eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخن بزرگان: «پرستوها، پرستو هستند. پرستوها آدم هستند» - سیزیف به خاطر فریب خدایان به لعنت و رنج ابدی دچار شد. پرومته به علت در میان گذاشتن راز خدایان با انسان به رنج ابدی دچار شد. حال ما نه پادشاهیم، نه کسی را فریب داده‌ایم. نه رازی می‌دانیم که برملا کنیم و نه اصلا می‌دانیم چه گناهی کرده‌ایم که در این برهه از تاریخ این سرزمین و با این جماعت هموطن شده‌ایم و هر روزه مجبور به تحمل این بلاهت بی‌پایانیم:-) - به قیافه مجری هنگام تعریف رهایی استاد از پرستوها دقت کنید:-))
🔷 سین می‌کنی، سیو می‌کنی، ساین‌آپ می‌کنی ... ولی نمی‌خونی 🔹 اگه می‌خوای از خرده‌سواد برسی به مطالعۀ عمیق، این متن رو بخون 🔸 ظاهراً این روزها، خیلی از ما، مدام در حال یادگیری‌ هستیم: پیج‌های فلسفی را فالو می‌کنیم، ریلزهای یک دقیقه‌ای دربارۀ ابتذال شر را سین می‌کنیم، ویدیوهایی دربارۀ دل‌بستگی ناایمن را سیو می‌کنیم، پادکست‌های «نیچه در ده دقیقه» را توی مسیر پلی می‌کنیم و گاهی هم یک مسترکلاسِ «چطور مثل متفکران بزرگ فکر کنیم؟» را ساین‌آپ می‌کنیم و مطمئن هم هستیم که داریم رشد می‌کنیم. اما خیلی‌هایمان معمولاً یک متن عمیق و بلند را تا آخر نمی‌خوانیم چون «تایمشو» نداریم، یا کتاب و مجله نمی‌خریم چون خیلی گران‌اند. 🔸 اما واقعاً مسئله فقط گرانی و کمبود وقت است؟ بیشترِ ما ساعت‌های زیادی را در همین شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانیم به این خیال که داریم دنبال دانش و آگاهی می‌رویم و فکر می‌کنیم این محتواها رایگان است. اما همان‌طور که اقتصاددان‌ها می‌گویند، «هیچ چیز رایگان نیست». ما داریم هزینۀ این‌ها را با زمان و توجهمان می‌دهیم که از هر چیز دیگری ارزشمندتر است و این هزینه را عملاً به خودِ پلتفرم‌ها می‌پردازیم، و البته که گاهی برای دوره‌های آموزشی گران و کم‌مایه پول هم می‌پردازیم. 🔸 حالا چه باید کرد؟ آیا باید همدیگر را به‌خاطر وضعیتی که در آن قرار گرفته‌ایم سرزنش کنیم؟ به‌هرحال اینکه آدم به‌جای ول‌چرخیدن در شبکه‌های اجتماعی سراغ «خُرده‌محتواهای فکری» برود خودش یک قدم مثبت است. اما آیا باید تسلیم پلتفرم‌ها شویم و به همین مقدار راضی باشیم؟ 🔸 پلتفرم‌ها با همۀ مزیت‌هایشان یک جور دانش فست‌فودی ساخته‌اند؛ کوتاه، جذاب و مصرفی. برای اینکه وقت بیشتری را در آن‌ها بگذرانیم طوری طراحی شده‌اند که مدام محتوای کوتاه و جذاب جلوی چشممان بگذارند. این روند کم‌کم تمرکزمان را می‌گیرد و کاری می‌کند که دیگر به‌راحتی سراغ متن‌های بلند و محتوای جدی نرویم. از جایی به بعد هم آدم خیال می‌کند دیدن چند پست و یکی دو ویدیوی آموزشی یا پادکست همان کاری را می‌کند که قبلاً کتاب و مجله می‌کرد. درحالی‌که این‌ها در بهترین حالت فقط شروع کارند. 🔸 پس مسئله این نیست که پلتفرم‌ها بدند. پادکست و یوتیوب و پست‌های تحلیلی لازم‌اند و اتفاقاً کمک می‌کنند درهای جدیدی به رویمان باز شود و با موضوعاتی تازه آشنا شویم. مسئله این است که این‌ها جای مطالعۀ عمیق را نمی‌گیرند. خواندن است که اجازه می‌دهد استدلالی را از اول تا آخر «دنبال کنیم» و به جزئیات حساس شویم. 🔸 استفانیه دل‌توفو، زبان‌شناس و استاد توسعۀ انسانی دانشگاه دلاور، در مطلبی که در شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان منتشر شده می‌گوید شنیدن و دیدن هم ابزارهای فهمیدن‌اند، اما دقیقاً همان کاری را نمی‌کنند که خواندن می‌کند. در شنیدن باید با سرعتِ گوینده جلو برویم و معمولاً هم‌زمان کار دیگری هم می‌کنیم، برای همین بخش‌هایی از مطلب در حافظه تثبیت نمی‌شود. خواندن اما اجازه می‌دهد مکث کنیم، برگردیم، جمله را دوباره ببینیم، سرعت را خودمان تنظیم کنیم و ایده‌ها را به دانسته‌های قبلی وصل کنیم. برای محتواهای عمیق و جدی، خواندن معمولاً نتیجۀ بهتری می‌دهد. 