هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
#گزارش_خارجی
گفتمان اسرائیلیها پس از ۷ اکتبر چقدر مذهبی شد؟
از نخستین لحظات هفتم اکتبر، گفتمان مذهبی اسرائیل بر رسانهها، صحنه سیاسی و مردمی مسلط شد، با اصطلاحات و زمینههای مختلف، که همه آنها در توضیح آنچه اتفاق افتاده بود، توجیه آنچه اتفاق خواهد افتاد، و تلاش برای کاهش شوکی که به قلب برتری اسرائیل و حس پنهان تمایز و قدرت فراگیر یهودیان وارد شد، اتفاق نظر داشتند.
شوک ناشی از این عملیات و کوری تکنولوژیکی و امنیتی اسرائیل به بازتولید گفتمانی منجر شد که افراطگرایی را با دینداری ترکیب میکند و رویدادها و مکانها را از میراث یهودی و تفکر تلمودی جدا میکند و بدین ترتیب این رویداد را به عنوان بخشی از تاریخ یهودیِ همواره در حال ظهور بازنمایی میکند، تاریخی که از شکست، روشهای جنگی میآفریند تا پیروزی کامل خود را تضمین کند، پیروزیای که بدون چیزی کمتر از کشتار همگان و تبدیل شهرها به ویرانه، محقق نمیشود.
در این گفتمان، سیاستمداران، افراد مذهبی و خاخامها طعمه خود را یافتند، در حالی که سکولارها، لیبرالها و چپها انتقام خود را یافتند. هر دو حزب در گفتمان مذهبی یهودی، که ذاتاً دیگری را تحقیر میکند و آنها را برده یا دشمن میداند، همگرا شدند تا توضیحی سریع و رضایتبخش برای شوک ارائه دهند و از جنگ و نابودی آنها حمایت کنند.
این گفتمان، زمینهها و پیامدهای آن، و جایگاه سیاستمداران و خاخامها در درون آن، چه در داخل و چه در خارج از اسرائیل، چیزی است که سطور بعدی سعی در درک آن دارند. این مقاله که به پرونده «فصلهای سیل» اضافه شده است، جنبههای خاصی از جامعه اسرائیل را بررسی میکند که برخی از آنها آشکار و بسیاری از آنها پنهان هستند. 7 اکتبر تلاش کرد تا آنها را وارونه کند و مطابق با ذهنیت امنیتی آشفته و وسواس توسعهطلبی رو به رشد، آنها را از نو برنامهریزی کند. بر این اساس، این نهاد به موقعیت اصلی خود در سال 1948 بازگشت: جامعهای نظامیشده که با عقدههای ترس و امنیت زندگی میکند.
تداعی اریحا بر ویرانههای غزه
بر اساس تنخ، یکی از کتابهای مقدس یهودیان، کتاب یوشع میگوید که بنیاسرائیل در اولین نبرد خود علیه کنعانیان، شهر اریحا را محاصره کردند. آنها شهر را محاصره کردند، شیپورهای خود را به عنوان فریاد جنگ به صدا درآوردند، سپس دیوارهای آن را ویران کردند، تمام ساکنان آن، مردان، زنان و کودکان را کشتند و شهر را با آتش سوزاندند تا به ویرانهای تبدیل شد. آنها هر مردی را که سعی میکرد با کشتن پسر نخستزادهاش شهر را بازسازی کند، نفرین میکردند.
این حادثه که کاوشهای باستانشناسی ناسازگاری آن را با ماهیت توپوگرافی اریحا ثابت کرده است، از همان لحظه اول جنگ با سخنان بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، آغاز شد: «ما این شهر شیطانی را به ویرانه تبدیل خواهیم کرد.» این سخنان همچنین در میان اسرائیلیها طنینانداز شد. در نظرسنجی منتشر شده توسط هاآرتص در مارس 2024، 47 درصد از اسرائیلیها به این سوال که «آیا شما از این ایده حمایت میکنید که ارتش اسرائیل، هنگام اشغال یک شهر، باید مانند اسرائیلیهای تحت فرمان یوشع در اریحا عمل کند و تمام ساکنان شهر اشغالی را بکشد؟» پاسخ «بله» دادند.
۶۶٪ از آنها جنگ با فلسطینیها را تجسم معاصر عمالیقیان میدانستند، در حالی که ۹۳٪ از آنها معتقد بودند که دستور کتاب مقدس مبنی بر «پاک کردن یاد عمالیقیان» باید امروز نیز اعمال شود. عمالیقیان نامی است که در تورات ذکر شده و به «کنعانیان شرقی» اشاره دارد. آنها اولین قومی بودند که در برابر بنیاسرائیل ایستادند و به همین دلیل در کتاب اعداد از آنها یاد شده است: «عمالیقیان اولین ملتها بودند، اما پایان آنها نابودی خواهد بود.»
