eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🏆 رهبر انقلاب: ابتکار جوان ایرانی در میدان دانش مثل جنگ ۸ساله، ایران را پیروز کرده است 🔹 رهبر معظم انقلاب صبح امروز در دیدار قهرمانان و مدال‌آوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی: ✏️ ایران در جنگ ۸ ساله در اوّل انقلاب با کمبودهای فراوان، با دست خالی پیروزی شد و توانست دشمنش صدّام را، که از همه طرف تأیید میشد، شکست بدهد. کی کرد این کار را؟ جوانها. ابتکارها را جوانها کردند. ✏️ این جوانها توانستند آن روز ابتکارهای نظامی را آن‌چنان تنظیم کنند که بر توانایی‌های بی حد و حصر دشمن فائق بیاید. در دانش هم همین‌جور. این وضع میدان نبرد بود. در میدان نبرد دانش هم همین‌جور. ✏️ امروز جوانهای ما، بعد از این گذشت سالها، در بسیاری از مراکز تحقیقاتی در رتبه‌های اوّل تحقیقات دنیا قرار دارند، در رتبه‌های اوّل؛ یعنی توی ۱۰ رتبه‌ی اوّل حدّاقل قرار دارند. جوانهای ما در نانو، در لیزر، در صنعت هسته‌ای، در صنایع گوناگون نظامی، در تحقیقات مهمّ پزشکی کارهای بزرگی انجام دادند. ۱۴۰۴/۰۷/۲۸ 🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏆 رهبر انقلاب خطاب به رئیس جمهور آمریکا: شما چه کاره دنیایید؟ 👈 صنعت هسته‌ای ایران ربطی به آمریکا ندارد 🔹 رهبر معظم انقلاب صبح امروز در دیدار قهرمانان و مدال‌آوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی: ✏️ او افتخار میکند به اینکه دانشمند ایرانی را ترور کرده؛ بله، دانشمند را ترور کردید، افراد امثال طهرانچی و عباسی و اینها را ترور کردید، لکن علمشان را نمیتوانید ترور کنید. افتخار میکند که صنعت هسته‌ای ایران را بمباران کردیم و از بین بردیم، خب خیلی خب، به همین خیال باش! ✏️ اصلاً شما چه‌کاره هستید که اگر یک کشوری صنعت هسته‌ای دارد شما دخالت کنید بگویید باید و نباید. شما چه‌کاره‌ی دنیایید؟ چه ربطی به آمریکا دارد که ایران امکانات هسته‌ای و صنعت هسته‌ای دارد یا ندارد؟ این دخالتها، دخالتهای ناباب، ناجور، غلط و زورگویانه است. ۱۴۰۴/۰۷/۲۸ 💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🏆 رهبر انقلاب: رئیس‌جمهور آمریکا نه دوست ملت ایران است نه اهل معامله 🔹 رهبر معظم انقلاب صبح امروز در دیدار قهرمانان و مدال‌آوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی: ✏️ [رئیس‌جمهور آمریکا] میگوید من طرفدار مردم ایرانم. دروغ میگوید! این تحریمهای ثانویه‌ای که چند سال است آمریکا اعمال دارد میکند و تعداد زیادی از کشورها از ترس تحت تأثیر او قرار گرفتند، این تحریمها علیه کیست؟ علیه ملت ایران. شما دشمن ملت ایرانید، دوست ملت ایران نیستید. ✏️ میگوید من اهل معامله‌ام، میخواهم معامله کنم، با ایران معامله کنیم، معامله‌ای که با زورگویی نتیجه‌ی آن از پیش معلوم باشد معامله نیست، تحمیل است و ملت ایران زیر بار تحمیل نخواهد رفت. ملت ایران زیر بار تحمیل نمیرود. ✏️ این اسمش معامله نیست. بنشینیم صحبت کنیم و نتیجه «این» بشود، این زورگویی است. ایران را نمیشود مثل بعضی از کشورهای دیگر با این زورگویی‌ها تحت تأثیر قرار داد. ۱۴۰۴/۰۷/۲۸ 🖥 Farsi.Khamenei.ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🏆 رهبر انقلاب: ابتکار جوان ایرانی در میدان دانش مثل جنگ ۸ساله، ایران را پیروز کرده است 🔹 رهبر معظم
