eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
292 دنبال‌کننده
948 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
.......!
یاد آن روزهایی افتادم که یارانتان را به خانه شان، رساندید... کربلا... تهران... قم... و خودتان نیز در زادگاهتان کنار رفیقتان ماندید...
دعوتمان نمی‌کنید حاج قاسم؟(':
شب بود وسط جاده یه اتوبوس سبقت گرفت ازمون... چشمامو بستم و سرمو تکیه دادم به پنجره... میون خوب و بیداری یهو خودمو تو اتوبوس به مقصد مهران تصور کردم... و کل مسیرو با این فکر تو بیداری خواب دیدم(':
_ دلبر دلش گرفته دلدار گریه کرده... +عاشق همیشه وقت دیدار گریه کرد :) _ در کسوت گدایی حرفی بلد نبودیم + سائل همیشه جای اصرار گریه کرده :) _ بر دوستی بنده مشتاق تر خدا بود +از توبه گنهکار، غفار گریه کرده... :) _ درد مریض را جز درد آشنا نفهمید + گاهی طبیب هم با بیمار گریه کرده :') _ با گریه طفل هرچه که خواسته گرفته + حاجت گرفته کودک هربار گریه کرده:) _ یک یا حسین گفته وا کرده روزه اش را + آن تشنه که زمان افطار گریه کرده... :) _یاحسین... +یاحسین... آرام جانم! :"))
_ روضه بعد نماز ما تسبیحات حضرت زهرا... (':
+ رب الدخلنی مدخل صدق!... (':
دم دمای صبح تو موکب نجف... همه خواب بودن... همونجور خوابیده بین تاریک روشن موکب چشم چرخوندم... سکوت دلنشینی بود... آروم زدم به شونش... +بریم حرم؟ _ خبر بدیم و بریم... + خوابند آخه... سری تکان داد و دم دمای صبح تو تاریک روشن آسمون نیلوفری نجف، میون خنکای سحرگاهی راه حرم رو در پیش گرفتیم:')
همینجوری بدون دلیل و با هزار و خورده ای دلیل، یاد دیالوگ همیشگی حاج قاسم افتادم _ یقیناً کُلُّهُ خَیر :)
حتی آب معدنی ای که تو مراسم تشییع پیکر شهید حاج قاسم تو کرمان می‌دادند، الان ته کمدم بین یادگاری هام رخ می نمایاند... (: چه لفظ ته دل خالی کنی: + شهید حاج قاسم(':
حتی یه تیکه از اون نون های عراقی ته کمدم تو جعبه عینک توسی رنگم نگه داشتم و هربار خاطرات اربعین تداعی میشه..