⏬
⏬
ایران بخواهد با چین و روسیه قراداد اقتصادی امضا کند، وااسفاها راه میاندازند که های ملت کجایید که ایران را به چین و روسیه فروختند.
ایران بخواهد با روسیه سلاح خرید و فروش و مبادله کرده یا فرداد امنیت امضا کند، باز اسفاها سر میدهند که آی ملت کجایید که میخواهند ایران را به جنگ با اروپا و ناتو بکشانند.
ایران بخواهد برای کم کردن تاثیرات فشار تحریمهای غربی به چین نفت بفروشد، فریاد سر میدهند که آی ملت ببینید منابع کشور را مفت به چینیها واگذار کردند.
این جماعت زیر بمباران اروپا و آمریکا و اسراییل هم هنوز سنگ آمریکا و ناتو را به سینه زده و همان اندک دوستان ایران را هم گاز میگیرند.
معلوم است دولتی با چنین تفکر پرت از دنیا و سردرگمی توان مقابله با تهدیدات را نخواهد داشت و همان چین و روسیه هم جدیاش نخواهند گرفت.
#خرمگس
⏬
↕️
رسانههای فارسیزبان صورتی از بلاهت را در بخشهایی از جامعه اشاعه دادهاند که تصور نمیکنم معادلی در جهان داشته باشد.
این بلاهت بیمانند باعث شده که عدهای تمام و کمال مدافع منافع ناتو و دشمنان فعلی ایران باشند و به دشمنی ابلهانهای علیه روسیه و چین دامن بزنند.
این جماعت انتظار دارند ایران روزی دو بار به روسیه اعلام جنگ کند!
آمریکا سردار نظامی ایران را ترور میکند، به روسیه ناسزا میگویند!
آمریکا در اطراف ایران پایگاههای نظامی ایجاد کرده و مدام ایران را تهدید نظامی میکند، به روسیه ناسزا میگویند!
اقتصاد ایران زیر بار فشار تحریم آمریکا و اروپا له میشود، به روسیه ناسزا میگویند!
غرب و اسرائیل تمام تلاش خود را برای تقویت شکافهای قومی و مذهبی در ایران به کار میگیرند، به روسیه ناسزا میگویند!
بشار اسد تحت فشار اسراییل و غرب حکومت را رها میکند به روسیه ناسزا میگویند!
◀️ ایران امروز مورد تهاجم همه جانبه غرب قرار دارد و طبیعتی است به سمت کشورهایی مثل روسیه و چین کشیده میشود و این نوع موضعگیری بیمبنا علیه یک کشور نه تنها تحلیل نیست بلکه ناشی از یک بیماری مالیخولیایی و عجیب است.
#خرمگس
فرهاد قنبری
زباله یا سرگرمی
فرهنگ و هنر به مانند سیاست و فلسفه و اندیشه و...، محصول گفتمانهای فرهنگی و هنری حاکم بر یک جامعه است و محال است که در جامعه ای که سیاست و فلسفه و اندیشه در دوره جنینی خود به سر می برد، هنر و فرهنگ در سطح بالایی رشد و نمو یابد.
به سینما و سریال سالهای اخیر این مملکت نگاه کنیم. انگار در این نیم قرن نه تنها هیچ تکانی در این حوزه اتفاق نیفتاده بلکه عقب گرد هم اتفاق افتاده است.
👈 لات فیلمفارسی قبل انقلاب اگر کفش قیصری می پوشید، کلاه لبه دار میگذاشت و با دستمال یزدی در کوچه پرسه می زد، حالا لات و جاهلی به غایت مبتذلتر و کاریکاتوریتر تمام این سینما و سریالها را اشغال کرده است. لاتی که زیر انبوهی از ریش و پشم خود را قایم کرده و چاقو و ساطور به دست مدام در حال فحاشی و عربده است. لاتی که نه هویت اجتماعی دارد و نه هیچ حس همدلی برمیانگیزد و نه به مانند لات فیلمفارسی قبل از انقلاب اندک مرام و مسلک و اعتباری دارد.
