eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر جواد طباطبایی: - روشنفکری دینی ما فهم درستی از سنت و کارکرد سنت در اجتماع ندارد. - شما هیچ زبان دیگری را نمی‌توانید بفهمید مگر اینکه یک زبان مادری داشته باشید، سنت این است. ما بروی این سنت ایستاده‌ایم. - ایران یک کشور متفاوت با تمام همسایگان است. همسایگان همه برادران‌مان هستند، اما ما هیچ ربطی به اینها نداریم. ما یک کشور هستیم اما عراق کشور نیست. این علوم سیاسی جعلی نفهمیده آمریکایی است. عراق مجموعه قبیله است و قبیله رئیس‌ قبیله می‌خواهد و اجماع این قبایل است که این کشورها را حفظ می‌کند. - ما چه بخواهیم یا نخواهیم یک کشور و یک ملتیم و باید از این دفاع کنیم و این حرف جعلی کنونی قومیت‌ها و... [یاوه است] - ما یک ملتیم اگر چه برای مدتی زبان هم را نفهمیدیم. اما همه خود را جزء یک ملت می‌دانستیم. ما به این ملت بودن دست زدیم. حرف من اصلا سیاسی نیست. * پ.ن: حکومت پهلوی اولین نظام سیاسی ایران بود که به معنای واقعی کلمه با عدم شناخت درست «ایران» به دستکاری هویت ایرانی دست زد و از عوامل دوقطبی شدن جامعه وشکل‌گیری گفتمان‌های متضاد و دشمن یکدیگر در تاریخ معاصر ایران بود.
شناخت ایران و ایرانشهر، به عنوان یک مفهوم فلسفی، چیزی نیست که فلان بلاگر-تحلیل‌گر اینستاگرام یا فلان جامعه‌شناسِ‌ و روانشناس پکیج‌فروش و تشنه فالور و یا فلان دلال‌-سیاستمدار حوزه مسکن و یا فلان روحانی بیگانه با مفاهیم جدید و امثالهم قادر به شناخت آن باشد. شناخت ایران نیاز به متفکرانی دارد که مطالعات عمیق و فلسفی در حوزه اساطیر ایران و ایران باستان و زرتشت و مانی و مزدک و صعود و سقوط امپراطوری‌های ایرانی داشته باشد. ورود متافیزیک یونانی و درونی سازی آثار افلاطون و ارسطو و فلوطین و تاثیر آنها در جامعه ایرانی قرن چهارم و پنجم و پس از آن را بشناسد. خرد ایرانی و تفاوت‌های آن با متافیزیک یونانی را بفهمد. عرفان ایرانی را به عنوان یک مسئله فکری و فلسفی درک کند. تاثیر اسلام و به ویژه نقش مذهب تشیع در شکل‌گیری هویت ایرانی را بفهمد. جایگاه شعر و ادبیات در شکل‌گیری جهان ایرانی را بشناسد. با هنرهای ایرانی آشنایی درستی داشته باشد. تاریخ غرب به ویژه فلسفه کلاسیک و جدید و جامعه‌شناسی و روانشناسی غرب را بشناسد. مدرنیته و چگونگی ورود اندیشه‌های جدید به ایران را بفهمد و با فهم درست همه این مفاهیم سعی در تولید فکر و اندیشه و علوم انسانی و فلسفه و اندیشه سیاسی و جامعه‌شناسی مختص انسان ایرانی قرن بیست‌ویکم را داشته باشد.
همین سه سال قبل وسط دانشگاه صنعتی پسر و دختر فریاد نه اینوری نه اونوری.... سر می‌دادند. زن و مرد به نظامیان کشور رکیک‌ترین ناسزاها را می‌گفتند. آنموقع هیچکدام از این الوات «تازه اخلاق مدار شده» مجازی نگران حجب و حیا و فرهنگ نبود، حالا یک دختر در تلویزیون به اسرائیل فحشی داده همه نگران اخلاق شده‌اند. جماعتی که با کلمه باجناق رکیک‌ترین توهین‌ها و تمسخرها را می‌کنند. با شورش ززآ کاری کردند که هنگام عبور از مقابل نوجوانان دختر و پسر باید گوش‌ها را گرفت. شعارهای شرم‌آور دختران و پسران در ورزشگاه‌های فوتبال و کلیپهای مستهجن اینستاگرام و موسیقی رکیک الواتی مانند تتلو و شاهین نجفی و ساسی مانکن را نشان شجاعت و قدرت نسل جدید می‌دانند، حالا به آنی نگران اخلاق و فرهنگ شده‌اند. * طبیعتا ادبیات خانم شایسته رسانه و مردم نیست ولی کار این مملکت از این حرف‌ها گذشته است.
