eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
📖صفحه‌ی دوم 🔻تفکر یعنی گفت‌وگو · گفت‌وگو با خود و دیگران: تفکر یعنی گفت‌وگو. حتی وقتی تنهایی فکر می‌کنی، با خودت گفت‌وگو می‌کنی. انسان‌های حقیقت‌جو - که دغدغه‌ی رازهای بزرگ و حقیقت را دارند و به مرز آدمیت رسیدند-، زندگی را به امور غریزی و روزمره، یا نیمه‌انسانی و نیمه‌حیوانی؛ تهیه‌ی غذا و داشتن دوست‌دختر و ارضاء جنسی، محدود نمی‌کنند و با دیگران زیاد بحث می‌کنند. متأسفانه نسل جدید اهل گفت‌وگو نیست، زود آن را قطع می‌کند و از گفت‌وگو وحشت دارد. اما آدم بزرگ از گفت‌وگو نمی‌هراسد. تفکر راستین‌؛ یعنی پردازش داده‌ها و تبدیل آن‌ به «معنا» و «دانش» از طریق گفت‌وگو و تبادل نظر (چه با خود، و چه با دیگران). · گفت‌وگو با زندگی و جهان: تفکر جایی است که شما دائماً با زندگی و جهان گفت‌وگو می‌کنید. واقعیت‌ها زبان دارند (زبانشان زبان انسانی نیست). فرد متفکر از بازخورد واقعیت (مانند انتقاد دانشجویان به استاد؛ واقعیتی که ملموس است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت) برای اصلاح خود استقبال می‌کند. تفکر اصیل یعنی داشتن گوش‌هایی برای شنیدن زبان خاموش واقعیت و دریافت داده‌های خام از جهان عینی. · فراتر از قبیلهٔ خود بروید: هر کوتوله‌ای می‌تواند درون قبیله و دِهِ خودش حرف بزند. آدم گنده کسی است که از قبیله و ده خودش پا فراتر بگذارد و در قبیله‌ای دیگر حرف بزند. اگر بتوانی از قبیله خودت پا در قبیله دیگری بگذاری و حرف بزنی، نشان می‌دهد که غنای وجودی و فرهیختگی داری. متأسفانه جامعه ما جامعه آدم‌های «کوتوله‌شده»‌ای است که فقط با همفکران خود می‌توانند حرف بزنند. البته این اقدام که بتوانی به دهی دیگر، قبیله‌ای دیگر، محله‌ای دیگر قدم بگذاری و در آنجا به گفت‌وگوی فکری بپردازی، به وجود، جرأت، شهامت، ظرفیت و قدرت فراوانی نیازمند است. نسل کنونی ما از نظر فکری به شدت کوچک‌شده است. تمام. 🆔http://Eitaa.com/nazm_jahani
این سلسله‌نوشتارها، تقریر و تحلیلی است از دیدگاه‌های دکتر بیژن عبدالکریمی که انصافاً تلاش می‌کنند بین مفاهیم فلسفی و مسائل عینی جامعه پیوند ایجاد کنند. آنچه در ادامه می‌آید، با حفظ اصالت مفاهیم و الهام از مباحث ایشان، در چهارچوب روایت نگارنده ارائه شده است. مطالب با مثال‌های عینی همراه شده است تا برای مخاطب غیرمتخصص نیز قابل استفاده باشد. 1⃣هشدار: فریب «نظام‌ آپاراتوس» را نخورید! 2⃣حقیقت چیست و چگونه می‌توان راست را از دروغ تشخیص داد؟ 3⃣ارکان گفت‌وگوی مؤثر: «فرهیختگی»، گفتار «دوزبانه» و رویکرد «یاریگرانه» 4⃣نسبت تفکر و سیاست: تأملاتی بر دیدگاه بیژن عبدالکریمی 5⃣در مصاف با «پوپولیسم» غرب‌گرا و «ساده‌انگاری» انقلابی ✍تفرشی 🆔http://Eitaa.com/nazm_jahani