همچنین در کتاب تثنیه بارها از آنها به عنوان دشمن باستانی و ابدی بنیاسرائیل یاد شده است: «آنچه عمالیقیان با شما کردند را به یاد آورید و یاد آنها را از زیر آسمان محو کنید»، نقل قولی که توسط چندین خاخام، از جمله شموئیل الیاهو، خاخام صفد ، که خواستار مجازات غزه با منطق عمالیقیان شده بود، تکرار شد. نتانیاهو از همین توصیف برای مشروعیت بخشیدن به جنگ و ادعا اینکه این ریشهکنی شر از ریشههای آن است، استفاده کرد و به پیشگویی اشعیا استناد کرد: «ما فرزندان نور هستیم، در حالی که آنها فرزندان تاریکی هستند و نور بر تاریکی پیروز خواهد شد.»
https://www.noonpost.com/334059/
هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
از جمله رویدادهای کتاب مقدس مرتبط با ۷ اکتبر، سیمخات تورا (جشن شادی تورات) بود، تعطیلاتی که در ۷ اکتبر اتفاق افتاد و در این سخنرانی برای تأکید بر این نکته استفاده شد که شادی مذهبی مرتبط با این تعطیلات محافظتشده نیست و این گواه دیگری است بر اینکه «حمله» خشم الهی بوده است.
مفهوم «خشم الهی» آنقدر در گفتمان افراد مذهبی و خاخامها - برخلاف سیاستمداران - تکرار میشد که به یک ویژگی بارز این رویداد تبدیل شد. این مفهوم توسط خاخام یاکوف روزا ، که پس از ۷ اکتبر به خدمت ارتش بازگشت، بیان شد و توضیح داد که آنچه اتفاق افتاده حتی سنتهای مکتوب گسترده یهودیت را نیز گیج کرده است. او گفت: «آنچه واضح است این است که خداوند ضربه شدیدی به ما وارد کرد. این فقط یک سیلی نبود.»
در حالی که دیگران آن را به عنوان روز آزمایش یا «بیداری مذهبی» توصیف کردند، که در نتیجه افزایش تعداد اسرائیلیها ( ۱ نفر از هر ۴ نفر ) در مناسک مذهبی سنتی (نماز، خواندن مزامیر، حضور در کنیسهها) و همچنین افزایش حضور در نمازهای عمومی (به ویژه در میادین و کنیسهها) و حتی در میان افراد سکولار که در جستجوی آرامش یا معنا در آنها شرکت میکردند، رخ داد.
مفهوم دیگری که با گناهی که خشم الهی را به همراه داشت، مرتبط بود، پدیدار شد: مفهوم توبه، که در قالبی سیاسی به نام «قوم اسرائیل زندهاند» ظهور کرد، که لزوم جنگ مقدس را با بقای ملت یهود مرتبط میکرد و هرگونه تساهل را خیانت مذهبی و ملی میدانست.
خاخام دکتر چیم وایزمن میگوید : «حکیمان سرزمین اسرائیل گناه را نادیده میگیرند، بلکه مستقیماً به آن نگاه میکنند و به سادگی میگویند: این جدیترین گناه در تاریخ اسرائیل است. و دقیقاً در اینجا آنها راز بزرگی را فاش میکنند: اینکه خود گناه کلید توبه شد، نه تنها برای داوود، بلکه برای همه نسلهای آینده.»
این سخنرانیها در خیابانهای اسرائیل طنینانداز شد. در نظرسنجی انجام شده توسط دانشگاه رایشمن در سپتامبر ۲۰۲۴، ۳۷٪ از اسرائیلیهای ۱۸ تا ۳۵ ساله از افزایش ایمان خود به خدا از ۷ اکتبر خبر دادند، در حالی که این رقم در بین افراد ۵۶ سال به بالا تنها ۱۸٪ بود. جوانان همچنین از افزایش تعهد خود به سنتهای مذهبی خبر دادند.
خاخام دیوید استاو ، رئیس سازمان خاخامهای تزوهر، این را «نشانهای از بیداری یهودیان، و بیانگر پذیرش برخی از آداب و رسوم مذهبی یهود» توصیف کرد. محقق، آشیل ورزبرگر، این موضوع را با این جمله توضیح داد: «انجام مناسک مذهبی به ما ابزارهایی برای درک واقعیت در موقعیتهای دردناک میدهد، زیرا زبان آن واضح و آشنا است.»
چگونه افراد مذهبی و سکولار در یک گفتمان واحد گرد هم آمدند و این حذف را توجیه کردند؟
این نشانهها، اظهارات و مواضع لزوماً به این معنی نیست که جامعه اسرائیل - که ۶۴.۵٪ از آنها خود را سکولار تعریف میکنند - یک شبه به یک جامعه مذهبی تبدیل شده است. حتی خاخامها و افراد مذهبی نیز از این موضوع آگاه هستند. خاخام ورزبرگر میگوید: «این طبقهبندیها هرگز دقیق نبودند، زیرا بر اساس مفاهیم سکولاریسم مسیحی مدرن بودند.»
خاخام استاو توضیح میدهد: «اکثریت اسرائیلیها واقعاً سکولار نبودند؛ برخی از افراد «سکولار» به خدا اعتقاد داشتند، در حالی که برخی دیگر سنتهای خاصی را برای حفظ ارتباط با فرهنگ غالب به جا میآوردند. تا ۷ اکتبر، برچسب «مذهبی» یک برچسب اجتماعی بود، اما اکنون با دورهای روبرو هستیم که در آن با بسیاری از افراد غیرمذهبی، اما یهودیان فوق ارتدکس، روبرو خواهیم شد که کاملاً سکولار به نظر میرسند - مردان بدون کلاه و زنان با شلوارک - اما هویت آنها سنتیتر و یهودیتر خواهد بود.»