*سیدنظام‌الدین موسوی*، دانش‌آموختهٔ علوم سیاسی، *ایکس*: ‌این یک هشدار جدی است! مارک ساویا، نماینده ترامپ در عراق، در اولین اظهارنظر، بر ضرورت حذف «حشدالشعبی» تاکید کرد. ‌نتیجه این پروژه، اجرای مدل سوریه در عراق توسط یک داعشی کراواتی مثل جولانی است. هشیار باشیم! سقوط سوریه مقدمه حمله هوایی به ایران بود و‌ سقوط عراق، مقدمه حمله زمینی است!
*حسین دهباشی*، تاریخ‌پژوه، *ایکس*: ‌گروه جنایتکار واکنش سریع در ‌ سودان ‌، جریان وحشتناکی چون ‌ داعش ‌ است و دست‌نشاندهٔ ‌ امارات ‌ و رابطهٔ راهبردی امارات با ‌ اسرائیل ‌، واضح و مبرهن. سرطان ‌ صهیونیسم ‌، سلول به سلول، اطراف‌اش را مبتلا می‌کند. منتظر باشیم تا سرکردهٔ این جانیان، چون جولانی ‌، نخست تحت‌تعقیب شود و سپس قهرمان غرب!
*نورنیوز*: ‌جنگ ۱۲ روزه به پایان رسیده اما گزاره‌هایی که «معادلهٔ تهدید» را رقم می‌زنند، پایان‌پذیر نیست. انتخابات کنست در اسرائیل ‌ و کنگره در آمریکا ‌ فعلا «دورهٔ احتیاط» را پیش روی جنگ‌افروزان گذاشته؛ اما بازی در میدان پنهان، به‌ویژه جنگ اطلاعاتی، ترور و نبرد شناختی ‌ پیچیده‌تر خواهد شد.
♦️پرسش از غیبت وجوه ایجابی در گفتمان فلسفی-اجتماعی دکتر بیژن عبدالکریمی؟! ✍دکترمحمدحسن علائی (جامعه شناس) در این جستار در ادامه مکاتبات اخیرم با جناب دکتر بیژن عبدالکریمی عزیز، با هدف جلب مشارکت و همفکری مخاطبان گرامی؛ و در جهت ایجاد بستر مناسب برای فهم اهم آرا و مواضع اخیر ایشان در نسبت با کلیت گفتمان فلسفی و اجتماعی وی در دو سطح فلسفی-حکمی و نیز سیاسی-اجتماعی ناظر به اندیشه های این استاد ارجمند مطالبی تقدیم می گردد. الف) در سطوح فلسفی و حکمی دکتر عبدالکریمی آرای سلبی ارزشمندی در موارد زیر ابراز کرده اند اما وجوه ایجابی آرای ایشان به واقع محل تأمل است: -امر قدسی؛ حقیقت نا متعین: ایشان در جای جای آثار و اقوال خویش به اینکه امر قدسی چه نیست اشاره کرده اند فی المثل ایشان بارها تکرار کرده اند که امر دینی از دین به مثابه فرهنگ؛ و دین به مثابه تئولوژی؛ و دین به مثابه ایدئولوژی؛ و دین به مثابه ابژه مطالعه ممتاز و متفاوت است اما در بیان وجوه ایجابی آن شاید بتوان چنین بیان داشت که در مقام یک استاد توانمند فلسفه اهتمام چندانی نورزیده‌اند. -خرد ایرانی: دکتر عبدالکریمی در خصوص اینکه خرد ایرانی آن فهم و برداشت خطایی نیست که حوزویان به نحوی  و روشنفکران به نحوی دیگر از آن دارند بسیار سخن گفته اند اما اینکه مولفه های این خرد چیست کم و بیش در آثار خود ایشان هم غائب است. اهمیت وجوه ایجابی این مباحث در منازعات و مباحثات روزمره ایرانیان در باب ایرانیت و اسلامیت و ملاحظات ایرانشهری بیش از پیش احساس می شود. - تاملات نیچه ای-هایدگری: همچنین دکتر عبدالکریمی در بحث از نیچه و هایدگر هم کمتر به لایه های فلسفی تر آرای این متفکران در آثار خویش می پردازند و از تشریح حاق تفکر و فلسفه ی این متفکران فلذا تمهید مقدمات فلسفه ورزی و تفکر در بطن آرای ایشان برای مخاطبان غالبا