت‌ها نزدیک می‌شود. همان‌طور که نهرو در جنگ سرد سیاست عدم‌تعهد را پیش برد، امروز نیز دهلی می‌کوشد از رقابت ابرقدرت‌ها به‌عنوان اهرم استفاده کند. 🔹 چشم‌انداز نظم جهانی: نویسنده معتقد است دوران جدید نه دوقطبی خواهد بود و نه چندقطبی، بلکه به‌سمت «چندجانبه‌گرایی تکه‌تکه» پیش می‌رود؛ جایی که کشورها بسته به موضوع، ائتلاف‌های محدود و متغیر تشکیل می‌دهند. هند نمونه بارز این «چندهمسری ژئوپولیتیک» است.
⭕️موضع کشورهای خلیج فارس در قبال جنگ ایران و اسرائیل چیست؟/politics today 🔹 وابستگی امنیتی به آمریکا: کشورهای خلیج فارس برای امنیت خود به چتر نظامی آمریکا تکیه دارند، اما همین موضوع آن‌ها را به هدف مستقیم ایران تبدیل کرده است. حمله موشکی ایران به پایگاه العدید قطر در ژوئن ۲۰۲۵ ضعف این معماری امنیتی را آشکار کرد. 🔹 تهدید بستن تنگه هرمز: ایران بارها تهدید کرده مسیر اصلی صادرات نفت جهان را ببندد. این تهدید هم اقتصاد و هم امنیت انرژی خلیج فارس را به خطر می‌اندازد. 🔹 تناقض امنیتی قطر: قطر هم میزبان بزرگ‌ترین پایگاه آمریکا در منطقه است و هم نقش میانجی میان ایران و گروه‌های مقاومت را ایفا می‌کند. این موقعیت دوگانه، سیاست خارجی دوپهلو و پرریسکی برای قطر رقم زده است. 🔹 دیپلماسی متوازن عربستان و امارات: پس از توافق ۲۰۲۳ با میانجیگری چین، این کشورها روابط خود را با ایران تقویت کردند تا از تنش مستقیم پرهیز کنند، اما همچنان زیر فشار آمریکا و اسرائیل باقی مانده‌اند. 🔹 چالش بزرگ امنیتی خلیج فارس: منطقه تلاش می‌کند مانع گسترش جنگ ایران و اسرائیل به خاک خود شود. این سیاست موازنه‌گرانه فرصتی برای جلوگیری از جنگ گسترده فراهم کرده، اما شکنندگی و تناقضات معماری امنیتی خلیج فارس همچنان پابرجاست.
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
ظریف نه مصدق بود نه امیرکبیر. وقیح‌ترین پوپولیست تاریخ ایران بود و‌ سنگینترین ضربه را به منافع ایران زد و هرگز ذره‌ای مسئولیت نپذیرفت. مهم نیست بتازد، دروغ بگوید و فرافکنی کند. روزی گردوخاک رسانه‌‌‌ها بخوابد دادگاه تاریخ او را محاکمه‌ای‌ سخت میکند و ایران‌ستیزتر از وثوق‌ میخواند.
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در یکسال گذشته همواره از عباس عراقچی حمایت و به ندرت نقدش کردم. اما جنگ دوازده روزه اعتماد و احترامم به عراقچی را زایل کرد. معتقدم اگر عراقچی هوش سیاسی و شامّه ملی قویتری داشت باید متوجه میشد پشت دستکش‌های مخملین ویتکاف اف سی و پنج‌ها و ب دو های آهنین مخفی شده و مذاکرات بخشی از طرح تجاوز نظامی امریکا و نیابتیش اسرائیل است و باید این فهم را به تهران منتقل میکرد. از اینرو از منظر منافع ملی ایران نگران دیدار فردای عراقچی و گروسی و خواهان رصد دقیق این دیدار هستم. به همین دلیل هم برغم دهها نقطه اختلاف با امثال حاجی دلیگانی دستش را برای این فریادها می‌بوسم و از آن حمایت میکنم. بعد از جنگ دوازده روزه مردم ایران به هیچیک از کارگزاران نظام نباید چک سفید امضا بدهند و باید هر صاحب قدرتی را در مراودات خارجی‌شان دقیق رصد کنند. بخشی از کارگزاران نظام دیگر چندان برتری بر کارگزاران پهلوی و قاجار ندارند. اینها همانها بودند که برغم فریاد روشن و صریح ایت‌الله خامنه‌ای درباره شرافتمندانه و عاقلانه و هوشمندانه نبودن مذاکرات، ایران را به مسلخ مذاکرات بردند که باعث کشته شدن هزار و صد ایرانی شد. بدون رصد مردمی یکسال دیگر شاید مرزهای ایران جابجا شده باشد.