eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📌عارضه‌ای به نام تقدم عمل بر نظریه در سیاست‌های منطقه‌ای ایران 🔻یکی از عارضه‌های سیاست منطقه‌ای ایران، تقدم عمل بر نظریه است؛ به این معنا که جمهوری اسلامی معمولاً پیش از آنکه برای کنش‌های منطقه‌ای خود چارچوبی نظری، استراتژی بلندمدت یا مدل مفهومی مشخصی طراحی کند، وارد میدان عمل می‌شود. در نتیجه، اقدامات میدانی و تصمیم‌های تاکتیکی، بر اندیشه و طراحی کلان پیشی می‌گیرند و سیاست خارجی ایران اغلب به‌جای آنکه از نظریه‌ای منسجم برخیزد، از شرایط روز و ضرورت‌های امنیتی تأثیر می‌پذیرد. 🔻در عرصه‌هایی چون عراق، سوریه، یمن و لبنان، رفتار ایران عمدتاً ابتدا ماهیتی واکنشی یا فرصت‌محور داشته و سپس تلاش شده است تا برای آن توجیهی نظری در قالب مفاهیمی چون «عمق راهبردی» یا «محور مقاومت» ارائه شود. به عبارت دیگر، سیاست ایران در منطقه بیشتر برآمده از تجربه و عمل است تا از نظریه و طراحی راهبردی. به همین جهت است که می توان گفت دارایی مهمی به نام محور مقاومت، یک برساخت گفتمانی پسینی است و صورت بندی گفتمانی چندوجهی ندارد. 🔻پیامد چنین وضعی، ناهماهنگی در جهت‌گیری‌های منطقه‌ای و دشواری در تنظیم سیاست‌های پایدار است. وقتی تصمیم‌ها بر پایه نظریه‌ای روشن اتخاذ نمی‌شوند، ممکن است در مقاطع مختلف با هم تعارض پیدا کنند، منابع کشور بی‌هدف مصرف شوند، و رفتار سیاست خارجی میان تهاجم و انفعال در نوسان باشد. از همین‌رو، سیاست منطقه‌ای ایران در بسیاری موارد میدان‌محور، واکنشی و مقطعی بوده است، نه نظریه‌محور و آینده‌نگر. 🔻ریشه این عارضه را باید در غلبه نگاه امنیتی بر نگاه راهبردی، ضعف نهادهای فکری و مطالعاتی و تصمیم‌سازی کلان و تأثیر شدید بحران‌ها و اضطرارهای کوتاه‌مدت بر سیاست خارجی جست‌وجو کرد. فاصله میان نخبگان فکری و مدیران اجرایی نیز مانع از آن شده که اندیشه و نظریه به رفتار سیاستی تبدیل شود. 🔻عبور از این وضعیت نیازمند بازتعریف نقش نظریه در سیاست خارجی است. سیاست منطقه‌ای ایران زمانی می‌تواند به ثبات، نفوذ و اثربخشی پایدار دست یابد که بر پایه‌ی دکترین مشخص، اهداف تعریف‌شده و طراحی مفهومی منسجم شکل گیرد و اقدامات عملی، تابع و در خدمت آن نظریه یا استراتژی کلان باشد، نه جایگزین آن./
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرسشگری از قدرت حسام‌الدین آشنا در این گفت‌وگو درباره و روایت‌های راهبردی در ایران، درباره ضرورت پاسخگویی قدرت سیاسی در برابر پرسش هم می‌گوید. پرسشی که قدرت باید به آن پاسخ دهد، پرسش برآمده از مطالعه است نه پرسش ناشی از معامله! این گفت‌وگو را در صفحه ببینید. https://youtu.be/ATtfoyXAyak
گفت‌وگو علیه تصورات کلیشه‌ای   محمد فاضلی   پیش از آن‌که به سه سؤال زیر پاسخ دهید، ادامه متن را نخوانید. 🔴 شما چه تصوری از دانشگاه امام صادق دارید؟ 🔴 شما چه تصور و نگاهی به حسام‌الدین آشنا دارید؟ 🔴 تصور و نگاه شما به دانشگاه امام صادق و حسام‌الدین آشنا (استاد دانشگاه امام صادق) چه ویژگی‌های متمایز و بارزی دارد؟   کم‌وبیش حدس می‌زنم بسیاری از آن‌ها که این سال‌ها درباره دانشگاه امام صادق شنیده‌اند - بالاخص بعد از آن‌که شماری از فارغ‌التحصیلان این دانشگاه در دولت مرحوم ابراهیم رئیسی و صدا و سیما صاحب مقام شدند - چه تصوراتی درباره این دانشگاه، آموزش‌ها و ویژگی‌های فارغ‌التحصیلانش دارند.   