اجتناب می ورزند. ب) در سطوح اجتماعی و سیاسی نیز دکتر عبدالکریمی سلبا آرای ارزشمندی در موارد زیر ابراز کرده اند اما وجوه ایجابی آرای ایشان حقیقتا پرسش برانگیز است: -فلسفه سیاسی: ایشان حضور دین در صحنه سیاست در یک جهان بالذات سکولار را نقد می کنند اما ضمن طرح گفتمان وفاق به لوازم تحقق آن با تاکید بر ضرورت بقای نظام سیاسی اشاره نمی کنند. یعنی سلبا انقلاب دوباره را برای ایران سم می دانند ولی با وجود بحران ها و انسدادها و شکاف ها در ارائه چشم انداز ایجابی بدیل کمتر احتجاح تئوریک از خویش به نمایش می گذارند. -خودآگاهی تاریخی: با وجود خلا عظیم گفتمانی و افت شدید سرمایه‌های اجتماعی و همدلی و وحدت ملی در کشور و علی رغم اهمیت گفتمان های وحدت آفرین باید اذعان داشت در خصوص مبحث خودآگاهی تاریخی هم آرای ایجابی در باب مولفه های این خودآگاهی تاریخی منطبق بر واقعیت گسسته طبقات اجتماعی "ما" -به خصوص ناظر بر تحولات شتابناک سال های اخیر ایران امروز- را کمتر از جانب دکتر عبدالکریمی شاهد هستیم. - اجماع نخبگانی: دکتر عبدالکریمی مدام از ضرورت این اجماع سخن می گویند و سلبا هزینه های عدم شکل گیری آن را بر می شمارند اما کمتر از لوازم تمهید و امکان آن به صورت ایجابی حرف می زنند. در صحنه ی عمل نیز توفیق چندانی در نضج گرفتن آن مخصوصا ناظر به افزایش شقاق ها در پیکره ی اجتماعی ایران پسارخداد قابل احصا نمی باشد. ضمنا نوعی اراده‌گرایی نیز در این مورد در تأکید فراوان ایشان بر نقش نخبگان به نظر می رسد فارغ از اینکه نگارنده به هیج وجه نسبت به اصل اراده ورزی نخبگان و اهمیت حیاتی آن تشکیکی وارد نمی دارد.  -دولت-ملت شبه مدرن: دکتر عبدالکریمی به درستی به خطرات و تهدیدات ضعف در بعد نیروی نظامی قدرتمند برای داشتن دولت-ملت قوی برای رسیدن به توسعه اشاره می کند ولی به دیگر عناصر اساسی و ایجابی دولت-ملت اشاره نمی کند. -نقد جریان روشنفکری در نسبت با نظام سلطه: مخصوصا در این باب که موضوع مکاتبات اخیر نگارنده با ایشان نیز بوده است دکتر عبدالکریمی سلبا و یک طرفه روشنفکران را رد می کند در حالی صرف نظر از شبه روشنفکران؛ بسیاری از اهل نظر از علمای جامعه شناسی؛ اقتصاددانان؛ متخصصین جغرافیای سیاسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل و حتی کارشناسان امنیتی و ... نظرات مستدل و مستوفای دیگری در نسبت با نحوه تعامل با نظام سلطه در راستای  حفظ منافع ملی ابراز می دارند که در مواضع دکتر عبدالکریمی ایجابا هیچ استدلالی در پاسخ به این روشنفکران و متخصصین دیده نمی شود. گفتمان مترقی عبدالکریمی ضمن خودآگاهی به خلأهای ایجابی گفتمان خویش می تواند و باید حساب معدود چهره های مغرض و  یا ناآگاهی که در کنار سرکردگان نظام سلطه تشدید تحریم های ظالمانه بر علیه این ملت را روا دانسته‌اند با روشنفکران مسئول و متعهد نسبت به آینده ی کشور و منافع ملی را در گفتمان خویش به وضوح هر چه تمام جدا کرده، نسبت به ملاحظات ایشان گشودگی بیشتری از خویش نشان دهد.
