eitaa logo
دانلود
-
ما بر روی آن پل نامرئی ایستاده بودیم؛ پُلی که تنها با سایه‌های یکدیگر به هم می‌رسید، نه با دست‌هایمان. نَفس‌هایمان به هم نزدیک شدند، تا آنجا که گرمای تو را حس می‌کردم، اما هرگز به یک گرمای پایدار تبدیل نشد. عشق ما شبیه چای است که زود سرد شد؛ طعمش باقی ماند، اما آن گرمایی که باید در خود نگه می‌داشت، در هوا گم شد. امروز، در این نیمروز زندگی، پُر هستم از تمام آن چراغ‌هایی درخشان که قرار بود با هم روشنشان کنیم. امروز، تنها نوری است که ماه بر دو رودخانه می‌تاباند که هرگز به هم نخواهند رسید.
چیزای قشنگ زمان می‌بره، زمان هم ذوق و از بین می‌بره.
به آدمی تبدیل شده‌ام که، دست برداشته از قانع کردن دیگران و ترجیح می‌دهد در ذهن همه مقصر باشد.
یهو به‌ قدری ناراحت میشم و پرت میشم تو گودال غم و ناراحتی انگار، من نبودم که همین چند ساعت پیش میخندیدم.
بح بح خیلیم عالی https://eitaa.com/Worlddddb
ای وای بح بح https://eitaa.com/Worlddddb