هدایت شده از مرصوص
مقالهای مهم از توماس فریدمن، یکی از نویسندگان آمریکایی طرفدار سرسخت اسرائیل، که در سالهای اخیر از منتقدان سرسخت اسرائیل بوده است...
هدایت شده از مرصوص
زود یاد گرفتم که عاقلانه نیست دشمن خود را تا حدی بیکرامت کنی که احساس کند دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. این اغلب به تو بازمیگردد و تو را تعقیب میکند. شیک خودت و شیک دیگری را نخور.
هدایت شده از مرصوص
او میگوید:هیچ جنگی ایران را «یک بار برای همیشه» پایان نمیدهد
توماس فریدمن در نیویورک تایمز مینویسد
من نسبت به این جنگ علیه ایران مردد بودم — حداقل میتوان گفت موضع من متزلزل بود. در حالی که هیچ چیز نمیتواند خاورمیانه را بهتر کند جز به قدرت رسیدن یک دولت خوب در تهران، اما به شدت شک دارم که فقط نابود کردن ایران از طریق حملات هوایی بتواند این تغییر را ایجاد کند. کاش رئیسجمهور ترامپ قبل از فشردن ماشه، با کسی غیر از حس ششم خود مشورت میکرد.
شاید بتوانم موضع خود را بهتر با به اشتراک گذاشتن چند قاعده که همیشه در پوشش خبری این منطقه مرا راهنمایی کردهاند، توضیح دهم.
قاعده اول: خطرناکترین چهار کلمه در خاورمیانه «یک بار برای همیشه» است — مانند این که گفته شود اسرائیل یا آمریکا تهدید نظامی (هر چه میخواهید بگذارید) را «یک بار برای همیشه» پایان خواهند داد.
من این قاعده را در مقالهای در ۱۶ اکتبر ۲۰۲۳، نه روز پس از حمله حماس به اسرائیل، زمانی که دولت اسرائیل در حال بررسی پاسخ بود، ذکر کرده بودم. تنها راه برای از بین بردن تهدید نظامی «یک بار برای همیشه» از طریق قدرت به علاوه سیاست است — با ایجاد رهبری بهتر و پایدار در طرف مقابل. این موضوع بسیار پیچیده است و همیشه نیازمند امتیازات سیاسی از جانب شماست.
به محدودیتهای ترور به عنوان یک ابزار «نهایی» نگاه کنید. من شاهد بودم که اسرائیلیها سه نسل از رهبران حماس را کشتند. نسل اول بنیانگذاران جنبش بودند که در دهه ۹۰ و اوایل هزاره تصفیه شدند. از جمله آنها یحیی عیاش («مهندس») که در سال ۱۹۹۶ کشته شد؛ شیخ احمد یاسین، رهبر معنوی حماس، که در سال ۲۰۰۴ ترور شد؛ و عبدالعزیز الرنتیسی، جانشین مستقیم یاسین، که حدود یک ماه بعد کشته شد.
سپس نسل جدیدی از رهبران ظاهر شدند که تمرکزشان بر تبدیل حماس از یک گروه مسلح به یک سازمان حکومتی با زرادخانه موشکی پیشرفته بود. از جمله آنها سعید سیام، احمد الجعبری، و محمود المبحوح بودند — که همه در نهایت توسط اسرائیل ترور شدند.
سپس، پس از حملات ۷ اکتبر، اسرائیل کمپینی سیستماتیک برای تصفیه نسل بعدی رهبران حماس آغاز کرد. در دو سال گذشته، صالح العاروری که حلقه ارتباطی کلیدی با حزبالله بود؛ فرمانده نظامی محمد الضیف؛ اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی؛ یحیی السنوار، مغز متفکر حملات ۷ اکتبر؛ و محمد السنوار، برادر و جانشین او به عنوان فرمانده نظامی، کشته شدند.
