⭕️نئووفاقیسم!
اجماعسازی و تحول در بدنهی نخبگانیِ تبیین
✍دکترمحمدحسن علایی
(جامعه شناس)
ضمن تبریک هفته وحدت و میلاد پر سعادت پیامبر رحمت؛ نظر مخاطبان فرهیخته را به این جستار که حاوی نکات مهمی ناظر به مسائل خطیر کشور است، جلب می نمایم. همهی عزیزان توجه دارند که در شرایط جاری کشور به زعم کثیری از پژوهندگان، قدرت و در واقع اقتدار نیروهای اصیل تاریخی ما نسبت به اوایل انقلاب به شدت افول کرده، و متاسفانه به اذعان ایشان امروز حنای این گفتمان نزد نسلهای جدید رنگی ندارد؛ رویارویی این دو با وجود شبه روشنفکرانی که به این شکاف دامن می زنند تهدیداتی را برای کشور ایجاد کرده و با شرایطی هم که پیش آمده احتمالا این خطرات جدی تر هم خواهد شد؛ حال پرسش این است آیا با وجود یک چنین افولی در ساحت مشروعیت نسبی، شما فکر می کنید ولو با تلاش بی شائبهی امثال من و شما حقیقتا ادامه مقاومت در برابر نظام سلطه با این دست فرمان ممکن خواهد بود؟
نگارنده به عنوان نظریه پرداز حوزهی وفاق و مولف کتاب گفتمان وفاق راهکارهای خروج از بحرانهای مبتلی به کشور را تحت عنوان "نئووفاقیسم" صورتبندی و در معرض نقد و ارزیابی اهل نظر قرار می دهد، باشد که هر کدام از ما در این شرایط خطیر به اندازه ی وسع و مقدورات خویش در سرنوشت کشورمان نقش ایفا کنیم؛ و دین خود را به سرزمین خویش و مردمان این سامان ادا کنیم. اهل رسانه خودآگاه به وضعیت کشور، دانشگاهیان دغدغهمند و روشنفکران مسئول به نیکی می دانند تا تحول لازم در بدنهی نخبگانی تبیین صورت نگیرد آپاراتوس نظام سلطه گوی سبقت را در جنگ روایتها خواهد ربود و اذهان و حتی قلوب نسلهای جوان را خواهد دزدید و هر چه بیشتر در شکاف دولت- ملت خواهد دمید و تمام توفیقات ما را به عنوان شکست جا خواهد زد و همهی فتنهجوییهای خود را به نام آزادی به این ملت ستم دیده خواهد فروخت؛ نئووفاقیسم باید به عنوان جریان قدرتمند تبیین ظاهر شود و معادلات را به هم زند.
امروز بقای ایران و ارتقای جایگاه منطقهای و جهانی آن با بقای قدرت مرکزی گره خورده است؛ در یک چنین بزنگاهی اگر چنین به نظر میرسد که هیئت حاکمه درصدد آن برآمده است تا از عهدهی تغییرات لازم در شیوههای حکمرانی و اتخاذ تصمیمات سخت و سریع برای ابقای موجودیت خویش و مدیریت تنشها درراستای منافع کشور برآید بر هر ایرانی وطن دوستیست که از هزینههای این تغییر راهبردی حاکمیت در راستای مدیریت دورهی گذار از بحران بکاهد و از گامهایی که در جهت تغییر برمیدارد با تمام توان و بضاعت خویش حمایت کرده، در مسیر اجماعسازی، همهی مساعی و همت خویش را بگمارد تا فردا در محکمهی تاریخ شرمسار نگردد.
حلقهی مفقودهی همهی این مساعی اما فقدان یک جریان قدرتمند تبیین است، افشای چهرهی نظام سلطه برای نسلهای جوان و صد البته به زبان ایشان، توجیه چرایی و چگونگی مقاومت و ارتقای سطح گفتمانی برای کاستن از شکاف دولت- ملت میتواند و باید مطمح نظر همهی مخاطبان عزیز واقع گردد. باری، ساختن مجتمع مقاوم در برابر نظام سلطه امری به غایت تخصصی و طاقتفرساست. همه باید آگاه باشیم که دشمن با اتکای به همین شکاف هاست که به خویش جرأت تعدی و تجاوز می دهد. فلذا نیل به وفاق حداکثری و انسجام ملی کشور را در برابر این تهاجمات مقاوم خواهد کرد. اما و صد اما پرسش من این است نسل جوان از چه کسی می پذیرد که این تعریف از "مقاومت" یک ضرورت ملی و امری انکارناپذیر در راستای منافع ملی ست نه یک شعار ايدئولوژيک؟ آیا جز از جریانی که به تبیین تحلیلی و علمی این حقیقت بپردازد؟ در یک کلام "نئووفاقیسم" عبارت است از "تبیین تحلیلی ضرورت وحدت کلمه برای مقاومت".
