eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
535 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
ديشب دچار بدخوابى شدم. در بالكن مُشرف به رودخانه كرج خوابيده بودم. صداى زياد آب و باد كه در درخت‌های بلند مي‌دميد، غريبى جاى خواب، تكرر ادرار به خاطر عوض‌شدن هوا و محدود بودن كاناپه براى خواب و بدتر از همه صداى ماشين‌هاى عبورى و سگ‌هاى محافظ باغ همسايه، بارها بيدارم كرد. ۱۷ خرداد ۱۳۸۱
[من به آقای خاتمی گفتم] برای حل مشکل سیاست خارجی، بالاخره باید مسائل‌مان را با آمریکا حل‌ کنیم. ۱۵ خرداد ۱۳۸۱
در منزل بودم. آقای خاتمی، رئیس‌جمهور، آمدند.از آقای هاشمی‌شاهرودی و قوه قضائیه، به خاطر فشاری که بر طرفداران ایشان دارد، ناراضی است و از مواضع رهبری که مشکل در سیاست خارجی و نیز در امور اقتصادی دارد و مدیران را ترسانده و برای مسائل جزئی، منتظر تایید رئیس‌جمهور می‌مانند، برای نگرانی از بهانه‌جویی دستگاه‌های بازرسی و قضایی و از وضع اقتصادی کشور و انحراف جدی جوانان، ابراز نگرانی ‌کرد. ۱۵ خرداد ۱۳۸۱
به ديدن رهبرى رفتم. گفتند، از آقاى خاتمى، رییس‌ جمهور، به‌خاطر مطرح‌كردن آشفتگى‌ كشور، كناره‌گيری و تكرار نبود آزادى، توضيح خواسته‌اند. در مورد اولى، جواب نداده‌اند، دوم را منكر شده‌اند و سوم را گفته بعداً توضيح مى‌دهد. اعتراض رهبری اين‌است‌كه مگرآزادى در كشور نيست‌كه اين همه تكرار مى‌كنند. ۲۵ اُردی ۱۳۸۱
امروز رهبرى در اظهارات شديدالحنى، با اشاره به جلسه نمايندگان دوم‌خردادى در خصوص بررسى راهكار مذاكره با آمريكا، آنها را خائن و بى‌غيرت خواندند. ۱ خرداد ۱۳۸۱
سر شب، حسن‌آقا خمینى‌ آمد؛ براى دعوت به مراسم سالگرد احمدآقا و گفت، در محافل مردمى و خانوادگى و طلاب، این فکر شیوع پیدا کرده که اگر شما مسئول کشور بودید، مانع بحران با آمریکا مى‌شدید که نه تندى آقاى خامنه‌اى را دارید و نه کُندى عمل آقاى خاتمى را. ۱۶ اسفند ۱۳۸۰
شب میهمان رهبرى بودم. ایشان شرح دو جلسه با شوراى عالى امنیت ملی، دربارۀ نحوه برخورد با خطر آمریکا را دادند. از اظهارات آقایان محمد خاتمی، کمال خرازى، موسوى‌لارى، و [محسن] امین‌زاده، [معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امورخارجه] انتقاد داشتند و از اظهارات آقاى علی‌اکبر ولایتى، [مشاور رهبری] ابراز رضایت‌ کردند. گفتند، سران و مقامات دعوت شده‌اند که عصر شنبه در جلسه‌اى براى توجیه وضع موجود و احتمال خطر آمریکا و راهکار مقابله و بازدارندگی شرکت‌ کنند. قرار شده آقایان خاتمى و روحانى صحبت کنند و به دیگران هم میدان اظهارنظر داده شود. از من خواستند که کمک کنم. هدف عمده، ایجاد وفاق در موضع‌گیرى‌هاست و معلوم است که دو جناح از دو زاویه متناقض به وفاق نگاه مى‌کنند و انتظار نمی‌رود که نتیجه مورد نظر رهبرى به دست آید. ۱۴ اسفند ۱۳۸۰
شب، دکتر [حسن] روحانى، [دبیر شورای‌ عالی امنیت ملی] به خانه آمد. گزارش اختلاف سپاه و وزارت امورخارجه براى حضور در افغانستان را داد و اینکه رهبرى، نظر سپاه را تأیید مى‌کنند و شوراى عالى امنیت ملی، مخالف آن است و با اظهارات آمریکایى‌ها و افاغنه، کار سپاه مشکل شده است. خطر آمریکا را جدى مى‌داند و راهکارهایى براى کم‌کردن خطر پیشنهاد مى‌کند. مشکل‌شان پذیرش رهبرى است. ۲۴ بهمن ۱۳۸۰
زمان ریاست‌جمهوری من، آقای روحانی، مشاور من و رئیس شورای عالی امنیت ملی بود. نظر او هم مثل من است که ما باید مسئله‌مان را با آمریکا حل کنیم. آقای روحانی برای منافع و ضررهای این کار دو ستون درست کرده بود. من بر آن اساس و نظر، و ضمن این‌ که خودم هم نظراتی داشتم و اضافه کردم، رفتم و با رهبری صحبت کردم. خیلی بحث کردیم. یکی – دو ساعت بحث کردیم {درباره آمریکا} و به نتیجه نرسیدیم. من گفتم نمی‌توانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مسئلۀ ما و خداست. بالأخره در روز قیامت از من و شما می‌پرسند چرا این‌ همه ضرر و مشکلات برای مردم ایجاد شد. اگر این‌ها را بر عهده می‌گیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند: بله، جواب خدا با من!
آقاى حسین‌ مرعشى، [نماینده‌ کرمان] آمد و گفت، با آقاى‌ خاتمى، [رئیس‌جمهور]، ملاقاتى داشته؛ ایشان مى‌گوید، به‌کلى مأیوس است‌ که بتواند کارى از پیش ببرد و از عدم هماهنگى با رهبرى ناراحت است و مى‌گوید، سه روز قبل از روزهاى ملاقات، ناراحت است، به خاطر انتقاداتى که از ایشان مى‌شود و دو روز بعد از ملاقات هم تحت‌تأثیر اظهاراتشان ناراحت است و گفت، منتظر فرصت مناسبى است که کنار برود. ۱۵ بهمن ۱۳۸۰
عفت‌ تلفن‌ کرد و پیشنهاد فروش‌ ماشین‌ پژوی‌ اتوماتیک‌ خودش‌ را داشت‌ که‌ من‌ هم‌ موافقم‌. قرار شد آقا جلال‌ اقدام‌ کند. ٢٠ اردیبهشت ۱۳۶۰
سريال «گرگها» را تماشا كردم و خوابيدم. ۲۱ آذر ۱۳۶۷