eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
545 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
‌سخنرانی امشب یا پردهٔ دود؟ چرا خطرناک‌ترین سناریو، یک حمله زمینی در تعطیلات عید پاک (ایستر) است؟ اگر فکر می‌کنید سخنرانی پرتناقض ساعت ۹ امشب صرفاً نشانهٔ سردرگمی بود، در تلهٔ (فریب استراتژیک) افتاده‌اید. با کنار هم گذاشتن پازل‌ها، بوی یک تهاجم همه‌جانبه در تعطیلات پیش‌رو می‌آید: ۱. تلهٔ «جمعه نیک» و تعطیلی مطلق بورس: جمعهٔ این هفته، Good Friday (جمعه پیش از عید پاک) است و وال‌استریت و بازارهای جهانی کاملاً تعطیل‌اند! اگر تهاجم پنجشنبه‌شب یا جمعه آغاز شود، کاخ سفید یک «سپر ۳ روزه» دارد. بورس‌ها بسته‌اند و سقوط نمی‌کنند و دولت فرصت دارد پیش از باز شدن بازارها در دوشنبه صبح، روایت پیروزی خود را بسازد تا جلوی پرش نفت به ۱۵۰ دلار را بگیرد. ۲. مهندسی میدان نبرد (تخریب پُل‌های غرب و انفجار اصفهان): استقرار جنگنده‌های پشتیبانی نزدیک A-10، تخریب هدفمند پُل‌ها و گره‌های مواصلاتی در غرب کشور و انفجار در پایگاه نظامی اصفهان، برای یک «خروج ۲ هفته‌ای» نیست! در دکترین نظامی، شما زمانی پُل‌ها را می‌زنید و پایگاه‌های عمقی را فلج می‌کنید که بخواهید راه پشتیبانی و ضدحملهٔ حریف را ببندید تا مسیر برای هلی‌برن کماندوها و تهاجم زمینی باز شود. ۳. نمایش رستاخیز در «یکشنبه عید پاک»: سیاستمداری مثل ترامپ خاورمیانه را با فرار ترک نمی‌کند. او می‌خواهد در تاریکی آخر هفته ماشه را بکشد تا در «یکشنبه عید پاک» (نماد پیروزی و رستاخیز در غرب)، در قامت یک ژنرال فاتح جلوی دوربین بیاید، نه یک رئیس‌جمهور در حال خروج. حرف آخر: سخنرانی امشب، پردهٔ دودی بود تا سیستم‌های هشدار بخوابند. ۴۸ ساعت آینده، سرنوشت خاورمیانه را تعیین می‌کند. ✍احسان موحدیان
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روبن گایگو، سناتور آمریکایی: قیمت بنزین از کنترل خارج شده و این اصلاً اغراق نیست 🔹مردم هنگام خرید از خواربارفروشی‌ها، با دیدن قیمت‌های شوکه‌کننده جا می‌خورند. 🔹مردم درحال حاضر فقط سعی می‌کنند شکم‌شان را سیر کنند و از پس مخارج زندگی بربیایند، اما حالا به دلیل یک جنگ ترامپ با ایران مجبورند هزینۀ بیشتری بابت بنزین بپردازند. 🔹قبل از اینکه تصمیم به بمباران ایران بگیریم، میانگین قیمت بنزین اینجا در آریزونا ۳ دلار و ۲۹ سنت بود که قیمتی مناسب محسوب می‌شد؛ اما حالا به ۴ دلار و ۶۳ سنت رسیده است. 🔹این موضوع هر روز بر زندگی همه تأثیر می‌گذارد. مردم هر روز باید چرتکه بیندازند که آیا پول کافی برای رفتن به سر کار، یا برداشتن فرزندان‌شان از مهدکودک را دارند یا خیر، و یا اینکه مجبورند از مخارج جای دیگری بزنند
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تصویر نخست‌وزیر ترکیه روی موشک‌های ایران چه می‌کند؟! شبکه «آکیت تی‌وی» ترکیه در یک گزارش خبری به موضوع جالبی در خصوص حملات موشکی ایران به اسـ.رائیل پرداخته است. طبق این گزارش، ایرانی‌ها برای انتقال یک پیام واضح، از تصویر و جمله معروف «نجم‌الدین اربکان» (نخست‌وزیر اسبق و چهره‌ی مهم سیاسی ترکیه) روی موشک‌های خود استفاده کرده‌اند! جمله‌ای که روی این موشک‌ها نوشته شده، یکی از معروف‌ترین نقل‌قول‌های اربکان است: «اسرائیل حرف سرش نمی‌شود، اسرائیل فقط زبان زور را می‌فهمد.» این حرکت که به سرعت در شبکه‌های اجتماعی وایرال شد، به عنوان یک تاکتیک قدرتمند در «جنگ روانی» ارزیابی شده و بازتاب بسیار زیادی در رسانه‌های جهان و به ویژه ترکیه داشته است.
