هدایت شده از "Letters to Mari"
چند تن از فرمانروایان نگاهی بین خود و مردمشان رد و بدل کردند. به نظر میرسید حرف های شاهدخت مرددشان کرده است. اما فرمانروای سرزمین نیلی عصایش را محکم تر بر زمین کوبید و با ناخشنودی به کاملیا خیره شد. «اصلا شیطانی که میگویید کجاست؟ اگر به دنبال سرزمین های ماست، پس چرا تا به حال نه او را دیده و نه چیزی شنیده ایم؟»
این بار، شاهزاده مو طلایی دست خواهرش را محکم تر نگه داشت و با صدای رسا شروع به صحبت کرد:« شیطان دور تا دور ما و سرزمین ما را فرا گرفته است. او از هیچ کاری برای دستیابی به هدفش فروگذاری نخواهد کرد و مطمئن باشید او، حقیقتا دشمن واقعیست. ما اینجا هستیم، نه برای اینکه توانایی جنگ نداشته ایم. سپاهیان ما کاملا آماده برای دفاع همه جانبه از کشورمان هستند. اما خواسته ما چیزی فراتر از آن است. پیروزی چیزی فراتر از صرفا جنگیدن کورکورانه است و استراتژی مهم تر از قدرت است. قدرتنمایی بدون برنامه کاری است که شیطان میخواهد انجام دهید.»
"پارت سوم؛ برشی از داستانی که وجود ندارد"
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کسی را به پیکار دعوت نکن، ولی اگر تو را به نبرد خواندند، بپذیر، زیرا آغازگر پیکار، تجاوزکار است و تجاوزگر شکست خورده است.
-نهج البلاغه اثر اسد الله حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام-
#Nahjulbalaghah:
رابطه ی خواهر برادری واقعا عجیبه؛ درحالی که یه ساعت قبلش به خون هم تشنه بودید و میزدید توی سر و کله ی هم دیگه و به قصد مرگ همدیگه رو میکشتید خیلی راحت تبدیل به بهترین و وفادار ترین شریک جرم، دزدیدن خوراکی ها از توی آشپزخونه و جمع کردن دسته گل به آب دادن های همدیگه میشید.
هدایت شده از 𝐔 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐔𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞
اینک که از آن شهر پر از همهمه دورم
وز ملت بدکینه و بد کیش ملولم
با گوشه به این دیده ی خونین نتوان گفت
کز دوری یاران قسم خورده صبورم...
#my_poems
هدایت شده از 𝐔 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐔𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞
سایه های درهم...
کوچه های تاریک...
میشود بفرمایید؟
تا چراغی روشن
از دو چشم خورشید،
بر جهان بیارایند؟
روح باران مرده،
لاله ها پژمرده...
میشود گهگاهی،
تندر و طوفانی...
ابر غافل شده را،
سخت ببارانند؟
خواب ماه آشفته،
چشم آهو خفته...
میشود امشب را
کرم های شبتاب...
در نبود مهتاب...
پرتویی بیفشانند؟
#my_poems
Draconiandraconian-the-cry-of-silence.mp3
زمان:
حجم:
30.6M
گریستن سکوت.
11:10
#Music
𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
گریستن سکوت. 11:10 #Music
آکنده از اندوه
خودِ درونیِ تیرهام که غرور لمسش کرده
بلعیدهشده در تنهایی، هنوز پیچیده در زمان
با درد جاریام
خودم را در بندِ سوءظن نگه میدارم و در غبار میمانم
غبارِ بازماندههای رهاشدهام، با خنجرِ زندگی کشته شده
چه غرورِ ظریفی در رنج کشیدن من است
تنها، کاملاً تنها با جریانهای عاطفی
روحِ خویش؛ چنان واقعی، چنان ناب، اما کنار گذاشته شدهام، درهمتنیده در ترس، بیهیچ امیدی، من واقعاً تنها ماندهام
اما شاید فقط شاید، احساس میشود تنهاییام پیروزی است، بر خودفریبیِ شادی و خوشبختی
قلبم تندتر میتپد، اندوه شفاف تر میشود و نگاهِ انسانستیزم نیرومندتر
زیستن در سایهها، چنان تشنه از "آن یکی بودن"
اما نومید، چنان نومید از دستی یاریدهنده
آیا واقعاً میخواهم این زندگی را زندگی کنم؟
هزار دلیل برای مردن دارم
و میلیونها اشک برای گریستن در سکوت
طاعونِ انسان زندگیام را تهی کرده
و روزی را نفرین میکنم که به این جهان زاده شدم
با این همه، هیچکسِ دیگری نیست که بخواهم باشم
و هیچکسِ دیگری نیست که قصد داشته باشم
زیرا هیچکسِ دیگری نبود که قرار بود باشم
یکتا و یگانگی؛ گردهماییِ زخم های باز، از تاریکیِ تاریکی، روحهای پاک
چه رؤیایی، چه رؤیایی، چه دوردست
چرا باید؟ چرا باید تنها باشم؟
وقتی که دوست میدارم؟ وقتی که برادری ام را دوست میدارم؟
آیا باید بمیرم؟ آیا باید بمیرم تا آزاد شوم؟
وقتی که میگریم؟ وقتی که در سکوت میگریم؟
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
They told me I could find you here.
God? Are you there?
-عجله نکن و هر وقت آماده بودی انجامش بده.
همیشه بعدا وجود داره.
+آره؟ حدس میزنم که همیشه بعدا وجود داره.
راستی بوجک؟ آخرین باری که همدیگه رو دیدیم و از من پرسیدی که "فکر میکنی من در اعماق وجودم آدم خوبی هستم یا نه" رو یادت میاد؟
-یادم میاد؟ شوخی میکنی؟ معلومه که به طور واضح یادم میاد.
+من اون موقع در مقابل عوام قرار گرفته بودم و نمیدونستم باید چی بگم.
-خب... الان چی فکر میکنی؟ فکر میکنی من در اعماق وجودم آدم خوبی هستم؟
+نکته دقیقا همینه!
من به اعماق وجود باور ندارم. من باور دارم که ما تمام حرف هایی که میزنیم و رفتار هایی که انجام میدیم هستیم.
-خب... این خیلی مأیوس کننده ست.
فکر میکنم حق با توعه، چون این واقعا تفاوت ایجاد میکنه و نتیجه رو تغییر میده.
#Series: Bojack Horseman 2014