eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
535 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
18 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مستضعفین تی‌وی
⭕️این آخرین تصویری هست که دوربین مدار بسته دفتر حضرت آقا ذخیره کرده... ‌ 🔹ساعت 09:40 ، صبح دهم ماه رمضان 🎬 @Mostazafin_TV
هدایت شده از علیرضا زادبر
♦️ موشک‌باران مرزهای اسرائیل از سوی ایران؛ حزب‌الله الگوی مطلوب عملیات زمینی 🔹 منابع محلی در لبنان گزارش دادند هم‌اکنون مرزهای مشترک اسرائیل با محور مقاومت از سوی ایران زیر آتش سنگین موشکی است و این تحول، گمانه‌زنی‌ها از طرحی جدید را تقویت کرده است. 🔹 این منابع با اشاره به اظهارات اخیر یک مقام امنیتی و نظامی که «مطلوب‌ترین گزینه برای ایران» را الگوی عملیاتی زمینی توصیف کرده بود، حملات کنونی را همسو با مقدمات یک عملیات زمینی در مرزهای لبنان ارزیابی کردند. 🔹 حزب‌الله در جریان درگیری‌های اخیر، ده‌ها تانک مرکاوا را منهدم و شمار قابل توجهی از نیروهای ارتش اسرائیلی را به هلاکت است؛ الگویی که اکنون گمان می‌رود در مقیاسی گسترده‌تر در دستور کار قرار گرفته باشد. @Politicalhistory
هدایت شده از علیرضا زادبر
سخنگوی نظامی «مقاومت اسلامی در عراق – سرایا اولیاء الدم»، ابو مهدی الجعفری: مقاومت اسلامی صرفاً حضور آمریکا را در کشورهای خلیج فارس و اردن هدف قرار می‌دهد. قصد آمریکا برای استقرار ۵ هزار نیروی نظامی در منطقه باعث خواهد شد ما عملیات‌ها علیه این حضور را در هر کشوری افزایش دهیم. تأکید می‌کنیم حملاتی که نیروهای حشد الشعبی و وزارت دفاع را هدف قرار داد، از پایگاه‌هایی در برخی کشورهای خلیج فارس و اردن انجام شده است. @Politicalhistory
هدایت شده از علیرضا زادبر
ترامپ زمان میخرد تا با فریب دیگری میدان را پس گیرد. میخواهد شکست را جبران کند. حتی شاید تمرکز را به سمت جزایر ببرد ولی در نقطه دیگری عملیات کنند. @Politicalhistory
هدایت شده از آزاده باش
🔹برخلاف آن‌چه بعضی فکر می‌کنند، این‌گونه نیست که امریکایی‌ها، به عنوان یک ابرقدرت، همهٔ جوانب را در محاسبات‌شان لحاظ کرده و بتوانند آن را اجرا کنند. همیشه رفتار آن‌ها هوشمندانه نیست. برداشت و درک من از آن‌چه در منطقه و موضوعات فلسطین، عراق، سوریه، یمن و دیگر مسائل تجربه کردم این است که امریکایی‌ها در محاسبه بر روی کاغذ پیشرفته عمل می‌کنند؛ در مرحلهٔ برنامه‌ریزی عالی هستند، در تقسیم کار و حوزهٔ تئوری کارشان را خیلی خوب انجام می‌دهند؛ اما همهٔ این‌ها وقتی ارزش پیدا می‌کند که بتوانند همین برنامه‌ها را روی زمین پیاده کنند. امریکایی‌ها معمولاً هنگام اجرای طرح‌هایشان چند مشکل دارند. اولین نگرانی آن‌ها در همهٔ صحنه‌های درگیری این است که مبادا کشته شوند. این مسئله در همهٔ رده‌های آن‌ها وجود دارد.