eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
293 دنبال‌کننده
948 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
یه جایی یه متنی خونده بودم که جمله بندی دقیقش یادم نیست یه شمه کلی میدونم ازش اونم این که _وقتی آدم گناه میکنه... پشیمون میشه بعد نماز که یه سجده شکر که میره، گذرا و عجولانه نگه الهی العفو به خاطر همه چی... قشنگ وقت بذار... دل بده... بگو خدایا... اون روز فلان گناهو کردماااا، اونو ببخش... خدایا اون روز اون اتفاق که افتادا، ببخش... می بخشی منو؟ (':
مردی نبود فتاده را پای زدن دستان ضعیفی تو بگیری مردی.
آسمون نیلی... پنجره ای رو به نسیم شبانگاهی...پیچش نوای اذان... خنکای اول شب... ابر های در آغوش ماه...
می گفت _ماه رو ببین! حالا بیا دل آدمی رو ببین... اصلا بیا دل منو ببین... مثل یه شیشه کروی گرد و خاک گرفته که هر بار که دست از گناه میشوره آدم، یه تیکه دستمال میگیره دستش و یه گوشش رو پاک میکنه... میشه براق... سفید... حالا دوباره ماه رو ببین...اینه که من همیشه تو شعرا و نثرام ماه رو به دل تشبیه میکنم... در امتداد انگشت اشاره اش، ماه نشسته بود کنج آسمان براق... سفید و نقره ای دوست‌داشتنی من! ((': این هم حرفی بود دیگر... هرکس به یک چیز تشبیهش می‌کرد... [اَندَرْ اَحوآلآت]
آدم دوست داره این پیرزن های مسجدی رو که با جوونا می شینن((': به خصوص اگه باهاشون اربعین کربلا رفته باشی...
مثل پیچیدن بوی بیسکویت پرتقالی تو فضای اتاقک کوچک ماشین
یا مثلا الآن دلم می خواد سیصد و شصت و پنج روز برگردم عقب و یهو خودمو حس کنم تو خونه خانومگل در حال چیدن سفره بلندبالای افطاری... پیچ رادیو ی آقاجان بچرخه و نوای اسماءالحسنا با نسیم شبانگاهی از پنجره به داخل جهیده،یکه تازی کنه... ولی تهش میبینم بدون خانومگل و آقاجان نشستیم دور هم، خانواده خودمان... و این هم به یادگار از قرنطینه ماند برایمان... مثلا الآن اذان را می‌گویند و مادر می گفت دعاهای هنگام اذان مستجاب می‌شود. اللهم عجل لولیک الفرج... ...
یا مثلا پنجره رو باز کنم.. دستمو تکیه بدم به طاقچه زیرش و خودمو جلو بکشم... صدای اذان بپیچه لابه لای گیسوی باد.... نفس بکشم و از ته دل طلب کنم ظهورشان را... ...
مثل پیچیدن عطر هلو تو یه جنگل فرورفته در مه که یه حاله مات از سبز پررنگ و دایره های صورتی مشخصه... ( ':
لیلا‌ی فلسطین، دلِ مجنون برایت در حیفآ هنوز میتپد...💙🌿 [تو یه کانال دیده بودم]
یا مثلا دلم میخواد صدای گنجشک های اول صبح رو ضبط کنم و شب بشینم گوش بدم بهش(:
می گفت _ که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی!...