eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«من یک بیماری‌ام. نمی‌توانم به زندگی بگویم بله، اما نمی‌توانم هم آن را انکار کنم. من فقط گم شده‌ام» (یادداشتهای زیرزمینی - داستایوفسکی) چیزی که برای یک جامعه از فقر و گرسنگی و انزوای بین‌المللی و هر چیز دیگری تاسف‌بارتر و خطرناک‌تر است و است. - آدم اگر از قبل قضیه را نداند نمی‌فهمد که طرف از دنیا رفته یا قهرمان المپیک شده است. * تشییع جنازه ناصر تقوایی
فرهاد قنبری بحران بی‌معنایی بزرگترین بحران انسان قرن بیست و یکمی نه بحران محیط زیست و آلودگی هوا، نه سوراخ شدن لایه اوزن، نه فاصله طبقاتی افسارگسیحته، نه جنگ ها و خشونت‌ها، و نه فقر و گرسنگی میلیون‌ها انسان بلکه بحران بی‌معنایی است. انسان مدرن به واسطه رشد تکنولوژی و صنعت و انباشت سرمایه به رفاه و آسایشی دست یافت که هیچگاه در تاریخ زندگی بشر سابقه نداشت اما در قبال این رفاه هزینه سنگین و گزافی پرداخت کرد که اصلی‌ترین آن تقلیل انسان به «فرد» بود. در این روند پر سر و صدا، خود انسان از جا کنده شده و به صورت فردی درپیچ و مهره بوروکراسی عریض و طویل و کارخانه‌های عظیم و صنعت و تکنولوژی درآمد. در این روند خدایان افول کرده و رنگ باختند (خدا نه فقط در مفهوم الهیاتی، بلکه در جایگاه وضع کننده قوانین و یا پدر سخت گیری که فرزندان را امر و نهی می‌کند) و فرد به عنوان تنها فرمانروا و ناخدای کشتی سرگردان حیات و زندگی خود درآمد. در این روند تمام سنگرهای معنابخش و صاحب اقتدار از خدا و کلیسا گرفته تا حکومت‌ها و والدین، باورمندی و اتوریته خود را از دست دادند و فرد به تنها قانونگذار و ارباب حیات خویش بدل شد. اولین نتیجه و محصول چنین روندی بی‌معنایی حیات انسان بود. بی معنایی و خلأ حاصل از ذره‌گونی و تنهایی انسان پس از انقلاب صنعتی صورتهای مختلفی به خود گرفت. در این فرآیند جانکاه، انسان جدید در به در دنبال مأوا و سرپناهی بود تا بار سنگین هستی بی‌هدف خود را بر زمین بگذارد و برای ساعتی هم شده خود را در جامعه و جماعت و آرمان و هدفی مستحیل نماید. ایدئولوژی‌هایی چون مارکسیسم و انقلابی‌گری و یا فاشیسم برای نزدیک به یک قرن بخشی از بار سنگین انسان رها شده در فردیت را به دوش کشیدند و او را در سازمان‌هایی همگن برای آرمان و هدفی مشترک به بازی فراخواندند. اما در دهه‌های اخیر و با فروپاشی کلان‌روایت‌هایی چون انقلاب و مارکسیسم و کمونیسم دوباره بشر رها شده در فردیت دنبال ملجأ و پناهگاهی رفت تا بخشی از بار سنگین تنهایی و بی‌معنایی حاصل از حیات به شدت بوروکراتیک و تکنولوژی‌زده خود را بر زمین بگذارد. در این وضعیت عده‌ای دوباره به دین پناه برده و سعی در معنابخشی به حیات خود از طریق نهادهای الهیاتی برآمدند. گروهی دیگر به عرفان های عجیب و غریب و آخرالزمانی پیوستند. عده‌ای دلزده از تکنولوژی به روستاها و کوه‌ها و همزیستی با حیوانات و جانوران پناه بردند. عده دیگری به هولیگانیسم ورزشی روی آورده و خلأ و کمبودهای خود را در شعارها و حمایت‌های ورزشی جستجو کردند. عده‌ای به سراغ گروه‌های شیطان پرستی رفتند، برخی با استحاله در نهادهای نامتعارف و منحرف جنسی دنبال فرار از فشار ناشی اتمیزشدگی و بی‌معنایی حاصل از آن رفتند، بخشی خشونت افسارگسیخته را برگزیده و به عضویت گروههای بنیادگرایی چون داعش و القاعده درآمدند، عده‌ای هم دست یازیدن به ارزشهای قومی، قبیله‌ای را برگزیده و رجعت به «قبیله‌» را هدف خود قرار دادند و عده‌ای هم که هیچ ملجأ و پناهگاهی نیافتند خود را به دست افیون و الکل سپردند. حال آنچه مشخص است، انسان «اتمیزه» و «تنهای» دنیای شلوغ و تکنولوژی‌زده امروز برای فرار از پوچی ویرانگر و آزار دهنده‌ای که زندگی تکنولوژیک و ماشینی به او تحمیل می‌کند، به هر چیزی چنگ می زند تا خود را در میان جماعتی هم‌شکل تعریف کرده و برای حیات تهی از معنای خویش بار ارزشی و معنایی تولید کرده و خود را در هویت جمعی مستحیل نماید و در این راه حاضر به پرداخت هزینه‌های سنگینی است.