ایران از عناصر و مؤلفه‌های قدرت‌های بزرگ، به لحاظ سرزمین، جمعیت، منابع طبیعی و انرژی و... به چین و آمریکا و روسیه نمی‌رسد. چه بسا با برخی مؤلفه‌های قدرت مانند ابتکارات و اختراعات انحصاری در زمینه‌های نظامی، علمی، فن‌آوری و تکنولوژیک از جمله مانند هوش مصنوعی، و قدرت نهادی، قدرت الگوپردازی کارآمد، قدرت نرم بسیار بالا و قدرت نرم‌افزاری و قدرت کارآمدی بتواند در نظم جهانی آینده، در ردیف برخی «قدرت‌های بزرگ و مقتدر» درجه دو مانند روسیه و یا درجه سه قرار بگیرد و از «قدرت منطقه‌ای» فراتر برود. از این‌روی، این‌گونه مؤلفه‌ها و عناصر قدرت ضریب بیشتری نسبت به جغرافیا و سرزمین و منابع طبیعی دارد. گویی برخی اختراعات خاص در ایران محقق شده که موجب حیرت دانشمندان و دولتمردان روسیه قرار گرفته است. و ظاهراً در برخی از فناوری‌ها مانند فناوری‌های پهپادی و موشکی از روسیه جلوتریم. مؤلفه‌ی قدرت‌زای «ایمان» نیز در جای خود، اما با عینک قدرت‌های بزرگ این مطلب رو عرض کردم.
هدایت شده از مهدی فضائلی
📍هیچ‌کدام را به نفع دیگری تضعیف نکنیم مهدی فضائلی | کارشناس مسائل سیاسی 🔹نقارافکنی همیشه ناپسند بوده و امروز ناپسندتر.دوقطبی‌سازی‌های جعلی نیزهمواره خسارت‌بارند و درشرایط کنونی خسارت‌بارتر ولی بسی جای تعجب وتأسف است‌که برخی سیاستمداران بی‌توجه به پیامدهای‌سخنان ومواضع خودبی‌محابا اظهارنظر می‌کنند وموجب طرح‌مباحث حاشیه‌ای ومضر ودرنتیجه آشفتگی‌ذهنی جامعه می‌شوند. بنا ندارم به همه مصادیق این اظهارنظرهای نسنجیده و مضر در روزهای اخیر بپردازم. چون علاوه بر این‌که کمکی به انسجام جامعه نمی‌کند، شاید موجب حرف‌وحدیث‌های دیگری هم بشود اما در این میان یک مورد را که مستقیما به اقتدار ایران مربوط می‌شود و بدفهمی درباره آن زیان‌های جبران‌ناپذیر خواهد داشت نمی‌توان نادیده گرفت. آنچه این روزها به‌عنوان دوگانه مردم/موشک صورت‌بندی شده، اگر گوینده آن را حذف کنیم شاید این‌قدر برجسته نمی‌شد و آن عبارات این‌چنین حساسیت‌برانگیز نبود. لذا صرف‌نظر از قضاوت درباره این جملات و گوینده آن‌ صرفا این موضوع را بهانه اشاره به یک نکته مهم قرار می‌دهم و آن ‌‌نقش اقتدار در انسجام ملی‌ است؛ موضوعی که قطعا جای مباحث تفصیلی و عمیق بیشتری دارد. تردیدی نیست که ‌مردم‌ مهم‌ترین رکن و انسجام آنها‌ مؤثرترین عنصر در شکست دشمن بوده و هست؛ و درک همین نکته و باور به آن بود که ‌توصیه قطعی‌ رهبر حکیم انقلاب اسلامی را به حفظ انسجام مردم اختصاص داد. در عین حال‌ حواس‌مان باشد‌ مردمی که پشتوانه اصلی نظام و کشور بوده و هستند اگر کشورشان را ضعیف و ناتوان در برابر تهدیدات دشمن احساس کنند پشت آن نخواهند بود! بی‌تردید یکی از مهم‌ترین دلایل انسجام و همدلی‌ مردم در جنگ ۱۲روزه‌ اقتداری بود که به‌سرعت از نیروهای مسلح کشور دیدند و غرش موشک‌هایی بود که با فاصله اندکی از تجاوز دشمن، دل‌شان را قرص کرد. به‌عبارت دیگر مردم و قدرت دفاعی کشور لازم و ملزوم یکدیگرند و اگر هر کدام نباشد یا آن‌گونه که لازم است باشد تحقق پیدا نکند، دیگری نیز استحکام لازم را نخواهد داشت. همان‌طور که پشتیبانی و حمایت مردم سوخت اصلی موشک‌ها را تأمین می‌کند، غرش موشک‌ها و درهم‌ کوبیدن دشمن نیز انگیزه انسجام و همدلی مردم است. بنابراین مراقب باشیم هیچ‌کدام را به نفع دیگری تضعیف نکنیم. 💢متن یادداشت در روزنامه جام جم 👇 https://jamejamdaily.ir/Newspaper/item/272237 |عضو شوید👇 https://eitaa.com/Fazaeli_M
هدایت شده از مهدی جهان‌تیغی
⭕️ دست ترامپ در برابر آیت الله خامنه‌ای رو هست ✍️نوع ادبیات آیت‌الله خامنه‌ای در مواجهه با اظهارات برنامه‌ریزی شده ترامپ درباره ایران به طرز عجیبی اثرگذار هست؛ حجم و تعداد کلمات رهبر ایران آن‌قدر درباره ترامپ طولانی نیست و حتی بسیاری از مواقع عملاً انبوهی از اظهارات او را نادیده می‌گیرد، اما هر چند وقت یکبار، حجم زیادی از سخنان و عملیات روانی او را در بزنگاه‌های حساس بی‌اعتبار می‌کند. 1️⃣ شاید بیش از هر زمانی این توانایی آیت‌الله خامنه‌ای در برابر ترامپ، در جنگ دوازده‌ روزه ملموس شد. ترامپ در فضای سنگین ایام جنگ 12 روزه ایران و اسرائیل، فرصت مناسبی پیدا کرده بود که با عملیات روانی بر فضای روانی جامعه ایران اثر بگذارد. آیت‌الله خامنه‌ای در دومین فیلم خود در ایام جنگ 12 روزه، سراغ ترامپ رفتند. آن جمله معروف «تهدید را به کسی بکنند که از تهدید آنها می‌ترسد.»، در آن مقطع تمام مجموع اقدامات، تهدیدات و عملیات روانی ترامپ را که پیش‌ازاین برای ترساندن ملت ایران آغاز کرده بود به‌نوعی صفر کردند و دور جدیدی از حوزه عملیات روانی کلان با ابتکار عمل ایران آغاز شد و با شلیک‌های مؤثر موشکی ایران تکمیل شد. 2️⃣ آیت‌الله خامنه‌ای در فیلم سوم خود نیز در ایام جنگ 12 روزه، یقه ترامپ را رها نکردند. صراحت آن روز آیت‌الله خامنه‌ای در اعلام تبریک به مناسبت پیروزی ملت ایران به اسرائیل محدود نماند و ایشان پیروزی بر آمریکا را نیز به مردم ایران تبریک گفتند. ایشان در آن مقطع تردیدهای ایجاد شده درباره میزان موفقیت عملیات علیه تأسیسات هسته‌ای و مشارکت آمریکا در جنگ را افزایش دادند و تأکید کردند که آمریکا هیچ دستاوردی از جنگ نداشته است. ترامپ که آن موقع از زیر سؤال رفتن عملکردش در میان رسانه‌های آمریکایی در آن دوران برآشفته بود، از مؤثر ندیدن اقداماتش بر بیان آیت‌الله خامنه‌ای بیشتر احساس ناکامی و شکست روانی کرد. ترامپ بعد از این