به جای منشور کورش! قرار است مجسمۀ زانو زدن والریانوس امپراتور روم شرقی -بیزانس- در مقابل شاپور اول، پادشاه ساسانی در ورودی تهران، توسط شهرداری نصب شود. متأسفانه ما با جماعتی در کشورمان روبرو هستیم که از هر میراث تاریخی فقط همان جنبه‌های آزاردهنده‌اش را می‌پسندد و ترویج می‌کند! حالا هم که "ملی‌گرایی" این جماعت گُل کرده است، به جای آنکه مثلاً مجسمه‌ای از همان منشور کورش کبیر را در مکان‌های عمومی به نمایش بگذارند، به سراغ زانو زدن امپراتور والریانوس در مقابل شاپور اول رفته‌اند که به جای آنکه مایۀ مباهات باشد، از نقطه نظر اخلاق ملی و دینی ایرانیان، نشانۀ غرور و تکبر ناپسند و نوعی بی‌ظرفیتی ناشی از غلبه بر رقیب است! پایتختی که از هوای پاک و آب مورد نیاز شهروندان محروم است، انتخاب چنین مجسمه‌ای از میان دهها میراث ارزشمند ملی و تاریخی برای نصب در ورودی شهر، چیزی جز کژفهمی بنیادین از امر حکمرانی به بیننده القاء می‌کند؟
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
به جای منشور کورش! قرار است مجسمۀ زانو زدن والریانوس امپراتور روم شرقی -بیزانس- در مقابل شاپور اول،
به کدام ملت است این؟! به کدام مذهب است این؟! نقدی بر ایرادهای بنی اسرائیلی زیدآبادیِ ملّی ـ مذهبی! ✍️سامیار رستمی احمد زیدآبادی به تازگی در کانال تلگرامی خود که ( لینک نوشته ایشان را در ذیل آورده ام) کوچکترین محلی برای هیچ نوع اظهار نظری در حد یک لایک و دیسلایک هم در آن باقی نگذاشته است و طبق معمولِ خویش، بیشتر متکلم وحده هستند به انتقاد از نصبِ مجسمهٔ زانوزدنِ والریانوس امپراتور روم شرقی در برابر شاپور اول پادشاه ساسانی پرداخته و مدعی است که به زعم او این جماعت! که به تازگی ملی گرایی آنها گُل! کرده است مثل همیشه! تنها به ترویج جنبه های آزار دهندهٔ! میراث تاریخی کشور پرداخته و بجای نصب مجسمه ای از منشورِ! کوروش کبیر به نصبِ نمادی از میراث تاریخی ایران روی آورده اند که نه تنها مایۀ مباهات نیست بلکه از نقطه نظر اخلاقِ ملی و دینیِ ایرانیان!، نشانه ای از غرور و تکبرِ ناپسند! و نوعی بی‌ظرفیتیِ ناشیِ از غلبه بر رقیب است! و در خاتمه با گریزی (به گودرز! و از نوع شقایق های واژگون!،) به محرومیت شهروندان تهرانی از هوای پاک! و آب مورد نیاز!