اظهارات استاو با تفسیر محقق خالد عوده الله از سکولاریسم و چپگرایی جامعه اسرائیل تلاقی دارد، که به گفته او مبتنی بر گسست از دین نیست، بلکه مبتنی بر بازتعریف آن به عنوان یک هویت و وابستگی فرهنگی است. او استدلال میکند که مدارس صهیونیستی سکولار با همان تلاش مدارس مذهبی از طریق سفرهای میدانی، داستانسرایی و القای نمادهای کتاب مقدس، در القای وابستگی فرهنگی مذهبی نقش دارند. بنابراین، جامعه صرفاً بین سکولارها و افراد مذهبی تقسیم نشده است و یک تعامل درونی وجود دارد که فرد سکولار را تحت تأثیر نمادهای مذهبی و کتاب مقدس قرار میدهد.
در واقع، گفتمان مذهبی اسرائیل، که با خشم یا توبه هدایت میشود، چیز جدیدی نیست. بلکه تکرار گفتمان پس از اکتبر ۱۹۷۳ است که از طریق توضیح شکست اطلاعاتی و سستی دفاعی، مسلط شد و ابزارهای اخلاقی برای توضیح شکست، پیوند آن با فرد و جامعه و دعوت به اصلاحات معنوی و اخلاقی برای غلبه بر آن فراهم کرد.
هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
در جنگ ۱۹۷۴، آزمایش و مجازات وجود داشت، اما در سال ۲۰۲۳، احزاب مذهبی و جنبشهای مسیحایی از این گفتمان بهره بردند و آن را با اقدامات سیاسی و نظامی، مانند الحاق و گسترش به شرق اردن، اشغال غزه و موارد دیگر، ترکیب کردند و از احساسات مردمی پرآشوب که با دعوت به خشونت تلاقی میکرد، بهره بردند.
از عذاب تا رستگاری
برجستهترین سرمایهگذاران در تشدید گفتمان مذهبی، گروههای مسیحایی بودند که در جنگ خود به طور فزایندهای مذهبی شدهاند و دین را برای خدمت به منافع خود سیاسی کردهاند و از دوگانگی افراطگرایی و دینداری که مشخصه آنهاست، بهرهبرداری میکنند. نمایندگان صهیونیسم مذهبی، مانند بن گویر، اسموتریچ و خاخامهای یشیوا، تلاش کردهاند تا ۷ اکتبر را به عنوان مرحلهای به سوی رستگاری کتاب مقدس به تصویر بکشند.
بر این اساس، اشغال غزه، گسترش شهرکسازیها در کرانه باختری، محو کامل فلسطین و اشغال کشورهای عربی بیشتر را به عنوان احکام دینی، الزامات کتاب مقدس و یک طرح الهی که باید برای دستیابی به رستگاری کامل و برتری نهایی قوم یهود اجرا شود، بازنمایی کرد.
از آنجا که این سخنرانی به اتفاق آرا توسط عموم مردم شوکه و انتقامجو پذیرفته شد، جنبشهای ملیگرای مذهبی افراطی نفوذ سیاسی و اجتماعی بیشتری در داخل و خارج از اسرائیل، به ویژه در میان صهیونیستهای مسیحی که اعتقادشان به پایان جهان، رابطهشان با این نهاد را هدایت میکند، به دست آوردند.
حال توییت کردن در پشت سر جمعیت نبودند. بلکه آنها به رهبر گله و محرک اصلی سیاست و افکار عمومی اسرائیل تبدیل شدند و خود را به صدایی مردمی و چارچوبی سیاسی رسمی تبدیل کردند که چهره واقعی کشور اسرائیل را آشکار میکند.
در سیاست یا ارتش، در بخش فناوری، کشاورزی یا پزشکی، «هیچ ملحدی در سنگرها» وجود ندارد، و هیچ چپگرای سکولاری در این نهاد وجود ندارد. پیشگوییهای کتاب مقدس وجود دارند که هر از گاهی ظاهر و ناپدید میشوند، اما از ابتدا تا انتها، از ضرب اولین شِکِل تا مرزهای پرچم ملی، آنها همچنان وجود دارند تا حمله بعدی یا شاید نابودی نهایی فلسطینیهای باقیمانده را توجیه کنند.
https://t.me/kriyaassess
آنتونیو گرامشی متفکر برجسته ایتالیایی میگوید: "در تاریخ فرهنگ نباید از ادبیات تجاری غافل شد. زیرا موفقیت فلان کتاب از ادبیات تجاری نشان میدهد که فلسفه عصر کدام است. یعنی چه احساسها و جهانبینیهای بر تودههای ساکت تسلط دارد."
در زمان ما به واسطه سیطره همه جانبه تلویزیون، سینما، اینترنت و ماهواره، این مسئله را نه فقط در ادبیات تجاری بلکه بیشتر باید در سریالها و فیلمهای پربیننده و صفحات پربازدید بلاگرهای یوتیوب و اینستاگرام جستجو کرد.