🔸 اگر این حرف‌ها را قبول نداشته باشیم، بقیۀ حرف‌ها هم فایده ندارد. اما اگر پذیرفتیم که عمیق‌شدن مستلزم خواندنِ متن‌های جدی است، سؤال بعدی این می‌شود که در این سیل محتوا از کجا بفهمیم کدام متن واقعاً ارزش خواندن دارد؟ 🔸 اینجاست که به میانجی‌های فرهنگی نیاز داریم؛ کسانی که میان متون متعدد بگردند، منابع را بسنجند، سروصداها را کنار بگذارند و یک بستهٔ خواندنیِ قابل‌اعتماد جلوی ما بگذارند. این همان کاری است که ما سال‌هاست در ترجمان انجام می‌دهیم: میانجیگریِ فرهنگی از طریق محتواگردانی؛ جست‌وجوی عمیق در منابع معتبر، ترجمه و ویرایش، و بعد چیدن آن‌ها در قالبی که خواننده‌ای با وقت و بودجۀ محدود هم بتواند دنبال کند. در قالب تازه‌ای که برای مجلۀ ترجمان طراحی کرده‌ایم نیز این نقش میانجی پررنگ‌تر از قبل شده است. 🔸 این شیوۀ انتخاب و ترجمه و چیدن محتوا با چند تا لایک و بازنشرِ تصادفی دوام نمی‌آورد. انتخاب از میان منابع معتبر جهانی و تبدیل‌کردنشان به متن خواندنی، کار وقت‌گیر و پرهزینه‌ای است و اگر قرار باشد کیفیتش پایین نیاید، باید به خودِ خواننده تکیه کند، نه به الگوریتم. در مجله‌داری اسم این نوع پشتیبانی می‌شود «اشتراک».
هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
🔻فرق شما با ملی‌گراها و باستان‌گراها چیست؟ 🔻از شبی که از مجسمه تاریخی میدان انقلاب رونمایی شده است، عده‌ای زبان طعنه گشودند که: " اینها سال‌ها با ملی‌گرایی می‌جنگیدند؛ حالا خودشان پرچم میهن‌دوستی بلند کرده‌اند" 🔻این سخن، از چند سنخ است: یک دسته، همان جریان‌های ضدملیِ خارج‌نشین‌اند که طبیعی است از تقویت هویت ایرانی بترسند؛ چون فروپاشی ذهنی مردم، سرمایه اصلی آنهاست. دسته دوم کسانی‌اند که از تقویت معنا و هویت در جامعه ناراحت می‌شوند چون دکانشان روی بی‌ریشگی مردم بنا شده است. اما دسته سوم، اهل دغدغه‌اند و می‌گویند: "این کارها شبیه دولت‌های گذشته است که از ایران‌گرایی، باستان‌گرایی و کوروش‌نمایی، عَلَم ساختند؛ فرق امروز با آن روز چیست؟" 🔻این متن خطاب به گروه سوم است. اسلام هیچ امر انسانی و طبیعیِ ممدوح را طرد نکرده است. نه زیبایی را، نه خاک را، نه تاریخ را، نه هنر را. نه موسیقی... بلکه همه این‌ها را در خدمت حق قرار می‌دهد. "میهن"، در منطق دین، زمین مأموریت است؛ جایی که انسان باید در آن حق را اقامه کند. 🔻این ناسیونالیسمِ سکولار است که می‌گوید: "ایران، خودش هدف است. خاک و نژاد، اصالت دارد."اما در منطق ایمانی "ایران، ظرفِ هویت حق است. خاک، وسیله است نه مقصد." در اولی خاک و میهن و کوروش و غیره مقصد است  و انسان کوچک می‌شود در دومی از خاک تا افلاک  کریم می‌شود چون سنگرِ دفاع از حقیقت است. دقیقاً همان تفاوتی که بین دنیاگرایی مادی‌گرا و دنیاگرایی مؤمنانه وجود دارد. دنیا اگر مقصد شود، تباهی است؛ اما اگر نردبان تعالی باشد، عبادت است. در این نگاه هم کسانی که در دنیا متوقف می شوند و هم کسانی که به اسم آخرت، دنیا را رها می کنند و عزلت می گیرند هردو به یک اندازه در گمراهی اند. 🔻ملی‌گرایی که در آن متوقف شویم و فکر کنیم «اصالت با خاک است»، خطاست. اما ملی‌گرایی که ابزار هویت‌بخشی و مقاومت و مقابله با ظلم باشد، عین دینداری است. 🔻به همین دلیل است که رهبرانقلاب می فرمایند عده ای از ابتدای انقلاب در پی تقابل ایران و اسلام  بودند اما شهدا نشان دادند ایندو مقابل هم نیست. 🔻همین است فرق امروز با دیروز. این خاک هم معنا ساز است و هم دریافت کننده هویت است. خاک مظهر دینداری است. اینجاست که شب عاشورا و در دل نبرد، فرمودند: ای ایران بخوان. فراموش نکنیم که "ای ایران خدایی" دارای عقبه ایست تاریخی که اسلام را از سرطاقچه ها برداشت و خاک آنرا گرفت و روی زمین محقق ساخت و معنا بخشید. امروز نام ایران است که جلوه نورانی اش، چشم استکبار را کور کرده است.  خلاصه خاک می تواند چنان شود که آنرا صحن امام رضایی بدانند و بخوانند و روح و جان دل مومن شود. همشهری @mahdian_mohsen