، بصورت ضمنی نصب این مجسمه را نشانه ای از کژفهمیِ بنیادین! آنان دانسته است! وقتی یک کنشگر سیاسی خود را یک نیروی ملی ـ مذهبی میداند قاعدتاً باید در تمام اظهار نظرها و اندیشه های او بارقه هایی از مذهب یا ملیت و یا بصورت توأمان مطرح و نمایان شود. آقای زید آبادی طی سالیان طولانی همواره بر ضرورتِ پیوند و حاکمیت این دو عنصر اساسی بر گفتمان سیاست داخلی و خارجی کشور که بدون کمترین تردیدی در شرایط خطیر امروزه بیش از پیش اهمیت یافته است، تأکید خاصی داشته اند با این اوصاف در زمانی که اسرائیل و سردمداران نظام سلطه جهانی کمتر روزی است که ایران و جهان را به حمله مستقیم نظامی تهدید نکنند، اینکه چرا ایشان انتظار دارند بجای نمایش قدرت و صلابت ملت و میهن ، باید برای تکریم اخلاق و اعلام نجابت ایرانی در گوش جهانیان منشور کوروش را فریاد بزنیم، محل سوال جدی است. سوای از نقدهای مستتری که در مقدمه اشاراتی داشتم، چند سوال ساده از ایشان دارم و امیدوارم به سمع و نظرشان برسد و یا آنانکه از مواضع سیاسی، ملی و مذهبی او اطلاع درست و دقیقی دارند پاسخ هایی شایسته ارائه کنند. اول...اگر نمایشِ شکوه و اقتدار تاربخی و ملیِ ایران زمین در این برهه حساس تاریخی، آزار دهنده است چرا، چگونه و برای چه کسانی آزار دهنده است؟! دوم...منظور شما از این «جماعت» که می‌گویید دقیقاً چه افراد یا جریانات سیاسی هستند؟! سوم... میراث های تاریخی که تاکنون این جماعت فقط جنبه‌های آزاردهنده‌اش را پسندیده و ترویج کرده اند، کدامند؟! چهارم... مگر زمانی آرزوی شما بعنوان یک نیروی سیاسی ملی ـ مذهبی جز این بود که تمام ارکان حاکمیت به اهمیت و ضرورت امر ملی پی برند و آن را در تمام زوایا و‌ جنبه های نظر و عمل فردی و اجتماعی خود جای خوش دهند پس حالا که به هر دلیلی حاکمیت به این ضرورت پی برده است شما را چه شده است که بجای تقدیر و تشویق با زبان طنز و نیش و کنایه، جهت گیری های ملّی آنها را زیر سوال می برید؟! پنجم...اگر مهم امر ملی و اقتدار ملی در کنار دین و مذهبی است که شما به آن باور دارید چه فرقی میکند که حاکمیت مجسمه زانوزدن دشمنان خویش را در میادین کشور نصب کند یا منشور کوروش را؟! ششم...شما و همفکران شما چرا و‌ چگونه باید تا این حد و اندازه نسبت به دشمنان قسم خورده این آب و خاک خوشبین باشید که انتظار دارید در روزگارِ نشان دادنِ مدام چنگ و دندان آنها به ملت های ضعیف و در حاشیه، بجای نمایش نمادهای قدرت ملی، می‌خواهید منشور حقوق بشری را که قرن هاست خودشان در عمل لگدمال کرده اند و حالا به بهانه گرامیداشت کوروش کبیر و منشور حقوق بشر او از این منشور استوانه ای گرز و‌ چماقی ساخته اند تا با آن بر سر این ملت بکوبند و خودشان آن طرف تر جدیدترین بمب های هسته ای را آزمایش کنند، در جای جای کشور نصب بنمایند؟! جناب زیدآبادی کژفهمی بنیادی چنانچه از نامش پیداست انحراف، تحریف، کجی و کژی است که بنیاد و هستی یک فرد، گروه یا ملت را بر باد فنا میدهد و پایمال می‌سازد و در عرصه روابط بین‌الملل چه راست گفته اند که برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی که در نظام طبیعت ضعیف پامال است
