امیرکبیر با اینکه فقط یک دانشگاه بنیاد نهاد اما از دل آن نسلی از بزرگترین ادیبان، عالمان و روشنفکران ایرانی بیرون آمدند که پایه گذار برکات فراوانی شدند. (اقبال آشتیانی و محمدعلی فروغی و محمد معین و..) اما امروزه با اینکه هزاران دانشگاه داریم یک چهره شاخص به مانند فارغ التحصیلان دارالفنون مشاهده نمی شود
علت این مسئله هم آن نیست که استعداد ایرانیان خشکیده و یا دانشجویان کرخت و تنبل شده اند بلکه علت در گم کردن مسیر دانشگاه است. دارالفنون درک صحیحی از جهان جدید داشت و علوم جدید را به دقت و وسواس دنبال می کرد و نسبت عمیق و درستی با سنت و تاریخ و فرهنگ ایرانی برقرار کرده بود. فارغ التحصیل دارالفنون هم درک درستی از علوم و جهان جدید پیدا می کرد و هم می دانست پاهایش روی چه خاک و زمینی قرار دارد.
اما دانشگاه امروز بیشتر یک نهاد تجاری و سیاسی است. متونش نامنسجم و مجموعه ای از ترجمه های ناقص است. ارتباطش با سنت و تاریخ کشور قطع و فلسفه علوم محلی از اعراب ندارد. همه چیز در لایه ظاهری و بدون سطح و عمق مانده و عموم اساتید کم سواد و بی سواد با جزوه های بی سروته و مندرآوردی مشغول به بیراهه کشاندن دانشجویانند.
#خرمگس
هدایت شده از دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
|
🟥 هویت چگونه سیاست را توضیح میدهد؟
قسمت اول برنامه «ایده» کاری از مجله تصویری فرهیختگان منتشر شد. در این قسمت رحمان قهرمانپور به این سوال پاسخ میدهد که «هویت» چگونه سیاست را توضیح میدهد؟
https://farhikhtegandaily.com/news/216938/%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF%D8%9F/
.
هر کسی و با هر عنوان و جایگاهی اگر خود را مدافع ایران و تمدن و تاریخ و هویت ایرانی معرفی کرد اما ایرانیت را در تضاد یا در مقابل با اسلامیت تعریف کرد، یقین بدانید که اندازه سر سوزنی از ایران و ایرانیت شناخت ندارد و در بهترین حالت جاهلی پر ادعاست و به احتمال قریب به یقین در تک تک بزنگاههای تاریخی دانسته و ندانسته در خدمت دشمنان ایران به کار گرفته میشود.
بخش عظیمی و بزرگی از تاریخ و هویت و تمدن ایران چنان با اسلام عجین شده است که جدا کردن مولفههای تمدنی ایران از اسلام (از شعر و نثر و اندرزنامه نویسی و سیاستنامه نویسی و موسیقی و مینیاتور و معماری تا عرفان و...) عملا آن مولفه را از اعتبار ساقط میسازد.
#خرمگس
🔗ایران، قالبی است که بیشترین تأثیر را از آموزههای انبیا و اسلام پذیرفته است. اسلامگرایی و ایراندوستی، دوگانه نیستند.
«جالب اینجاست که وقتی شما با هم وطنان ما صحبت میکنید میبینید که اکثراً نگرش مٌثله شدهای در موردِ هویّتِ ایرانی دارند و این امر در تاریخ معاصر ایران بسیار مشاهده میشود. اسلامیها میگویند تاریخ و هویّتِ ایرانی یعنی تشیّع و بس. آنهایی که به ما قبلِ اسلام علاقه دارند میگویند اسلام را باید کنار گذاشت چون ما، قبل از اسلام زرتشتی بودهایم و میبایستی به ایرانِ بزرگ و سلطنتی بازگشت. طرفداران بی چون و چرای غرب هم میگویند بیاییم غربی شویم و خود را از دردسرِ تاریخ ایران و اتّفاقاتِ آتی خلاص کنیم. انسان ایرانی کیست؟ به نظر من انسان ایرانی حاصلی از هر سه این گفتمان هاست. او هم به اسلامِ شیعه با تمامِ منضماتش اعتقاد دارد، حتّی اگر مدرن هم باشد روزه میگیرد. ضمناً به ایران باستان هم علاقه دارد و برای کورش و داریوش احترام خاصّی دارد. پس انسان ایرانی لایههای فرهنگی یا تمدّنی یا بهتر بگویم انسان شناختی و متافیزیکی گوناگونی دارد که به این سادگی نمیتوان یکی را به نام دیگری از بین برد»
تمدّن و تجدّد - رامین جهانبگلو
#خرمگس
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر جواد طباطبایی:
- نظام سنت ما دارای چند بعد است. یک ایرانی هستیم. دوم مسلمانیم. سوم سنت عقلی یونانی است. چهارمی سنت غربی تجدد است که ما گرفتیم. [عرفان ایرانی را هم باید به این سنتها افزود]
- ملت در ایران و آبشخورهای فکری-فرهنگی ایرانیان در یک قرن اخیر و به ویژه در چند دهه اخیر دستکاری شده و این به شدت خطرناک است.
