eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
535 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
زمان ریاست‌جمهوری من، آقای روحانی، مشاور من و رئیس شورای عالی امنیت ملی بود. نظر او هم مثل من است که ما باید مسئله‌مان را با آمریکا حل کنیم. آقای روحانی برای منافع و ضررهای این کار دو ستون درست کرده بود. من بر آن اساس و نظر، و ضمن این‌ که خودم هم نظراتی داشتم و اضافه کردم، رفتم و با رهبری صحبت کردم. خیلی بحث کردیم. یکی – دو ساعت بحث کردیم {درباره آمریکا} و به نتیجه نرسیدیم. من گفتم نمی‌توانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مسئلۀ ما و خداست. بالأخره در روز قیامت از من و شما می‌پرسند چرا این‌ همه ضرر و مشکلات برای مردم ایجاد شد. اگر این‌ها را بر عهده می‌گیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند: بله، جواب خدا با من!
آقاى حسین‌ مرعشى، [نماینده‌ کرمان] آمد و گفت، با آقاى‌ خاتمى، [رئیس‌جمهور]، ملاقاتى داشته؛ ایشان مى‌گوید، به‌کلى مأیوس است‌ که بتواند کارى از پیش ببرد و از عدم هماهنگى با رهبرى ناراحت است و مى‌گوید، سه روز قبل از روزهاى ملاقات، ناراحت است، به خاطر انتقاداتى که از ایشان مى‌شود و دو روز بعد از ملاقات هم تحت‌تأثیر اظهاراتشان ناراحت است و گفت، منتظر فرصت مناسبى است که کنار برود. ۱۵ بهمن ۱۳۸۰
عفت‌ تلفن‌ کرد و پیشنهاد فروش‌ ماشین‌ پژوی‌ اتوماتیک‌ خودش‌ را داشت‌ که‌ من‌ هم‌ موافقم‌. قرار شد آقا جلال‌ اقدام‌ کند. ٢٠ اردیبهشت ۱۳۶۰
سريال «گرگها» را تماشا كردم و خوابيدم. ۲۱ آذر ۱۳۶۷
نماینده‌ شوشتر آمد و پیشنهاد قطع‌ شعار مرگ‌ بر آمریکا و شوروی‌ را می‌داد. گفتم‌ به‌ طور اصولی‌ تصمیم‌ گرفته‌ایم‌، امام‌ هم‌ موافقت‌ کرده‌اند، ولی‌ منتظر فرصت‌ هستیم‌. ۱۴ تیر ۱۳۶۳
شب میهمان رهبرى بودم. گفتند، آقاى خاتمى را به خاطر برنامه دانشگاه تهران و سخنرانى ایشان، شماتت‌ کرده‌اند؛ زیرا برنامه مُضرى بود و بی‌جهت به مخالفان نظام، میدان ابراز وجود داده شد و صحبت‌هاى آقاى خاتمى هم با وحدت مسئولان که از وظایف رئیس‌جمهور است، منافات دارد. به علاوه، در نهایت معترضان طلبکار و نظام بدهکار از آب درآمد و نیز از مصوبات مجلس در مورد صداوسیما و هیئت‌منصفه، ابراز ناراحتى و نیز از اظهارات امروز آقاى بهزاد نبوى، [نایب‌رئیس مجلس] در مجلس و فتنه‌هاى جمعى از دوم خردادى‌ها، ابراز خشم کردند. با رفع حصر از آیت‌الله منتظرى و عفو آقاى عبدالله نورى، بدون پس‌گرفتن حرف‌هاى مضر، موافق نیستند. ۴ دی ۱۳۸۰
‏📌مفهوم رویایی «منطقه قوی»! 🔻تاریخ و ژئوپلیتیک خاورمیانه نشان می‌دهد که «منطقه ضعیف و وابسته» بیشتر با واقعیت‌های خاورمیانه سازگار است تا «منطقه قوی». 🔻اصل خودیاری و بی‌اعتمادی بین بازیگران منطقه‌ای سبب شده هیچ کشور نتواند بر دیگری برای امنیت و توسعه تکیه کند. 🔻قدرت‌های بزرگ نیز به‌طور سیستماتیک مانع شکل‌گیری یک «منطقه قوی» می‌شوند، چراکه منافع آن‌ها در توازن شکننده و وابستگی امنیتی کشورها به بیرون است. 🔻بنابراین، مفاهیمی مانند منطقه قوی هیچ نسبتی با واقعیت‌ های ژیوپلیتیکی، تاریخی و سیاسی خاورمیانه ندارد. 🔻کشور را با این مفاهیم دهان پرکن و انتزاعی وارد یک چرخه اشتباه دیگر در عرصه سیاست خارجی نکنیم!/ پ. ن. ادمین: ایده‌ی منطقه قوی را دکتر ظریف در روزنامه الاخبار لبنان مطرح کردند در یادداشتی با عنوان خطرات اسرائیل بزرگ و وعده‌ی منطقه‌ی قوی.
