eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
18 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻جنگ چقدر نزدیک است؟ 🔴در روزهایی که خبر پیش از آنکه راستی آزمایی شود منتشر می‌شود و تحلیل پیش از آنکه پخته شود دست به دست می‌چرخد، پرسش از نزدیکی جنگ بیش از آنکه یک سوال نظامی باشد، یک مسئله ادراکی است. ما کاری نداریم که اتفاقات ساعت‌های اخیر عملیات روانی برای تاثیر بر ادراک بخشی از جامعه و مسئولان ایرانی هست یا نه. مهم این است که بدانیم در آستانه هر درگیری بزرگ، پیش از آنکه گلوله‌ای شلیک شود، ذهن‌ها هدف قرار می‌گیرند. جنگ مدرن ابتدا در میدان روایت و شبکه های اجتماعی آغاز می‌شود و سپس به میدان نظامی کشیده می‌شود. 🔴واقعیت اما روشن است. فرماندهی جنگ در ایران دستورات لازم را صادر کرده است. این جمله برای التهاب‌آفرینی نیست، برای اطمینان‌بخشی است. کشوری که سال‌ها در معرض تهدید مستقیم بوده، بر اساس خوش‌بینی اداره نمی‌شود، بلکه بر اساس سناریوهای محتمل برنامه‌ریزی می‌کند. نیروهای نظامی ما آماده تمامی سناریوها هستند. 🔴در کنار آمادگی نظامی، یک وظیفه اجتماعی نیز وجود دارد که کمتر به آن توجه می‌شود. باید به چند نکته با دقت توجه کنیم. کمپین «نمی‌دانم» را در بالاترین سطوح جدی بگیریم. در شرایط حساس، ندانستن و اعلام نکردن دانسته‌ها فضیلت است. هر خبر تایید نشده، هر تحلیل شخصی، هر گفت‌وگوی غیرضروری می‌تواند بخشی از پازل اطلاعاتی دشمن را کامل کند. از تماس‌های غیرضروری با اعضای خانواده‌مان اگر در سازمان‌های دولتی و نظامی مرتبط با جنگ حضور دارند جدا خودداری کنیم. امنیت، پیش از آنکه در پادگان شکل بگیرد، در رفتار فردی ما ساخته می‌شود. 🔴در میدان نیز تجربه پشتوانه ماست. ما تجربه جنگیدن با تمامی همین‌هایی که اکنون دست به ماشه مقابلمان ایستاده‌اند را داریم. از جنگ تحمیلی گرفته تا تقابل‌های منطقه‌ای و جنگ‌های نامتقارن، این صحنه برای ما ناآشنا نیست. فرمان آتش به اختیار می‌تواند محاسبات دشمن را بر هم بزند و ابتکار عمل را از او بگیرد. دشمنی که تصور می‌کند با فشار سریع به نتیجه می‌رسد، در برابر واکنش چندلایه و شبکه‌ای زمین‌گیر خواهد شد. قدرت آتش ایالات متحده بالا اما آسیب پذیری او‌ به دلیل جغرافیای گسترده جنگ بیشتر است. ما سال هاست جنگ با آمریکا را تمرین کرده ایم . 🔴اگر درگیری به مرحله تبادل آتش گسترده برسد، معادله محدود به یک جغرافیا نخواهد ماند. موشک‌باران مناطق مسکونی تل‌آویو به صورت متمرکز و هدف قرار دادن مراکز نظامی می‌تواند یک تغییر دموگرافی جدی در اراضی اشغالی ایجاد کند. شمال اراضی اشغالی نیز نا امن خواهد شد و راهی جز جنوب و کرانه وجود نخواهد داشت. جامعه‌ای که بر احساس امنیت روزمره بنا شده، در برابر ناامنی ممتد دچار فرسایش سریع می‌شود. در کرانه و سرزمین های ۱۹۴۸ نیز برادران فلسطینی می‌توانند جبهه جدیدی برای دشمن باز کنند و فشار را چندبرابر سازند. جنگ آینده تک‌جبهه‌ای نخواهد بود؛ شبکه‌ای و پیوسته خواهد بود. 