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
به جای منشور کورش! قرار است مجسمۀ زانو زدن والریانوس امپراتور روم شرقی -بیزانس- در مقابل شاپور اول،
🔴اُستاد زید آبادی ایران تشریف دارید؟ ⭕ سیدجواد نقوی خبرنگار فرهیختگان در واکنش به نوشته اخیر احمد زیدآبادی که گفته «بجای زانو زدن امپراتور والریانوس در مقابل شاپور اول، مجسمه‌ای از همان منشور کورش را در مکان‌های عمومی به نمایش بگذارند» نوشت: 🔴 خدمت جناب زید آبادی عرض کنم که چند ماه پیش غربی‌ها با همکاری اسرائیلی‌ها دوازده روز به ایران حمله کردند و بیش از هزار نفر از هم وطنان ما را که به منشور کورش و ایرانی بودن افتخار می‌کردند از ما گرفتند. 🔴 در همان ایام وزارت امورخارجه از طرف ایران با غربی‌ها در حال مذاکره بود و سعی داشت مشابه کورش کبیر از سمت صلح مسئله را حل کند اما باز هم غربی‌ها به سایت های هسته‌ای ما حمله کردند و اگر ما زودتر آنجا را تخلیه نکرده بودیم یک فاجعه انسانی وسیع شکل گرفته بود. 🔴در اوج‌ جنگ‌، ترامپ رئیس جمهور جهان خوار آمریکا مردم تهران و ایران را تهدید کرد شهر را خالی کنند و گفت تسلیم شوید. نمی‌دانم منشور کورش را مطالعه نکرده بود یا قصد شوخی با ما ایرانیان را داشت! 🔴 وسط این درگیری‌ها غربی‌ها با همکاری اسرائیلی‌ها به جلسه سران قوا ما حمله کردند و البته عملیات ناموفقی بود ولی تصمیم داشتند سه رئیس قوه را بزنند؛ درحالیکه هیچکدام از آنها علی الخصوص شخص رئیس جمهور حرفی علیه غرب در مدت ریاست خود نزده بود و همیشه از در صلح و صفا وارد شده بود. 🔴 در چنین وضعیتی شما هنوز دوگانه سازی می کنید! دوگانه منشور کورش و مجسمه والرین را شکل می دهید! 🔴 دو حالت وجود دارد یا شما ایران نبودید و نیستید و از دور نقدی می نویسید یا ذهن شما به دوگانه سازی و غر زدن عادت کرده است و حتی اگر کار مثبتی هم می شود باز دوگانه ای می سازید تا یک غری بزنید!
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
به جای منشور کورش! قرار است مجسمۀ زانو زدن والریانوس امپراتور روم شرقی -بیزانس- در مقابل شاپور اول،
امروزه برخی اشخاص که غالباً منتسب به گفتمان‌های غربگرا هستند، «تفکر و اندیشه‌ی سیاسی» به مثابه «علم» و «تخصص» را به نق‌‌زنی و غرزدن و خاله‌زنک‌بازی تقلیل داده اند. این‌جا دیگر بحث‌های پوپولیستی، در قالب علم و تحلیل کارشناسی به خورد مردم داده می‌شود. این‌، نه علم، که شبه علم است و این‌ها، نه اندیشمند و دانشمند، که شبه‌اندیشمندو‌دانشمند، یا بهتر بگویم ضد اندیشمند و دانشمند هستند.
