🔸️ مرشایمر: ایران بعد از جنگ ۱۲روزه هوشمندتر و ماهرتر شده است
نظریهپرداز روابط بینالملل:
▫️تمام ارتشها پس از ورود به یک جنگ، به فرآیند یادگیری نیز وارد میشوند و ایرانیها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. از این رو، در مقاطع پایانی درگیری، در یافتن شکافها و رخنههای پدافند هوایی اسرائیل، تبحر بیشتری پیدا کردند.
▫️به باور بسیاری، آمریکا جنگ ۱۲روزه را به این دلیل متوقف کرد که نشانههایی از احتمال بستن تنگه هرمز توسط ایران دید؛ اتفاقی که با عواقب اقتصادی آن به ویژه با توجه به وضعیت شکننده اقتصاد جهانی میتواند فاجعهبار باشد و کلمه «فاجعه» عمق آن را به خوبی بیان نمیکند.
▫️اگر جای ایرانیها بودم به آمریکا و اسرائیل میگفتم که اگر میخواهید «سرسختبازی» در بیاورید، مشکلی نیست اما باید بدانید که من هم «سخت» بازی میکنم. هم کوبش موشکی بر اسرائیل، هم گزینهی اخلال در تنگه هرمز روی میز است. تصور ویران کردن اقتصاد ایران بدون پرداخت هزینه خیال باطل است؛ همه هزینه خواهند داد؛ پس بهتر است از حمله پرهیز کنید.
جزئیات بیشتر را در لینک زیر بخوانید:
khabaronline.ir/xp65H
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔸️ مرشایمر: ایران بعد از جنگ ۱۲روزه هوشمندتر و ماهرتر شده است نظریهپرداز روابط بینالملل: ▫️تمام
به گزارش مهر، مرشایمر دراینباره گفت: میتوان اینطور استدلال کرد که دو دلیل بازدارنده برای حمله دوباره به ایران وجود دارد؛ نخست اینکه ایران در نبرد گذشته ضربه سنگینی به اسرائیل وارد کرد. سامانههای پدافندی اسرائیلیها تمام شده یا رو به اتمام بود و آمریکا هم برای کمک به اسرائیل محدودیتهایی دارد. علاوه بر این، همزمان با گسترش حملات موشکی و بالستیکی ایران، آنها باهوشتر میشدند.
وی افزود: تمام ارتشها پس از ورود به یک جنگ، به فرآیند یادگیری نیز وارد میشوند و ایرانیها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. از این رو، در مقاطع پایانی درگیری، در یافتن شکافها و رخنههای پدافند هوایی اسرائیل، تبحر بیشتری پیدا کردند. با این تجربه و این زرادخانه موشکی که دارند، اسرائیل را در هم خواهند کوبید و یادمان نرود که اسرائیل(از لحاظ وسعت)کوچک است. این ایده که اسرائیل به ایران ضربه سختی بزند و از واکنش متقابل قسر در برود، اتفاق نخواهد افتاد.
مرشایمر اضافه کرد: دلیل دوم این است که به باور بسیاری، آمریکا جنگ ۱۲روزه را به این دلیل متوقف کرد که نشانههایی از احتمال بستن تنگه هرمز توسط ایران دید؛ اتفاقی که با عواقب اقتصادی آن به ویژه با توجه به وضعیت شکننده اقتصاد جهانی میتواند فاجعهبار باشد و کلمه «فاجعه» عمق آن را به خوبی بیان نمیکند.
وی تاکید کرد: اگر جای ایرانیها بودم به آمریکا و اسرائیل میگفتم که اگر میخواهید «سرسختبازی» در بیاورید، مشکلی نیست اما باید بدانید که من هم «سخت» بازی میکنم. هم کوبش موشکی بر اسرائیل، هم گزینهی اخلال در تنگه هرمز روی میز است. تصور ویران کردن اقتصاد ایران بدون پرداخت هزینه خیال باطل است؛ همه هزینه خواهند داد؛ پس بهتر است از حمله پرهیز کنید.
