هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
منابع عبری:
-موساد به دولت اطلاع داده است که ۴۵ فروند هواپیمای میگ-۲۹ روسی اخیراً وارد ایران شدهاند که از این تعداد ۱۰ فروند در شیراز و بقیه در تهران مستقر هستند.
-علاوه بر این، موساد معتقد است که تجهیزات مدرنتری از چین و روسیه به ایران ارسال شده و در حال ارسال است و دولت این موضوع را به ایالات متحده اطلاع داده است.
...........................................................
🇷🇺وزیر امور خارجه روسیه:
"پیمان استراتژیک بین ایران و روسیه رسماً به اجرا درآمده است."
https://t.me/kriyaassess
*جواد حسینی*، استادیار علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)، *ایکس*:
رهبران و نخبگان ایران در جنگهای اول و دوم درک درستی از تحولات بینالمللی و همچنین رقابت قدرتهای جهانی نداشتند یا دچار خطا در تحلیل و محاسبه شدند؛ اما *ایران امروز از تحولات بینالمللی و همچنین رقابتهای پیدا و پنهان قدرتهای بینالمللی آگاه است و گامهای حسابشده برمیدارد.*
*هادی خانیکی*، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، *ایران*:
امروز «گسیختگی اجتماعی» مهمترین مسئلۀ ایران است. این گسیختگی چه از ضعف مناسبات اجتماعی و سیاستگذاریها ناشی شده باشد و چه از وضع روانی شهروندان، جامعه را به سمت فردیت و احساس بیپناهی سوق داده است، بهطوری که پیوندهای گروهی تضعیف شده است.
*مقاومتهایی نظیر «دفاع میهنی» که در برهههایی بهصورت موقت پیوندهای ملی را ترمیم کردند، نتوانستهاند پیوندهای اجتماعی را بهصورت نهادی و پایدار درآورند و همۀ اینها باعث افزایش شکافهای اجتماعی و نابرابریها شده و «ناترازی ارتباطی» را زمینهسازی کرده است.*
در چنین شرایطی نهادهای سیاستگذار به روزمرگی میافتند و قادر نیستند به افقهای دور بنگرند. نتیجۀ این وضعیت در عرصۀ عمومی، بروز بدبینی و سرخوردگی در میان شهروندان است.
*مهدی محمدی*، مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی، *عقل سرخ*:
این تعبیر که آمریکا پس از اسنپبک شروط سختگیرانهتری برای مذاکره با ایران مقرر کرده، نوعی رد گمکردن است. اساساً حتی اگر همه شروط هم پذیرفته شود، نتانیاهو و ترامپ باز میخواهند تا «فروپاشی ایران» جلو بروند. *فعلاً تا اطلاع ثانوی، هیچ فرمول مذاکراتی وجود ندارد. راه چیز دیگر است.*
🔹متاسفانه نه تنها این پیش بینی آکسیوس از رفتار منفعلانه ما محقق شد و از NPT خارج نشدیم، از توافق قاهره هم خارج نشدیم. حتی در اقدامی عجیب که نشان از دور بودن مجمع تشخیص مصلحت نظام از بدیهی ترین مسائل جهان است، عضویت ایران در CFT را هم تصویب کرد.
🔺تا حریف به این جمع بندی برسد که هر تهاجمی در حوزه سیاسی و دیپلماتیک بدون واکنش منفعلانه نخواهند ماند...
⭕️بیچاره آکادمی
🔹دربارۀ پاسخهای سست زیباکلام به یک بازیگر در مورد امنیت ملی
🔹مجید واشقانی در جدیدترین قسمت برنامه یوتیوبی رُک به سراغ صادق زیباکلام، بهعنوان یکی از جنجالیترین و رسانهایترین اساتید حوزه علوم سیاسی رفت تا نظرات او در مورد مسائل مختلف از قبیل قدرت موشکی ایران، پرونده هستهای کشور و مواجهه او با امپریالیسم و قدرت تمامیتخواه غرب را به چالش بکشد که با توجه به بازخوردهای موجود در فضای مجازی میتوانیم به موفقیت واشقانی در انجام این امر رأی دهیم.
🔹هم مجید واشقانی و هم صادق زیباکلام هر دو از بازیگران اصلی فرهنگ شهرت به حساب میآیند و کار با ذهنیت مردم را بهخوبی بلدند و با این امر غریبه نیستند، ولی تفاوت مجری- بازیگر برنامه رُک با نویسنده کتاب «غرب چگونه غرب شد؟» آنجاست که واشقانی از قدرت موشکی ایران در جنگ تحمیلی دوازده روزه دفاع میکند و زیباکلام با فهمی کهنه نسبت به مسئله، همان حرفهای قدیمی در باب جامعه باز و دموکراسی را دستمایه بیان نظراتش قرار میدهد!
