eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر تلاش برای حذف قاطعانه برنامه هسته‌ای ایران و فلج کردن تولید نفت آن استراتژی‌های قابل‌اجرایی نیستند، مقامات ایالات متحده می‌توانند گزینه تشدیدکننده دیگری را در نظر بگیرند: تشدید تلاش‌ها برای بی‌ثبات کردن رژیم از درون با مسلح کردن و حمایت از گروه‌های اپوزیسیون داخلی. این گروه‌ها می‌توانند شامل نیروهای کرد در شمال غرب ایران، گروه‌های بلوچ در مرز پاکستان و سایر گروه‌های مخالف باشند. ایالات متحده همچنین می‌تواند سعی کند از اختلافات درون خود رژیم بهره‌برداری کند، شاید با یافتن یک ژنرال ناراضی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای همکاری. اما این رویکرد خطر ایجاد نه تغییر رژیم، بلکه تکه‌تکه شدن و جنگ داخلی را به همراه دارد. نتیجه احتمالی، یک انتقال تمیز نیست، بلکه یک درگیری طولانی‌مدت چندجانبه مشابه هرج‌ومرجی است که در سوریه و لیبی رخ داده است. سایر بازیگران خارجی تقریباً به طور قطع در یک ایران جنگ‌زده مداخله خواهند کرد. اگر گروه‌های کرد ایرانی قدرت بگیرند، ترکیه کنار نخواهد نشست. پاکستان نگرانی‌هایی در مورد ستیزه‌جویی بلوچ‌ها خواهد داشت. کشورهای حوزه خلیج فارس از بازیگران مورد نظر خود حمایت خواهند کرد. نتیجه می‌تواند سیل سلاح و بودجه به داخل ایران باشد که محیطی آشفته و بسیار ناپایدار ایجاد می‌کند. اسرائیل ممکن است از دیدن یک ایران تکه‌تکه و متشنج خوشحال باشد. اما برای ایالات متحده، چنین نتیجه‌ای یک کابوس خواهد بود. ایران در مرکز منطقه‌ای قرار دارد که شامل افغانستان، عراق و پاکستان است. یک فروپاشی داخلی بزرگ می‌تواند فضایی برای گروه‌های تروریستی ایجاد کند، تجارت منطقه‌ای را مختل نماید و بی‌ثباتی ایجاد کند که به فراتر از مرزها سرایت نماید. موردی برای یک خروج محدود با گذشت سه هفته از جنگ، ایالات متحده با یک انتخاب جدی روبروست: ادامه تشدید تنش در جستجوی اهداف بد تعریف شده یا بازنگری و جستجوی راهی برای خروج. محتاطانه‌ترین مسیر، دومی است. ترامپ باید اعلام کند که ارتش ایالات متحده به طور قابل توجهی به مجموعه محدودتری از اهداف نظامی — تضعیف توانمندی‌های ایران — دست یافته است و تمایل خود را برای توقف تشدید تنش بیشتر نشان دهد. او باید این پیام را با تضمین‌ها و بیانیه‌های عمومی همراه کند که ایالات متحده، اسرائیل را مهار خواهد کرد و تنها در صورتی از حملات آینده به ایران حمایت می‌کند که تهران برنامه هسته‌ای خود را دوباره آغاز کند یا به شرکای منطقه‌ای ضربه بزند. ایران ممکن است در ابتدا چنین پیشنهادی را رد کند. اما با گذشت زمان، موضع ایالات متحده که به سمت تنش‌زدایی متمایل است، می‌تواند فشار بین‌المللی را به سمت تهران سوق دهد. بازیگران کلیدی جهانی، از جمله چین، اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس که همگی منافع قوی در پایدار کردن بازارهای انرژی دارند، انگیزه‌هایی برای فشار جهت پایان دادن به درگیری خواهند داشت؛ آن‌ها نیز فشار بیشتری بر ایران برای تنش‌زدایی وارد خواهند کرد. مطمئناً هیچ‌کدام از این‌ها یک پیروزی آشکار نخواهد بود. ایالات متحده همچنان در منطقه درگیر خواهد ماند و با یک ایران تضعیف‌شده اما تهاجمی‌تر دست‌وپنجه نرم خواهد کرد. روابط با شرکای خلیج فارس که به دلیل پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگی که به دنبال آن نبودند، تیره شده است، ممکن است هرگز مثل قبل نشود. و منابع منحرف شده به خاورمیانه برای مهار ایران در پیامدهای جنگ و همچنین منابع مصرف شده در طول جنگ، ارتش ایالات متحده را به طور کلی در موضع ضعف قرار خواهد داد، به‌ویژه در منطقه هند-آرام. کار پیش رو نجات یک پیروزی دست‌نیافتنی نیست، بلکه محدود کردن آسیب است. اما جایگزین آن — یعنی پافشاری مضاعف در جستجوی یک نتیجه قاطع — خطر نتیجه‌ای به مراتب بدتر را به همراه دارد. تاریخ آمریکا نمونه‌های مکرری از جنگ‌هایی را ارائه می‌دهد که با اعتمادبه‌نفس وارد آن‌ها شده و با دشواری از آن‌ها خارج شده است. در ویتنام، عراق و افغانستان، رهبران ایالات متحده با امید به نجات موفقیت، تنش را افزایش دادند، اما تنها مخمصه استراتژیک خود را عمیق‌تر کردند. ترس از شکست و مغالطه هزینه غرق شده، ایالات متحده را بیشتر در گل‌ولای فرو برد. درگیری فعلی وسوسه مشابهی را ارائه می‌دهد. اما فرصتی برای شکستن این الگو نیز فراهم می‌کند. جنگ ایران یک انتخاب بود — انتخابی که بدون برنامه‌ای روشن برای آنچه در پی خواهد داشت، انجام شد. پیامدهای آن تصمیم اکنون در حال آشکار شدن است. کار پیش رو نجات یک پیروزی دست‌نیافتنی نیست، بلکه محدود کردن آسیب به منافع ایالات متحده، ثبات منطقه و زندگی غیرنظامیان در سراسر خاورمیانه است.
این امر مستلزم پذیرش یک حقیقت ناخوشایند است. در جنگ‌هایی مانند این، مسئولانه‌ترین مسیر، پیشروی در جستجوی برد نیست، بلکه تشخیص زمانی است که هزینه‌ها بر دستاوردها می‌چربد — و عقب‌نشینی قبل از اینکه یک درگیری محدود به یک باتلاق فراگیر تبدیل شود./ بین دوگانگی ها
جفری ساکس: جهان امروز شاهد جنگی است که نه از ضرورت، بلکه از ترکیب «پروپاگاندای فاشیستی اسرائیل» و «بی‌ثباتی روانی رهبران آمریکا» نشأت گرفته است. تصور اینکه ترور و بمباران زیرساخت‌ها در تهران منجر به قیام‌های خودجوش می‌شود، اوج بلاهت سیاسی و فروپاشی قوه تشخیص در ساختار قدرت ایالات متحده است. این مسیر فاجعه‌بار که با سقوط بازارهای مالی و آشفتگی در سیستم تجارت بین‌الملل همراه شده، نشان می‌دهد که واشینگتن دیگر قادر به سنجش پیامد اقدامات خود نیست و تنها با بافتن توهمات، سعی در توجیه شکست‌های استراتژیک خود دارد.