اینکه پرفروشترین سریالهای جهانی و داخلی کدام است. اینکه پرفروشترین رمانها و داستانهای جهان کدام است. اینکه چه کسانی نوبل ادبیات میگیرند، اینکه موسیقی محبوب چیست. اینکه فیلم های سینمایی محبوب کدام هستند و اینکه پربازدیدترین صفحات مجازی چه محتوایی ارائه میدهند، همگی نشانگر روح عصر ما و فلسفه عصر ما و احساسها و جهانبینیهای حاکم بر عصر ماست.
#خرمگس
📌سخنان خبرساز ترامپ علیه ایران
🔹آنچه ترامپ در مراسم بزرگ یادبود دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس نیروی دریایی آمریکا درباره ایران گفت، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. ترامپ گفت:
🔹همین چند ماه پیش، زیردریایی کلاس اوهایو با موشکهای هدایتشونده، نقشی اساسی در یکی از تماشاییترین شاهکارهای نظامی که جهان تا به حال دیده است، ایفا کرد. نابودی سایتهای هستهای ایران در عملیات «چکش نیمهشب». چطور پیش رفت؟ خیلی خوب، نه؟
🔹و ما ۳۰ تاماهاوک شلیک کردیم. برای اینکه بدانیم آن نشتی بعد از بمب B2 است. در مورد آن چطور؟ بمبهای B2، کاری که کردند، آن بالهای پرنده زیبا، کاری که کردند، به هر هدفی که زدند، زدند.
🔹... و برای احتیاط، ما ۳۰ تاماهاوک از یک زیردریایی شلیک کردیم. هر کدام از آنها هم به هدف خورد. بنابراین، من میگویم ایران خیلی هیجانزده نبود. آنها قرار بود ظرف یک ماه به سلاح هستهای دست پیدا کنند.
🔹و حالا میتوانند عملیات را دوباره از نو شروع کنند. اما امیدوارم که این کار را نکنند
🔹چون ما باید به آن هم رسیدگی کنیم اگر این کار را بکنند، به آنها اطلاع میدهم که شما میخواهید این کار را انجام دهید، اشکالی ندارد. اما ما به آن رسیدگی خواهیم کرد و ما اینقدر منتظر نخواهیم ماند. این کارباید خیلی قبل از آمدن من انجام میشد.
🔹میدانید که من خلبانان بمبافکنهای B2 را در دفترم، دفتر بیضی شکل معروف، داشتم. آنها را در دو بمبافکن B2 داشتم.
🔹آنها به کاخ سفید آمدند و ما درباره آن صحبت کردیم. آنها گفتند، میدانید، آقا، به مدت ۲۲ سال، اسلاف ما و ما برای آن حمله آموزش دیدیم. به مدت ۲۲ سال آنها برای از بین بردن پتانسیل هستهای ایران آموزش میدیدند. او گفت: "اما فقط وقتی شما آمدید ما این کار را کردیم." و آنها خیلی خوشحال بودند که این کار را انجام دادند. اما آنها ۲۲ سال است که برای آن حمله تمرین میکنند، اما هیچ رئیس جمهوری نمیخواست این کار را انجام دهد. آنها ظرف یک ماه، احتمالاً ظرف یک ماه یا کمی بعد از آن، به سلاح هستهای دست پیدا میکردند و صحبت کردن با آنها بسیار دشوارتر میبود."
#عصراندیشه
فرهاد قنبری
طوفانالاقصی
عملیات طوفان الاقصی چنان هزینههای سنگین جانی و مالی را به مردم فلسطین تحمیل کرد که حتی عدهای را به تشکیک در این عملیات و جاسوس خواندن رهبران عملیات ترغیب کرد اما فارغ از نظرات سست این حامیان خجالتی اسرائیل باید اذعان کرد که این عملیات برای فلسطین دستاوردهای بزرگی به همراه داشت.
طوفانالاقصی تاثیری عمیق و دیرپا بر روی افکار عمومی جهان که دههها تحت استعمار رسانههای صهیونیستی و غربی قرار داشتند، گذاشت. (و شاید جز با ریخته شدن این خونها، امکان تغییر این موازنه در افکار عمومی جهانی وجود نداشت)
طوفان الاقصی باعث شد تا بخشی از جامعه جهانی به ذات اسرائیل و مفهوم واقعی خونخواری و نژادپرستی و کودککشی این رژیم متوحش پی ببرد.
طوفان الاقصی باعث شد تا متوجه شوند که سنوار و نصرالله و هنیه آن تروریست مرموز و مخوفی که بیبیسی و قاکسنیوزها معرفی میکند نبودند و تروریست واقعی با کت و شلوار و کراوات در سنای آمریکا مورد تشویق قرار میگیرد. طوفان الاقصی باعث شد تا بخش بزرگی از جامعه جهانی متوجه شود که رسانه غربی هر کسی را که تروریست مینامد، لزوما تروریست نیست.
طوفان الاقصی و خونهای زیادی ریخته شد بیگناهان باعث شد تا مانیفست حقطلبانه و انسانی یحیی سنوار بر زبان و جان و روح آزادیخواهان جهان جاری شده و نتانیاهو در دادگاههای خود غرب به جنایتکار جنگی متهم شود.
اسرائیل پس از عملیات طوفان الاقصی هر چه در غزه انسانهای غیرنظامی را کشت و هر چه توحش بیشتری از خود نشان داد در عمل نه تنها نتوانست وجه از دست رفته خود را احیاء کرده و شیشه شکسته خود را ترمیم کند، بلکه اعتبار و آبروی بینالمللی خود را هم از دست داد.