🔴در حاشیه خلیج فارس و آن اسرائیل کوچک خلیجی نیز اگر آتش گسترش یابد، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. جغرافیای فشرده و زیرساخت‌های متمرکز، آسیب‌پذیری را چند برابر می‌کند این یک شعار نیست، یک توصیف سرد از واقعیت راهبردی منطقه است. 🔴با این همه، پاسخ دقیق به پرسش ابتدایی همچنان در هاله‌ای از ابهام است. جنگ ممکن است نزدیک باشد، اما آنچه قطعی است آمادگی است. آرامش اجتماعی، انضباط اطلاعاتی، اعتماد به ساختار فرماندهی و پرهیز از هیجان‌زدگی بخشی از همان آمادگی است. 🔴مطمئن باشید هیچ تصمیمی بدون محاسبه گرفته نمی‌شود. ما تجربه ایستادگی را داریم. پیروزی در جنگ‌های بزرگ تنها با سلاح رقم نمی‌خورد، با اراده جمعی رقم می‌خورد. بر خدا توکل می‌کنیم و با تدبیر حرکت می‌کنیم. در زمانه ابهام، خونسردی و انسجام بزرگ‌ترین قدرت ماست. 🔻@hossein_pak69
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻چرا کوتاه نمی‌آیند؟ 🔴سیاست در سطح ترامپ و نتانیاهو اخلاقی نیست، محاسباتی است. وقتی بازیگری احساس کند در مسیر درست حرکت می‌کند، نه تنها کوتاه نمی‌آید، بلکه سرعت را بیشتر می‌کند. مسئله اصلی «اراده» نیست، «ادراک از هزینه و فایده» است. دور اول: فشار حداکثری، اقدام حداکثری 🔴در نخستین دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، استراتژی موسوم به «فشار حداکثری» از خروج از برجام تا تحریم‌های فلج‌کننده، یک پروژه مهندسی ادراک بود. او از تیم سنتی‌تری مثل رکس تیلرسون به سمت چهره‌های نزدیک‌تر به حلقه صهیونیستی مانند جرد کوشنر حرکت کرد. این تغییر صرفاً جابجایی افراد نبود؛ تغییر در مدل تصمیم‌سازی بود. 🔴ترور حاج قاسم سلیمانی نقطه اوج این فاز بود؛ یک قمار بزرگ. قمار بر این فرض که ایران پاسخ راهبردی نمی‌دهد یا پاسخ آن قابل مدیریت است. از منظر واشنگتن، واکنش کنترل‌شده ایران پس از آن، این برداشت را تقویت کرد که می‌توان سطح ریسک را بالا برد و همچنان از جنگ تمام‌عیار اجتناب کرد. اما همزمان، تحولات منطقه‌ای(پیشروی سریع در سوریه) و نگرانی از درگیری گسترده‌تر باعث شد ترامپ در ادامه محتاط‌تر شود. فاز دوم: پس از طوفان الاقصی 🔴پس از عملیات «طوفان الاقصی» توسط حماس، معادله ذهنی در تل‌آویو تغییر کرد. نتانیاهو که پیش از آن درگیر بحران‌های داخلی و پرونده‌های فساد بود، جنگ را به سکوی بازسازی موقعیت خود تبدیل کرد. در این مسیر، مجموعه‌ای از اهداف که پیش‌تر رویا تلقی می‌شدند، وارد فاز اجرایی شدند: حذف چهره‌های کلیدی مقاومت، تضعیف ساختارهای منطقه‌ای، و انتقال میدان به سطوحی که پیش‌تر خط قرمز محسوب می‌شد. 🔴وقتی در ذهن تصمیم‌گیر، چند «تابو» شکسته شود، دستگاه محاسبه جسورتر می‌شود. اگر هزینه‌ها قابل تحمل به نظر برسد و پاسخ‌ها محدود ارزیابی شود، چرا باید عقب‌نشینی کند؟ اطمینان ذهنی؛ خطرناک‌ترین متغیر 🔴آنچه امروز مشاهده می‌شود، بیش از آنکه محصول قدرت عینی باشد، محصول اطمینان ذهنی است. ترکیب ترامپ متمایل به معامله از موضع قدرت، و نتانیاهوی بحران‌زده که بقا را در گسترش میدان می‌بیند، یک هم‌افزایی خطرناک ساخته است. 