📌توئیت یک اروپایی 🔹من ممکن است به خاطر این موضوع ناراحت شوم، اما به عنوان یک مسیحی اروپایی، از زمان شروع این جنگ چیزی جز احترام به ایران نداشتم. 🔹آنها در گفتار خود راستگو هستند. واضح است که آنها یک موجودیت بسیار توانا و با ضریب هوشی بالا هستند و با این حال نمی‌خواهند بر سایر کشورها اعمال قدرت کنند که ظاهراً قادر به انجام آن هستند، زیرا آنها قلدر نیستند. 🔹در عوض، آنها انتخاب کرده‌اند که درگیری‌های ژئوپلیتیک، شرکت کنندگان و نتایج آنها را برای چندین دهه، تماشا کنند و هم از نظر استراتژیک و هم بر اساس آن آماده شده‌اند. 🔹این ملتی است که از زمان شروع جنگ چیزی جز حقیقت نگفته است، آنها قبل از پرتاب بمب به غیرنظامیان هشدار می دهند، زیرا هدف آنها نهادی، استراتژیک و اقتصادی است. توسط خون هدایت نمی شود این چیزی است که افتخار در جنگ به نظر می رسد. 🔹سخنان آنها با رفتار آنها مطابقت دارد. من از این ناراحتم که بگویم, نهاد آمریکایی/صهیونیستی که در حال حاضر در کاخ سفید و کنگره ساکن است، نمی‌تواند همین را بگوید. 🔹صرف نظر از اینکه این جنگ چگونه به پایان می رسد (و من فکر می‌کنم برای ایران پایان مطلوبی خواهد داشت). ایران اکنون احترام بسیاری از کشورها و اکثریت قریب به اتفاق افرادی را که در واقع سواد ژئوپلیتیکی دارند و کسانی را که به زامبی‌ها یا متعصبان معادشناسی نپرداخته‌اند، به دست آورده است. 📍خدا نگهدارت باشد! 🇷🇺@Center_for_Russian_Studies
📌الهیاتِ جنگ؛ نبرد در سایه «اسب آتشین» و «مسیحِ ادوم» 🔹️تحرکات اخیر کانون‌های قدرت در آمریکا، از ویدئوی هوش مصنوعی ایلان ماسک (اسب آتشین) تا رفتارهای نمادین ترامپ، نشان‌دهنده عبور از سیاست متعارف به سمت یک «ژئوپولیتیک آخرالزمانی» است. 🔹️ویدئوی اسب آتشین ایلان ماسک، ارجاعی مستقیم به اسب قرمز مکاشفات یوحنا است؛ سواری که مامور است صلح را از زمین بگیرد. این یعنی آمادگی ذهنی برای یک تقابل فراگیر. 🔹️تغییر نام خلیج مکزیک به خلیج آمریکا تکرار دکترین (دریای ما) رومیان است. ترامپ با تغییر نام وزارت دفاع به وزارت جنگ و تصویرسازی در قامت پاپ، در حال بازتعریف آمریکا به عنوان پایتخت پادشاهی خداوند در زمین (نسل عیسو/ادوم) است. 🔹️دستور توقف ضرب سکه پنی، منطبق بر روایت تلمود درباره ظهور مسیحِ آن‌ها در زمان نابودی Peruta (کمترین واحد پولی) است. 🔹️ما با یک نبرد اعتقادی روبروییم. دشمن با بازسازی نمادهای کتاب مقدس، به دنبال مشروعیت‌بخشی به جنگ است. ترامپ نه یک سیاستمدار احمق، بلکه در قامت «مسیحِ ادوم» برای پیشبرد اهداف صهیونیسم مسیحی است.