🔴آیت‌الله خامنه‌ای علیه دو‌قطبی واهی ⭕مروری بر ۵ دهه تأکید رهبر انقلاب اسلامی بر توأمان دیدن ایرانیت و اسلامیت ماجرای تخریب آرامگاه فردوسی 🔴 سال‌های ابتدایی انقلاب، برخی برای تخریب آرامگاه فردوسی رفتند، رهبرانقلاب از جمله افرادی بود که شخصاً با این رفتار مخالفت کرد. رهبر انقلاب، این ماجرا را در دهه 70 اینگونه نقل کرده و گفتند: «اول انقلاب عده‌ای از مردمِ بااخلاصِ بی‌اطلاع رفته بودند قبر فردوسی را در توس خراب کنند! وقتی من مطلع شدم، چیزی نوشتم و فوراً به مشهد فرستادم؛ که آن را بردند و بالای قبر فردوسی نصب کردند؛ نمی‌دانم الان هم هست یا نه. بچه‌های حادی که به آن‌جا می‌رفتند، چشمشان که به شهادت بنده می‌افتاد، لطف می‌کردند و می‌پذیرفتند و دیگر کاری به کار فردوسی نداشتند!» امروز وطن با اسلام یکی است 🔴 در میانه جنگ ایران و عراق در سال 60 که رهبر انقلاب برای صحبت با رزمندگان به جبهه‌های جنگ رفته بودند یکی از حاضران این سؤال را مطرح کرد که «در ارتش توحیدی باید منطق این باشد که برای اسلام مبارزه می‌کنیم یا وطن؟» پاسخ رهبرانقلاب این بود که «امروز وطن با اسلام یکی است، اگر غیر از این بود، جای سؤال و جواب داشت؛ اما امروز وطن شما یعنی ایران عزیز با انقلاب ایران جفت شدند. اگر بخواهید از اسلام دفاع کنید؛ اما از ایران دفاع نکنید، چنین چیزی ممکن نیست.» مجسمۀ والرین را نشانشان دهید 🔴 تأکید رهبر انقلاب همواره بر این موضوع استوار بوده که می‌بایست قهرمانان و رویداد‌های تاریخی را به نمایش گذاشت. فروردین سال ۷۸ و در جریان سخنرانی نوروزی، رهبر انقلاب روایتی نقل کردند: «یک نفری برای من نقل می‌کرد، می‌گفت رفته بودیم یونان؛ ما را به مراکز گردشگری گوناگون می‌بردند و آنها را به ما نشان می‌دادند؛ از جمله به نقطه‌ای بردند، گفتند اینجا همان ‌جایی است که سپاهیان ایرانی آمدند و از ما شکست خوردند. مردم را به یک بیابان خالی می‌برند و نشان می‌دهند که اینجا آنجایی است که ایرانی‌ها در آن دوره لشکرکشی کردند و در اینجا شکست خوردند. یک فضای خالی را نشان می‌دهند، یک ماده‌های تاریخی را با یک فضای خالی اثبات می‌کنند. خوب، اینجا نزدیکی کازرون – آن‌طوری که شنیدم - مجسمه‌ والرین است، امپراتور روم که در مقابل پادشاه ایران زانو زده. خیلی خوب، اینجا را بروید نشان بدهید؛ این به آن در!» ما تاریخ داریم و یادمان نیست 🔴 در وجه دیگر رهبر انقلاب در مقایسه فیلم‌های تاریخی و افسانه‌ای که برخی از کشور‌ها ساخته بودند این نقد را در اردیبهشت ماه 1403 وارد کردند که «دیگران تاریخ ندارند و برای خودشان می‌سازند، حتی تلویزیون ما هم نشان می‌دهد آن را در داستان‌های دنباله‌دار، ما داریم و یادمان نیست.» یادآوری رویداد‌های تاریخی و مرور آن‌ها از جمله آنکه می‌تواند یادآور هویت تاریخی و ریشه‌دار مردم ایران باشد، این همانی‌سازی‌هایی با رویداد‌های اخیر پیدا خواهد کرد و از همه مهم‌تر گریز و کنکاش در رویداد‌های تاریخی این گزاره را اثبات می‌کند که هیچ زمان میان اعتقادات مذهبی مردم و هویت ملی آن‌ها دوگانه‌ای وجود نداشته است. پیچ و مهره‌های تمدن ایرانی از اسلام جدا نیست 🔴 رهبر انقلاب در آذر ماه 1403 بار دیگر تأکید کردند که هویت تاریخی ایران و هویت دینی از یکدیگر جدا نیستند. ایشان این موضوع را در دیدار با دست اندرکاران برگزاری کنگره بزرگداشت 24 هزار شهید اصفهان بیان کردند و گفتند: «ما چرا روی دینداری مردم اصفهان تأکید می‌کنیم، اصفهان نشان می‌دهد که جریان تدین و تشرع با جریان علم و صنعت و فرهنگ و تمدن و امثال این‌ها، درهم تنیده‌اند. نه تنها منافاتی ندارند بلکه اصلاً در هم تنیده‌اند. تمدن ایرانی که روزگاری در قله تمدن بشری قرار داشته از قدیم از قبل از اسلام، حتی با دین همراه بوده با تدین همراه بود، اینکه بعضی تلاش می‌کنند پیچ و مهره‌های مجموعه تمدن ایرانی را به زور از یکدیگر باز کنند، بین دین، بین علم، صنعت، فرهنگ، هنر و مانند این‌ها فاصله بیندازند، این کار هم غلط و خلاف واقع است، هم بیهوده است و امکان‌پذیر نیست.» 📕متن کامل گزارش فرهیختگان را در سایت بخوانید.