🔴وقتی آن‌ها به این جمع‌بندی برسند که: ۱-پاسخ ایران قابل پیش‌بینی و کنترل‌پذیر است ۲-هزینه بین‌المللی اقدام علیه ایران پایین است ۳-محور مقاومت دچار فرسایش راهبردی شده در آن صورت، دلیلی برای عقب‌نشینی نمی‌بینند. نقطه تقابل: جنگ ادراک‌ها 🔴در چنین شرایطی، میدان اصلی، میدان تغییر محاسبات است. بازدارندگی فقط موشک نیست؛ بازدارندگی یعنی ایجاد تردید در ذهن دشمن نسبت به نتیجه. اگر یقین تبدیل به شک شود، ماشین تهاجم کند می‌شود. 🔴رهبر انقلاب، امام سید علی خامنه‌ای، در سال‌های گذشته بارها بر «تغییر محاسبات دشمن» تأکید کرده‌اند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که می‌تواند بازی را برگرداند. اگر دستگاه تصمیم‌گیری در واشنگتن و تل‌آویو به این نتیجه برسد که سناریوهای طراحی‌شده الزاماً به نتایج مطلوب ختم نمی‌شوند، احتیاط بازمی‌گردد. ایشان در هفته های اخیر شخصا این مهم را راهبری می‌کنند. آن جا که دو کلمه ای «جنگ منطقه ای» از رونمایی چند شهر موشکی بیشتر اثر می‌کند. 🔴سیاست مثل فیزیک است؛ اگر نیروی مقاومتی مؤثر و غیرقابل پیش‌بینی وارد معادله شود، بردار حرکت تغییر می‌کند. اما اگر سیستم مقابل احساس کند پاسخ‌ها در چارچوب قابل مدیریت باقی می‌مانند، شتاب حفظ می‌شود. مسئله اراده نیست، مسئله هزینه است 🔴ترامپ و نتانیاهو کوتاه نمی‌آیند چون در محاسبات فعلی‌شان، عقب‌نشینی هزینه بیشتری از پیشروی دارد. تغییر این وضعیت، نه با شعار، بلکه با تغییر واقعی در توازن ادراک‌ها ممکن است. 🔴اگر معادله روی زمین به‌گونه‌ای رقم بخورد که آنچه در ذهن آن‌ها «پیروزی کم‌هزینه» تعریف شده، به «ریسک غیرقابل پیش‌بینی» تبدیل شود، همین دو نفر که امروز بی‌پروا به نظر می‌رسند، ناچار به توقف خواهند شد. 🔴در سیاست بین‌الملل، هیچ چیز مطلق نیست؛ حتی جسارت. آنچه مطلق به نظر می‌رسد، اغلب محصول یک برآورد ناقص است. و تاریخ نشان داده که وقتی برآوردها خطا از آب درآیند، بازیگران بزرگ هم ناگهان ترمز می‌کنند. 🔴سؤال واقعی این نیست که آن‌ها چرا کوتاه نمی‌آیند. سؤال این است که چه زمانی محاسبه‌شان تغییر خواهد کرد. جهان بارها دیده که امپراتوری‌ها نه از کمبود قدرت، بلکه از خطای محاسبه سقوط کرده‌اند. 🔻 @hossein_pak69
🔹مهدی خراتیان: بزرگترین خطای تهران پس از ۷ اکتبر، نادیده گیری کمپین اقدامات زیر حد آستانه جنگ و عدم ایجاد موازنه در نبرد حوزه خاکستری جهت پیش نمایش هزینه های جنگ به طرف مقابل (خصوصا در حوزه انرژی و نبرد اطلاعاتی) و جلوگیری از تغییر نظام محاسباتی وی در جهت جنگ افروزی و پیشگیری از کم برآوردی از هزینه های جنگ توسط طرف مقابل و موکول کردن همه چیز به پس از جنگ بوده است. متاسفانه به رغم مطرح شدن عباراتی چون "تصعید جنگ به جنگ منطقه ای" و "بستن تنگه هرمز"، این نگاه صفر و یکی به مقوله بازدارندگی و غفلت از ماهیت ذهنی و سوبژکتیو آن تا همین لحظه کمابیش امتداد یافته و گویی باید جنگی واقع شود تا نظام محاسباتی طرف مقابل نسبت به توان و اراده ایران در اعمال هزینه بروز شود. اشکال این روش این بوده که شرایط پس از جنگ را همانند پیش از جنگ تصور میکند، در حالیکه پس از جنگ ممکن است چیزهایی که پیشتر پرهزینه تلقی میشدند، در برابر هدف نهایی جنگ به عنوان اموری حاشیه ای طبقه بندی شوند. https://x.com/i/status/2024519597022429454 🆔@world_order