⭕️چالش روشنفکران مجازی و نمایشی: فریب‌ افکار عمومی با سخنان پوچ و بی‌پایه برخی از افراد در فضای مجازی با سخنرانی‌ها و نوشته‌های جنجالی به ظاهر روشنفکر و فرهیخته به نظر می‌رسند، اما فاقد ایده‌های منسجم و قابل توجه هستند که به نقد کشیده شوند. این افراد بیشتر احساسات را تحریک می‌کنند تا این‌که مسائل ایران را تحلیل کنند. 🔻اعتماد به نفس کاذب: پوششی برای خالی‌بودن محتوایی این افراد معمولاً با اعتماد به نفس بالا سخنرانی می‌کنند، اما اغلب محتوای عمیق و تحلیلی ندارند و بیشتر به جنجال و هیاهوی رسانه‌ای، و استنادهای سطحی به نظریه‌پردازان غربی می‌پردازند. ارجاع به متفکران برجسته‌ی غربی به صورت سطحی و بدون توجه به زمینه‌های تاریخی و فرهنگی ایران انجام می‌شود و تنها برای تأثیرگذاری بر مخاطب به کار گرفته می‌شود. این سخنان نه تنها کمکی به فهم و تحلیل مسائل ایران نمی‌کند بلکه مانعی در برابر شکل‌گیری یک نظریه‌ی اصیل و متناسب با واقعیت‌های بومی می‌شود. 🔻احساسات‌گرایی به جای تحلیل عقلانی: مانعی بر سر راه شناخت واقعی این افراد به جای استفاده از تحلیل‌های عقلانی و تجربی برای درک جامعه‌ی ایران، با خشم و نارضایتی نسبت به وضعیت موجود به انتقاد پرداخته و توجه مخاطب را جلب می‌کنند. اما در نهایت به جای ارائه تحلیل‌های عمیق و حل مسائل ایران، بیشتر به احساسات مخاطب پرداخته و او را در نوعی احساسات‌گرایی، هیجان‌زدگی و سردرگمی رها می‌کنند. 🔻شعارهای بی‌محتوا: بلاهتی پوشیده در کلام فاخر ادعاهایی که این افراد ارائه می‌دهند بیشتر در حد شعارهای پر زرق و برق باقی می‌مانند و به جای ارائه تحلیل‌های منسجم، به پراکندگی فکری و ابتذال اندیشه و پوچی منتهی می‌شوند. 🔻ساده‌سازی فاجعه‌بار: نادیده گرفتن پیچیدگی‌های جامعه‌ی ایران آنها به جای پرداختن به واقعیات اجتماعی و تاریخی ایران، به‌گونه‌ای مبتدی و غیرحرفه‌ای، مسائل را کرده و مفاهیم و نظریه‌های غربی را بدون انطباق با واقعیت‌های جامعه ایران به کار می‌برند. علوم اجتماعی در ایران نیاز به پیوند عمیق با واقعیات ملموس و شرایط تاریخی و معاصر کشور دارد. در حالی که این افراد مفاهیم و جملاتی از متفکران غربی را نقل می‌کنند که به واقعیت‌های ایران ربطی ندارد و تحلیل‌های عمقی و مبتنی بر شرایط داخلی را نادیده می‌گیرند. 🔻بحران‌افزایی به جای بحران‌زدایی: نقش مخرب در فضای عمومی در نهایت، این افراد نه یک نظریه‌پرداز راهگشا هستند بلکه آینه‌ای از خشم و سرخوردگی‌اند که ظاهرشان فریبنده است و به جای حل مشکلات، شرایط بحرانی را پیچیده‌تر می‌کنند و فضا را سمی‌تر می‌سازند. انتقاد صریح از ساختار قدرت ممکن است نشانه‌ای از شجاعت نباشد، بلکه گاهی ناشی از استیصال فکری است که به شکلی پارادوکسیکال نه به دفاع از ایران، بلکه به بحران بیشتر منتهی می‌شود. 