و حالا به این سوال پاسخ دهید: امروز چه کسی بر مناطق غزه که اکثر فلسطینیها در آن زندگی میکنند — خارج از منطقه تحت کنترل اسرائیل — حکومت میکند؟
پاسخ: حماس، نسل چهارم.
خلاصه اینکه، اسرائیل تمام رهبری حماس مجاور خود در غزه را — سه بار — کشته است، اما نتوانسته است کنترل حماس را «یک بار برای همیشه» از بین ببرد. تصور کنید این کار چقدر سختتر خواهد بود وقتی موضوع رهبری ایران باشد، از هوا، و در فاصله حدود هزار مایل.
در غزه، استراتژی «قطع سر» حماس را به طور جزئی متوقف نکرده است چون این جنبش ریشههای سیاسی و فرهنگی عمیقی در بخش متدینتر جمعیت دارد. همچنین حماس حتی بدون رهبری توانسته است کسانی را که مخالفش هستند — و شاید اکنون اکثریت باشند — بکشد یا ترساند. و همچنین به این دلیل که دولت اسرائیل به طور ثابت از همکاری با رهبری فلسطینی جایگزین، یعنی تشکیلات خودگردان در کرانه باختری، که قبل از اخراج توسط حماس در ژوئن ۲۰۰۷ غزه را اداره میکرد، خودداری کرده است.
چرا بنیامین نتانیاهو با تشکیلات همکاری نمیکند؟ چون هدف واقعی او، همانطور که در بیانیه تأسیس ائتلاف دولتیاش به وضوح آمده، گسترش کنترل دائمی اسرائیل بر کرانه باختری است — پروژهای که در حالی که جنگ با ایران ادامه دارد، روی آن کار میکند.
مشکلات زیادی در رهبری تشکیلات خودگردان وجود دارد، اما آنها هنوز با ارتش اسرائیل برای جلوگیری از خشونت در کرانه باختری همکاری میکنند. اما شما این را از نتانیاهو نخواهید شنید. او میخواهد ترامپ فکر کند که تشکیلات بیفایده است، و ترامپ کاملاً این را پذیرفته است. نتانیاهو میخواهد هر رئیسجمهور آمریکا باور کند که جایگزین فلسطینی مشروعی برای حماس وجود ندارد، که آن هم غیرقانونی است، و بنابراین راهحل دو دولت غیرممکن است، و اسرائیل باید کنترل دائمی بر کرانه باختری داشته باشد و روزی آن را ضمیمه کند — «یک بار برای همیشه». (و این سناریو هم موفق نخواهد شد).
به نظر میرسد داستان ایران در مسیر مشابهی پیش میرود: نتانیاهو و ترامپ به کشتن رهبران ایران ادامه میدهند، و ایران آنها را بازتولید میکند. و تا کنون، اعضای شجاع اپوزیسیون ایران — که هنوز فاقد رهبری متحد و برنامه مشترک هستند — در خانههای خود ماندهاند، ترسانده شده توسط اوباش رژیم در تهران و بمبهای باران شده از تلآویو.
قاعده دوم: تمام «شیک» همسایهات را نخور.
هدایت شده از مرصوص
من این درس را از یکی از دیالوگهای سینمایی مورد علاقهام الهام گرفتم، از فیلم «There Will Be Blood» محصول سال ۲۰۰۷، که درباره یک جوینده نقره است که به مرد نفت تبدیل میشود و در طول رونق نفت در جنوب کالیفرنیا بیوقفه به دنبال ثروت است.
در صحنه آخر، قهرمان به رقیبش توضیح میدهد که تمام نفتش را از طریق یک حفره هوشمندانه که به زمینش میرسد استخراج کرده و میگوید: «اگر تو یک میلکشیک داشته باشی، و من یک میلکشیک داشته باشم، و من یک نی داشته باشم... نی من از آن طرف اتاق رد میشود و میلکشیک تو را میمکد... من... میلکشیک تو را مینوشم!»