نه تنها این، بلکه آن‌ها موفق شدند به پالایشگاه حیفا در اسرائیل نیز ضربه بزنند؛ یکی از استراتژیک‌ترین و حفاظت‌شده‌ترین سایت‌های این کشور. نتیجه این شد که ترامپ از حمله به پارس جنوبی فاصله گرفت و گفت که اسرائیل به طور یک‌جانبه «وحشیانه از کوره در رفته» و «دیگر هیچ حمله‌ای توسط اسرائیل در رابطه با این میدان بسیار مهم و ارزشمند پارس جنوبی انجام نخواهد شد.» اسرائیل هم پس از آن اعلام کرد که دیگر به سایت‌های انرژی ایران حمله نخواهد کرد. از دیدگاه من، این یک پیروزی تاکتیکی دیگر است. این حداقل نشان‌دهنده آن است که ایران می‌تواند به صورت متقارن علیه ایالات متحده و متحدانش بجنگد. نه از طریق مقاومت نامتقارن با بمب‌های کنارجاده‌ای یا تله‌های پنهان در جنگل، بلکه «چشم در برابر چشم» و علیه برخی از حفاظت‌شده‌ترین سایت‌ها در جبهه ایالات متحده. این به لحاظ کیفی با هر دشمن دیگری که ایالات متحده در جنگ‌های اخیر مستقیماً با آن جنگیده، متفاوت است. موارد بسیار بیشتری وجود دارد، مانند این واقعیت بسیار مهم که ایران کنترل استراتژیک‌ترین گلوگاه انرژی روی زمین را به دست گرفته و ایالات متحده می‌بیند که شکستن این کنترل غیرممکن است. تا جایی که ترامپ ناچار شده است به طور علنی از چین — از میان تمام کشورها — درخواست کمک کند، که با توجه به غرور ترامپ، انجام این کار نباید آسان بوده باشد. و فقط با پاسخ منفی روبرو شد. از طرف چین. و از طرف هر کس دیگری که از او درخواست کرده بود. این موضوع مقاله اخیر من است: اینکه چگونه این جنگ، در واقع، اولین «جنگ چندقطبی» واقعی است. اول، به معنای محدود کلمه: زیرا ایران خود را به عنوان یک قطب واقعی قدرت نشان می‌دهد — نه یک ابرقدرت، بلکه بازیگری که نمی‌توان او را تسلیم کرد، و تمام معنای چندقطبی بودن همین است. و دوم، به این دلیل که خودِ جنگ در حال شتاب بخشیدن به چندقطبی شدن در هر جای دیگر است: ایالات متحده هرگز تا این حد منزوی نبوده، هرگز تا این حد ضعیف به نظر نرسیده و تضمین‌های امنیتی‌اش هرگز تا این حد توخالی نبوده است.
تحریریه: نخستین جنگ چندقطبی ✍🏻آرنو برتران فکر نمی‌کنم مردم درک کنند آنچه در رابطه با ایران شاهدش هستیم تا چه حد خارق‌العاده است. دیروز با یکی از دوستان روزنامه‌نگار عزیزم بحث می‌کردم؛ او به من می‌گفت که ایران بله، در حال پیروزی است، اما فقط در سطح استراتژیک و نه تاکتیکی. این همان حرفی است که یک بچه‌ مدرسه‌ای لاغر وقتی قلدرها او را در کمد دیواری مدرسه حبس می‌کنند، با خود می‌گوید تا آرام شود: «ده سال دیگر این‌ها التماس می‌کنند که برای من کار کنند. همه می‌دانند ورزشکارها فقط در دوران دبیرستان در اوج هستند. آن‌ها واقعاً التماس خواهند کرد.» من فکر می‌کنم این تصور دقیقاً اشتباه است و همین مسئله است که جنگ ایران را متفاوت می‌کند. تا به این لحظه، ایران در واقع در سطح تاکتیکی نیز ایستادگی کرده است. به دیگر جنگ‌های تجاوزکارانه ایالات متحده در چند دهه اخیر فکر کنید. ویتنام، افغانستان، لیبی، عراق، صربستان و غیره را در نظر بگیرید (لیست متأسفانه بسیار طولانی است). الگو تقریباً همیشه ثابت بود: یک تفاوت قدرت عظیم میان متجاوز و قربانی. این جنگ‌ها، در مجموع، امپریالیستی بودند: امپراتوری در تلاش برای درهم شکستن مردمی بسیار ضعیف‌تر که تنها راه واقع‌بینانه‌شان مقاومت چریکی بود. آن هم زمانی که واقعاً اراده‌ای برای