eitaa logo
°کُنج°🇮🇷
97 دنبال‌کننده
271 عکس
22 ویدیو
0 فایل
ما آدمها اهل کلمه ایم، اگر یوقت هوای کلمه ردیف کردن بسرتون زد من اینجام : @kateb_khatoon
مشاهده در ایتا
دانلود
کتابی که داشتم می‌خوندم... «خدایا! دیدی این هم نموند؟ دیدی از اول عباس ها رو برای خودت میخواستی؟ حالا دیگه کار به کارش ندارم...» برشی از کتاب
مدام رفاقت رسیده :) دخترم میگه: مامان عکستو توش نشونم بده! میگم مامان من تو این شماره عکس ندارم. اصرار داره که چرا داری😅... در آخر قبول میکنه خودش مدام رفاقت منو ببره ورق بزنه و عین چشماش مواظبش باشه. راستی چه خوبه مدام رفاقت جلدش سبز طوره. درست عین خود رفیق که سرسبزیه.
«من از سال تولدم بدم آمده» خیلی وقت پیش وقتی هنوز جنگ خودش را نکشیده بود روی فرش ایرانیها و چنگ نینداخته بود به صورت رایانها و زهراهای سه ساله...فکر می‌کردم چه خوب وقتی به دنیا آمده‌ام. فکر می‌کردم اگر زمان ساواک بودم، اگر شکنجه بود و تهدید، بلد بودم هنوز مومن باشم؟ مومن به آرمان و باورم؟! فکر می‌کردم اگر زمان جنگ بدنیا آمده بودم، پشت جبهه کجا میرفتم؟! اصلا چقدر طاقتش را داشتم...؟طاقت از دست دادن...همه اینها دست به دست هم می‌داد که از سال تولدم راضی باشم. اما حالا میترسم میترسم توی جهان اتفاقاتی بیفتد که دیگر نتوانم آدم باشم! که احساس کنم قلبم خوب نمی‌زند و اگر می‌زند من خجالت زده‌ام از این تپیدن، از این آسایش... از اینکه حتی نان دارم بخورم! خیلی وقت است جهان جای تنگ و ترش و زمختی شده. هی جداره‌هایش می‌افتد رویم و کاری از من برنمی‌آید!... حالا فکر میکنم اینکه در زمانی بدنیا بیایی که بچه‌ها را بکشند، با گلوله یا گرسنگی و تو حتی نتوانی نانت را هم به آنها بدهی، زمان خوبی نیست برای بودن. این جای جهان که ماییم خیلی ایستادن سخت شده... @yekonj
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گریه میکنم و این فیلم را اینجا پست میکنم. اشک رسیده به لاله گوشم... خدایا چطور از ما میخواهی دندان را بگذاریم روی جگر و زنده بمانیم و جلوی چشممان بچه‌ها را...؟! این چه امتحانی است از ما میگیری😔 از منِ مادر
هیئت الذاکرین848250011025743617_286055868490972.mp3
زمان: حجم: 3.8M
السلام علیک یا سیدنا العشاق❤️... ۱ روز تا محرم... 🎙️خانم طبایی 🖋سیده حکیمه نظیری
متن این پادکست را قبل از محرم نوشتم. نه، من ننوشتم. رزق بود... امشب که خودم شنیدم مثل مرهم بود. شما هم گوش کنید شاید که نه حتما این شبها دوای ما پیش حسین(ع) است...
خدایا😭 این بچه ها که دست و پایشان را جنگ می‌گیرد بازی و خنده و غذایشان را ظالم خونخوار می‌بلعد... این بچه‌ها که گناهی ندارند چرا این صحنه عریانِ سراسر درد و رنج و جراحت را پایان نمی‌دهی؟ تا کی ببینیم و گریه کنیم و هزار بار بمیریم و هنوز اسرائیل نفس‌ بکشد 😭
مادر باشی ببینی نفس بچه‌ها را می‌بُرند با گلوله با درد با گرسنگی با تله غذایی... با گرفتن سرپرستشان... و باز بخواهی قوی باشی از سختترین امتحان های دنیاست😔...
باورم نمیشه 🥺🌱... چی شد که مرحمت کردید یه زائر از بهشت شما یاد من بیفته مولای من؟!
مشکل: نمیخواهیم در زندگیِ خودمان بهتر شویم، میخواهیم از زندگیِ دیگران بهتر شویم! _ هر جایی و تا لحظه مرگ، بهتر از ما وجود دارد؛ حتی یک عده سنگ قبرشان از ما زیباتر است؛ آرامشتان را با مقایسه و برتری جویی نکُشید. @alaviat
غروب قبل از اینکه پسرم بیدار شود و دوباره بروم توی اتاق نیمه تاریک و روی پا تکانش بدهم، سینک پر از ظرف بود. یادم رفت کف زدم یا نه اصلا یادم رفت ظرف داشتم می‌شستم. رفتم سراغ گوشی و وقتی دیدم همکارم پیام گذاشته فلان مطلب نرسید تازه یادم آمد قرار بود بنویسم! برگشتم توی اشپزخانه چایی بریزم وقت برداشتن استکان دیدم سینک پر از کف‌های ریز است. ظرف‌ها از اینهمه آلزایمر کف کرده بودند...
دلم گرفته برایت نگو نمی‌دانی کمی به نیّت من «انشراح» می‌خوانی ؟ فردا که آفتاب نزده از خانه بروی من یک چیزی را در این جهان بزرگ گم می‌کنم. « خودم» را! غریب می‌شوم ولی ندار نه خودت گفته‌ای خانه و آبادی‌ات منم! وطن و کاشانه و ریشه‌ات... تو در قلب من زندگی می‌کنی حرف می‌زنی می‌خندی حتی برای خواباندن بچه‌ها برایم صلوات میفرستی... برو ولی دست پر برگرد! طوری که برای بچه ها تعریف کنم بابا هرسال اربعین می‌رفت کربلا و طوری برمی‌گشت که به دوری‌اش راضی می‌شدم. اصلا آدم نیمه وجودش را فقط محض زیارت ارباب دور از خودش تاب می‌آورد.