eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
535 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خبرگزاری فارس
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 پزشکیان در سازمان ملل تصاویر شهدای حملات رژیم صهیونیستی را در دست گرفت @Farsna
⭕️درخشش پزشکیان به ده دلیل ▫️افشین علا*| ایرنا، ۲ مهر ۱۴۰۴ متنی که رئیس جمهور محترم در صحن سازمان ملل قرائت کردند، به چند دلیل، موجز، متین، جامع و غرورآفرین بود. یک: با اشاره به آموزه‌ای مشترک از پیامبران سه دین ابراهیمی آغاز شد. این اشتراک مضمون، تازه، تکان‌دهنده و اثرگذار بود. دو: با چاشنی شعر و ادبیات همراه بود که بزرگ‌ترین ثروت و میراث ملت بزرگ ایران است. سه: بدون پرخاش و شعار، چهره‌ی کریه غرب جانی و رژیم کودک‌کش صهیونیستی را به تصویر کشید. چهار: مظلومیت ملت ایران در تجاوز اخیر را در عین سرافرازی و ایستادگی به رخ جهانیان کشید. پنج: با منطقی ساده و همه‌فهم، صلح‌طلب بودن ملت و دولت ایران را اثبات کرد و توانست متجاوزان، جانیان و جنگ‌افروزان واقعی در منطقه و جهان را به همگان معرفی کند. شش: بار دیگر صلح‌آمیز بودن صنعت هسته‌ای ایران و حرام شرعی بودن ساخت سلاح‌های کشتارجمعی را به یاد جهانیان آورد. هفت: با وجود مشکلات عدیده‌ی کشورمان با جهان غرب، نسل‌کشی در غزه و گرسنگی دادن و کشتار کودکان را در اولویت قرار داد. هشت: با تأیید پیمان‌های مشترک بین کشورهای دوست و همسایه‌ی ایران، پیام صلح و دوستی ما را به آنان یادآور شد و اعتمادآفرینی کرد. نه: رسما عدم رضایت جمهوری اسلامی ایران از جنگ روسیه و اوکراین را اعلام کرد. ده: بدون آن‌که بر طبل جنگ و خشونت و انتقام بکوبد، بدعهدی آمریکا و کشورهای اروپایی در برجام را به رخ کشید. ضمن آن‌که با اشاره به تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورمان آن هم زمانی که بر سر میز مذاکره بودیم، از دروغ‌گویی و دغل‌بازی آنان پرده برداشت. بنابراین، به عنوان نماینده‌ی حاکمیت و ملت ایران، هوشمندانه توانست ضمن ادای حق مطلب، راه را برای هرگونه تفاهم احتمالی باز بگذارد. به این ده دلیل از جناب آقای دکتر پزشکیان تشکر و قدردانی می‌کنم. * شاعر و نویسنده https://irna.ir/xjVz3n
برخلاف ادعاهای آقای ثابتی رژیم‌های تک‌حزبی و اقتدارگرا الزاماً به ثبات و کارآمدی نمی‌رسند؛ نمونه‌های نزدیکش عراق بعثی و سوریه اسد. چین هم ناچار شد اصلاحات عمیق کند و بهای خطاهای بزرگ گذشته‌اش را بپردازد. آنچه سرنوشت کشورها را تعیین می‌کند نه تک‌حزبی بودن یا نبودن، بلکه قدرت و کیفیت نهادهاست. مسئله‌ی اصلی بی‌ثباتی سیاست در ایران انتخابات نیست، ضعف نهادهاست. در دموکراسی‌های جاافتاده، تغییر دولت‌ها لزوماً به بی‌ثباتی راهبردی منجر نمی‌شود، چون قواعد بازی، تقسیم کار نهادی، و سازوکارهای کنترل و توازن، تداوم خط‌مشی‌های کلان را