👈 به بلاهتی که به نام «امروزی بودن» و «زنِ معیار» در این سریالها و به اصطلاح کمدیها به به خورد مخاطب داده میشود، بنگریم. زن امروز فیلم و سینمای ایران به مراتب بیهویتتر از زنِ بهنمایشدرآمده در فیلمفارسی قبل از انقلاب است. زنِ فیلمفارسی قبلِ انقلاب حداقل ترحمی ایجاد میکند، اما زن فیلمفارسی امروز پتیاره بیهویتی است که اغواگری و شارلاتانی را جزئی از هویت زنانه تعریف میکند. زن فیلمفارسی قبل انقلاب اگر اغواگری است که با نبستن روسری و افتادن چادر گلگلی از سر دل پسران جاهل محله را برده و یا رقاصی در کابارههاست که مدام در معرض خشونت کلامی و جنسی قرار می گیرد حداقلی از همدلی را برمیانگیزد، اما زن سینمای کمدی و سریالهای نئوفیلمفارسی سالهای اخیر با برنامه و نقشه دنبال بهرهبرداری از جذابیتهای ظاهری و جنسی خود بوده و هیچ دیسپلین و کرامت و شأنیت و شخصیتی برای خود قائل نیست.
محصول این وضعیت رو به گسترش تشویق به الواتی و اوباشی و گردنکشی نوجوانان در یک سو و ارائهٔ تصویری کاریکاتوری، زشت و توهینآمیز از زنان ایران در سوی دیگر است. لات این آثار به مانند زنان حاضر در این آثار عموما فاقد سوژگی و شخصیتاند، درکی از مسائل اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ندارند، فاقد جهانبینی (حتی در ابتداییترین شکل) آناند، فاقد طبقهٔ اجتماعی و فرهنگیاند، کنش سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را با وقاحت و دریدگی اشتباه میگیرند.
زنان فیلمفارسی امروزدغدغهای جز اداهای مهوع و سایز و رنگ ناخن و لب و بینی و سینه ندارند و در کل ماکتی بیخاصیتاند. تنها هنری که از این زنان به اصطلاح امروزی و مدرن ارائه میشود بزک زیاد، لوسکردن خود برای دیگران و چرخاندن زبان در دهان هنگام سخن گفتن و در یک کلام تعریف زن در قالب اُبژهٔ جنسی برای مردان زنباره است. زن سینمای کمدی و سریالهای نئوفیلمفارسی سالهای اخیر عموما موجودی بی بو و خاصیت بوده و حتی اگر پزشک و معلم و استاد دانشگاه هم است به طرز فاجعهباری سطحینگر و احمق است.
بدنهٔ نئوفیلمفارسی در سینما و سریال (و البته همراهی کامل برخی از شبکههای ماهوارهای فارسیزبان) دست در دست هم دشت خشک و سترون فرهنگ ما را وسعت دوچندانی بخشیدند. این رسانهها با حضور برخی سلبریتیهای تاریخمصرفگذشته به مخاطبان تشنهٔ زندگی لاکچری از یک سو نفرت از خویشتن و جامعه خویش را ارزانی کرد و از سوی دیگر آرزو و امیدی دروغین فروخت و آنها را در چرخهای از تلاش برای جذابیت بیشتر (از طریق اعمال جراحی و آرایش و..) در افسردگی و نارضایتی دائمی گرفتار ساخت.
فرهاد قنبری
فقط فرار
تیپهای اجتماعی بسیار ترسناک و مخربی در جامعه وجود دارد که اگر به بهداشت گوش و روان خود علاقهمندید، تا حد ممکن از آنها فاصله بگیرید.
برای مثال این تیپهای اجتماعی را هر کجا دیدید کفشهای خود را بغل زده و با تمام توان پا به فرار بگذارید:-)
- کسانی که تصور میکنند کریستوفر نولان و تارانتینو از بزرگترین کارگردانان و نوابغ تاریخ سینما هستند و هر روایت انتقادی در مورد سینمای آنها را با ادبیات تند و خشمی پاسخ میدهند.
- افرادی که تصور میکنند که یوال نوحهراری از متفکران بزرگ تاریخ اندیشه و فکر است و کسی که کتابهای او را نخوانده و یا او را چندان جدی نگیرد، از قافله فکر و اندیشه و فلسفه پرت است.
- کسانی که شناخت ادبیشان به «قلعه حیوانات» و «شازده کوچولو» و «ملت عشق» و «۱۹۸۴» و چند کتاب دیگر خلاصه میشود و تصور میکند این کتابها مهمترین آثار ادبی نوشته شده در تاریخ ادبیات جهان هستند.