سالهاست که شاهد بودهام که شهرکنشینان اسرائیلی به تدریج «میلکشیک» فلسطینیها را در کرانه باختری مینوشند، بدون اینکه هیچ امکان برپایی یک دولت فلسطینی متصل برایشان باقی بگذارند. و این موضوع به دنبال خود اسرائیل را تعقیب خواهد کرد و در نهایت آن را در برابر دو گزینه قرار خواهد داد: یا یک دولت دوزبانه که دولت یهودی نیست، یا یک دولت آپارتاید که دولت دموکراتیک نیست.
میلکشیک دیگری را کامل ننوش.
میفهمم که اسرائیل تلاش میکند رهبری حزبالله در لبنان و نظام اسلامی در ایران را نابود کند. این افراد واقعاً بدی هستند که منافع و ایدئولوژی خود را بر منافع مردمشان ترجیح دادهاند.
اما اگر تلاش اسرائیل برای کشتن همه رهبران عالیرتبه «یک بار برای همیشه» منجر به تخریب و اشغال بخشهای بزرگی از لبنان و نابودی اقتصاد نفتی ایران مانند غزه شود، دو چیز رخ خواهد داد: اول، مردم محلی که اسرائیل میخواست علیه حزبالله و نظام ایران شورش کنند، علیه آن خواهند شد. دوم، این کشورها در هرج و مرج اقتصادی فرو خواهند رفت که حکومت را غیرممکن میسازد. بنابراین اسرائیل مجبور خواهد بود برای همیشه در لبنان بماند.
یک مقاله هوشمندانه در سایت «Geopolitical Futures» به قلم کامران بخاری اشاره کرده است که تمرکز اسرائیل بر «اختلال حداکثری» است — یعنی از هم پاشیدن بیشترین ساختارهای نهادی و قهری نظام ایران — در حالی که آمریکا تلاش میکند تعادل دقیقی برقرار کند.
واشنگتن میکوشد نظام را به صورت انتخابی تضعیف کند و به اندازه کافی فشار بیاورد تا آن را مجبور به تبعیت در مسائل حیاتی (غنیسازی هستهای، موشکهای بالستیک، فعالیتهای نیابتی) کند بدون اینکه فروپاشی کامل ایجاد شود که ثبات منطقه را به هم بزند. این نیازمند تعادل دقیق بین شدت و سرعت حملات است.
لبنان امروز بهترین رهبری را از زمان جنگ داخلی دارد: نخستوزیر نواف سلام و رئیسجمهور جوزف عون. آنها در تلاشند حزبالله را به عنوان یک نیروی نظامی پایان دهند. اما شیعیان بزرگترین طایفه لبنان هستند و حزبالله منبع افتخار و قدرت آنهاست.
فقط شیعیان لبنانی میتوانند حزبالله را به صورت سیاسی از طریق تولید جایگزین با همکاری دولت پایان دهند. این نیازمند قدرت و سیاست با هم است. اما اگر اسرائیل به بمباران هر ساختمانی که در آن رهبر حزبالله حضور دارد ادامه دهد و جنوب لبنان را اشغال کند، شروع این مسیر سیاسی بسیار دشوار خواهد شد.
قاعده سوم: قدرت قوی و قدرت ضعیف بیشتر از آنچه فکر میکنی به هم نزدیکاند.
وزیر دفاع بیت هیگسیت به قدرت قوی افتخار میکند — به تعداد اهدافی که در ایران نابود کرده است. اما اگر ما اینقدر قدرتمند بودیم، چرا دولت ترامپ از افزایش شدید قیمت نفت به دلیل حملات ایران به کشتیها و تأسیسات نفتی غافلگیر شد؟
در دنیای بسیار به هم پیوسته ما، برای ایران ضعیف کافی است روزانه یک پهپاد پرتاب کند تا عبور نفت از تنگه هرمز را مختل کند و قیمتها را در سطح جهانی افزایش دهد.