🔻نتیجه‌: تولید خشم و سردرگمی به جای ارائه راه حل (طرح ایجابی) در نتیجه، کارکرد این افراد در فضای عمومی تولید خشم و نفرت است که به اغتشاشات و آشوب‌های اجتماعی منجر می‌شود و تنها به تشدید بحران و پیچیده‌تر‌شدن مسائل و مشکلات ایران کمک می‌کند. آنان در جایگاه متفکر مینشینند اما جز نفی و اعتراض چیزی نمی‌دانند و بلد نیستند. 🔸برای پرهیز از جهت‌گیریِ متن به سمت حاشیه‌سازی، طعنه یا برچسب‌زنی، و همچنین جلوگیری از شخصی‌شدن بحث، از ذکر نام افراد و نیز تحلیل انگیزه‌های فردی یا حزبی آنان (مثلاً جلب توجه و دیده‌شدن) خودداری می‌شود. تمرکز اصلی بر تحلیل ویژگی‌های فکری، روش‌شناسی، شیوه‌های کنشگری و نتایج عینی کار افراد است تا با شناسایی نقطه‌قوت‌ها و نقد کاستی‌ها و رفع خلأ‌ها، در نهایت، میانگین اندیشه‌ورزی و سطح گفتمان انتقادی در فضای فکری و سیاسی ایران - تمام گفتمان‌ها، چه گفتمان انقلاب و چه غیر آن- ارتقا یابد. ✍تفرشی 🆔https://eitaa.com/nazm_jahani
هدایت شده از KHAMENEI.IR
✌ توصیه مؤکد رهبر انقلاب به جمعهای دانشجویی، دانش‌آموزی، بسیجی و اهل کتاب: 👈 تاریخ اخیر ایران را مطالعه و بحث کنید. ۱۴۰۴/۰۸/۱۲ 🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
✌ اشاره رهبر انقلاب به دشمنی هویتی آمریکا با انقلاب اسلامی: 👈 ذات استکباری آمریکا با ذات استقلال‌طلبی انقلاب سازگار نبود. ۱۴۰۴/۰۸/۱۲ 🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از دوران
📢 اندیشه سیاسی رهبر انقلاب دارای اصول و مبانی روشن است 🗣️ آقای دکتر موسی نجفی، عضو شورای سیاست‌گذاری همایش، با اشاره به ضرورت تبیین نظری و فکری نسبت انقلاب اسلامی با تمدن غرب، اظهار کرد: در دهه‌های اخیر، عمل در انقلاب اسلامی بر اندیشه پیشی گرفته و مباحث نظری کمتر مورد توجه بوده است، در حالی که شهید مطهری نیز یکی از آفات نهضت‌های اسلامی را نداشتن طرح و برنامه برای آینده می‌دانست. این پژوهشگر حوزه اندیشه سیاسی با اشاره به ریشه‌های تاریخی تقابل شرق و غرب تصریح کرد: دوگانگی میان ما و غرب سابقه‌ای طولانی دارد؛ از ایران باستان و نبرد‌های ایران و یونان گرفته تا فتح قسطنطنیه و سقوط آندلس. اما تقابل جدید از دوران پس از انقلاب فرانسه و حضور ناپلئون در مصر آغاز شد؛ زمانی که غرب خود را مرکز عالم و دیگران را پیرامون دانست. 🌐 جهت مطالعه متن کامل رویداد به سایت دوران مراجعه نمایید. 📲 @doran_khamenei_ir
هدایت شده از تحلیل و تبیین
🎤 | مبنای استقلال در اندیشه‌ جمهوری اسلامی 🎤 رسانه‌ی KHAMENEI.IR در پرونده‌ «رکن استقلال ملّی» در این مطلب به بررسی مفهوم استقلال در سه سطح هستی‌شناختی، انسان‌شناختی و حقوقی در اندیشه‌ی انقلاب اسلامی پرداخته است.👇 🔹️ اگر بخواهیم تعریف مختصری از استقلال، به‌ویژه استقلال ملّی ارائه کنیم، می‌توان گفت که به معنای آزادی ملت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرت‌های بیرونی و سلطه‌گر است؛ قدرت‌هایی که از خارج در تصمیم‌گیری‌ها تأثیر می‌گذارند. 🔹️ در فلسفه‌ی سیاسی انقلاب اسلامی سه سطح از استقلال وجود دارد: استقلال آنتولوژیک (هستی‌شناسانه) و انسان‌شناسانه که نوعی جهان‌بینی است و ما جهان و حاکمیت را از دریچه‌ی همین استقلال می‌نگریم؛ سطح دوم، استقلال خودباورانه است؛ و سطح سوم، استقلال حقوقی است. 