*ابراهیم متقی*، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، *اعتماد*:
همانگونهای كه «فرانتس فانون» و «آلبر كامو» بیان داشتهاند، هیچگاه مقاومت كاركرد خود را از دست نمیدهد و همواره بهعنوان نیروی سازنده تاریخ مورد توجه قرار خواهد گرفت. شكلگیری دولت فلسطینی و هویت سیاسی فلسطین را میتوان انعكاس دو سال جنگ و مقاومت در غزه دانست.
هدایت شده از حکمران
🔴آینده نظم ژئواکونومیک جهانی
مصاحبه با جان مرشایمر
🧭 مرشایمر میگوید با انتقال از تکقطبی به چندقطبی، «نظم لیبرال» افول کرده و APEC به نهادی «نازک» بدل میشود؛ چون در رقابتِ امنیتی، اقتصاد عقب مینشیند.
🧩 او تفکیک میکند: «نهاد» = قواعد تعامل؛ «نظم» = خوشهای از نهادها. اکنون دو «نظمِ محدود» در آسیا شکل میگیرد: یکی به رهبری آمریکا، دیگری چین.
⚔️ چین با بریکس، سازمان شانگهای، کمربند-راه… بلوک میسازد؛ آمریکا هم با کواد، آکوس و ائتلافهای دوجانبه. نتیجه: رقابت امنیتی سخت مثل جنگ سرد.
📉 نمونه افول نظمِ بینالمللیِ فراگیر: WTO که با بازگشت رقابت قدرتهای بزرگ «بیاثر» شده است.
🇰🇷 درباره کرهجنوبی: «اختیار مانور اندک است»؛ همپیمانِ قدرتی «بیرحم» (به تعبیر او) و کشورِ خط مقدم در برابر چین.
☢️ مهار تنش: سلاحهای هستهای انگیزه قوی برای مدیریت بحران میدهند، هرچند سیاست قدرت ذاتاً پرخطر است.
🕊 جمعبندی امیدوارانه: چون آمریکا در خاورمیانه و اروپا گرفتار است، احتمال بحران بزرگ در شرق آسیاِ نزدیکمدت کمتر است.
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
هدایت شده از IranicTV ایرانیک
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ایران اکنون قویتر، هوشمندتر و آمادهتر از همیشه!
🔺هشدار اندیمشند برجسته آمریکایی به هرگونه ماجراجویی واشنگتن و تلآویو علیه ایران
🔹«جان مرشایمر» نظریهپرداز و دانشمند علوم سیاسی: اگر جای ایرانیها بودم، به آمریکا و اسرائیل میگفتم اگر میخواهید بازی سختی کنید ما هم آمادهایم. ما با تمام توان به اسرائیل ضربه خواهیم زد و تنگه هرمز را خواهیم بست. این تصور که میتوانید اقتصاد ایران را نابود کنید و هزینهای نپردازید، اشتباه است. ما همه را وادار به پرداخت هزینه خواهیم کرد، بنابراین، بهتر است حمله نکنید.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴آینده نظم ژئواکونومیک جهانی مصاحبه با جان مرشایمر 🧭 مرشایمر میگوید با انتقال از تکقطبی به چندقطب
احتمال خوبی وجود دارد دنیا به دو بلوک اقتصادی هم تقسیم شود.
بلوکچین و بلوک غرب.
نه اینکه مثل دوران جنگسرد اقتصادها کاملا مجزی شود منتهی تفکیکی صورت گیرد.
یعنی اگر قرار است که manufacturing به امریکا برگردد (که بسیار سخت است) این تولید کنندگان امریکایی باید بازار خود را داشته باشند.
مثلا تسلا در محدوده نفوذ غرب ماشین الکتریکیtesla باشد ودر محدوده نفوذ چین BYD.
در این وسط ایراننمیتواند بی طرف بماند و مثلا با دو طرف بازی کند.
وضعیت ما برای این بازی به مراتب از دوران قاجار بدتر است و عملا از اینجا مونده و از اونجا رانده خواهیم شد.
ما در مرز نقاط نفوذ دو بلوک هستیم با فرض اینکه عراق تحت منطقه نفوذ امریکا قرار بگیرد.