¹ روی کاغذ همه چیز عالی است؛ اما ضعف‌شان روی زمین در بخش‌هایی است که باید نقشهٔ طراحی‌شده را اجرا کنند. مشکل دوم امریکایی‌ها این است که اساساً منطقه را نمی‌شناسند. آن‌ها بعد از پانزده سال حضور در عراق هنوز از این کشور، مردم و فرهنگ آن شناخت خوبی به دست نیاورده‌اند. شواهد زیادی وجود دارد که این گفته را تأیید می‌کند. ۱.در سال‌های اول بعد از سقوط حکومت صدام در ترکیب هیئتی، همراه نمایندهٔ سازمان ملل در عراق، وقتی می‌خواستیم وارد منطقهٔ سبز بغداد شویم، چیزهایی دیدم که جالب بود. مثلاً نظامیان، سیاسیون و نیروهای امنیتی امریکا، اعم از خانم و آقا، در زمانی مشخص دنبال این بودند که به استخر و ورزش و تفریح برسند. هنگام ورود به منطقهٔ سبز ما را در گیت بازرسی مقداری معطل کردند. علت این بود که می‌گفتند الان وقت استراحت سگی است که باید خودروها را تفتیش کند. در زمان انتظار ما، چند سرباز امریکایی نزدیک گیت ورودی ایستاده بودند. من از ماشین پیاده شدم و به طرف یکی از آن‌ها که نزدیک ما بود رفتم؛ می‌خواستم از او سؤال کنم: «سگ شما کی خواهد آمد؟» از صدایش متوجه شدم آن سرباز خانم است. از او پرسیدم چه مدتی است که در عراق است؟ گفت: «حدود بیست و هفت روز.» پرسیدم: «چرا به عراق آمدی؟» گفت: «من در فلان ایالت امریکا زندگی می‌کنم. بعد از این‌که ارتش اطلاعیه داد برای جنگ در عراق سرباز جذب می‌کند، من و نامزدم ثبت‌نام کردیم و در منطقه‌ای شبیه آب‌وهوای عراق حدود سه ماه آموزش دیدیم. به ما گفته بودند بابت شش ماه مأموریت چقدر دست‌مزد به ما می‌دهند. من و نامزدم دیدیم اگر شش ماه به عراق برویم، با دست‌مزد آن می‌توانیم خانه و یک ماشین بخریم و حدود بیست سال برای زندگی خود پول متوسطی داشته باشیم. فکر کردیم چه کاری پردرآمدتر از این می‌توانیم پیدا کنیم؛ تصمیم‌مان را گرفتیم. اما بعد از این‌که همه کارها انجام شد، نامزدم ترسید و منصرف شد. گفت برای بیست سال آینده برنامه‌ریزی کرده‌ایم، ولی به جایی مثل عراق می‌رویم، اگر کشته شویم چه؟ من به حرف او اعتنا نکردم و آمدم. قمار کردم. اگر کشته شوم، همه چیز را از دست داده‌ام؛ ولی اگر زنده بمانم، چند سالی می‌توانم زندگی بی‌دغدغه‌ای داشته باشم.» باز هم در فرصت‌های دیگر مثل این با نظامیان خارجی مستقر در گیت‌های منطقه سبز صحبت می‌کردم. خیلی از آن‌ها اصلاً امریکایی نبودند. طرف می‌گفت من از فلان کشور امریکای لاتین یا افریقا آمده‌ام. اگر شش ماه در عراق بجنگیم، به ما اقامت دائم امریکا را می‌دهند. چنین نیروهایی همان کسانی هستند که باید روی زمین نقشه‌های امریکا را پیاده کنند. این‌ها انگیزه‌ای جز دریافت همان پول و دلار وعده‌داده‌شده ندارند. معلوم است که زنده ماندن برای‌شان از هر چیز مهم‌تر است. در نتیجه با کوچک‌ترین خطری صحنه را خالی می‌کنند. *قسمتی از کتاب صبح شام؛ خاطرات شهید حسین امیرعبداللهیان*