- کسانی که دونالد ترامپ و نتانیاهو و زلنسکی را از باهوشترین و شجاعترین سیاستمداران جهان میدانند
- کسانی که محسن نامجو یا شاهین نجفی را از چهرههای برجسته موسیقی و هنر آوانگارد ایران میدانند.
- کسانی که بخش زیادی از اوقات فراغت خود را صرف تماشای سریال میکنند.
- کسانی که پرداختن به ادبیات کلاسیک و رمان را بیهوده میدانند و هنرمندان و شاعران بزرگ این سرزمین را مشتی آخوند و مرتجع (یا در نقطه مقابل، آنها را ضداسلام) میدانند.
- کسانی که هیچ سخن قابل عرض و فکر مستقلی نداشته و هویت وجودی خود را در ضدیت و تقابل تعریف میکنند.
- کسانی که مدام در حال مقایسه ایران با کشورهای اروپایی هستند و درکی از نقش ساختارها و سنت و تاریخ در روند تحولات اجتماعی ندارند.
- کسانی که بدون فهم فلسفی و جامع از مسائل انسانی مدام در حال وراجی بوده و کل آگاهیشان از فلسفه سیاسی و جامعهشناسی چند جمله مغشوش و درهم از آرای هانا آرنت و فوکو و گاهی هم کارل پوپر و هاول و...، است.
- کسانی که غر زدن در همه حال حال و در همه جا را یک کنش سیاسی رادیکال میداند و تصور میکند، توهین و فحاشی به سیاستمداران یکی از نشانههای پختگی فکری و بلوغ اجتماعی است.
- کسانی که نفرت کوری از اسلام داشته و ریشه تمام بدبختیهای این سرزمین را در اسلام و روحانیت میبینند.
- کسانی که مدام در صفحات مجازی کامنت «چپ هرگز نفهمید» را مینویسند. (این طیف قطع به یقین خود از نفهمترین افراد جامعه هستند)
- کسانی که مدل مو و ریش دراز و لباس عجیب و غریب را نشان هنری و فلسفی و فکری میدانند.
- کسانی که عکس سلبریتی ها را به در و دیوار خانه و اتاق و پروفایل و صفحات مجازی خود آویزان میکنند.
- کسانی که به هر طریقی و با هر توجیه و بهانهای کوچکترین همدلی با اسرائیل دارند.
- کسانی که در مواجهه با منتقد هنری که ذائقه آنها را نمیپسندند، به فحاشی و تمسخر روی میآوردند.
- کسانی که در هر معضل اجتماعی از ریختن زباله در ساحل تا آتش زدن درختان در سیزدهبهدر، به ملاها فحش میدهند.
- کسانی که به شومنها و سلبریتیهای سینما و تلویزیون کشور هنرمند میگویند.
- کسانی که تصویر قدیسگونی از رضا شاه و محمدرضا شاه ساخته و به آنها «پدر» میگویند.
- کسانی که رضا پهلوی را صاحب خرد و شعور سیاسی میدانند.
- کسانی که به اوباما و زن اوباما و دموکرات های آمریکا، «چپ» میگویند.
- کسانی که بالای صفحات مجازی خود از واژه «فمنیست» استفاده میکنند.
- کسانی که اکبر رائفی پور را به عنوان یک متفکر میشناسند.
- کسانی که از شبکه اینترنشنال فارسی به عنوان منبع دریافت اخبار و تحلیل استفاده میکنند.
#خرمگس
علوم انسانی جدید از زمان ورود به ایران چون ترجمهای مغشوش از متون غربی بود و ارتباط چندانی با «انسانِ ایرانی و «تاریخِ ایران» و «هویتِ ایرانی» و «سنتِ ایرانی» نداشت نه تنها نتوانست بخشی از انبوه مسائل انسانِ ایرانی قرن جدید را حل کند بلکه خود به بخشی از بحران و مشکل جامعه ایرانی تبدیل شده و در بسیاری اوقات هم کلام و همزبان با امپریالیسم (فرهنگی، سیاسی و...) و دشمنان ایران به تحقیر و توهین هویت ایرانی پرداخته و نقش مهمی در خودباختگی فرهنگی و از خودبیگانگی جامعه ایرانی داشت.
این بحران تا آنجا در دل جامعه ایران نفوذ کرد که فارغالتحصیل بسیاری از اندیشکده ها و دانشکده های علوم انسانی در ایران نه تنها علاقهای به ایران و انسان ایرانی پیدا نکردند بلکه به موجودی بیگانه با جامعه و متنفر از جامعه ایرانی بدل شده و مجیزگوی فرهنگ بیگانه گشتند.