در دو مرحله تلاش کرد حتی از شجاعت ایران و قدرت موشک‌های آن به‌نوعی تمجیدهای داشته باشد ولی هیچ احساس به رسمیت شناختی از آثار عملیات نظامی و اقدامات آمریکا حتی در فرامتن کلمات رهبری ندید و این مسئله ویژه‌تر او را آشفته کرد. 3️⃣ سخنان اخیر رهبر انقلاب در دیدار قهرمانان و مدال‌آوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی امتداد همان ادبیات پیروز و غلبه یافته بر فضای روانی و اظهارات رئیس‌جمهور قلدر آمریکا بود. بسیاری منتظر بودند که نوع موضع رهبر انقلاب را درباره تلاش‌های اخیر دیپلماتیک ترامپ درباره رژیم صهیونیستی ببینند ولی ایشان عملاً همه این تلاش‌ها را برای روحیه دادن به صهیونیست‌ها تقلیل دادند و با بیان اینک «به همین خیال باش!» نیز یکبار دیگر ادعاهای ترامپ درباره ازبین‌بردن توانایی‌های هسته‌ای ایران به چالش کشیدند. حس و حالی که بازتاب بلافاصله این جملات در داخل و خارج از ایران ایجاد کرد، نشان می‌دهد که این ادبیات تا چه میزان هوشمندانه و اثرگذار بوده است. روند این چند ماه‌نشان می‌دهد که دست ترامپ برای آیت‌الله خامنه‌ای رو هست و رهبر ایران به‌خوبی از افکار عمومی ملتش در برابر ترامپ صیانت می‌کنند و روند عملیات روانی رئیس‌جمهور آمریکا را چنان متوقف می‌کنند که بر مراحل بعدی که تلاش برای زمینه‌سازی جهت اقدام عملی علیه مردم ایران هست، اثر بازدارندگی دارد. عضویت در کانال مهدی جهان تیغی http://eitaa.com/joinchat/3093233666C13840b79c5
📖ساسان کریمی: ‌به هر علتی، علی‌رغم تلاش‌ها، لااقل تا چند سال آینده رفع قطعنامه‌ها و تحریم‌های یکجانبه و چندجانبه میسر نیست. کار ممکن، ایده پردازی و اقدام‌های کوچک و بزرگ برای بسترسازی حل مسائل در آینده است. تصور حل موضوعات با یک اقدام، یک مذاکره، یک موضعیری و یا حتی یک نرمش فقط فانتزی است. https://x.com/sasantwit/status/1977957575577809027
کار از استعمار رسانه‌ای و امپریالیسم فرهنگی و این حرفها گذشته است. استعمار نوین رسما از کله بخشی از جامعه ایران به عنوان توالت استفاده می‌کند.
استعمار انگلیس، اقتصاد سنتی هند که یکی از بزرگترین مراکز تولید نساجی و فلزکاری و صنایع دستی دنیا بود را نابود کرد. استعمار انگلیس تمام صنایع بومی هند را نابود کرده و هند را به واردکننده کالاهای انگلیسی تبدیل کرد. استعمارگران با مالیات‌های سنگین و صادرات اجباری محصولات کشاورزی باعث قحطی‌های گسترده در سراسر هندوستان شده و مرگ میلیون‌ها نفر را رقم زدند. استعمار انگلیس با تقویت شکاف‌های قومی و مذهبی جامعه هندوستان به جنگ‌های فرقه‌ای دامن زد. استعمار انگلیس در جنگ اول استقلال هند (۱۸۵۷)، دهلی نو را اشغال کرده و تمام حامیان بهادرشاه و مردان بالای ۱۶ سال را به قتل رساندند. - حال فقط امتیاز حمایت از استعمار پلید انگلیس مانده بوده که حمالان بی‌جیره امپریالیسم و سلطنت‌طلبان خودسفیدپندار ایرانی آن را هم از دست ندادند.