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پوتین در دهه‌های اخیر روسیه را از کشوری درهم شکسته و گرسنه که زنانش برای بردگی جنسی و کارگری راهی حاشیه خلیج فارس می‌شدند، دوباره به کشوری قدرتمند و تاثیرگذار در جهان تبدیل کرده است. حزب کمونیست، چین را از کشوری گرسنه و فقیر که توالت نمی‌دانستند چیست به ابرقدرت دنیا در همه زمینه‌ها تبدیل کرده است. اما دغدغه شبه‌روشنفکر ایرانی (که علی رغم مشاهده تناقض برخورد غرب با جنگ اوکراین و نسل‌کشی غزه و نحوه برخورد آنها با مخالفان اسرائیل، مشغول جمله‌سازی با دموکراسی است) این است که چرا چین و روسیه اجازه فعالیت بلندگوهای ناتو و آمریکا در کشور خود را نمی‌دهد. و عجیب‌تر آنکه وضعیت داخلی آن کشورها را با غزه مقایسه می‌کند. اصلا بحث انسانی به کنار: - حاکمان چین و روسیه بخشی از خود ملت آن سرزمین هستند، نه نیروی اشغالگر و مشغول نسل‌کشی. - چین و روسیه دشمن ایران نیستند اما غزه در حال جنگیدن با اصلی‌ترین دشمن ایران است. 👈 مقایسه وضعیت مردم غزه با مردم پکن و مسکو فقط از دست این شعبده بازهای حاضر در عرصه سیاسی ما برمی‌آید وگرنه باور کنید خود ترامپ و نتانیاهو هم روی‌شان نمی‌شود این دو وضعیت را با هم مقایسه کنند.
شهید مطهری در کتاب "نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر" جمله‌ای از ارسطو نقل می‌کند که:  «اگر باید فیلسوفی کرد، باید فیلسوفی کرد؛ و اگر نباید فیلسوفی کرد، باز هم باید فیلسوفی کرد.»  این یعنی نقد اندیشه باید با اندیشه باشد، نه با فکاهی و ابتذال. این درد جوامع شبه‌مدرن است: جایی که فیلسوفان در معرض بی‌رحمانه‌ترین حملات‌اند، و بی‌خردان بر صدر نشسته‌اند و همواره تحسین می شوند. در چنین فضایی، دفاع از فلسفه نه فقط یک موضع ملی است، بلکه یک کنش اخلاقی و تاریخی‌ست. پڕوفسور بیژن عبدالکریمی را  از نزدیک‌ می‌شناسم و از او همواره آموخته ام و می دانم  ایشان چقدر ایران را دوست دارند. اما در جهان مبتلا شده به سرطان نهیلیسم همان‌طور که نیچه هشدار می‌دهد بی‌ارزش شدن ارزش‌ها باعث شده انسان‌های بی‌جایگاه و تهی از معنا، به خود اجازه دهند گفتمان فیلسوفی را نقد کنند که تنها وزن آثارش از مجموع وزن آنان فراتر است. متأسفانه جریان مقابل وطندوستان، همان نئوفاشیست‌های ایرانی‌اند: تهی از خرد، تهی از ادب، و سرشار از توهین. آنان با هتاکی و تحریف، به جنگ اندیشه می‌روند، نه با اندیشه. باشد که اندیشه کنیم.