👈 از اول صبح که بیدار میشی: کانال ۱۳ اسراییل اکسیوس ترامپ وال‌استریت ژورنال کانال ۲۳ اسراییل دوباره اکسیوس ترامپ بدیعوت آحارانوت لارنس نورمن(سخنگوی شبکه خبرنگاران برجامی) یک مقام ارشد کاخ‌سفید نتانیاهو کانال ۱۹ اسراییل مجددا اکسیوس ترامپ دوباره لارنس نورمن هاارتص یک مقام امنیتی سابق کانال ۳۴ اسراییل ترامپ وزارت خارجه امریکا بدیعوت آحارانوت دوباره بدیعوت آحارانوت یک کوچولو اکسیوس و دوباره بدیعوت آحارانوت حالا ترامپ بلافاصله اکسیوس لارنس نورمن کانال ۸ اسراییل باز هم اکسیوس! رویترز شورای روابط خارجی اتلانتیک سی‌ان‌ان کانال فلان اسراییل دوباره اکسیوس وال استریت ژورنال ترامپ  یک مقام ارشد کاخ‌سفید دوباره لارنس نورمن میدل ایست عای(شعبه لندن خبرنگاران برجامی) و دوباره اکسیوس….. رسما با یک کمپین بسیار گسترده و هدفمند برای فروپاشی روانی مردم ایران طرفیم. https://x.com/i/status/2024479770730283399 🆔@world_order
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علت اصلی درگیری ناتو و آمریکا با ایران 🖊 سید محمد مهدی حسینی 1️⃣ سؤالی قابل توجهی که برای عموم مردم و بعضی از مطرح شده، این است که: چرا آمریکا و اسرائیل و حتّی اورپا به وضعیت تقابل مستقیم و خشن با ایران رسیده‌اند و اصطلاحا دنبال «تعیین تکلیف راهبردی پرونده ایران» هستند؟ 2️⃣مارک لوین، فعال سیاسی و از نزدیکان دونالد به‌طور کامل صادقانه می گوید: «چون ایران نزدیک به سطحی از رسیده که اگر از آن سطح عبور کند دیگر بازیگری نیست که بتوان آن را نادیده گرفت و حذف کرد؛» بلکه نهایتا می توان وارد فاز مدیریت چالش‌ها شد. 3️⃣ علت حرف مالک لوین دو مسأله است: 1. روند رشد قدرت آفندی و پدافندی ایران به‌گونه‌ای است که بازدارندگی نسبتا مناسبی برای او تحقّق پیدا می‌کند؛ همچنین ایران دارد وارد عرصه زنجیرۀ تولید نظامی جهانی می‌شود (این مسأله را بیش‌تر نمی‌توان توضیح داد) 2. ایران به زودی جزئی از زنجیره تجارت جهانی می‌شود، یعنی کریدور شمال_جنوب و جزئی از مسیر هند و روسیه، نیز کریدور شرق به غرب و اتّصال چین به اروپا (حداقل بخشی از آن) از ایران خواهد گذشت و ایران منابع ارزی غیر از نفت خواهد داشت. اثرگذاری تحریم در چنین شرایطی بسیار کاهشی خواهد بود 4️⃣ اظهارات این تحلیل‌گر سیاسی آمریکایی کاملا صادقانه است و ایران در سطح و در حال ارتقاء سطح مهمی است. بنابراین ناتو (آمریکا و اروپا و پروکسی آن‌ها در منطقه یعنی اسرائیل) می‌خواهند به هر قیمت این بازیگر را حذف کنند. تا در نهایت وارد فاز نهایی پروژۀ آن‌ها یعنی مهار چین و روسیه بشوند. 🆔@statebuilding
این نکته را نیز اضافه کنم که تصمیماتی از قبیل «تعیین تکلیف راهبردی یک پروژه امنیتی» توسط کشورها گرفته می‌شود. 🆔@statebuilding
هدایت شده از خبرگزاری فارس
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 حمایت سفیر آمریکا از تصرف کل خاورمیانه توسط اسرائيل 🔹مایک هاکابی، سفیر آمریکا در فلسطین اشغالی: اسرائیل از نظر کتاب مقدس (تورات) حق دارد تمام خاورمیانه را تصرف کند! 🔹این قطعه از زمینی که دربارۀ آن صحبت می‌کنیم یعنی اسرائیل، سرزمینی است که خدا از طریق ابراهیم به مردمی که انتخابشان کرد، بخشید. 🔸تاکر کارلسون: «سرزمینی که شما می‌گویید، از نیل تا فرات است؛ آیا اسرائیل حق تصرف این سرزمین که تقریباً کل خاورمیانه را شامل می‌شود، دارد؟» 🔹هاکابی: «اگر همۀ آنجا را بگیرند، خوب است.» @Farsna