این جنگ تاکنون شگفتیهای زیادی در جهت منفی داشته است. آیا میتواند یک شگفتی مثبت هم داشته باشد؟
اگر پایان خوش و پایداری برای این درگیری جهانی وجود داشته باشد، نتیجه کشتن همه رهبران حماس یا حزبالله یا ایران نخواهد بود، و نه نتیجه خلع سلاح کامل آنها. بلکه شاید زمانی محقق شود که آنها به اندازه کافی تضعیف شوند تا راه را برای سیاست واقعی باز کنند — به طوری که مجبور شوند به خواستههای مردمشان برای زندگی با کرامت، بهرهمندی از مدرنیته و مشارکت در تعیین سرنوشت خود پاسخ دهند، به جای زندگی دائمی در حالت «مقاومت».
این تنها راه پایان دادن به این درگیریها «یک بار برای همیشه» است.
اما فاصلههای بسیار زیادی بین اینجا و آنجا وجود دارد.
و اگر عجله داری، ممکن است جنگ اشتباهی را شروع کرده باشی.
هدایت شده از مرصوص
روز گذشته من مقالهای از توماس فریدمن خواندم که مقاله بسیار عالی بود و آن را ترجمه کرده و در اینجا با شما به اشتراک گذاشتم، هر کسی دوست داشت به آن مراجعه کند، همین اللن روش ریپلای کردم.
مقاله بسیار خوبیه و به من گفتم که مهم است این مقاله را بخوانید.
این مقاله توسط توماس فریدمن نوشته شده..
البته توماس فریدمن کیست؟ توماس فریدمن، یکی از بزرگترین متفکران آمریکاییست که در واقع سیاست خارجی آمریکا را شکل میدهد.
توماس فریدمن از نزدیکترین افراد به لابی اسرائیل است و کاملاً از ایده اسرائیل حمایت میکند.
این مرد کتابها و مقالات زیادی دارد و بسیار مشهور است.
او از مکتب شیکاگو است، اما در این دو جنگ، او اسرائیل را به شدت نقد کرده و معتقد است که تمام سیاستهای اسرائیل اشتباهست.
چند روز پیش در همان مقاله فریدمن درباره سیاست ترورها در ایران صحبت کرد و گفت آنچه میتوانیم درباره ایران بسنجیم را در غزه و جنوب لبنان دیدهایم. او درباره جنبش الاخضر گفت که اسرائیل در طول سالها از درگیری، سه نسل از رهبران این جنبش را ترور کرد، یعنی نسل اول بنیانگذار را کاملاً ترور کردن، نسل دوم را ترور کردن و اکنون در این جنگ نسل سوم را ترور کردهاند و حالا با نسل چهارم روبرو هستند.
همین موضوع درباره لبنان نیز صدق میکند.
آیا این ترورها موثر بودند؟ بله موثر بودن.
همینطور در ایران...
ما شاهد اعلام ترورها به صورت روزانه هستیم و شاید شدت ترورها در روزهای اخیر کمتر شده باشد. اما آیا این ترورها منجر به شکستن نظام ایران خواهد شد؟ تصلا من نگاه خودم را کاری ندارم من گزارشهای بلومبرگ و دیگر منابعی که صحبت میکنند را میگیرم.
همه جمعبندی میکنند که این ترورها تا کنون منجر به فروپاشی نظام ایران نشده. آیا تلاش نظامی اسرائیل واقعیت را تغییر خواهد داد؟
ما تلاش نظامی در غزه و لبنان را میبینیم که تا کنون واقعیت را تغییر نداده است
یعنی در غزه جنبش هنوز وجود دارد و گروهها هنوز فعالند.
در جنوب لبنان، درگیریها در این هفته شدت گرفته، تا کنون نظام ایران تمام کارتهای خود را هم رو نکرده...
هدایت شده از مرصوص
حالا چشمانداز امور در ایران چیست؟ به کجا میرود؟
اینطور که در ۷۲ ساعت گذشته مشاهده کردیم، شدت حملات به اسرائیل و پایگاههای آمریکایی رو به افزایش است.
