در مسجد گوهرشاد نشسته بود.. طلبه ای از او پرسید
_چگونه امام صادق صلوات الله علیه که شب تا صبح درحال عبادت بودند، به یکی از اصحابشون فرمودند حاضرم عبادت دیشبم را با یک کار دیشب تو عوض کنم. دیشب که تو بلندشدی آب بخوری سلام بر اباعبدالله دادی...چطور ممکنه امام عبادت یک شبش را با کار کوچک اصحابش عوض کند؟
جوابش را نمی دانست...اما ناگهان نوری از گنبد امام رضا بالا آمد و وارد سینه اش شد... ناگاه حس کرد پاسخش را می داد
_ انسان مخلص هیچگاه برای کار خودش ارزش قائل نیست ولی کار دیگران را باارزش می بیند. ما می گوییم که کار امام صادق صلوات الله علیه ارزش زیادی دارد اما خود حضرت چون که مخلص است برای کارش ارزش قائل نیست و حاضر است آن را با کار دیگران عوض کند.
[شیخ عبدالکریم حامد]
•| مَلْجَأ |•
در مسجد گوهرشاد نشسته بود.. طلبه ای از او پرسید _چگونه امام صادق صلوات الله علیه که شب تا صبح درحال
یه عارفی میگفت
_معتاد دیدی تو خیابون به خودت نبال... بگو شاید اون عاقبت به خیر بشه و من نه(!)...
در شب معراج هنگام سير بر بالاي زمين، سرزمینی را دیدند که چون بقعه ای می درخشید از جبرئيل نام آن منطقه را پرسیدند و جبرئیل پاسخ داد:
_ اينجا سرزمين قم است که بندگان مؤمن و شيعيان اهل بيت تو در اينجا گرد ميآيند و انتظار فرج دارند و سختيها و اندوه ها بر آنها وارد خواهد شد.
[طبق روایتی از صدوق ره]
در آن جا ملک الموت را نيز مشاهده کرد که لوحي از نور در دست او بود و پس از گفتگويي که با آن حضرت داشت عرض کرد:
_همگي دنيا در دست من همچون
درهم و سکه هایی است که در دست مردي باشد و آن را پشت و رو کند. هيچ خانهاي نيست جز آنکه من در هر روز پنج بار بدان سرکشي ميکنم. و چون بر مرده ای گريه ميکنند بدانها ميگويم:" گريه نکنيد که من باز هم پيش شما خواهم آمد و پس از آن نيز بارها ميآيم تا آنکه يکي از شما باقي نماند"
در اينجا بود که رسول خدا(ص) فرمود:
_براستي که مرگ بالاترين مصيبت و سخت ترين حادثه است!
و جبرئيل پاسخ داد:
_حوادث پس از مرگ سختتر از آن است!!!
_ رسول خدا صلی الله علیه و آله صورت علي بن ابيطالب را در آسمانها مشاهده کرد و يا فرشتهاي را به صورت آن حضرت ديد و چون از جبرئيل پرسيد در جواب گفت: "چون فرشتگان آسمان اشتياق ديدار علي علیه السلام را داشتند، خداي تعالي اين فرشته را به صورت آن حضرت خلق فرمود و هر زمان که ما فرشتگان مشتاق ديدار علي بن ابيطالب ميشويم، به ديدن اين فرشته ميآييم."(:
[پیامبر نور در معراج/ مطابق با احادیث زیادی از طریق شیعه و اهل سنت از ابن عباس و ديگران ]
و پيرمرد ديگري را ديد که روي تختي نشسته و چون نظر به جانب راست خود ميکند، خوشحال و خندان ميشود
و هرگاه به سمت چپ خود مينگرد، گريان ميگردد
به جبرئيل فرمود:
_ اين پيرمرد کيست؟
پاسخ داد:
_اين پدرت آدم است که هرگاه مي بيند کسي داخل بهشت ميشود، خوشحال و خندان ميگردد و چون کسي را مشاهده ميکند که به دوزخ ميرود، گريان و اندوهناک ميشود....
[پیامبرِ نور در معراج]
چون به آسمان اول رسید، قصری از نقره سفید دید.
بر جبرئيل فرمود:
_ بپرس این قصر از کیست؟
و چون پرسید آن دو فرشته نگهبان قصر پاسخ دادند:
_ برای جوانی از بنی هاشم.
در آسمان دوم قصری بهتر از قبلی و از طلای سرخ دیدند و فرشتگان در پاسخ به سوال گفتند
_برای جوانی از بنی هاشم...
در آسمان سوم و چهارم و پنجم و هفتم نیز، قصری از یاقوت سرخ و در سفید و در زرد و لؤلؤ و نور عرش خدا دیدند. وقتی جبرئيل پرسيد از آن کیست؟ فرشتگان همان پاسخ را دادند:
_ برای جوانی از بنی هاشم...
وقتی بازگشتند، آن قصر ها را در هر آسمانی به حال خود دیدند.
به جبرئيل فرمود:
_ اين جوان بنی هاشم کیست؟
و از هر سود فرشتگان نگهبان داد زدند:
_ او علی بن ابیطالب است... (((:
[حدیثی از مجلسی رحمه الله علیه در بحارالانوار از کتاب مختصر حسن بن سلیمان به سند سلمان فارسی]
یکی می گفت
_ ناراحتی؟ ناامیدی؟ پس چطوره شیپور بگیری دستت و همه جا پر کنی آهااااای مردم! من کافرم... من خدا رو ندارم...؟بابا بنده خدا... اسمت روته... تو بنده خدایی(!)... معبود تو حدیث قدسی می فرماد: " و ای کسی که سوگند خورده به جدایی از ما، سوگندت را بشکن!... ما ابلیس را برای این از خود راندیم که بر تو سجده نکرد :) پس چقدر عجیب است که تو او را دوست خود گرفته ای و ما را ترک کرده ای:)"
خدا میگه برگرد!... تو واسه چی ناامیدی؟
[اَندَرْ اَحوآلآتْ]
_هرگاه بدانم اشتغال به من بر بنده ام غالب آمده است ميل و رغبت او را در راز و نياز با خود قرار مي دهم.
و آنگاه که بنده ام چنين باشد اگر خواست بلغزد، ميان او و لغزشش قرار خواهم گرفت.
ايشان به حق اولياي من اند و به حق قهرمان هستند.
ايشان کساني هستند که اگر بخواهم اهل زمين را به کيفر اعمال زشتشان هلاک گردانم، به خاطر آن ها بلا را از ايشان مي گردانم.
به راستي که آنان قهرمانند.
[حدیث قدسی]
پ. ن : از اون احادیثیه که آدم نمیتونه وصف کنه ولی متوجه قضیه میشه... از اونایی که نمیخواد محدودشون کنه به واژگان...
_اگر آنان که از درگاه من رو برتافتند، می دانستند
که چقدر مشتاقِ آنان هستم،
هر آینه از شوق جان
می سپردند.(:
[حدیث قدسی]
#با_ته_مایه_های_لبخند_بخونید
_هر که مرا طلب کند خواهد يافت و هر که مرا يافت عاشقم مي گردد و هر که عاشقم شد عاشقش مي شوم و هر که من عاشقش شوم عاقبت او را شهيد مي کنم و هر که را شهيدش کنم خودم خونبهاي او مي شوم.
[حدیث قدسی]
#چند_تا_اسم_زیر_این_پست_بنویسم؟😭