- کسانی بر ایران حکومت میکنند که عموما نمیدانند ایران چیست. [منظور فهم فلسفی ایران است نه اینکه مساحت و تعداد جمعیت و.. ایران را نمی دانند] وقتی نمیدانند چیست، نمیتوانند برنامه و عملکرد درستی داشته باشند.
* سنت به مانند زبان خانه هستی است. هر بذری برای رشد و بالیدن نیاز به زمین دارد و سنت زمین یک جامعه برای کاشت بذر نو در آن جامعه است. کسی که زمین را نشناسد، نمیتواند محصول خوبی برداشت کند.
#خرمگس
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر جواد طباطبایی:
- روشنفکری دینی ما فهم درستی از سنت و کارکرد سنت در اجتماع ندارد.
- شما هیچ زبان دیگری را نمیتوانید بفهمید مگر اینکه یک زبان مادری داشته باشید، سنت این است. ما بروی این سنت ایستادهایم.
- ایران یک کشور متفاوت با تمام همسایگان است. همسایگان همه برادرانمان هستند، اما ما هیچ ربطی به اینها نداریم. ما یک کشور هستیم اما عراق کشور نیست. این علوم سیاسی جعلی نفهمیده آمریکایی است. عراق مجموعه قبیله است و قبیله رئیس قبیله میخواهد و اجماع این قبایل است که این کشورها را حفظ میکند.
- ما چه بخواهیم یا نخواهیم یک کشور و یک ملتیم و باید از این دفاع کنیم و این حرف جعلی کنونی قومیتها و... [یاوه است]
- ما یک ملتیم اگر چه برای مدتی زبان هم را نفهمیدیم. اما همه خود را جزء یک ملت میدانستیم. ما به این ملت بودن دست زدیم. حرف من اصلا سیاسی نیست.
*
پ.ن:
حکومت پهلوی اولین نظام سیاسی ایران بود که به معنای واقعی کلمه با عدم شناخت درست «ایران» به دستکاری هویت ایرانی دست زد و از عوامل دوقطبی شدن جامعه وشکلگیری گفتمانهای متضاد و دشمن یکدیگر در تاریخ معاصر ایران بود.
#خرمگس
شناخت ایران و ایرانشهر، به عنوان یک مفهوم فلسفی، چیزی نیست که فلان بلاگر-تحلیلگر اینستاگرام یا فلان جامعهشناسِ و روانشناس پکیجفروش و تشنه فالور و یا فلان دلال-سیاستمدار حوزه مسکن و یا فلان روحانی بیگانه با مفاهیم جدید و امثالهم قادر به شناخت آن باشد.
شناخت ایران نیاز به متفکرانی دارد که مطالعات عمیق و فلسفی در حوزه اساطیر ایران و ایران باستان و زرتشت و مانی و مزدک و صعود و سقوط امپراطوریهای ایرانی داشته باشد. ورود متافیزیک یونانی و درونی سازی آثار افلاطون و ارسطو و فلوطین و تاثیر آنها در جامعه ایرانی قرن چهارم و پنجم و پس از آن را بشناسد. خرد ایرانی و تفاوتهای آن با متافیزیک یونانی را بفهمد. عرفان ایرانی را به عنوان یک مسئله فکری و فلسفی درک کند. تاثیر اسلام و به ویژه نقش مذهب تشیع در شکلگیری هویت ایرانی را بفهمد. جایگاه شعر و ادبیات در شکلگیری جهان ایرانی را بشناسد. با هنرهای ایرانی آشنایی درستی داشته باشد.
تاریخ غرب به ویژه فلسفه کلاسیک و جدید و جامعهشناسی و روانشناسی غرب را بشناسد. مدرنیته و چگونگی ورود اندیشههای جدید به ایران را بفهمد و با فهم درست همه این مفاهیم سعی در تولید فکر و اندیشه و علوم انسانی و فلسفه و اندیشه سیاسی و جامعهشناسی مختص انسان ایرانی قرن بیستویکم را داشته باشد.
#خرمگس
همین سه سال قبل وسط دانشگاه صنعتی پسر و دختر فریاد نه اینوری نه اونوری.... سر میدادند.