مقاومت داشتند؛ برخی — مانند لیبی — حتی به خود زحمت ندادند و فقط تسلیم سرنوشت شدند (با وجود اینکه در آن زمان ثروتمندترین کشور آفریقا بودند). به عنوان تماشاگر این جنگ‌ها، اگر حس اخلاقی داشتید، احساس غالب نوعی انزجارِ ناشی از درماندگی بود: شما شاهد بودید که یک غول با لگد وارد خانه کس دیگری شده است. البته، ایالات متحده در بسیاری از این جنگ‌ها — اگر نگوییم اکثر آن‌ها — عملاً شکست خورد؛ نمونه بارز آن جایگزین کردن طالبان با خودِ طالبان یا اخراج شدن از ویتنام در حالی که دمشان را روی کولشان گذاشته بودند، اما این موضوع تفاوت قدرت را کمتر نمی‌کرد. مسئله اینجاست که قدرت همیشه پیروزی را تضمین نمی‌کند: گاهی غول نمی‌تواند همه را بکشد و در نهایت از تلاش کردن خسته می‌شود. اما «پیروزی‌هایی» که از این راه به دست می‌آمد، همیشه در بهترین حالت پیروزی «پیریک» (pyrrhic پیروزی با هزینه گزاف و ویرانگر) بود: مردم دوام آوردند، بله، اما آنچه برایشان باقی ماند کشوری خاکستر شده بود که بازسازی‌اش دهه‌ها زمان می‌برد. در همین حال، در نمای کلی، غول با چیزی فراتر از یک غرور جریحه‌دار شده، صحنه را ترک می‌کرد. ایران — به شکل قابل توجهی — ثابت کرده است که موجودی کاملاً متفاوت است: در حالی که دیگران صرفاً در برابر یک غول «زنده می‌ماندند»، به نظر می‌رسد ایران قادر است با یک غول «رقابت کند». آنچه در ۴۸ ساعت گذشته رخ داد، بهترین مصداق برای این ادعاست. شما رئیس‌جمهور ایالات متحده را داشتید که یک ضرب‌الاجل رسمی صادر کرد: «تنگه هرمز را ظرف ۴۸ ساعت بازگشایی کنید وگرنه شبکه برق شما را محو (نابود) می‌کنیم.» پاسخ ایران اساساً این بود: «اگر جرئت دارید انجام دهید، اگر این کار را بکنید ما ظرف یک هفته تمام متحدان خلیج‌فارسی شما را غیرقابل سکونت می‌کنیم.» و همان‌طور که دیدیم، ترامپ عقب‌نشینی کرد: او با بهانه کردن «گفتگوهای بسیار خوب و سازنده» با ایران که وجود خارجی نداشتند، گفت ضرب‌الاجل او دیگر اعمال نمی‌شود (یا بهتر بگوییم، به ۵ روز تغییر یافت). او افزود که اکنون تصور می‌کند تنگه هرمز می‌تواند «به طور مشترک توسط من و آیت‌الله کنترل شود.» که مایه خنده دیپلماسی ایران شد. دوستان، این یک پیروزی تاکتیکیِ کتاب‌درسی (کلاسیک) است. این به طرز شگفت‌آوری نشان‌دهنده آن است که ایران در این مورد خاص، نسبت به ایالات متحده آمریکا دارای «برتری در تشدید تنش» (Escalation Dominance) بود. یعنی توانایی تهدید معتبر به عواقبی چنان شدید که ایالات متحده — شاید برای اولین بار پس از جنگ سرد — ترجیح داد عقب‌نشینی کند. این دیگر آن بچه لاغری نیست که در کمد حبس شده و رؤیای انتقام می‌بیند. این بچه‌ای است که مچ قلدر را در میانه‌ی هل دادن چسبیده و تغییر چهره او را تماشا می‌کند. و این تنها پیروزی تاکتیکی در این جنگ تا به اینجا نیست. قسمت مربوط به حمله اسرائیل به تأسیسات گازی پارس جنوبی ایران را در نظر بگیرید. ایران هشدار داده بود که اگر چنین اتفاقی بیفتد، متحدان ایالات متحده در منطقه — از جمله اسرائیل — با واکنشی متقارن روبرو خواهند شد. و آن‌ها عمل کردند: به شکل مشهوری تأسیسات «رأس لَفان» قطر را — که حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی ال‌ان‌جی (LNG) را تولید می‌کرد — ویران کردند که طبق گفته خودِ قطری‌ها، منجر به ۲۰ میلیارد دلار کاهش درآمد سالانه برای ۵ سال آینده شد.
