حفظ آثار شهدای دستجرد
#شهادت_عبدالحمید
#راوی_جانباز_گرامی
#حسین_احمدی_دستجردی
پس از شهادت احمد فصیحی ما ده روز در خط مقدم جبهه بودیم. من و عبد الحمید باهم بودیم. پس از ده روز به پشت جبهه برگشتیم تا تجدید قوا کنیم و یک استحمام و استراحتی داشته باشیم. و آنجایی که برای استراحت می رفتیم تا خط مقدم نیم ساعت راه بود خیلی از خط دور نبود. چند روزی استراحت کردیم و مجدد ما را به خط مقدم فرستادند. آنجا مسئول خمپاره ۱۲۰ بودیم. یکبار که با بچه ها و عبدالحمید کنار سنگر بودیم یک خمپاره خورد به خاکهای کنار سنگر و من آن لحظه دیدم یک ترکش به سمت عبدالحمید رفت. و عبدالحمید هم پرید داخل سنگر؛ نیم ساعت بعد از این ماجرا که سه روز قبل از شهادت عبدالحمید بود آمد و گفت: ما کارمان اینجا تمام است. من یه خواهشی از تو دارم و یک حرفی را می خواهم به تو بگویم؛ آیا می خواهی با من بیایی یا نه؟ حالا عبدالحمید منظورش چیز دیگری بود و من متوجه حرف هایش نشدم. و ادامه داد بیا باهم فرار کنیم برویم دستجرد؛ گفتم: آخر چطوری؟ گفت: ببین احمد رفت بیا تا ماهم فرار کنیم برویم. منظورش فرار به سمت آسمان بود و من هم اصلا متوجه منظور عبدالحمید نمی شدم. و ایشان داشت یک جورایی راه پرواز در آسمان را به من یاد آور می شد که یعنی اگر دوست داری شهید بشوی با هم شهید بشویم. که من متاسفانه دیر متوجه حرف هایش شدم. بله این هم از معجزات شهدا بود که هنوز شهید نشده بودند اما از خیلی چیزها آگاه بودند. احمد در حق من دعا کرد و عبد الحمید می خواست که من با او به آسمان بروم. من هر جا که می رفتم خمپاره ۱۳۰ همانجا کنار من بر زمین می خورد و گودال های بزرگ دو الی سه متری بوجود می آورد اما به من اصابت نمی کرد. خیلی هم دل و جگردار بودم و از خمپاره نمی ترسیدم هر جا که بودم چه تو سنگر چه بیرون سنگر صدای خمپاره می شنیدم روی زمین می خوابیدم که ترکش نخورم بچه ها بعد مرا می دیدند و با تعجب می گفتند: احمدی که اینجاست!! سالمه چیزیش نشده است. ولی خب قسمت و تقدیر من نبود که شهید شوم و هر کس لایق بود شهادت هم روزیش می شد. بخاطر شهادت احمد فصیحی که همشهری ما بود سنگر من و عبدالحمید را جدا کرده بودند که اگر اتفاقی افتاد برای هر دوتایمان نیافتد. و سالم برگردیم و قرار بود شب قبل شهادت عبدالحمید ما باهم بودیم و قرار بود سه روز بعد باهم به مرخصی برویم. ما نماز صبح که خواندیم بعد ازنماز صبح یک خمپاره از سقف سنگر به داخل سنگر عبدالحمید و همرزمانمان می خورد. بچه های داخل سنگر مجروح شدند و عبدالحمید هم مجروح شده بود ولی تا آمده بودند او را به بیمارستان صحرایی برسانند در راه شهید می شود. من چون به دستور فرمانده امان سنگرم از سنگر عبدالحمید جدا بود وقتی خمپاره آمد به سنگرشان برخورد کرد با اینکه سنگرهایمان نزدیک هم بود ولی متوجه نشده بودم که مجروح شده و او را به بیمارستان صحرایی فرستادند بچه ها چون می دانستند ما تازه داغ شهید احمد فصیحی را دیده ایم وقتی عبدالحمید شهید می شود تا شب نگذاشتند که من بفهمم که مباد روحیه ام از دست برود و برای همین نشد که لحظه ی آخر بالای سر عبدالحمید باشم. و بعد از شهادت عبدالحمید مرا به سنندج فرستادند تا کارهای مرخصی ام زودتر انجام شود و زودتر بروم تا حداقل به مراسمات عبدالحمید برسم
و همان طور که گفتم قرار بود باعبدالحمید سه
روز بعد به مرخصی برویم. ولی او شهید شد و
پیکر مطهرش را به اصفهان فرستادند و من با پای خودم رفتم معراج شهدای اصفهان و دو روز بعد در معراج سر عبدالحمید را در آغوش گرفتم و با او وداع کردم.