آن‌ها که در فضای مجازی – بالاخص توییتر – با حسام‌الدین آشنا به عنوان فعال رسانه‌ای و مشاور رئیس‌جمهور حسن روحانی، آشنا شده باشند هم تصورات نوعاً قالبی و مشخصی درباره او دارند.   مدتی قبل گفت‌وگویی با حسام‌الدین آشنا درباره «فرهنگ استراتژیک و روایت‌های راهبردی ایران» انجام دادم و در صفحه ایران‌تاک منتشر شد. من سال‌هاست ایشان را می‌شناسم، و با بسیاری از دیگر فارغ‌التحصیلان دانشگاه امام صادق هم آشنا هستم. ابداً آن تصورات قالبی درباره ایشان و دانشگاه امام صادق را نداشتم. اما بعد از پخش شدن آن گفت‌وگو و مشاهده اکثریت یادداشت‌هایی که بنندگان زیر آن نوشته بودند، یکی از کارکردهای خوب گفت‌وگو را بیشتر و به روشنی دریافتم.   اکثریت کسانی که آن گفت‌وگو را دیدند، به یکباره با واقعیتی کاملاً متفاوت و خلاف آن‌چه در ذهن داشتند، مواجه شدند. گویی تصورشان از یک استاد دانشگاه امام صادق و شخص حسام‌الدین آشنا، آدمی تماماً ایدئولوژیک، به تعبیر خودشان تندرو، بدون نظام ذهنی منطقی و روشن، و خیلی توصیفات دیگر از همین دست بود. اما با گفت‌وگویی کاملاً متفاوت روبه‌رو شده بودند.   گفت‌وگو با حسام‌الدین آشنا صدای شیر برای حفاظت از گربه: فرهنگ استراتژیک و روایت‌های راهبردی ایران   حسام‌الدین آشنا در آن گفت‌وگو، ذهنی نقّاد، چارچوب‌دار، منطقی و مسلط بر دانش ارتباطات و تحلیل فرهنگ را ارائه می‌داد. اکثریت بینندگان که انتظار داشته‌اند با همان تصویر ساخته‌شده از «استاد دانشگاه امام صادق» با آدمی جزم‌اندیش و غریبه با واقعیات جامعه ایران مواجه شوند، در سراسر آن گفت‌وگو، ذهن و اندیشه‌ای کاملاً متفاوت با تصورات خودشان را شاهد بودند. لابه‌لای یادداشت‌های زیر آن گفت‌وگو با جملاتی شبیه به «اصلاً تصور نمی‌کردم آقای آشنا چنین باشد» و «اصلاً فکر نمی‌کردم در دانشگاه امام صادق هم چنین آدمی باشد» زیاد مواجه می‌شویم.   وقتی آن گفت‌وگو را انجام می‌دادم هرگز فکر نمی‌کردم در نهایت به نوشتن چنین مطلبی منتهی شود. اما حالا مایلم بنویسم: رسانه‌ها و بسیاری از فرایندهای اجتماعی دیگر، آدم‌ها (نظیر حسام‌الدین آشنا) و چیزها (مثل دانشگاه امام صادق) را در قالب‌های خاصی بسته‌بندی کرده و به جامعه ارائه می‌کنند. این تصورات بسته‌بندی شده، مانع شناخت درست می‌شوند. خوبی گفت‌وگو، و شفاف ارائه کردن دیدگاه‌ها این است که اجازه می‌دهد آدم‌ها و چیزها را فراتر از تصورات قالبی بشناسیم و در دام جزم‌اندیشی و خشک‌مغزی نیفتیم.   حالا فکر کنید چقدر مثل حسام‌الدین آشنا و دانشگاه امام صادق در زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ما هست که زیر تصورات قالبی و کلیشه‌ها، مدفون شده و خوب و بدشان، قوت و ضعف‌شان، به درستی شناخته نشده است. چقدر از مفاهیم، شخصیت‌ها، رخدادها و ... زیر بار تصوراتی که هرگز درباره آن‌ها به اندازه کافی گفت‌وگو نشده، مدفون و ناشناخته باقی می‌مانند.   جامعه ایران عمیقاً به گفت‌وگو، درباره موضوعات بسیار، در سطوح متعدد، به شیوه‌های مختلف، و با شفافیت تمام، برای فراتر رفتن از گرداب‌هایی که در آن قرار گرفته است، نیاز دارد. گفت‌وگوهایی که آدم‌ها را از تصورات قالبی و جزم‌اندیشی فراتر ببرند.  