در دو سال اخیر اسرائیلی بودن در جهان به مایه ننگ تبدیل شد و هر رویداد بینالمللی به امکانی برای اعتراض علیه اسراییل بدل گشت. امروز در جهان به غیر از حاکمان کشورهای غربی و اپوزسیون خارجنشین حکومت ایران، اسرائیل عملا هیچ حامی و همدلی ندارد و این برای دولتی که اساس وجودش بر اساس خرید ترحم و اشغال جایگاه قربانی حاصل شده بود، بسیار دردناک است.
عملیات طوفان الاقصی به مانند سیلی دانشآموز دبستانی به صورت ناظم از خودراضی در وسط حیاط مدرسه بود. پس از این ناظم اگر دانشآموز را تا حد مرگ هم تنبیه کند، آنچه به یاد دانشآموزان و سایر عوامل مدرسه خواهد ماند سیلی دانشآموز خواهد بود. در این میان تنبیه بیش از حد دانشآموز هم نه تنها وجهه ناظم را ترمیم نخواهد کرد بلکه از او تصویری وحشی و غیرانسانی و غیرقابل تحملتر از پیش ارائه خواهد داد.
این چیزی است که اسرائیل را بیش از حد متوحش و عصبی کرده است.
حاکمان اسرائیل و حامیان آنها میدانند که ادامه این روند برای اسرائیل ممکن نیست و در نهایت شرایط را به جایی خواهد رساند که هیچ اسرائیلی در جهان احساس آرامش و امنیت نداشته باشد. اسرائیل در توحش بیمانندش برای بقای خود میجنگد و به همین دلیل از هیچ جنایتی فروگذار نیست.
طوفان الاقصی علارغم هزینههای فراوان چهره پنهان و دوروی بسیاری از دولتها و سیاستمداران منطقهای و جهانی را آشکار کرد. طوفان الاقصی برای جهانیان و به ویژه جهان اسلام چهره واقعی دوستان و مدعیان دوستی فلسطین را آشکار کرد.
#خرمگس
⭕️امروز سالگرد حادثهٔ بزرگ هفتم اکتبر است — یکی از نقاط عطف بزرگ تاریخ.
آنها که توان تحلیل ندارند و خرابی ساختمان و شهادت عزیزان و فرماندهان را بهمعنای شکست میدانند، از درک عظمت این واقعه ناتواناند.
هفتم اکتبر ابتدا هیمنهٔ اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی را فرو ریخت؛ هیمنهای که سالها با تبلیغ شکستناپذیری و اشراف اطلاعاتی ساخته بودند، و سپس آن نقاب مظلومیتی را که با تبلیغ و نشر داستان هایی مانند هولوکاست برای خود در جهان ایجاد کرده بودند، از چهرهٔشان برداشت.
هفتم اکتبر باعث بیداری وجدان انسانها در سراسر جهان شد.
امروز مسئلهٔ فلسطین محدود به ایران یا روز قدس نیست؛ در ملبورن و بارسلون و نیویورک و رم و صدها شهر کوچک و بزرگ دیگر، مردم با پرچم فلسطین شعار «مرگ بر اسرائیل» سر میدهند.
چه کسی تا دو–سه سال پیش دیدن چنین صحنههایی را پیشبینی میکرد؟
آقا سالها پیش فرمودند: فلسطین کلید رمزآلود فرج است. مقدمهٔ فرج حضرت بقیةالله (عج) بیداری انسانهاست و امروز با این خونهای بهناحق ریختهشده و شهدای بزرگی که در این مسیر جان خود را فدا کردهاند، شاهدیم که این بیداری در حال رقم خوردن است.
رحمت و رضوان خدا بر شهید بزرگ یحیی السّنوار.
رحمت و رضوان خدا بر فرماندهٔ بزرگ محمد ضیف.
رحمت و رضوان خدا بر حاج رمضان که لحظهای از فکر فلسطین و نابودی رژیم خبیث غافل نشد.
و رحمت و رضوان خدا بر شهید نصرالله و همه مجاهدانی که در این مسیر نورانی به شهادت رسیدند.