فارین پالیسی: پنج سناریو برای جنگ زمینی ایالات متحده علیه ایران جغرافیای پیچیده هیچ نقطه ورود مشخصی را ارائه نمی‌دهد. حمله زمینی آمریکا به ایران از نظر نظامی ممکن است، اما هیچ مسیر ورود ساده و کم‌هزینه‌ای وجود ندارد. هر مسیر یا کم‌اثر است یا به سرعت جنگ را به سطحی بزرگ‌تر و غیرقابل‌کنترل می‌کشاند. آنچه شبیه گزینه‌های نظامی است، در واقع نقشه‌ای از پیامدهای خطرناک است. ۱) جزیره خارک مرکز صادرات نفت ایران است و ضربه به آن تأثیر اقتصادی بزرگ دارد، اما فوراً بحران جهانی انرژی ایجاد می‌کند و جنگ را بین‌المللی می‌کند. ۲) تنگه هرمز محور حیاتی انرژی جهان است، اما کنترل آن مستلزم درگیری با دفاع ساحلی و بندرعباس است و به جنگ فرسایشی و پرهزینه تبدیل می‌شود. ۳) جزایر ابوموسی و تنب‌ها ارزش اقتصادی کم دارند و تصرفشان اثر نظامی ندارد، اما پیامدهای سیاسی و تنش منطقه‌ای ایجاد می‌کنند. ۴) چابهار–کنارک ورودی باز اما دور از مراکز قدرت ایران است؛ ورود آسان است اما اثر استراتژیک کمی دارد و عملیات طولانی و پرهزینه می‌شود. ۵) آبادان–خرمشهر مسیر مستقیم به منطقه نفتی خوزستان، اما احتمالاً عراق به میدان دوم جنگ تبدیل می‌شود و خطر تشدید منطقه‌ای بالاست. نقش احتمالی کردها شورش کردها می‌تواند فشار ایران را افزایش دهد، اما گروه‌ها پراکنده‌اند و عملیات می‌تواند نتیجه معکوس بدهد و انسجام داخلی ایران را تقویت کند. همه مسیرها یا ورود محدود بدون اثر استراتژیک دارند یا ریسک تشدید بحران جهانی را بالا می‌برند. ایران جغرافیای خود را به سلاح دفاعی تبدیل کرده است و کوه‌ها، بیابان‌ها، سواحل و گلوگاه‌ها عملیات نظامی را به وقایع منطقه‌ای و جهانی تبدیل می‌کنند. پ.ن:خب ما جزو اونایی نیستیم هی بگیم ما گفتیم ما گفتیم، اما ما گفتیم همانطور که حتی روز تقریبی جنگ را هم در کانال اعلام کردیم. بعضی چیزها واضح است فقط باید دقیق نگاه کرد، پیش‌گویی نیست
علی عبدی/ دیده بان تحرکات کِریا: مسئلۀ ایران: دکّان اخلاق: به بهانۀ سکوت مصطفی ملکیان [در خفقان سکوت برخی از ورزشکاران و سینماگران و آنان که صدایشان روزی به اندک بهانه‌ای به آسمان بلند می‌شد، سکوت برخی از اهالی اخلاق و اندیشه برایم بهت‌آور است. مصطفی ملکیان یکی از همین چهره‌هاست. هنوز از یاد نبرده‌ایم چگونه روزگاری این عبارات را چون گُرزی بر فرق مخالفانش می‌کوبید: «من نه دل‌نگران سنت‌ام، نه دل‌نگران تجدد، نه دل‌نگران تمدن، نه دل‌نگران فرهنگ و نه دل‌نگران هیچ امر انتزاعی‌ دیگری از این قبیل. من فقط نگران انسان‌های گوشت ‌‌وخون‌داری هستم که می‌آیند، رنج می‌برند و می‌روند». آیا گوشت و خون دخترکان مینابی، گوشت و خون نبود تا صدایی هر چند به اندازه گلو صاف‌کردنی از استاد اخلاق بلند شود؟ آیا جان‌های عزیزی که در سرزمین مادری به خون می‌غلطند، در دغدغه‌های جناب استاد جایی ندارند؟ آیا این اخلاق‌اخلاق گفتن‌ها تنها ابزاری بود برای مبارزه با جمهوری اسلامی ایران و انقلاب مستضعفان و پابرهنگان؟! می‌خواستم درباره سکوت استادی که چند صباحی است،در دکان اخلاق می‌فروشد، مطلبی بنویسم، اما حوصله‌ام نگرفت. چند سال پیش مطلبی را با عنوان «من و دو مصطفی» به بهانۀ جسارتی که به رئیس جمهور وقت، شهید مظلوم آیت‌الله رئیسی کرده بود، در صفحه اینستاگرامم و به اقتضای حال‌وهوای همان صفحات نوشتم، اکنون بازنشرش می‌کنم.] من و دو مصطفی در کودکی، نام دو مصطفی که هر دو از دوستان پدرم بودند، برایم جذاب بود: مصطفی ردانی‌پور و مصطفی ملکیان. در خانۀ ما بسیار از این دو سخن به میان می‌آمد. مصطفی ردانی‌پور برایم نماد عشق، غیرت، ایمان و شور بود و مصطفی ملکیان نماد سخت‌کوشی، ساده‌زیستی، دین‌داری و عقلانیت. خاطرات زیادی که از آن‌ها در خانه نقل می‌شد، تفاوتشان را با دیگران در چشمم پُررنگ‌تر می‌‌‌کرد و بی‌راه نیست اگر بگویم در نوجوانی‌ تا حدّی تحت‌تأثیرشان بودم. دلدادگی ردانی‌پور به اهل‌بیت، به‌ویژه حضرت زهرا(س) معروف بود، تا جایی که کسی جرئت نمی‌کرد به‌راحتی پیش او روضۀ حضرت مادر بخواند. او هم‌زمان هم در کارگاه آجرپزی اطراف قم کارگری می‌کرد و هم درس می‌خواند. عطش سیراب‌ناپذیر ملکیان به علم و علم‌آموزی هم برایم جذابیت داشت. یادم نمی‌رود، بعضی پنج‌شنبه‌شب‌ها، با پدر به منزل استاد عبودیت که اهل فلسفه و هنر است، می‌رفتیم. از هر دری سخنی به ‌میان می‌آمد: فلسفه، ادبیات، موسیقی، هنر و... . استاد نقاش ماهری است و آوازی خوش و دلنشین هم دارد. گاهی ساعاتی به توضیح یکی از تابلوهایش می‌گذشت. نمی‌دانم از حیث هنری این تابلوها چقدر باارزش بودند؛ ولی برای من بوی خوش زندگی می‌دادند. در این میان، گاهی هم یادی از جناب ملکیان می‌شد. استاد عبودیت خاطرات جذابی از زندگی ایشان برایم تعریف می‌کرد، از اینکه در نوجوانی چراغ قوه‌ای مخصوص مطالعه داشت تا وقتی پدر در منزل خاموشی می‌زد، او زیر پتو مطالعه‌ کند؛ یا اینکه در زمان دانشجویی سی روز در خوابگاه تنها می‌ماند و با نان لواش و تخم‌مرغ سر می‌کرد تا بدون مزاحمت مطالعه کند. بعدها از بد روزگار، سروکارم به فلسفه افتاد. در برهه‌ای با هجوم افکار مختلف، مسیر برایم مبهم شد. در نقطه‌ای ذهن دیگر قفل می‌کند و توان استدلال ندارد. اینجا بود که با تغییر تدریجی جناب ملکیان کم‌کم این مسئله برایم شکل گرفت: مصطفی ملکیان یا مصطفی ردانی‌پور؟ بعدها جناب ملکیان برای من رنگ‌وبوی دیگری گرفت. او که زمانی برایم نماد عقلانیت بود، در معرفت‌شناسی به انسداد رسیده بود و دیگر نمی‌توانست به حقیقتی چنگ زند یا حتی بدان نزدیک شود. اندیشۀ  او به جریان خاصی در ایران خدمت می‌کرده و می‌کند. معتقدم یکی از آبشخورهای معرفتی نئولیبرالیسم ایرانی افکار اوست. می‌خواستم در پایان‌نامه‌ای با یکی از دانشجویانم آثار اجتماعی اندیشه‌های او را بررسم، می‌خواستم نشان دهم خاستگاه نظری برخی بی‌عدالتی‌ها را باید در تفکر و کنش‌های سیاسی او جستجو کرد. اما چون در آن زمان حال روحی و جسمانی‌اش مناسب نبود، به توصیۀ عزیزی منصرف شدم. در نظرم از برهه‌ای به بعد، فلسفه برای ملکیان دیگر راهی برای رهایی و درآغوش‌کشیدن حقیقت یا تقرب به آن نبود؛ بلکه به ابزاری تبدیل شده بود برای مقابله با آنچه نمی‌پسندید و خوش نمی‌داشت. اینک فلسفه نه سودای رسیدن به حقیقت داشت و نه در تمنای زدودن ابهام بود؛ بلکه شمشیری بود برای دریدن رقیب. شیوه هم روشن است و تاثیرگذار. اندیشۀ رقیب را با پرسش‌های فلسفی و اخلاقی چنان به چالش می‌کشی، طلب صغری‌کبری می‌کنی، پیش‌فرض‌هایش را می‌خواهی، تدقیق واضح‌ترین مفاهیمش را مطالبه می‌کنی، شکل قیاسش را می‌پرسی و... که کسی جرئت نکند آن اندیشه را اظهار کند، چون خود را با انبوهی از پرسش‌ها مواجه می‌بیند که هفته‌ها یا ماه‌ها یا سال‌ها پاسخ به آن‌ها زمان می‌برد.
گویی همه چیز در عالم روشن و مبرهن است، به‌جز این اندیشۀ مخالف من. زمانی که این پرسش‌ها با ژست روشنفکری و نگاه عاقل‌اندرسفیه و از‌بالا‌به‌پایین همراه شود، کمتر کسی تاب مقاومت دارد؛ اما زمانی که اندیشۀ موافق من باشد، با مفهوم وجدان جمعی یا شهود یا تجربۀ زیسته و امثال آن سروتهش را هم می‌آوری. مثلاً تصور کنید فردی بگوید «فکر می‌کنم بیش از ۷۰میلیون در این کشور داناتر از آقای خاتمی یا روحانی یا میرحسین موسوی هستند». مواجهۀ ملکیان با او چگونه است؟ او خواهد پرسید: چه دلیلی برای این اندیشه‌ات داری؟ آیا پیمایشی در‌این‌باره داشته‌ای؟ چند درصد از جامعۀ ما کودک و نوجوان و بی‌سوادند؟ آیا او نسبت به اینان داناتر نیست؟ اساساً اظهار چنین مطلبی دربارۀ یک فردی که در جامعه شئون مختلفی دارد، پدر است، پدربزرگ است، همسر است، استاد است و... اخلاقی است؟ آیا هتک آبروی او نیست؟ آیا این بیان، برساختی از شخصیت او را به دنبال ندارد که دیگر کسی جرئت دفاع از او را نداشته باشد؟ آیا درست نبود با منطق و استدلال بیان می‌کردی که کدام اندیشه یا عملش را قبول نداری؟ آیا این‌گونه مواجهه با افراد تالی‌ فاسد برای جامعه ندارد؟ اساساً آیا این مواجهه ترویج اشعری‌گری یا اخباری‌گری نیست؟ هنوز برایم پاسخ این پرسش روشن نیست که آیا ملکیان ترور شخصیتی رئیس‌جمهور ایران را آغاز کرده ‌است؟ آیا استاد اخلاق چنین ترورهایی را اخلاقی می‌داند؟ پی‌نوشت ۱. هنوز پیکر مطهر مصطفی ردانی‌پور به میهن باز نگشته‌ است. ۲. اینستاگرام بعد از مدتی صفحه‌ام را بست. ✍ مهدی حسین‌زاده یزدی https://eitaa.com/kriyaassess