بهتر است به مانند پاکستان به سمت منطقه نفوذ چین حرکتکنیم تا اینکه مثل اوکراینمحل نبرد و رقبا دو بلوک بشویم.
البته این به معنای قطع کامل روابط اقتصادی با غرب نیست. ولی آمریکای ترامپی که میشناسیم بزودی منطق "یا با مایی یا با اونا" را خصوصا به کشورهای عربی حاشیه جنوب خلیج فارس تحمیل خواهد کرد
در دهه اول قرن بیستم ایران در چنین وضعیتی قرار گرفته بود و در آستانه تجزیه شدن بود. (معاهده ۱۹۰۷ ) بریتانیا و روسیه.
#بین_دوگانگیها
🔗پ. ن: در جدال قدرتهای بزرگ نمیتوان اعلام بیطرفی نمود. باید با چین و روسیه قراردادهای راهبردی جدی در مقابله با غرب بست.
هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 طبق گفته آقای شمخانی، برآورد سردار رشید در مقام رئیس قرارگاه خاتم ( قرارگاه جنگ) ستادکل نیروهای مسلح از نتایج میدانی-فنی وعده صادق 1 و 2 منفی بوده است و از نظر فرماندهی، این پاسخ، اسرائیل را دچار خطای محاسباتی خواهد کرد که حمله گسترده با هزینه مناسب ممکن است.
🔺 نقدی که ما پس از شهادت سید رضی بدین سو بارها و بارها در جدال و دیگر رسانه ها گفتیم، اما با حذف و توهین و تهمت از سوی برخی مدعیان مواجه شدیم.
🔹 بارها تذکر دادیم که رفتار و پاسخ غلط ما مسبب محاسبه غلط دشمن و برهم خوردن موازنه شد.
@Exciton_missile_program 🚀
هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
🔻7 اکتبر؛ آیا واقعا می ارزید؟
🔻سؤال مهمی است که ذهن خیلیها را مشغول کرده: پیروز نهایی طوفان الاقصی چه کسی بود؟
سادهتر بپرسیم: اگر حماس دوباره به ۶ اکتبر برگردد، باز هم همان عملیات را انجام میدهد؟
و اگر آن روز از جمهوری اسلامی مشورت میخواست، ما موافق بودیم؟
پاسخ را باید در میدان واقعیت جستوجو کرد. هزینهها کم نبود. بیش از ۶۵ هزار شهید در غزه، تخریب بیش از ۷۰ درصد زیرساختها، شهادت سیدحسن نصرالله، فرماندهان حماس و حزبالله، و جمعی از فرماندهان ما و مستشاران ایرانی.
حالا با همه این خسارتها، سؤال اصلی جدی تر می شود: واقعاً ارزشش را داشت؟
🔻از سه منظر پاسخ را ببینیم:
🔻یکم.
فرض کنید ۷ اکتبر اتفاق نمیافتاد؛ آیا ماجرا متفاوت بود؟ خیر. مردم غزه پیش از آن هم در محاصره، آواره و زیر آتش بودند، اما هیچکس صدایشان را نمیشنید. هر سال صدها شهید در حملات پراکنده صهیونیستها قربانی میشدند و دنیا سکوت میکرد. بنابر آمار های رسمی و غیررسمی طی 10 سال پیش از 7 اکتبر بیش از 150 هزار فلسطینی به شهادت رسیدند.
وائل دحدوح، خبرنگار الجزیره که بعد از شهادت خانوادهاش غزه را ترک کرد، وقتی خبرنگار CNN از او پرسید آیا آرزو نمیکردی کاش ۷ اکتبر هیچوقت رخ نمیداد؟ جواب داد: این تحریف واقعیت است؛ ما پیش از آن هم همینطور میمردیم، فقط کسی نمیدید.
در اسناد اتاق جنگ رژیم صهیونیستی که بعدها منتشر شد، مشخص شد خودِ اسرائیل آماده حمله گسترده به غزه بوده و حماس فقط پیشدستانه عمل کرده است. حتی شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، فاش کرد طرح حمله به لبنان نیز پیش از ۷ اکتبر در ارتش اسرائیل تصویب شده بود.