زن و مرد به نظامیان کشور رکیکترین ناسزاها را میگفتند.
آنموقع هیچکدام از این الوات «تازه اخلاق مدار شده» مجازی نگران حجب و حیا و فرهنگ نبود، حالا یک دختر در تلویزیون به اسرائیل فحشی داده همه نگران اخلاق شدهاند.
جماعتی که با کلمه باجناق رکیکترین توهینها و تمسخرها را میکنند. با شورش ززآ کاری کردند که هنگام عبور از مقابل نوجوانان دختر و پسر باید گوشها را گرفت. شعارهای شرمآور دختران و پسران در ورزشگاههای فوتبال و کلیپهای مستهجن اینستاگرام و موسیقی رکیک الواتی مانند تتلو و شاهین نجفی و ساسی مانکن را نشان شجاعت و قدرت نسل جدید میدانند، حالا به آنی نگران اخلاق و فرهنگ شدهاند.
* طبیعتا ادبیات خانم شایسته رسانه و مردم نیست ولی کار این مملکت از این حرفها گذشته است.
#خرمگس
*سیدنظامالدین موسوی*، دانشآموختهٔ علوم سیاسی، *ایکس*:
این یک هشدار جدی است! مارک ساویا، نماینده ترامپ در عراق، در اولین اظهارنظر، بر ضرورت حذف «حشدالشعبی» تاکید کرد. نتیجه این پروژه، اجرای مدل سوریه در عراق توسط یک داعشی کراواتی مثل جولانی است. هشیار باشیم! سقوط سوریه مقدمه حمله هوایی به ایران بود و سقوط عراق، مقدمه حمله زمینی است!
*حسین دهباشی*، تاریخپژوه، *ایکس*:
گروه جنایتکار واکنش سریع در سودان ، جریان وحشتناکی چون داعش است و دستنشاندهٔ امارات و رابطهٔ راهبردی امارات با اسرائیل ، واضح و مبرهن. سرطان صهیونیسم ، سلول به سلول، اطرافاش را مبتلا میکند. منتظر باشیم تا سرکردهٔ این جانیان، چون جولانی ، نخست تحتتعقیب شود و سپس قهرمان غرب!
*نورنیوز*:
جنگ ۱۲ روزه به پایان رسیده اما گزارههایی که «معادلهٔ تهدید» را رقم میزنند، پایانپذیر نیست. انتخابات کنست در اسرائیل و کنگره در آمریکا فعلا «دورهٔ احتیاط» را پیش روی جنگافروزان گذاشته؛ اما بازی در میدان پنهان، بهویژه جنگ اطلاعاتی، ترور و نبرد شناختی پیچیدهتر خواهد شد.
♦️پرسش از غیبت وجوه ایجابی در گفتمان فلسفی-اجتماعی دکتر بیژن عبدالکریمی؟!
✍دکترمحمدحسن علائی
(جامعه شناس)
در این جستار در ادامه مکاتبات اخیرم با جناب دکتر بیژن عبدالکریمی عزیز، با هدف جلب مشارکت و همفکری مخاطبان گرامی؛ و در جهت ایجاد بستر مناسب برای فهم اهم آرا و مواضع اخیر ایشان در نسبت با کلیت گفتمان فلسفی و اجتماعی وی در دو سطح فلسفی-حکمی و نیز سیاسی-اجتماعی ناظر به اندیشه های این استاد ارجمند مطالبی تقدیم می گردد.
الف) در سطوح فلسفی و حکمی دکتر عبدالکریمی آرای سلبی ارزشمندی در موارد زیر ابراز کرده اند اما وجوه ایجابی آرای ایشان به واقع محل تأمل است:
-امر قدسی؛ حقیقت نا متعین:
ایشان در جای جای آثار و اقوال خویش به اینکه امر قدسی چه نیست اشاره کرده اند فی المثل ایشان بارها تکرار کرده اند که امر دینی از دین به مثابه فرهنگ؛ و دین به مثابه تئولوژی؛ و دین به مثابه ایدئولوژی؛ و دین به مثابه ابژه مطالعه ممتاز و متفاوت است اما در بیان وجوه ایجابی آن شاید بتوان چنین بیان داشت که در مقام یک استاد توانمند فلسفه اهتمام چندانی نورزیدهاند.
-خرد ایرانی:
دکتر عبدالکریمی در خصوص اینکه خرد ایرانی آن فهم و برداشت خطایی نیست که حوزویان به نحوی و روشنفکران به نحوی دیگر از آن دارند بسیار سخن گفته اند اما اینکه مولفه های این خرد چیست کم و بیش در آثار خود ایشان هم غائب است. اهمیت وجوه ایجابی این مباحث در منازعات و مباحثات روزمره ایرانیان در باب ایرانیت و اسلامیت و ملاحظات ایرانشهری بیش از پیش احساس می شود.
