مثلا یه نگاه به گنبد حضرت عباس بندازی و یه نگاه به بطری تو دستت...و آروم بطری تو بزاری کنار آبخوری...
و فلسفه ش هم فقط بین خودت باشه و آقا(':
مثلا تو اتوبوس بشینید همون صندلی های آخر و مسیر برگشت رو اشک بریزید با مرور خاطرات...
یکی یه مداحی بزاره و اون یکی بگه
_ یادته عراقیها به خاطر ایرانیا تو موکبشون اینو گذاشته بودن؟
یادته، یادته یه شب تا صبح اینو گوش دادیم و سکوت کردیم فقط؟
یادته نجف، نزدیک حرم امام علی، راه حرم رو پیدا نمیکردیم؟
یادته نمیدونستیم چجوری آدرس بپرسیم، می گفتیم، اَینَ حرم؟! (':
که اونم از نوحه این عمار نگو خودم عمارتم، کش رفته بودیم
پله برقی رو یادته؟
اینو از هر ایرانی ای بپرسی میگه بهت کجاست...
یادته یه شب نزدیکای سحر از موکب تا حرم امام علی رو پیاده و با حس عجیبی رفتیم؟
یادته گنبد رو که دیدیم؟ اون لحظه رو یادته؟
از ساعت یک و سی و هشت دقیقه یکشنبه بیست و هشت اردی بهشت نود و نه تا هفت و نوزده دقیقه همان روز...
در حال و هوایی عجیب و آشنا. تو ام با حس شرمندگی و غمگینی...
امضاء: منتظرالمنتظر
ولی مطمئنم به امید خدا این اربعین اگر برم و برگردم و یاد اون روزام بیفتم همش نوای الهی عظم البلاء تو گوشم پژواک میشه(':
سیدی!...
چند وقتی میشود که تابلوی روزشمار را سر در دامان نصب کرده ایم... چند وقتی میشود که دلمان شده یک پل معلق ... که با یک باد می لرزد... با یچ باد مخالف... که همه می گویند به زودی بهار را رنگ می بخشید اما آن حوالی کسی میگوید، تو از کجا می دانی؟ می دانم... نباید به باد مخالف بها داد... میخ پل را سفت میکنم و مستحکم تر می ایستم... حال می شنوم صدای قدومتان را...
تابلوی روزشمار یک روز جلو رفت...
[#سیدی]
طبیعت جوان با امید با پشتکار با خستگی ناپذیری و... همراهه.
بخشی از مشکلات ما ناشی از خطر پذیر نبودنه یا امیدوار نبودنه یا پشتکار نداشتن، ابتکار نداشته که اینها در جوانان وجود نداره...
[#سیدنا]
میگه
_ تو قدیم رو با الان مقایسه میکنی؟
بهش میگم
_ آره قبول دارم الان گوشی و مجازی و اینا بخشی از انحرافات جامعه از جمهوری اسلامیه... ولی قبلا هم با همون رادیو با همون تلویزیون با خیلی کارا و ترفند ها علیه مسائل فرهنگی جمهوری اسلامی کار می کردند. یه سریا هم از انقلابی بودن پشیمان شدند... چرا چون مبانی معرفتی قوی ای نداشتند... حواسمون خیلی باید خاطر جمع باشه... تا با چهارتا سوال و دو تا شبهه انگشت حیرت به دهان نگیریم و نگیم عه راست میگه ها بدویم بریم تو حذب اینا...
[اندر احوالات]