#تلنگرانه
✨
خجالتمیڪشم
اسممراگذاشتهام:
منتظر
امّا زمـانۍڪه دفترانتظارمراورق
میزنۍمیبینی؛ فضاۍمجازۍرا
بیشترازامامممیشناسم ؛
حتۍگاهۍصبح آفتابنزده آنهارا
چِڪمیڪنم؛امـا عهدم را
نـــه..
#آقاےمهربونببخش 💔💔
#امام_زمان
۱۶ تیر ۱۴۰۱
شھآدتمظلومانہپیشـوایعلـموعرفـان
امـاممحمـدباقر علیہالسلامبـرعمـومشیعیآنجهـانتسلیت
بـآد 🖤🥀••
#شهادتامامباقر
۱۶ تیر ۱۴۰۱
جوان کافری عاشق دختر عمویش شد،عمویش یکی از رؤسای قبایل عرب بود.
جوان کافر رفت پیش عمو و گفت: عموجان من عاشق دخترت شدهام آمدم برای خواستگاری....
عموگفت:حرفی نیست ولی مهر دختر من سنگین است...!
جوان کافر گفت:عموجان هرچه باشد من میپذیرم.
عموگفت:در شهر بدیها (مدینه)
دشمنی دارم که باید سر او را برایم بیاوری آنوقت دختر از آن تو...!!
جوان کافر گفت:عمو جان این دشمن تو اسمش چیست...؟!
عمو گفت :اسم زیاد دارد؛ ولی بیشتر او را به نام علیبن ابیطالب می شناسند...
جوان کافر فوراً اسب را زین کرد با شمشیر و نیزه و تیر و کمان و سنان راهی شهر بدیها (مدینه) شد...
به بالای تپّهی شهر که رسید دید در نخلستان جوان عربی در حال باغبانی و بیل زدن است. به نزدیک جوان عرب رفت.
گفت:ای مرد عرب تو علی را میشناسی ...؟!
جوان عرب گفت: تو را با علی چهکار است...؟!
جوان کافر گفت :آمدهام سرش را برای عمویم که رئیس و بزرگ قبیلهمان است ببرم چون مهر دخترش کرده است...!
جوان عرب گفت: تو حریف علی نمیشوی ...!!
جوان کافر گفت :مگر علی را میشناسی ...؟!
جوان عرب گفت :بله من هر روز با او هستم و هر روز او را میبینم..!
جوان کافر گفت : مگر علی چه هیبتی دارد که من نتوانم سر او رااز تن جدا کنم...؟!
جوان عرب گفت:قدی دارد به اندازهی قد من هیکلی همهیکل من...!
جوان کافر گفت:خب اگر مثل تو باشد که مشکلی نیست...!!
مرد عرب گفت:اول باید بتوانی من را شکست بدهی تا علی را به تو نشان بدهم...!!
خب حالا چی برای شکست علی داری...؟!
جوان کافر گفت:شمشیر و تیر و کمان و سنان...!!
جوان عرب گفت:پس آماده باش..
جوان کافر خندهای بلند کرد و گفت: تو با این بیل میخواهی مرا شکست دهی ...؟! پس آماده باش..شمشیر را از نیام کشید.
جوان کافر گفت: اسمت چیست...؟!
مرد جوان عرب جواب داد عبدالله...!!
(بندهی خدا) و
پرسید نام تو چیست...؟!
گفت:فتاح ،و با شمشیر به عبدالله حمله کرد...
عبدالله در یک چشم بههم زدن کتف و بازوی جوان کافر را گرفت و به آسمان بلند کرد و به زمین زد وبا خنجر خود جوان کافر خواست تا او را بکشد که دید اشک از چشمهای جوان کافر جاری شد...
جوان عرب گفت: چرا گریه میکنی...؟!
جوان کافر گفت: من عاشق دختر عمویم بودم آمده بودم تا سر علی را ببرم برای عمویم تا دخترش را به من بدهد حالا دارم به دست تو کشته میشوم...
مرد عرب جوان کافر را بلند کرد و گفت: بیا با این شمشیر سر مرا ببُر و برای عمویت ببَر...!!