تضمین می‌کنند. پژوهش‌های برجسته در اقتصادسیاسی نیز نشان می‌دهند که کیفیت نهادها، از حاکمیت قانون تا حقوق مالکیت و پاسخگویی عمومی، مهم‌ترین عامل تفاوت عملکرد کشورهاست. این ادبیات به‌روشنی توضیح می‌دهد که اگر نهادها «شمول‌گرا» و قاعده‌مند باشند، تغییر دولت‌ها به‌جای آشفتگی، به بهبود تدریجی سیاست‌ها می‌انجامد. حذف رقابت سیاسی و محدود کردن بازخورد اجتماعی، ریسک خطاهای سیاستیِ عظیم و طولانی‌مدت را بالا می‌برد. نمونه‌ی کلاسیک آن «جهش بزرگ به جلو» در چین است که در نتیجه‌ی تمرکز قدرت و فقدان سازوکارهای تصحیح خطا، به یکی از بزرگ‌ترین فجایع انسانی قرن بیستم انجامید و میلیون‌ها قربانی برجای گذاشت. این هزینه‌ها بخشی از همان «ثباتِ بی‌صدای» رژیم‌های تک‌حزبی است که خطا را مزمن می‌کند. از نظر کارنامه‌ی اقتصادی نیز رژیم‌های تک‌حزبی برتری قاطعی بر دموکراسی‌ها ندارند. شواهد بین‌المللی نشان می‌دهد که اگر هم اقتدارگرایی در برخی مقاطع رشد بالاتری ثبت کند، در بلندمدت مزیت پایداری ندارد و میانگین عملکرد با دموکراسی‌ها تفاوت معناداری پیدا نمی‌کند. نکته‌ی کلیدی همین‌جاست: متغیر توضیح‌دهنده‌ی اصلی، نوع «رژیم» نیست، بلکه «کیفیت نهادها» و قاعده‌مندی سیاست‌هاست. برای ثبات سیاست، باید به‌جای تضعیف انتخابات، نهادها را توانمند کرد. ستون‌های این توانمندسازی روشن است: مثلا خدمات کشوری حرفه‌ای و غیرسیاسی، نهاد تنظیم‌گر مستقل در انرژی، ارتباطات و رقابت، و دستگاه آمار و حسابرسی مستقل، تا سیاستگذاری از چرخه‌های کوتاه‌مدت انتخاباتی و دلبخواهی مصون بماند. هم‌چنین بانک مرکزی مستقل با مأموریت شفاف مهار تورم و چارچوب پاسخگویی، تا چرخه‌های سیاسی بودجه‌ای و پولی، خط‌مشی پولی را آشفته نکند. پژوهش‌ها و هشدارهای نهادی، حفظ استقلال پولی را شرط مهار انتظارات تورمی و ثبات کلان می‌دانند. و نهایتا قواعد مالی میان‌مدت، بودجه‌ریزی مبتنی بر شواهد، و نهادهای ارزیاب پیامدهای مقررات، تا تغییر کابینه به تغییرات پرتلاطم سیاستی منجر نشود. چین اگر امروز قدرت اقتصادی جهان شمرده می‌شود، نه به خاطر «تک‌حزبی بودن» بلکه به دلیل ایجاد نهادهای اقتصادی باکیفیت است؛ از مناطق ویژه اقتصادی دهه ۱۹۸۰ گرفته تا استقلال نسبی بانک مرکزی و اصلاحات بازار کار و سرمایه. همان کشوری که در دهه ۱۹۵۰ با «جهش بزرگ به جلو» میلیون‌ها نفر را به کام مرگ کشاند، زمانی رشد کرد که قواعد باثبات سرمایه‌گذاری، تضمین حقوق مالکیت و نهادهای نظارتی جدید را بنا گذاشت. به‌عبارت دیگر، حتی در چین هم موتور توسعه را حزب واحد روشن نکرد، بلکه نهادهای باکیفیت اقتصادی بودند که مسیر رشد را هموار کردند. ✍حسین قتیب