اما راهحل این مسئله نه تعطیل کردن علوم انسانی و ویران کردن خانه اندیشمندان علوم انسانی یا پاک کردن صورت مسئله و تغییر نام رشتههای علوم انسانی با پسوند اسلامی، بلکه توجه دقیق و درست به این حوزه حیاتی و تولید علوم انسانی متناسب با بستر فرهنگی و تاریخی خویش است.
#خرمگس
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر شفیعی کدکنی:
"از شمال آفریقا تا مرزهای چین این دنیای است که مهمترین فرهنگی که در آن وجود داشته و وجود داره و انشاءالله وجود خواهد داشت فرهنگ ایرانی است"
پ.ن:
بدنه علوم انسانی در ایران نه تنها پاسدار این فرهنگ غنی ایرانی نبود و سعی در شناخت صحیح آن و استخراج علوم انسانی مختص انسانِ ایرانی از دل این فرهنگ بزرگ برنیامد، بلکه خود از مروجان خودباختگی فرهنگی و تحقیر و تمسخر این فرهنگ غنی بود.
این بزرگترین گناه بخش بزرگی از نویسندگان و هنرمندان و اساتید حوزه علوم انسانی و بخشی از به اصطلاح روشنفکران در قبال این سرزمین بود.
#خرمگس
امیرکبیر با اینکه فقط یک دانشگاه بنیاد نهاد اما از دل آن نسلی از بزرگترین ادیبان، عالمان و روشنفکران ایرانی بیرون آمدند که پایه گذار برکات فراوانی شدند. (اقبال آشتیانی و محمدعلی فروغی و محمد معین و..) اما امروزه با اینکه هزاران دانشگاه داریم یک چهره شاخص به مانند فارغ التحصیلان دارالفنون مشاهده نمی شود
علت این مسئله هم آن نیست که استعداد ایرانیان خشکیده و یا دانشجویان کرخت و تنبل شده اند بلکه علت در گم کردن مسیر دانشگاه است. دارالفنون درک صحیحی از جهان جدید داشت و علوم جدید را به دقت و وسواس دنبال می کرد و نسبت عمیق و درستی با سنت و تاریخ و فرهنگ ایرانی برقرار کرده بود. فارغ التحصیل دارالفنون هم درک درستی از علوم و جهان جدید پیدا می کرد و هم می دانست پاهایش روی چه خاک و زمینی قرار دارد.
اما دانشگاه امروز بیشتر یک نهاد تجاری و سیاسی است. متونش نامنسجم و مجموعه ای از ترجمه های ناقص است. ارتباطش با سنت و تاریخ کشور قطع و فلسفه علوم محلی از اعراب ندارد. همه چیز در لایه ظاهری و بدون سطح و عمق مانده و عموم اساتید کم سواد و بی سواد با جزوه های بی سروته و مندرآوردی مشغول به بیراهه کشاندن دانشجویانند.
#خرمگس
هدایت شده از دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
|
🟥 هویت چگونه سیاست را توضیح میدهد؟
قسمت اول برنامه «ایده» کاری از مجله تصویری فرهیختگان منتشر شد. در این قسمت رحمان قهرمانپور به این سوال پاسخ میدهد که «هویت» چگونه سیاست را توضیح میدهد؟
https://farhikhtegandaily.com/news/216938/%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF%D8%9F/
.
هر کسی و با هر عنوان و جایگاهی اگر خود را مدافع ایران و تمدن و تاریخ و هویت ایرانی معرفی کرد اما ایرانیت را در تضاد یا در مقابل با اسلامیت تعریف کرد، یقین بدانید که اندازه سر سوزنی از ایران و ایرانیت شناخت ندارد و در بهترین حالت جاهلی پر ادعاست و به احتمال قریب به یقین در تک تک بزنگاههای تاریخی دانسته و ندانسته در خدمت دشمنان ایران به کار گرفته میشود.
بخش عظیمی و بزرگی از تاریخ و هویت و تمدن ایران چنان با اسلام عجین شده است که جدا کردن مولفههای تمدنی ایران از اسلام (از شعر و نثر و اندرزنامه نویسی و سیاستنامه نویسی و موسیقی و مینیاتور و معماری تا عرفان و...) عملا آن مولفه را از اعتبار ساقط میسازد.