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مسعود بهنود، تهیه‌کننده و سردبیر سابق BBC: در حالیکه آقای خامنه‌ای دست کم ۳ کتابخانه دارد اما محمدرضاشاه ۵ کتاب هم در طول عمرش نخواند. آقای خامنه‌ای کتاب می‌خواند، زیاد هم می‌خواند ولی محمدرضا پهلوی فکر نکنم ۵ کتاب هم خوانده باشد. اینها مسائل مهمی است و در واقع حسن هست برای شما که در آن مقام نشسته‌اید.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🎥 مسعود بهنود، تهیه‌کننده و سردبیر سابق BBC: در حالیکه آقای خامنه‌ای دست کم ۳ کتابخانه دارد اما محمد
عامل اصلی عمده شکاف‌های اجتماعی امروز ایران را باید در حکومت پنجاه و چهارساله محمدرضاشاه و رضاشاه پهلوی در ایران جستجو کرد. حاکمان پهلوی به علت بی‌سوادی و عدم شناخت ایران، خود بزرگترین عامل انقطاع فرهنگی بخشی از جامعه ایران با تاریخ و فرهنگ و هویت خود و شکل‌گیری طبقه تجددمآبی شدند که مدرنیته را معادل مدرنیزاسیون و فوکولیسم می‌فهمید. این طبقه امروز از یک اقلیت کوچک دهه پنجاه شمسی به یک طبقه و تیپ اجتماعی بزرگ تبدیل شده و اگرچه از ایران و کوروش و هخامنشیان و فردوسی و حافظ و دیگران می‌گوید اما در عمل نه تنها هیچ شناختی از ایران و ایرانیت ندارد بلکه به واسطه سانتمانتالیسم رسانه‌ای اسرائیل و غرب به بزرگترین دشمن وجودی ایران بدل شده است.
فرهاد قنبری انقطاع از میراث فرهنگی درست است که عموم ما ایرانیان (البته به درستی) علاقه بسیاری به حفظ آثار تاریخی و میراث فرهنگی خود داریم و به شاعران و عارفان و هنرمندان بزرگ سرزمین خود افتخار می‌کنیم، اما یک وجه عمیق‌تر از نحوه ارتباط با میراث تاریخی و فرهنگی وجود دارد و آن ارتباط معنوی و روحی و فکری با این میراث است که به نظر در این زمینه کاملا دچار انقطاع تاریخی هستیم. عموم ما ایرانیان از شاهنامه سخن گفته و بارها و بارها ابیات شاهنامه را می‌خوانیم اما در عمل و در زندگی روزمره خود هیچ نمودی از شاهنامه و خرد ایرانی را مشاهده نمی‌کنیم. در کلاس مثنوی و مولوی‌شناسی به عنوان استاد و دانشجو حاضر می‌شویم اما در زندگی عادی هیچ نسبتی با مولوی و اندیشه‌های او نداریم. نوروز را جشن می‌گیریم اما چیزی از فلسفه نوروز نمی‌دانیم، شعر حافظ و سعدی و نظامی را می‌خوانیم اما حیات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ما نشان می‌دهد که دچار انقطاع کامل فکری و روحی و معنوی با تعلیمات و اندیشه‌های این بزرگان هستیم و مواجه ما با میراث فرهنگی و سنت‌هایمان یک مواجه توریستی و متظاهرانه (به مانند مواجه شهروند غربی با بومی‌های آسیا و آفریقا) است. جامعه‌ای که اندک نسبتی به خرد و اندیشه‌ورزی موجود در شاهنامه داشته باشد، جامعه‌ای که گلستان خوانده و قصاید سعدی را فهمیده