⭕️هشدار: فریب «نظام‌ آپاراتوس» را نخورید! 🔻«جنگ روایت‌ها» در نبرد قدرت‌ها 🔸جهان ما در جدال ناگزیر قدرت‌های بزرگ با یک‌دیگر، تبدیل به «جنگ روایت‌ها» شده است. این قدرت‌ها برای هر حادثه‌ای، تفسیر خاص خود را ارائه می‌دهند؛ زمانی لازم بود زلنسکی قهرمانی باشد که برای آزادی می‌جنگد، اما در زمانی دیگر لازم شد که بازی به‌هم بخورد و از او یک دلقک ساختند و فیلم‌های رقص و کمدی او را منتشر کردند. در روایتی دیگر، زلنسکی دلقکی تصویر می‌شود که در دام غرب افتاده است. این‌جاست که پای «نظام آپاراتوس» به میان می‌آید. 🔻تئوری «آپاراتوس»: از سینما تا جامعه 🔸با اقتباس از آرای ژان بودری، نظریه‌پرداز فرانسوی سینما، این ایده که «سینما ماهیتاً واقعیت را بازتاب نمی‌دهد، بلکه آن را بر اساس گرایش‌های خاصی می‌سازد»، پایه‌ی نظریه‌ی «آپاراتوس» را تشکیل می‌دهد. تماشاگر در سینما زندگی را می‌بیند، اما این زندگی نیست، بلکه تنها چند عکس است که در ثانیه حرکت می‌کند و به تو القا می‌کند که حرکت است. این ساختگی‌بودن با تکنیک‌هایی مانند «میزانسن» (صحنه‌آرایی؛ جاگذاری دوربین و نورپردازی) کامل می‌شود و می‌توان از یک شخص، چهره‌ای فکور یا کریه ساخت. هر فیلمی یک «روایت» دارد و این کارگردان است که به تماشاگر دیکته می‌کند قهرمان کیست و ضد قهرمان کیست. 🔸این نظریه سپس توسط آلتوسر به صحنه‌ی جامعه کشانده شد و گفت که: «جامعه هم مثل یک سینماست. قدرت‌های بزرگ با در دست داشتن «دستگاه آپاراتوس» جامعه، برای مردم روایت‌سازی و داستان‌پردازی می‌کنند و برای آنان تعیین می‌کنند که قهرمانان و ضدقهرمانان جهان کیانند.» 🔻جهان به مثابه سینما 🔸دکتر عبدالکریمی این نظریه را در سطح جهانی به کار می‌گیرد و می‌گوید: جهان کنونی یک سینماست و یک سیستم آپاراتوس دارد که در دست قدرت‌های بزرگ (صاحبان رسانه‌های بزرگ) است. 🔸یک مثال عینی؛ اسرائیل به نیروهای نظامی و امنیتی خودش که باعث قحطی و مرگ میلیون‌ها نفر شدند، مدال قهرمانی می‌دهد. در مقابل، سردار سلیمانی ما یک «تروریست» معرفی می‌شود. این‌ها برساخته‌های روایت‌سازی دروغین «نظام آپاراتوس» است که متأسفانه برخی از مردم به‌صورت چشم‌وگوش‌بسته از دستگاه‌های تبلیغاتی امپراتوری‌های بزرگ گرفته و طوطی‌وار آن را نشر می‌دهند. 🔻جنگ دوازده روزه و روایت‌های متضاد 🔸این پرسش که «آیا ما در جنگ دوازده روزه شکست خوردیم یا پیروز شدیم؟» به روایت بستگی دارد. روایت «آپاراتوس مسلط» می‌گوید اسرائیل برتر مطلق بود و تنها به دلایل بشردوستانه حمله نکرد. اما در مقابل، روایت مبتنی بر «واقعیت» این‌گونه است: اگر اسرائیل می‌توانست، ما را مثل غزه با خاک یکسان می‌کرد، اما نتوانست، زیرا شکست خورد. دلیلش این بود که نتانیاهو خود از آمریکا درخواست آتش‌بس کرد، چون تاب‌آوری اسرائیل به پایان رسیده بود. حتی آمریکا برای قبول آتش‌بس به ما امتیاز فروش نفت به چین را داد. اما نظام آپاراتوس در ذهن جوانان ما این‌گونه القا کرد که ما شکست خوردیم. 