جاسوسی در نقش سازمان‌‌های بین‌المللی در یمن 🔹الحوثی در بخش دیگری از سخنانش از کشف شبکه‌های جاسوسی گسترده وابسته به دشمنان خبر داد و گفت: «خطرناک‌ترین شبکه‌های جاسوسی از میان افرادی بود که در سازمان‌های به‌اصطلاح انسان‌دوستانه مانند برنامه جهانی غذا و یونیسف فعالیت داشتند». 🔹او تصریح کرد که «اطلاعات قطعی درباره نقش جاسوسی و مجرمانه این افراد در اختیار داریم و ثابت شده که این شبکه‌ها در حمله اسرائیل به نشست دولت یمن نقش اساسی داشتند». به گفته او، «در این جنایت، یکی از عوامل اصلی، رئیس امنیت و ایمنی شاخه برنامه جهانی غذا در یمن بوده است». 🔹سید عبدالملک الحوثی تأکید کرد: «آمریکا و اسرائیل از این سازمان‌های به ظاهر بشردوستانه به عنوان پوششی برای فعالیت‌های جاسوسی خود بهره می‌گیرند تا این عناصر بتوانند با آزادی و امکانات گسترده در داخل کشور فعالیت کنند». https://t.me/kriyaassess
هدایت شده از IranicTV ایرانیک
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آمریکا، چنگیز و مغول زمانه ما؛ استعمار و جنایت به پایان رسید، جهان علیه آن متحد شد! 🔹️ملیحه محمدی، تحلیلگر سیاسی: مسئله آمریکا هسته‌ای نیست. کوبایی که هفتاد سال تحت تحریم است، چه هجمه‌ای علیه این کشور وارد کرده؟ اصلاً درباره آمریکا حرفی نمی‌زند. این موجود، چنگیز و مغول این دوران است. سیاست‌های استعمارگری آمریکا به پایان رسیده است.
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«من یک بیماری‌ام. نمی‌توانم به زندگی بگویم بله، اما نمی‌توانم هم آن را انکار کنم. من فقط گم شده‌ام» (یادداشتهای زیرزمینی - داستایوفسکی) چیزی که برای یک جامعه از فقر و گرسنگی و انزوای بین‌المللی و هر چیز دیگری تاسف‌بارتر و خطرناک‌تر است و است. - آدم اگر از قبل قضیه را نداند نمی‌فهمد که طرف از دنیا رفته یا قهرمان المپیک شده است. * تشییع جنازه ناصر تقوایی
فرهاد قنبری بحران بی‌معنایی بزرگترین بحران انسان قرن بیست و یکمی نه بحران محیط زیست و آلودگی هوا، نه سوراخ شدن لایه اوزن، نه فاصله طبقاتی افسارگسیحته، نه جنگ ها و خشونت‌ها، و نه فقر و گرسنگی میلیون‌ها انسان بلکه بحران بی‌معنایی است. انسان مدرن به واسطه رشد تکنولوژی و صنعت و انباشت سرمایه به رفاه و آسایشی دست یافت که هیچگاه در تاریخ زندگی بشر سابقه نداشت اما در قبال این رفاه هزینه سنگین و گزافی پرداخت کرد که اصلی‌ترین آن تقلیل انسان به «فرد» بود. در این روند پر سر و صدا، خود انسان از جا کنده شده و به صورت فردی درپیچ و مهره بوروکراسی عریض و طویل و کارخانه‌های عظیم و صنعت و تکنولوژی درآمد. در این روند خدایان افول کرده و رنگ باختند (خدا نه فقط در مفهوم الهیاتی، بلکه در جایگاه وضع کننده قوانین و یا پدر سخت گیری که فرزندان را امر و نهی می‌کند) و فرد به عنوان تنها فرمانروا و ناخدای کشتی سرگردان حیات و زندگی خود درآمد. در این روند تمام سنگرهای معنابخش و صاحب اقتدار از خدا و کلیسا گرفته تا حکومت‌ها و والدین، باورمندی و اتوریته خود را از دست دادند و فرد به تنها قانونگذار و ارباب حیات خویش بدل شد. اولین نتیجه و محصول چنین روندی بی‌معنایی حیات انسان بود. بی معنایی و خلأ حاصل از ذره‌گونی و تنهایی انسان پس از انقلاب صنعتی صورتهای مختلفی به خود گرفت. در این فرآیند جانکاه، انسان جدید در به در دنبال مأوا و سرپناهی بود تا بار سنگین هستی بی‌هدف