⭕️ ایران شروع به بازسازی سایت‌های موشکی مورد حمله اسرائیل کرد، اما یک قطعه کلیدی هنوز در دسترس نیست/ عرب نیوز 🔹 بازسازی سایت‌های موشکی: ایران پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ژوئن، سایت‌های تولید موشک خود از جمله پایگاه‌های پارچین و شاهرود را بازسازی می‌کند. 🔹 کمبود قطعه کلیدی: یکی از تجهیزات حیاتی، «میکسرهای سیاره‌ای» برای تولید سوخت جامد، هنوز در دسترس نیست. این میکسرها برای ترکیب یکنواخت سوخت موشک ضروری هستند. 🔹 اهمیت بازسازی برای بازدارندگی: موشک‌ها یکی از معدود ابزارهای دفاعی ایران بعد از تخریب سیستم‌های پدافند هوایی هستند و تهران معتقد است احتمال جنگ مجدد با اسرائیل وجود دارد. 🔹 سوخت جامد و سرعت شلیک: موشک‌های سوخت جامد سریع‌تر از موشک‌های مایع قابل شلیک هستند و حملات اسرائیل عمدتاً به منظور تخریب ساختمان‌های میکسرها صورت گرفت. 🔹 احتمال کمک چین: ایران ممکن است میکسرها و مواد شیمیایی سوخت جامد را از چین تهیه کند؛ پیش‌تر مواد و تجهیزات موشکی نیز از این کشور وارد شده است. 🔹 تاثیر بازسازی بر تولید: اگر ایران بتواند محدودیت‌های مربوط به میکسرها را برطرف کند، ظرفیت تولید موشک‌ها به سطح پیش از جنگ بازخواهد گشت و دشواری دفاع اسرائیل در پیشگیری از شلیک‌ها افزایش می‌یابد. 🆔@nazm_jahani
⭕️تحویل جنگنده‌های میگ-۲۹ روسی به نیروی هوایی ایران/ نیوزویک 🔹 تحویل موقت جنگنده‌ها: میگ-۲۹های روسی به ایران تحویل داده شده‌اند و به عنوان یک راه‌حل کوتاه‌مدت تا رسیدن سوخو-۳۵های پیشرفته عمل می‌کنند. 🔹 تقویت توان دفاعی پس از تنش‌ها با اسرائیل: این تحویل‌ها پس از جنگ ۱۲ روزه اخیر با اسرائیل انجام شد که ضعف‌های نیروی هوایی ایران را آشکار کرد. 🔹 به‌روزرسانی سامانه‌های دفاعی: ایران در حال دریافت سامانه‌های دفاع هوایی چین (HQ-9) و روسیه (S-400) است و سامانه‌های بومی مانند باور-۳۷۳، خُرداد و آرمان را نیز تقویت می‌کند. 🔹 بازتاب دیپلماتیک: ایران تحویل این سامانه‌ها را به عنوان یک کارت قدرت در مذاکرات بین‌المللی می‌بیند و امیدوار است از آن برای فشار دیپلماتیک و جلوگیری از تحریم‌های جدید استفاده کند. 🔹 پیام به دشمنان و منطقه: این اقدام نشان‌دهنده اراده ایران برای تقویت سریع توان هوایی و دفاعی خود است و می‌تواند تعادل قدرت منطقه‌ای را تغییر دهد و برنامه‌ریزی‌های اسرائیل و آمریکا را پیچیده کند. بین‌الملل
⭕️ایران در حال بازسازی برنامه موشکی خود برای جنگ پیش رو است/ عرب نیوز بر اساس تصاویر ماهواره‌ای که توسط آسوشیتدپرس تحلیل شده، ایران بازسازی سایت‌های تولید موشک خود را که در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ماه ژوئن هدف قرار گرفته بودند، آغاز کرده است. با این حال، به گفته کارشناسان، یک جزء کلیدی یعنی میکسرهای بزرگ مورد نیاز برای تولید سوخت جامد موشک‌ها، همچنان مفقود است. بازسازی این برنامه موشکی برای ایران که معتقد است دور دیگری از جنگ با اسرائیل محتمل است، حیاتی به شمار می‌رود، زیرا این موشک‌ها یکی از معدود بازدارنده‌های نظامی ایران