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
#کمک_به_خانواده
#رادی_برادر_گرامی
#شهید_دفاع_مقدس
#عباس_فصیحی
پدرم بخاطر کار و کاسبی بیشتر در تهران بود. برای همین خلع نبود پدر در زندگی را عباس برای مادرم پر می کرد. و در کارهای منزل و بیرون منزل به مادرم کمک می کرد. و خیلی بهتر از بقیه ی فرزندان دیگر کمک حال مادرمان بود. ما خانواده پر جمعیتی بودیم. و مادرم چندتا فرزند قدو نیم قد داشت و در نبود پدر دست تنها بود. الحق که بودن عباس برای خانواده نعمت بزرگی بود. و در کارهای کشاورزی پا به پای پدر در صحرا در گرما و سرما کار می کرد. عباس تا قبل از سربازی در روستا بود و سپس برای کار به تهران آمد و کنار دست پدر در صنف خشکبار و آجیل مشغول به کار شد.
#اخلاق_رفتار
عباس اهل نماز و روزه بود. به هیچ عنوان نمازش ترک نمی شد. خدا ترس بود. و از کارهای حرام دوری می کرد و از اعمالش مراقبت می کرد. خوش خلق و مهربان بود؛ مردمدار و با مرام و با گذشت بود. خیلی به والدین احترام می گذاشت. و مراقب بود تا زیر دستانش از دست او ناراحت نشوند. در کار دنیا بی منت و ریا کمک حال همه بود. و یک انسان کامل بود. و دلشکستن در مرامش نبود. اهل غیبت نبود. و اهل اینکه خلاف کسی را به رویش بیاورد و یا بدی کسی را بزرگ کند و با آبرویش بازی کند نبود. یک آدم دوست داشتنی بود همه اورا دوست داشتند. امین و امانتدار بود و خیانت در حق کسی نمی کرد. و چشمش دنبال مال دنیا نبود.
#خصوصیات_بارز
این دو خلصت عباس خیلی به چشم می آمد. ایشان اهل تهمت زدن نبود و در حفظ آبروی یک مومن کوشا بود. اهل خیانت در امانت هم نبود.
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
زینبزینب_۲۰۲۳_۰۲_۰۵_۲۰_۱۵_۴۸_۷۳۷.mp3
10.5M
🖤#سلیممؤذنزاده
زِینبزِینب...
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
🌹ساختم به نانی تا بسازم جهانی..
تا نسازی نهانی! به شهیدان نمانی..
#مدیون_شهدا_هستیم
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
🌹وصیتنامه ام را با دقت بخوانید
تنها ارثی که بجا می گذارم...
سنگر است،
همه وارث باشید
#وارث_شهداییم
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
✍ #خاطرات_افلاکیان
خروسی غریبه بالای دیوارمان آمده بود. خروس داخل حیاط شروع به پر و بال زدن کرد تا از #حریم_خود دفاع کند.
من و محمدرضا در حیاط نشسته بودیم محمدرضا گفت: «مادر! یعنی من اندازه یک خروس هم نیستم که به #جبهه بروم و از #وطنم دفاع کنم؟»
قبل از این بارها از من خواسته بود تا راضی شوم و او به جبهه برود اما دلم به رفتنش راضی نمی شد. وقتی این حرف را شنیدم #گفتم: برو مادر! رضایت می دهم که به جبهه بروی.»
او با خوشحالی پیشانیم را بوسید و رفت تا آماده رفتن به جبهه شود.
✍ #راوی : مادر شهید
🌷 #شهید_محمد_رضا_وفایی_نژاد🌷
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
✍ #قسمتی_از_وصیت_نامه_شهید
«این حقیر در ایام اربعین #سید_سالار_شهیدان در مقابل حرم #حضرت_ارباب(علیه السلام)، از خداوند خواسته و امام حسین(علیه السلام) را به عنوان #واسطه قرار دادم تا این #جهاد و #پیکار نصیبم گشته و روزی این بنده سراپا تقصیر گردد. اگر عزم رفتن به سوریه کردم و از خداوند خواستار این موضوع گشتم به این دلیل بود که نمی توانستم نسبت به #مظلومیت مردم سوریه، در خطر بودن حرم آل الله که اگر فداکاری آن ها نبود چیزی از #اسلام باقی نمانده بود و تلاش تکفیری ها در جهت مخدوش ساختن چهره ی اسلام در عالم و البته #ندای_رهبر_فرزانه_انقلاب که فرمودند سوریه نباید سقوط کند، که اگر در این مقطع زمانی و مکانی در مقابل شان ایستادگی نکنیم باید در #مرزهای_خودمان شاهد آغاز درگیری ها بودیم ...»
🌷 #شهید_مدافع_حرم_عباس_آسمیه🌷
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398