#خرمگس
🔗ایران، قالبی است که بیشترین تأثیر را از آموزههای انبیا و اسلام پذیرفته است. اسلامگرایی و ایراندوستی، دوگانه نیستند.
«جالب اینجاست که وقتی شما با هم وطنان ما صحبت میکنید میبینید که اکثراً نگرش مٌثله شدهای در موردِ هویّتِ ایرانی دارند و این امر در تاریخ معاصر ایران بسیار مشاهده میشود. اسلامیها میگویند تاریخ و هویّتِ ایرانی یعنی تشیّع و بس. آنهایی که به ما قبلِ اسلام علاقه دارند میگویند اسلام را باید کنار گذاشت چون ما، قبل از اسلام زرتشتی بودهایم و میبایستی به ایرانِ بزرگ و سلطنتی بازگشت. طرفداران بی چون و چرای غرب هم میگویند بیاییم غربی شویم و خود را از دردسرِ تاریخ ایران و اتّفاقاتِ آتی خلاص کنیم. انسان ایرانی کیست؟ به نظر من انسان ایرانی حاصلی از هر سه این گفتمان هاست. او هم به اسلامِ شیعه با تمامِ منضماتش اعتقاد دارد، حتّی اگر مدرن هم باشد روزه میگیرد. ضمناً به ایران باستان هم علاقه دارد و برای کورش و داریوش احترام خاصّی دارد. پس انسان ایرانی لایههای فرهنگی یا تمدّنی یا بهتر بگویم انسان شناختی و متافیزیکی گوناگونی دارد که به این سادگی نمیتوان یکی را به نام دیگری از بین برد»
تمدّن و تجدّد - رامین جهانبگلو
#خرمگس
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر جواد طباطبایی:
- نظام سنت ما دارای چند بعد است. یک ایرانی هستیم. دوم مسلمانیم. سوم سنت عقلی یونانی است. چهارمی سنت غربی تجدد است که ما گرفتیم. [عرفان ایرانی را هم باید به این سنتها افزود]
- ملت در ایران و آبشخورهای فکری-فرهنگی ایرانیان در یک قرن اخیر و به ویژه در چند دهه اخیر دستکاری شده و این به شدت خطرناک است.
- کسانی بر ایران حکومت میکنند که عموما نمیدانند ایران چیست. [منظور فهم فلسفی ایران است نه اینکه مساحت و تعداد جمعیت و.. ایران را نمی دانند] وقتی نمیدانند چیست، نمیتوانند برنامه و عملکرد درستی داشته باشند.
* سنت به مانند زبان خانه هستی است. هر بذری برای رشد و بالیدن نیاز به زمین دارد و سنت زمین یک جامعه برای کاشت بذر نو در آن جامعه است. کسی که زمین را نشناسد، نمیتواند محصول خوبی برداشت کند.
#خرمگس
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر جواد طباطبایی:
- روشنفکری دینی ما فهم درستی از سنت و کارکرد سنت در اجتماع ندارد.
- شما هیچ زبان دیگری را نمیتوانید بفهمید مگر اینکه یک زبان مادری داشته باشید، سنت این است. ما بروی این سنت ایستادهایم.
- ایران یک کشور متفاوت با تمام همسایگان است. همسایگان همه برادرانمان هستند، اما ما هیچ ربطی به اینها نداریم. ما یک کشور هستیم اما عراق کشور نیست. این علوم سیاسی جعلی نفهمیده آمریکایی است. عراق مجموعه قبیله است و قبیله رئیس قبیله میخواهد و اجماع این قبایل است که این کشورها را حفظ میکند.
- ما چه بخواهیم یا نخواهیم یک کشور و یک ملتیم و باید از این دفاع کنیم و این حرف جعلی کنونی قومیتها و... [یاوه است]
- ما یک ملتیم اگر چه برای مدتی زبان هم را نفهمیدیم. اما همه خود را جزء یک ملت میدانستیم. ما به این ملت بودن دست زدیم. حرف من اصلا سیاسی نیست.
*
پ.ن:
حکومت پهلوی اولین نظام سیاسی ایران بود که به معنای واقعی کلمه با عدم شناخت درست «ایران» به دستکاری هویت ایرانی دست زد و از عوامل دوقطبی شدن جامعه وشکلگیری گفتمانهای متضاد و دشمن یکدیگر در تاریخ معاصر ایران بود.
#خرمگس