جنرال متیس : ایران همین الان هم اگر ما اعلام پیروزی کنیم، می‌گوید که مالک تنگه است… شما یک مالیات برای هر کشتی که از آن عبور می‌کند می‌بینید… ما در موقعیت سختی هستیم، بانوان و آقایان… من نمی‌توانم خیلی گزینه‌هایی را پیشنهاد بدهم
میدل ایست مانیتور: آمریکا می‌گوید جنگ با ایران ممکن است طولانی‌تر از برنامه‌ریزی‌های اولیه‌اش باشد ‌
فایننشال تایمز: استفاده از جنگنده برای رهگیری پهپادهای ایران گران تمام می‌شود 🔹اتکای کشورهای حاشیه خلیج فارس به جنگنده‌ها برای مقابله با پهپادهای ارزان‌قیمت «شاهد» منابع مالی، خلبانان و هواپیماهای آنها را به چالش کشیده است.
جمع بندی ایران از پالس‌های دیپلماتیک آمریکا؛ طرح فریب 🔹یک منبع آگاه سیاسی به تهران تایمز: تلاش برای مذاکره و انتقال پیام از سمت آمریکا به تهران، یک طرح فریب است و ایران اعتمادی به این پیام‌ها ندارد. 🔹آرایش تهاجمی دشمن علیه ایران تغییری نیافته و ما نشانه‌هایی از تلاش آنها برای اقدامات ایذایی یا زمینی جدید هم مشاهده می‌کنیم. 🔹ترامپ در تلاش بود از طریق واسطهٔ پاکستانی، میزان تمایل ایران به توقف جنگ را بسنجد که با پاسخ هماهنگ و محکمی مواجه شد. 🔹هیچ‌کدام از نمایندگان قبلی ترامپ یعنی ویتکاف و کوشنر، از سمت طرف ایرانی، شایستهٔ تبادل پیام دانسته نشده‌اند. در این بین رسانه های سعودی سعی در این دارند اعلام کنند که دکتر قالیباف برای مذاکره عازم پاکستان است، جنگ وارد مرحله بعدی یعنی شکاف مابین مردم و مسئولان سیاسی مطرح شده است، پس فقط به رسانه داخلی گوش بدهید. البته از مسئولین خواستاریم سریع‌تر در رابطه به هر مطلب خطرناک و پروپاگاندا از طرف دشمن در کمترین زمان ممکن جواب بدهند. نکته مهم این است که ترامپ برای دکتر قالیباف جایزه تعیین کرده بود اکنون درخواست مذاکره با ایشان را دارد.
ران فلیپکوفسکی، دادستان سابق و تحلیل‌گر سیاسی آمریکایی: تا حالا توی تمام عمرم هیچ‌وقت نشده بود که رسانه‌های دولتی ایران رو به دولت خودم ترجیح بدم. این به معنای «وطن‌فروشی» نیست،یعنی مغزی دارم که کار می‌کند. پس هنوز احمق‌هایی را ندیده‌اید که و BBC (WC) نگاه می‌کنند مغزشان سرویس بهداشتی این دو بنگاه خبرپراکنی و تروریست است
هدایت شده از خط انرژی
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺نقشه پیچیده آمریکا برای تصرف خارک 🔹مجید رجبی: یکی از واحد‌های آبی و خاکی ارتش آمریکا از ژاپن راه افتاده و به سمت خلیج فارس با سرعت بالایی در حرکت است. 🔹 یکی از دستیاران ترامپ گفته که ما باید نفت را از چنگ ایران دربیاوریم، به نظرم منظور آن فرد، تنگه هرمز نیست. در کنار این موضوع به ناگهان به زیرساخت نظامی جزیره خارک حمله می‌شود. @khate_energy
هدایت شده از مهدی
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️رسوا شدن خبرنگار فرصت طلب دربرابر ایرانی‌های با غیرت ساکن آلمان https://eitaa.com/iran_kanon_basira🌴🌴🌴