🔹پُرواضح است که در این صحنهپردازی بیننده طرف کسی که به جوانب و زوایای بحث آشنایی بیشتری دارد را میگیرد و عرصه را برای حضور دیگری در رسانه تنگ میکند. در اینجا واشقانی با درکی عینی، واقعی و انضمامی برنده نبرد با یک چهره دانشگاهی غربگراست، چون ابتدا حافظه تصویری تماشاگر را احضار میکند و سپس با هر حرف و کلامی به واقعیت نبرد در جنگ دوازده روزه ارجاع میدهد. حرفها و ارجاعات زیباکلام اما با گذشت چهارماه از آن روزها هیچ تفاوتی با محتوای گفتههای او در خلال سخنرانیها و مناظراتش در همه این سالها ندارد و همین هم باعث میشود تا در برابر یک هنرپیشه -که ادعایی هم در باب مسائل علوم انسانی ندارد- حرفی نو برای گفتن نداشته باشد و بیننده هم بهراحتی دستش را بخواند.
🔹گفتوگوی مجید واشقانی با زیباکلام نشان میدهد که دست آکادمیسینهای دوستدار غرب تا چه اندازه خالی است و آنها هیچ درک درست و حتی قابل نقدی در مورد ظهور قدرت ایران با توجه به دال مرکزی امنیت ملی ندارند و صرفاً با متلکپرانی میخواهند کارشان را جلو ببرند و ذهن جامعه ایران را اتمیزه کنند.
🔗متن کامل یادداشت ایمان عظیمی، خبرنگار گروه فرهنگ را در سایت بخوانید.
⭕️یک حکمت مهم سیاسیاجتماعی
یک انسان مسئول در برابر جامعه و متعهد رسالتی برای مردم و مجاهد راه ِیک عقیده انسانی، باید «زندگی فردی»اش را بر دو «اصل منفی» استوار کند تا زندگی اجتماعی و اعتقادیاش بر دو «اصل مثبت» پایدار بماند:
اول: «نداشته باشد»، تا برای «حفظ»ش، محافظهکار نشود.
دوم: باید «نخواسته باشد»، تا برای کسبش نلغزد و ضعف نشان ندهد.
#علی_شریعتی
مقاله «مذهب علیه مذهب»
مجموعه آثار، شماره ۲۶
انتشارات چاپخش
صفحات ١٧٣ و ١٧۴.
#عصراندیشه
"اگر جنگ یک صنعت است، چطور میتوان در جهانِ سرمایهداری حرف از صلح زد؟"
شعار مد روز «لعنت به جبر جغرافیایی» و «لعنت به خاورمیانه» و امثالهم بدون اشاره به نقش امپریالیسم و بدون اشاره به نقش آمریکا در ایجاد دهها پایگاه نظامی در منطقه و بدون اشاره به میلیتاریزه کردن جهان توسط غرب و بدون اشاره به تبدیل کردن سلاح به صنعت توسط غرب و بدون اشاره به جعل کثافتی به نام اسرائیل از سوی قدرتهای جهانی، خود روایتی عمیقأ استعماری است.
خاورمیانه تا قبل جنگ جهانی دوم منطقهای بود به مانند سایر مناطق جهان و جنگ و خشونت در آن به هیچوجه بیشتر از اروپا و سایر مناطق جهان نبود.
اما در تمدن جدید غربی سلاح به ابزار بزرگ صنعتی تبدیل شد و غرب به بزرگترین صادرکننده این کالای آدمکشی بدل گشت.
آنکه این منطقه و جهان را به چنین توحشگاهی تبدیل کرده نه ایران بلکه امپریالیستی است که از تکهتکه کردن کشورها گرفته تا جعل اسرائیل و جنگ و ایجاد پایگاههای متعدد نظامی و فروش گسترده سلاح را مدیریت میکند.
حتی لاس زدن امثال زیباکلام و شبهروشنفکران ایرانی با شعار «زنده باد دموکراسی» و «نه به موشک» هم بخشی از همین روایت امپریالیستی است.