شدت حملات به اسرائیل دو برابر شده و ایران بعضاً آسیبهای بیشتری وارد میکند که نشان میدهد ایران به فکر بلندمدت است و پس از خنثی کردن پایگاههای آمریکا در کشورکهای عربی، بیشتر به سمت تشدید حملات در اسرائیل میرود.
نظر من این است که در روزهای آینده احتمالاً شاهد آسیبهای بیشتری در داخل اسرائیل و حملات شدیدتر خواهیم بود و برنامه ایران اکنون انتقال نبرد به داخل اسرائیل(فلسطین اشغالی) است.
و اما صلح یا آتش بس در شرایط کنونی...
ببینید رفقا ایران شبیه کسی است که پشتش به دیوار است.یعنی به ته کار رسیده و دو راه برایش وجود دارد یا نابودی یا نجات، راه میانهای وجود ندارد.
هر موفقیت موقتی برای ایران به معنای نابودی بلندمدت است.
یعنی اگر ایران اکنون به توافق آتشبس جزئی در دو یا سه ماه برسد، مجدد جنگی آغتز خواهد شد و بتز سایه جنگ بر کشور خواهد بود،
پس در حال حاضر برای ایران راه میانهای وجود ندارد.
ما باید بدانیم که برای اسرائیل و آمریکا، راه میانه یعنی پیروزی کامل. اگر ایران راه میانه با اسرائیل و آمریکا را بپذیرد، من به شما میگویم که دشمن پیروز قطعیست. و ایران بهای آتشبس را بسیار بیشتر از هر چیز دیگری خواهد پرداخت...
هدایت شده از IranicTV ایرانیک
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 امپراطوری آمریکا در سراشیبی سقوط
🔺️ نویسنده برجسته آمریکایی؛ ترامپ فقط زبان زور میفهمد!
🔹مکس بلومنتال، نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی: چرا ایران باید به پای میز مذاکره برگردد؟ تنها کاری که ایران در این مرحله میتواند بکند، تحمیل پایان جنگ از طریق زور است. این تنها زبانی است که دولت ترامپ نشان داده میفهمد.
🔺️آمریکاییها نمیتوانند پهپادهای شاهد ایران را مهار کنند. پس اوضاع مطابق برنامه پیش نمیرود و ایران به گمانم آماده جنگی چندماهه است که میتواند امپراتوری آمریکا را کاملاً فرسوده کند.
هدایت شده از IranicTV ایرانیک
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تحلیلگر سابق سیا؛ از «نیل تا فرات» پروژه سلطهطلبی اسرائیل!
🔸لری جانسون لری جانسون، تحلیلگر سابق سیا: کشتن همه عربها و مسلمانان، این همان چیزی است که اسرائیل میخواهد. ... اسرائیل به دنبال این نیست که خودش را حفظ کند. آنها اسیر این دروغ صهیونیستی هستند که معتقدند حق دارند بر سرزمینی از نیل تا فرات تسلط داشته باشند.
🔺️به همین منظور، قبلاً هم روشن کردهاند که به سراغ ترکیه خواهند آمد.
هدایت شده از ParsinTV | پارسین تیوی
📸 بای بای برق اسرائیل!
⭕️ فعال رسانهای و کاربر آمریکایی؛
"بزرگترین نیروگاه ایران تنها ۲.۹ درصد از کل برق کشور را تأمین می کند. شبکه برق آنها غیر متمرکز است.
بزرگترین نیروگاه اسرائیل اوروت رابین ۲۰ درصد از کل برق اسرائیل را تشکیل می دهد.
ترامپ نمی خواهد وارد این بازی شود."
پارسینTV را به اشتراک بگذارید📲
🆔 @parsintv
هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
واکنش کریس مورفی، سناتور دموکرات آمریکایی به تهدید ترامپ برای حمله به زیرساختهای برق ایران: او کنترل این جنگ رو از دست داده و وحشتزده است.»