⭕️حقیقت چیست و چگونه می‌توان راست را از دروغ تشخیص داد؟ 📝این یادداشت، برداشت و تقریری از آراء و دیدگاه‌های دکتر بیژن عبدالکریمی است. 🔻مقدمه 🔸حقیقت کجاست؟ حقیقت چیست؟ و آیا اساساً حقیقتی وجود دارد یا ندارد؟ این پرسش، عادی نیست؛ این یکی از رازهای بزرگ جهان است. ما باید به قول گابریل مارسل، فیلسوف اگزیستانسیالیست فرانسوی، میان دو گونه پرسش تمایز قائل شویم: پرسش‌هایی که او «مسئله» یا Problem می‌نامد، و پرسش‌هایی که «راز» یا Secret می‌خواند. 🔻«مسائل» (Problems) 🔸ویژگی‌های پرسش‌های نوع «مسئله» به شرح زیر است: ۱. دارای پاسخ هستند (مانند محصول ترکیب اسید و باز) یا روزی به پاسخ می‌رسند (مانند داروی سرطان یا وجود موجودات زنده در سیارات دیگر). ۲. پاسخ‌های کلی، قطعی، ضروری، یقینی و الزام‌آور دارند (مانند 2+2=4 یا مجموع زوایای مثلث، 180 درجه است). این پاسخ‌ها جهانی (یونیورسال) هستند؛ فرقی نمی‌کند سفیدپوست باشید یا سیاه‌پوست، مسلمان باشید یا یهودی، در دویست سال پیش زندگی کنید یا پانصد سال بعد. نمی‌توان این پاسخ‌ها را نپذیرفت. ۳. پاسخ‌ها را از دیگران می‌گیریم (مانند مراجعه به دکتر، مکانیک، یا پذیرش اطلاعات تاریخی و جغرافیایی از منابع دیگر). ۴.کلیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند (مانند اخبار ورزشی یا اطلاعات تاریخی دربارهٔ قبایل آفریقایی). 🔻«رازها» (Secrets) – پرسش‌های بنیادین و کلان 🔸ویژگی‌های پرسش‌های نوع «راز» به این شرح است: ۱. پاسخ قطعی و نهایی ندارند (مانند معنای زندگی، معنای جهان، یا وجود خدا). ۲. پاسخ‌ها کلی و جهان‌شمول مانند مسائل (دودوتا چهارتا) نیستند و نمی‌توان آن‌ها را تقلید کرد. هرکس باید خودش به آن‌ها بیندیشد و پاسخ خود را بیابد. هیچ‌کس نمی‌تواند پاسخ خود را از دیگری وام بگیرد. ۳. پاسخ به این پرسش‌ها، کلیت زندگی فرد را دگرگون می‌کند. نگرش به خانواده، کار، سیاست و تمام مناسبات زندگی، در گرو پاسخ به این «رازها»ست. اگر بگوییم زندگی معنا دارد، یا خدا وجود دارد، همه چیز از روابط جنسی، اقتصادی، اجتماعی و... شکلی و جهتی می‌یابد و اگر بگوییم ندارد، همه چیز و همه‌ی مناسبات ما، شکل و جهت دیگری به خود می‌گیرد. 🔻راه تشخیص «حقیقت و راست» از دروغ 🔸در پاسخ به این پرسش جدی که«حقیقت چیست و چگونه بفهمیم چه کسی راست می‌گوید و کی دروغ؟» باید گفت: · اندیشیدن به این پرسش، خودْ آدمی‌شدن است: شرط آدمیت، اندیشیدن به رازهای بزرگ است. متأسفانه نسل‌های جدید (به تبع فضای جهانی، که فقط مختص ایران نیست) به این پرسش‌های بنیادین و رازهای بزرگ نمی‌اندیشند و این انتقاد بزرگی است. · تفکر اصیل را از متفکران بیاموزید: همان‌طور که ریاضی را از ریاضیدان می‌آموزیم، تفکر راستین (که اندیشیدن به رازهاست؛ مانند معنای زندگی و چیستی حقیقت) را باید از متفکران آموخت. فکر کردن به امور روزمره (مانند کار، ترافیک، مسکن، ازدواج و تشکیل خانواده) «تفکر روزمره» است، نه تفکر اصیل. · منبع خود را اصلاح کنید: جوانان ما بیشتر در فضای مجازی هستند و از سلبریتی‌ها می‌خوانند. سلبریتی‌ها اهل تفکر نیستند. شبکه‌هایی مانند VOA یا ایران‌اینترنشنال منبع خبر نیستند، این‌ها «فیک» هستند. برای تشخیص حقیقت، ناچاریم در مورد خودِ مفهوم حقیقت بیشتر تأمل و پژوهش کنیم. · واقعیت‌ها نسبت به اندیشه‌های ما بی‌تفاوت نیستند: حماقت یعنی کسی که چشمانش را به روی واقعیت‌ها می‌بندد. حماقت، بیماری بزرگی است که جهان ما را فراگرفته است. 📖ادامه دارد... 🆔Eitaa.com/nazm_jahani