پس از آسیب جدی به سیستم‌های دفاع هوایی‌اش در جنگ اخیر هستند. دستیابی به این میکسرها، که به میکسرهای سیاره‌ای معروفند، یک هدف اصلی برای تهران است، به ویژه با توجه به احتمال اعمال مجدد تحریم‌های سازمان ملل که هرگونه توسعه برنامه موشکی را هدف قرار می‌دهد. ایران ممکن است برای تأمین این میکسرها و مواد شیمیایی لازم برای سوخت جامد به چین روی آورد. گزارش اصلی در آسوشیتدپرس
⭕️حکمت عملی رهبرانقلاب در مورد ایدۀ ساده‌انگارانۀ مذاکره با آمریکا سعید آجورلو، کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت: 🔴 صحبت سه‌شنبه شب رهبری را می‌توان با یک عبارت توصیف کرد و آن عبارت «حکمت عملی» است. ما یک سیاست ذهنی و رؤیاپردازانه داریم که پا روی زمین ندارد و همه چیز را بر اساس ذهنیات تحلیل می‌کند. یک سیاست هم صرفاً سیاستی است که کاملاً پا روی زمین دارد و عمدتاً متکی بر تفکرات خیلی رئالیستی است. حکمت عملی چیزی بین این دوست؛ یعنی هم حوزه ذهن و ایده و آرمان را دارد و هم پا روی زمین دارد. حکمت معطوف به دوراندیشی، عاقبت‌اندیشی و درس گرفتن از گذشته است و «عملی» هم به معنی پا روی زمین گذاشتن است. 🔴 صحبت رهبری به یک معنا حکمت عملی بود و منطقش کاملاً قابل فهم و قابل لمس برای عموم جامعه بود. به این معنا که ما تفکری داریم که ادعای واقع‌گرایی دارد. اصلاح‌طلبان هم در این یک هفته این موضوع را مطرح کردند و گفتند اگر آقای پزشکیان با ترامپ دیدار کند، می‌تواند قفل این روابط را باز کند. درباره‌اش رؤیاپردازی کردند، حرف زدند و حتی پزشکیان را به آقای هاشمی تشبیه کردند و گفتند الان هم در مقطع ۵۹۸ قرار دارند. در بیانیه جبهه اصلاحات هم این به‌صراحت آمده بود. 🔴 یعنی این رؤیاپردازی و ساده‌انگاری اساساً منطق رئالیستی دنیا و این جهان آنارشیک مخصوصاً در این دوران را درک نمی‌کند. نکته رهبری این بود که این حرف غلط است. نه فقط به دلیل حوزه‌های ایدئولوژیک، گفتمانی و ذهنی، بلکه به این دلیل که اساساً آن‌سوی میز کسی قرار نیست برای شما رفع تحریم کند. آن‌سوی میز کسی اساساً پیشنهاد سودمندی به شما نداده است. بنابراین شما می‌خواهید به چه مذاکره‌ای بروید و چه چیزی می‌خواهید به دست بیاورید؟ امروز به‌صراحت می‌شود گفت طرف مقابل قرار نیست در مذاکره چیزی به شما بدهد و چیزی از شما بگیرد. 🔴 تصویر او از مذاکره، تصویری کاملاً معطوف به «تسلیم» است. اگر قرار بود چیزی به شما بدهد، ما نگفتیم، نمی‌گیریم. اگر قرار باشد برای مثال رفع تحریم بکند که ما نمی‌گوییم نمی‌گیریم. 