خود را بر زمین بگذارد و برای ساعتی هم شده خود را در جامعه و جماعت و آرمان و هدفی مستحیل نماید. ایدئولوژی‌هایی چون مارکسیسم و انقلابی‌گری و یا فاشیسم برای نزدیک به یک قرن بخشی از بار سنگین انسان رها شده در فردیت را به دوش کشیدند و او را در سازمان‌هایی همگن برای آرمان و هدفی مشترک به بازی فراخواندند. اما در دهه‌های اخیر و با فروپاشی کلان‌روایت‌هایی چون انقلاب و مارکسیسم و کمونیسم دوباره بشر رها شده در فردیت دنبال ملجأ و پناهگاهی رفت تا بخشی از بار سنگین تنهایی و بی‌معنایی حاصل از حیات به شدت بوروکراتیک و تکنولوژی‌زده خود را بر زمین بگذارد. در این وضعیت عده‌ای دوباره به دین پناه برده و سعی در معنابخشی به حیات خود از طریق نهادهای الهیاتی برآمدند. گروهی دیگر به عرفان های عجیب و غریب و آخرالزمانی پیوستند. عده‌ای دلزده از تکنولوژی به روستاها و کوه‌ها و همزیستی با حیوانات و جانوران پناه بردند. عده دیگری به هولیگانیسم ورزشی روی آورده و خلأ و کمبودهای خود را در شعارها و حمایت‌های ورزشی جستجو کردند. عده‌ای به سراغ گروه‌های شیطان پرستی رفتند، برخی با استحاله در نهادهای نامتعارف و منحرف جنسی دنبال فرار از فشار ناشی اتمیزشدگی و بی‌معنایی حاصل از آن رفتند، بخشی خشونت افسارگسیخته را برگزیده و به عضویت گروههای بنیادگرایی چون داعش و القاعده درآمدند، عده‌ای هم دست یازیدن به ارزشهای قومی، قبیله‌ای را برگزیده و رجعت به «قبیله‌» را هدف خود قرار دادند و عده‌ای هم که هیچ ملجأ و پناهگاهی نیافتند خود را به دست افیون و الکل سپردند. حال آنچه مشخص است، انسان «اتمیزه» و «تنهای» دنیای شلوغ و تکنولوژی‌زده امروز برای فرار از پوچی ویرانگر و آزار دهنده‌ای که زندگی تکنولوژیک و ماشینی به او تحمیل می‌کند، به هر چیزی چنگ می زند تا خود را در میان جماعتی هم‌شکل تعریف کرده و برای حیات تهی از معنای خویش بار ارزشی و معنایی تولید کرده و خود را در هویت جمعی مستحیل نماید و در این راه حاضر به پرداخت هزینه‌های سنگینی است.
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مسعود بهنود، تهیه‌کننده و سردبیر سابق BBC: در حالیکه آقای خامنه‌ای دست کم ۳ کتابخانه دارد اما محمدرضاشاه ۵ کتاب هم در طول عمرش نخواند. آقای خامنه‌ای کتاب می‌خواند، زیاد هم می‌خواند ولی محمدرضا پهلوی فکر نکنم ۵ کتاب هم خوانده باشد. اینها مسائل مهمی است و در واقع حسن هست برای شما که در آن مقام نشسته‌اید.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🎥 مسعود بهنود، تهیه‌کننده و سردبیر سابق BBC: در حالیکه آقای خامنه‌ای دست کم ۳ کتابخانه دارد اما محمد
عامل اصلی عمده شکاف‌های اجتماعی امروز ایران را باید در حکومت پنجاه و چهارساله محمدرضاشاه و رضاشاه پهلوی در ایران جستجو کرد. حاکمان پهلوی به علت بی‌سوادی و عدم شناخت ایران، خود بزرگترین عامل انقطاع فرهنگی بخشی از جامعه ایران با تاریخ و فرهنگ و هویت خود و شکل‌گیری طبقه تجددمآبی شدند که مدرنیته را معادل مدرنیزاسیون و فوکولیسم می‌فهمید. این طبقه امروز از یک اقلیت کوچک دهه پنجاه شمسی به یک طبقه و تیپ اجتماعی بزرگ تبدیل شده و اگرچه از ایران و کوروش و هخامنشیان و فردوسی و حافظ و دیگران می‌گوید اما در عمل نه تنها هیچ شناختی از ایران و ایرانیت ندارد بلکه به واسطه سانتمانتالیسم رسانه‌ای اسرائیل و غرب به بزرگترین دشمن وجودی ایران بدل شده است.