🔻نقد نسل جوان: طوطی‌وارگی به‌جای تفکر 🔸گله‌ی اصلی دکتر عبدالکریمی از «نسل جوان» این است که بسیار ساده‌اندیشانه هر روایتی که دستگاه آپاراتوس می‌گوید را تکرار می‌کنند. باید به خاطر بسپارند که رسانه‌های بیگانه‌ای مانند BBC، ایران‌اینترنشنال و VOA برای ما دل نمی‌سوزانند. کار آن‌ها تأمین منافع خودشان و کور کردن چشم خودآگاهی ملت‌ها است. 🔸شایسته نیست که این نسل یک طوطی باشد و به سهولت هر روایتی را که برای آن‌ها مطرح کردند بپذیرند. بایستی روایتی را بپذیرند که: · جهان را همان‌گونه که هست نشان دهد، یا به حقیقت نزدیک‌تر باشد، حتی اگر شکست باشد · به نفع ملت ما باشد و به کشورمان کمک کند 🔻وحدت در برابر دشمن خارجی 🔸حق نقد داخلی برای همه وجود دارد؛ به جمهوری اسلامی می‌توان انتقادات جدی داشت. در حاکمیت و گفتمان انقلاب، جهل و نادانی و خطاهای بزرگ وجود داشته است. اما در برابر دشمنی مثل اسرائیل و آمریکا، به هیچ وجه جانب حکومت خود را نباید رها کرد‌؛ زیرا خلأ قدرت در یک کشور خاورمیانه‌ای به معنای نابودی کامل آن است. 🔻نتیجه‌گیری: جنگ، جنگ روایت‌هاست حرف نهایی دکتر عبدالکریمی این است: جنگ، جنگ روایت‌هاست. این روایت‌هایی که مثلاً می‌گویند «حکومت ایران مسئله است، نه ایران»، به طور مستقیم از اتاق‌های فکر اسرائیلی و سازمان‌هایی مانند موساد و سیا سرچشمه می‌گیرد. وظیفه‌ی ما اندیشیدن و گزینش روایتی است که حقیقی‌تر و متعهد به منافع ملی باشد. 📖ادامه دارد... ✍تفرشی 🆔@world_order
🔴فرمول ایستادن ایران در شهرآشوب جهانی ⭕مهدی خانعلی‌زاده، مدرس دانشگاه در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت: 🔴 در ماه‌های اخیر، احتمالات زیادی درباره‌ وقوع جنگ در نقاط مختلف جهان مطرح شده که حالا دو نقطه‌ عطف دارد؛ جنگ احتمالی ایالات متحده با ونزوئلا و جنگ احتمالی اسرائیل با لبنان. درباره‌ چرایی افزایش خطر جنگ در فضای بین‌المللی متغیر‌های متعددی مطرح است؛ اما می‌توان این‌گونه جمع‌بندی کرد که تلاش واحد‌های سیاسی برای ارتقای قدرت و دستیابی به جایگاه بالاتر در نظام بین‌الملل، به‌عنوان بارزترین ویژگی دوران گذار نظام بین‌الملل شناخته می‌شود و در این مسیر، «جنگ» مهم‌ترین ابزار برای تغییر در بافتار قدرت واحد‌های سیاسی است. به‌صورت غیررسمی و نانوشته، بحران مالی ایالات متحده در سال 2008 میلادی به‌عنوان نقطه کانونی ورود جهان به دوران‌ گذار نظام بین‌الملل مورد بررسی قرار می‌گیرد. نگاهی به رفتار قدرت‌های بزرگ و سایر بازیگران عرصه جهانی بعد از این سال نشان می‌دهد یک باور عمومی در میان اندیشمندان روابط بین‌الملل نسبت به مسئله ‌گذار نظام بین‌الملل به وجود آمده و اکثر قریب به اتفاق دولت‌ها، رفتار‌های خود را با توجه به وقوع این رویداد تنظیم کرده‌اند. 