متاسفانه امثال زید آبادی در باره رفتار غیر قابل دفاع اسرائیل سطح مسئله ی سلطه وعلت وجودی کشوری بنام اسرائیل را به تفاوت نتانیاهو با دیگر سیاستمداران در اسرائیل تقلیل ( ساده سازی بدون درک سابقه تاریخی ) می دهند. این ساده انگاری ایران برباد ده در باره حمله اسرائیل به قطر چه پاسخی دارد، درباره سمت وسوی براندازی در ونزوئلا توسط آمریکا و احتمال حمله به آن با توجه به لشکر کشی های اینروزها که امثال زید آبادی ایران را ازآن پرهیز می دهد، چه پاسخی دارد . آیا قطر امنیت وجودی اسرائیل را به خطر انداخته بود ، احمد الشر یا همان الجولانی که دررمان درگیری با دولت اسد او و نیروهایش در اسرائیل مداوا می شدند و اعلام نداشتن اختلاف با اسرائیل بلافاصله پس از سقوط اسد. هیچ خطری نه خطری برای اسرائیل داشت و نه به دنبال محو اسرائیل بود که اینگونه سوریه مورد تجاوز اسرائیل قرار می گیرد، آیا ونزوئلا دارای پروژه هسته ایست یا آمریکا دلنگران زندگی مردم ونزوئلا در تورم بالاست. آقای زید آبادی از برزیل به عنوان الگویی تقریباً مورد قبول برای ایران درمقابل دکتر عبدالکریمی سخن گفت، چه خوب است ایشان به سخنان آقای لولا دسیلوا رئیس جمهور برزیل کمی توجه کند. وقتی درک تاریخی و شناخت ژئوپلتیکی وژئواستراتژیکی پائین باشد ، نگاه زید آبادی خود نمایی می کند.
نکته دیگر اینکه هیچ کس با مذاکره کردن وایجاد روابط با غرب وشرق نه مخالف است ونه باید مخالف باشد کما اینکه تاربخ پس از انقلاب از تلاش ایران برای این رابطه حکایت دارد که برجام نقطه اوج وسند ومدرک این ادعاست. اما اولاً مذاکره نباید همه سیاست یک کشور باشد کما اینکه در طول تاریخ کشورها پس از جنگ های اول و دوم سیاست مذاکره ی آنها از این رویکرد حکایت دارد شوروی استالین با آلمان هیتلری مذاکره کرد اما به
به تلاش بی وقفه در انتقال بسیاری از کارخانجات اسلحه سازی به شرق وجنوب کشور مبادرت ورزدیند. هوشی مین درحال جنگ با آمریکایی ها مذاکره می کرد ولی از تلاشش برای سازماندهی رزمندگانش کوتاهی نمی کرد واز متحدان تاریخی اش سلاح دریافت می کرد. وثانیاً مذاکره در چه شرایط وچه اهدافی.
#خوشبینی #نظام_سلطه
هدایت شده از مسعود براتی
باتلاق توافق با آژانس
✍ مسعود براتی
🔸عراقچی وزیر امور خارجه با گروسی دبیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در مصر به توافق رسیدند. اینکه جزییات این توافق چیست، هنوز شفاف نشده است. روایت آقای عراقچی مبنی بر رعایت قانون مجلس و عدم دسترسی بازرسان آژانس به تاسیسات مورد حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
🔸 از طرف دیگر گروسی در کنفرانس خبری خود روایتی متفاوت با عراقچی بیان کرده و ادعا کرده که دسترسی به تمام تاسیسات هستهای ایران مورد توافق قرار گرفته است. او گفته ایران متعهد شده اطلاعات مربوط به مواد غنیشده نیز در اختیار آژانس قرار دهد.
