شب میهمان رهبرى بودم. ایشان شرح دو جلسه با شوراى عالى امنیت ملی، دربارۀ نحوه برخورد با خطر آمریکا را دادند. از اظهارات آقایان محمد خاتمی، کمال خرازى، موسوىلارى، و [محسن] امینزاده، [معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امورخارجه] انتقاد داشتند و از اظهارات آقاى علیاکبر ولایتى، [مشاور رهبری] ابراز رضایت کردند. گفتند، سران و مقامات دعوت شدهاند که عصر شنبه در جلسهاى براى توجیه وضع موجود و احتمال خطر آمریکا و راهکار مقابله و بازدارندگی شرکت کنند. قرار شده آقایان خاتمى و روحانى صحبت کنند و به دیگران هم میدان اظهارنظر داده شود. از من خواستند که کمک کنم. هدف عمده، ایجاد وفاق در موضعگیرىهاست و معلوم است که دو جناح از دو زاویه متناقض به وفاق نگاه مىکنند و انتظار نمیرود که نتیجه مورد نظر رهبرى به دست آید.
۱۴ اسفند ۱۳۸۰
#هاشمی_رفسنجانی
شب، دکتر [حسن] روحانى، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] به خانه آمد. گزارش اختلاف سپاه و وزارت امورخارجه براى حضور در افغانستان را داد و اینکه رهبرى، نظر سپاه را تأیید مىکنند و شوراى عالى امنیت ملی، مخالف آن است و با اظهارات آمریکایىها و افاغنه، کار سپاه مشکل شده است. خطر آمریکا را جدى مىداند و راهکارهایى براى کمکردن خطر پیشنهاد مىکند. مشکلشان پذیرش رهبرى است.
۲۴ بهمن ۱۳۸۰
#هاشمی_رفسنجانی
زمان ریاستجمهوری من، آقای روحانی، مشاور من و رئیس شورای عالی امنیت ملی بود. نظر او هم مثل من است که ما باید مسئلهمان را با آمریکا حل کنیم. آقای روحانی برای منافع و ضررهای این کار دو ستون درست کرده بود. من بر آن اساس و نظر، و ضمن این که خودم هم نظراتی داشتم و اضافه کردم، رفتم و با رهبری صحبت کردم. خیلی بحث کردیم. یکی – دو ساعت بحث کردیم {درباره آمریکا} و به نتیجه نرسیدیم. من گفتم نمیتوانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مسئلۀ ما و خداست. بالأخره در روز قیامت از من و شما میپرسند چرا این همه ضرر و مشکلات برای مردم ایجاد شد. اگر اینها را بر عهده میگیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند: بله، جواب خدا با من!
#هاشمی_رفسنجانی
آقاى حسین مرعشى، [نماینده کرمان] آمد و گفت، با آقاى خاتمى، [رئیسجمهور]، ملاقاتى داشته؛ ایشان مىگوید، بهکلى مأیوس است که بتواند کارى از پیش ببرد و از عدم هماهنگى با رهبرى ناراحت است و مىگوید، سه روز قبل از روزهاى ملاقات، ناراحت است، به خاطر انتقاداتى که از ایشان مىشود و دو روز بعد از ملاقات هم تحتتأثیر اظهاراتشان ناراحت است و گفت، منتظر فرصت مناسبى است که کنار برود.
۱۵ بهمن ۱۳۸۰
#هاشمی_رفسنجانی
عفت تلفن کرد و پیشنهاد فروش ماشین پژوی اتوماتیک خودش را داشت که من هم موافقم. قرار شد آقا جلال اقدام کند.
٢٠ اردیبهشت ۱۳۶۰
#هاشمی_رفسنجانی
سريال «گرگها» را تماشا كردم و خوابيدم.
۲۱ آذر ۱۳۶۷
#هاشمی_رفسنجانی
نماینده شوشتر آمد و پیشنهاد قطع شعار مرگ بر آمریکا و شوروی را میداد. گفتم به طور اصولی تصمیم گرفتهایم، امام هم موافقت کردهاند، ولی منتظر فرصت هستیم.
۱۴ تیر ۱۳۶۳
#هاشمی_رفسنجانی
شب میهمان رهبرى بودم. گفتند، آقاى خاتمى را به خاطر برنامه دانشگاه تهران و سخنرانى ایشان، شماتت کردهاند؛ زیرا برنامه مُضرى بود و بیجهت به مخالفان نظام، میدان ابراز وجود داده شد و صحبتهاى آقاى خاتمى هم با وحدت مسئولان که از وظایف رئیسجمهور است، منافات دارد. به علاوه، در نهایت معترضان طلبکار و نظام بدهکار از آب درآمد و نیز از مصوبات مجلس در مورد صداوسیما و هیئتمنصفه، ابراز ناراحتى و نیز از اظهارات امروز آقاى بهزاد نبوى، [نایبرئیس مجلس] در مجلس و فتنههاى جمعى از دوم خردادىها، ابراز خشم کردند. با رفع حصر از آیتالله منتظرى و عفو آقاى عبدالله نورى، بدون پسگرفتن حرفهاى مضر، موافق نیستند.
۴ دی ۱۳۸۰
#هاشمی_رفسنجانی
📌مفهوم رویایی «منطقه قوی»!
🔻تاریخ و ژئوپلیتیک خاورمیانه نشان میدهد که «منطقه ضعیف و وابسته» بیشتر با واقعیتهای خاورمیانه سازگار است تا «منطقه قوی».