جوان کافر گفت :مگر تو کی هستی ...؟!
جوان عرب گفت منم (( اسدالله الغالب علیبن ابیطالب )) که اگر بتوانم دل بندهای از بندگان خدا را شاد کنم؛ حاضرم سر من مِهر دخترعمویت شود..!!!
جوان کافر بلند بلند زد زیر گریه و به پای مولای دو عالم افتاد و گفت :من میخواهم از امروز غلام تو شوم یاعلی
پس👈فتاح شد 👈قنبر غلام علیبن ابیطالب...
▫️یاعلی! تو که برای رسیدن جوانی کافر به آرزویش سر هدیه کردی ...
▫️یا علی! ما دوستداران تو مدتیاست گرفتار انواع بلاها و بیماریها و ...شدهایم ترا به حق همان غلامت قنبر دستهای ما را هم بگیر...
◾️هر چقدر از روایت لذت بردی، ارسال کن.
✴️ بر جمال پر نور مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام )صلوات...🍃🤝 🍃
یاعلی مدد🌹🌹🌹🌹❤️
التماس دعا...
خبرداشتید که نشر فضائل مولا امیرالمؤمنین علی ع کولاک میکنه! محشره!!
پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم میفرماید اگه فضائل علی علیه السلام رو بگویی ، گناهان زبانت پاک میشود ، اگر بشنوی گناهان گوش هایت، و اگر بخوانی از روی نوشته، گناهان چشمانت، پاک میشود.
حالا این فضیلت مولا علی ع را بخوانید و هم ارسال کنید تا در ثواب نشرش شریک باشید.
افتخار کنید که شیعه علی ع هستید.🌹🌹🌹🌹🌹
۱۶ تیر ۱۴۰۱
۱۶ تیر ۱۴۰۱
۱۶ تیر ۱۴۰۱
۱۶ تیر ۱۴۰۱
بھشانھڪشیدۍغمسینھاشرا
ویاچونبقیهتوسرباریار؎؟!
-💚🌱- #امام_زمان
۱۶ تیر ۱۴۰۱
۱۶ تیر ۱۴۰۱
#همراه_شهدا
•••
مگرمردگانهمشهیدمےشوند
کہماشهیدشویم؟!
شهادتتنهابراۍزندههاست...
آنانکہیكعمر
مردهاند
یكلحظہهمشهیدنمےشوند.
۱۶ تیر ۱۴۰۱
۱۶ تیر ۱۴۰۱
۱۶ تیر ۱۴۰۱
✨﷽✨
■ *شهادت امام باقر علیه السلام تسلیت*■
✍امام محمد باقر علیه السلام در اول ماه رجب یا سوم صفر سال ۵۷ قمری در شهر مدینه چشم به جهان گشود و در روز دوشنبه ۷ ذی الحجه سال ۱۱۴ قمری در سن ۵۷ سالگی به دستور هِشام بن عبدالملک خلیغه اُموی بوسیله سمی که ابراهیم بن ولید بن عبدالملک به حضرت داده شد، به شهادت رسید و در مدینه در قبرستان بقیع مدفون شدند. آن حضرت در واقعه کربلا حضور داشت و در آن وقت ۴ سال از عمر مبارکش گذشته بود.
❶ نیکی و صدقه ، فقر را از بین می برد و بر عمر می افزاید و هفتاد نوع بلا را دفع می کند.
⇦خصال ج۱ ص۴۸
❷ جهاد یک زن خوب شوهرداری کردن است.
⇦وسائل الشیعه ج۲۰ ص۱۶۲
❸ شبی را از بیماری یا درد نخوابیدن، برتر و اجرش از یک سال عبادت بیشتر است.
⇦الکافی ج۳ ص۱۱۴
❺ حکایت شخص حریص به دنیا، حکایت کرم ابریشم است که هرچه بیشتر به دور خود بپیچد و بتابد، راه بیرون آمدنش دورتر شود تا آنکه از غصه بمیرد.
⇦اصول کافی ج۳ ص۲۰۲
📚 احادیث الطلاب ص۶۶۴ تا ص۶۸۱
۱۶ تیر ۱۴۰۱