خراتیان: ترامپ در حال حاضر با چالش عدم وجود فاکتور غافگیری زمانی مواجه است، امری که اسراییل تا حدی توانست آنرا در جنگ ۱۲ روزه محقق کند. در حوزه غافلگیری کیفی نیز حمله اسراییل بخوبی توانست این امر را در آغاز جنگ دوازده روزه محقق کند، تا جایی که تهران نه صرفا در سطح تاکتیکی بلکه در سطح راهبردی نیز غافلگیر شد. اکنون در تهران نوعی هوشیاری نسبی نسبت به مساله زمان و کیفیت جنگ محتمل وجود دارد و همین امر کار ترامپ را برای تحقق یک حمله کوتاه، غافلگیرکننده و تمام کننده دشوار میکند. با وجود این، یک خطر مهم هنوز باقیست: این سوء برداشت که آمریکا و اسراییل برای موج اول حمله در چارچوب قواعد جنگ دوازده روزه عمل خواهند کرد، در حالیکه این احتمال وجود دارد که این دو در موج اول حمله با هدف از کار انداختن ماشین آفندی و فلج کردن نظام تصمیم گیری ایران بشکلی بی محابا و دیوانه وار و در محورهای مختلف جغرافیایی و در فازهای مختلف زمینی، هوایی و دریایی و در حجمی ورای تصور محاسبات فعلی اقدام به حمله کنند؛ و از آنجا که نظام تصمیم گیری در کشور بیش از یک دهه بر مبنای نوعی محافظه کاری نهادینه شده عمل کرده و به فرماندهی جنگهای پرشدت و از خیث جغرافیایی گسترده عادت نکرده است، ایران قادر نباشد در لحظات اولیه پاسخی متناسب داده و در نتیجه در همان ساعات اول جنگ میدان را واگذار نماید. تهران باید پیش فرض را بر این بگذارد که شرایط لازم برای فعال شدن سناریوی "روز قیامت" در همان ساعت و لحظه اول جنگ محقق است و ساز و کارها را بر مبنای این پیش فرض آماده کند؛ در غیر این صورت شانس بقا و پیروزی بسیار اندک خواهد بود. https://x.com/i/status/2025291925272559973 🆔@world_order
⭕️ فرصت‌های از دست‌رفته و دیپلماسی بی‌پشتوانه! ‌وقتی از «فرصت‌های از دست‌رفته» سخن می‌گوییم، منظور فقط فرصت‌های از کف‌رفته در میز مذاکره نیست. در میدان‌های نظامی و در بستر جامعه نیز لحظه‌هایی طلایی از میان رفت؛ لحظه‌هایی که می‌توانستند به پشتوانه‌ای برای دیپلماسی بدل شوند اما به‌تدریج به چالش تبدیل شدند و دست سیاست خارجی را خالی‌تر از همیشه گذاشتند. ‌در شرایط کنونی، دیپلماسی بدون پشتوانه، شبیه پرنده‌ای است بی‌بال و پر. مذاکره زمانی به نتیجه مطلوب می‌رسد که بر ستون‌های قدرت ملی تکیه کند؛ بر سرمایه اجتماعی احیاشده، انسجام داخلی تقویت‌شده و توان دفاعی بازدارنده. بدون این مؤلفه‌ها، انتظار گشایش در مذاکرات واقع‌بینانه نیست و طبیعی است که در معادلات قدرت به‌ویژه در برابر کشوری مانند ایالات متحده آمریکا امتیازی بر میز گذاشته نشود. ‌بنابراین، همانطور که قبلا نوشتم، بعید است امریکا به دیپلمات‌های ایران چیزی بدهد که توان ملی کشور را به گذشته بازگرداند و فضای تنفس به تهران بدهد. ‌با این حال، زین پس، اندک فرصت‌ها را باید غنیمت شمرد که از دست دادن آن، ضریب تهدیدات علیه کشور را به شدت بالا خواهد برد.