باشد، جامعه‌ای که خیامی زیستن را بلد بود و دم را غنیمت شمرد، جامعه‌ای که در تمثیل‌های مثنوی تامل کرده باشد، جامعه‌ای که اندکی توانی برای دیدن هستی با عینک حافظ دارا باشد، باید سیاست و فرهنگ و اقتصاد و روابط اجتماعی و محیط زیست متفاوتی از آنچه امروز مشاهده می‌شود را تجربه نماید. جامعه‌ای که امروز مشاهده می‌کنیم، جامعه‌ای است که به طور کامل تاریخی از میراث تمدنی و فرهنگی سرزمین خویش بریده است و در یک زیست‌جهان آکواریومی و بیگانه با خود(که توسط رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی شکل گرفته) رشد می‌یابد. این جامعه عموما شناخت صحیحی از سنن و رسومات تاریخی این سرزمین ندارد و برای ارزش‌های ایرانی چون زیست معنوی و احترام به بزرگتر و ایثار و وطن‌دوستی و بنی‌آدمی که اعضای یک‌پیکرند و زرد شدن صورت از بینوایی دیگران و امثالهم تَره خورد نمی‌کند. میراث فرهنگی ما به واسطه هجوم بی‌امان رسانه‌ها و ولع قدرت و ثروت و شهرت در حال نابود شدن است و انسان ایرانی قرن بیست و یکم دیگر هیچ مأوا و ملجأ فرهنگی و تاریخی برای سکونت نداشته و در جهانی بیگانه و غریب، آواره و سرگردان و بی‌وطن رهاشده است.
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موبوکراسی به جای دموکراسی موبوکراسی صورت از ریخت افتاده دموکراسی است که با استفاده از جهلِ سیاسی توده‌ها خود را به قدرت می‌رساند. در نظام موبوکراسی از عامه مردم که فاقد آگاهی لازم سیاسی هستند، سوءاستفاده می‌شود. موبوکراسی نه حکومت خردمندان، نه حکومت افراد با فضیلت و نه انتخاب حاکمان توسط شهروندان آگاه بلکه به قدرت رسیدن اراذل و اوباش و غوغاسالاران است که با تهییج و تحریک احساسات توده‌های بی‌شکل صورت گرفته است. خودمان را نباید گول بزنیم. امروز از شرق تا غرب ما با چیزی به نام دموکراسی مواجه نیستیم و هر آنچه است موبوکراسی و غوغاسالاران رسانه‌ای است که با سوء استفاده از ناآگاهی توده‌ها خود را به قدرت می‌رسانند.
🔹آقای ظریف؛ نه تنها لاوروف بلکه همفکر خودتان هم گفته بود، روسیه پیرامون مکانیسم ماشه هشدار داده است. شما که دسته گل های زیادی به آب دادی چه چیزی را تکذیب میکنی؟ 🔺اصلا بر فرض مکانیسم ماشه پیشنهاد شما نبوده چرا پذیرفتی و بعد چرا به دروغ گفتی چنین چیزی اصلا در برچام وجود ندارد؟ و مهمتر الان در وضعیت جنگی با غرب چه سودی از بهم زدن روابط با شرق خواهی برد؟ 🔹علی اکبر صالحی گفته بود: «روسیه همان زمان که «مکانیسم ماشه» در برجام طراحی شد، متوجه شد که این بند به‌طور زیرکانه‌ای حق وتوی اعضای دائم شورای امنیت را دور می‌زند و هیچ کشوری، حتی مسکو و پکن، توان متوقف‌کردن آن را ندارد. هشدار آن روز لاوروف امروز با فعال‌شدن اسنپ‌بک علیه ایران عینیت یافته است.»