🔹️ تفاوت فلسفه‌ی سیاسی انقلاب اسلامی با فلسفه‌های سیاسی بشری و سکولار در این است که آن‌ها معمولاً فقط سطح آخر، یعنی استقلال حقوقی و قانونی را دارند، اما از سطح هستی‌شناسانه که قواعد پیشینی و منطق پیشینی دارد و استقلال را با قدرت مطلق، یعنی خداوند، به‌عنوان موجو مطلق تعریف می‌کند، بی‌بهره‌اند. انسان زمانی که با خدا ارتباط برقرار می‌کند، به مبدأ لایزال مطلق متصل می‌شود و هیچ‌کس بر او سلطه ندارد؛ او آزاد مطلق است. 🖼 پرونده‌ 🔍 متن کامل را از اینجا بخوانید👇 farsi.khamenei.ir/others-note?id=61639
‌📌بازسازی هویت ملی؛ ضرورتی فراتر از نمایش و اضطرارمحوری! 🔻 واقعیت این است که بخش‌هایی از جامعه، حتی در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز، دچار نوعی گسست عاطفی و فکری از مفهوم ایران هستند. این نشانه‌ای از فرسایش طولانی‌مدت هویت ملی است؛ نتیجه‌ی دهه‌ها سیاست‌گذاری فرهنگی و آموزشی که مفهوم ایران و وطن را از متن به حاشیه رانده است. 🔻این در حالی است که تمدن ایرانی در طول تاریخ، سه ویژگی اصلی داشته است: پایداری در بحران، جذب در تضاد و بازآفرینی در انحطاط. همین ویژگی‌هاست که امروز باید در ساختار سیاسی و فرهنگی بازتولید شوند. 🔻اقدامات نمایشی، نمادسازی‌های صوری و جشن‌های پرزرق‌وبرق نمی‌توانند این خلأ را جبران کنند. اگر ایران در ذهن و ضمیر نسل جدید به «امر روزمره و بی‌ریشه» تقلیل یابد، هر بحرانی می‌تواند انسجام ملی را تهدید کند. 🔻لازم به ذکر است که بقا که مهم‌ترین هدف واحد‌های سیاسی است تنها با ابزار نظامی یا اقتصاد مقاومتی تضمین نمی‌شود؛ بلکه نیازمند سرمایه‌ی هویتی است. چین با احیای فلسفه کنفوسیوسی، ترکیه با بازخوانی میراث عثمانی و روسیه با تکیه بر روایت اوراسیایی خود، هویت را به سلاح ژئوپلیتیک تبدیل کرده‌اند. 🔻ایران نیز برای تداوم نقش تاریخی‌اش باید تمدن ایرانی را از حافظه فرهنگی به حافظه نهادی منتقل کند — یعنی سیاست، آموزش، اقتصاد و رسانه را بر مبنای روح تاریخی و ملی خود بازسازی کند. 🔻باید تأکید داشت که هویت ایرانی نه در تعارض با دین است، نه مخالف مدرنیته. بلکه چارچوبی است که در طول قرن‌ها توانسته این دو را در کنار هم نگاه دارد. در واقع، ایرانیت، چتر فراایدئولوژیکی است که می‌تواند دیندار و سکولار، کرد و فارس، شیعه و سنی، سنتی و مدرن را ذیل یک سرنوشت مشترک گرد آورد. 🔻از سوی دیگر، بازسازی هویت ایرانی صرفا استفاده از نمادهای باستانی نیست؛ بلکه باید به معنای ایجاد نهادهای حامل ایرانیت باشد. تنها در این صورت است که می‌توان از «هویت‌نمایی» عبور و به «هویت‌سازی نهادی» رسید. 🔻آنچه آغاز شده را باید به فال نیک گرفت؛ اما امیدوارم این بازگشت به خویشتن، در چارچوب همان «عمل‌گرایی اضطرار» نباشد که نتیجه ای به دنبال نخواهد داشت و بی اعتمادی و شکاف های هویتی را عمیق تر خواهد کرد. /