فرهاد قنبری انقطاع از میراث فرهنگی درست است که عموم ما ایرانیان (البته به درستی) علاقه بسیاری به حفظ آثار تاریخی و میراث فرهنگی خود داریم و به شاعران و عارفان و هنرمندان بزرگ سرزمین خود افتخار می‌کنیم، اما یک وجه عمیق‌تر از نحوه ارتباط با میراث تاریخی و فرهنگی وجود دارد و آن ارتباط معنوی و روحی و فکری با این میراث است که به نظر در این زمینه کاملا دچار انقطاع تاریخی هستیم. عموم ما ایرانیان از شاهنامه سخن گفته و بارها و بارها ابیات شاهنامه را می‌خوانیم اما در عمل و در زندگی روزمره خود هیچ نمودی از شاهنامه و خرد ایرانی را مشاهده نمی‌کنیم. در کلاس مثنوی و مولوی‌شناسی به عنوان استاد و دانشجو حاضر می‌شویم اما در زندگی عادی هیچ نسبتی با مولوی و اندیشه‌های او نداریم. نوروز را جشن می‌گیریم اما چیزی از فلسفه نوروز نمی‌دانیم، شعر حافظ و سعدی و نظامی را می‌خوانیم اما حیات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ما نشان می‌دهد که دچار انقطاع کامل فکری و روحی و معنوی با تعلیمات و اندیشه‌های این بزرگان هستیم و مواجه ما با میراث فرهنگی و سنت‌هایمان یک مواجه توریستی و متظاهرانه (به مانند مواجه شهروند غربی با بومی‌های آسیا و آفریقا) است. جامعه‌ای که اندک نسبتی به خرد و اندیشه‌ورزی موجود در شاهنامه داشته باشد، جامعه‌ای که گلستان خوانده و قصاید سعدی را فهمیده باشد، جامعه‌ای که خیامی زیستن را بلد بود و دم را غنیمت شمرد، جامعه‌ای که در تمثیل‌های مثنوی تامل کرده باشد، جامعه‌ای که اندکی توانی برای دیدن هستی با عینک حافظ دارا باشد، باید سیاست و فرهنگ و اقتصاد و روابط اجتماعی و محیط زیست متفاوتی از آنچه امروز مشاهده می‌شود را تجربه نماید. جامعه‌ای که امروز مشاهده می‌کنیم، جامعه‌ای است که به طور کامل تاریخی از میراث تمدنی و فرهنگی سرزمین خویش بریده است و در یک زیست‌جهان آکواریومی و بیگانه با خود(که توسط رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی شکل گرفته) رشد می‌یابد. این جامعه عموما شناخت صحیحی از سنن و رسومات تاریخی این سرزمین ندارد و برای ارزش‌های ایرانی چون زیست معنوی و احترام به بزرگتر و ایثار و وطن‌دوستی و بنی‌آدمی که اعضای یک‌پیکرند و زرد شدن صورت از بینوایی دیگران و امثالهم تَره خورد نمی‌کند. میراث فرهنگی ما به واسطه هجوم بی‌امان رسانه‌ها و ولع قدرت و ثروت و شهرت در حال نابود شدن است و انسان ایرانی قرن بیست و یکم دیگر هیچ مأوا و ملجأ فرهنگی و تاریخی برای سکونت نداشته و در جهانی بیگانه و غریب، آواره و سرگردان و بی‌وطن رهاشده است.
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موبوکراسی به جای دموکراسی موبوکراسی صورت از ریخت افتاده دموکراسی است که با استفاده از جهلِ سیاسی توده‌ها خود را به قدرت می‌رساند. در نظام موبوکراسی از عامه مردم که فاقد آگاهی لازم سیاسی هستند، سوءاستفاده می‌شود. موبوکراسی نه حکومت خردمندان، نه حکومت افراد با فضیلت و نه انتخاب حاکمان توسط شهروندان آگاه بلکه به قدرت رسیدن اراذل و اوباش و غوغاسالاران است که با تهییج و تحریک احساسات توده‌های بی‌شکل صورت گرفته است. خودمان را نباید گول بزنیم. امروز از شرق تا غرب ما با چیزی به نام دموکراسی مواجه نیستیم و هر آنچه است موبوکراسی و غوغاسالاران رسانه‌ای است که با سوء استفاده از ناآگاهی توده‌ها خود را به قدرت می‌رسانند.