#شیمایی
#راوی_جانباز_شهید
#غلامحسین_مهدی_زاده
تنفس و تأثير گازهاي شيميايي موجود در منطقه باعث شده بود كه چشمهاي ما دچار سوزش و ريزش اشك زيادي شود و حالت تهوع و استفراغ به بچهها دست داده بود. ديگر كسي نميتوانست خودش راه برود. يك مقداري كه راه آمديم چشمهايمان خواه ناخواه روي هم رفت و كسي بايد دستمان را ميگرفت. حالت تهوع و استفراغ باعث شده بود كه بچهها از پا بيفتند و ديگر تقريباً كسي نبود كه بتواند با پاي خودش راه برود. به همين خاطر هم پس از حدود 2 ساعتي كه در منطقه بوديم، دستور عقبنشيني صادر شد و حدود ساعت يك بعدازظهر بود كه ما به كمك امدادگرها از منطقه عقبنشيني كرديم. لطف خداوند اين بود كه هنوز وارد عمل نشده بوديم، زيرا اگر وارد عمل ميشديم با وضعيتي كه برايمان به وجود آمده بود ممكن بود تا آن مقدار پيشروي را كه بچهها داشتند از دست بدهيم و آن مناطق دوباره به دست عراقيها افتاده و زحمات بچهها به هدر برود. گردان ما تنها نبود و يك سري گردانها و لشكرهاي ديگر نيز بودند، لشكر عاشورا لشكر 25 كربلا و بچهها شمال نيز بودند و ممكن بود آنها هم خواه ناخواه به خاطر سهل انگاري و عدم توانايي بچههاي ما از بين بروند.
(چندتن از این جانبازان عزیز که در تصویر بالا عکسشان را مشاهده می کنید جزو جانبازان شیمیایی بودند.)
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398