🔹نه تنها مکانیسم ماشه بلکه تحریم تسلیحاتی مندرج در برجام نیز کار ظریف بود. کاری به گفته های لاوروف نداریم که از همان ۹۵ گفت با خواست طرف ایرانی تحریم تسلیحاتی وارد برجام شد و ما مخالف بودیم. این روزها آقایان به وندی شرمن آمریکایی استناد می کنند. 🔹شرمن مذاکره‌کننده ارشد آمریکا دی ماه۹۵ در دانشگاه هاروارد با تایید اظهارات لاوروف می گوید: "یکی از نقاط واگرایی و اختلاف ما و روس‌ها که البته در اواخر مذاکرات روی میز گذاشته شد، قطعنامه سازمان‌ملل درخصوص تحریم موشکی و تسلیحاتی بود. روسیه معتقد بود نباید هیچ محدودیتی روی موشک و تسلیحات باشد." 🔺اصلا مگر قرار نبود برجام فقط هسته ای باشد چرا محدودیت تسلیحاتی پذیرفتید و موشک را وارد معامله کردید؟
‌📌وقتی بیگانگان شکاف‌های ما را می‌شناسند و با آن بازی می‌کنند! ۱. وقتی اظهارات هدفمند سرگئی لاوروف می‌تواند فضای سیاست داخلی و خارجی ایران را ملتهب و دعوای بزرگی را میان جریانات داخلی ایران راه بیندازد، معنایش این است که قدرت‌های خارجی به‌خوبی شکاف‌های داخلی ایران را می‌شناسند و گاه آگاهانه بر آن بازی می‌کنند. در واقع، شناخت قدرت‌های خارجی از شکاف‌های سیاسی و اجتماعی ایران، به آن‌ها این امکان را می‌دهد که بدون هزینه، بر تصمیمات داخلی ما تأثیر بگذارند. این همان جایی است که «دیپلماسی هدفمند» آن‌ها، با «واکنش احساسی» ما مواجه می شود. ۲. دود دعوای جناح‌های سیاسی پیرامون سیاست خارجی کشور، مستقیماً به چشم مردم می‌رود. هر جناحی می‌کوشد سیاست خارجی را به عنوان ابزاری برای اثبات درستی خود و تخریب رقیب به کار گیرد؛ نتیجه‌اش، تضعیف انسجام و سردرگمی در تصمیمات کلان کشور است. ۳. نزاع مخرب و ضدملی میان شرق‌گراها و غرب‌گراها که از دوران قاجار تا امروز ادامه دارد، یکی از ریشه‌دارترین شکاف‌های فکری در ایران است؛ شکافی که نه تنها به اجماع ملی آسیب زده، بلکه همواره راه نفوذ و سوءاستفاده خارجی را باز گذاشته است. ۴. هیچ مقام خارجی، چه در مسکو و چه در واشنگتن، خیر و صلاح ایران را نخواهد خواست. هر قدرتی صرفاً در پی منافع خود است و هرگاه سیاستمداران ایرانی از اختلافات داخلی برای جلب حمایت یکی از این قدرت‌ها استفاده کرده‌اند، منافع ملی قربانی شده است. ۵. نه روسیه از ایرانِ قدرتمند، مستقل و با ثبات استقبال می‌کند و نه آمریکا. هر دو، از ضعف، چندپارگی و نیازمندی ایران سود می‌برند. هر دو دعوای داخلی در ایران را فرصتی برای پیشبرد منافع خود می‌دانند./ ‌
27.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢متولی امنیت آبی کشور کیست؟ / یقه چه کسی را بگیریم که دیگر نخست‌وزیر جانی اسرائیل با پارچ آب ایرانی‌ها را مسخره نکند؟ ♨️حجت میان‌آبادی در گفتگو با عنوان «از هیرمند تا زاینده‌رود؛ ایران و چالش امنیت آبی» در تمام‌رخ: 🔸من برای اولین بار در این برنامه دارم به صورت عمومی این سوال کلیدی اما مغفول را میپرسم که بالاخره متولی سیاستگذاری امنیت آبی در کشور کیست؟ 