📖صفحه‌ی دوم 🔻تفکر یعنی گفت‌وگو · گفت‌وگو با خود و دیگران: تفکر یعنی گفت‌وگو. حتی وقتی تنهایی فکر می‌کنی، با خودت گفت‌وگو می‌کنی. انسان‌های حقیقت‌جو - که دغدغه‌ی رازهای بزرگ و حقیقت را دارند و به مرز آدمیت رسیدند-، زندگی را به امور غریزی و روزمره، یا نیمه‌انسانی و نیمه‌حیوانی؛ تهیه‌ی غذا و داشتن دوست‌دختر و ارضاء جنسی، محدود نمی‌کنند و با دیگران زیاد بحث می‌کنند. متأسفانه نسل جدید اهل گفت‌وگو نیست، زود آن را قطع می‌کند و از گفت‌وگو وحشت دارد. اما آدم بزرگ از گفت‌وگو نمی‌هراسد. تفکر راستین‌؛ یعنی پردازش داده‌ها و تبدیل آن‌ به «معنا» و «دانش» از طریق گفت‌وگو و تبادل نظر (چه با خود، و چه با دیگران). · گفت‌وگو با زندگی و جهان: تفکر جایی است که شما دائماً با زندگی و جهان گفت‌وگو می‌کنید. واقعیت‌ها زبان دارند (زبانشان زبان انسانی نیست). فرد متفکر از بازخورد واقعیت (مانند انتقاد دانشجویان به استاد؛ واقعیتی که ملموس است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت) برای اصلاح خود استقبال می‌کند. تفکر اصیل یعنی داشتن گوش‌هایی برای شنیدن زبان خاموش واقعیت و دریافت داده‌های خام از جهان عینی. · فراتر از قبیلهٔ خود بروید: هر کوتوله‌ای می‌تواند درون قبیله و دِهِ خودش حرف بزند. آدم گنده کسی است که از قبیله و ده خودش پا فراتر بگذارد و در قبیله‌ای دیگر حرف بزند. اگر بتوانی از قبیله خودت پا در قبیله دیگری بگذاری و حرف بزنی، نشان می‌دهد که غنای وجودی و فرهیختگی داری. متأسفانه جامعه ما جامعه آدم‌های «کوتوله‌شده»‌ای است که فقط با همفکران خود می‌توانند حرف بزنند. البته این اقدام که بتوانی به دهی دیگر، قبیله‌ای دیگر، محله‌ای دیگر قدم بگذاری و در آنجا به گفت‌وگوی فکری بپردازی، به وجود، جرأت، شهامت، ظرفیت و قدرت فراوانی نیازمند است. نسل کنونی ما از نظر فکری به شدت کوچک‌شده است. تمام. 🆔http://Eitaa.com/nazm_jahani
این سلسله‌نوشتارها، تقریر و تحلیلی است از دیدگاه‌های دکتر بیژن عبدالکریمی که انصافاً تلاش می‌کنند بین مفاهیم فلسفی و مسائل عینی جامعه پیوند ایجاد کنند. آنچه در ادامه می‌آید، با حفظ اصالت مفاهیم و الهام از مباحث ایشان، در چهارچوب روایت نگارنده ارائه شده است. مطالب با مثال‌های عینی همراه شده است تا برای مخاطب غیرمتخصص نیز قابل استفاده باشد. 1⃣هشدار: فریب «نظام‌ آپاراتوس» را نخورید! 2⃣حقیقت چیست و چگونه می‌توان راست را از دروغ تشخیص داد؟ 3⃣ارکان گفت‌وگوی مؤثر: «فرهیختگی»، گفتار «دوزبانه» و رویکرد «یاریگرانه» 4⃣نسبت تفکر و سیاست: تأملاتی بر دیدگاه بیژن عبدالکریمی 5⃣در مصاف با «پوپولیسم» غرب‌گرا و «ساده‌انگاری» انقلابی ✍تفرشی 🆔http://Eitaa.com/nazm_jahani
به جای منشور کورش! قرار است مجسمۀ زانو زدن والریانوس امپراتور روم شرقی -بیزانس- در مقابل شاپور اول، پادشاه ساسانی در ورودی تهران، توسط شهرداری نصب شود. متأسفانه ما با جماعتی در کشورمان روبرو هستیم که از هر میراث تاریخی فقط همان جنبه‌های آزاردهنده‌اش را می‌پسندد و ترویج می‌کند! حالا هم که "ملی‌گرایی" این جماعت گُل کرده است، به جای آنکه مثلاً مجسمه‌ای از همان منشور کورش کبیر را در مکان‌های عمومی به نمایش بگذارند، به سراغ زانو زدن امپراتور والریانوس در مقابل شاپور اول رفته‌اند که به جای آنکه مایۀ مباهات باشد، از نقطه نظر اخلاق ملی و دینی ایرانیان، نشانۀ غرور و تکبر ناپسند و نوعی بی‌ظرفیتی ناشی از غلبه بر رقیب است! پایتختی که از هوای پاک و آب مورد نیاز شهروندان محروم است، انتخاب چنین مجسمه‌ای از میان دهها میراث ارزشمند ملی و تاریخی برای نصب در ورودی شهر، چیزی جز کژفهمی بنیادین از امر حکمرانی به بیننده القاء می‌کند؟