🔴 صحبت‌های رهبری یک منطق داشت؛ منطقش منطق داده و ستانده است اما اساساً در ادبیات ترامپ با ما، چنین منطقی وجود ندارد. او تصور می‌کند که ایران ضعیف شده و باید بیشترین امتیاز را بدهد. اگر امتیاز ندهد، دچار مشکلات می‌شود؛ مثلاً کلنگی می‌شود و دوباره جنگ به وجود می‌آید. در چنین شرایطی اولین کاری که ما باید بکنیم این است که تصور طرف مقابل را به هم بزنیم؛ ادراک طرف مقابل را به هم بزنیم، چون اساساً چیزی روی میز نیست. آن‌ها احساس ضعیف بودن ایران را دارند؛ یعنی احساس می‌کنند ایران ضعیف شده‌ است. بنابراین اگر شما بخواهید این ادراک را کامل کنید، نتیجه این خواهد شد که تسلیم هم می‌شوید، سازش می‌کنید و باز او با تو جنگ خواهد کرد. 🔴 صحبت‌های رهبری یک منطق حکمت عملی داشت، دوراندیشانه بود و برآیندی از تجربه گذشته و در عین حال آینده‌نگرانه است و پا روی زمین دارد. اگر هسته‌ای ما را به رسمیت بشناسند و تحریم‌های ما را بردارند می‌توانیم توافق کنیم کمااینکه به همین دلیل با آن‌ها مذاکره کردیم، اما آن‌ها اساساً نمی‌خواهند چیزی به دست بیاوریم، از این جهت این صحبت‌ها، فصل جدیدی درست کرد که ما باید ادراک طرف مقابل را درست کنیم. 🔴 اینجا نقش دولت و نهاد‌های مرتبط مهم است که طوری عمل کنند تا این تفاهم اجتماعی و این همبستگی اجتماعی را ضعیف نکنند که یکی از چیز‌هایی است که محاسبه طرف مقابل را تغییر خواهد داد. این نگاه واقع‌بینانه در سیاست، نیاز امروز ماست. 🔴 سابقاً یک کلیشه وجود داشت که اگر ما مذاکره کنیم، جنگ نمی‌شود. اساساً بخشی از کمپین اصلاح‌طلبان همین بود که «به ما رأی بدهید تا جنگ نشود.» الان وقتی حین مذاکره جنگ شده این کلیشه هم به هم ریخته است. بنابراین لزوماً به این معنی نیست که اگر ما وارد یک راهبرد شویم، حتماً سمت دیگر مقابله‌مان این خواهد بود که جنگ می‌شود. 🔴 شاید جمع‌بندی جمهوری اسلامی این باشد که آن‌ها برای جنگ تصمیماتی گرفته‌اند؛ براین اساس، وارد نشدن در این فرایند سازش، ممکن است خطر جنگ را کمتر کند. این لزوماً به این معنی نیست که خطر کاملاً از بین می‌رود، ولی شاید به قدرت ما و بازدارندگی ما اضافه کند. 📄متن کامل یادداشت
⭕️مسئله اصلی غرب 👤فرهاد قنبری 🔸 رفتار غرب و آمریکا بر اساس منطق سلطه است. آنها هر کشوری که حاضر به بازی در دایره سلطه آنها نباشند را نابود می‌کنند. آمریکا و غرب چه با پرونده هسته‌ای و چه بدون پرونده هسته‌ای تا زمانی که در ایران حکومتی در راس کار است که اجازه ساخت پایگاه نظامی و داشتن سفارت به آمریکا در درون خاکش را نمی‌دهد، پنهانی با اسرائیل بر علیه فلسطین متحد نمی‌شود، انگاره‌های فرهنگی غربی (مانند  ازدواج همجنس‌بازان) را منحط می‌داند، سعی در استقلال امنیتی و نظامی دارد، سعی در بومی‌سازی برخی تکنولوژی‌‌ها به ویژه در حوزه نظامی دارد و از همه مهم‌تر خواهان تامین امنیت منطقه به دست خود بازیگران منطقه‌ای است و موضع علنی ضدآمریکایی دارد، با ایران هیچگونه مصالحه‌ای نخواهد داشت. 🔸 آنکه تصور می‌کرد مسئله غرب با ایران به مسائل نظامی و هسته‌ای محدود می‌شود و با از میان رفتن آن روابط غرب با ایران عادی خواهد شد، دیپلمات و تحلیل‌گر نبود بلکه جاهل پرت از دنیایی بود که در جایگاه نادرست قرار گرفته بود. 