🔻اینکه روایت چه کسی درست است یک موضوع مهم است و مردم ایران تجربه تلخی در این زمینه دارد. اما نکته مهمتر این است که توافق با آژانس و به طور کل مسیر امتیازدهی و اعتمادسازی یکطرفه همچون باتلاقی است که ایران را به درون خود میکشد و آثار و تبعات زیانباری برای کشور خواهد داشت.
🔸دولت تصورش این است که با امتیازدهی به آژانس میتواند رضایت اروپاییها را جلب کرده و مانع بازگشت قطعنامههای قبلی علیه کشور شود. اروپاییها برای تمدید مکانیسم ماشه سه شرط مطرح کردند. دو سطح همکاری با آژانس و شروع مذاکرات جامع ایران و آمریکا، سه شرط اروپا بوده است. اگر روایت گروسی درست باشد، دو سطح همکاری با آژانس تحقق یافته است. سومین شرط باقی میماند که شروع مذاکرات جامع با آمریکا است. یعنی مذاکرات فراتر از هستهای که شامل مسایل نظامی، موشکی و منطقهای میشود.
🔻دو نگرانی دولت ایران را به این توافق سوق داده است. یکی نگرانی از بازگشت قطعنامهها و دیگری حمله مجدد رژیم صهیونیستی است. امتیاز دادن به آژانس و عقبنشینی از مواضع درست بعد از جنگ تحمیلی در تعلیق همکاریها با آژانس، نشان دهنده ضعف ایران و ترس از بازگشت قطعنامهها و جنگ نظامی است. این توافق موضع ایران را در برابر غرب تضعیف میکند و آنها را برای اقدامات خصمانه جریتر میکند. چه در عرصه سیاسی و چه در عرصه نظامی این را باید توجه داشت.
‼️تمدید مکانیسم ماشه عملا حفظ اهرم فشار اروپا علیه ایران است و با توجه به پذیرش خواستههای اروپا توسط ایران در این مرحله، استفاده مستمر از این اهرم توسط اروپا را میتوان انتظار داشت.
🔻یعنی عقبنشینی در این مرحله به معنای وارد شدن در یک دور بدون انتها و امتیازدهی مستمر است. برای همین است که اروپاییها دوره تمدید را شش ماه بیان کردند. یعنی در دورههای ششماهه ما شاهد باجخواهی اروپاییها از ایران خواهیم بود.
همچنین تهدید نظامی ایران افزایش خواهد یافت چرا که غربیها میدانند که تحریمهای ناشی از بازگشت قطعنامهها خیلی اثر جدی ندارد و تنها دلیل ایران برای تن دادن به توافق با آژانس ترس از جنگ مجدد است و لذا تهدید نظامی در پیش چشم آنها معتبرتر میشود و استفاده از آن نیز افزایش مییابد.
🔸در سطح فنی نیز هرچه اطلاعات آژانس از برنامه هستهای ایران و زنجیره فعالیتهای مرتبط با آن بیشتر و دقیقتر باشد، به معنای اشراف بیشتر رژیم صهیونیستی و آمریکا بر برنامه هستهای ایران و در نتیجه افزایش توان عملیاتی برای اقدام نظامی علیه آن است. این حقیقتی است که هرچند غربگراها در ایران تمایلی به باورش ندارند اما غربیها هم باور دارند و هم آن را اقرار کردهاند.
‼️اتفاق بد دیگری که بر اساس تجربه گذشته میتوان پیشبینی کرد که رخ خواهد داد، حالت معطلی و انتظاری است که در داخل کشور و خصوصا در حوزه اقتصادی رخ میدهد. تعلیقهای شش ماهه سبب خواهد شد وضعیت داخلی ایران دچار یک عدم قطعیت شده و این وضعیت هرگونه اقدام موثر و بلند مدت را مانع میشود. این چرخه سبب ضعف مستمر ایران در برابر تهدیدات خواهد شد. در مجموع آنچه که رقم خورده است تامین کننده منافع ملی نیست بلکه ضد آن عمل خواهد کرد.
😡البته این وضعیت برای جریان غربگرا مطلوب است و او را به مقصود خود که ضعیف کردن جایگاه ایران و حفظ ارتباط با غرب است، میرساند.
