سوگند به آن خالقِ چشمانِ چو مرواریدت
سخنِ عشق و تعهد به دو گوش آویزم،
اگر آن روز نظر بر منِ دلباخته شد؛
رسد آن روز، نگاهِ تو به من آمیزد؟
نقشِ رگ های دو چشمت ازبرم
خونِ عشقت میتراود در سرم
مهرِ تو نجوای دل در هر تپش
فکرِ تو سرپا نگهدارِ تنم
به کوری چشم بدخواها حسودا پفیوزا پلشتا یک و نیم ساعت دیگه XB چهارساله میشه