حسام الدّین براتی
#عصراندیشه
⭕️قرن سیاسی جدید، تغییر نسل رهبران؛ و ایران
📖ابوالفضل فاتح: جهان در آستانه «قرن سیاسی جدیدی» قرار گرفته است و جهان در کشاکش تعیین تکلیف چند ضلعی یا تک قطبی و دو قطبی بودن است
از مهمترین تحولات پیش روی، گذار نسلی در رهبران جهان است. می توان تصور نمود که بسیاری از رهبران فعلی ظرف پنج تا ده سال آینده دیگر چه بسا در قدرت نخواهند بود
این تغییر تنها یک جابهجایی نیست؛ بلکه پایان یک عصر سیاسی و آغاز عصر جدید است که همراه با گذار نسلی در راس و قاعده جوامع، و زوال الگوهای کهنه است
قدرت در قرن بیستویکم بر اطلاعات، شبکه و افکار عمومی جهانی و تطبیق و تحول پذیری بنا خواهد شد. از این روست که اتحادیه ی راست افراطی جهان تمرکز خود را بر تملک پلتفرم های جهانی متمرکز کرده اند
در قاعده جوامع، نسل تمدن دیجیتال بر سیاستگذاری و صندوقهای رأی تاثیر کلیدی خواهد داشت. شناسایی فلسطین از سوی برخی دولتهای اروپایی نه از روی اختیار که نشانهای از این روند و تحمیل افکار عمومی بر آنان است
در شرق، طیف وسیعی از جوانان از رهاورد پنجره دیجیتال با تجربه آزادی و توسعه مواجه شده اند و طبیعتا دیگر بهسادگی سلطه مطلق این و آن را نمیپذیرند و می توانند تغییرات تازهای را در جوامع رقم زنند
در کنار این فرصتها، تهدید بزرگی نیز در حال رشد و خودنمایی است: راست افراطی جهانی و ساختارهایی که برای تحقق اهداف آن طراحی شده است
راست افراطی، جنبش ارتجاعی جهان مدرن است که اگر بتوانند از راه اندازی جنگ جهانی سوم نیز پرهیز ندارند. در حال بر هم زدن تمام قاعده مندی هایی هستند که غرب ده ها سال مدعی آن بوده و تقریبا دیگر در هیچ چیز در جهان اجماعی وجود ندارد
راهبرد رهبران اتحادیه ی راست جهانی، انقیاد و چپاول منابع ملتهای ضعیف تراست؛ تصور نشود این که آن روز از کانادا و کانال پاناما و سوئز و گرینلند و امروز از ونزوئلا و بگرام می گویند، صرفا یک تعارف و شوخی است. این کلمات بوی تصاحب می دهد، اگر بتوانند
دلیلی ندارد جنگ 12 روزه علیه ایران را نیز برای سیطره بر ایران و منابعش و مقدمه ای بر برنامه های بزرگتر ندانیم و چه بسا اگر بتوانند، بخت خود را تکرار کنند و حتی از اشغال ایران نیز ابایی نداشته و ندارند
شرق، به ویژه روسیه و چین باید ممنون ایران باشند که در برابر این تهاجم پیچیده ی راست جهانی فرو نریخت. بیراه نگفته ایم که ایران آغاز و دروازه ی ورود به شرق بود
در برنامه جهانی راست افراطی و رقابت با شرق، منابع بسیار تعیین کننده اند و سوریه ای ساختن و گماشتن جریانی وابسته چون جولانی از نوع ایرانی اش می تواند هزاران هزار میلیارد منابع ایران را برای برنامه آتی غرب تامین نماید
ایران، خود در بستر، معرض و تلاقی موتور تحولات نسلی در هر دو سطح قاعده و رئوس است. اگر ایران میخواهد از این گردنه تاریخی عبور کند، نخستین قدم، لزوم اصلاح درونی برای توسعه ی کشور است.
از حاکمیت انتظار می رود، خود را از سیطره ی شیوه های کهنه و نسل غیر منعطف و جامانده ی سیاستمداران فعلی چرخه ی معیوب قدرت رهایی بخشد
از نخبگان ایران نیز انتظار می رود در تمام راه حل ها و نسخه های «اصلاح »، «ایرانی بودن»، «مردم بنیاد» بودن و «حفظ تمامیت میهن و مولفه های قدرت و بازدارنده ی آن» اولویت قطعی و تضمین شده باشد. فرق بین پوست اندازی و پوست کندن روشن است. اصلاحات یعنی پوست اندازی
مراقبت باشیم رشد جریانهای همسو با راست افراطی جهانی در داخل، مهلکه ای بزرگ برای ایران و استقلال ایران خواهد بود. قبلا عرض شد مسئله ی ما در داخل، نقاط ضعف کشور است اما مسئله ی راست جهانی با ایران نقاط قوت کشور است
«ما بدبختیم» طراحی راست افراطی برای ایجاد استیصال و خودتحقیری در ملت هاست و این شعار، راه حلی برای خوشبختی نیست
در کنار اصلاح درونی، تابآوری و صبر راهبردی برای عبور از گذار جهانی ضروری است. باید توان ملی را ارتقاء داد و تا تغییر در نسل فعلی رهبران جهان، صبوری و مستوری کرد. نباید اعتماد به نفس بیش از حد و اغوا کننده داشت و البته نباید ایران را دست کم گرفت. بدانیم ایران، حتی بدون حزب الله و حماس و حوثی ها، و حشدالشعبی و ... یک کشور بزرگ و ملتی زنده و با ظرفیتی استثنایی است
غالب ملت ایران فراتر از بسیاری از سیاستمداران و حکمرانان، بالغ است. در بسیاری از عرصه های ملی که ایرانیان در میانه ی بحران و بلوغ قرار گرفته اند، سمت بلوغ را برگزیده اند و آنجا هم که بحرانی بوده، بیش از بحران بلوغ نبوده است. تاب آوری ملت ایران، از نمونه هایی است که در تاریخ معاصر سابقه ای بر آن نمی شناسیم
«قرن سیاسی جدید» میتواند برای ایران یک دو راهی تاریخی باشد، اگر این تحولات را به درستی درک کنیم و در مسیر درست آن قرار بگیریم
#عصراندیشه
⭕️ از تلآویو تا واشنگتن؛ چگونه جنگ با ایران پایههای نظم آمریکایی را لرزاند؟
🔹 مکس بلومنتال (Max Blumenthal)، روزنامهنگار و تحلیلگر آمریکایی در گفتگویی پا کستی درباره پیامدهای جنگ اخیر میان ایران و اسرائیل و بازتابهای ژئوپلیتیکی آن بر نظم جهانی سخن گفته است.