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
به جای منشور کورش! قرار است مجسمۀ زانو زدن والریانوس امپراتور روم شرقی -بیزانس- در مقابل شاپور اول،
به کدام ملت است این؟! به کدام مذهب است این؟! نقدی بر ایرادهای بنی اسرائیلی زیدآبادیِ ملّی ـ مذهبی! ✍️سامیار رستمی احمد زیدآبادی به تازگی در کانال تلگرامی خود که ( لینک نوشته ایشان را در ذیل آورده ام) کوچکترین محلی برای هیچ نوع اظهار نظری در حد یک لایک و دیسلایک هم در آن باقی نگذاشته است و طبق معمولِ خویش، بیشتر متکلم وحده هستند به انتقاد از نصبِ مجسمهٔ زانوزدنِ والریانوس امپراتور روم شرقی در برابر شاپور اول پادشاه ساسانی پرداخته و مدعی است که به زعم او این جماعت! که به تازگی ملی گرایی آنها گُل! کرده است مثل همیشه! تنها به ترویج جنبه های آزار دهندهٔ! میراث تاریخی کشور پرداخته و بجای نصب مجسمه ای از منشورِ! کوروش کبیر به نصبِ نمادی از میراث تاریخی ایران روی آورده اند که نه تنها مایۀ مباهات نیست بلکه از نقطه نظر اخلاقِ ملی و دینیِ ایرانیان!، نشانه ای از غرور و تکبرِ ناپسند! و نوعی بی‌ظرفیتیِ ناشیِ از غلبه بر رقیب است! و در خاتمه با گریزی (به گودرز! و از نوع شقایق های واژگون!،) به محرومیت شهروندان تهرانی از هوای پاک! و آب مورد نیاز!، بصورت ضمنی نصب این مجسمه را نشانه ای از کژفهمیِ بنیادین! آنان دانسته است! وقتی یک کنشگر سیاسی خود را یک نیروی ملی ـ مذهبی میداند قاعدتاً باید در تمام اظهار نظرها و اندیشه های او بارقه هایی از مذهب یا ملیت و یا بصورت توأمان مطرح و نمایان شود. آقای زید آبادی طی سالیان طولانی همواره بر ضرورتِ پیوند و حاکمیت این دو عنصر اساسی بر گفتمان سیاست داخلی و خارجی کشور که بدون کمترین تردیدی در شرایط خطیر امروزه بیش از پیش اهمیت یافته است، تأکید خاصی داشته اند با این اوصاف در زمانی که اسرائیل و سردمداران نظام سلطه جهانی کمتر روزی است که ایران و جهان را به حمله مستقیم نظامی تهدید نکنند، اینکه چرا ایشان انتظار دارند بجای نمایش قدرت و صلابت ملت و میهن ، باید برای تکریم اخلاق و اعلام نجابت ایرانی در گوش جهانیان منشور کوروش را فریاد بزنیم، محل سوال جدی است. سوای از نقدهای مستتری که در مقدمه اشاراتی داشتم، چند سوال ساده از ایشان دارم و امیدوارم به سمع و نظرشان برسد و یا آنانکه از مواضع سیاسی، ملی و مذهبی او اطلاع درست و دقیقی دارند پاسخ هایی شایسته ارائه کنند. اول...اگر نمایشِ شکوه و اقتدار تاربخی و ملیِ ایران زمین در این برهه حساس تاریخی، آزار دهنده است چرا، چگونه و برای چه کسانی آزار دهنده است؟! دوم...منظور شما از این «جماعت» که می‌گویید دقیقاً چه افراد یا جریانات سیاسی هستند؟! سوم... میراث های تاریخی که تاکنون این جماعت فقط جنبه‌های آزاردهنده‌اش را پسندیده و ترویج کرده اند، کدامند؟! چهارم... مگر زمانی آرزوی شما بعنوان یک نیروی سیاسی ملی ـ مذهبی جز این بود که تمام ارکان حاکمیت به اهمیت و ضرورت امر ملی پی برند و آن را در تمام زوایا و‌ جنبه های نظر و عمل فردی و اجتماعی خود جای خوش دهند پس حالا که به هر دلیلی حاکمیت به این ضرورت پی برده است شما را چه شده است که بجای تقدیر و تشویق با زبان طنز و نیش و کنایه، جهت گیری های ملّی آنها را زیر سوال می برید؟! پنجم...اگر مهم امر ملی و اقتدار ملی در کنار دین و مذهبی است که شما به آن باور دارید چه فرقی میکند که حاکمیت مجسمه زانوزدن دشمنان خویش را در میادین کشور نصب کند یا منشور کوروش را؟! ششم...