🔸 مسئله هسته‌ای ایران برای غرب بزرگترین خط قرمز بود چرا که غرب تصور می‌کرد مهار و نابودی ایرانِ هسته‌ای به مراتب سخت‌تر از ایران غیرهسته‌ای خواهد بود، اما این به معنای این نبود که غرب با ایران ضعیف و غیرهسته‌ای مشکلی ندارد. در واقع مشکل غرب با ایران هسته‌ای این بود که به راحتی امکان شکست و تحریم و نابودی آن فراهم نخواهد شد و به همین دلیل ابتدا سراغ خنثی‌سازی هسته‌ای ایران رفت تا به خیال راحت‌تری سایر پروژه‌های خود علیه ایران را پیش ببرد. 🔸 به این واسطه حتی اگر ایران به دست خود تمام سایتهای هسته‌ایش را نابود می‌کرد و حتی اگر امروز به دست خود تمام موشک‌ها و صنایع موشکی خود را تعطیل کرده و به کل نیروهای نظامی خود را منحل کند، اروپا و آمریکا نه تنها دست از سر ایران برنخواهند داشت بلکه با ابزارهای بیشتری از ابزار اقتصادی و نظامی به جنگ ایران خواهند آمد. 🔸 هر آنکه در جایگاه تصمیم‌گیری کشور قرار داشته و تصوری به غیر از این از آمریکا و اروپا دارد و تصور می‌کند، که خوی سلطه‌گر غرب با ضعیف‌تر شدن ایران نرم‌تر شده یا دلشان برای ایران خواهد سوخت، آدم پرت از دنیایی است که در جایگاه اشتباه قرار گرفته و احتمالا تا زمان تجزیه و جنگ داخلی ایران از خواب بیدار نخواهد شد.
هدایت شده از علیرضا زادبر
چرا رهبر انقلاب کوتاه نمی‌آید؟! کوتاه آمدن در هسته ای به معنای کوتاه آمدن غربی ها در قبال ایران نیست. کوتاه آمدن در هسته ای ایران را در آن چرخه تاریخی عقب افتادگی نگه می‌دارد. همان چرخه معیوب دو سده اخیر که غرب بر ایران مسلط بود. نگاه رهبر از یک فهم تاریخی واقع بینانه می آید. اساس ایده انقلاب اسلامی خارج ساختن ایران از یک کشور وابسته پیرامونی در نظام بین الملل به قدرت مستقل بود. پس از رحلت امام، ایشان چند دهه جریانی را برای آینده کشور هدایت می‌کند که ایران را به یک نقطه ثابت از قدرت برساند. دولت ها فراز و فرود داشتندا اما استراتژی رهبری در تبدیل شدن ایران به قدرت ثابت ماند. اجازه نداد سیاست های مقطعی دولت های مختلف بر این استراتژی غالب شود، نمونه روشن آن تولید قدرت نظامی و منطقه ای بود. او دنبال نقد است و ما نسیه. یعنی چه؟ در واقع رهبر می گوید باید ایران را بطور دائم و همیشگی به سمت قدرت برد ‏و ما قصد داریم در چرخه نسیه و موقت بمانیم. اعتراض ایشان به تیم مذاکره کننده برجام که توافق مدت دار ده ساله را پذیرفتند شاید این باشد که ده سال یعنی باز کشور در حالت نسیه، مُعلق و عدم تعیّن باقی بماند. پس از ده سال به نقطه قبل و شاید بدتر رسیدیم کوتاه آمدن در پرونده هسته ای ایران را به یک کشور مُوقتی و مُعلق تبدیل می سازد که هیچ گاه در روند تاریخی پیشرفت قرار نخواهد گرفت. هسته ای تمام مساله نیست، پس از هسته ای نوبت سایر ابزارهای قدرت و بقای ایران می روند. انسان عاقل و شرافتمند کوتاه نمی آید. سخنرانی یک مهر ایشان را چندبار بخوانید. @Politicalhistory