🔴 زمینه‌چینی مسکو برای جنگ اوکراین و طراحی پکن برای طرح بلندپروازانه «ابتکار جاده و کمربند»، از جمله اقداماتی هستند که نشان از تلاش قدرت‌های بزرگ برای ارتقای سطح قدرت خود در دوران ‌گذار و تثبیت آن در نظام بین‌الملل بعدی دارد؛ چراکه یکی از ویژگی‌های مهم دوران‌ گذار نظام بین‌الملل، بی‌معناشدن هنجار‌های پیشین نظیر تمامیت ارضی، امور داخلی واحد‌های سیاسی و... است. اما سیاست ایران در قبال این جنگ‌ها چه باید باشد؟ پاسخ این سؤال می‌تواند الزاماتی را برای راهبرد جدید سیاست خارجی تهران در دنیای آشوبناک کنونی به دنبال داشته باشد. نکته محوری در پاسخ به این سؤال، توجه به پیچیدگی‌های نظام بین‌الملل در عصر کنونی است؛ زمانی که اساساً امکان بی‌توجهی به رویداد‌های بین‌المللی وجود ندارد و درهم‌تنیدگی متغیر‌های جهانی، تمام واحد‌های سیاسی را به‌نوعی درگیر تحولات بین‌المللی کرده، به‌عنوان‌مثال جنگ احتمالی واشنگتن با کاراکاس اگرچه در جغرافیای کاملاً متفاوتی نسبت به همسایگی ایران مطرح است؛ اما به دلیل تأثیر مستقیمی که بر بازار انرژی دارد، می‌تواند تبدیل به عامل مثبت یا منفی بر امنیت ملی ایران شود. جنگ احتمالی اسرائیل با لبنان هم می‌تواند کلید مدیریت بازدارندگی کشورمان باشد؛ یعنی نتیجه‌ای که در این جنگ رقم می‌خورد، تأثیر مستقیمی بر اراده و توان رژیم اسرائیل برای تهاجم نظامی مجدد به تهران دارد. 🔴 بر اساس همین درهم‌تنیدگی و به دلیل شرایط دوران گذار نظام بین‌الملل که جهان را بیشتر از هر زمان دیگری تبدیل به یک بستر آشوبناک و به‌اصطلاح اندیشمندان علم روابط بین‌الملل، آنارشیک تبدیل کرده، ایران نیازمند یک راهبرد جدید با الزامات جدید در روز‌ها و هفته‌های پیش روست. 🔴 از سوی دیگر باید تأکید کرد رویداد‌های کنونی در منطقه غرب آسیا را باید در چهارچوب یک تلاش صد و اندی ساله از سوی طرف غربی برای ایجاد یک نظم امنیتی در این منطقه فهم کرد؛ اقداماتی که از 1917 میلادی و ایام منتهی به فروپاشی امپراتوری عثمانی با امضای توافق «سایکس - پیکو» آغاز شد، با تحولات جنگ جهانی دوم و تأسیس اسرائیل ادامه پیدا کرد، به درگیری‌های لبنان در سال‌های 2000 و 2006 میلادی رسید، جنگ سوریه را رقم زد و نهایتاً با ناکام ماندن طرح ابراهیم توسط عملیات طوفان الاقصی، حالا به مرحله حساس و تعیین‌کننده‌ای در تحولات مرتبط با کشور سوریه و عراق رسیده است. در چنین شرایطی که به تعبیر رهبر انقلاب، شرایط مرگ و زندگی هم برای شبکه مقاومت و هم برای طرف غربی وجود دارد، «کارتِ بازی» دیدن راهبرد‌های منطقه‌ای ایران در حکم یک ساده‌انگاری تاریخی است که می‌تواند زمینه‌ساز آسیب‌دیدن جدی منافع ملی کشورمان باشد. 