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جناب آقای رئیس‌جمهور، با احترام، از شما خواهش می‌کنم سخنرانی نکنید. در طول یک‌سال گذشته، سخنرانی‌های شما چنان مملو از اشتباهات و اظهارات ناپخته بوده‌اند که گویی رکوردی جهانی در بی‌دقتی‌های گفتاری ثبت کرده‌اید. از جمله گفته‌اید: «نمی‌دانم چگونه رئیس‌جمهور شده‌ام!»، که خود نشانه‌ای از بیگانگی با فرآیندهای سیاسی و علوم انسانی است که به‌ وضوح سطحی‌ است؛ آن‌جا که شعار «مرگ بر آمریکا» را انکار کردید، و با استفاده از نظریه هایی از هابز، فارابی، ارسطو و نمسیوس و... میتوانستید اجتماع و خوی درندگی حاکم بر جهان را توجیه کنید! یا سخنرانی که شما مدعی شدید آمده‌اید تا مشارکت را افزایش دهید، اما در عمل، با مقایسه‌ای عجیب میان هلند و اردبیل، نشان دادید که از تاریخ استعمار آگاهی ندارید. آیا می‌دانید که هلند نخستین کشور استعمارگر جهان بوده و با انباشت سرمایه و تجربه تاریخی‌اش، اساساً قابل قیاس با اردبیل نیست؟ جناب رئیس‌جمهور، به حرمت ایران، از شما تقاضا دارم در سخنرانی‌های رسمی از مشاورانی بهره بگیرید که بتوانند به‌جای شما سخن بگویند.
🔴 تهدید ونزوئلا و طراحی «دکترین مونروئه‌ جدید» از سوی ترامپ مهدی خانعلی‌زاده، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه: 🔻در سال‌های ابتدایی اعلام استقلال و تأسیس کشور ایالات متحده آمریکا، بحث بر سر نوع طراحی سیاست خارجی این کشور بسیار داغ بود و گروه‌ها و طیف‌های سیاسی مختلف، مباحثاتی را در این زمینه مطرح می‌کردند؛ اینکه واشنگتن باید چه رویکردی را در قبال تحولات بین‌المللی اتخاذ کند و نحوه‌ تعامل این کشور جدید با کشورهای قدرتمند و ریشه‌دار اروپایی چگونه باشد. این مسئله زمانی حل شد که یک دکترین از سوی پنجمین رئیس‌جمهور آمریکا ارائه شد. 🔻«جیمز مونروئه» در دوم دسامبر ۱۸۲۳ میلادی ضمن نطق سالانه خود در نشست مشترک دو مجلس قانون‌گذاری این کشور اعلام کرد: «ما در قبال اختلافات اروپاییان با یکدیگر بی‌طرف خواهیم بود، ولی هر تلاش تازه از جانب اروپاییان به مداخله و استعمار سرزمین‌های قاره آمریکا، در شمال و یا در جنوب این قاره را تعرض نظامی به ایالات متحده و حالت جنگ تلقی خواهیم کرد و دست به دفاع مسلحانه و حمله متقابل خواهیم زد. این اخطار مربوط به آینده است و دولت ایالات متحده در وضعیت موجود قاره آمریکا (امور مستعمرات وقت اروپاییان در این قاره) مداخله نخواهد کرد.» 🔻دکترین مونروئه – که در ادبیات سیاست بین‌الملل تحت عنوان «انزواگرایی» مطرح می‌شود – سیاست خارجی ایالات متحده در قبال قاره‌های دیگر جهان به جز قاره‌ آمریکا را خنثی و بی‌تفاوت اعلام می‌کند و در طرف مقابل، آمریکای شمالی و جنوبی را زمین بازی انحصاری واشنگتن در نظر می‌گیرد؛ موضوعی که باعث شد تا حدود دو قرن، آمریکای لاتین با نام «حیاط خلوت آمریکا» شناخته شود و تمامی تحولات سیاسی در کشورهای این منطقه، مستقیماً با مداخله‌ ایالات متحده همراه باشد. 🔻این راهبرد اگرچه در برخی از مقاطع مانند جنگ جهانی دوم، با تغییراتی همراه بود؛ اما همچنان تا پایان جنگ جهانی دوم و ریاست جمهوری «هری ترومن»، ستون فقرات سیاست خارجی ایالات متحده بود؛ تا جایی که حتی پیشنهاد عضویت آمریکا در سازمان بین‌المللی «جامعه ملل» که از سوی توماس وودرو ویلسون، رئیس‌جمهور وقت این کشور ارائه شد هم از سوی کنگره‌ آمریکا به دلیل مغایرت با دکترین مونروئه – که واشنگتن را از مداخله در امور بین‌المللی به جز مسائل مرتبط با قاره‌ آمریکا منع می‌کرد - رد شد. 