eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
294 دنبال‌کننده
947 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
مدام تو سرم داره می‌پیچه لحنِ مظلومِ شهید رئیسی : شام هیئتی‌ هم باشه، تبرکه؛ مال امام حسینه!
دلم می‌خواد از این جوّ خارج شم‌ و خارج از این کره خاکی بشنونم صدای کره‌ی زمین رو :)
در لگد کوبِ حوادث جانِ دیگر یافتم چون غُبار از زیرِ پایِ کاروان برخاستم
دلم برای عِلم می‌سوزه که ابزاری شده دستِ عده‌ای. دلم برای انسان بیشتر می‌سوزه که فهمش‌ رو با اون علمِ ابزاری می‌سنجند... حقیقت طلب باشیم *از معدود نوشته‌جاتِ به وقتِ‌ تاسف!
آدرس غلط به شما ندهند! نهج‌ البلاغه را اگر عمیق بخوانیم، خواهیم یافت که در شبیه ترین دوره به دوره مولا علی'ع زندگی می‌کنیم. . .
یه حرفی تو ذهنمه خطاب به اقای پزشکیان : آقای پزشکیان! زین پس شما رئیسِ جمهور ۸۷ میلیون جمعیت ایران هستید. مردم پای کار هستند! اختیار با شما است که کسانی را روی کار بیاورید که اعتماد ملی را خدشه دار نکرده باشند. اگر برای ایران آمده اید، ایران از روی کار آمدن عده‌ای زخم خورده است؛ حواستان به درد مردم باشد. ایران داغدارِ قهرمانان‌ ملی‌اش است، حواستان به داغِ مردم باشد. ایران در دلش آب تکان نمی‌خورد، حواستان به امنیت مردم باشد. ایران پس از سال‌ها، تازه در سه سال گذشته روزنه‌ی امیدی یافته بود، حواستان به امیدِ مردم باشد. ایران از خاطراتِ هشت‌ ساله‌ی دولت روحانی بیزار است، حواستان به‌ اعتماد مردم باشد. ایران... ایران... ایران... جناب رئیس جمهور! با بسم‌ الله شروع کنید و بار امانتِ سنگینِ خدمت به مردم را بر دوش بیندازید و نگذارید خم به ابروی مردم آید. مردم لطیف اند، ناز دارند، ولی نعمتان اند؛ حواستان به مردمی که روزی شهید رئیسی نازشان را می‌کشید، باشد!
نظر لطفتونو میرسونه🌿
رواله
از دیدِ آیندگان، ما اوراقِ کُهنه کتابِ تاریخی هستیم؛ قدرِ خود را بدانیم!
نگاه؛ نگاهِ محزون، نگاهِ اشک‌بار. اشک‌؟ اشکِ یک جفت چشم هنگام شنیدن روضه. روضه؟ روضه وصالِ کربلا؛ اولین وصالِ کربلا، فوَقَفَ در خاکِ نینوا، گام‌های متوقف‌ شده در صحرایِ‌ دور از فرات، روضه؟ اولین خیمه‌هایی که مهیا شد، خیمه‌ی غیرت الله در بلندای تیررسِ نگاهِ عدو ، خیمه‌ی عقیله در گودیِ دور از نگاهِ عدو، نگاه؟ نگاهِ طفلان، نگاهِ پدر، نگاهِ مولا(ع) میان کاروان، نگاهی که ماند روی نگاه حضرتِ خواهر، نگاهی که حرف داشت، نگاهی که غم داشت. در اوج غم، صبر داشت، استقامت داشت. نگاه؟ نگاهِ خواهر به برادر، نگاه برادر به خواهر، نگاهِ امام(ع)...
•| مَلْجَأ |•
• ا‌شک‌هایی که عطر #یاس دارند. یک روز مانده به محرم خانومگل چادر به کمر می‌بندد و دیگ عدسی را بر کا
کوچه پس‌کوچه های روستای‌ جد پدری‌ام را قدم‌ می‌زدیم. ساره می‌گفت : اشکِ چشمِ آدمی چه عطری دارد؟‌ صدای نوحه نزدیک تر می‌شد مداح زمزمه می‌کرد : ایل و تبارم‌.. هرچی که دارم... دار و ندارم... فداته حسین... خنکای هوای کوهستانی در چادرم پیچید و ردّ اشک بر گونه‌ام سوخت. سنگریزه‌ها جابه جا می‌شدند و صدای نوحه نزدیک تر میشد. رایحه عود و عطر دارچینِ عدسیِ هیئتی در فضا پیچیده بود: معنی دنیا، خوشگلِ زهرا جوونیم آقا فداته حسین... جلو تر رفتیم و عطر یاس‌های خانه جد پدری‌ام به مشام رسید. نفس کشیدم عطر یاس‌ها را. دستمال پارچه‌ایِ گلدوزی‌ شده‌‌ی در دستم میان باد کوهستانی تکان می‌خورد. هر سال اول محرم‌ماه که میشد گویی رسمِ تبارِمان بود که عطرِ یاس بر دستمالِ اشک‌مان بزنیم. بوییدم عطر یاس را و مانند خانومگل زمزمه کردم: یا فاطمه‌ خیرالنساء(س). راست می‌گفت ساره اشک‌ ها عطر دارند، عطر !