⭕️اسرائیل و مأموریت حفظ نظم آمریکایی: مهار هر بازیگر مستقل، فارغ از مذهب ‌🔸تأمل در سخنان اخیر نتانیاهو درباره تشکیل محور جدید برای مقابله با «محورهای شیعی تضعیف شده و سنی نوظهور» و تعبیر نفتالی بنت مبنی بر اینکه «ترکیه ایران جدید است» نشان می‌دهد که برخلاف ادعاهای پیشین، مأموریت ذاتی اسرائیل به‌عنوان «ژاندارم نظم آمریکایی» سرکوب هرگونه قدرت نوظهور و مهار استقلال استراتژیک در منطقه است. ‌🔸این رویکرد فاش می‌کند که برچسب‌هایی مثل «هلال شیعی» تنها ابزاری برای امنیتی‌سازی اولیه بودند و اکنون که کشورهایی نظیر ترکیه، عربستان یا قطر به سمت توسعه قدرت ملی حرکت کرده‌اند، آن‌ها نیز بلافاصله در صف «تهدیدات وجودی» قرار گرفته‌اند. ‌🔸در واقع، هر بازیگری که بخواهد توازن قوای موجود را به نفع منافع ملی خود تغییر دهد، فارغ از مذهب و نوع حکومت، یک «نسخه‌ی جدید از ایران» معرفی می‌شود تا هزینه‌ی رشد اقتصادی و سیاسی‌اش در نظام بین‌الملل افزایش یابد. ‌🔸کشورهای عربی که همواره ایران را محور بی‌ثباتی نامیده و تهران را متهم به تلاش برای تسلط بر منطقه می‌کردند، باید این سخنان را به‌خوبی بشنوند؛ چرا که آن‌ها تمام تلاش خود را صرف تضعیف قدرتی کردند که در حقیقت برای امنیت کل منطقه در برابر این هژمونی تلاش می‌کرد. ✍حسن حمزه 🆔@world_order
هدایت شده از الجزیره به فارسی
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺جفری ساکس: 🔴"توهم «اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات» نه تنها یک باور خطرناک، بلکه نقشه‌ای عملیاتی است که ریشه در سیاست‌های توسعه‌طلبانه سه دهه اخیر تل‌آویو دارد | این باور، فقط متعلق به مایک هاکبی نیست، «بلکه باور کسانی است که در رأس حاکمیت اسرائیل قرار دارند» و حمله به ایران گامی در جهت تحقق همین سلطه‌طلبی است | اسرائیل تحت مدیریت نتانیاهو، از سه دهه پیش برای سرنگونی دولت‌های مخالف خود (یا وادار کردن آمریکا به این کار) برنامه‌ریزی کرده است و «کل ماجرا به حاکمیت اسرائیل بر سرزمین‌ها برمی‌گردد.» | بهتر است هاکبی به‌عنوان یک واعظ به کلیسایش بازگردد؛ اینجا جای چنین تفکراتی نیست" @ajanewsfa
در روزهای اخیر، رسانه‌های خارجی با الگویی آشنا به سراغ ساختن «دلسی رودریگز ایران» رفته‌اند؛ الگویی که با چرخاندن قرعه میان نام‌هایی چون شمخانی، قالیباف، لاریجانی و روحانی می‌کوشد از دل گمانه‌زنی‌ها، سناریویی از «گذار کنترل‌شده» استخراج کند. در این روایت، با فرض وقوع جنگی احتمالی با آمریکا یا حتی ترور رهبری، بخشی از ساخت قدرت کنار گذاشته می‌شود تا سیستم با چهره‌ای جایگزین، دوره انتقال را مدیریت کند؛ سناریویی که آشکارا از تجربه ونزوئلا الهام گرفته است. این چارچوب تحلیلی، در ظاهر