شما و همفکران شما چرا و‌ چگونه باید تا این حد و اندازه نسبت به دشمنان قسم خورده این آب و خاک خوشبین باشید که انتظار دارید در روزگارِ نشان دادنِ مدام چنگ و دندان آنها به ملت های ضعیف و در حاشیه، بجای نمایش نمادهای قدرت ملی، می‌خواهید منشور حقوق بشری را که قرن هاست خودشان در عمل لگدمال کرده اند و حالا به بهانه گرامیداشت کوروش کبیر و منشور حقوق بشر او از این منشور استوانه ای گرز و‌ چماقی ساخته اند تا با آن بر سر این ملت بکوبند و خودشان آن طرف تر جدیدترین بمب های هسته ای را آزمایش کنند، در جای جای کشور نصب بنمایند؟! جناب زیدآبادی کژفهمی بنیادی چنانچه از نامش پیداست انحراف، تحریف، کجی و کژی است که بنیاد و هستی یک فرد، گروه یا ملت را بر باد فنا میدهد و پایمال می‌سازد و در عرصه روابط بین‌الملل چه راست گفته اند که برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی که در نظام طبیعت ضعیف پامال است
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
به جای منشور کورش! قرار است مجسمۀ زانو زدن والریانوس امپراتور روم شرقی -بیزانس- در مقابل شاپور اول،
🔴اُستاد زید آبادی ایران تشریف دارید؟ ⭕ سیدجواد نقوی خبرنگار فرهیختگان در واکنش به نوشته اخیر احمد زیدآبادی که گفته «بجای زانو زدن امپراتور والریانوس در مقابل شاپور اول، مجسمه‌ای از همان منشور کورش را در مکان‌های عمومی به نمایش بگذارند» نوشت: 🔴 خدمت جناب زید آبادی عرض کنم که چند ماه پیش غربی‌ها با همکاری اسرائیلی‌ها دوازده روز به ایران حمله کردند و بیش از هزار نفر از هم وطنان ما را که به منشور کورش و ایرانی بودن افتخار می‌کردند از ما گرفتند. 🔴 در همان ایام وزارت امورخارجه از طرف ایران با غربی‌ها در حال مذاکره بود و سعی داشت مشابه کورش کبیر از سمت صلح مسئله را حل کند اما باز هم غربی‌ها به سایت های هسته‌ای ما حمله کردند و اگر ما زودتر آنجا را تخلیه نکرده بودیم یک فاجعه انسانی وسیع شکل گرفته بود. 🔴در اوج‌ جنگ‌، ترامپ رئیس جمهور جهان خوار آمریکا مردم تهران و ایران را تهدید کرد شهر را خالی کنند و گفت تسلیم شوید. نمی‌دانم منشور کورش را مطالعه نکرده بود یا قصد شوخی با ما ایرانیان را داشت! 🔴 وسط این درگیری‌ها غربی‌ها با همکاری اسرائیلی‌ها به جلسه سران قوا ما حمله کردند و البته عملیات ناموفقی بود ولی تصمیم داشتند سه رئیس قوه را بزنند؛ درحالیکه هیچکدام از آنها علی الخصوص شخص رئیس جمهور حرفی علیه غرب در مدت ریاست خود نزده بود و همیشه از در صلح و صفا وارد شده بود. 🔴 در چنین وضعیتی شما هنوز دوگانه سازی می کنید! دوگانه منشور کورش و مجسمه والرین را شکل می دهید! 🔴 دو حالت وجود دارد یا شما ایران نبودید و نیستید و از دور نقدی می نویسید یا ذهن شما به دوگانه سازی و غر زدن عادت کرده است و حتی اگر کار مثبتی هم می شود باز دوگانه ای می سازید تا یک غری بزنید!
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
به جای منشور کورش! قرار است مجسمۀ زانو زدن والریانوس امپراتور روم شرقی -بیزانس- در مقابل شاپور اول،
امروزه برخی اشخاص که غالباً منتسب به گفتمان‌های غربگرا هستند، «تفکر و اندیشه‌ی سیاسی» به مثابه «علم» و «تخصص» را به نق‌‌زنی و غرزدن و خاله‌زنک‌بازی تقلیل داده اند. این‌جا دیگر بحث‌های پوپولیستی، در قالب علم و تحلیل کارشناسی به خورد مردم داده می‌شود. این‌، نه علم، که شبه علم است و این‌ها، نه اندیشمند و دانشمند، که شبه‌اندیشمندو‌دانشمند، یا بهتر بگویم ضد اندیشمند و دانشمند هستند.
