مثلا نسیم از پنجره به داخل جهیده در نمایشگاه انقلاب و درست از کنارِ منِ زیرِ بنر دو متری با دوربین ایستاده، رد بشه
مثلا مثل پیاده روی ساعت شش و ده دقیقه صبح و صدای ماشین و رعد و برق و باران و همهمه گنجشکا و باز شدن در آموزشگاه و قدم های سریع و بلندم تا کلاس قاف
مثلا مثل نگاه کردن به کوه های مرموز غرق در سیاهی شب اطراف جاده وقتی رو صندلی عقب ماشین نشستی و داری فکر میکنی به حس آشنای اون لحظه.
_ إِنْ أَعْطَيْتَ لَمْ تَشُبْ عَطَاءَكَ بِمَنٍّ وَ إِنْ مَنَعْتَ لَمْ يَكُنْ مَنْعُكَ تَعَدِّياً (':
[اگر عطا كنى، عطاى خويش به منت نياميزى و اگر منع كنى، منع كردنت نه از روى ستم باشد.]
_تَشْكُرُ مَنْ شَكَرَكَ وَ أَنْتَ أَلْهَمْتَهُ شُكْرَكَ!... (':
[ پاداش نيک دهى كسى را كه سپاست گويد، با آنكه تو خود او را بر سپاس گفتن الهام كرده اى!]
_وَ تُكَافِئُ مَنْ حَمِدَكَ وَ أَنْتَ عَلَّمْتَهُ حَمْدَكَ!..
[جزاى خير دهى كسى را كه تو را بستايد، با آنكه تو خود او را ستايشگرى آموخته اى]
_أَنْتَ الَّذِي فَتَحْتَ لِعِبَادِكَ بَاباً إِلَى عَفْوِكَ وَ سَمَّيْتَهُ التَّوْبَةَ :')
[اى خداوند، تويى كه در عفو به روى بندگانت گشوده اى و آن را توبه ناميده اى.]
_ وَ أَنْتَ الَّذِي زِدْتَ فِي السَّوْمِ عَلَى نَفْسِكَ لِعِبَادِكَ تُرِيدُ رِبْحَهُمْ فِي مُتَاجَرَتِهِمْ لَكَ :')
[اى خداى من، تو كسى هستى كه در معامله با بندگان خود، همواره به سود آنان در بها مى افزايى]
_ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ مِنْ أَلِيفٍ آنَسَ مُقْبِلاً فَسَرَّ وَ أَوْحَشَ مُنْقَضِياً فَمَضَ :')
[بدرود اى همدم ما كه چون بيايى، شادمانى و آرامش بر دل ما آرى و چون بروى، رفتنت وحشت خيز است و تألم افزاى]
_اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقَّتْ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ قَلَّتْ فِيهِ الذُّنُوبُ...
[بدرود اى همسايه اى كه تا با ما بودى، دلهاى ما را رقت بود و گناهان ما را نقصان]
_اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ مِنْ نَاصِرٍ أَعَانَ عَلَى الشَّيْطَانِ وَ صَاحِبٍ سَهَّلَ سُبُلَ الْإِحْسَانِ...
[بدرود اى ياريگر ما كه در برابر شيطان ياريمان دادى و اى مصاحبى كه راه هاى نيكى و فضيلت را پيش پاى ما هموار ساختى]