روزنامه عصر ایرانیان ۲۰ شهریور ۱۴۰۴
⭕️گاهی باید ایستاد و اندیشید
👤جواد کاشی
عرصه جهانی همیشه میدان تنازع میان قدرتهای کوچک و بزرگ بوده و هست. اما طرفهای درگیر حاضر نبودند عریان در صحنه ظاهر شوند. لباسی از اخلاق و موازین حقوقی بر تن میکردند. بیشترین توحش را در انسانیترین لفافههای اخلاقی میپوشاندند. امروز هیچ پرده پوشی در میان نیست. خشونت و زور در وحشیانهترین شکل خود در صحنه است، هیچکس تقلایی برای توضیح و توجیه اخلاقی یا حقوقی نمیکند.
حمله اسرائیل به قطر، یک سکانس تازه از فیلمی بود که از هفتم اکتبر 2023 آغاز شد. در آغاز فیلم نتانیاهو با چهرهای مظلوم به قصد پاسخگویی و انتقام در صحنه حاضر شد. در میانه فیلم هستیم. اینک به یک غول وحشتناک تبدیل شده که هیچ مرزی نمیشناسد. نه تنها مرزهای جغرافیایی را درنوردیده، بلکه همه حد و مرزهای حقوقی، اخلاقی و انسانی را پشت سرگذاشته است. حیرت انگیزتر آنکه جهان غرب پشتیبانی و حمایت هم میکند.
موازنه قدرت در منطقه دگرگون شده و ما بیشتر از هر کشوری در مخاطره هستیم.
اسرائیل با مجموعه حامیانش، ابر داستانهای روشنفکری در ایران را به هم ریختهاند. دیگر نمیتوان با داستان جهان باز و بسته به فهم ماجرا پرداخت. چه کسی میتواند مدعی شود اسرائیل به نمایندگی از جهان باز و دمکراتیک به نبرد با کشورهای بسته و دیکتاتور همت گماشته است؟ حتی دوگانه استعمار و سلطه از یکسو و مقاومت جهان زیر سلطه نیز معنای خود را از دست داده است. کدام مقاومت؟ چه کسی، چه فهمی و چه نیروی قدرتمند و معناداری برای مقاومت در جهان امروز وجود دارد؟
منطق غالب روشنفکران ما ستیز با ایدئولوژیک اندیشی است. من هم همراهی میکنم. اما جهان پس از آن را به منطق صرف قدرت و ثروت سپردن فاجعه بزرگتری از ایدئولوژیک اندیشی است. به خلاف کسانی که خیال میکردند پیشرفت مادی و تکنولوژیک، منازعات سیاسی را منحل میکند، با دنیایی مواجهیم که تکنولوژی و ثروت با قدرت توام شده به خوردن و استهلاک تمامیت هستی خود و جهان مشغول شده است.
به مردم رویای رفاه و ثروت دم دست نفروشیم. در جهان امروز هیچ کس حلوای شیرین شادی و رفاه برای ما نپخته است. ما در مخاطرهایم و وای به حال ما اگر قرصهای روانگردان به مردم بفروشیم.
گاهی باید ایستاد. به خود و جهانی که در آن زیست میکنیم اندیشید.
#عصراندیشه
⭕️حمله اسرائیل به قطر خبر خوبی برای ایران بود
📖این تحلیل از نفیسه کوهنورد، خبرنگار بیبیسی در دوحه را بخوانید:
با اینکه ایران خود پیشتر در تلافی حملات آمریکا به سایتهای هستهای، پایگاه عدید در قطر، بزرگترین پایگاه هوایی ایالات متحده در منطقه را با موشک هدف قرار داد، اما اکنون حمله اسرائیل به قطر را فرصتی عالی برای یادآوری هشدارهای دیرینه خود به کشورهای عربی میداند. پیام واضح است: «به شما گفته بودیم.»
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در پستی در شبکه ایکس به زبان عربی نوشت که حمله اخیر اسرائیل به قطر پیامی به منطقه است که میگوید: «ای کشورهای منطقه! سلطه آینده مرا دریابید!»
دهههاست که مقامات ایرانی اسرائیل را خطرناکترین تهدید برای منطقه» مینامند. آیتالله روحالله خمینی، زمانی حتی اسرائیل را «غده سرطانی» توصیف کرده بود.
ایران همیشه نگران عادیسازی روابط کشورهای منطقه با اسرائیل بوده است و بارها به کشورهای منطقه هشدار داد که «دیر یا زود نوبت شما هم خواهد رسید» و تأکید کرد که اسرائیل به دنبال توسعهطلبی است و هیچ کشوری را در منطقه از قلم نخواهد انداخت.
