eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
297 دنبال‌کننده
945 عکس
125 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
_يا مُطْلَقاً فِي وِصٰالِنا... اِرْجِع! وَ يا مُحلفا عَلِيِّ هجرنا... كَفَر! أَنَّما ابعَدنا اِبْليس لِانَه لَمْ يَسْجُدُ لَكَ... فَواعَجَبا كَيْفَ صَالَحَتْه وَ هَجَرتَنا"((: ای كسی كه وصال ما را ترك كرده‌ای برگرد! و ای كسی كه بر جدايی از ما سوگند خورده‌ای... سوگند خود را بشكن! ما ابليس را برای اين از خود رانديم كه بر تو سجده نكرد.(: پس چقدر عجیب است كه تو او را دوست خود گرفته‌ای و ما را ترك كرده‌ای؟ :) [حدیث قدسی]
سیدی. در غیبتتان چون بیابانیم. باران می باریم ها سیل از دیدگانمان جاریست اما دو دقیقه بعد ترک برداشته ایم... سیدی... شکننده ایم... غیبتتان شکسته ما را... کمرمان را خم کرده... این چشم به چه درد می خورد وقتی شما را نمی بیند؟ سیدی؟ اصلا ما به چه درد می خوریم وقتی امام مان را نمی بینیم؟ سیدی... سیدی... []
سیدی... زمان و زمین بی وفایی مان را به رویمان آورده اند... شما اما هر شب به جای ما استغفار می کنید... سیدی! جفاهایمان را ببخش... []
سیدی... لحظه هایی که یاد شما را در دل نگاه ندارند، ارزش زیستن ندارد... سیدی مرا ببخش که ورد زبانم دعای فرجتان نیست... سیدی... یابن نور... یابن حیدر... یابن طاها... یابن یاسین... سیدی... سیدی... سیدی... []
از ساعت یک و سه دقیقه سیزده اردیبهشت نود و نه تا شش و یازده دقیقه پانزدهم اردیبهشت نود و نه... در هوای سورمه ای اتاق... خیره به نقطه ای نامعلوم... امضاء : منتظرالمنتظر
در مسجد گوهرشاد نشسته بود.. طلبه ای از او پرسید _چگونه امام صادق صلوات الله علیه که شب تا صبح درحال عبادت بودند، به یکی از اصحابشون فرمودند حاضرم عبادت دیشبم را با یک کار دیشب تو عوض کنم. دیشب که تو بلندشدی آب بخوری سلام بر اباعبدالله دادی...چطور ممکنه امام عبادت یک شبش را با کار کوچک اصحابش عوض کند؟ جوابش را نمی دانست...اما ناگهان نوری از گنبد امام رضا بالا آمد و وارد سینه اش شد... ناگاه حس کرد پاسخش را می داد _ انسان مخلص هیچگاه برای کار خودش ارزش قائل نیست ولی کار دیگران را باارزش می بیند. ما می گوییم که کار امام صادق صلوات الله علیه ارزش زیادی دارد اما خود حضرت چون که مخلص است برای کارش ارزش قائل نیست و حاضر است آن را با کار دیگران عوض کند. [شیخ عبدالکریم حامد]
•| مَلْجَأ |•
در مسجد گوهرشاد نشسته بود.. طلبه ای از او پرسید _چگونه امام صادق صلوات الله علیه که شب تا صبح درحال
یه عارفی میگفت _معتاد دیدی تو خیابون به خودت نبال... بگو شاید اون عاقبت به خیر بشه و من نه(!)...
در شب معراج هنگام سير بر بالاي زمين، سرزمینی را دیدند که چون بقعه ای می درخشید از جبرئيل نام آن منطقه را پرسیدند و جبرئیل پاسخ داد: _ اينجا سرزمين قم است که بندگان مؤمن و شيعيان اهل بيت تو در اينجا گرد مي‏آيند و انتظار فرج دارند و سختيها و اندوه ها بر آنها وارد خواهد شد. [طبق روایتی از صدوق ره]
در آن جا ملک الموت را نيز مشاهده کرد که لوحي از نور در دست او بود و پس از گفتگويي که با آن حضرت داشت عرض کرد: _همگي دنيا در دست من همچون درهم و سکه هایی است که در دست مردي باشد و آن را پشت و رو کند. هيچ خانه‏اي نيست جز آنکه من در هر روز پنج‏ بار بدان سرکشي مي‏کنم. و چون بر مرده‏ ای گريه مي‏کنند بدانها مي‏گويم:" گريه نکنيد که من باز هم پيش شما خواهم آمد و پس از آن نيز بارها مي‏آيم تا آنکه يکي از شما باقي نماند" در اينجا بود که رسول خدا(ص) فرمود: _براستي که مرگ بالاترين مصيبت و سخت‏ ترين حادثه است! و جبرئيل پاسخ داد: _حوادث پس از مرگ سخت‏تر از آن است!!!