پس سؤال «اگر ۷ اکتبر نبود، این فجایع هم نبود؟» پاسخ روشنی دارد: بود، فقط در سکوت.
🔻دوم.
حالا بیایید از زاویه رژیم صهیونیستی ببینیم؛ هدف آنها چه بود و آیا به آن رسیدند؟
سه هدف اعلامی داشتند:
۱. کوچ دادن مردم غزه به بیرون و تغییر نقشه جمعیتی.
۲. بازپسگیری اسرا.
۳. نابودی کامل حماس.
حالا چه شد؟ نه تنها هیچیک محقق نشد، بلکه اسرائیل مجبور شد با همان حماس پشت میز مذاکره بنشیند و رسماً بپذیرد که قادر به حذفش نیست.همین امروز نتانیاهو اعلام کرد حماس را نتوانستیم شکست دهیم.
یک پیشنهاد جالب دیگر مقایسه طرح صلح اولیه ترامپ با طرح صلح اخیر است. در طرح صلح اولیه می خواست غزه را منطقه توریستی کند. اما در طرح صلح دوم حرفش را پس گرفت. در نهایت هم با واکنش هوشمندانه حماس که کاملا متفاوت از طرح خودش بود مجبور شد همراهی کند.
🔻سوم.
اصل حرف اینجاست؛ واقعیت اینست که مسئله فقط میدان جنگ نیست. در جنگهای نامتقارن، پیروزی با تعداد موشک و کشته تعیین نمیشود، با تغییر موازنهی معنا و قدرت تعیین میشود.
سوال: حماس با طوفان الاقصی چه کرد؟
برای فهم این سوال باید به سه افسانهای نگاه کنیم که رژیم صهیونیستی در طول یک قرن بر پایه آنها ایستاده بود:
اول، افسانه «مظلومیت». اسرائیل با روایت هولوکاست، سینما، رسانه و تاریخسازی، خود را قربانی ابدی نشان داد تا جنایتهایش را مشروع کند.
دوم، افسانه «اقتدار». دههها تصویر یک رژیم شکستناپذیر را ساخت؛ با گنبد آهنین، فناوریهای نظامی و سرویس اطلاعاتی افسانهای.
سوم، افسانه «امنیت». امنیت را چنان تبلیغ کرد که یهودیان از سراسر دنیا با خیال آرامش به فلسطین مهاجرت کردند.
۷ اکتبر هر سه افسانه را در هم شکست.
مظلومیت؟ حالا دنیا اسرائیل را سفاکترین موجودیت قرن میداند.
اقتدار؟ ارتشی که با چند نیروی چریکی غافلگیر شد، دیگر اسطوره نیست.
امنیت؟ حالا شهرکنشینها در حال فرارند، شرکتهای بزرگ از اسرائیل بیرون میروند.
نتانیاهو بارها به صراحت گفت است: «درگیر جنگی موجودیتی هستیم.»
این همان رژیمی است که زمانی شعار «از نیل تا فرات» میداد، و حالا دغدغهاش حفظ چند کیلومتر امنیت در تلآویو است. رهبر انقلاب سال گذشته دقیق گفتند که: مجاهدت مردان فلسطینی 70 سال رژیم را عقب راند.
نظرسنجیهای گالوپ، رویترز و نیویورکتایمز میگویند برای اولینبار در تاریخ، مردم آمریکا بیشتر از اسرائیل، از فلسطین حمایت میکنند. در اروپا و آمریکای لاتین هم خیابانها پر از پرچم فلسطین است و دولتها ناچارند پشت سر ملتها حرکت کنند. نمونه اش دهها کشور اروپایی و آمریکایی که رسماً کشور فلسطین را به رسمیت شناختند.
🔻اینها یعنی چه؟ یعنی حماس موفق شد جنگ را از خاک به ذهن منتقل کند؛ همان جایی که رژیم صهیونیستی همیشه در آن پیروز بود، حالا باخته است.
نتیجه؟ ۷ اکتبر فقط یک عملیات نظامی نبود؛ یک عملیات معنایی بود. نقطهای که ورق تاریخ برگشت. بله، هزینهها سنگین بود، اما تاریخ گاهی با خون نوشته میشود. جبهه مقاومت، زعما و بزرگانی از دست داد. البته قاعده جنگ نیز همین است. اما در نتیجه سراسر پیروزی به ارمغان رسید. تازه این ابتدای راه است....تا نابودی.