غرب وحشی - سیاهپوستان تا کمتر از یک قرن پیش در بلژیک به عنوان حیوان در باغ وحش به معرض تماشا گذاشته می‌شدند. - صد و بیست سال پیش انگلیسی‌ها طی چند روز نزدیک سی هزار بوئر را در آفریقای جنوبی قتل‌‌عام کردند. - در جنگ اول استقلال هند (۱۸۵۷)، انگلیسی‌ها دهلی نو را اشغال کرده و تمام حامیان بهادرشاه و مردان بالای ۱۶ سال را به قتل رساندند. - اروپایی‌ها طی سه قرن ریشه سرخ‌پوستان در آمریکا را خشکاندند. - صدها هزار سیاهپوست در مزارع جورجیا و ویرجینیا و در مسیر انتقال برای بردگی به سفیدپوستان آمریکایی جان خود را از دست دادند. - تا همین نیم قرن پیش به بومیان استرالیا (همین تصویر) به چشم حیوان نگاه می‌شد و سفیدهای مهاجر حق شکار آزادانه آنها را داشتند. - نیم قرن پیش بیش از یک میلیون الجزایری و صدها هزار شهروند هندوچین در راه استقلال خود، توسط فرانسه سلاخی شدند. - نسل‌کشی غزه فقط بازتکرار بخش بسیار کوچکی از تمدن استیلاگر جدید شکل گرفته در غرب است.
این میزان خشونت و مراجعه به تراپی و سردرگمی و مصرف داروهای اعصاب و افسردگی نشان می‌دهد که انسان امروز حالش خوب نیست اما این حال ناخوش نه به خاطر اینکه فلان سریال پرفروش را نمی‌بیند یا مشروب نمی‌خورد، گل و علف نمی‌کشد یا سفر خارجی نمی‌رود یا در عزا سفید نمی‌پوشد یا در مراسم تشییع جنازه نمی‌رقصد و یا با شلوارک و شورت نمی‌تواند در خیابان ظاهر شود یا در کوچه و خیابان نمی‌تواند زنان و مردان مختلف را ببوسد یا نمی‌تواند در کنسرت فلان خواننده بددهن و بدصدا حاضر می‌شود و...، بلکه به خاطر این است که با فلسفه بیگانه است. افلاطون و سقراط را نمی‌شناسد، با فردوسی و حافظ میانه‌ای ندارد، ابوسعید و بایزید و مولوی را نمی‌فهمد، رمان و ادبیات نمی‌خواند، هنر را نمی‌شناسد، در خویشتن تامل نمی‌کند و در نهایت کتابهایی از جنس کتاب «چنین گفت زرتشت» را نمی‌شناسد. کتاب‌هابی که برای جان‌های آزاد و روح‌های بی‌قرار، نوشناکی لذتبخش و مستی‌آفرین هستند. بندی از کتاب چنین گفت زرتشت: «بگریز، دوستِ من، به تنهایی ات بگریز! تو را از بانگِ بزرگ‌مردان کَر و از نیشِ خُردان زخمگین می‌بینم. جنگل و خرسنگ نیک می‌دانند که با تو چه‌گونه خاموش باید بود. دیگربار چونان درختی باش که دوست‌اش می‌داری؛ همان درختِ شاخه گستری که آرام و نیوشا بر دریا خمیده است. پایانِ تنهایی آغازِ بازار است؛ و آن جا که بازار آغاز می‌شود، همچنین آغاز هیاهوی بازیگرانِ بزرگ است و وِز وِزِ مگسان زهرآگین. در جهان بهترین چیزها را نیز ارجی نیست تا آنکه نخست کسی آنها را به نمایش گذارد. مردم این نمایشگران را «مردانِ بزرگ» می‌خوانند. مردم از بزرگی، یعنی از آفرینندگی، چیزی چندان نمی‌دانند. اما کششی‌ست ایشان را به نمایشگران و بازیگرانِ چیزهایِ بزرگ. جهان گِردِ پایه گذارانِ ارزش‌هایِ نو می‌گردد: با گردشی ناپیدا. امّا مردم و نام گردِ نمایشگران می‌گردند: چنین است «راه و رسمِ جهان.» نمایشگر را جانی‌ست؛ اما جانی نه چندان با وجدان. ایمان او همواره به چیزی‌ست که بیش از همه دیگران را وادار به ایمان آوردن به آن می‌کند - ایمان به خویشتنِ خویش! فردا او را ایمانی تازه است و پس فردا ایمانی تازه‌تر. او، همچون مردم، حسّی تند دارد و حال و هوایی گردنده. در نظرش وارونه کردن یعنی دلیل آوردن و عقلِ مردم را دزدیدن، یعنی باوراندن. و خون نزدِ او بهین حُجّت است. حقیقتی راکه جز به گوش‌های تیز راه نیابد، دروغ می‌خواند و یاوه. همانا که او تنها به خدایانی ایمان دارد که در جهان غوغا برپا می‌کنند! پُر است بازار از دلقکانِ باوقار. و ملت از مردانِ بزرگِ خویش بر خویش می بالد! اینان برای او خداوندگارانِ این دَم اند.  امّا دَم بر ایشان زور می‌آورد و آنان بر تو زور می‌آورند و از تو نیز «آری» یا «نه» می‌طلبند. وای بر تو که می خواهی کُرسی ات را میانِ «باد» و «مَباد» بگذاری!  ای عاشق حقیقت، بر این مطلق‌خواهانِ زورآور رشک مَوَرز! شاهباز حقیقت هرگز بر ساعِدِ هیچ مطلق‌خواه ننشسته است. ازین ناگهانیان به پناهگاهِ خویش بازگرد. تنها در بازار است که با «آری؟» یا «نه؟» ناگهان بر انسان می‌تازند. چاه‌هایِ ژرف همه کُند درمی‌یابند. می‌باید دیری منتظر مانند تا بدانند چه به ژرفناشان فروافتاده است. کارهایِ بزرگ را همه دور از بازار و نام‌آوری کرده‌اند. پایه‌گذرانِ ارزش‌های نو همیشه دور از بازار و نام‌آوری زیسته اند.» (نیچه)
فرهاد قنبری دلالان «حال خوب» این میزان اقبال جامعه به سخنرانان انگیزشی و مشاوره و تراپی، هم بسیار عجیب است و هم نشان می دهد که جامعه در زمینه مسائل روانی با بحران روبروست. امروزه از در و دیوار شبکه‌های اجتماعی مشاور و روانشناس و تراپیست و روان درمانگر و سخنران انگیزشی است که می‌بارد. امروزه در پس ظواهر بزک شده، در پس پشت پرسه‌زنی‌های مداوم در کافه‌ها و پاساژها، در پس پوسته ظاهری این جهان رنگارنگ، انسانهای غم زده، تنها و افسرده‌ای نهان است که هر کدام در تلاشی نومید کننده به هر دستاویزی چنگ می‌زنند تا «حال خوب» را برای لحظه‌ای هم که شده تجربه نمایند و در استیصال و ناامیدی از به دست آوردن آن به مشاور پناه می برند تا شاید نسخه شفابخش خویش را در بساط آنها بجویند.   انسان امروز در بحران عمیق عاطفی و احساسی به سر می برد، ناتوان در برقراری رابطه صحیح با دیگران است، احساس پوچی و بی معنایی دارد، مدام مورد خیانت و بی مهری و سوء استفاده قرار می گیرد و در نهایت با انبوهی از شکست‌ها و سرخوردگی‌ها به حال خود رها می شود. اما نسخه درمان بسیاری از این نارضایتی ها و افسردگی ها و سرخوردگی های‌مان بیشتر از آنکه در جیب تراپیست‌ها باشد در درون خود ماست، در درون خود مایی که زندگی را چیز ساده و پیش پاافتاده ای در نظر می گیریم و پس از گیر کردن در دشواری ها و مشکلات در