هدایت شده از علیرضا زادبر
شب گذشته برای ششمین بار طی دو سال، ۱۴ عضو شورای امنیت سازمان ملل رای به آتش بس و پایان جنگ غزه دادند و بار دیگر آمریکا وتو کرد، پشت اسرائیل ایستاد! حال همان شورا رای به بازگشت تحریم ها علیه ایران داد! این نظمِ جنگل جهانی دور از عدالت و زورپایه است. کاش ما هم واقع گرا بودیم! غربی ها با اجرای اسنپ بک فراتر از امتیازات و خواسته های غیرقانونی از ایران، میخواهند نظم جهانی مبتنی بر مدل سنتی خود پیش برود و تمام سلطه در اختیار آنان باشد. با وجود غیرقانونی بودن این رای و اجرا اسنپ بک برای اعلام تسلط و حفظ وضع موجود در نظم این "جنگل جهانی" کوتاه نمی آیند. واقع گرایی یعنی تولید قدرت و توسعه رابطه با دیگران. خوش بینی به نظام بین الملل بس است. @Politicalhistory
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
چرا رهبر انقلاب کوتاه نمی‌آید؟! کوتاه آمدن در هسته ای به معنای کوتاه آمدن غربی ها در قبال ایران نی
مسأله‌ی دوسده‌ای ایران؛ مواجهه با عالم جدید مدرن (غرب)، شوکه‌شدن و کشف عقب‌ماندگی تاریخی. لذا مسأله نه «دولت‌سازی» است که یکی از اساتید ما می‌گویند و نه «پیچیدگی» که یکی از دوستان ما می‌گویند. اساساً مسأله، مواجهه با زیست‌جهان و عالم جدیدی است که پیچیدگی یکی از ویژگی‌های آن است. عالمی که سویه‌های الهیاتی، علمی، فلسفی و... دارد. «جهت» و «ترکیب» خاصی دارد. ترکیب خاص، نشان از پیچیدگی دارد. در واقع، با ابعاد درهم‌تنیده‌ای مواجهیم، از ایدئولوژی و اندیشه و فلسفه و علم تا صنعت و تکنولوژی و سبک زندگی، از لایه‌های فکری تا عینی. این عالم جدید، تنها در پیچیدگی و ترکیب، محدود نمی‌شود، این ترکیب، یک وجه عینی و میدانی یافته است. در واقع، غرب، تنها فلسفه و فکر نیست. فکری است که تا عینی‌ترین پدیده‌های عینیت تجلی یافته و حضور دارد. واقعیت را در ذیل و ظلِّ کنترل، نظارت و هدایت خود گرفته است. این عالم، تنها پیچیده و میدانی نیست، که جهت‌دار است. سویه‌های الهیاتی و ایدئولوژیک دارد که در تضاد و تقابل با الهیات شیعی و حکمت و حقیقت عالم و نیز با بوم ایرانِ تمدنی و تاریخی است. وجه استکباری و استعماری غرب هم در ارتباط با همین الهیات که در ابتدا الهیات یهودیت و مسیحیت و سپس تبدیل به الهیات سکولار میشود است. البته وجه استعماری تنها مرتبط با الهیات غرب نیست، که با دیگر ابعاد مانند بعد فلسفی هم ارتباط دارد. افزون بر همه‌ی این خصلت‌ها، مدرنیته مبتنی بر قدرت است. یک نظام قدرت، منطق قدرت، آن را حاکم کرده است. ازاین روی، پادزهر قدرت، قدرت است و راهکاری می‌تواند اسلام، تشیع و ایران را از بحران غرب نجات دهد و به جایگاه حقیقی خویش برساند که هم نظام قدرت را بفهمد و هم با زبان قدرت به نحو مؤثر حرف