همشهری
@mahdian_mohsen
*احمد نادری*، دانشیار جامعهشناسی دانشگاه تهران و نماینده مجلس، *ایکس*:
اجلاس #شرمالشیخ، با تداعی توافق ۱۹۹۴، در ظاهر تلاشی برای نجات نتانیاهو از باتلاق بحرانهای داخلی است؛ اما در باطن، گامی حسابشده برای تکمیل پروژۀ آمریکایی پیمان ابراهیم و تحمیل یک بازآرایی امنیتی جدید در منطقه با محوریت رژیم صهیونیستی است. موضع ثابت ما، مقابلۀ هوشمندانه با هر طرحی است که امنیت پایدار منطقه را قربانی ائتلافهای شکننده و منافع نامشروع بیگانگان کند.
«اهرم داشتن یا نداشتن: مسئله این نیست، وسوسه این است»
رضا نصری
در فضای سیاسی ایران، این تصور وجود دارد که چون کشور بخشی از اهرمهای خود را از دست داده، دیگر امکان مذاکره مؤثر فراهم نیست. اما این برداشت، هم از نظر واقعیت میدان و هم از نظر نظری، نادرست است. در دیپلماسی امروز، «اهرم داشتن یا نداشتن» به معنای کلاسیک آن، تنها یکی از متغیرهای صحنه است؛ در حالی که مذاکره فرایندی پیچیده از طراحی فضا، مدیریت ادراک و شکلدهی به روایت است.
در جهان کنونی روابط بینالملل، مذاکره عرصهای برای تولید معنا و بازتعریف منافع است. کشورها برای کسب مشروعیت، تنظیم توازن، ائتلافسازی و ایجاد سازوکارهای پایدار وارد گفتوگو میشوند، نه فقط برای گروکشی. در این چارچوب، طرفی که بتواند دستورکار را تعریف کند، مفاهیم کلیدی را بازتعریف کند و آیندهای قابلتصور برای همه طرفها ترسیم نماید، در واقع بیشترین قدرت تأثیرگذاری را در اختیار دارد— حتی اگر از نظر قدرت مادی در موقعیت پایینتری باشد.
نمونهای تاریخی که این منطق را بهخوبی نشان میدهد، عملکرد شارلموریس دو تالیران در کنگرۀ وین (۱۸۱۴–۱۸۱۵) است. فرانسه پس از شکست ناپلئون، کشوری تحقیرشده و منزوی بود: ارتش از هم پاشیده، اقتصاد ویران، و متحدان سابقش به دشمنان بدل شده بودند. در چنین شرایطی، تصور عمومی این بود که فرانسه دیگر هیچ «اهرم»ی برای تأثیرگذاری ندارد. اما تالیران نشان داد که «اهرم داشتن یا نداشتن» مفهومی صرفاً مادی نیست، بلکه به درک و مهارت در شکلدهی به نظم ذهنی و چارچوب معنایی مذاکره بازمیگردد.
او با نبوغ دیپلماتیک خود، موقعیت فرانسه را از حاشیه به مرکز تصمیمگیری اروپا بازگرداند. در گام نخست، با حمایت از کشورهای کوچکتر مانند اسپانیا، انحصار تصمیمسازی را از دست چهار قدرت پیروز—اتریش، بریتانیا، پروس و روسیه—خارج کرد و درهای کنگره را بر دیگران گشود. سپس در معاهدۀ پاریس (۱۸۱۴)، توانست مرزهای ۱۷۹۲ فرانسه را بدون پرداخت هیچ غرامتی حفظ کند؛ دستاوردی که حتی متحدان پیشین ناپلئون را شگفتزده کرد.