#خرمگس
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماکیاول پانصد سال پیش به ما گفته است که برای هر کشور و هر نظام سیاسی دو چیز مهم است و آن «قانونهای خوب» و «جنگافزارهای خوب» است. او معتقد بود که قانونهای خوب، بدون جنگافزارهای خوب هیچ ارزشی ندارد و کشوری که جنگافزارهای خوب ندارد در مواجهه با اولین تهاجم خارجی ویران خواهد شد.
ماکیاول نه اتحاد با ابرقدرتها، نه دل بستن به کشورهای دیگر و نه انتظار از جامعه جهانی، بلکه روحیه سلحشوری و داشتن جنگافزارهای خوب (البته در کنار قوانین خوب) را عامل بقای یک کشور میداند.
سوریه اسد، افغانستانِ اشرف غنی، اوکراینِ زلنسکی، ارمنستانِ پاشینیان و بسیاری دیگر همگی به جای واقعبینی و اتکاء بر افزایش قدرت دفاعی به امید قدرتهای دیگر نشسته بودند. اشرف غنی در اولین مواجهه با طالبان فرار را برقرار ترجیح داد، زلنسکی همانگونه که منتظر هواپیما و تانک آمریکایی و انگلیسی است ویرانی اوکراین را به نظاره نشسته است، اسد کشور را تحویل تروریستها داد و...
حال درد این است که این جماعت جاهل که استادی علوم سیاسی در دانشگاههای بیصاحبِ ایران را یدک میکشند، از درک سادهترین بدیهیات این رشته هم عاجزند.
#خرمگس
"همه پیامبرانی که مسلح بودند، پیروز شدند؛ و تمام پیامبران بیسلاح، نابود گشتند"
(در اینجا منظور ماکیاول از پیامبر، رهبرانی چون کوروش و رومولوس است که با تکیه بر قدرت شمشیر و جنگ افزارهای خوب و درایت فردی امپراطوری خود را بنا کردند)
"بدون نیروی نظامی، ایدهها و نهادهای نوپا، در برابر دشمنیها و بیثباتیها دوام نمیآورند."
"کسانی که خواستند تنها با گفتار یا اخلاق، بدون زور یا نیروی نظامی، تحول اجتماعی ایجاد کنند، همواره شکست خوردند."
"اگر قرار است «نظم جدید» بنا کنی — چه دینی، چه سیاسی، چه اجتماعی — باید مسلح باشی؛ نه فقط با شمشیر، بلکه با سازمان و قدرتی که نظم را تضمین کند."
شهریار - ماکیاول
🔗پ. ن: البته من ماکیاولیست نیستم.
#خرمگس #قدرت #ایده
⭕️سیاست خارجی ایران به کدام سو می رود؟
👤مصطفی نجفی| گفتگو با الجزیره
🔻سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از بدو تأسیس در سال ۱۳۵۷ بر اصل بنیادین «نه شرقی نه غربی» استوار شد؛ اصلی که نشان میداد ایران نمیخواهد تحت نفوذ هیچیک از دو بلوک حاکم، یعنی آمریکا و شوروی، قرار گیرد. استقلال سیاسی هسته مرکزی انقلاب بود. با این حال، بررسی تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد که ایران بیش از آنچه به شرق تکیه کرده باشد، تلاش کرده تا روابط خود را با غرب عادی کند.
🔻در دورههای مختلف این تلاشها بهوضوح دیده میشود: از ارتباطات غیررسمی در دهه ۱۳۶۰، تا سیاست بازسازی روابط اقتصادی با اروپا در دولت سازندگی، تا «گفتوگوی تمدنها» در دولت اصلاحات و نهایتاً برجام در سال ۲۰۱۵. اما هر بار که توافقی میان ایران و غرب شکل گرفت، نتیجه نهایی نه کاهش خصومت بلکه تشدید فشارها بود. برجام بارزترین نمونه است؛ توافقی که قرار بود به لغو تحریمها بینجامد، اما در نهایت به خروج یکجانبه آمریکا، بازگشت تحریمهای شورای امنیت و فعال شدن مکانیسم اسنپبک منجر شد.
🔻این تجربه موجب شد در ایران «بیاعتمادی ساختاری به غرب» و «وابستگی پرهزینه» در ادبیات سیاسی رواج یابد. واقعیت این است که ساختار سیاست خارجی آمریکا و اروپا ایران را بهعنوان یک بازیگر مستقل نمیپذیرد و نگاه امنیتی و مهارگرایانه بر روابط آنها حاکم است.