🔻دکترین مونروئه اما همزمان با بمباران اتمی ژاپن و ارائه‌ دکترین ترومن – که ایالات متحده را یک نیروی اخلاقی برای مبارزه با کمونیسم در جهان معرفی می‌کرد - از بین رفت. حالا یک آمریکای جدید متولد شده بود. تمامی اقدامات مداخله‌جویانه‌ آمریکا در امور داخلی کشورهای مختلف جهان و انجام کودتاها علیه دولت‌های ملی و عملیات‌های نظامی علیه جنبش‌های آزادی‌بخش، ذیل دکترین ترومن صورت گرفت؛ راهبردی که اساساً ایالات متحده را به طور کامل از انزواگرایی، خارج و تبدیل به یک قدرت مداخله‌گر در نظام بین‌الملل کرد. 🔻شکل‌گیری جنبش MAGA با شعار «اول آمریکا» که منجر به روی کار آمدن یک چهره‌ جنجالی به نام «دونالد ترامپ» در سیاست ایالات متحده شد، در راستای همین تحولات بود. در واقع، جامعه‌ آمریکا از مداخلات هزینه‌ساز واشنگتن در مناسبات بین‌المللی تحت عناوینی مانند صدور دموکراسی و مبارزه با تروریسم خسته شده بود و به سراغ طیفی از سیاستمداران رفت که خواهان بازگشت به دکترین مونروئه – البته با تغییراتی که متناسب با زمان کنونی باشد - بودند.‌ 🔻انتشار پیش‌نویس دکترین جدید دفاع ملی ایالات متحده نیز نشان می‌دهد که پنتاگون، تمرکز بر آسیا و تلاش برای کاهش شتاب افزایش نفوذ چین در جامعه جهانی را در اولویت دوم قرار داده و تمرکز خود را بر امنیت داخلی و قاره‌ای – یعنی آمریکای شمالی و جنوبی – قرار داده است. این مسیر، منجر به مرگ زودرس راهبرد Pivot to Asia و احیای دکترین مونروئه خواهد شد. 🔻تهدید نظامی ونزوئلا، اقدامات سخت‌گیرانه علیه پاناما، تغییر نام خلیج مکزیک، تهدید سیاسی برزیل و تلاش برای در اختیار گرفتن گرینلند، همگی نشان از راهبرد «نئو مونروئه‌»ای ترامپ در دور جدید ریاست‌جمهوری خود دارد. ◽متن کامل یادداشت را در سایت فرهیختگان بخوانید.
⭕️«عبدالکریمی! چرا از گفتگو طفره‌ می‌روی؟» 👤بیژن عبدالکریمی سرکار خانم م. فاطمی، یکی از اعضای گروه تلگرامی بنده یادداشتی انتقادی را برای بنده ارسال کرده، به بنده متعرض شده بودند که چرا اینجانب به پرسش ها و انتقادات پاسخ نداده، دچار بیماری های یکسویه گرایی و خودانگاری شده ام. ضمن سپاس از ارسال پیام شان می کوشم به پرسش های انتقادی ایشان در اینجا به نحوی مختصر و فشرده پاسخ گویم. البته ایشان مجدداً پیامی را در پاسخ به متن ارسالی برای بنده اپمرقوم فرمودند و بنده مجدداً کوشیدم به اعتراضات بعدی شان نیز پاسخ گویم. متن گفتگوهای نوشتاری بنده و ایشان به شرح زیر است: یادداشت نخست سرکار خانم م. فاطمی: استاد ارجمند. سپاس از ادای احترام‌تان. من چند سوال از خدمت‌تان کردم که احترام صادقانه و غیر ریایی به نظرم پاسخی ولو کوتاه بدان‌ها، البته نه از جهت رفع مسئولیت، مشابه رویه‌ی جاری در کانال، بلکه از جهت تامل و همدلی و تقلا برای فهم دیگری و دردی است که او را به در خانه شما آورده تا سوالی طرح کند. چرا از دیالوگ طفره می‌روید؟ چرا نقدهای افراد سرشناس را اصلا نشر نمی‌کنید و جواب نمی‌دهید؟ چرا کانال‌تان یک‌سویه شده؟ و صرفا در حالِ جنگ با دشمنانِ فرضی و ناشناخته است؟ و متنی جز آنکه شما را تمجید کند و توجیه، و دیگران را لایق لعن و ناسزا بداند، در آن دیده نمی‌شود؟ این‌ها سوالات من و بسیاری از شماست. مگر حقیقت چاله‌میدان جنگِ هویت و اثباتِ خود، آن هم به صورت یک سویه است؟ چطور به دیالوگ دامن نمی‌زنید و تنها از حامیان و مدافعان سرسخت و همیشگی خود مطالب را نشر می‌کنید؟ مگر می‌شود آدم این همه سخن بگوید و هیچ خطایی از او رخ ندهد؟ مگر یک اهل فلسفه می‌شود چنین خودانگاره‌ای داشته باشد و خود را برای مثال مقام معظم رهبری ثانی تصور کند؟ م. فاطمی 21 شهریورماه 1404 🔸سرکار خانم م. فاطمی گرامی! سلام. از ارسال های پیام تان سپاسگزارم. اما پرسش های شما: پرسش نخست. چرا از دیالوگ طفره می‌روید؟ چرا نقدهای افراد سرشناس را اصلا نشر نمی‌کنید و جواب نمی‌دهید؟ پاسخ: هیچکس را در ایران نمی شناسم که به اندازه من با همه اقشار از چپ ترین چپها تا راست ترین راست ها، از بی خدایان گرفته تا علمای حوزه علمیه بحث و گفتگو کرده باشد. نه فقط نقدهای افراد سرشناس بلکه انتقادات دانش آموزان دبیرستانی را نیز، تا آنجا که به رویت خودم رسیده اند، در کانال و گروه خود نشر داده ام، مشروط بر اینکه حداقل حاوی یک نکته نظری بوده، حاوی فحاشی نبوده باشد. گروه بنده از معدود گروه هایی است که در تمام شبانه روز افراد پیوسته به صاحب آن بدترین و رکیک ترین و سخت ترین انتقادات را وارد کرده و صاحب گروه آنها را حذف نمی کند مگر پیام هایی که سبب رشد ابتذال فرهنگی هستند یعنی جز فحاشی سخن دیگری ندارند یا امنیت ملی ما را در این شرایط جنگی بالصراحه (و نه تلویحاً) به خطر می اندازند. از سوی دیگر شما که انتظار ندارید بنده تمام زندگی علمی، دانشگاهی و اجتماعی خود را تعطیل کرده به یکایک کامنت هایی که با انگیزه های سیاسی و حتی ضد ملی توسط نیروهای سایبری و تشکیلانی وابسته به تشکل های قدرت طلب یا اتاق فکرهای اسرائیلی و آمریکایی تولید می شود پاسخ دهم؟ اجازه دهید از عبارت صفحه تلگرامی خود شما استفاده کرده، بگویم در بسیاری از مواقع: «سکوت راه بلد خوبی است». پرسش دوم: چرا کانال‌تان یک‌سویه شده؟ و صرفا در حالِ جنگ با دشمنانِ فرضی و ناشناخته است؟ و متنی جز آنکه شما را تمجید کند و توجیه، و دیگران را لایق لعن و ناسزا بداند، در آن دیده نمی‌شود؟ پاسخ: حجم پیام های فیک و تولیدشده در سراسر فضای مجازی و شبکه های گوناگون اینستاگران، یوتیوب، ایکس، تلگرام، و... را مقایسه کنید با چند پیامی که در کانال بنده قرار می گیرد و هر یک حاوی نکته ای است. فکر می کنم گفتمان بنده حق دفاع از خود را به جهت دفاع از امر ملی و دفاع از کشور در برابر بیشمار هجوم های سازمان یافته داشته باشد. در ضمن آیا بنده با یک دشمن فرضی می جنگم؟ آیا حمله آمریکا و اسرائیل در 23 خرداد امسال با زمینه سازی هایی که در داخل صورت گرفته بود جنگ با دشمنان فرضی است؟ پرسش سوم. مگر حقیقت چاله‌میدان جنگِ هویت و اثباتِ خود، آن هم بصورت یک سویه است؟ چطور به دیالوگ دامن نمی‌زنید و تنها از حامیان و مدافعان سرسخت و همیشگی خود مطالب را نشر می‌کنید؟ پاسخ: پرسش تان تکرار همان دو پرسش قبلی است. از تکرار پاسخ اجتناب می کنم. پرسش چهارم. مگر می‌شود آدم این همه سخن بگوید و هیچ خطایی از او رخ ندهد؟