🔴 همان‌طور که عدم درک درست تحولات منتهی به جنگ جهانی دوم و استفاده از تحلیل‌های «شیک ولی غیرواقعی» در آن سال‌ها زمینه‌ساز اشغال ایران شد و شهریور 1320 خورشیدی را رقم زد، در شرایط کنونی هم شعار‌های زیبا ولی توخالی مانند «پرهیز از جنگ و پایبندی به بی‌طرفی» می‌تواند خطر جدی را متوجه امنیت و منافع ملی کشورمان کند. منطقه غرب آسیا در دوران‌ گذار نظام بین‌الملل، آبستن جنگ‌های فراوان دوجانبه و چندجانبه است و هر واحد سیاسی که این مسئله را به درستی درک نکند، آسیب خواهد دید. این همان راهبردی است که کشور‌هایی مانند ترکیه و امارات متحده عربی در حال پیاده‌سازی آن هستند و به دنبال ارتقای قدرت و افزایش عمق راهبردی خود با استفاده از فضای موجود در شرایط کنونی دوران‌ گذار هستند.
هدایت شده از KHAMENEI.IR
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 رهبر انقلاب صبح امروز در دیدار هزاران نفر از دانش‌آموزان و دانشجویان: ✏️تنها راه‌حل بسیاری از مشکلات و مصونیت‌بخشی به کشور، قوی شدن است. قوت مدیریتی، علمی، نظامی و انگیزه. دولت باید امور مربوط به خود را با قوت انجام دهد. ۱۴۰۴/۰۸/۱۲ 🖥 Farsi.Khamenei.ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📣 رهبر انقلاب صبح امروز در دیدار هزاران نفر از دانش‌آموزان و دانشجویان: ✏️تنها راه‌حل بسیاری از مشک
⭕️ضرورت تدوین یک «نظریه‌ی قدرت» ایرانی-اسلامی؛ درمان درد دیرینه‌ی ایران ▪️آیا بدون یک نظریه‌ی قدرت می‌توان در جهان امروز «قدرتمند» بود؟ چین قدرت کنونی خود را نه از اندیشه‌ها و مواضع ایدئولوژیک مارکسیستی‌اش، بلکه از فهم منابع قدرت در جهان مدرن به دست آورده است. شروع کرد به تغییر جهت‌دادن و نیل به منابع جدید قدرت. قدرت دیگر تنها وجه نظامی ندارد که با موشک قوی شویم، بلکه وجوه و چهره‌هایی سخت و نرم دارد. ابعاد مختلف فلسفی، علمی، دینی، تکنولوژی، اقتصادی، نظامی، سیاسی، اطلاعاتی، سازماندهی اجتماعی و... دارد. قدرت امروزه تنها دولت نیست. دولت اگر چه مهم، اما یکی از ابزارهای نیل به قدرت است که تولید قدرت می‌کند. دولت، ابزار تولید، توزیع و مصرف قدرت است. می‌توان گفت قدرت، هسته‌ی سخت دولت است. متأسفانه ما هنوز در سپهر معانی پیشین مفاهیم سیر می‌کنیم، در حالی که این مفاهیم معانی جدیدی پیدا کرده‌اند. مسأله‌ی جمهوری اسلامی، به نظر من که مدت مدیدی است در کانال تأکید بر آن می‌کنم، تولید و تدوین یک «نظریه‌ی قدرت» است که سر در سنت و پای در جهان جدید دارد. اصلا نمی‌توان فارغ از مناسبات قدرت، گوشه عزلت گزید و غرب‌گریز یا غرب‌ستیز بود. اساساً قدرت در خلأ، جریان ندارد، که در جنگ دائمیِ عینی حضور دارد. یعنی قدرت، حضور و