نبوغ تالیران در آن بود که روایت را تغییر داد: فرانسه دیگر «تهدید» نبود، بلکه «تعادلگر» نظم اروپایی معرفی شد. او با درک عمیق از شکافها و رقابتهای درونی میان قدرتهای پیروز—ترس اتریش از گسترش نفوذ روسیه و نگرانی بریتانیا از قدرتگیری پروس—در سوم ژانویۀ ۱۸۱۵ پیمان دفاعی سری با مترنیخ (اتریش) و کاسلری (بریتانیا) امضا کرد. این ائتلاف، فرانسه را از کشور شکستخورده به بازیگر ضروری ثبات قاره بدل کرد و عملاً مانع از تجزیۀ آن شد.
نتیجه آن بود که فرانسه، بهرغم شکست نظامی و انزوای سیاسی، نه تنها از مجازات سخت گریخت، بلکه در بازسازی نظم اروپایی نقش کلیدی یافت. این تجربه تاریخی نشان میدهد که در دیپلماسی مدرن نیز، «اهرم» به معنای رایج آن، تنها ابزار تعیینکننده نیست. قدرت واقعی در توانایی بازتعریف چارچوب مذاکره، خلق روایت جدید و مهندسی ائتلافها نهفته است. در واقع، تالیران ثابت کرد که هوش روایی و ابتکار دیپلماتیک میتواند ضعف مادی را به برتری استراتژیک بدل کند—درسی که برای هر کشوری که از «اهرم داشتن یا نداشتن» نگران است، همچنان زنده و قابل تأمل است.
به همین ترتیب، در جهان امروز که تحولات با شتابی بیسابقه در حال شکلگیریاند، بازیگرانی موفق خواهند بود که قدرت ایده و طرح داشته باشند. در دوران گذار کنونی، که نظم منطقهای پیشین در حال فرسایش است و نظم تازهای هنوز تثبیت نشده، اهمیت «قدرت روایت و طرح» بیش از هر زمان دیگری موضوعیت دارد. منطقه در وضعیت سیال و نامتعادلی قرار گرفته است که در آن هیچ چارچوب باثباتی مستقر نیست و همه بازیگران در جستوجوی مفهومی تازه برای امنیت، همکاری و نظماند.
در چنین بزنگاههایی، کشورهایی شنیده میشوند که بتوانند تصویری روشن و منسجم از آینده ارائه دهند—آیندهای که بر همکاری، ثبات و منافع مشترک استوار باشد. از این منظر، ایران میتواند در این مرحله گذار، نقشی فعال و الهامبخش ایفا کند. این نقش میتواند در چند حوزه مشخص نمود یابد: طراحی سازوکارهای امنیت جمعی در خلیج فارس، پیوند دادن انرژی و حملونقل منطقهای، ایجاد گفتوگوهای چندجانبه میان کشورهای اسلامی، و ترویج مفهوم «ثبات از طریق همکاری».
به بیان دیگر، بازیگرانی در این دوره تأثیرگذار میشوند که نه صرفاً اهرم، بلکه طرح و اراده دارند. اگر ایران بتواند به میز منطقهای اراده و رویکرد خود را بیاورد—یعنی تصویری روشن از آیندهای باثبات، همکاریمحور و متوازن ترسیم کند—نهتنها شنیده میشود، بلکه میتواند در شکلدهی به نظم جدید سهم تعیینکنندهای داشته باشد.
در غیر این صورت، غیبت ایران به معنای واگذاری میدان به دیگران برای تعریف آینده منطقه است.
#عصراندیشه
🔻از جنگ سرد قدیم تا جنگ سرد جدید: آینده مبهم همکاریهای آسیا-پاسیفیک
🔹این گفتوگو میان جان میرشایمر، نظریهپرداز سرشناس روابط بینالملل و استاد دانشگاه شیکاگو و سر رابین نیبِلِت، مدیر پیشین اندیشکده چتم هاوس، در چارچوب «انجمن دانش جهانی» برگزار شد. موضوع اصلی بحث، آینده نظم ژئواکونومیک جهانی و جایگاه نهادهایی چون سازمان همکاریهای اقتصادی آسیا-پاسیفیک در شرایط رقابت فزاینده قدرتهای بزرگ بود.
🔹میرشایمر در آغاز سخنانش توضیح داد که آیندهی اَپیک و نظم بینالمللی لیبرال چندان امیدوارکننده نیست.