⭕️چالش روشنفکران مجازی و نمایشی: فریب‌ افکار عمومی با سخنان پوچ و بی‌پایه برخی از افراد در فضای مجازی با سخنرانی‌ها و نوشته‌های جنجالی به ظاهر روشنفکر و فرهیخته به نظر می‌رسند، اما فاقد ایده‌های منسجم و قابل توجه هستند که به نقد کشیده شوند. این افراد بیشتر احساسات را تحریک می‌کنند تا این‌که مسائل ایران را تحلیل کنند. 🔻اعتماد به نفس کاذب: پوششی برای خالی‌بودن محتوایی این افراد معمولاً با اعتماد به نفس بالا سخنرانی می‌کنند، اما اغلب محتوای عمیق و تحلیلی ندارند و بیشتر به جنجال و هیاهوی رسانه‌ای، و استنادهای سطحی به نظریه‌پردازان غربی می‌پردازند. ارجاع به متفکران برجسته‌ی غربی به صورت سطحی و بدون توجه به زمینه‌های تاریخی و فرهنگی ایران انجام می‌شود و تنها برای تأثیرگذاری بر مخاطب به کار گرفته می‌شود. این سخنان نه تنها کمکی به فهم و تحلیل مسائل ایران نمی‌کند بلکه مانعی در برابر شکل‌گیری یک نظریه‌ی اصیل و متناسب با واقعیت‌های بومی می‌شود. 🔻احساسات‌گرایی به جای تحلیل عقلانی: مانعی بر سر راه شناخت واقعی این افراد به جای استفاده از تحلیل‌های عقلانی و تجربی برای درک جامعه‌ی ایران، با خشم و نارضایتی نسبت به وضعیت موجود به انتقاد پرداخته و توجه مخاطب را جلب می‌کنند. اما در نهایت به جای ارائه تحلیل‌های عمیق و حل مسائل ایران، بیشتر به احساسات مخاطب پرداخته و او را در نوعی احساسات‌گرایی، هیجان‌زدگی و سردرگمی رها می‌کنند. 🔻شعارهای بی‌محتوا: بلاهتی پوشیده در کلام فاخر ادعاهایی که این افراد ارائه می‌دهند بیشتر در حد شعارهای پر زرق و برق باقی می‌مانند و به جای ارائه تحلیل‌های منسجم، به پراکندگی فکری و ابتذال اندیشه و پوچی منتهی می‌شوند. 🔻ساده‌سازی فاجعه‌بار: نادیده گرفتن پیچیدگی‌های جامعه‌ی ایران آنها به جای پرداختن به واقعیات اجتماعی و تاریخی ایران، به‌گونه‌ای مبتدی و غیرحرفه‌ای، مسائل را کرده و مفاهیم و نظریه‌های غربی را بدون انطباق با واقعیت‌های جامعه ایران به کار می‌برند. علوم اجتماعی در ایران نیاز به پیوند عمیق با واقعیات ملموس و شرایط تاریخی و معاصر کشور دارد. در حالی که این افراد مفاهیم و جملاتی از متفکران غربی را نقل می‌کنند که به واقعیت‌های ایران ربطی ندارد و تحلیل‌های عمقی و مبتنی بر شرایط داخلی را نادیده می‌گیرند. 🔻بحران‌افزایی به جای بحران‌زدایی: نقش مخرب در فضای عمومی در نهایت، این افراد نه یک نظریه‌پرداز راهگشا هستند بلکه آینه‌ای از خشم و سرخوردگی‌اند که ظاهرشان فریبنده است و به جای حل مشکلات، شرایط بحرانی را پیچیده‌تر می‌کنند و فضا را سمی‌تر می‌سازند. انتقاد صریح از ساختار قدرت ممکن است نشانه‌ای از شجاعت نباشد، بلکه گاهی ناشی از استیصال فکری است که به شکلی پارادوکسیکال نه به دفاع از ایران، بلکه به بحران بیشتر منتهی می‌شود. 🔻نتیجه‌: تولید خشم و سردرگمی به جای ارائه راه حل (طرح ایجابی) در نتیجه، کارکرد این افراد در فضای عمومی تولید خشم و نفرت است که به اغتشاشات و آشوب‌های اجتماعی منجر می‌شود و تنها به تشدید بحران و پیچیده‌تر‌شدن مسائل و مشکلات ایران کمک می‌کند. آنان در جایگاه متفکر مینشینند اما جز نفی و اعتراض چیزی نمی‌دانند و بلد نیستند. 🔸برای پرهیز از جهت‌گیریِ متن به سمت حاشیه‌سازی، طعنه یا برچسب‌زنی، و همچنین جلوگیری از شخصی‌شدن بحث، از ذکر نام افراد و نیز تحلیل انگیزه‌های فردی یا حزبی آنان (مثلاً جلب توجه و دیده‌شدن) خودداری می‌شود. تمرکز اصلی بر تحلیل ویژگی‌های فکری، روش‌شناسی، شیوه‌های کنشگری و نتایج عینی کار افراد است تا با شناسایی نقطه‌قوت‌ها و نقد کاستی‌ها و رفع خلأ‌ها، در نهایت، میانگین اندیشه‌ورزی و سطح گفتمان انتقادی در فضای فکری و سیاسی ایران - تمام گفتمان‌ها، چه گفتمان انقلاب و چه غیر آن- ارتقا یابد. ✍تفرشی 🆔https://eitaa.com/nazm_jahani