به در به دنبال دستان شفابخش می گردیم. مایی که از ابتدا زندگی جمعی و ازدواج و دوستی‌ و مراودات اجتماعی را امری طبیعی و پیش پا افتاده تلقی کرده‌ایم. ما فراموش کرده‌ایم که هر رابطه انسانی نیاز به تفکر و اندیشیدن مداوم دارد. فراموش کرده‌ایم که ماده خام روابط اجتماعی نه ابزار و کالاهای تکنولوژیک بلکه انسانهایی دارای روح و جسم و احساس متفاوت هستند. فراموش کرده‌ایم که برای برقراری روابط انسانی نیاز به فرارفتن از خویشتن و درک جهان «دیگری» داریم. دلیل عمده سردرگمی و استیصال بشر امروزی از این نیست که پول لازم برای خرید فلان مدل خودرو و ویلا یا فلان برند لباس و پوشاک را ندارد یا نمی‌تواند به تایلند و برزیل و اروپا سفر کند. دلیل عمده استیصال و بیچارگی بشر امروز این نیست که چرا تراپیست و مشاور و روانپزشک و روانشناس دائمی نداشته یا وقت و هزینه کافی برای خرید پکیج‌ها و سخنرانی‌‌های انگیزشی را ندارد. دلیل عمده این میزان خشونت و پرخاش موجود در جامعه این نیست که مردم پول و ثروت کافی برای خوب خوردن و خوب خوابیدن و خوب تفریح و لذت بردن را ندارند. دلیل اصلی این میزان خشونت کلامی و رفتاری در جامعه این که چرا فلان شخص و نظام سیاسی بر کشور حکومت می‌کند هم نیست. نداشتن پول و ثروت کافی، نظام سیاسی و دولت ناکارآمد، آزار و اذیت‌های مختلف اجتماعی همه از عوامل بسیار مهم در کاهش کیفیت و میزان رضایت انسان از زندگی هستند اما خود معلول عامل بسیار مهم دیگری بوده و آن عدم توجه به ریشه اصلی بحران است. بشر امروزی نمی‌داند که امروز اگر هوای شهر و محل سکونت‌اش کثیف و غیرقابل تنفس است، اگر محیط زیست‌اش نابود شده، اگر کیفیت زندگی‌اش روز به روز کاهش می‌یابد و صدها مشکل ریز و درشت دیگر مواجه می‌شود، همه برای این است که خویشتن خود و تغذیه روح و روان خود را فراموش کرده است. ما برای مواجهه با مصائب و مشکلات و رنج‌های زندگی و مقابله با یاس و سرخوردگی حاصل از آن به جای سخنران و مشاور باید نگاهمان به زندگی را تغییر دهیم، باید تلاش کنیم که زبان «همسایه» را بفهمیم، باید تلاش کنیم که با یکدیگر سخن بگوییم، باید تلاش کنیم به امور طبیعی انگاشته شده زندگی بیندیشیم، باید تلاش و تمرین کنیم تا زندگی جمعی را یاد بگیریم و باید تلاش کنیم تا از لایه های سطحی امور مختلف عبور کنیم تا شاید مامن و ماوایی آرام و دلپذیر برای زندگی بیابیم.‌‌ انسان امروز به شدت درگیر بی‌معنایی و پوچی حیات است و تصور می‌کند، نسخه جادویی در جیب مشاور و تراپیست وجود دارد تا با عمل به آن از شر تمام رنج‌ها، وسواس‌ها، شکست‌ها، دلمردگی‌ها، یاس‌ها، اضطراب‌ها، احساس تنهایی، ناتوانی در برقراری رابطه درست و امثالهم رهایی یابد. اما نکته غمبار این است که او نمی‌داند که خود همان مشاور و تراپیست نیز همان مشکل را دارد و او هم در جهان بی‌معنا به شدت دچار بحران معنا و بحران هویت است.