🔸آن هم در کشوری که از 6 حوضه‌ی آبریز آن 5 تا فرامرزی و خارج از کنترل خودمان است، آن هم در منطقه‌ی پرتنش غرب آسیا که از افغانستان تا ترکیه از آب سواستفاده سیاسی می‌کنند و در شرایط داخلی که هیچ کس دیگری را قبول ندارد؛ سوال: با این مشخصات و پیچیدگی و درهم‌تندیگی اجتماعی، اقتصادی، اقلیمی، سیاسی، امنیتی و ژئوپولتیکی که آب دارد، متولی امنیت آبی کشور کیست؟ 🔹وزارت نیرو؟ او که خودش را وزارت تامین آب میداند و به جز لوله و بتن و میلگرد چیز دیگری در مدیریتش دیده نمی‌شود. در مسائل فرامرزی هم از هیرمند تا ارس وزارت نیرو میگوید من مسئول داخلم و وزارت خارجه میگوید مگر من مسئول آب کشورم؟! 🔗تماشای فیلم کامل گفتگو در یوتیوب http://youtu.be/ZFe94Mjsg28
‌🔻دشمن صهیونیست در طول هفده سال پس از جنگ ۲۰۰۶، در سکوت و به‌صورت پنهانی تلاش کرد همه نقاط ضعف خود را برطرف کند، جنگ با محور مقاومت را تمرین کند و تاکتیک‌های پیروز مقاومت را خنثی سازد. در این هفده سال، تحقیرها و ذلت‌ها را تاب آورد تا به نتیجه‌ای برسد. ‌کسانی که به موضوع نزدیک‌اند به خاطر دارند که چند هفته پیش از طوفان، صهیونیست‌ها با چالشی جدی مواجه شدند؛ چالشی ناشی از یک چادر و دستشویی همراه آن که رزمندگان مقاومت در سرزمین‌های اشغالی نفوذ کرده و برپا ساختند. آنها این چادر و دستشویی را هفته‌ها در خاک خود تحمل کردند، اما دست خود را رو نکردند. ‌🔴رهبری جدید مقاومت با درک درست شرایط، در حال رفع نقاط ضعف و بهره‌گیری از تاکتیک‌های جدید است. در این مرحله، صبر و تحمل ضروری است؛ درک این ضرورت از سطح فهم برخی افراد بیرون است. در این روند، تحمل عربده‌ها و بمباران‌های پیاپی دشمن که با هدف برهم‌زدن نظم تاکتیکی نوین انجام می‌شود، یک الزام است.
‌چرا مقاومت سکوت اختیار کرده‌است؟: استراتژی، خویشتن‌داری و نبرد برای ثبات لبنان ‌ بمباران مداوم اسرائیل به جنوب لبنان، رنج عمیقی را بر شهرهای مرزی تحمیل کرده، خانه‌ها را ویران، خانواده‌ها را آواره و اقتصاد شکننده‌ی کشور را تحت فشار قرار داده‌است. روستاهای امتداد مرز، سختی‌های عظیمی را تحمل می‌کنند و ساکنان در ترس و عدم اطمینان دائمی زندگی می‌کنند. با این حال، علیرغم این تجاوز بی‌امان، مقاومت تصمیم گرفته‌است که از نظر نظامی پاسخی ندهد، حداقل در حال حاضر. برای برخی، این سکوت گیج‌کننده است. برای دیگران، منعکس‌کننده‌ی لحظه‌ای نادر از خویشتن‌داری استراتژیک است. در حقیقت، این سکوت ناشی از ترکیبی از مسئولیت ملی، آگاهی سیاسی و دیدگاه بلندمدت است. 📌احترام به تصمیم دولت و توافق سال ۲۰۲۴ مقاومت به دولت لبنان قول داده‌است که به توافق سال ۲۰۲۴ که در ماه نوامبر حاصل شد، احترام بگذارد؛ توافقی که تصمیمات مربوط به جنگ و صلح را تحت اختیار دولت لبنان قرار می‌دهد. این تعهد نشان‌دهنده‌ی این است که لبنان، علی‌رغم اختلافات و ضعف‌هایش، باید آخرین داور دفاع ملی باقی بماند. در حالی که مقاومت به وعده‌ی خود وفادار مانده‌است، نه دولت لبنان و نه ضامن‌های توافق‌نامه، که شامل بازیگران بین‌المللی بانفوذی مانند ایالات متحده و فرانسه هستند، نتوانسته‌اند از نقض‌های روزانه‌ی اسرائیل جلوگیری کنند. تجاوز بدون هیچ محکومیت بین‌المللی ادامه دارد و بار دیگر ریاکاری عمیقی را نشان می‌دهد که بر سیاست جهانی حاکم است: یک طرف به تعهدات پایبند است، و دیگری هیچ تعهدی ندارد. 