بزند. امام و رهبری این زبان را فهمیده و با این زبان حرف می‌زنند. یعنی امام مانند یک روان‌شناس، به اصلاح فرد و توسعه‌ی فردی نمی‌پردازد. مانند جامعه‌شناس به بررسی عناصر اجتماعی نمی‌پردازد، بلکه به سراغ عاملیت و فاعلیت در حوزه‌ی کلان یعنی حکومت و در یک کلام، حوزه‌ی قدرت متمرکز می‌شود. جایی که به تصرف در محیط مربوط می‌گردد. هم حوزه‌ی میکروفیزیک قدرت و هم میکروفیزیک قدرت که در ذیل و ظل حوزه‌ی مکروفیزیک است. مواجهه‌ی ما ایرانی‌ها با این عالم، ابتدا در جنگ‌های ایران و روس، بعد تکنولوژیک آن برجسته می‌شود آن هم بیشتر وجه نظامی (تکنولوژی) و سپس بعد فن‌آوریِ آن با دارالفنون، (تکنیک؛ نه دانش که خودمان در حوزه‌ی علمیه مروی (جهان قدیم) داشتیم) و سپس بعد سیاسی آن با مشروطه، و در ادامه، تکاملِ دولت‌سازیِ مدرن با دوران پهلوی... که کماکان آثار آن باقی است. این بحران، ریشه‌ی تمام بحران‌های بعدی ایران تا اکنون ایران است. بحران‌های بعدی به نوعی تحت تأثیرِ ِاین بحران هستند؛ مسأله‌ی هسته‌ای یا جنگ با اسرائیل و... دولت‌سازی، بخشی از حل مسأله و راهکار است. پاسخ جامع، خود انقلاب اسلامی است که دغدغه‌ی تمدن در برابر تمدن دارد، یعنی استحاله و عبور از مدرنیته. عبوری که در آن هم جذب عناصر مثبت مدرن و هم دفع عناصر منفی آن و نیز تولید و تأسیس عناصر بومی، در ترکیبی جدید و مطلوب. این، یعنی فراتر از تکنولوژی، علم، دولت و فرهنگ... پاسخی که با کسب تجارب گذشته، یک پاسخی پخته در مواجهه با این عالم جدید بود. پاسخی که نه یک پاسخ نظری به شبهات نظری، بلکه پاسخی عینی به شبهه‌ی عینی یعنی تمدن غرب بود. مردم ایران، چون در تجربه‌زیسته‌ی خودشون، در تاریخ خودشون، این عقب‌ماندگی رو با پوست و گوشت‌شون لمس کردند (به شرط آگاهی، البته به صورت ناخودآگاه هم تحت تأثیر هستند)، لذا دنبال قدرت و اقتدارند. هرجایی هم نظام با زبان قدرت و اقتدار صحبت کرده، مردم پشت نظام ایستادند. پس چه بسا راه‌کار اصلی که در همه‌ی پرونده‌ها حضور دارد از جمله پیروزی در جنگ، امکان توسعه‌ی کشور، رشد علمی و نقش ایران در نظم جهانی و...، همان «توسعه‌ی قدرت» باشد. البته توسعه‌ی قدرت نه به معنای غربی، که غیر و دیگریِ آن است و در پیوند با دیانت و امر قدسی. بنابراین، قدرت، پیش‌نیاز هرگونه حرکت و تحقق در عینیت است. ایده‌ی «ولایت فقیه» و بسط آن، در واقع همان نظریه‌ی توسعه‌ی قدرت است. اینجاست که اسلام‌گرایی، شیعه‌گرایی و ایران‌گرایی با هم جمع می‌شوند و غرب‌ستیزانه به مصاف غرب می‌روند. البته نه غرب‌ستیزی کور، که خردمندانه و هوشمندانه. اثبات حقانیت این دیدگاه، فقط به صورت نقلی و عقلی اقناع نمی‌آورد. بلکه اثبات از طریق کارآمدی نیز باید مد نظر قرار گیرد. نسبت‌دادن روحیه‌ی غرب‌گرایی و تسلیم‌طلبی، تحمیلی است و غیرواقعی. عمق و دوامی ندارد. از سمت مردمان نابخرد و جاهل است.