این گفتوگو تلاش دارد تا درک دقیقتری از برداشت بلومنتال نسبت به موقعیت ایران، واکنش ایالات متحده و تأثیر آن بر رقابت واشنگتن و پکن به دست آورد. گفتوگو از خلال مشاهدات میدانی او در ایران، تحلیل او از عملکرد محور مقاومت، و نگاهش به راهبردهای نظامی و امپراتوری آمریکا شکل گرفته است.
🔹بلومنتال در آغاز با اشاره به سفرش به ایران تصریح میکند که ایرانیان از طیفهای مختلف سیاسی، جنگ اخیر را نوعی «پیروزی فرسایشی» برای ایران میدانند و از پایان زودهنگام آن ابراز نارضایتی کردهاند.
🔹به گفته او، اسرائیل خسارتهای اقتصادی و زیرساختی گستردهتری متحمل شده که سانسور داخلی مانع از افشای کامل آن شده است. او تأکید میکند که این جنگ بیش از آنکه به ضرر ایران باشد، توازن راهبردی آمریکا و اسرائیل را برهم زد و ضعف ساختاری «امپراتوری آمریکا» را در درگیریهای منطقهای آشکار ساخت.
🔹او میگوید جنگ با ایران نهتنها به لحاظ نظامی، بلکه به لحاظ راهبردی و تمدنی برای واشنگتن زیانبار بود و نشان داد که ایالات متحده دیگر توان اداره همزمان چند جبهه (خاورمیانه، اوکراین و شرق آسیا) را ندارد.
🔹در ادامه، بلومنتال به اختلافات درون دولت ترامپ درباره جنگ با ایران اشاره کرده و میگوید جناحی که مخالف حمله به ایران بود، نه از موضع اخلاقی، بلکه از منظر «حفظ ظرفیت نظامی برای مقابله با چین» با این جنگ مخالفت کرد.
🔹او با انتقاد از سیاست خارجی واشنگتن، یادآور میشود که ایالات متحده با مصرف بخش قابل توجهی از سامانههای دفاعی پیشرفته خود در این نبرد، توان دفاع از متحدان آسیایی خود در برابر چین را کاهش داده است. از دید او، این امر به تضعیف طرحهای جهانی آمریکا و به تأخیر افتادن راهبرد مهار چین انجامیده است.
🔹بلومنتال سپس با اشاره به عملیاتهای موسوم به «وعده صادق» (True Promise) از سوی ایران، این حملات را نشانهای از تحول در توانمندی نظامی تهران میداند. به تعبیر او، ایران در مراحل نخست این عملیاتها، اهداف محدودی را با موشکهای قدیمیتر هدف قرار داد تا سطح درگیری را مدیریت کند، اما در مراحل بعدی با نفوذ به همه لایههای سامانه پدافندی اسرائیل و انهدام مراکز حساس مانند مؤسسه وایزمن، برتری تکنولوژیک اسرائیل را به چالش کشید. او این روند را نشانه «تغییر موازنه بازدارندگی» در خاورمیانه میخواند.
🔹در جمعبندی، بلومنتال هشدار میدهد که احتمال درگیری مجدد میان ایران و اسرائیل بالا است و اینبار ابعاد آن بهمراتب خشونتآمیزتر خواهد بود. وی به اقدامات ایران برای شناسایی و پاکسازی شبکههای موساد در داخل کشور و اخراج مهاجران افغان اشاره میکند و آن را بخشی از جنگ اطلاعاتی میداند.
🔹او نتیجه میگیرد که بسته شدن احتمالی تنگه هرمز میتواند اقتصاد جهانی را فلج کند و مسئولیت این بحران بر دوش اسرائیل و در نهایت دولت ترامپ خواهد بود. از نظر بلومنتال، این روند میتواند نهتنها جایگاه آمریکا را در خاورمیانه، بلکه اعتبار ژئوپلیتیکی آن در برابر چین و سایر قدرتهای نوظهور را نیز تضعیف کند.
youtu.be/DEONEroc4iY?si…
https://www.youtube.com/live/-Q6dmdCiVMQ
https://www.tiktok.com/@ccbpeace
#مشکات_اندیشه
⭕️نادیدههای پاسخ حماس به طرح آمریکا
👤علیرضا حجتی
🔹موافقت مشروط حماس با چهارچوب پیشنهادی طرح ترامپ برای تبادل اسرا و خاتمه جنگ، حتماً آن اتفاقی نیست که مطلوب جنگطلب بزرگ بنیامین نتانیاهو باشد. حالا همه چیز متوجه دولت اشغالگر و کابینه نتانیاهو است. اکنون پرسش اساسی حول این محور میچرخد که نتانیاهو میتواند یا در موقعیتی قرار دارد که بتواند جنگ را خاتمه دهد؟
🔹پس از ارائه طرح ۲۱ مادهای ترامپ، بحثهای گستردهای در مورد اعتبار و اثربخشی طرح رئیسجمهور آمریکا که شامل مجموعهای از مضامین درهم تنیده و متناقض بود، در گرفته بود. بررسی ابتکار رئیسجمهور آمریکا که احتمالا در هماهنگی با نتانیاهو طراحی شده بود، نیازمند یک اقدام آگاهانه، هوشمندانه و با درک ظرافتهای موجود میدانی بود.