🔻در مقابل، سیاست خصمانه غرب باعث تقویت جریانهای داخلی شد که بر توسعه روابط با شرق تأکید دارند. اگر در گذشته نگاه به شرق بیشتر یک ابزار تاکتیکی برای موازنه در برابر غرب بود، به نظرم امروز در حال تبدیل شدن به یک راهبرد پایدار است. نشانههای روشن این تغییر جهت را میتوان در توافق ۲۵ ساله ایران و چین، عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای و پیوستن به بریکس مشاهده کرد. همچنین، افزایش صادرات نفت ایران به چین و همکاریهای اقتصادی با روسیه پس از جنگ اوکراین، نشاندهنده تقویت پیوندهای ایران با شرق است.
🔻چرخش به شرق البته در دو سطح قابل تصور است. در سطح حداقلی، روسیه و چین کمتر از گذشته با تحریمهای غرب علیه ایران همراهی میکنند. در سطح حداکثری، آنها وارد شراکتهای راهبردی با ایران میشوند؛ از همکاریهای انرژی و مالی تا پروژههای کلان ترانزیتی مانند «یک کمربند – یک جاده» و کریدور شمال–جنوب. در این چارچوب، ایران میتواند در حوزه های انرژی، ژئوپلیتیک و امنیتی-راهبردی با شرق گره بزند.
🔻با این حال، این مسیر بدون ریسک نیست. ایران تجربه تلخی دارد که روسیه و چین در مقاطعی حساس، مانند قطعنامههای شورای امنیت ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰، در کنار غرب ایستادند. بنابراین، چرخش به شرق نباید به معنای وابستگی مطلق باشد. ایران باید سیاستی چندجانبه اتخاذ کند و ضمن توسعه روابط با شرق، به اصلاحات داخلی، افزایش شفافیت اقتصادی، بهبود زیرساختها و تقویت همکاری با کشورهای همسایه و جنوب جهانی نیز توجه نماید.
🔻تحولات کنونی جهان نشان میدهد نظم بینالملل در حال گذار از یکقطبی آمریکایی به نوعی چندقطبی نامتعادل است. در چنین شرایطی، ایران ظرفیت ایفای نقشی کلیدی دارد: بهعنوان دارنده ذخایر عظیم نفت و گاز، بهعنوان حلقه اصلی کریدورهای ترانزیتی شرق–غرب و شمال–جنوب و بهعنوان بازیگری با تواند نظامی قابل توجه. این موقعیت میتواند جایگاه ایران را در نظم آینده تقویت کند.
🔻در نهایت، آینده سیاست خارجی ایران در ترکیب «استقلال فعال» و «تعامل متوازن» معنا مییابد. تجربه نشان داده است که غرب شریک قابل اعتمادی نیست، اما شرق نیز باید در چارچوب منافع ملی دیده شود. در جهان چندقطبی، ایران میتواند با بهرهگیری از رقابت قدرتها منافع خود را حداکثر کند. اصل «نه شرقی نه غربی» در این بستر معنایی تازه پیدا میکند: نه وابستگی به بلوکها، بلکه ایفای نقش فعال در شبکهای چندجانبه از روابط بینالمللی.
https://aja.ws/ial5bd
بیتردید شعار «مرگ بر آمریکا» - در حقیقت مرگ بر دولت مستکبر آمریکا - فراتر از یک گزارهی عاطفی صرف، که یک استراتژی کلان و هوشمندانه در سیاست خارجی است. این تحلیل بر اساس واکاوی نظم جهانی و نقش قدرتهای استعماری شکل گرفته است.
درک رهبران انقلاب اسلامی از مکانیسمهای سلطهگری مانند استعمار فرانو و جنگ نیابتی که از قبل از پیدایش انقلاب اسلامی وجود داشت، به راهبردی مبتنی بر بیزاری از نظام سلطه و تأکید بر استقلال همهجانبه انجامید. (وجه استعمارستیزیِ انقلاب اسلامی)
این سیاست، پاسخی پیشدستانه برای دفع تهدید «استحالهی تمدنی» و حفظ هویت کشور بود.
این شعار به مثابه ابزاری هویتساز، با «غیریتسازی» در برابر استکبار، به تحکیم وحدت ملی و تقویت «گفتمان مقاومت» انجامیده است.
سیاستی برخاسته از الهیات سیاسی اسلام که جنگ حق با تفرعن را دائماً در جریان میداند.
بنابراین، این سیاست را باید حرکتی آگاهانه برای خروج از نظم ناعادلانه موجود و تلاش برای شکلدهی به نظمی جدید ارزیابی کرد.
#تفرشی #بینش_سیاسی