📌اجتناب از دام درگیری داخلی حملات اسرائیل فقط ماهیت نظامی ندارند، بلکه روانی و سیاسی نیز هستند. هدف، تحریک کردن، کشاندن مقاومت به یک نبرد زودهنگام و برانگیختن گروه‌های لبنانی علیه یکدیگر است. اگر مقاومت امروز یک جبهه‌ی بزرگ را باز کند، می‌تواند یک انفجار سیاسی در لبنان را رقم بزند. اقتصاد کشور در حال حاضر فلج است، نهادهای آن ضعیف هستند و مردم آن در امتداد خطوط فرقه‌ای و سیاسی تقسیم شده‌اند. یک جنگ جدید، در این شرایط، می‌تواند تنش‌های داخلی را شعله‌ور کند که به نفع هیچ‌کس جز اسرائیل نخواهد بود. مقاومت این را درک می‌کند. این گروه از افتادن در دام اختلاف داخلی خودداری می‌کند، دامی که با دقت توسط کسانی پهن شده‌است که می‌خواهند لبنان با خودش بجنگد در حالی که اسرائیل از حاشیه تماشا می‌کند. 📌تاریخچه‌ای از انتخاب زمان مناسب در طول تاریخ خود، مقاومت هرگز بدون فکر عمل نکرده‌است. از دهه‌ی ۱۹۸۰ تا آزادسازی سال ۲۰۰۰، از طریق جنگ ژوئیه‌ی سال ۲۰۰۶ و هر رویارویی از آن زمان به بعد، همیشه لحظات خود را با دقت انتخاب کرده‌است. آموخته‌است که زمان‌بندی به اندازه‌ی قدرت مهم است و صبر اغلب به چیزی دست می‌یابد که شتاب نمی‌تواند. امروز هم فرقی نمی‌کند. سکوت رهبری نشانه‌ی محاسبه است، نه تردید. هر حرکت سنجیده است، هر تصمیم در برابر پیامدهای آن سنجیده می‌شود. مقاومت همیشه با شرایط خودش جنگیده است، نه هرگز با برنامه‌ی دشمن. 📌آزمونی از صبر و ایمان این یک دوره‌ی دردناک و آزمایشی برای لبنان و برای خانواده‌های جنوب است. ویرانی، آوارگی و احساس رهاشدگی بر مردم سنگینی می‌کند. با این حال، همانطور که تاریخ نشان می‌دهد، چنین آزمایش‌هایی اغلب پیش از یک نقطه‌ی عطف رخ می‌دهند. رهبری فقط زمانی عمل خواهد کرد که توازن سود بر زیان روشن شود، زمانی که پاسخ به نفع منافع جمعی لبنان باشد، نه صرفاً ارضای احساسی. این صبر ضعف نیست؛ بلکه حکمت استراتژیکی است که از دهه‌ها مبارزه زاده شده‌است. 📌اراده‌ی خلل‌ناپذیر اسرائیل و ایالات متحده، با کمک برخی از شخصیت‌های لبنانی، بی‌وقفه در تلاش هستند تا اراده‌ی مردم را بشکنند، مقاومت را به عنوان یک بار نشان دهند و آن را از پایگاه مردمی خود جدا کنند. آنها امیدوارند که خستگی و ناامیدی کاری را انجام دهد که جنگ نتوانست: مردم را علیه مدافعان خود برگرداند. آنها شکست خواهند خورد. مقاومت و حامیان آن بارها و بارها نشان داده‌اند که همه چیز را برای دفاع از سرزمین و حیثیت خود فدا می‌کنند و برای جلوگیری از رسیدن اسرائیل به اهدافش، مشکلات زیادی را تحمل خواهند کرد. 🔗 Ibrahim Majed https://x.com/ibrahimtmajed/status/1979218084670869922 https://x.com/FGhoddoussi/status/1979257822710784119?t=0U6nREzwKztBuvUQ6rec_g&s=19