بر منطق «حفظ سیستم با تغییر چهره» استوار است، اما در بنیان خود بر درکی ساده‌سازی‌شده از ساخت قدرت در ایران تکیه دارد. بطوریکه تصویر غالب در این تحلیل‌ها، هرمی یک‌دست و قائم به فرد است که با حذف یا جابه‌جایی رأس آن، امکان بازآرایی سریع در سطوح پایین‌تر فراهم می‌شود. حال آنکه واقعیت ساخت قدرت در ایران، بیش از آنکه هرم‌وار یا مرکز محور باشد، شبکه‌ای چندلایه و متداخل از نهادهای رسمی و غیررسمی، شوراها، نیروهای سیاسی، بازیگران امنیتی و اقتصادی و ائتلاف‌های متغیر درون‌سیستمی است؛ شبکه‌ای که تصمیمات راهبردی را نه از مسیر اراده فردی، بلکه از دل توازن و چانه‌زنی میان اجزای خود تولید می‌کند. بر همین اساس، فرضیه «کودتای درون‌سیستمی» یا «قربانی‌سازی یک چهره برای مدیریت بهتر گذار» با منطق درونی این ساختار همخوانی ندارد. در واقع در سیستمی که بقای آن به هم‌پیوندی و وابستگی متقابل اجزایش گره خورده، هر اقدام برهم‌زننده تعادل، به‌سرعت با مقاومت سایر بخش‌ها مواجه می‌شود. به گونه ای که حتی شکاف‌های سیاسی که در مقاطعی به سطح رسانه‌ای می‌رسند، به ندرت به گسست راهبردی تبدیل می‌شوند، زیرا هزینه چنین گسستی برای همه بازیگران بالا و پیش‌بینی‌ناپذیر است. در این میان تجربه چهار دهه گذشته نیز نشان داده که در بزنگاه‌های بحرانی، از جنگ تا تحریم‌های گسترده و اعتراضات داخلی، سازوکارهای نهادی و شبکه‌ای نظام توان جذب و هضم شوک‌ها را داشته‌اند. از این منظر، برجسته‌سازی نام‌های مشخص بیش از آنکه نشانه وجود شکاف‌های ساختاری عمیق باشد، کارکردی روانی دارد، کارکردی از جنس القای بی‌ثباتی در هسته سخت قدرت و ارسال این پیام که تغییر ناگهانی در راه است. این روایت‌ها برای مخاطب ناآگاه جذاب‌ هستند ، زیرا سیاست را به داستانی شخص‌محور با قهرمانان و قربانیان تبدیل می‌کنند، اما در تحلیل دقیق‌تر، از فهم سازوکارهای غیررسمی، پیوندهای نهادی و منطق بقا در ساخت قدرت ایران بازمی‌مانند. به بیان روشن‌تر، اگرچه رقابت، اختلاف و تنوع دیدگاه در درون ساخت سیاسی ایران انکارناپذیر است، اما تبدیل این واقعیت به سناریو «گذار ونزوئلایی» بیش از آنکه مبتنی بر داده‌های میدانی باشد، محصول قیاس‌های شتاب‌زده و میل به ساده‌سازی است. در مجموع ساخت قدرت در ایران نه یک هرم شکننده، بلکه سامانه‌ای پیچیده و لایه‌مند است که اگر تغییر در آن رخ دهد، عموماً تدریجی، مبتنی بر بازتوزیع توازن قوا و حاصل چانه‌زنی درونی است، نه نتیجه کودتایی ناگهانی یا حذف نمایشی یک چهره. از این رو، روایت‌های پرطمطراق از برخوردهای ضربتی و مدیریت انتقال از بالا، بیش از آنکه بازتاب واقعیت سیاسی باشند، در چارچوب عملیات روانی و تلاش برای القای نااطمینانی قابل فهم‌ است . 🆔@world_order