تعین دارد و هم در جنگ و تضاد وجودی است. لذا پویاست. این مسأله یک پرابلم است که مشهور است در تاریخ ایران از زمان عباس میرزا شکل گرفت و امروزه آیت‌الله خامنه‌ای در عمل، به دنبال پاسخ درخور و کارآمدی به آن است. اصلا آیت‌الله خامنه‌ای چون قدرت و مناسبات آن را با مختصاتی واقعی فهمید، تنها فقیه و سیاستمدار رده‌بالای ایرانی است که پروژه‌‌ی علمی-سیاسی‌ او جدی است و الا چه فرقی با دیگران داشت که برخی‌شان می‌گفتند: «دنیای امروز دنیای موشک نیست، دنیای گفتمان‌هاست» ؟ اصلا طیف‌های غربگرا از گفتمان سازندگی، اطلاح‌طلبی و اعتدال و... در ایران، از ابتدا هم جدی نبودند. آن‌ها به دنبال توسعه بودند اما از پیش‌نیاز و شرط مهم و اصلی توسعه که قدرت باشد، غفلت داشتند. در واقع، یا فاقد نظریه قدرت بودند و یا نظریات قدرت‌شان از بیخ غلط بود و همین بود که روی مذاکره و دیپلماسی مانور می‌دادند. هرچه زمان می‌گذرد، جهان، چهره‌ی خشن واقعی خود را عیان‌تر از گذشته نشان می‌دهد و ابتذال حرف‌های رمانتیک این گفتمان‌های مبتذل، بیش از پیش آشکار می‌شود. از طرفی برخی جریان‌ها از جمله سرداران نظامی و حزب اللهی هم که قدرت را فقط در موشک می‌بینند و مؤلفه‌های دیگر قدرت؛ اقتصادی، اطلاعاتی و سیاسی را کم‌رنگ می‌بینند و هژمونی را به شدت سخت‌افزاری می‌بینند. رئالیست‌ها قدرت را می‌فهمند، اما مادی، سخت و ساده، اگر چه رئالیست‌های شبکه‌ای در تلاش بودند تا قدرت را چندمولفه‌ای و شبکه‌ای درک کنند و قدرت درک حدی از پیچیدگی را داشته باشند اما تنها به وجه سیاسی و ژئوپلیتیکی آن توجه دارند و به علت مادی‌گرایی ماتریالیستی در روش و جهان‌بینی، قدرت درک جنبه‌های الهیاتی قدرت (الهیات شیعی) را نداشته و به‌خاطر تمرکز بر وجه سخت قدرت، از ساحت و جنبه‌ی تمدنی آن و وجوه ایده‌ای و انگاره‌ای و فلسفی آن غافل‌اند. حال آن‌که هر سه یا چهار سطح مهم است. اما آنچه در «واقعیت» تعیین تکلیف می‌کند شبکه‌ای از قدرت است که شکل‌گرفته از چینش این عناصر است با سهم تأثیر خاص. ازاین‌روی، به نظریه‌ی قدرتی احتیاج است که از جنبه‌های مختلف الهیاتی، فلسفی و علمی به ابعاد مختلف و پیچیده‌ی عینی و ذهنی، سخت و نرم قدرت در لایه‌های بنیادی، راهبردی و کاربردی بیندیشند و به سوال‌های مهم در این حوزه، که منبع قدرت چیست؟ مکانیزم‌های تولید، توزیع و مصرف آن کدام اند یا کدام باید باشند؟ مؤلفه‌های تعیین‌کننده‌ی قدرت در میدان واقعیت امروز کدام است؟ و... معمولاً این‌گونه بحث‌ها هم در مراکز حساس تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری باید پیگیری شود و به صورت کاملا تخصصی و در قالب گزارش‌های سیاستی نهایی شود. در اتاق‌هایی دربسته و کاملا علمی و تخصصی و اصلا نباید عمومی و در واقع مبتذل گردد. 🆔@NAZM_JAHANI