بیانیههای نخستوزیران اسرائیل درباره رویای «اسرائیل بزرگ» هم منجر به تقویت اتهامات ایران شده است. اکنون، با این حمله غیرمنتظره به کشوری که سالها یکی از امنترین و بافاصلهترین کشورها از درگیریهای منطقهای محسوب میشد، لحن مشابهی در قطر علیه اسرائیل ابراز میشود. برای ایران، این خبر خوبی است. حتی اگر این حالت دوام نیاورد، به ایران کمک میکند تا بگوید: «تمام این مدت حق با ما بود.»
#عصراندیشه
⭕️آمریکا از حضور اصلاحطلبی در ایران بهره خواهد برد؟ / Middle East Forum
🔹جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ با اسرائیل، رژیم ایران را تضعیف کرده و اصلاحطلبان و میانهروها را به انتقاد از وضع موجود واداشته است، که آمریکا میتواند از آن برای بهرهبرداری از شکافهای داخلی و تضعیف خامنهای استفاده کند.
🔹برنامه جانشینی آیتالله خامنهای، که شامل شورایی سهنفره با مجتبی خامنهای، حسن خمینی و ابراهیم رئیسی (که در سقوط هلیکوپتر کشته شد) بود، اکنون ضعیف شده است.
🔹حسن روحانی در ویدئویی ۳۵ دقیقهای، ضعف ایران پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، شکاف رژیم و مردم، و عدم حمایت اروپا به دلیل حمایت ایران از روسیه را برجسته کرد و خواستار روابط نزدیکتر با جهان، حتی آمریکا، و آزادسازی اقتصاد از پاسداران شد.
🔹جبهه اصلاحات نیز خواستار آشتی ملی و بازگشت به حاکمیت مردم شد. محمود احمدینژاد، محبوب در میان پاسداران، از آیتالله جواد علوی بروجردی، مخالف ولایت فقیه، برای جانشینی حمایت میکند.
🔹آمریکا با ترویج اصلاحطلبان، بدون اعتماد به آنها، اختلافات را تشدید کند تا رژیم را از درون تضعیف کند، زیرا همه جناحها میخواهند جمهوری اسلامی را حفظ کنند، اما بدون اجماع، رژیم ضعیف میشود.
⭕️حسن بختیاریزاده، کارشناسارشد روابط بینالملل، در یادداشتی برای #راهبرد نوشت:
رویدادهای اخیر و تجاوز مداوم #اسرائیل به کشورهای مختلف خاورمیانه، نشانگر آن است که این رژیم تهدیدی واقعی و فزاینده برای امنیت این منطقه است.
✍ به علاوه، نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که اسرائیل با برخورداری از برتری نظامی و اطلاعاتی خود، آنگاه که اراده میکند، به اهداف خود حمله میبرد.
✍ با توجه به اینکه دامنه تجاوز اسرائیل، بهگونهای آشکار گسترش پیدا کرده و حتی قطر را -که مناسباتی نزدیک با غرب دارد- در برگرفته است و نیز با عنایت به این واقعیت که امنیت دولتهای خاورمیانه بر یکدیگر تأثیر میگذارد؛ به نظر میرسد بازبینی ترتیبات امنیتی این منطقه در راستای مقابله با تهدیدات اسرائیل گریزناپذیر است.
✍ ازاینرو، نویسنده این یادداشت پیشنهاد میکند دولتهای خاورمیانه بهویژه ایران، عربستان، قطر، امارات و مصر به همراه پاکستان و ترکیه، پیمان دفاعی مشترکی منعقد کنند. این پیمان تنها جنبه دفاعی در برابر اسرائیل دارد. دولتهای عضو این پیمان متعهد میشوند:
▪️از هرگونه مشارکت در جنگ و نیز هرگونه همکاری نظامی و اطلاعاتی با اسرائیل، علیه اعضای دیگر، خودداری کنند.
▪️اجازه ندهند اسرائیل از امکانات و سرزمین آنها برای تجاوز و یا هر اقدام خصمانه دیگری علیه سایر اعضا استفاده کند.
▪️در صورت حمله اسرائیل به هر یک از اعضا، برای دفاع از آن عضو و واکنش متناسب به اسرائیل، اقدام کنند.