- تاملات نیچه ای-هایدگری:
همچنین دکتر عبدالکریمی در بحث از نیچه و هایدگر هم کمتر به لایه های فلسفی تر آرای این متفکران در آثار خویش می پردازند و از تشریح حاق تفکر و فلسفه ی این متفکران فلذا تمهید مقدمات فلسفه ورزی و تفکر در بطن آرای ایشان برای مخاطبان غالبا اجتناب می ورزند.
ب) در سطوح اجتماعی و سیاسی نیز دکتر عبدالکریمی سلبا آرای ارزشمندی در موارد زیر ابراز کرده اند اما وجوه ایجابی آرای ایشان حقیقتا پرسش برانگیز است:
-فلسفه سیاسی:
ایشان حضور دین در صحنه سیاست در یک جهان بالذات سکولار را نقد می کنند اما ضمن طرح گفتمان وفاق به لوازم تحقق آن با تاکید بر ضرورت بقای نظام سیاسی اشاره نمی کنند. یعنی سلبا انقلاب دوباره را برای ایران سم می دانند ولی با وجود بحران ها و انسدادها و شکاف ها در ارائه چشم انداز ایجابی بدیل کمتر احتجاح تئوریک از خویش به نمایش می گذارند.
-خودآگاهی تاریخی:
با وجود خلا عظیم گفتمانی و افت شدید سرمایههای اجتماعی و همدلی و وحدت ملی در کشور و علی رغم اهمیت گفتمان های وحدت آفرین باید اذعان داشت در خصوص مبحث خودآگاهی تاریخی هم آرای ایجابی در باب مولفه های این خودآگاهی تاریخی منطبق بر واقعیت گسسته طبقات اجتماعی "ما" -به خصوص ناظر بر تحولات شتابناک سال های اخیر ایران امروز- را کمتر از جانب دکتر عبدالکریمی شاهد هستیم.
- اجماع نخبگانی:
دکتر عبدالکریمی مدام از ضرورت این اجماع سخن می گویند و سلبا هزینه های عدم شکل گیری آن را بر می شمارند اما کمتر از لوازم تمهید و امکان آن به صورت ایجابی حرف می زنند. در صحنه ی عمل نیز توفیق چندانی در نضج گرفتن آن مخصوصا ناظر به افزایش شقاق ها در پیکره ی اجتماعی ایران پسارخداد قابل احصا نمی باشد. ضمنا نوعی ارادهگرایی نیز در این مورد در تأکید فراوان ایشان بر نقش نخبگان به نظر می رسد فارغ از اینکه نگارنده به هیج وجه نسبت به اصل اراده ورزی نخبگان و اهمیت حیاتی آن تشکیکی وارد نمی دارد.
-دولت-ملت شبه مدرن:
دکتر عبدالکریمی به درستی به خطرات و تهدیدات ضعف در بعد نیروی نظامی قدرتمند برای داشتن دولت-ملت قوی برای رسیدن به توسعه اشاره می کند ولی به دیگر عناصر اساسی و ایجابی دولت-ملت اشاره نمی کند.
-نقد جریان روشنفکری در نسبت با نظام سلطه:
مخصوصا در این باب که موضوع مکاتبات اخیر نگارنده با ایشان نیز بوده است دکتر عبدالکریمی سلبا و یک طرفه روشنفکران را رد می کند در حالی صرف نظر از شبه روشنفکران؛ بسیاری از اهل نظر از علمای جامعه شناسی؛ اقتصاددانان؛ متخصصین جغرافیای سیاسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل و حتی کارشناسان امنیتی و ... نظرات مستدل و مستوفای دیگری در نسبت با نحوه تعامل با نظام سلطه در راستای حفظ منافع ملی ابراز می دارند که در مواضع دکتر عبدالکریمی ایجابا هیچ استدلالی در پاسخ به این روشنفکران و متخصصین دیده نمی شود.
گفتمان مترقی عبدالکریمی ضمن خودآگاهی به خلأهای ایجابی گفتمان خویش می تواند و باید حساب معدود چهره های مغرض و یا ناآگاهی که در کنار سرکردگان نظام سلطه تشدید تحریم های ظالمانه بر علیه این ملت را روا دانستهاند با روشنفکران مسئول و متعهد نسبت به آینده ی کشور و منافع ملی را در گفتمان خویش به وضوح هر چه تمام جدا کرده، نسبت به ملاحظات ایشان گشودگی بیشتری از خویش نشان دهد.