🔹در حقیقت پاسخ حماس به این طرح یک «بله... اما» است که از یک سو عدم پذیرش کامل خواستههای آمریکاست که متضمن تسلیم و خلعسلاح مقاومت فلسطینی و تحمیل قیمومیت ترامپ بر مردم فلسطین است و در عین حال موافقت با پارامترهایی است که میتواند جنگ را پایان داده و دست نتانیاهو را از بهانهجویی برای تداوم جنایت خالی کند.
🔹در چنین چهارچوبی، حماس با آزمونی دشوار روبهرو بود و شاید در نگاهی بدبینانه در موقعیتی نامطلوب قرار داشت. این جنبش نمیتوانست با پذیرش حداکثری طرح ترامپ از حقوق ملی مردم فلسطین و سرنوشت آرمان مشروع فلسطین دست بکشد. در سوی دیگر ماجرا، حماس اگر این طرح را به طور کامل رد میکرد- به نظر میرسد فرض ترامپ و نتانیاهو بر این امر بوده است- باعث شکلگیری یک عملیات سنگین و بازی مقصرنمایی علیه حماس شده و موجب فضا دادن به گسترش استراتژی منطقهای ترامپ میشد.
🔹در این شرایط پیچیده و دشوار، موضع و واکنش حماس به طرح ترامپ از نظر سیاسی شاید حتی درخشان بود و با دقت بسیار بالایی به مسائل پرداخته است:
۱- حماس از تلاشهای کشورهای عربی-اسلامی و ترامپ برای توقف جنگ قدردانی کرد.
۲-حماس بین آنچه که به عنوان یک جنبش در اختیار دارد و قدرت تصمیمگیری در مورد آن را دارد و آنچه که مردم فلسطین به عنوان حقوق ملی دارند، تمایز قائل شد.
۳-حماس بر انتقال اداره نوار غزه به یک نهاد مستقل فلسطینی، بر اساس اجماع ملی قبلی که از طریق اجلاس سران عرب در قاهره در مارس ۲۰۲۵ مورد قرار گرفت، تأکید کرد. این گامی هوشمندانه است که از قیمومیت بینالمللی عبور کرده و با درگیر کردن کشورهای عربی، آنها را مستقیماً مسئول حمایت از مردم فلسطین و نوار غزه در روز بعد از جنگ کرده است.
۴-این جنبش تمام مسائل ملی مندرج در طرح ترامپ مربوط به آینده نوار غزه و حقوق مردم فلسطین را به یک چهارچوب ملی جامع فلسطینی که حماس هم بخشی از آن خواهد بود، ارجاع داده تا این مسائل، مانند حفظ رابطه ارگانیک بین کرانه باختری و نوار غزه، حق تعیین سرنوشت و سلاحهای مقاومت، در ارتباط با صلاحیت قضایی دولت فلسطین مورد بحث قرار گیرد.
🔹به این ترتیب، حماس با طرح آمریکا به طور مثبت و مسئولانه برخورد کرد. پاسخ مقاومت فلسطین هم به ترامپ دستاورد شخصی مورد نظرش را در سودای صلح نوبل میدهد؛ هم چهارچوبی برای آتشبس ایجاد میکند. ضمن اینکه همه نیروهای ملی فلسطین و کشورهای عربی و اسلامی را برای به عهده گرفتن مسئولیت تاریخی خود درگیر خواهد کرد.
🔹در نهایت حماس، توپ را در زمین نتانیاهو انداخت و او را در تنگنا قرار داد. هر اقدام نتانیاهو در تداوم جنگ، مشروعیت بینالمللی به حماس و دفاع متقابل آنها میبخشد و فشارهای بینالمللی را بر تلآویو تشدید خواهد کرد. جدای از این نتانیاهو در جبهه داخلی هم باید وزرای افراطی چون ایتامار بن گویر و اسموتریچ که به چیزی جز اشغال کامل و ضمیمه کردن غزه راضی نیستند را برای پایان جنگ و خروج از غزه متقاعد کند که بدیهی است با مخالفت آشکار آنها مواجه و کابینه بار دیگر میتواند در معرض فروپاشی قرار بگیرد.
🔹انتظار میرود نتانیاهو، طبق معمول، کارزار شدیدی در کاخ سفید، کنگره و از طریق لابیهای صهیونیستی راهاندازی کند تا مانع از توقف جنگ شود. تا این لحظه، حماس توانسته فشار شدید روی خود را به تلآویو منتقل کند.
🔹اما آنچه اهمیت دارد و تصویر نهایی را شکل میدهد، تحولات در میدان است. سال گذشته هم پس از آتشبس ۵۰ روزه، نتانیاهو، توافقات حاصل شده را زیرپا گذاشت و جنگ را از سر گرفت. تا اینجا و در کارزار دیپلماسی، حماس توانسته شیطان را به دام انداخته است.
https://irannewspaper.ir/8851/1/135842
شهید یحیی سنوار: آیا جهان از ما انتظار دارد که قربانیانی خوشرفتار باشیم، در حالی که کشته میشویم؟!
#شهروند