▪️به همکاری و هماهنگی نظامی و امنیتی با یکدیگر در راستای آمادگی برای مقابله با تجاوز اسرائیل و یا هرگونه اقدام خصمانه آن علیه اعضا بپردازند.
▪️در راستای تحقق اهداف پیمان، دبیرخانه ای دائمی تشکیل دهند.
✍ تهدید فزاینده اسراییل، بیش از گذشته ضرورت دفاع دستهجمعی دولتهای خاورمیانه را در برابر این رژیم نمایان ساخته است؛ چراکه ترتیبات امنیتی کنونی هیچ میزان از بازدارندگی را در برابر اسرائیل ایجاد نمیکند.
✍ به نظر میرسد قطر با توجه به تجاوز اخیر اسرائیل و مناسبات نزدیک آن با بسیاری از دولتهای منطقه میتواند نقش مهمی در انعقاد پیمان امنیتی خاورمیانه داشته باشد.
#عصراندیشه
سرشب حسنآقا خمینی آمد. از سفر آفریقای جنوبی برگشته است. سه ماه با فرزند [سیدکاظم] نورمفیدی [امامجمعه گرگان] آنجا بودهاند؛ برای تقویت زبان انگلیسی کلاس میرفتهاند.
۲۱ شهریور ۱۳۸۱
#هاشمی_رفسنجانی
#عصراندیشه
شب، میهمان [عباس واعظ] طبسی [تولیت آستان قدس رضوی] در باغ خوردین [واقع در شهرک غرب] بودم. متعلق به آستان قدس رضوی است. همسر و بچههایشان هم بودند.
۱۸ شهریور ۱۳۸۱
#هاشمی_رفسنجانی
شب میهمان رهبری بودم. درباره مصاحبه آقای خاتمی، [رئیسجمهور] صحبت شد. از تعریف از رهبری و تأکید بر تلاش برای معیشت مردم راضیاند، ولی از تعرض به شورای نگهبان و قوه قضائیه ناراضیاند و گفتند، شاهرودی [رئیس قوه قضائیه] عصبانی است.
۱۲ شهریور ۱۳۸۱
#هاشمی_رفسنجانی
با هلیکوپتر به سد لتیان آمدیم. بچهها هم تا ظهر کمکم رسیدند. مهدی و فاطی نیامدند. هوای خوبی دارد. عصر همراه بچهها، خواستم اسکی روی آب یاد بگیرم. کمی دنبال قایق کشیده شدم. بدنم آمادگی برای چنین ورزشی ندارد. گرچه آسان است.
آب لتیان پایینتر از سطح آن در سال گذشته است. یک نفر چینی پیشبینی کرده است که ساعت ۸ امروز زلزلهای به قدرت ۸/۶ ریشتر در تهران روی خواهد داد. به همین خاطر بسیاری از مردم از تهران سفر کرده یا از خانه بیرون رفتهاند. آمدن ما به لتیان هم بیارتباط با این نیست. گرچه خودم اصلاً قبول ندارم فقط به خاطر بچهها آمدم.
۳۰ تیر ۱۳۷۰
تاسوعای حسینی
#هاشمی_رفسنجانی
خاطرات و خطرات:
شب میهمان رهبرى بودم. گفتند، با آقاى خاتمی دربارهٔ شایعات احتمال استعفایش صحبت کردهاند، تکذیب کرده است و نیز به ایشان در مورد ضرورت توجه جارى به وضع اقتصادى تذکر جدى دادهاند و از ایشان خواستهاند شخصاً به امور اقتصادى بپردازند و در جواب اظهارات ایشان که گفته در تبلیغات انتخاباتى، وعدهٔ اقتصادى نداده است، گفتهاند که اولاً وعدههاى زیاد اقتصادى داده و ثانیاً این حق انتظار طبیعى مردم از حکومت است.
۲۹ مرداد ۱۳۸۱
#هاشمی_رفسنجانی
در مورد اختلافات داخلى و مسائل مربوط به اظهارات و شایعات خروج از حاکمیت و شایعات احتمال استعفا با آقاى خاتمی [رئیسجمهور] صحبت شد. ایشان گلهی زیادى از رهبرى و رئیس قوه قضائیه و افرادى مثل مصباح[یزدی] دارد.
۳۱ مرداد ۱۳۸۱
#هاشمی_رفسنجانی