🔻اصل خودیاری و بیاعتمادی بین بازیگران منطقهای سبب شده هیچ کشور نتواند بر دیگری برای امنیت و توسعه تکیه کند.
🔻قدرتهای بزرگ نیز بهطور سیستماتیک مانع شکلگیری یک «منطقه قوی» میشوند، چراکه منافع آنها در توازن شکننده و وابستگی امنیتی کشورها به بیرون است.
🔻بنابراین، مفاهیمی مانند منطقه قوی هیچ نسبتی با واقعیت های ژیوپلیتیکی، تاریخی و سیاسی خاورمیانه ندارد.
🔻کشور را با این مفاهیم دهان پرکن و انتزاعی وارد یک چرخه اشتباه دیگر در عرصه سیاست خارجی نکنیم!/
#مصطفی_نجفی
پ. ن. ادمین: ایدهی منطقه قوی را دکتر ظریف در روزنامه الاخبار لبنان مطرح کردند در یادداشتی با عنوان خطرات اسرائیل بزرگ و وعدهی منطقهی قوی.
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پوتین در دهههای اخیر روسیه را از کشوری درهم شکسته و گرسنه که زنانش برای بردگی جنسی و کارگری راهی حاشیه خلیج فارس میشدند، دوباره به کشوری قدرتمند و تاثیرگذار در جهان تبدیل کرده است.
حزب کمونیست، چین را از کشوری گرسنه و فقیر که توالت نمیدانستند چیست به ابرقدرت دنیا در همه زمینهها تبدیل کرده است.
اما دغدغه شبهروشنفکر ایرانی (که علی رغم مشاهده تناقض برخورد غرب با جنگ اوکراین و نسلکشی غزه و نحوه برخورد آنها با مخالفان اسرائیل، مشغول جملهسازی با دموکراسی است) این است که چرا چین و روسیه اجازه فعالیت بلندگوهای ناتو و آمریکا در کشور خود را نمیدهد. و عجیبتر آنکه وضعیت داخلی آن کشورها را با غزه مقایسه میکند.
اصلا بحث انسانی به کنار:
- حاکمان چین و روسیه بخشی از خود ملت آن سرزمین هستند، نه نیروی اشغالگر و مشغول نسلکشی.
- چین و روسیه دشمن ایران نیستند اما غزه در حال جنگیدن با اصلیترین دشمن ایران است.
👈 مقایسه وضعیت مردم غزه با مردم پکن و مسکو فقط از دست این شعبده بازهای حاضر در عرصه سیاسی ما برمیآید وگرنه باور کنید خود ترامپ و نتانیاهو هم رویشان نمیشود این دو وضعیت را با هم مقایسه کنند.
شهید مطهری در کتاب "نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر" جملهای از ارسطو نقل میکند که:
«اگر باید فیلسوفی کرد، باید فیلسوفی کرد؛ و اگر نباید فیلسوفی کرد، باز هم باید فیلسوفی کرد.»
این یعنی نقد اندیشه باید با اندیشه باشد، نه با فکاهی و ابتذال.
این درد جوامع شبهمدرن است: جایی که فیلسوفان در معرض بیرحمانهترین حملاتاند، و بیخردان بر صدر نشستهاند و همواره تحسین می شوند. در چنین فضایی، دفاع از فلسفه نه فقط یک موضع ملی است، بلکه یک کنش اخلاقی و تاریخیست.
پڕوفسور بیژن عبدالکریمی را از نزدیک میشناسم و از او همواره آموخته ام و می دانم ایشان چقدر ایران را دوست دارند.
اما در جهان مبتلا شده به سرطان نهیلیسم همانطور که نیچه هشدار میدهد بیارزش شدن ارزشها باعث شده انسانهای بیجایگاه و تهی از معنا، به خود اجازه دهند گفتمان فیلسوفی را نقد کنند که تنها وزن آثارش از مجموع وزن آنان فراتر است.
متأسفانه جریان مقابل وطندوستان، همان نئوفاشیستهای ایرانیاند: تهی از خرد، تهی از ادب، و سرشار از توهین. آنان با هتاکی و تحریف، به جنگ اندیشه میروند، نه با اندیشه.
باشد که اندیشه کنیم.
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جناب آقای رئیسجمهور، با احترام، از شما خواهش میکنم سخنرانی نکنید.
در طول یکسال گذشته، سخنرانیهای شما چنان مملو از اشتباهات و اظهارات ناپخته بودهاند که گویی رکوردی جهانی در بیدقتیهای گفتاری ثبت کردهاید. از جمله گفتهاید: «نمیدانم چگونه رئیسجمهور شدهام!»، که خود نشانهای از بیگانگی با فرآیندهای سیاسی و علوم انسانی است که به وضوح سطحی است؛ آنجا که شعار «مرگ بر آمریکا» را انکار کردید، و با استفاده از نظریه هایی از هابز، فارابی، ارسطو و نمسیوس و... میتوانستید اجتماع و خوی درندگی حاکم بر جهان را توجیه کنید!
یا سخنرانی که شما مدعی شدید آمدهاید تا مشارکت را افزایش دهید، اما در عمل، با مقایسهای عجیب میان هلند و اردبیل، نشان دادید که از تاریخ استعمار آگاهی ندارید. آیا میدانید که هلند نخستین کشور استعمارگر جهان بوده و با انباشت سرمایه و تجربه تاریخیاش، اساساً قابل قیاس با اردبیل نیست؟
جناب رئیسجمهور، به حرمت ایران، از شما تقاضا دارم در سخنرانیهای رسمی از مشاورانی بهره بگیرید که بتوانند بهجای شما سخن بگویند.