🔹او تأکید کرد که دلیل اصلی این وضعیت، گذار از جهان تکقطبی پس از جنگ سرد به جهانی چندقطبی است. به باور او، زمانی که ایالات متحده تنها قدرت بزرگ بود، توانست نظم غربی خود را به نظم بینالمللی تعمیم دهد؛ اما امروز با ظهور چین و بازگشت روسیه، جهان دوباره به سمت نظمهای «بسته»ای مشابه دوران جنگ سرد حرکت میکند.
🔹وی اضافه کرد که در چنین شرایطی، نهادهایی چون APEC یا سازمان تجارت جهانی همچنان پابرجا میمانند، اما نقش آنها سطحی و کماثر خواهد بود، زیرا در رقابت قدرتهای بزرگ، مسائل امنیتی همواره بر ملاحظات اقتصادی غلبه دارند.
🔹در ادامه، نیبلت دیدگاهی اندکی متفاوت ارائه داد. او گفت که APEC بازماندهای از دوران خوشبینی پس از جنگ سرد است؛ دورانی که جهانیسازی به نظر میرسید آینده جهان را رقم بزند. با این حال، او خاطرنشان کرد که امروز APEC درست در قلب رقابت ایالات متحده و چین قرار گرفته است. وی این وضعیت را نوعی «جنگ سرد جدید» توصیف کرد که هم در حوزه اقتصاد و فناوری و هم در عرصه نظامی جریان دارد.
🔹به گفته او، کشورهایی نظیر کره جنوبی و ژاپن اکنون ناچارند میان دو قدرت انتخاب کنند و حتی در صنایع حساسی چون نیمههادیها، آزادی عمل خود را از دست دادهاند. با این حال، نیبلت اضافه کرد که هنوز میتوان به نقش APEC بهعنوان پل نرم میان واشنگتن و پکن امیدوار بود؛ جایی که دو طرف گاه از آن برای کاستن از تنشها استفاده میکنند.
🔹وقتی بحث به نقش کره جنوبی کشیده شد، میرشایمر تصریح کرد که این کشور در نظم کنونی آزادی عمل اندکی دارد. از نگاه او، کره جنوبی بهعنوان متحد خط مقدم آمریکا، ناگزیر بخشی از نظمی است که توسط یک قدرت بزرگ «بیرحم» هدایت میشود. او یادآور شد که برخلاف تصویر رسمی، ایالات متحده نیز همچون دیگر قدرتهای بزرگ، منافع خود را بیتعارف دنبال میکند و این مسئله حاشیه مانور کره جنوبی را محدود کرده است.
🔹نیبلت هم در این بخش همنظر بود و افزود که کره جنوبی مجبور است در جنگ سرد جدید، جانب آمریکا را بگیرد؛ دستکم در حوزه فناوری. به باور او، هرچند چین به سرعت در حال پیشی گرفتن است، اما پیوستن کره به زنجیرهی متحدان آمریکا میتواند برایش دسترسی ویژه به بازارهای غربی فراهم کند. او همچنین توصیه کرد که سئول با سرمایهگذاری در نهادهایی چون APEC و همکاری در زمینه انرژی و فناوری سبز، بتواند بخشی از قواعد بازی را به نفع خود شکل دهد.
🔹در پایان، میرشایمر هشدار داد که رقابت قدرتهای بزرگ همواره پرخطر و خشن است؛ اما وجود سلاحهای هستهای دستکم انگیزهای قوی برای مدیریت بحرانها ایجاد کرده است. نیبلت نیز تأکید کرد که هرچند شرایط سخت است، اما هنوز امکان ایجاد فضاهای همکاری منطقهای و بینالمللی وجود دارد.
https://youtu.be/W6TqyEQnFsA?si=fJgqIfnCHQDaGpBT
📌حضور ایران در شرم الشیخ امتیاز بزرگی برای ترامپ است؛ به همین جهت هم واشنگتن از ایران برای حضور در این نشست دعوت کرده است. باید محاسبه کرد که حضور یا عدم حضور چه پیامدها و نتایج مثبت یا منفی به دنبال خواهد داشت و متناسب با آن تصمیم گرفت.
#مصطفی_نجفی