eitaa logo
صلی الله علیک یااباعبدالله❣️السلام علیک یاخامس آصحاب الکساء
116 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
18 فایل
کانال مذهبی: باسلام وذکراللهم صل علی محمدوآل محمد وعجل الله تعالی فرجه الشریف مقدم عشاق الحسین {ع} گرامی باد . «مدیر «کربلایی`محمدعلی پورصالح» «خادم امام حسین علیه السلام» «{روحی وارواحنالک الفداء یااباعبدالله}» آدمین حب علی بن ابیطالب علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
💎رزمایش ۱۱۰ هزار نفری راهیان قدس در پایتخت/ مانور اقتدار علیه دشمن . 🔹رزمایش بزرگ ۱۱۰هزار نفری بسیجیان و سپاهیان تهران‌بزرگ، روز جمعه ۲۱ دی‌ماه در پایتخت و با هدف تقویت آمادگی‌ها جهت مقابله با بدخواهان مردم و دشمنان ایران اسلامی به ویژه رژیم صهیونیستی . ✅ https://eitaa.com/YaAtash
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥نصب کتیبه به مناسبت فرارسیدن ولادت ابن الرضا امام جواد علیه السلام •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• ✅ https://eitaa.com/YaAtash
🔰 حکایت مردی که در سنین کودکیِ امام جواد عليه‌السّلام برای آن حضرت، «اسباب‌بازی» هدیه بُرد... شخصی به نام «علی بن حسّان واسطی» گوید: 🗯 در حالی که امام جواد عليه‌السّلام کودک خردسالی بودند، قصد نمودم تا که به محضرش شرفیاب شوم! به همین جهت چند «اسباب‌بازی» تهیه کرده و با خود گفتم آن‌ها را به سروَرم هدیه دهم! 🗓 به درِ خانه امام جواد عليه‌السّلام رسیده و از غلام آن حضرت اجازه ورود خواستم! غلام، اجاره ورود مرا از امام علیه‌السلام گرفت و من وارد خانه شدم. 📝 من نزد ایشان رفتم و به ایشان سلام کردم و ایشان جواب سلامم را داد. گویا امام علیه‌السلام از من دلگیر بود و به من اجازه نشستن نداد! 🎁 نزدیک ایشان شدم و اسباب‌بازی‌هایی را که خریده بودم، از کوله خود درآورده و در نزد ایشان گذاشتم! امام علیه‌السلام به حالت غضب به من نگاه کرد و سپس فرمود: 📋 مَا لِهَذَا خَلَقَنِي اللَّهُ، مَا أَنَا وَ اللَّعِبَ؟! 🔻به راستی که خدای‌متعال مرا برای بازی نیافریده است! مرا با این اسباب‌بازی‌ها چه‌کار؟! 🖇 راوی گوید: من از آن حضرت، طلب بخشش کردم و ایشان نیز مرا بخشیدند. سپس اسباب‌بازی‌ها را برداشته و از نزد ایشان خارج شدم. 📚 دلائل الامامة، ص۴۰۲ 🕌 https://eitaa.com/YaAtash
🔰 ای کاش که یک دانه تسبیح تو بودم تا دست کِشی بر سرِ سودا زدهٔ من ... 🔖 شخصی به نام «محمّد» گوید: 💭 همراه امام رضا عليه‌السلام در مکّه بودم، قبل از آنکه آن حضرت به خراسان سفر کند، وقتی که خواستم برگردم، عرض کردم: می‌خواهم به مدینه مراجعت کنم؛ نامه‌ای برای پسرتان محمد علیه‌السلام بنویسید تا به همراه خود داشته و آن شاهزاده را زیارت کنم! 📩 امام رضا عليه‌السلام تبسّمی نموده و نامه را نوشتند و من با خود به مدینه آوردم! چشمانم در آن هنگام نابینا گشته بود! 📑 «موّفق» خادم خانهٔ امام رضا عليه‌السلام، حضرت جواد علیه‌السلام را در حالی‌که در گهواره بود، آورد و من نامه را به آن حضرت تقدیم کردم. آن حضرت به «موّفق» دستور داد آن نامه را گشوده و باز کند؛ «موفّق» آن را در پیش روی حضرت باز کرد و ایشان آن را ملاحظه نمود. 🏷 سپس به من فرمود: ای محمّد! چشمانت چطور است؟ عرض کردم: سلامتی خود را از دست داده و همانطور که مشاهده می‌کنید، نابینا گشته است! آن حضرت فرمودند: نزدیک بیا! من نزدیک‌تر شدم؛ 📋 فَمَدَّ يَدَهُ فَمَسَحَ بِهَا عَلَى عَيْنِي فَعَادَ إِلَيَّ بَصَرِي كَأَصَحِّ مَا كَانَ 🔻پس آن حضرت دست مبارک خود را بر سر و چشمان نابینای من کشید و به برکت آن بینایی دوباره به چشمانم برگشت و از قبل بهتر می‌دیدم! 🗓 آنگاه دست و پای نازنین او را بوسیدم و از خدمتش مرّخص شدم در حالیکه همه جا را بهتر از گذشته می‌دیدم. 📚الخرائج و الجرائح، ج۱ ص۳۷۳ ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ 🔖 شخصی دیگر به نام «ابوسلمه» گوید: 💬 خدمت امام جواد علیه‌السلام رسيدم. مدتى بود گوش‌هايم «كر» شده بود و چيزى را نمی‌شنيد. 🔎 وقتى که به محضر آن حضرت رسیدم، بدون آنکه من چیزی از ناشنوایی‌ام بگویم، مرا به نزد خود فرا خواند. 📋 فَمَسَحَ يَدَهُ عَلَى أُذُنَيَّ وَ رَأْسِي ثُمَّ قَالَ اسْمَعْ وَ عُهْ! 🔻من هم جلو رفتم و آن حضرت دست مبارکش را بر گوش و بر سرم كشيد و فرمود: بشنو و حفظ كن! 📄 «ابوسلمه» گوید: به خدا قسم پس از آن جناب، صداهاى خيلى آرام را هم می‌شنوم‏! 📚المناقب، ابن‌شهر‌آشوب،ج۴ ص۳۹۰ ✍ با حضورت ستاره‌ها گفتند نور در خانۀ امام رضاست کهکشان‌ها شبیه تسبیحی دستِ دُردانۀ امام رضاست مثل باران همیشه دستانت رزق و روزی برای مردم داشت برکت در مدینه بود از بس چهره‌ات رنگ و بوی گندم داشت زیر پایت همیشه جاری بود موج در موج دشتی از دریا به خدا با خداتر از موسی بی‌عصا می‌گذشتی از دریا با خداوند هم‌کلام شدی علت بُهت خاص و عام شدی «کودکی‌هایتان بزرگی بود» در همان کودکی امام شدی رزق و روزی شعر دست شماست تا نفس هست زیر دِیْن توایم تا جهان هست و تا نفس باقی‌ست ما فقط محو کاظمین توایم من به لطف نگاهت ای باران سوی مشهد زیاد می‌آیم دست بر روی سینه هربار از سمت باب الجواد می‌آیم 🕌 https://eitaa.com/YaAtash