eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
293 دنبال‌کننده
948 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
تو مسیر برگشت، مرد ناصبی رو دید که گفت _ بیا برو ولی دیگه حق نداری از این پل رد شی.
مرد شیعه به ناصبی گفت + دست نگهدار که برای تو بشارتی دارم گفت_ از طرف کی؟ + مولایم علی علیه السلام _ من او را قبول ندارم. + ولی او تو را قبول دارد(:
جریان مکاشفه رو که براش تعریف کرد، مرد ناصبی خنجر تو دستش رو به کناری پرت کرد... تموم وجودش می لرزید...زانوهاش سست شده بود و گفت _ به خدا قسم که راست میگی... جز خدا هیچکس از این موضوع خبر نداشت... آرهه من برای حسین شما گریه کردم😭
مرد ناصبی(!) برای امام حسین گریه کرد، مولا خریدارش شد...😭
وسط پل روبه روی نجف وایساد و شهادتین رو گفت... اشهد ان لا اله الا الله... اشهد ان محمد رسول الله... اشهد ان علیا ولی الله... (:
همون لحظه شیعه شد...دل داد به آقا امام علی صلوات الله علیه... رو کرد به مرد شیعه و _ فلانی! هفته بعد حتما منم با خودت ببر نجف...
یه هفته گذشت... پنجشنبه رسید... مرد شیعه رسید به پل... دیگه اون مرد ناصبی رو ندید... یه مرد تازه شیعه شده رو دید که عاجزانه درخواست می‌کرد ببرتش نجف.. ببرتش کربلا :)
به نجف ک رسیدن گفت _ من شرمندم... من خیلی شرمنده ام... چشمای منو ببند... چشامو ببند و به حرم ببرم...
مولا... ما هم شرمنده ایم... شرمنده ایم که اونطور که باید شیعه شما نیستیم... شرمنده ایم که شیعه حرفی ایم... شرمنده م آقا از اینکه عملم حرفه... و حرفم عمل نیست...(':
شب جمعه بود از اون ور راهو گرفتن رفتن کربلا...پای دل بود که می بردشون... (:
وایساد روبه روی ضریح شش گوشه...
تو حال خودش بود... یه قطره اشک؟